فصلنامه
کلیدواژه‌ها = Antioxidant
بیوشیمی

بررسی خواص ضد میکروبی، آنتی اکسیدانی اگزوزوم ها و عصاره های تهیه شده از گیاهان دارویی زنجبیل، اسطوخودوس، پیاز و لیمو ترش

دوره 17، شماره 1، بهار 1405، صفحه 59-72

https://doi.org/10.66224/JCT.17.1.59

شقایق مردانی، پریچهر حناچی، ریحانه رمضانی، الهه مبارک قمصری

چکیده گیاهان به دلیل فواید بی‌شمارشان، توجه فزاینده‌ای را در تحقیقات زیست‌پزشکی به خود جلب کرده‌اند. وزیکول‌های مشتق‌شده از اگزوزوم‌های گیاهی،وزیکول‌های کوچک در مقیاس نانو هستند که توسط سلول‌های گیاهی ترشح می‌شوند. گیاهان،بادارا بودن مواد بیولوژیکی، تأثیر مفیدی بر سلامت انسان با کمترین سمیت نشان داده‌اند. این مواد طبیعی پتانسیل قابل توجهی در تولید داروهای جدید دارند.

هدف از این پژوهش عصاره گیری واستخراج اگزوزوم اززنجبیل واسطوخودوس و پیاز و لیمو ترش وبررسی خواص آنتی باکتریال و آنتی اکسیدانی انها بود.

مواد و روش‏ها:. ابتدا با استفاده از روش آبی اززنجبیل واسطوخودوس و پیاز و لیمو ترش عصاره گیری صورت گرفت اگزوزوم‌ها با کیت اگزوسان استخراج و خالص‌سازی شدند و با استفاده از تکنیک‌ TEM شناسایی گردیدند. فعالیت ضد باکتریایی این اگزوزوم و عصاره ها در برابر گونه‌های گرم مثبت و گرم منفی، از جمله Staphylococcus aureus و Escherichia coli و Streptococcus pyogenes به روشMIC و انتشار دیسک بررسی شد. با استفاده از کیت اندازه گیری ظرفیت تام انتی اکسیدانی TAC میزان آنتی اکسیدان عصاره ها واگزوزوم ها اندازه گیری شد.

نتایج نشان دادند که تنها عصاره لیمو خاصیت ضد باکتریایی داشت و اگزوزوم ها ی زنجبیل و اسطوخودوس و پیاز و لیمو ترش فاقد خاصیت آنتی باکتریال بودند. در آزمون آنتی اکسیدانی، اگزوزوم اسطوخودوس بیشترین ظرفیت را از خود نشان داد.

نتایج این پژوهش نشان داد که گرچه اگزوزومهای گیاهی خاصیت ضد باکتریایی قابل توجهی نداشتند، اما دارای اثرات آنتی اکسیدانی مهمی بودند. شاید درآینده بتوان از آنها به عنوان حامل های زیستی در دارورسانی هدفمند بهره برد.

اثرات محافظتی آلفالیپوئیک اسید بر اختلال‌های ناشی از استرس اکسیداتیو بر روی پارامترهای حیاتی اسپرم انسان القاشده توسط کادمیوم

