مطالعه ی استفاده از رنگ آمیزی های اختصاصی در مشاهده ی سلول های نروگلی و الیاف میلین مخچه در مراحل جنین قرقاول تا جوجه یک روزه
دوره 15، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 113-129
https://doi.org/10.61186/JCT.15.2.113
منصوره عزیزی، احمدعلی محمدپور
چکیده هدف: قرقاول پرندهای دلنشین است که دم بلند و باشکوهش آن را از سایر گونههای ماکیان متمایز میسازد. مخچه به شکل شاخ و برگ که پشت سر هم در محور سری- دمی مغز قرار دارد، سازماندهی شده است. میلین پیچ خوردگی غشای پلاسمایی سلول الیگودندروسیت و شوآن اطراف یک آکسون میباشد که موجب عایق شدن آن و افزایش سرعت هدایت جریان عصبی میشود. با توجه به اهمیت و نقش اساسی دستگاه عصبی، تاکنون مطالعات زیادی روی سیستم عصبی پستانداران و سایر پرندگان صورت گرفته، لیکن در مورد تکامل دستگاه عصبی قرقاول تحقیقاتی انجام نشده است بههمین دلیل، این تحقیق پیشنهاد شده است. مواد و روشها: در این مطالعه از 06 عدد تخم نطفه دار قرقاول استفاده شد. تخمهای سالم در دستگاه انکوباتور اتوماتیک قرار گرفتند و در روزهای مختلف فرد جنینی از روز 7 و جوجه یک روزه نمونه برداری سر جنین، انجام شد و در فرمالین 01 درصد فیکس شدند، سپس مراحل آماده سازی بافتی انجام شد و با رنگهای تخصصی لوکسال فاست بلو کرسیل اچت ویوله و فسفوتنگستیک اسید-هماتوکسیلین مالوری رنگآمیزی مقاطع انجام شد.در نهایت نمونهها جهت مطالعهی میکروسکوپی آماده شدند. نتایج: در مخچهی جنین 7 روزه قرقاول، الیاف میلین بهصورت رشتههای بسیار نازک کوتاه در بین سلولهای اولیه عصبی بهصورت نامنظم و پراکنده دیده شدند. با افزایش سن جنین تراکم، و احتمالا طول الیاف میلین و اندازهی سلولهای عصبی افزایش یافت و همچنین آرایش فضایی الیاف میلین بهصورت دستجات قطور منظم، دیده شد و تقریبا از جنین 71 روزه ی قرقاول به بعد، آرایش منظم این الیاف، باعث تشخیص ماده سفید و خاکستری مخچه شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که میلین و سلول های گلیال از سن 7 جنینی در مخچهی قرقاول شروع به تشکیل مینمایند و با افزایش سن جنین، این سلولها نیز بزرگتر شده و کاملا فضای بین نورونها را پر مینمایند. همچنین الیاف میلین ابتدا در سن 7 جنینی بهصورت رشتههای بسیار نازک و پراکنده مشاهده شدند و با افزایش سن جنین، این الیاف متراکم تر شده و در نهایت در مادهی سفید مخچهی جوجه یک روزه، بهصورت باندل های بسیار قطور و منظم، آرایش فضایی مییابند.
