فصلنامه
کلیدواژه‌ها = موش صحرایی

تاثیر کافئین در دوران بارداری بر هیستولوژی، مورفومتری، ‌فلورسنت بافتی و بیان ژن PAX6 در شبکیه چشم نوزاد موش بزرگ آزمایشگاهی

دوره 9، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 123-138

https://doi.org/10.52547/JCT.9.2.123

حسن مروتی، لیلا عینی، مسعود ادیب‌مرادی، حجت عنبرا

چکیده هدف: در تحقیق حاضر، تاثیر بافت شناسی تجویز کافئین در دوران بارداری بر روی شبکیه چشم و بیان­ژن PAX6 در نوزادان موش بزرگ­آزمایشگاهی مورد ارزیابی قرار گرفت.
مواد و روش­ها: تعداد 24 سر موش­بزرگ ­آزمایشگاهی باردار به سه گروه مساوی تقسیم شدند. گروه کنترل سرم ­فیزیولوژی و دو گروه دیگر کافئین را با دوزهای 50 و 100  میلی­گرم بر کیلوگرم به­صورت داخل­­صفاقی از روز نهم تا بیستم آبستنی دریافت نمودند. نوزادان متولد شده در روزهای اول و پنجم آسان­کشی و ناحیه سر آن‏ها جداسازی و داخل فیکساتیو ثابــت شد. همچنین نوزادان از نظر ناهنجاری­های ظاهری نیز بررسی شدند. ارزیابی­های هیستولوژی و مورفومتری شبکیه، تغییرات فلورسنت بافت چشم و بیان ژن PAX6 با روش رونویسی معکوس واکنش زنجیره­ای پلیمراز (Real-time PCR) بررسی شد.
 نتایج: نتایج نشان داد که دریافت کافئین مادری بر شبکیه چشم نوزادان متولد شده با تغییرات آتروفیک همراه بوده و موجب کاهش معنی­دار (05/0>p) در تراکم سلول‏های لایه گانگلیونی، ضخامت شبکیه و ضخامت لایه شبکه داخلی شد. همچنین کافئین باعث تغییرات رفتاری در مادران و فلوروسنت بافتی شده و باعث افزایش معنی­دار (05/0>p) الگوی بیان­ژن PAX6 در گروه­های دریافت­کننده کافئین شد.
 نتیجه­گیری: دریافت کافئین در دوره بارداری تغییرات مشخص هیستولوژی و مورفومتری را در ارگانوژنز و اختلال بیان PAX6  در تنظیم تکوین چشم را سبب می­‫شود.
 

بررسی اثر کوئرستین بر بافت تخمدان موش های صحرایی ماده نژاد ویستار تحت درمان با سیکلوفسفامید و شاخص های رشد نوزادان آن ها

دوره 8، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 285-293

https://doi.org/10.52547/JCT.8.3.285

دینا ظهرابی، کاظم پریور، محمد حسین صنعتی، نسیم حیاتی رودباری

چکیده هدف: در این مطالعه اثر حفاظتی کوئرستین به‫عنوان یک آنتی اکسیدانت روی بافت تخمدان و باروری موش‫های صحرایی ماده در معرض سیکلوفسفامید بررسی شد.
مواد و روشها: 24 موش صحرایی ماده نژاد ویستار به 4 گروه 6 تایی تقسیم شدند. گروه اول سیکلوفسفامید با دوز 30 میلی‫گرم بر کیلوگرم وزن بدن، گروه دوم محلول توئین 80 و گروه‫های سوم و چهارم کوئرستین با دوز 50 و 100 میلی‫گرم بر کیلوگرم وزن بدن به‫همراه سیکلوفسفامید را به‫صورت درون صفاقی طی 30 روز دریافت کردند. تخمدان چپ موش‫ها خارج و پس از برش و رنگ آمیزی هماتوکسیلین-ائوزین توسط میکروسکوپ نوری بررسی شدند. همچنین 16 موش در 4 گروه (در هر گروه یک موش نر و سه موش ماده) به شیوه قبل تیمار شدند و موش‫ها جفت گیری کردند. پس از تولد نوزادان، شاخص‫های رشدی مورد مطالعه قرار گرفتند. داده‫ها با روش آنالیز واریانس یک‫طرفه تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: هر دو دوز کوئرستین باعث افزایش تعداد فولیکول‫های بدوی، افزایش قطر فولیکول‫های اولیه، کاهش تعداد فولیکول‫های گراف آترتیک، افزایش تعداد عروق خونی و افزایش تعداد فرزندان و شاخص‫های رشد آن‫ها به‫صورت معنی‫دار و کوئرستین با دوز 100 میلی‫گرم بر کیلوگرم باعث افزایش معنی‫دار قطر فولیکول‫های بدوی نسبت به گروه دریافت کننده سیکلوفسفامید شد.
نتیجه گیری: کوئرستین می‫تواند باعث کاهش عوارض داروی سیکلوفسفامید بر روی بافت تخمدان و بهبود شاخص‫های باروری شود.
 

