فصلنامه
کلیدواژه‌ها = اسپرماتوژنز

اثر حفاظتی ویتامین E بر شاخص‏های اسپرماتوژنز در رت‌های تیمار شده با Bisphenol A

دوره 7، شماره 1، بهار 1395، صفحه 81-89

https://doi.org/10.52547/JCT.7.1.81

ملک سلیمانی مهرنجانی، سمیرا نادری نورعینی

چکیده هدف: هدف از ‌این مطالعه بررسی نقش بازدارندگی ویتامین E  (VE) بر شاخص‌های اسپرماتوژنز رت‌ها به‌دنبال تیمار با Bisphenol A بود. مواد و روش‌ها: رت‌های نر بالغ نژاد ویستار با میانگین وزنی10±231 گرم به‏طور تصادفی به 4 گروه (6=n): کنترل،  BPA (mg/kg/day250)، VE (mg/kg/day150) و BPA+ VE تقسیم شد. تیمار دهانی تا 56 روز و سه بار در هفته انجام گرفت. در پایان دوره تیمار، موش‌ها کشته شد و بیضه چپ آن‌ها توزین، فیکس و با روش Heidenhain's Azan رنگ‌آمیزی شد. بررسی‌های هیستولوژیک و مورفومتریک اسپرماتوژنز مورد ارزیابی قرار گرفت. داده‌ها با روش آماری One-Way ANOVA آنالیز و تفاوت میانگین‌ها در حد (05/0(p < معنی‌دار در نظرگرفته شد. نتایج: وزن بیضه )01/0 (p <در گروه BPA نسبت به گروه کنترل کاهش معنی‌داری یافت. کاهش معنی‌داری (001/0p <) در میانگین قطر لوله‌های منی‌ساز و ضخامت اپی‌تلیوم‌ زایشی و شاخص‌های ضریب تمایز لوله‌ای، ضریب اسپرمیوژنز و ضریب میوزی در بافت بیضه رت‌های تیمار شده با BPA در مقایسه با گروه کنترل مشاهده شد. در گروه BPA+VE، پارامترهای ذکر شده به‌طور معنی‌داری تا حد گروه کنترل افزایش یافت )04/0.(p < نتیجه‌گیری: ویتامین E می‌تواند اثرات نامطلوب Bisphenol A را بر اسپرماتوژنز جبران کند و بنابراین می‌تواند به‌عنوان یک مکمل درمانی در مورد سمیت Bisphenol A درنظر گرفته شود.

بررسی ارتباط پلی مورفیسم ژن TNFR1 با ناباروری ایدیوپاتیک مردان

دوره 7، شماره 1، بهار 1395، صفحه 103-110

https://doi.org/10.52547/JCT.7.1.103

متین باقری ماتک، فرهاد مشایخی، محمدهادی بهادری

چکیده هدف: در مطالعه حاضر، ارتباط پلی مورفیسم TNFR1 36A/G با ناباروری ایدیوپاتیک مردان در جمعیت گیلان بررسی شد. مواد و روش‏ها: این مطالعه شامل 106 مرد نابارور ایدیوپاتیک و 114 مرد بارور به‏عنوان گروه کنترل می باشد. نمونه خون تهیه و DNA ژنومی استخراج شد. سپس ژنوتیپ‏ها و فراوانی آللی با استفاده از روش PCR-RFLP ارزیابی و آنالیز آماری با استفاده از نرم افزار  MedCalc  انجام شد. نتایج: فراوانی ژنوتیپ‏های AA, AG, GG بیماران به‏ترتیب برابر 9/50، 5/7 و 5/41 درصد و نمونه‏های کنترل به‏ترتیب برابر 1/21، 3/33 و 6/45 درصد بود. فراوانی نسبی آلل A و G بیماران به‏ترتیب برابر 45/0 و 55/0 بود و نمونه‏های کنترل به‏ترتیب برابر 62/0 و 38/0 بود. نتایج نشان داد در فراوانی ژنوتیپی(P=0.002)  و آللی (P=0.0004) گروه‏های نابارور و کنترل ارتباط معنی‏دار دیده می‏شود.  نتیجه گیری: در نتیجه، به‏نظر می‏رسد در استان گیلان افراد با آلل G و ژنوتیپ GG بیشتر در معرض خطر ابتلا به ناباروری ایدیوپاتیک می‏باشند. مطالعات دیگری با تعداد بیشتری از بیماران جهت نشان دادن نقش پلی مورفیسم ژن TNFR1 در ناباروری مردان مورد نیاز است.  