دوره 16، شماره 1، بهار 1404، صفحه 51-69

https://doi.org/10.61882/JCT.16.1.51

فاطمه آشنا، حمیدرضا مومنی، طاهره اعتمادی

چکیده هدف: استرس اکسیداتیو به­عنوان یکی از عوامل مهم اختلال عملکرد اسپرم و ناباروری شناخته شده است. آلاینده­های زیست محیطی مانند کادمیوم می­توانند با القای استرس اکسیداتیو بر پارامترهای اسپرم تأثیر منفی بگذارند. در پژوهش حاضر اثر محافظتی آلفا لیپوئیک اسید به‌عنوان یک آنتی­اکسیدانت قوی بر پارامترهای حیاتی اسپرم‌های تیمار شده با کادمیوم کلراید بررسی ‌شد. مواد و روش‏ها: نمونه­های اسپرم انسان به پنج گروه تقسیم شدند: 1) اسپرم­های لحظه صفر، 2) اسپرم­های لحظه180 دقیقه (گروه کنترل)، 3) اسپرم­های تیمارشده با کادمیوم کلراید (10میکرومولار) به­مدت 180 دقیقه، 4) اسپرم­های تیمارشده با آلفالیپوئیک اسید (50 میکرومولار) + کادمیوم کلراید (10 میکرومولار) به­مدت 180 دقیقه و 5) اسپرم تیمار شده با آلفالیپوئیک اسید (50 میکرومولار) به­مدت 180 دقیقه. پارامتر‌های حیاتی اسپرم (قابلیت تحرک، قابلیت حیات، تمامیت غشای پلاسمایی، تمامیت آکروزوم، پتانسیل غشای میتوکندری، شکستگی DNA، و شاخص‌های استرس اکسیداتیو (قدرت آنتی­اکسیدانتی کل و میزان پراکسیداسیون لیپیدی) در گروه­های مختلف بررسی شد.  نتایج: کادمیوم کلراید با افزایش سطح مالون دی آلدئید و کاهش ظرفیت آنتی­اکسیدانتی کل باعث کاهش قابلیت تحرک، قابلیت حیات، یکپارچگی غشای پلاسمایی و آکروزوم، پتانسیل غشای میتوکندری و تمامیت DNA اسپرم شد، در حالی­که آلفالیپوئیک اسید توانست اثرات مخرب کادمیوم کلراید بر پارامترهای حیاتی اسپرم و شاخص­های استرس اکسیداتیو را جبران نماید. نتیجه‏گیری: استرس اکسیداتیو ناشی از کادمیوم کلراید بر پارامترهای اسپرم انسان اثرات مخربی القا می­کند. درحالی­که آلفالیپوئیک اسید با خواص آنتی­اکسیدانتی خود اثرات نامطلوب استرس اکسیداتیو بر اسپرم انسان را جبران می­کند، که نشان می­دهد آلفالیپوئیک اسید می­تواند به­عنوان یک درمان مکمل در ناباروری مردان که ناشی از استرس اکسیداتیو است استفاده شود.

مهار آپوپتوزیس ناشی از استرس اکسیداتیو در نورون‏های حرکتی قطعات کشت ‏شده نخاع‏ موش بالغ؛ اثرات محافظتی و آنتی اکسیدانتی کوئرستین

دوره 15، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 215-230

https://doi.org/10.61186/JCT.15.3.215

حمیدرضا مومنی، طاهره اعتمادی، حمیدرضا نقلی، نیلوفر دربندی

چکیده هدف: این پژوهش با این هدف انجام شد تا مشخص نماید که آیا کوئرستین به‏عنوان یک آنتی‏اکسیدانت قوی، قادر است با کاهش استرس اکسیداتیو، آپوپتوزیس را در نورون‏های حرکتی قطعات کشت شده نخاع به‏تاخیر بیاندازد. مواد و روش‏ها: قطعات ناحیه سینه‏ای نخاع موش‏های بالغ به سه‏گروه تقسیم شد: 1- لحظه صفر، 2- کنترل و 3- کوئرستین. برای بررسی قابلیت حیات قطعات نخاع از سنجش MTT و بررسی مشخصه‏های مورفولوژیکی آپوپتوزیس و تعداد نورو‏ن‏های حرکتی از رنگ‏آمیزی هوخست و پروپیدیوم آیوداید استفاده شد. در قطعات نخاع سنجش میزان پراکسیداسیون لیپیدی از روش مالون‏دی‏آلدهید و ظرفیت آنتی‏اکسیدانتیِ کل، از روش FRAP  استفاده گردید. نتایج: پس از 6 ساعت (گروه کنترل)، قابلیت حیات قطعات نخاع، قطر و تعداد نورون‏های حرکتی سالم در مقایسه با گروه لحظه صفر به‏طور معنی­داری کاهش یافت. هم­چنین، نورون‏های حرکتی مشخصه‏های مورفولوژیکی آپوپتوزیس را نشان دادند. افزایش میزان مالون دی آلدهید و کاهش ظرفیت آنتی‏اکسیدانتی کل، به­طور معنی دار نسبت به گروه لحظه صفر نیز مشاهده شد. کوئرستین نه تنها توانست قابلیت حیات و تعداد نورون‏های حرکتی سالم قطعات نخاع را افزایش دهد، بلکه مشخصه‏های مورفولوژیکی آپوپتوزیس را کاهش داد. همچنین، این آنتی‏اکسیدانت نسبت به گروه کنترل، به‏طور معنی‏داری میزان مالون دی آلدهید را کاهش و قدرت آنتی‏اکسیدانتی کل را افزایش داد. نتیجه‏گیری: استرس اکسیداتیو می­تواند یکی از مکانیسم‏های دخیل در آپوپتوزیس نورون‏های حرکتی قطعات کشت شده نخاع باشد و کوئرستین، به‏عنوان یک آنتی‏اکسیدانت قوی، توانست با کاهش پراکسیداسیون لیپیدی و افزایش ظرفیت آنتی‏اکسیدانتی کل، قابلیت حیات قطعات را افزایش و مشخصه‏های مورفولوژیکی آپوپتوزیس را در نخاع به‏تاخیر بیاندازد.