مطالعه هیستومورفومتریک اثر عصاره الکلی دانه انگور (Vitis Vinifera) بر روی ترمیم زخم‏های دیابتی موش صحرائی نر نژاد ویستار

دوره 7، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 293-300

https://doi.org/10.52547/JCT.7.3.293

فریده الله گاهی، عبدالحسین شیروی، ویدا حجتی

چکیده هدف: هدف از این تحقیق بررسی اثرات دارویی هسته انگور سیاه  بر تغییرات هیستومورفومتریک ترمیم پوست در موش‏های صحرایی نر دیابتی بود.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه 48 سر موش  نر نژاد ویستار را  به 4  گروه (کنترل منفی، کنترل مثبت، تجربی یک ، تجربی دو) تقسیم شدند. در گروه‏های مورد آزمایش زخمی به‏طول سه سانتی‏متر در سمت چپ  ستون فقرات ایجاد شد. روند ترمیم زخم به‏صورت میکروسکوپی و ماکروسکوپی بررسی شد.
نتایج: زخم گروه‏های  دیابتی در مقایسه با گروه سالم ترمیم دیرتری نشان داد و التیام زخم در گروه‏های تجربی تیمار شده با عصاره الکلی هسته انگور  نسبت به گروه کنترل از سرعت بیشتری برخوردار بود. در این تحقیق از نرم افزار spss  ویرایش 16 به روش Mann- whitney, kruskal-wallis آزمون شد و نتایج در سطح (05/0p <) معنی‏دار تلقی شد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که عصاره الکلی هسته انگور موجب تسریع ترمیم زخم‏های پوستی نمونه‏های سالم و دیابتی می‏شود.
 

اثر محافظتی عصاره هیدرواتانولی L. Tragopogon graminifolius در بهبود آسیب کبدی موش‏های صحرایی نر تحت مسمومیت حاد با تتراکلرید کربن

دوره 7، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 131-140

https://doi.org/10.52547/JCT.7.2.141

لیلا السادات ندایی، ناصر میرازی

چکیده هدف: در مطالعه حاضر،‌ اثرات محافظتی عصاره هیدرو اتانولیTragopogon graminifolius extract (THE) ، در یک مدل آزمایشگاهی مسمویت CCL4 مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش‏ها: سه گروه (هر گروه 6 سر) موش صحرایی نژاد ویستار با مخلوطی حاوی 2 میلی‏لیتر بر کیلوگرم وزن بدن از روغن زیتون استریلیزه و CCL4‌ با نسبت 1:1، به‏همراه به ترتیب 200،‌400  و 800  میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن از THE‌ مورد تیمار قرار گرفتند. گروه شاهد مخلوطی حاوی 2 میلی‏لیتر بر کیلوگرم روغن زیتون CCL4‌ با نسبت 1:1 دریافت کردند. گروه شم 2 میلی لیتر بر کیلو گرم روغن زیتون دریافت نمودند. گروه کنترل 5/0 میلی لیتر سرم سالین نرمال به‏صورت درون صفاقی دریافت نمودند. بعد از 96 ساعت، بررسی پاتولوژی بافت کبد و پارامترهای بیوشیمیایی سرمی (‏نظیر  ALT‌و AST  و ALP ) در بین گروه‏های مورد تیمار بامخلوط CCL4  و دوزهای مختلف THE در مقایسه با کنترل انجام شد.   
نتایج: نتایج نشان داد دریافت CCL4 موجب نکروز و التهاب حاد در کبد موش‏ها می‏شود. تیمار با THE  منجر به یک کاهش وابسته به دوز معنی‏دار (05/0p<) در تمامی پارامترهای بیوشیمیایی و هیستولوژیکی بافت کبد مورد بررسی قرار گرفت.
نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان می‏دهد که عصاره‌ Tragopogon graminifoliu L. حاوی ترکیبات شیمیایی محافظت کننده ای نظیر آنتی اکسیدان‏ها و فلاونوئیدها است که قادرند با مکانیسم‌هایی نظیر مقابله با استرس اکسیداتیو، کبد را در برابر آسیب‏های کبدی ناشی از مسمومیت با تتراکلرید کربن محافظت کنند.
 