تاثیر جلبک قرمز بر بافت شناسی معده، کبد و برخی فاکتورهای رشد تیلاپیای نیل (Oreochromis niloticus) طی جایگزینی در جیره غذایی
دوره 15، شماره 1، بهار 1403، صفحه 58-70
https://doi.org/10.61186/JCT.15.1.58
ساناز کرد، رحیم عبدی، اسحاق زمانی، رحیم پیغان
چکیده هدف: تحقیق حاضر با هدف تاثیر جایگزینی جلبک قرمز در جیره غذایی بر هیستومورفولوژی معده، کبد و برخی فاکتورهای رشد تیلاپیای نیل انجام گرفته است. مواد و روشها: ماهیان تیلاپیای نیل پس از آماده سازی بهمدت ۸ هفته با جیره های حاوی صفر، 3 ، 6 و 9 درصد وزن غذا بهوسیله جلبک قرمز با سه تکرار در هر تیمار تغذیه شدند. پس از پایان دوره ماهیان بیهوش شده و پس از باز کردن محوطه شکمی ضمن اندازهگیری برخی فاکتورهای رشد، نمونه بافتی به اندازه 5/0 سانتیمتر از قسمت میانی معده و کبد برداشت و در محلول ثبوتی فرمالین بافر ۱۰ درصد قرار داده شدند. مراحل معمول آماده سازی بافت شامل آبگیری با الکل، شفاف سازی با گزیلول، بلوکگیری با پارافین، برشگیری به ضخامت 4 تا 6 میکرون و رنگآمیزی در نهایت مطالعه با میکروسکوپ نوری انجام گرفت. همچنین جهت آنالیز آماری دادهها از نرم افزار SPSS نسخه ۲۱ استفاده شد. نتایج: نتایج مطالعات میکروسکوپی و آناتومیکی معده، کبد و برخی فاکتورهای رشد دستگاه گوارش نشان از بهبود و افزایش فاکتورهای اندازهگیری شده مانند درصد افزایش وزن بهویژه در گروه دریافت کننده جیره غذایی حاوی 9 درصد جلبک قرمز بوده است. نتیجه گیری: امکان استفاده از جلبک قرمز در جیره غذایی تیلاپیای نیل در سطح مذکور فاقد عوارض جانبی و نیز کاربرد آن باعث بهبود پارامترهای بافتی و رشد میشود. لذا استفاده از آن درجیره آبزیان یک راهکار ارزشمند جهت مدیریت هزینه تغذیه و بهبود عملکرد مزارع آبزی پروری بهویژه در گونه های تجاری باشد.
تاثیر واریس ورید تخمدانی بر هیستومورفولوژی و هیستومورفومتریهای تخمدان موش صحرایی بالغ
دوره 7، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 171-178
https://doi.org/10.52547/JCT.7.2.171
سیمین فاضلی پور، نیلوفر عباسی
چکیده هدف: هدف از این مطالعه تعیین اینکه آیا واریس ورید تخمدانی میتواند موجب تغییر در تعداد و اندازه فولیکولهای تخمدانی شود، میباشد
مواد و روشها: در این مطالعه سه گروه ده تایی موش صحرایی ماده شامل گروه کنترل، شم و واریکوسل در نظر گرفته شدند. گروه واریسی تحت عمل جراحی قرار گرفتند و ورید تخمدانی چپ بهطور نسبی بسته شد. بعد از دو ماه حیوانات تشریح و تخمدان آنها بلافاصله خارج شده و مقاطع بافتی با قطر 7 میکرومتر از تخمدان تهیه شدند. آنها پس از رنگ آمیزی با هماتوکسیلین-ائوزین با میکروسکوپ نوری مورد مطالعه قرار گرفتند. دادهها با استفاده از آزمونهای آنالیز واریانس یکطرفه تجزیه و تحلیل شدند. سطح معنیداری، 05/0p < در نظر گرفته شد.
نتایج: آنالیز آماری نشان داد تعداد فولیکولهای بدوی در گروه واریسی نسبت به گروه کنترل و شم افزایش معنیداری داشته است. تعداد فولیکول های اولیه، ثانویه و گراف در گروه واریسی نسبت به گروه کنترل کاهش معنی داری داشته است. اندازة فولیکولها به جز فولیکول ثانویه در بین گروه کنترل و واریسی تغییر معنیداری نداشته است. اندازة فولیکولهای ثانویه در گروه واریسی نسبت به گروه کنترل کاهش معنیداری داشته است p <0.05).).