اثر اپیوم بر مارکرهای استرس اکسیداتیو در رده سلولی HepG2

دوره 15، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 257-268

https://doi.org/10.61186/JCT.15.3.257

ابراهیم عباسی، مونا پورجعفر، فاطمه میرزایی، علی قلعه ئی ‫ها، مهرداد احمدی، سید سمیه میرزاجانی‬‬‬‬

چکیده هدف: بررسی‌ها نشان می‌دهد که تریاک پس از تنباکو پرمصرف‌ترین ماده مخدر در بسیاری از کشورها، به‌ویژه ایران می باشد. قسمت اعظم مواد مخدر توسط کبد متابولیزه می شود. لذا، مصرف تریاک می تواند به‫طور مستقیم سبب آسیب سلول‫های کبدی شود. لذا در این مطالعه اثر تریاک بر سیستم آنتی اکسیدانتی بافت کبد بررسی شد.  مواد و روش‌ها: در این تحقیق از رده‌ سلولی سرطانی کبد انسان (HepG2) استفاده شد. در ابتدا زنده بودن سـلول‫ها با استفاده از روش MTT مورد ارزیـابی قـرار گرفـت. سپس IC50  تعیین شد و همان غلطت و یک غلظت پایین‫تر و یک غلظت بالاتر (در مجموع سه غلظت) برای مطالعات بعدی استفاده شد. سپس پراکسیداسیون لیپیدی، میزان اکسیدانتی تام، و آنتی اکسیدانت تام اندازه گرفته شد. فعالیت آنزیم‫های کاتالاز، گلوتاتیون پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز با استفاده از کیت انجام شد. نتایج:  نتایج آنالیز آماری حاکی از اختلاف معنی‫داری در میزان مارکر های استرس اکسیداتیو بود (p< 0.001).  در گروه دریافت کننده اپیوم با دوز 60 و 70 میکرو گرم در میلی لیتر در مقایسه با گروه کنترل میزان TOS و MDA  افزایش معنی‫داری داشت (p< 0.001)، در حالی‫که میزان TAC  کاهش یافت(p< 0.001).  همچنین فعالیت آنزیم های کاتالاز، گلوتاتیون پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز در گروه‫های درمان شده با تریاک کاهش نشان داد (p< 0.001).  نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که تریاک می‫تواند سبب افزایش تولید رادیکال‫های آزاد در کبد شده و فعالیت آنزیم‫های آنتی اکسیدانتی را کاهش دهد.   

فوق‌بیان ژن گلوتامات سمی‌آلدهیدآمینوترانسفراز گیاه یونجه در گیاه تنباکو و تحلیل نتایج فیزیولوژیک آن