تاثیر واریس ورید تخمدانی بر هیستومورفولوژی و هیستومورفومتری‏های تخمدان موش صحرایی بالغ

دوره 7، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 171-178

https://doi.org/10.52547/JCT.7.2.171

سیمین فاضلی پور، نیلوفر عباسی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه تعیین این‏که آیا واریس ورید تخمدانی می‏تواند موجب تغییر در تعداد و اندازه فولیکول‏های تخمدانی شود، می‏باشد                                                                            
مواد و روش‏ها: در این مطالعه سه گروه ده تایی موش صحرایی ماده شامل گروه کنترل، شم و واریکوسل در نظر گرفته شدند. گروه واریسی تحت عمل جراحی قرار گرفتند و ورید تخمدانی چپ به‏طور نسبی بسته شد. بعد از دو ماه حیوانات تشریح و تخمدان آن‏ها بلافاصله خارج  شده و مقاطع بافتی با قطر 7 میکرومتر از تخمدان تهیه شدند. آنها پس از رنگ آمیزی با  هماتوکسیلین-ائوزین با میکروسکوپ نوری مورد مطالعه قرار گرفتند. داده‏ها با استفاده از آزمون‏های آنالیز واریانس یک‏طرفه تجزیه و تحلیل شدند. سطح معنی‏داری، 05/0p < در نظر گرفته شد.
نتایج: آنالیز آماری نشان داد تعداد فولیکول‏های بدوی در گروه واریسی نسبت به گروه کنترل و شم افزایش معنی‏داری داشته است. تعداد فولیکول های اولیه، ثانویه و گراف در گروه واریسی نسبت به گروه کنترل کاهش معنی داری داشته است. اندازة فولیکول‏ها به جز فولیکول ثانویه در بین گروه کنترل و واریسی تغییر معنی‌داری نداشته است. اندازة فولیکول‏های ثانویه در گروه واریسی نسبت به گروه کنترل کاهش معنی‏داری داشته است p <0.05).).
نتیجه‏گیری: واریس ورید تخمدانی باعث کاهش رشد فولیکول‏های تخمدانی شده و در مواردی باعث کاهش اندازه آن‏ها و ناباروری می‏گردد.

بررسی اثر هیپوگلیسمیک عصاره‌ی هیدروالکلی برگ گیاه شنگ در موش‌های صحرایی نر سالم و دیابتی

