بررسی خواص ضد میکروبی، آنتی اکسیدانی اگزوزوم ها و عصاره های تهیه شده از گیاهان دارویی زنجبیل، اسطوخودوس، پیاز و لیمو ترش
دوره 17، شماره 1، بهار 1405، صفحه 59-72
https://doi.org/10.66224/JCT.17.1.59
شقایق مردانی، پریچهر حناچی، ریحانه رمضانی، الهه مبارک قمصری
چکیده گیاهان به دلیل فواید بیشمارشان، توجه فزایندهای را در تحقیقات زیستپزشکی به خود جلب کردهاند. وزیکولهای مشتقشده از اگزوزومهای گیاهی،وزیکولهای کوچک در مقیاس نانو هستند که توسط سلولهای گیاهی ترشح میشوند. گیاهان،بادارا بودن مواد بیولوژیکی، تأثیر مفیدی بر سلامت انسان با کمترین سمیت نشان دادهاند. این مواد طبیعی پتانسیل قابل توجهی در تولید داروهای جدید دارند.
هدف از این پژوهش عصاره گیری واستخراج اگزوزوم اززنجبیل واسطوخودوس و پیاز و لیمو ترش وبررسی خواص آنتی باکتریال و آنتی اکسیدانی انها بود.
مواد و روشها:. ابتدا با استفاده از روش آبی اززنجبیل واسطوخودوس و پیاز و لیمو ترش عصاره گیری صورت گرفت اگزوزومها با کیت اگزوسان استخراج و خالصسازی شدند و با استفاده از تکنیک TEM شناسایی گردیدند. فعالیت ضد باکتریایی این اگزوزوم و عصاره ها در برابر گونههای گرم مثبت و گرم منفی، از جمله Staphylococcus aureus و Escherichia coli و Streptococcus pyogenes به روشMIC و انتشار دیسک بررسی شد. با استفاده از کیت اندازه گیری ظرفیت تام انتی اکسیدانی TAC میزان آنتی اکسیدان عصاره ها واگزوزوم ها اندازه گیری شد.
نتایج نشان دادند که تنها عصاره لیمو خاصیت ضد باکتریایی داشت و اگزوزوم ها ی زنجبیل و اسطوخودوس و پیاز و لیمو ترش فاقد خاصیت آنتی باکتریال بودند. در آزمون آنتی اکسیدانی، اگزوزوم اسطوخودوس بیشترین ظرفیت را از خود نشان داد.
نتایج این پژوهش نشان داد که گرچه اگزوزومهای گیاهی خاصیت ضد باکتریایی قابل توجهی نداشتند، اما دارای اثرات آنتی اکسیدانی مهمی بودند. شاید درآینده بتوان از آنها به عنوان حامل های زیستی در دارورسانی هدفمند بهره برد.
اثرات محافظتی آلفالیپوئیک اسید بر اختلالهای ناشی از استرس اکسیداتیو بر روی پارامترهای حیاتی اسپرم انسان القاشده توسط کادمیوم
دوره 16، شماره 1، بهار 1404، صفحه 51-69
https://doi.org/10.61882/JCT.16.1.51
فاطمه آشنا، حمیدرضا مومنی، طاهره اعتمادی
چکیده هدف: استرس اکسیداتیو بهعنوان یکی از عوامل مهم اختلال عملکرد اسپرم و ناباروری شناخته شده است. آلایندههای زیست محیطی مانند کادمیوم میتوانند با القای استرس اکسیداتیو بر پارامترهای اسپرم تأثیر منفی بگذارند. در پژوهش حاضر اثر محافظتی آلفا لیپوئیک اسید بهعنوان یک آنتیاکسیدانت قوی بر پارامترهای حیاتی اسپرمهای تیمار شده با کادمیوم کلراید بررسی شد. مواد و روشها: نمونههای اسپرم انسان به پنج گروه تقسیم شدند: 1) اسپرمهای لحظه صفر، 2) اسپرمهای لحظه180 دقیقه (گروه کنترل)، 3) اسپرمهای تیمارشده با کادمیوم کلراید (10میکرومولار) بهمدت 180 دقیقه، 4) اسپرمهای تیمارشده با آلفالیپوئیک اسید (50 میکرومولار) + کادمیوم کلراید (10 میکرومولار) بهمدت 180 دقیقه و 5) اسپرم تیمار شده با آلفالیپوئیک اسید (50 میکرومولار) بهمدت 180 دقیقه. پارامترهای حیاتی اسپرم (قابلیت تحرک، قابلیت حیات، تمامیت غشای پلاسمایی، تمامیت آکروزوم، پتانسیل غشای میتوکندری، شکستگی DNA، و شاخصهای استرس اکسیداتیو (قدرت آنتیاکسیدانتی کل و میزان پراکسیداسیون لیپیدی) در گروههای مختلف بررسی شد. نتایج: کادمیوم کلراید با افزایش سطح مالون دی آلدئید و کاهش ظرفیت آنتیاکسیدانتی کل باعث کاهش قابلیت تحرک، قابلیت حیات، یکپارچگی غشای پلاسمایی و آکروزوم، پتانسیل غشای میتوکندری و تمامیت DNA اسپرم شد، در حالیکه آلفالیپوئیک اسید توانست اثرات مخرب کادمیوم کلراید بر پارامترهای حیاتی اسپرم و شاخصهای استرس اکسیداتیو را جبران نماید. نتیجهگیری: استرس اکسیداتیو ناشی از کادمیوم کلراید بر پارامترهای اسپرم انسان اثرات مخربی القا میکند. درحالیکه آلفالیپوئیک اسید با خواص آنتیاکسیدانتی خود اثرات نامطلوب استرس اکسیداتیو بر اسپرم انسان را جبران میکند، که نشان میدهد آلفالیپوئیک اسید میتواند بهعنوان یک درمان مکمل در ناباروری مردان که ناشی از استرس اکسیداتیو است استفاده شود.