تفاوت‎های ماهیانه در فرآیند اسپرماتوژنز در جمعیتی از قورباغه مردابی Pelophylax ridibundus

دوره 4، بهار 92، بهار 1392، صفحه 25-33

https://doi.org/10.52547/JCT.4.1.25

چکیده هدف: در این مطالعه فرآیند اسپرماتوژنز در گونه قورباغه مردابی ساکن مخمل‏کوه خرم آباد و تعیین نوع اسپرماتوژنز این گونه بررسی می‏شود.
مواد و روش‎ها: تعداد 34 نمونه قورباغه مردابی نر طی ماه‌های اسفند تا شهریور از منطقه مطالعاتی جمع آوری شد. نمونه‌ها با اندازه‌گیری صفات ریخت سنجی، مریستیک و کلیدهای شناساییبه طریق علمی شناسایی شدند. سپس غده‏های تناسلی آن‎ها خارج و برای تهیه مقاطع بافت شناسی آماده شدند. مقاطع تهیه شده در نهایت از نظر ویژگی‎های بافتی و سه مشخصه کمی مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: مشاهدات میکروسکوپی نشان داد که آزادسازی اسپرم در این گونه طی فروردین ماه شروع شده و تا اواخر تیر ماه ادامه می‎یابد. در این ماه‎ها کیست‌های اسپرماتوژنیک در دیواره لوله‌های اسپرم ساز دیده می‎شوند. فرآیند رها سازی اسپرم طی ماه‌های مرداد و شهریور متوقف و به فاز استراحت خود وارد می‌شود و در این فاصله زمانی کیست‌ها در دیواره لوله‌ها مشاهده نمی‌شوند.در فاصله بین ماه‏های شهریور تا اسفند فاز ترمیمی در لوله‌ها مشاهده می شود بطوریکه تعداد لایه‌های سلول‎های زاینده افزایش می‌یابد. همچنین مطالعات کمی مشخص کرد که در فاصله اسفند ماه تا شهریور قطر لوله‌های منی‌ساز و لایه زاینده ابتدا افزایش و سپس کاهش پیدا می‎کند ولی قطر لومن یک روند متضادی را نسبت به دو مؤلفه فوق نشان می‎دهد.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج بدست آمده، به نظر می‏رسد فرآیند اسپرماتوژنز در گونه مورد مطالعه به‏شکل پیوسته صورت نمی‌گیرد بلکه فرآیندی نیمه پیوسته یا پیوسته بالقوه است.
 

مطالعه اسپرماتوژنز و بافت شناسی بیضه گونه ای مارمولکLaudakia (Stellio caucasicus: Agamidae) caucasia در منطقه ده غیبی مشهد