دوره 7، شماره 1، بهار 1395، صفحه 9-17

https://doi.org/10.52547/JCT.7.1.9

دنیا ضیافت دوست عابد، ناصر میرازی

چکیده هدف: هدف از انجام این مطالعه بررسی اثر ضد دیابتی عصاره هیدروالکلی برگ گیاه شنگ و سطح سرمی انسولین در موش‏های صحرایی نر سالم و دیابتیک می‏باشد.  مواد و روش‏ها: در این مطالعه تجربی از 42 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار استفاده شد. حیوانات به‏طور تصادفی به شش گروه 7 تایی شامل: کنترل، دیابتی (60 میلی‏گرم بر کیلوگرم وزن بدن استرپتوزوتوسین داخل صفاقی)، گروه‌های تجربی دیابتی (تحت درمان با  عصاره شنگ با دوز 200، 400 و 800 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن) و دیابتی تیمار شده با داروی متفورمین (500 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن) تقسیم شدند. درمان به‏مدت10 روز انجام شد. قند خون به‏طور روزانه اندازه‏گیری شد. در پایان آزمایش نمونه خون جهت اندازه‏گیری انسولین و نمونه بافت پانکراس جهت بررسی‏های بافت شناسی تهیه شد. داده‏های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل شدند. نتایج: تیمار موش‏های دیابتی با استفاده از دوز800 میلی گرم بر کیلوگرم عصاره شنگ نسبت به گروه کنترل به‏طور معنی‏داری (05/0(p < سبب کاهش سطح گلوکز پلاسما شد. همچنین استفاده از دوزهای 400 و 800 میلی‏گرم بر کیلوگرم عصاره توانست به‏طور معنی‏داری سبب کاهش گلوکز پلاسما نسبت به گروه دریافت کننده متفورمین شود (05/0 p <و 01/0(p نتیجه گیری: تجویز عصاره هیدروالکلی برگ گیاه شنگ احتمالا به‏دلیل دارا بودن ترکیبات فلاونوئیدی و فنولی، قادر است سبب کاهش گلوکز و افزایش انسولین خون در حیوانات دیابتی شود.

بررسی ترمیم نقص جزئی استخوان ران با استفاده از غشاء ژلاتین- کیتوسان و سلول های بنیادی مغز استخوان در موش صحرایی نر بالغ نژاد Albino Wistar (ارزیابی هیستومورفومتریک وایمونوهیستوشیمی)

دوره 7، شماره 1، بهار 1395، صفحه 59-69

https://doi.org/10.52547/JCT.7.1.59

آسا اجودانی، مهر انگیز صدوقی، سید همایون صدرایی، غلامرضا کاکا

چکیده هدف: این تحقیق به بررسی هیستومورفومتریک و ایمونوهیستوشیمی ترمیم نقص جزئی استخوان ران توسط سلول‏های BMSCs و غشای ژلاتین- کیتوسان در موش صحرایی بالغ نژاد آلبینو - ویستار پرداخته است. مواد و روش‏ها: در این بررسی تجربی60 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد آلبینو- ویستار به‏طور تصادفی در پنج گروه مساوی قرار گرفتند: گروه شاهد که بعد از ایجاد نقص هیچ درمانی دریافت نکردند، گروه شم که بعد از ایجاد نقص محیط کشت به‏صورت موضعی در محل تزریق شد، گروه ژلاتین – کیتوسان که از غشا در محل نقص استفاده شد، گروه سلول که پیوند غیر اتولوگ سلول‏های BMSC به‏صورت موضعی در محل نقص انجام شد، گروه سلول - غشاء که سلول به‏همراه غشاء ژلاتین – کیتوسان در محل نقص پیوند شد. نتایج: میانگین مساحت ترابکولای استخوانی در گروه‏های غشا و سلول  نسبت به گروه شاهد افزایش معنی‏داری را نشان داد. میانگین تعداد استئوسیت‏ها در ناحیه نقص در گروه سلول نسبت به گروه شاهد افزایش معنی‏داری نشان داد. میانگین تعداد استئوسیت‏ها در گروه‏های شم و غشا نسبت به گروه شاهد اختلاف معنی‏داری نداشت ولی این میانگین درگروه سلول- غشا  نسبت به گروه شاهد کاهش معنی‏داری داشت  (001/0p <). نتیجه گیری: پیوند سلول‏ها در ترمیم نقص موثر بوده و غشا هم می‏تواند به ترمیم نقص  کمک نماید ولی استفاده از سلول به‏همراه غشا کمک چندانی به ترمیم نقص جزئی  استخوان ران نمی‏کند.