مهار آپوپتوزیس ناشی از استرس اکسیداتیو در نورونهای حرکتی قطعات کشت شده نخاع موش بالغ؛ اثرات محافظتی و آنتی اکسیدانتی کوئرستین
دوره 15، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 215-230
https://doi.org/10.61186/JCT.15.3.215
حمیدرضا مومنی، طاهره اعتمادی، حمیدرضا نقلی، نیلوفر دربندی
چکیده هدف: این پژوهش با این هدف انجام شد تا مشخص نماید که آیا کوئرستین بهعنوان یک آنتیاکسیدانت قوی، قادر است با کاهش استرس اکسیداتیو، آپوپتوزیس را در نورونهای حرکتی قطعات کشت شده نخاع بهتاخیر بیاندازد. مواد و روشها: قطعات ناحیه سینهای نخاع موشهای بالغ به سهگروه تقسیم شد: 1- لحظه صفر، 2- کنترل و 3- کوئرستین. برای بررسی قابلیت حیات قطعات نخاع از سنجش MTT و بررسی مشخصههای مورفولوژیکی آپوپتوزیس و تعداد نورونهای حرکتی از رنگآمیزی هوخست و پروپیدیوم آیوداید استفاده شد. در قطعات نخاع سنجش میزان پراکسیداسیون لیپیدی از روش مالوندیآلدهید و ظرفیت آنتیاکسیدانتیِ کل، از روش FRAP استفاده گردید. نتایج: پس از 6 ساعت (گروه کنترل)، قابلیت حیات قطعات نخاع، قطر و تعداد نورونهای حرکتی سالم در مقایسه با گروه لحظه صفر بهطور معنیداری کاهش یافت. همچنین، نورونهای حرکتی مشخصههای مورفولوژیکی آپوپتوزیس را نشان دادند. افزایش میزان مالون دی آلدهید و کاهش ظرفیت آنتیاکسیدانتی کل، بهطور معنی دار نسبت به گروه لحظه صفر نیز مشاهده شد. کوئرستین نه تنها توانست قابلیت حیات و تعداد نورونهای حرکتی سالم قطعات نخاع را افزایش دهد، بلکه مشخصههای مورفولوژیکی آپوپتوزیس را کاهش داد. همچنین، این آنتیاکسیدانت نسبت به گروه کنترل، بهطور معنیداری میزان مالون دی آلدهید را کاهش و قدرت آنتیاکسیدانتی کل را افزایش داد. نتیجهگیری: استرس اکسیداتیو میتواند یکی از مکانیسمهای دخیل در آپوپتوزیس نورونهای حرکتی قطعات کشت شده نخاع باشد و کوئرستین، بهعنوان یک آنتیاکسیدانت قوی، توانست با کاهش پراکسیداسیون لیپیدی و افزایش ظرفیت آنتیاکسیدانتی کل، قابلیت حیات قطعات را افزایش و مشخصههای مورفولوژیکی آپوپتوزیس را در نخاع بهتاخیر بیاندازد.
اثر اپیوم بر مارکرهای استرس اکسیداتیو در رده سلولی HepG2
دوره 15، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 257-268
https://doi.org/10.61186/JCT.15.3.257
ابراهیم عباسی، مونا پورجعفر، فاطمه میرزایی، علی قلعه ئی ها، مهرداد احمدی، سید سمیه میرزاجانی
چکیده هدف: بررسیها نشان میدهد که تریاک پس از تنباکو پرمصرفترین ماده مخدر در بسیاری از کشورها، بهویژه ایران می باشد. قسمت اعظم مواد مخدر توسط کبد متابولیزه می شود. لذا، مصرف تریاک می تواند بهطور مستقیم سبب آسیب سلولهای کبدی شود. لذا در این مطالعه اثر تریاک بر سیستم آنتی اکسیدانتی بافت کبد بررسی شد. مواد و روشها: در این تحقیق از رده سلولی سرطانی کبد انسان (HepG2) استفاده شد. در ابتدا زنده بودن سـلولها با استفاده از روش MTT مورد ارزیـابی قـرار گرفـت. سپس IC50 تعیین شد و همان غلطت و یک غلظت پایینتر و یک غلظت بالاتر (در مجموع سه غلظت) برای مطالعات بعدی استفاده شد. سپس پراکسیداسیون لیپیدی، میزان اکسیدانتی تام، و آنتی اکسیدانت تام اندازه گرفته شد. فعالیت آنزیمهای کاتالاز، گلوتاتیون پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز با استفاده از کیت انجام شد. نتایج: نتایج آنالیز آماری حاکی از اختلاف معنیداری در میزان مارکر های استرس اکسیداتیو بود (p< 0.001). در گروه دریافت کننده اپیوم با دوز 60 و 70 میکرو گرم در میلی لیتر در مقایسه با گروه کنترل میزان TOS و MDA افزایش معنیداری داشت (p< 0.001)، در حالیکه میزان TAC کاهش یافت(p< 0.001). همچنین فعالیت آنزیم های کاتالاز، گلوتاتیون پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز در گروههای درمان شده با تریاک کاهش نشان داد (p< 0.001). نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که تریاک میتواند سبب افزایش تولید رادیکالهای آزاد در کبد شده و فعالیت آنزیمهای آنتی اکسیدانتی را کاهش دهد.