دوره 14، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 180-202

https://doi.org/10.61186/JCT.14.1.180

مریم قاسم زاده، حمزه امیری، مهدی خزاعی، احمد اسماعیلی

چکیده هدف: مسیر بیوسنتز کلروفیل یکی از اهداف مهم ایجاد تغییرات ژنتیکی به‫منظور تغییر سرعت فتوسنتز و رشد گیاهان برای تامین افزایش تقاضای غذا در جمعیت رو به رشد جهان است. در این مطالعه تاثیر فوق بیان ژن GSA یکی از ژن‌های مسیر بیوسنتز کلروفیل بر شرایط فیزیولوژیکی گیاه تنباکو مورد بررسی قرار گرفت. 5-آمینولوولینیک اسید (ALA) محصول ژن GSA است. ALA پیش‌ساز ساخت تتراپیرول‌ها است. این ترکیب نقش بسیار مهمی در سلول‌های زنده دارد مثلا به‫عنوان رنگدانه‌ها، گیرنده نور (فیتوکروم)، گروه پروستاتیک بسیاری از پروتئین‌ها (مثل سیتوکروم‌ها، هموگلوبین، میوگلوبین و لگ هموگلوبین) و آنزیم‌ها (مثل کاتالاز، آسکوربات، پراکسیداز و غیره) نقش دارند. امروزه ALA به‫دلیل استفاده گسترده از آن در کشاورزی، جنگلداری و داروسازی مورد توجه زیادی قرار گرفته است. ALA در غلظت‌های پایین فتوسنتز، رشد و نمو، عملکرد و بهره‌وری را افزایش می‌دهد. همچنین ظاهر، رنگ میوه ، کیفیت و طعم محصولات را در گیاهان تیمار شده در شرایط عادی و استرس‌زا افزایش می‌دهد. ALA همچنین ویژگی‌های آنتی اکسیدانی، جذب مواد مغذی، راندمان مصرف آب و تعادل اسمزی را در گیاهان بهبود می‌بخشد. مواد و روش‌‌ها: در این تحقیق با توجه به مطالعات بیوانفورماتیکی cDNA ژن MsGSA گیاه یونجه رقم اصفهانی برای انتقال به گیاه تنباکو رقم Xanthi انتخاب گردید. از ناقل بیانی دوگانه گیاهی ‏pBI121‎‏ که دارای ژن مقاومت آنتی‌بیوتیک کانامایسین برای انتخاب در باکتری‌ها و گیاهان، محل‌های برش برای آنزیم‌های SacI و BamHI، پروموتر CaMV35S (پرموتور ویروس موزاییک گل کلم)، توالی خاتمه دهنده­ی نسخه‌برداری nos و ژن گزارشگر β-گلوکورونیداز (GUS) استفاده شد. پس از ساخت سازه ژنی
 pBI121-GSA و تایید انتقال سازه با استفاده از سه روش کلون PCR، هضم آنزیمی و ترادف‌یابی سازه مربوطه به اگروباکتریوم تومفسینس سویه  LB4404انتقال داده شد. با استفاده از اگروباکتریوم واجد سازه ژنی، ژن مربوطه به ژنوم گیاه تنباکو منتقل و گیاهان تراریخته روی محیط گزینشی انتخاب شدند و وجود ژن با انجام PCR در گیاهان باززایی شده تایید شد. جوانه‌های تراریخته ریشه‌دار شده به خاک منتقل شدند. میزان بیان ژن GSA در گیاهان تراریخته حاصل با RT-PCR مورد ارزیابی قرار گرفت و میزان رشد و محتوای بیوشیمیایی آن‌ها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: نتایج نشان داد که رشد گیاهان تراریخته به‫صورت معنی‌داری بسته به میزان بیان ژن GSA افزایش یافت همچنین محتوای ALA (آمینولوولینیک اسید)، کلروفیل a، b و کلروفیل کل که محصول بیان ژن مربوطه می‌باشد. همچنین نتایج نشان می‌دهد که محتوای آنتوسیانین‌ها، فلاونوئیدها و ترکیبات فنل گیاهان تراریخته متناسب با میزان افزایش بیان ژن GSA به‫طور معنی‌داری نسبت به گیاهان تیپ وحشی افزایش پیدا کرده است.
نتیجه‌گیری: افزایش میزان رشد، محتوای کلروفیل a،b ، کلروفیل کل،  ALA، آنتوسیانین، فلاونوئیدها و فنل گیاهان تراریخته متناسب با میزان افزایش بیان ژن GSA است و این بیانگر افزایش توان رشدی و افزایش پتانسیل مقاومت در گیاهان تراریخته تحت تاثیر ژن انتقالی GSA و افزایش محتوایALA  است