بررسی ویژگی‏ها و قابلیت‌های سلول‏های درمی کشت شده بستر چنگال موش در ایجاد برهم‌کنش با اپی‏درم هتروتوپیک

دوره 6، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 409-420

https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.409

احمد قارزی

چکیده هدف: در این تحقیق ویژگی‏های مورفولوژیکی، کشت سلولی، ایمونوشیمیایی و القایی سلول‏های درمی چنگال موش صحرایی مورد مطالعه قرار گرفت. مواد و روش‌ها: ابتدا انگشتان موش از محل آخرین مفصل منتهی به چنگال قطع و بخش‌های قطع شده برای مطالعات بافت شناسی آماده شد. همچنین بافت درمی زیر صفحه چنگال استخراج و در شرایط in vitro کشت داده شد. سلول‏های کشت شده در پاساژ 2 و 3 به‏روی لامل متتقل و با آنتی بادی α-smooth muscle actin (ASMA) واکنش داده شدند. در نهایت سلول‏های کشت شده با DiI رنگ شده و به نیمه-فولیکول‌های ویبرسا و گوش پیوند زده شدند. نتایج: سلول‏های درمی چنگال از نظر ویژگی‏های ریخت‌شناسی، کشت سلولی، بیان پروتئین ASMA با پاپیلای درمی فولیکول مو شباهت نشان دادند. این سلول‏ها یک مورفولوژی دو قطبی و دوکی شکل را به نمایش گذاشتند که در یک ماتریکس خارج سلولی غنی از گلیکوزآمینوگلیکان قرار داشتند. اکثریت سلول‏های کشت شده پروتئین ASMA را در سیتوپلاسم خود بیان کردند و این پروتئین با شدت بیشتری در پاهای تیغه‌ای مشاهده شد. با وجود این، برخلاف سلول‏های درمی فولیکول مو این سلول‏ها قادر نبودند اپی‏درم اکتوپیک را برای ایجاد یک زائده پوستی القا کنند. نتیجه‌گیری: قابلیت القایی که در سلول‏های پاپیلای درمی فولیکول مو مشاهده شده است قابل تعمیم به سلول‏های درمی سایر ضمائم پوستی از جمله سلول‏های درمی چنگال نیست. از شواهد چنین استنباط می‌شود که عامل القا کننده موجود در سلول‏های پاپیلای درمی فولیکول مو در سلول‏های درمی چنگال بیان نمی‌شود.

اثر عصاره الکلی خیار دریایی گونه خلیج فارس بر تمایز اوستئوژنیک و آدیپوژنیک سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موش صحرایی

دوره 5، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 273-280

https://doi.org/10.52547/JCT.5.3.273

جواد بهارآرا، الهه امینی، فریده نامور، مژگان سلطانی

چکیده هدف :خیار دریایی به‏دلیل دارا بودن ترکیبات بیواکتیو مانند کندروئیتین سولفات در درمان بیماری‏های استخوانی مورد توجه است. در زمینه به‏کارگیری سلول‏های بنیادی مزانشیمی در ترمیم آسیب‏های استخوانی در سال‏های اخیر پیشرفت‏های خوبی انجام شده است. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی تمایز استئوژنیک و آدیپوژنیک عصاره الکلی خیار دریایی گونه خلیج فارس روی سلول‏های بنیادی مغز استخوان موش صحرایی نر نژاد ویستار صورت گرفت. مواد و روش‏ها: در این تحقیق تجربی آزمایشگاهی، سلول‏های بنیادی مغزاستخوان موش صحرایی نر توسط فلاشینگ جداسازی و توسط ایمنوسیتوشیمی تایید گردیدند. سلول‏ها در 9 گروه تجربی با دوزهای مختلف عصاره الکلی خیار دریایی 5/3، 25/6، 5/12، 25، 50، 100، 200، 400 و 800  میکروگرم بر میلی لیتر تیمار شده و با روش MTT سیتوتوکسیسیته عصاره مشخص گردید. 21 روز بعد، تمایز اوستئوژنیک و آدیپوژنیک توسط رنگ‏آمیزی آلیزارین رد، اویل رد و کیت آلکالین فسفاتاز بررسی شد. داده های کمی توسط نرم افزار SPSS، آزمون ANOVA  در سطح 05/0 p <تحلیل شدند. نتایج: دوز مناسب برای تیمار سلول‏های بنیادی غلظت‏های کمتر از 50 میکروگرم بر میلی‏لیتر تعیین شد. رنگ‏آمیزی اویل رد نشان داد خیار دریایی قابلیت تمایز سلول‏های بنیادی به دودمان آدیپوژنیک ندارد. رنگ‏آمیزی آلیزارین رد و فعالیت آلکالین فسفاتاز نشان دادند دوز 25 میکروگرم بر میلی‏لیتر عصاره الکلی خیار دریایی موثرترین دوز تمایز سلول‏های بنیادی به‏ دودمان استئوژنیک است. نتیجه‏گیری: نتایج این پژوهش بیان‏گر پتانسیل تمایزی اوستئوژنیک عصاره خیار دریایی خلیج فارس بر سلول‏های مزانشیمی مغز استخوان موش صحرایی می‏باشد.