فوقبیان ژن گلوتامات سمیآلدهیدآمینوترانسفراز گیاه یونجه در گیاه تنباکو و تحلیل نتایج فیزیولوژیک آن
دوره 14، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 180-202
https://doi.org/10.61186/JCT.14.1.180
مریم قاسم زاده، حمزه امیری، مهدی خزاعی، احمد اسماعیلی
چکیده هدف: مسیر بیوسنتز کلروفیل یکی از اهداف مهم ایجاد تغییرات ژنتیکی بهمنظور تغییر سرعت فتوسنتز و رشد گیاهان برای تامین افزایش تقاضای غذا در جمعیت رو به رشد جهان است. در این مطالعه تاثیر فوق بیان ژن GSA یکی از ژنهای مسیر بیوسنتز کلروفیل بر شرایط فیزیولوژیکی گیاه تنباکو مورد بررسی قرار گرفت. 5-آمینولوولینیک اسید (ALA) محصول ژن GSA است. ALA پیشساز ساخت تتراپیرولها است. این ترکیب نقش بسیار مهمی در سلولهای زنده دارد مثلا بهعنوان رنگدانهها، گیرنده نور (فیتوکروم)، گروه پروستاتیک بسیاری از پروتئینها (مثل سیتوکرومها، هموگلوبین، میوگلوبین و لگ هموگلوبین) و آنزیمها (مثل کاتالاز، آسکوربات، پراکسیداز و غیره) نقش دارند. امروزه ALA بهدلیل استفاده گسترده از آن در کشاورزی، جنگلداری و داروسازی مورد توجه زیادی قرار گرفته است. ALA در غلظتهای پایین فتوسنتز، رشد و نمو، عملکرد و بهرهوری را افزایش میدهد. همچنین ظاهر، رنگ میوه ، کیفیت و طعم محصولات را در گیاهان تیمار شده در شرایط عادی و استرسزا افزایش میدهد. ALA همچنین ویژگیهای آنتی اکسیدانی، جذب مواد مغذی، راندمان مصرف آب و تعادل اسمزی را در گیاهان بهبود میبخشد. مواد و روشها: در این تحقیق با توجه به مطالعات بیوانفورماتیکی cDNA ژن MsGSA گیاه یونجه رقم اصفهانی برای انتقال به گیاه تنباکو رقم Xanthi انتخاب گردید. از ناقل بیانی دوگانه گیاهی pBI121 که دارای ژن مقاومت آنتیبیوتیک کانامایسین برای انتخاب در باکتریها و گیاهان، محلهای برش برای آنزیمهای SacI و BamHI، پروموتر CaMV35S (پرموتور ویروس موزاییک گل کلم)، توالی خاتمه دهندهی نسخهبرداری nos و ژن گزارشگر β-گلوکورونیداز (GUS) استفاده شد. پس از ساخت سازه ژنی
pBI121-GSA و تایید انتقال سازه با استفاده از سه روش کلون PCR، هضم آنزیمی و ترادفیابی سازه مربوطه به اگروباکتریوم تومفسینس سویه LB4404انتقال داده شد. با استفاده از اگروباکتریوم واجد سازه ژنی، ژن مربوطه به ژنوم گیاه تنباکو منتقل و گیاهان تراریخته روی محیط گزینشی انتخاب شدند و وجود ژن با انجام PCR در گیاهان باززایی شده تایید شد. جوانههای تراریخته ریشهدار شده به خاک منتقل شدند. میزان بیان ژن GSA در گیاهان تراریخته حاصل با RT-PCR مورد ارزیابی قرار گرفت و میزان رشد و محتوای بیوشیمیایی آنها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: نتایج نشان داد که رشد گیاهان تراریخته بهصورت معنیداری بسته به میزان بیان ژن GSA افزایش یافت همچنین محتوای ALA (آمینولوولینیک اسید)، کلروفیل a، b و کلروفیل کل که محصول بیان ژن مربوطه میباشد. همچنین نتایج نشان میدهد که محتوای آنتوسیانینها، فلاونوئیدها و ترکیبات فنل گیاهان تراریخته متناسب با میزان افزایش بیان ژن GSA بهطور معنیداری نسبت به گیاهان تیپ وحشی افزایش پیدا کرده است.
نتیجهگیری: افزایش میزان رشد، محتوای کلروفیل a،b ، کلروفیل کل، ALA، آنتوسیانین، فلاونوئیدها و فنل گیاهان تراریخته متناسب با میزان افزایش بیان ژن GSA است و این بیانگر افزایش توان رشدی و افزایش پتانسیل مقاومت در گیاهان تراریخته تحت تاثیر ژن انتقالی GSA و افزایش محتوایALA است
بهبود کیفیت اسپرم اپیدیدیمی قوچ با افزون آنتیاکسیدان روتین طی نگهداری 48 ساعت بعد از سردسازی
دوره 14، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 107-115
https://doi.org/10.61186/JCT.14.2.107
حسین محمدی، ابوذر نجفی
چکیده هدف: غشای اسپرم سرشار از اسیدهای چرب غیراشباع است که نسبت به آسیب بهوجود آمده توسط ROS در نتیجه پراکسیداسیون چربیها بسیار حساس میباشد. استفاده از آنتیاکسیدان مناسب در رقیقکنندههای منی میتواند سطح ROS را کاهش دهد. پژوهش حاضر در جهت مقایسه غلظتهای مختلف آنتیاکسیدان روتین در فرآیند سردسازی اسپرم قوچ بود.
مواد و روشها: بعد از فراوری اسپرم اپیدیدمی پارامترهای جنبایی (CASA)، یکپارچگی غشا (HOST)، زندهمانی، پراکسیداسیون لیپیدی (MDA) در زمانهای 0، 24 و 48 ساعت بعد از سردسازی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج: دادههای حاصل از این آزمایش نشان دهنده آن است که در زمان 24 و 48 ساعت بعد از سردسازی افزون آنتیاکسیدان روتین در غلظت 75/0 و 1 میلی مولار باعث افزایش معنیدار جنبایی کل، جنبایی پیشرونده و سرعت در مسیر مستقیم میشود. نتایج پژوهش حاضر نشان دهنده آن است که تیمارهای آزمایشی در زمان صفر، 24 و 48 ساعت بعد از سردسازی تاثیری روی VAP، VCL و STR ندارد. نتایج حاصل از این آزمایش نشان دهنده آن است که در زمان 24 و 48 ساعت بعد از سردسازی افزون آنتیاکسیدان روتین در غلظت 75/0 و 1 میلی مولار باعث افزایش معنیدار زندهمانی، یکپارچگی غشا میشوند. همچنین نتایج نشان دهندهی آن است که تیمارهای آزمایشی باعث کاهش میزان MDA میشوند. نتایج گویای آن است که تیمارهای اعمال شده تاثیری در مورفولوژی اسپرم ندارد. نتیجهگیری: نتایج نشان دهندهی آن است که استفاده از آنتیاکسیدان روتین در غلظتهای 75/0 و 1 میلیمولار باعث بهبود کیفیت اسپرم قوچ میشود.