بهبود کیفیت اسپرم اپیدیدیمی قوچ با افزون آنتی‌اکسیدان روتین طی نگه‫داری 48 ساعت بعد از سردسازی‬‬‬‬‬‬‬‬‬

دوره 14، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 107-115

https://doi.org/10.61186/JCT.14.2.107

حسین محمدی، ابوذر نجفی

چکیده هدف: غشای اسپرم سرشار از اسیدهای چرب غیراشباع است که نسبت به آسیب به‫وجود آمده توسط ROS در نتیجه پراکسیداسیون چربی­ها بسیار حساس می­باشد. استفاده از آنتی‌اکسیدان مناسب در رقیق­کننده­های منی می­تواند سطح ROS را کاهش دهد. پژوهش حاضر در جهت مقایسه غلظت‌های مختلف آنتی‌اکسیدان روتین در فرآیند سردسازی اسپرم قوچ بود.
مواد و روش‌ها: بعد از فراوری اسپرم اپی‫دیدمی پارامترهای جنبایی (CASA)، یکپارچگی غشا (HOST)، زنده‌مانی، پراکسیداسیون لیپیدی (MDA) در زمان‌های 0، 24 و 48 ساعت بعد از سردسازی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج: داده‌های حاصل از این آزمایش نشان دهنده آن است که در زمان 24 و 48 ساعت بعد از سردسازی افزون آنتی‌اکسیدان روتین در غلظت 75/0 و 1 میلی مولار باعث افزایش معنی‌دار جنبایی کل، جنبایی پیش‌رونده و سرعت در مسیر مستقیم می‌شود. نتایج پژوهش حاضر نشان دهنده آن است که تیمارهای آزمایشی در زمان صفر، 24 و 48 ساعت بعد از سردسازی تاثیری روی VAP، VCL و STR ندارد. نتایج حاصل از این آزمایش نشان دهنده آن است که در زمان 24 و 48 ساعت بعد از سردسازی افزون آنتی‌اکسیدان روتین در غلظت 75/0 و 1 میلی مولار باعث افزایش معنی‌دار زنده­مانی، یکپارچگی غشا می‌شوند. همچنین نتایج نشان دهنده‫ی آن است که تیمارهای آزمایشی باعث کاهش میزان MDA می‌شوند. نتایج گویای آن است که تیمارهای اعمال شده تاثیری در مورفولوژی اسپرم ندارد. نتیجه‌گیری: نتایج نشان دهنده‫ی آن است که استفاده از آنتی‌اکسیدان روتین در غلظت‌های 75/0 و 1 میلی‫مولار باعث بهبود کیفیت اسپرم قوچ می‌شود.

بررسی اثرN-استیل سیستئین و کادمیوم بر ویژگی‌های هیستوپاتولوژی بافت کبد و بیان برخی از ژن‌های مؤثر در تکثیر سلولی