نتیجهگیری: واریس ورید تخمدانی باعث کاهش رشد فولیکولهای تخمدانی شده و در مواردی باعث کاهش اندازه آنها و ناباروری میگردد.
بررسی ویژگیها و قابلیتهای سلولهای درمی کشت شده بستر چنگال موش در ایجاد برهمکنش با اپیدرم هتروتوپیک
دوره 6، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 409-420
https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.409
احمد قارزی
چکیده هدف: در این تحقیق ویژگیهای مورفولوژیکی، کشت سلولی، ایمونوشیمیایی و القایی سلولهای درمی چنگال موش صحرایی مورد مطالعه قرار گرفت. مواد و روشها: ابتدا انگشتان موش از محل آخرین مفصل منتهی به چنگال قطع و بخشهای قطع شده برای مطالعات بافت شناسی آماده شد. همچنین بافت درمی زیر صفحه چنگال استخراج و در شرایط in vitro کشت داده شد. سلولهای کشت شده در پاساژ 2 و 3 بهروی لامل متتقل و با آنتی بادی α-smooth muscle actin (ASMA) واکنش داده شدند. در نهایت سلولهای کشت شده با DiI رنگ شده و به نیمه-فولیکولهای ویبرسا و گوش پیوند زده شدند. نتایج: سلولهای درمی چنگال از نظر ویژگیهای ریختشناسی، کشت سلولی، بیان پروتئین ASMA با پاپیلای درمی فولیکول مو شباهت نشان دادند. این سلولها یک مورفولوژی دو قطبی و دوکی شکل را به نمایش گذاشتند که در یک ماتریکس خارج سلولی غنی از گلیکوزآمینوگلیکان قرار داشتند. اکثریت سلولهای کشت شده پروتئین ASMA را در سیتوپلاسم خود بیان کردند و این پروتئین با شدت بیشتری در پاهای تیغهای مشاهده شد. با وجود این، برخلاف سلولهای درمی فولیکول مو این سلولها قادر نبودند اپیدرم اکتوپیک را برای ایجاد یک زائده پوستی القا کنند. نتیجهگیری: قابلیت القایی که در سلولهای پاپیلای درمی فولیکول مو مشاهده شده است قابل تعمیم به سلولهای درمی سایر ضمائم پوستی از جمله سلولهای درمی چنگال نیست. از شواهد چنین استنباط میشود که عامل القا کننده موجود در سلولهای پاپیلای درمی فولیکول مو در سلولهای درمی چنگال بیان نمیشود.
مقایسه ویژگیهای ساختاری، کشت سلولی و القایی اجزا فولیکول پر و مو
دوره 4، تابستان 92، تابستان 1392، صفحه 205-216
https://doi.org/10.52547/JCT.4.2.205
چکیده هدف: با توجه به اینکه فولیکولهای مو و پر در جریان تکوین جنینی طی یک الگوی مشابه شکل میگیرند هدف تحقیق حاضر این بود که ساختار بافتشناسی، قابلیت رشد سلولهای درمی آنها در محیط کشت و قابلیت القایی این سلولهای کشت شده برای شروع برهمکنشهای درمی- اپیدرمی مورد مقایسه قرار گیرد.
مواد و روشها: فولیکولهای پر و مو بهترتیب از کبوتر و موش صحرایی تهیه شد. از یک طرف، برخی از فولیکولها برای کارهای بافتشناسی آماده شدند و از طرف دیگر فولیکولهای باقیمانده برای خارج کردن پاپیلای درمی از آنها مورد استفاده قرار گرفتند. پاپیلاهای خارج شده در محیط کشت رشد داده شدند. سلولهای کشت شده سپس به داخل نیمه-فولیکولهای موی بدون پاپپلا حاصل از موش بدون تیموس پیوند زده شدند. بعد از 28 روز فولیکولهای دریافت کننده پیوند مورد ارزیابی بافتشناسی قرار گرفتند.