بررسی اثرN-استیل سیستئین و کادمیوم بر ویژگیهای هیستوپاتولوژی بافت کبد و بیان برخی از ژنهای مؤثر در تکثیر سلولی
دوره 13، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 177-186
https://doi.org/10.52547/JCT/13.3.177
بنت الهدا علیزاده، علی صالح زاده، نجمه رنجی، امیر آراسته
چکیده هدف: اثرات سمیتی مواجهه با کادمیوم عمدتا ناشی از تولید رادیکالهای آزاد اکسیژن، کاهش آنتیاکسیدانتهای سلولی و بروز استرس اکسیداتیو است که میتواند منجر به تخریب اجزای سلولی، آسیب به DNA، آپوپتوزیس و در نهایت آسیبهای بافتی شود. در این مطالعه به بررسی اثرات محافظتی N-استیل سیستئین، به عنوان یک ماده دارای خواص آنتیاکسیدانتی، در موشهای ویستار مواجهه یافته با کادمیوم از طریق بررسی بافتشناسی کبد و سنجش بیان ژنهای مؤثر در آپوپتوزیس و تکثیر سلولی پرداخته شد. مواد و روش ها: موشهای با وزن تقریبی 150-200 گرم در سه تیمار شامل، G1) تیمار شاهد، G2) تیمار دریافتکننده کادمیوم، و G3) تیمار دریافتکننده همزمان کادمیوم و N-استیل سیستئین دستهبندی شدند و بهمدت چهار هفته از مواد مورد نظر دریافت کردند. سپس نمونهبرداری از بافت کبد بهمنظور بررسی هیستوپاتولوژی و بررسی بیان ژنهای eif4e و mad1 صورت پذیرفت. نتایج: مواجهه با کادمیوم باعث ایجاد آسیبهای جدی در بافت کبد موش شد که شامل پرخونی رگ مرکزی، افزایش تعداد سلولهای التهابی و وجود التهاب در پارانشیم کبد بود، درحالیکه استفاده از N-استیل سیستئین موجب کاهش چشمگیر آسیبهای مذکور گردید. همچنین، استفاده از N-استیل سیستئین سبب کاهش چشمگیر بیان ژنهای eif4e و mad1 به میزان 14/2 و 27/2 برابر شد. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه پیشنهاد میکند که N-استیل سیستئین بهعنوان یک ماده آنتیاکسیدانت میتواند نقش مهمی در برابر آسیبهای بافتی ناشی از استرس اکسیداتیو و جلوگیری از القای آپوپتوزیس سلولی داشته باشد.
اثر متیلجاسمونات و سالیسیلیکاسید بر فعالیت آنتیاکسیدانتی، ترکیبات فنلی و فلاونوئیدی در کشت سلولی سیاهدانه (Nigella sativa)
دوره 12، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 122-133
https://doi.org/10.52547/JCT.12.2.122
سحر ابراهیمزاده، فروغ سنجریان
چکیده هدف: هدف این مطالعه القای کالوس و تولید سوسپانسیون سلولی از گیاه دارویی شناخته شده سیاهدانه Nigella sativa)) و بهدنبال آن تاثیر الیسیتورهای سالیسیلیکاسید و متیلجاسمونات برروی مقدار و توان آنتی اکسیدانتهای آن بود.
مواد و روشها: از برگهای لپهای گیاه، کالوس تهیه شد. سپس استقرار کشت سوسپانسیون سلولی با استفاده از کالوس مناسب، انجام شد. سلولها تحت تیمار با الیسیتورهای سالیسیلیکاسید و متیلجاسمونات قرار گرفتند و محتوی فنل کل و کارتنوئیدها در آنها سنجش شد. توان آنتیاکسیدانتی باروش FRAP اندازهگیری شد.
نتایج: نتایج نشان داد که تیمارها تاثیر معنیداری بر وزنتر کالوس ندارند اما وزن خشک کالوس تیمارشده با سالیسیلیکاسید بهطور معنیداری کاهش مییابد. بیشترین مقدار محتوی فنل کل در کشت کالوس و سوسپانسیون سلولی در تیمار با سالیسیلیکاسید مشاهده شد. تیمار سوسپانسیون سلولی با هر دو الیسیتور باعث افزایش معنیدار مقدار فلاونوئیدها شد. توان آنتیاکسیدانتی سوسپانسیون سلولی نیز در تیمارها افزایش معنیداری یافت که این افزایش در تیمار متیلجاسمونات کمتر بود.
نتیجهگیری: باتوجه بهنتایج بهدست آمده بهنظر میرسد الیسیتور سالیسیلیکاسید در سوسپانسیون سلولی سیاهدانه باعث القای بیشتر پاسخ نسبت به الیسیتور متیلجاسمونات شده و در نتیجه باعث القای بیشتر خاصیت آنتیاکسیدانتی میشود.
بررسی اثر افزودن سطوح مختلف ویتامین A در افزایش کیفیت اسپرم قوچ قزل طی سردسازی، انجماد و یخگشایی
دوره 12، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 134-145
https://doi.org/10.52547/JCT.12.2.134
مهدی نظری، حسین دقیقکیا، ابوذر نجفی
چکیده هدف: این پژوهش بهمنظوره بررسی اثرات حفاظتی افزودن سطوح مختلف ویتامین A بهرقیقکننده اسپرم قوچ طی نگهداری اسپرم تا زمان تعادل و قبل از انجماد در دمای سردسازی و انجماد و یخگشایی بود.
مواد و روشها: در این مطالعه، نمونههای اسپرم از 4 راس قوچ، بهوسیله واژن مصنوعی جمعآوری شد، پس از ارزیابی اولیه، نمونهها در صورت نرمال بودن باهم مخلوط شده و پس از رقیقسازی سطوح 5، 10، 15 و 20 میکرومول ویتامین A به نمونهها افزوده شده و نمونهها پس از 2 ساعت سردسازی، منجمد شدند. فرآسنجههای تحرک، زندهمانی، سلامت غشای پلاسمایی و ریختشناسی اسپرم در دو مرحله (قبل از انجماد و بعد از انجماد) و همچنین میزان مالوندیآلدهید بعد از انجماد و یخگشایی اندازهگیری شد.