دوره 2، پاییز 90، پاییز 1390، صفحه 193-202

https://doi.org/10.52547/JCT.2.3.193

چکیده هدف: مارمولک‏ها یکی از متنوع ترین گروه‏های موفق مهره‏داران ساکن بیابان‏های گرم دنیا هستند که مطالعه نحوه تولید مثل و گامتوژنز آنها کانون توجه زیست شناسان می‏باشد.
مواد و روش ها: این پژوهش از نوع تجربی آزمایشگاهی است و در آن به بررسی روند اسپرماتوژنز و تعیین آستانه تولید اسپرم، طی سه ماهه فصل بهار پرداخته شد. در اواخر هر ماه از فصل بهار، تعداد 10 عدد مارمولک Laudakia caucasia جمع آوری شدند. پس از شناسایی و بررسی‏های ریخت شناسی، بیضه ها از بدن حیوان خارج و برای انجام مطالعات بافت شناسی میکروسکوپ نوری آماده شدند. داده های کمی حاصل با استفاده از نرم افزارآماریSPSS  و روش های آماری ANOVA و Kruskal-Wallis در سطح 05/0 p < تحلیل شد.
نتایج: یافته های حاصل نشان داد که فرآیند اسپرماتوژنز در این مارمولک از اوایل ماه فروردین آغاز و به تدریج که هوا گرم می‏شود، فعال‏تر می‏گردد، به طوریکه در اواخر ماه خرداد اوج اسپرماتوژنز و تولید اسپرماتوزوآ بالغ مشاهده شد.
نتیجه گیری: مطابق مشاهدات بافت شناسی، روند اسپرماتوژنز در مارمولک Laudakia caucasia  از اوایل بهار وارد فاز فعال می‏شود و این روند تا اواخر بهار ادامه دارد. اوج تولید اسپرم در ماه خرداد می‏باشد.

بررسی اثر میدان‏های الکترومغناطیسی با فرکانس پایین بر روند اسپرماتوژنز و پروتئین‏های سرم خون موش نژاد Balb/c

دوره 2، بهار 90، بهار 1390، صفحه 47-56

https://doi.org/10.52547/JCT.2.1.47

چکیده هدف: هدف این پژوهش تغییرات ایجاد شده توسط میدان‏های الکترومغناطیسی با فرکانس پایین بر روند اسپرماتوژنز، میزان پروتئین‏های سرم خون و فعالیت آنزیم آلکالین فسفاتاز موش Balb/c است.
مواد و روش‏ها: موش‏های نر بالغ نژاد Balb/c در گروه‏های کنترل، شم و تجربی دسته بندی شدند. در گروه تجربی موش‏ها درون محفظه قرار گرفته و در معرض میدان الکترومغناطیسی با شدت 120 گوس، فرکانس 100 هرتز با شکل موج سینوسی یکسو شده به مدت 14 ساعت قرار گرفتند. پس از گذشت 48 ساعت، موش‏ها وزن و کشته شدند. تعداد سلول‏های زاینده در بیضه توسط آزمون هیستوتکنیک، سنجش سطح آنزیم آلکالین فسفاتاز توسط اتوآنالیزور و اندازه‏گیری پروتئین‏های شاخص سرم خون توسط آزمون الکتروفورز مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: هیچ گونه اختلاف معنی‏داری بین وزن موش‏ها و بیضه‏ها در بین گروه‏ها مشاهده نشد. سلول‏های اسپرماتوگونی و اسپرماتوسیت ثانویه در گروه تجربی نسبت به دو گروه دیگر افزایش معنی‏دار (p≤0.05) نشان دادند. سنجش درصد پروتئین‏های سرم خون نشان داد که در بین پنج پروتئین شاخص خون، درصد آلفا1 گلوبولین در گروه تجربی نسبت به گروه های کنترل و شم کاهش معنی‏دار (p≤0.05) نشان داد، با این وجود ارزیابی فعالیت آلکالین فسفاتاز تفاوت معنی‏داری را نداشت.
نتیجه گیری: در معرض قرار دادن موش‏های بالغ با میدان الکترومغناطیسی با فرکانس پایین (120 گوس، فرکانس 100 هرتز)، موجب تغییراتی در اسپرماتوژنز از جمله افزایش تعداد اسپرماتوسیت های ثانویه، ایجاد حالت سن سیتیوم در سلول‏های اسپرماتوژنیک، تخریب بافت بینابینی بیضه شد که می‏تواند منجر به کاهش باروری در موش‏ها شود.