نتایج: مطالعات بافتشناسی آشکار کرد که دو فولیکول (پر و مو) علیرغم داشتن تفاتهای مشخص بطور کلی دارای ساختار مشابهی هستند. سلولهای پاپیلای درمی فولیکول مو در محیط کشت نسبت به سلولهای پاپیلای پر از سرعت رشد بیشتری برخوردار بوده و تجمعات سلولی بزرگتر و متراکمتری را ایجاد نمودند. بر خلاف سلولهای پاپیلای مو، سلولهای پاپیلای پر نتوانستند در فولیکولهای تیمار شده سبب القا رشد مو گردند.
نتیجه گیری: علیرغم شباهت در الگوی رشد جنینی، ساختار بافتی و رشد در محیط کشت، بنظر میرسد که در حالت بلوغ پیامهای ارسالی از سلولهای کشت شده پاپیلای درمی فولیکول پر بوسیله سلولهای اپیدرمی فولیکول مو برای شروع برهمکنش درمی-اپیدرمی قابل شناسایی و پاسخگویی نیست.
تفاوتهای ماهیانه در فرآیند اسپرماتوژنز در جمعیتی از قورباغه مردابی Pelophylax ridibundus
دوره 4، بهار 92، بهار 1392، صفحه 25-33
https://doi.org/10.52547/JCT.4.1.25
چکیده هدف: در این مطالعه فرآیند اسپرماتوژنز در گونه قورباغه مردابی ساکن مخملکوه خرم آباد و تعیین نوع اسپرماتوژنز این گونه بررسی میشود.
مواد و روشها: تعداد 34 نمونه قورباغه مردابی نر طی ماههای اسفند تا شهریور از منطقه مطالعاتی جمع آوری شد. نمونهها با اندازهگیری صفات ریخت سنجی، مریستیک و کلیدهای شناساییبه طریق علمی شناسایی شدند. سپس غدههای تناسلی آنها خارج و برای تهیه مقاطع بافت شناسی آماده شدند. مقاطع تهیه شده در نهایت از نظر ویژگیهای بافتی و سه مشخصه کمی مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: مشاهدات میکروسکوپی نشان داد که آزادسازی اسپرم در این گونه طی فروردین ماه شروع شده و تا اواخر تیر ماه ادامه مییابد. در این ماهها کیستهای اسپرماتوژنیک در دیواره لولههای اسپرم ساز دیده میشوند. فرآیند رها سازی اسپرم طی ماههای مرداد و شهریور متوقف و به فاز استراحت خود وارد میشود و در این فاصله زمانی کیستها در دیواره لولهها مشاهده نمیشوند.در فاصله بین ماههای شهریور تا اسفند فاز ترمیمی در لولهها مشاهده می شود بطوریکه تعداد لایههای سلولهای زاینده افزایش مییابد. همچنین مطالعات کمی مشخص کرد که در فاصله اسفند ماه تا شهریور قطر لولههای منیساز و لایه زاینده ابتدا افزایش و سپس کاهش پیدا میکند ولی قطر لومن یک روند متضادی را نسبت به دو مؤلفه فوق نشان میدهد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بدست آمده، به نظر میرسد فرآیند اسپرماتوژنز در گونه مورد مطالعه بهشکل پیوسته صورت نمیگیرد بلکه فرآیندی نیمه پیوسته یا پیوسته بالقوه است.
آشکار سازی پتانسیل تکثیر سلولهای اپیدرمی زایندهی فولیکول مو به دنبال کندن مداوم رشتهی مو و ارتباط آن با سلولهای بنیادی و کنترل چرخهی رشد مو
دوره 3، تابستان 91، تابستان 1391، صفحه 127-140
https://doi.org/10.52547/JCT.3.2.127
چکیده هدف: هدف از انجام این پژوهش ارزیابی درستی نظریۀ بالژ در مورد قابلیت تکثیر شوندگی محدود سلولهای اپیدرمی واقع در انتهای قاعدهای فولیکول مو بود.