نتایج: نتایج بهدست آمده نشان داد که افزودن سطوح مختلف ویتامین A بهمحیط رقیق کننده طی سردسازی تاثیر معنیداری روی فراسنجههای مورد ارزیابی نداشت (05/0>p)، نتایج بعد از انجماد نشان داد افزودن سطح 15 میکرومول باعث افزایش تحرککل (TM)، تحرک پیشرونده (PM)، سرعت اسپرم در خط مستقیم (VAP) و سرعت در مسیر مستقیم اسپرم (VSL) شد (05/0>p). در رابطه با سلامت غشا، و زندهمانی، سطح 15 میکرومول سبب افزایش معنیدار شد و در همین سطح کاهش میزان اسپرمهایی با ریختشناسی ناسالم و میزان مالوندیآلدهید نسبت به گروه کنترل مشاهده شد (05/0>p).
نتیجهگیری: باتوجه بهنتایج حاصل، افزودن سطوح مختلف ویتامین A، سطح 15 میکرومول توانست بهترین عملکرد را در بهبود فراسنجههای مورد ارزیابی داشته باشد و تنشهای اکسیداتیو را طی انجماد و یخگشایی کاهش بدهد.
بررسی تاثیر سطوح مختلف عصاره سیر بر فراسنجههای کیفی اسپرم در قوچ عربی
دوره 11، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 233-242
https://doi.org/10.52547/JCT.11.3.233
شادان گل اندام، صالح طباطبایی وکیلی، خلیل میرزاده
چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر افزودن سطوح مختلف عصاره سیر بهعنوان آنتی اکسیدانت به رقیقکننده بر خصوصیات منی قوچ عربی تحت شرایط مایع در 5 درجه سانتیگراد بود.
مواد و روشها: اسپرمگیری از 12 راس قوچ عربی بهطور هفتگی بهمدت 8 هفته انجام و منی آنها بلافاصله با هم مخلوط و رقیقسازی شده و به تعداد تیمارهای آزمایشی تقسیم و سطوح مختلف عصاره سیر را دریافت نمودند. تیمارها شامل سطوح عصاره سیر (صفر، 50، 100 ، 150 و 200 میکرولیتر در میلیلیتر) بود. در زمانهای مختلف نگهداری منی رقیق شده حاوی تیمارها (صفر، 24، 48 و 72 ساعت) بهصورت مایع، فراسنجههای کیفی منی بررسی شدند.
نتایج: در زمان صفر (بلافاصله پس از اسپرمگیری و افزودن عصاره سیر)، فراسنجههای کیفی اسپرم در تیمارهای آزمایشی نسبت به شاهد اختلاف آماری معنیداری نداشتند. در زمان 24 ساعت، سطح 50 عصاره سیر باعث بهبود تحرک پیشرونده و جنبایی کل اسپرم شده، ولی سطح 200 عصاره میزان جنبایی کل اسپرمها را کاهش داد (05/0p <). در زمان 48 ساعت، بیشترین درصد زندهمانی اسپرمها مربوط به سطح 50 عصاره سیر بود (05/0p <). 72 ساعت پس از اسپرمگیری، بیشترین میزان تحرک پیشرونده اسپرمها در سطح 50 عصاره سیر مشاهده شد (05/0p <). غلظت مالوندیآلدئید پلاسمای منی بهعنوان شاخص پراکسیداسیون تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت.
نتیجهگیری: بهطورکلی، با افزودن 50 میکروگرم در میلیلیتر عصاره سیر به رقیقکننده منی قوچ عربی و سپری شدن مدت زمان نگهداری منی بهحالت مایع در 5 درجه سلسیوس، فراسنجههای کیفی اسپرم بهبود یافتند.
اثرآنتیاکسیدانتی عصاره دانهی خرنوب بر فراسنجههای کیفی اسپرم قوچ فراهانی بعد از انجماد و یخگشایی
دوره 11، شماره 1، بهار 1399، صفحه 1-12
https://doi.org/10.52547/JCT.11.1.1
محسن عسگری، مهدی خدایی مطلق، مهدی کاظمی بنچناری، وحید واحدی
چکیده هدف: هدف از این پژوهش بررسی تاثیرعصارهی دانهی خرنوب بهعنوان آنتیاکسیدانت طبیعی بر کیفیت اسپرم قوچ نژاد فراهانی پس از یخگشایی بود.
مواد و روشها: در این تحقیق از پنج راس قوچ نژاد فراهانی (وزن: 5±60 کیلوگرم)، دو بار در هفته توسط واژن مصنوعی اسپرمگیری شد. بهمنظور از بین بردن اثرات فردی دامها انزال آنها بهنسبت مساوی باهم مخلوط شدند. سطوح مختلف عصارهی دانهی خرنوب (صفر، 05/0، 1/0، 15/0 و 2/0 میلیلیتر) به رقیق کننده بر پایه زرده تخممرغ-تریس افزوده شد. نمونهها بعد از طی مراحل سرد سازی و پر شدن در پایوتها، در بخار ازت منجمد شده و تا زمان ارزیابی در ازت مایع نگهداری شدند. پس از یخگشایی و 5 دقیقه انکوباسیون در دمای 37 درجه سانتیگراد فراسنجههای کیفی اسپرم نظیر جنبایی، جنبایی پیشرونده، زندهمانی (تست ائوزین- نگروزین)، سلامت غشا (تست هاست) و همچنین ریختشناسی اسپرمها (تست هانکوک) مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: نتایج نشان داد که سطح 05/0 میلیلیتر ازعصارهی دانهی خرنوب بهطورمعنیداری سبب بهبودی فراسنجههای اسپرم همچون تحرک، زندهمانی، یکپارچگی غشای پلاسمایی و ریختشناسی درمقایسه با گروه شاهد شد (01/0p <).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که افزودن 05/0 میلیلیتر از عصارهی دانهی خرنوب به رقیقکننده بر پایهی تریس- زردهی تخممرغ برای فریز و یخگشایی اسپرم در قوچ نژاد فراهانی احتمالا میتواند مفید باشد.