بررسی اثرات هیپرگلیسمی و انسولین‌تراپی بر دوره استروس و ساختار رحم در موش‌ صحرایی

دوره 4، تابستان 92، تابستان 1392، صفحه 149-157

https://doi.org/10.52547/JCT.4.2.149

چکیده هدف: دیابت، به‎عنوان یک اختلال متابولیک،  دستگاه‌های مختلف از جمله اندام‌های دستگاه تولیدمثل را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در این مطالعه اثرات هیپرگلیسمی و انسولین‌تراپی بر دوره استروس، ساختار رحم و سطوح هورمون‌های هیپوفیزی و تخمدانی در موش صحرایی مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش: این تحقیق برروی 4 گروه (6n=) از موش‌های صحرایی ماده بالغ کنترل، هیپرگلیسمی، هیپرگلیسمی تحت تیمار با انسولین (انسولین) و شم (تزریق بافر سیترات به‎عنوان حلال استرپتوزوتوسین) انجام شد. القای هیپرگلیسمی توسط استرپتوزوتوسین (60 میلی‎گرم بر کیلوگرم به‎صورت داخل صفاقی) و تیمار انسولین (IU/kg20) به‎صورت روزانه انجام شد. در طول دوره آزمایش (36 روز)، تغییرات سیکل جنسی حیوان‌ها (تست اسمیر واژینال) بررسی و در روز 36 پس از خون‎گیری (جهت سنجش سطوح LH، FSH، استروژن و پروژسترون) شاخ راست رحم خارج، وزن و 3/1 میانی آن، مورد بررسی‌ هیستولوژیک و هیستومتریک قرار گرفت.
نتایج: در مقایسه با گروه کنترل و گروه انسولین، در گروه هیپرگلیسمیک علاوه بر آنکه وزن بدن، وزن و حجم رحم، حجم و ضخامت اندومتر و میومتر به‎طور معنی‎داری (001/0p <) کاهش  و سطح پروژسترون بطور معنی‎داری (001/0p <) افزایش یافت، اتساع عروقی و نفوذ سلول‌های التهابی نیز مشاهده شد. بین گروه کنترل و گروه تیمار با انسولین تفاوت معنی‌داری در متغیرهای بالا، مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: کاهش انسولین، استرس اکسیداتیو ناشی از هیپرگلیسمی، و اختلال احتمالی در محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-گناد (HPG)، رحم حیوانات هیپرگلیسمیک را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد. انسولین‌تراپی احتمالا به‎صورت مستقیم و یا از طریق اصلاح محور HPG و اختلالات متابولیک، می‌تواند به میزان زیادی از اختلالات رحمی ناشی هیپرگلیسمی بکاهد.