مواد و روشها: در فولیکول ویبریسای رت رشتههای مو یکبار و یا به دفعات متوالی کنده شده و به دنبال آن الگوی تقسیم سلولی و زنجیره وقایع ترمیمی در فولیکولهای تیمار شده با روشهای اندازهگیری طول رشته ترمیم شده، بافتشناسی فولیکول در حال ترمیم و ایمنوهیستوشیمی (با روش درون روی BrDU به سلولهای اپیدرمی) مورد سنجش قرار گرفت.
نتایج: بعد از یکبار و یا دفعات متوالی کندن مو، یک ماتریکس اپیدرمی جدید صرفا از فعالیت میتوزی سلولهای زاینده اپیدرمی باقیمانده در قاعده فولیکول ایجاد شد و در تشکیل این ماتریکس سلولهای ناحیهی بالژ نقشی نداشت. این ماتریکس منشا تولید موهای جدیدی شد که با سرعتی معادل همتایان طبیعی خود در فولیکولهای تیمار نشده رشد نمودند. طول نهایی موی ترمیم شده در فولیکولهای تیمار بسیار بلندتر از مویی بود که معمولا در طی فاز رشد در فولیکول طبیعی ایجاد شده بود.
نتیجهگیری: پتانسیل تکثیری سلولهای اپیدرمی قاعده فولیکول (بولب) محدود به یک چرخه نمیباشد. بنابراین توقف فاز رشد فولیکول از پتانسیل محدود این سلولها ناشی نمیشود بلکه احتمالا عوامل دیگری در این فرآیند دخالت دارند.
مطالعه بافت شناسی و فرا ساختمان بافت غضروف باله پشتی تاس ماهی ایرانی (Acipenser persicus)
دوره 2، پاییز 90، پاییز 1390، صفحه 203-212
https://doi.org/10.52547/JCT.2.3.203
چکیده هدف: با توجه به اینکه بررسی جامعی مرتبط با مطالعات بافت شناسی غضروف ماهیان خاویاری به ویژه تاس ماهی ایرانی صورت نگرفته است و به دلیل بومی بودن این گونهی با ارزش در سواحل جنوبی دریای خزر، در این تحقیق ساختار میکروسکوپیک نوری و الکترونی بافت غضروف باله پشتی تهیه گردید تا امکان بهره مندی از آن در سایر مطالعات تخصصی مرتبط فراهم گردد. مواد و روشها: مراحل معمول تهیه مقاطع بافت شناسی بر روی نمونهها انجام گرفته و از قالبهای پارافینی برشهای شش میکرون تهیه و رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین روی آنها انجام گرفت. برای مطالعه میکروسکوپ الکترونی، نمونهها پس از ثبوت اولیه و ثانویه و آبگیری، در داخل رزین آغشته گردیدند. پس از تهیه برشهای فوق نازک50 نانومتر در داخل یورانیل استات رنگ آمیزی گردیدند. نتایج: در مطالعه میکروسکوپ نوری مشخص گردید که این بافت از پری کوندریوم، کندروبلاست و کندروسیت تشکیل شده است و تعداد قابل توجهی از سلولهای بالغ آنها به صورت هم منشا و دارای لاکونای مشترک دیده شدند. در مطالعات فراساختاری کندروبلاستها دارای تجمع ارگانلهای داخل سلولی بیشتری نسبت به کندروسیتها بوده و این تجمع در سنین بالاتر چشمگیرتر بود ولی در همه سنین بافت غضروف دارای غشای ناصاف و مضرس بود. نتیجهگیری: بر اساس مطالعه انجام شده بافت غضروف باله پشتی از نظر ساختار میکروسکوپ نوری و الکترونی شباهت نزدیک به بافت غضروف باله پشتی در سایر گونهها را داشته اما تفاوت جزئی مشاهده گردید که قابل گزارش میباشد.