اثر نانو ذرات اکسیدآهن بر رشد و فیزیولوژی گیاه یونجه (Medicago sativa L) تلقیح یافته با Rhizobium meliloti
دوره 11، شماره 1، بهار 1399، صفحه 25-43
https://doi.org/10.52547/JCT.11.1.25
مهری عسکری، سید مهدی طالبی، معصومه شفیعی گواری
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثر برهمکنش تلقیح باکتریایی و تیمار آهن (نانو و کلاتآهن) بر خصوصیات فیزیولوژیکی یونجه میباشد.
مواد و روشها: در این مطالعه اثرات تلقیح Rhizobium melilotiسویه استاندارد، غلظتهای مختلف آهن (کلات آهن، ٠، ٥، ۱٠، ٢٠ و ٢٥ میکرومولار نانو ذرات اکسیدآهن) و اثر متقابل تلقیح باکتریایی و تیمار آهن بهمدت ٤٥ روز بر گیاه یونجه در قالب آزمایشات فاکتوریل در یک طرح کاملا تصادفی در سه تکرار مطالعه شده است. صفات مورد ارزیابی شامل شاخصهای رشد، مقدار رنگیزههای فتوسنتزی، پروتئین، پرولین، فعالیت آنتیاکسیدانتها، درصد فعالیت بازدارندگی رادیکال دیفنیلپیکریلهیدرازیل (DPPH) و مقدار عناصر بودند.
نتایج: تلقیح ریزوبیومی بهتنهایی اثرات سودمندی بر رشد یونجه نشان داد و باعث افزایش پارامترهای رشد، رنگیزهها، میزان پروتئین و جذب پتاسیم و فسفر شد اما بر مقدار پرولین و آنتیاکسیدانتها اثری نداشت. تیمار آهن بر پارامترهای رشد، رنگیزهها، میزان پروتئین و جذب عناصر اثر مثبت داشت. بیشترین شاخصهای رشد در غلظت 25 میکرومولار نانوآهن مشاهده شد. بیشترین مقدار پرولین و فعالیت آنتیاکسیدانتی در شاهد (μM 0 نانوآهن) سنجش شد. از اینرو این غلظت برای گیاه یونجه تنش محسوب میشود. اثرات منفی ناشی از تیمار 0 میکرومولار نانوآهن بر گیاه یونجه تلقیحیافته با ریزوبیوم ملیلوتی کاهش یافت. در واقع ریزوبیوم با کاهش شرایط تنش باعث افزایش مقاومت گیاهان تلقیحیافته میشود.
نتیجهگیری: همزیستی ریزوبیوم-یونجه همراه با نانوکود آهن علاوه بر افزایش رشد گیاه میتواند باعث افزایش مقاومت گیاه نسبت به تنشها شود. بیشترین مقدار پارامترهای رشد، رنگیزهها و پروتئین در گیاهان تلقیحیافته با ریزوبیوم ملیلوتی و 10 میکرومولار نانوآهن اندازهگیری شد.
بررسی پتانسیل آنتی اکسیدانتی کروسین بر روی سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی نوزاد موش کوچک آزمایشگاهی نژاد Balb/C
دوره 7، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 219-229
https://doi.org/10.52547/JCT.7.3.219
علیرضا شکری، جواد بهارار، الهه امینی
چکیده هدف: هدف از این پژوهش بررسی اثر کروسین بهعنوان یکی از مواد فعال زیستی زعفران برروی سلولهای بنیادی اسپرمساز موش است.
مواد و روشها: دراین مطالعه آزمایشگاهی سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی موش نوزاد نژاد Balb/C در محیطکشت DMEM/F12 کشت داده شده با غلظتهای کروسین (40، 20، 10،5، 5/2 میکروگرم بر میلی لیتر) بهمدت 6 و 12 روز تیمار شدند برای شناسایی سلولهای بنیادی از آزمون آلکالین فسفاتاز، بررسی سمیت از تست MTT، تشخیص سلولهای زنده از آزمون اکریدین اورنج، DAPI و پتانسیل آنتی اکسیدانت از آزمون DCF-DA استفاده شد. آنالیز آماری توسط نرم افزار SPSS، آزمون ANOVA تست دانکن صورت گرفته و 05/0 p <معنیدار در نظر گرفته شد.
نتایج: کروسین در غلظتهای زیر 20 میکروگرم بر میلیلیتر سمیت چشمگیری بر روی سلولهای بنیادی اسپرمساز اعمال نکرد. این درحالی است که زیستایی سلولهای بنیادی اسپرمساز تحت تاثیر دوزهای20 و 40 میکروگرم بر میلیلیتر کروسین در روز 6 پس از کشت بهمیزان 21 و 24 درصد و در روز 12 بهمیزان 29 و 41 درصد کاهش یافت. هچنین بررسی زنده بودن سلولها توسط میکروسکوپ فلورسانس و بررسی پتانسیل آنتیاکسیدانتی توسط فلوریمتری اثر محافظتی و آنتیاکسیدانتی کروسین را در غلظتهای (5، 10، 5/2 میکروگرم بر میلیلیتر) کروسین بعد از 6 روز نشان داد.
نتیجه گیری: کروسین میتواند اثر حفاظتی برروی سلولهای بنیادی اسپرمساز موشی داشته باشد که از طریق حداقل تاثیر بر زیستایی سلولها و کاهش مرگ و میر سلولی اثر خود را ایفا میکند.
محتوای فنل و فلاونوئید کل در عصاره گونه Meristotropis xanthioides Vassilcz. و اثر حفاظتی آن بر مسمومیت کبدی القا شده با اتانول
دوره 7، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 323-332
https://doi.org/10.52547/JCT.7.3.323
سیامک یاری، رویا کرمیان، مصطفی اسدبگی
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی نفش حفاظتی عصاره گونه M. xanthioidesدر برابر مسمومیت کبدی القا شده با اتانول میباشد.