بررسی تغییرات بافتی کبد در موش‎های صحرایی کلستاتیک در فواصل زمانی مختلف

دوره 4، بهار 92، بهار 1392، صفحه 55-61

https://doi.org/10.52547/JCT.4.1.55

چکیده هدف: در کلستاز تغییر سطح اسیدها، نمک‌های صفراوی و اپیوئیدها با آسیب، فیبروز و نکروز بافت کبدی همراه است. برای بررسی میزان پیشرفت آسیب کبد، این مطالعه تاثیر زمانی بستن مجرای صفراوی بر تغییرات هیستولوژیک کبد موش صحرایی را نشان می دهد.
مواد و روش‌ها: کلستاز به وسیله بستن دو طرفه مجرای صفراوی و سپس قطع آن در موش‌های نر نژاد ویستار ایجاد شد. حیوانات به چهار گروه شامل:  شم و کلستاز (هفت سیزده و بیست و یک روز) تقسیم شدند. موش‌ها تحت بی‎هوشی کشته شده و کبد آن‌ها بلافاصله خارج شد. از نمونه‎های کبد پس از تثبیت و قالب‎گیری، مقاطع بافتی با ضخامت 5 میکرون تهیه گردید. مقاطع با روش هماتوکسیلین- ائوزین رنگ‎آمیزی و با میکروسکوپ نوری بررسی شدند.
نتایج: هفت روز پس از کلستاز نکروز کبدی و به هم ریختن نظم در سلول‌های برش کبد مشاهده گردید. سیزده روز پس از کلستاز سلول‌های نکروتیک افزایش یافته و هسته‌ها پر رنگ و چروکیده مشاهده شدند. 21 روز پس از کلستاز نکروز بافت کبدی به صورت گسترده تر مشاهده گردید. هسته‌ها متراکم شده و تکثیر مجاری مشاهده شد. همچنین مرز سلولی ناپدید شده و بافت منظم نبود.
نتیجه گیری: داده‌‌ها نشان داد که در نتیجه پیشرفت بیماری و تجمع اسیدها و نمک های صفراوی، ایجاد تغییرات بافتی مانند نکروز و فیبروز بسیار سریع بوده و آسیب‎های بافت کبد به سمت ایجاد سیروز به خوبی نشان دهنده نیاز به تشخیص و درمان سریع می‌باشد.
 
 

اثر کوارستین بر تغییرات هیستولوژیک بافت رحم در موش های صحرایی اواریکتومی شده

دوره 4، بهار 92، بهار 1392، صفحه 77-83

https://doi.org/10.52547/JCT.4.1.77

چکیده هدف: برداشتن تخمدان، ضخامت بافت پوششی مخاط آندومتر، تعداد سلول‏ها و غدد موکوسی را کاهش داده و لایه‏های دیگر رحم را تغییر می دهد. کوئرستین به عنوان یک فلاونوئید دارای خواصی از جمله جمع آوری کننده رادیکال های آزاد و آنتی اکسیدانتی است. این مطالعه به منظور بررسی اثر کوئرستین بر بافت رحم در موش‎های اوارکتومی انجام شد.
مواد و روش‎ها: در این مطالعه 25 سر موش صحرایی ماده نژاد ویستار در 5 گروه (5 نمونه در هر گروه) شامل: شاهد، اوارکتومی، اوارکتومی تیمار شده با کوئرستین، سالم تیمار شده با کوئرستین و شم تقسیم شدند. 15 میلی‎گرم کوارستین به ازای هر کیلوگرم وزن بدن به مدت 15 روز به صورت داخل صفاقی تزریق شد. در پایان دوره، موش‎ها با اتر آسان کشی شده و بافت های رحم پس از خارج شدن، در فرمالین سالین 10 درصد تثبیت گردیدند. سپس مقاطع بافتی تهیه شد و با استفاده از میکروسکوپ نوری پس از رنگ آمیزی با هماتوکسیلین- ائوزین بررسی شدند.
نتایج: در رحم موش‎های اواریکتومی شده، ضخامت لایه آندومتر به طور معنی داری کاهش یافت و بافت پوششی آن به صورت مکعبی در آمده بود. تعداد سلول‎ها و غدد در مقایسه با شاهد کاهش پیدا کرد. در گروه اوارکتومی تحت تیمار کوئرستین، ضخامت لایه آندومتر، تعداد سلول‎ها و غدد به طور معنی داری افزایش یافت.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که کوئرستین به‎عنوان آنتی اکسیدانت می تواند تغییرات حاصل از اوارکتومی را در بافت رحم در غیاب هورمون‎های تخمدانی بهبود بخشد.
 