مواد و روشها: محتوای فنل و فلاونوئید کل بهترتیب بهروشهای فولن-سیوکالتو و کلرید آلومینیوم اندازهگیری شدند. در جهت سنجش اثر حفاظتی عصاره گونه مورد نظر، رَتهای نر نژاد ویستار به سه گروه 6 تایی تقسیم شدند: گروه 1(گروه کنترل)، گروه 2 با اتانول تیمار شدند و گروه 3 بهطور همزمان با اتانول و عصاره گیاه M. xanthioides، تیمار شدند. رَتها همه تیمارها را از طریق دهان دریافت کردند. در این تحقیق سیلیمارین بهعنوان کنترل مثبت استفاده شد. در پایان پارامترهای بیوشیمیایی، هیستولوژیکی و مورفولوژیکی در گروههای مختلف مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان دادند که گونه مورد مطالعه دارای محتوای بالای فنل و فلاونوئید میباشد. بررسیهای مورفولوژیکی و بیوشیمیایی مشخص نمود که نسبت وزن کبد به وزن بدن، مقادیر مالون دی آلدئید (MDA) و پراکسید هیدروژن بافتی و همچنین آنزیمهای کبدی موجود در سرم خون رَتهای تیمار شده با اتانول بهطور معنیداری نسبت به گروههای دیگر، افزایش مییابد. همچنین نتایج حاصل از مطالعات هیستولوژیکی مشخص کرد که بافت کبدی رَتهای تیمار شده با اتانول، در مقایسه با رَتهای گروه کنترل، دچار آسیبهای شدیدی شدند. فعالیتهای بیوشیمیایی و آسیبهای بافتی بوسیله تیمار با عصاره و سیلیمارین کاهش یافت.
نتیجه گیری: این مطالعه اثبات کرد که عصاره M. xanthioides میتواند نقش حفاظتی بر علیه سمیت کبدی القا شده با الکل داشته باشد و بهعنوان یک منبع طبیعی برای مکملها غذایی و دارویی بهشمار آید.
اثر تمرین سرعتی و مکمل ویتامینE و C بر گلوتاتیون پراکسیداز، لیپوپروتئین کم چگال اکسیدشده و مالون دیآلدئید پلاسمایی استراحتی
دوره 3، پاییز 91، پاییز 1391، صفحه 221-230
https://doi.org/10.52547/JCT.3.3.221
چکیده هدف: این مطالعه به بررسی اثر تمرین سرعتی و تمرین سرعتی همراه با مصرف مکمل ویتامینE و C بر لیپوپروتئین کم چگال اکسیدشده (LDL-ox)، مالوندیآلدئید (MDA) و فعالیت آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز (GPX) پرداختهاست.
مواد و روشها: 40 نفر داوطلب پسر سالم مشغول به تحصیل در مراکز تربیت معلم مشهد (میانگین قد 40/5 ± 171 سانتیمتر، سن 9/1± 19 سال و وزن 4/4 ±73 کیلوگرم) به عنوان نمونه انتخاب و به طور تصادفی به چهار گروه 10 نفری سرعتی، سرعتی+مکمل، کنترل و مکمل تقسیم شدند. دو گروه سرعتی و سرعتی+مکمل، برنامه تمرین 8 هفتهای دوهای تکراری کوتاه انجام دادند. دو گروه سرعتی+ مکمل و مکمل روزانه به میزان 500 میلیگرم ویتامین C و 400 واحد ویتامین E، شش روز در هفته دریافت نمودند. در ابتدای تحقیق و پس از 72 ساعت از آخرین جلسه، نمونههای خونی جمعآوری شدند. از روش آنالیز کوواریانس (MANCOVA) برای مقایسه گروهها استفاده شد.
نتایج :فعالیت آنزیم GPX بین گروه سرعتی با گروه کنترل، گروه سرعتی با گروه مکمل، گروه سرعتی+ مکمل با گروه کنترل و گروه سرعتی+ مکمل با گروه مکمل تفاوت معنی داری نشان داد. مقادیرMDA تنهادرگروه سرعتی+ مکمل کاهش معنیداری داشت. همچنین در مقایسه پیش آزمون و پس آزمون تک تک گروههاتغییرات معنیداری درمقادیر LDL-oxمشاهده نشد.
نتیجهگیری: تمرینات سرعتی میتواند از طریق افزایش فعالیت برخی آنزیمهای ضداکسایشی، سبب مقابله بهتری با اکسیدانهای تولید شده در طول زمان استراحت شود.
اثرآنتی اکسیدانتی ویتامین C در کاهش آسیب های کروموزومی القا شده توسط میدان الکترومغناطیسی با فرکانس پایین در اریتروسیت های مغز استخوان موش کوچک آزمایشگاهی
دوره 3، بهار 91، بهار 1391، صفحه 65-72
https://doi.org/10.52547/JCT.3.1.65
چکیده هدف: در پژوهش حاضر اثر آنتی اکسیدانی ویتامین C در کاهش آسیبهای کروموزومی القا شده توسط میدان الکترومغناطیسی با فرکانس پایین در اریتروسیتهای مغز استخوان موش نر کوچک آزمایشگاهی بررسی شده است.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی 48 موش نر بالغ نژاد بالب سی به صورت تصادفی به چهار گروه مساوی کنترل، آزمون 1، آزمون 2 و آزمون 3 تقسیم شدند. موشهای گروه کنترل در شرایط طبیعی نگهداری شدند و به نمونههای گروه آزمون 1 و آزمون 3 ویتامین C با دوز 50 میلیگرم بر کیلوگرم به مدت 8 روز متوالی درون صفاقی تزریق شد. نمونههای گروه آزمون 3 از روز پنجم دریافت ویتامین به مدت 4 روز و هر روز 4 ساعت در معرض امواج الکترومغناطیس با فرکانس 50 هرتز و شدت 50 گاؤس قرار گرفتند. نمونههای گروه آزمون 2 نیز به مدت 4 روز و هر روز 4 ساعت در معرض امواج فوق الذکر قرار داده شدند. کلیه موشهای گروههای مختلف تشریح و آزمون میکرونوکلئوس روی اریتروسیتهای پلی کروماتیک مغز استخوان مو شها انجام شد. دادههای کمی حاصل با نرم افزار spss و آزمون آماری واریانس یک طرفه در سطح 05/0p < تحلیل شد.