بررسی مقایسه‌ای اثر عصاره گیاه یونجه پا کلاغی (Lotus corniculatus L.) و کرم فنی توئین 1 درصد بر التیام زخم پوست رت: مطالعه مورفومتریک و هیستوپاتولوژیک

دوره 2، پاییز 90، پاییز 1390، صفحه 213-224

https://doi.org/10.52547/JCT.2.3.213

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی التیام زخم پوستی پس از مصرف موضعی عصاره بخش های هوایی گیاه یونجه پا کلاغی در مقایسه با پماد فنی توئین در رت بود.
مواد و روش‏ها: پس از القای بیهوشی در 80 سر موش صحرایی نر، زخمی مستطیل شکل در پشت هرکدام از آنها ایجاد شد. التیام زخم در 8 گروه شامل: کنترل (A)، کرم فنی توئین 1 درصد (B)، پماد عصاره 10 درصد (C)، پماد عصاره 20 درصد (D)، پماد عصاره 40 درصد (E)، کرم فنی توئین 1درصد + پماد عصاره 10 درصد (F)، کرم فنی توئین 1 درصد + پماد عصاره 20 درصد (G) و کرم فنی توئین 1 درصد + پماد عصاره 40 درصد(H)  بررسی گردید. درمان و اندازه گیری زخم ها با آنالیز تصاویر دیجیتالی به مدت 21 روز صورت پذیرفت. جهت مطالعات میکروسکوپی در روزهای 3، 7، 14 و 21 از محل ترمیم نمونه برداری شد. التیام زخم برای همه گروه‏های تحت تیمار مشخص گردید. داده ها با نرم افزار SPSS18 آنالیز شدند.
نتایج: متوسط سطح زخم التیام یافته در گروه‏های E و H از متوسط سطح زخم سایر گروه ها کمتر بود (01/0>p ). همچنین بر اساس نتایج هیستوپاتولوژیکی برآیند کلی التیام زخم گروه های  Eو H بهتر از سایر گروه ها بود.
نتیجه گیری: با توجه به اثرات ضد التهابی، ضد میکروبی و ترمیمی عصاره گیاه یونجه پا کلاغی در مقایسه با داروی فنی توئین 1 درصد می‏توان اذعان نمود که ترکیبات موجود درگیاه عامل موثرتری در التیام زخم های جلدی تمام ضخامت می‏باشند.
 

بررسی اثر امواج موبایل بر تعداد فولیکول های تخمدان و میزان هورمون های FSH ، LH ، استروژن و پروژسترون در موش‏های صحرایی بالغ

دوره 1، پاییز 89، پاییز 1389، صفحه 27-34

https://doi.org/10.52547/JCT.1.3.27

چکیده هدف: اثر امواج تلفن های همراه بر بافت تخمدان موش‏های صحرایی بررسی شد.
مواد و روش‏ها: 28 سر موش صحرایی نژاد ویستار با وزن 20 200 گرم و سن90-80 روزه انتخاب و به 4 گروه (کنترل، شاهد، تجربی1و تجربی2) تقسیم شدند. گروه تجربی 1 دو هفته و تجربی 2 یک ماه روزانه 10 دقیقه در مجاورت تلفن همراه در حال مکالمه قرار گرفتند. گروه شاهد همین مدت در مجاورت تلفن همراه روشن بدون مکالمه قرار گرفتند. غلظت هورمون ها به روش الیزا اندازه گیری شد. تعداد فولیکول‏های تخمدان با تکنیک دیسکتور فیزیکی شمارش شد.
نتایج: تفاوت معنی داری در وزن تخمدان، تعداد فولیکول‏های اولیه و جسم زرد در گروه های مختلف مشاهده نشد. تعداد فولیکول‏های ثانویه در گروه‏های تجربی 1و2 و شاهد نسبت به گروه کنترل کاهش معنی‏داری و تعداد فولیکول های گراف در گروه تجربی 1 و شاهد نسبت به کنترل کاهش معنی دار ولی تعداد فولیکول آترتیک در گروه های تجربی 1و2 نسبت به کنترل و شاهد افزایش معنی داری نشان داد.  میزان هورمون  LH در گروه تجربی1 نسبت به کنترل و هورمون FSH  در گروه تجربی 2 نسبت به گروه های کنترل و شاهد افزایش معنی دار نشان دادند. هورمون‏های استروژن و پروژسترون در گروه‏های تجربی 1و2 نسبت به کنترل و شاهد افزایش معنی‏داری  نشان دادند.
نتیجه گیری: امواج موبایل آترزی فولیکول‏های تخمدانی را افزایش و  با اختلال در ترشح هورمون‏ها باروری را تحت تأثیر قرار می‏دهد.