نتایج : فراوانی میکرونوکلئوسها در اریتروسیتهای پلیکروماتیک مغز استخوان موشهای گروه آزمون 3 (276/0 ±107/3) در مقایسه با گروه آزمون 2 (881 /0 ±29/9) کاهش معنیداری (001/0>p) نشان داد.
نتیجه گیری: ویتامین C سبب کاهش آسیبهای کروموزومی القاء شده توسط امواج الکترومغناطیس با فرکانس پایین در اریتروسیتهای پلیکروماتیک مغز استخوان موش نر بالغ نژاد بالب سی میشود.
بررسی اثرات ویتامین A در مهار آسیب های کروموزومی القایی توسط امواج تلفن همراه روی اریتروسیت های مغز استخوان موش کوچک آزمایشگاهی
دوره 2، بهار 90، بهار 1390، صفحه 1-8
https://doi.org/10.52547/JCT.2.1.1
چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثرات ویتامینA در مهار آسیبهای کروموزومی القایی توسط امواج تلفن همراه روی اریتروسیتهای مغز استخوان موش کوچک آزمایشگاهی بود.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی 48 سر موش نر بالغ نژاد بالب سی به صورت تصادفی به چهار گروه کنترل، شاهد1، شاهد2 و تجربی تقسیم شده, موشهای گروه کنترل در شرایط طبیعی، نمونههای گروه شاهد1 به مدت چهار روز متوالی و هر روز به مدت سه ساعت (12 – 9) در شرایط آزمایشگاهی و محدوده امواج تلفن همراه به حالت غیر فعال(خاموش) قرار گرفتند. درگروه شاهد 2 موشها به مدت چهار روز و هر روز به مدت سه ساعت (12- 9) در شرایط آزمایشگاهی در معرض امواج تلفن همراه به حالت روشن قرار داده شدند و به نمونههای گروه تجربی ویتامین A با دوز 15000 واحد بینالمللی بر کیلوگرم به مدت پنج روز متوالی به صورت درون صفاقی تزریق شد و از روز دوم در معرض امواج تلفن همراه به حالت روشن به مدت چهار روز متوالی و هر روز به مدت سه ساعت (12 – 9) قرار گرفتند. کلیه موشهای گروه های مختلف تشریح و آزمون میکرونوکلئوس روی اریتروسیتهای پلیکروماتیک مغز استخوان موشها انجام شد. دادههای کمی حاصل با نرم افزار SPSS وآزمون آماری ANOVA در سطح 05/0 p < تحلیل گردید.
نتایج: فراوانی میکرونوکلئوسها در اریتروسیتهای پلیکروماتیک مغز استخوان موش نر تجربی (25/23) در مقایسه با گروه کنترل (68/34)، گروه شاهد 1 (88/35) و شاهد 2 (55/45) کاهش معنیداری نشان داد. همچنین گروه شاهد 2 نسبت به گروه کنترل افزایش معنیداری در تعداد میکرونوکلئوسها نشان داده است.
نتیجه گیری: ویتامین A باعث کاهش آسیبهای کروموزومی القایی توسط امواج ساطع شده از تلفنهای همراه روی اریتروسیتهای پلیکروماتیک مغز استخوان موش نر بالغ نژاد بالب سی میشود.
تاثیر مکملسازی کوتاه مدت عصارهی سیر بر مارکرهای استرس اکسیداتیو والتهاب متعاقب یک جلسه فعالیت هوازی در مردان غیر ورزشکار
دوره 2، بهار 90، بهار 1390، صفحه 25-33
https://doi.org/10.52547/JCT.2.1.25
چکیده هدف: تحقیق حاضر به منظور تعیین اثر مکمل سازی کوتاه مدت عصارهی سیر بر ظرفیت ضد اکسایشیتام، مالوندیآلدهید و لکوسیتهای خونی محیطی مردان غیرورزشکار پس از یک وهله فعالیت هوازی انجام شد.
مواد و روشها: 20 مرد غیر ورزشکار سالم داوطلب (3±23سال، درصد چربی 2±16درصد و اکسیژن مصرفی بیشینه 3±40 میلیلیتر/کیلوگرم/دقیقه) در دو گروه تصادفی همگن شدهی مکمل عصارهی سیر(700 میلیگرم در روز) و شبه دارو (700 میلیگرم در روز دکستروز) تقسیم شدند. همهی آزمودنیها پس از 14 روز مکملسازی در یک قرارداد ورزشی هوازی روی نوار گردان با 75 درصد اکسیژن مصرفی بیشینه به مدت 30 دقیقه شرکت نمودند. نمونهی خونی اولیه در حالت پایه قبل از شروع مکمل سازی، نمونهی خونی دوم پس از تکمیل دورهی مکمل سازی و نمونهی سوم پس از قرارداد ورزشی گرفته شد. دادههای نرمال با استفاده از آزمونهای تحلیل واریانس مکرر، بونفرونی و تی مستقل در سطح معنیداری پنج درصد با نرم افزار SPSS نسخه18بررسی شدند.
نتایج: نتایج حاکی است که مصرف 14 روزهی عصارهی سیر قبل از فعالیت ورزشی موجب افزایش معنیداری (05/0p <) در ظرفیت ضد اکسایشی تام پایه شد. از طرفی، 30 دقیقه فعالیت هوازی به ترتیب باعث کاهش معنیدار ظرفیت ضداکسایشی تام و افزایش معنیدار (05/0p <) مالوندیآلدهید و تعداد لکوسیتهای خون محیطی گردید. با این حال، دامنهی تغییرات شاخصهای اکسایشی و التهابی گروه شبه دارو به طور معنی دار (05/0p <) بیشتر از گروه مکمل سیر بود.
نتیجه گیری: بر اساس یافتههای حاضر میتوان نتیجه گرفت که احتمالاً مکملسازی عصارهی سیر میتواند با افزایش ظرفیت ضد اکسایشی تام سرم پایه، از تغییرات نا مطلوب شاخصهای آسیبهای فشار اکسایشی و التهاب ناشی از انجام فعالیتهای ورزشی هوازی در مردان غیر ورزشکار بکاهد.