دوره 13، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 177-186

https://doi.org/10.52547/JCT/13.3.177

بنت الهدا علیزاده، علی صالح زاده، نجمه رنجی، امیر آراسته

چکیده هدف: اثرات سمیتی مواجهه با کادمیوم عمدتا ناشی از تولید رادیکال‌های آزاد اکسیژن، کاهش آنتی‌اکسیدانت‌های سلولی و بروز استرس اکسیداتیو است که می‌تواند منجر به تخریب اجزای سلولی، آسیب به DNA، آپوپتوزیس و در نهایت آسیب‌های بافتی شود. در این مطالعه به بررسی اثرات محافظتی N-استیل سیستئین، به‌ عنوان یک ماده دارای خواص آنتی‌اکسیدانتی، در موش‌های ویستار مواجهه ‌یافته با کادمیوم از طریق بررسی بافت‌شناسی کبد و سنجش بیان ژن‌های مؤثر در آپوپتوزیس و تکثیر سلولی پرداخته شد. مواد و روش ها: موش‌های با وزن تقریبی 150-200 گرم در سه تیمار شامل، G1) تیمار شاهد، G2) تیمار دریافت‌کننده کادمیوم، و G3) تیمار دریافت‌کننده هم‫زمان کادمیوم و N-استیل سیستئین دسته‌بندی شدند و به‫مدت چهار هفته از مواد مورد نظر دریافت کردند. سپس نمونه‌برداری از بافت کبد به‫منظور بررسی هیستوپاتولوژی و بررسی بیان ژن‌های eif4e و mad1 صورت پذیرفت. نتایج:  مواجهه با کادمیوم  باعث ایجاد آسیب‌های جدی در بافت کبد موش شد که شامل پرخونی رگ مرکزی، افزایش تعداد سلول‌های التهابی و وجود التهاب در پارانشیم کبد بود، درحالی‌که استفاده از N-استیل سیستئین موجب کاهش چشمگیر آسیب‌های مذکور گردید. همچنین، استفاده از N-استیل سیستئین  سبب کاهش چشمگیر بیان ژن‎های eif4e و mad1 به میزان 14/2 و 27/2 برابر شد. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه پیشنهاد می‌کند که N-استیل سیستئین به‌عنوان یک ماده آنتی‌اکسیدانت می‌تواند نقش مهمی در برابر آسیب‌های بافتی ناشی از استرس اکسیداتیو و جلوگیری از القای آپوپتوزیس سلولی داشته باشد.   

اثر متیل‌جاسمونات و سالیسیلیک‌اسید بر فعالیت آنتی‌اکسیدانتی، ترکیبات فنلی و فلاونوئیدی در کشت سلولی سیاه‌دانه (Nigella sativa)

دوره 12، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 122-133

https://doi.org/10.52547/JCT.12.2.122

سحر ابراهیم‌زاده، فروغ سنجریان

چکیده هدف: هدف این مطالعه القای کالوس و تولید سوسپانسیون سلولی از گیاه دارویی شناخته شده سیاه‌دانه Nigella sativa)) و به‌دنبال آن تاثیر الیسیتورهای سالیسیلیک­اسید و متیل­جاسمونات برروی مقدار و توان آنتی اکسیدانت­های آن بود.
مواد و روش‏ها: از برگ­های لپه­ای گیاه، کالوس تهیه شد. سپس استقرار کشت سوسپانسیون سلولی با استفاده از کالوس مناسب، انجام شد. سلول­ها تحت تیمار با الیسیتورهای سالیسیلیک­اسید و متیل­جاسمونات قرار گرفتند و محتوی فنل کل و کارتنوئیدها در آن­ها سنجش شد. توان آنتی­اکسیدانتی باروش FRAP اندازه­گیری شد.
نتایج: نتایج نشان داد که تیمارها تاثیر معنی­داری بر وزن­تر کالوس ندارند اما وزن خشک کالوس تیمار­شده با سالیسیلیک­اسید به‌طور معنی­داری کاهش می­یابد. بیش‌ترین مقدار محتوی فنل کل در کشت کالوس و سوسپانسیون سلولی در تیمار با سالیسیلیک­­اسید مشاهده شد. تیمار سوسپانسیون سلولی با هر دو الیسیتور باعث افزایش معنی­دار مقدار فلاونوئیدها شد. توان آنتی­اکسیدانتی سوسپانسیون سلولی نیز در تیمارها افزایش معنی­داری یافت که این افزایش در تیمار متیل­جاسمونات کم‌تر بود.
نتیجه‏گیری: باتوجه به‌نتایج به‌دست آمده به‌نظر می­رسد الیسیتور سالیسیلیک­اسید در سوسپانسیون سلولی سیاه‌دانه باعث القای بیش‌تر پاسخ نسبت به الیسیتور متیل­جاسمونات شده و در نتیجه باعث القای بیش‌تر خاصیت آنتی­اکسیدانتی می­شود.
 

بررسی اثر افزودن سطوح مختلف ویتامین A در افزایش کیفیت اسپرم قوچ قزل طی سردسازی، انجماد و یخ‌گشایی

دوره 12، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 134-145

https://doi.org/10.52547/JCT.12.2.134

مهدی نظری، حسین دقیق‌کیا، ابوذر نجفی

چکیده هدف: این پژوهش به‌منظوره بررسی اثرات حفاظتی افزودن سطوح مختلف ویتامین A به‌رقیق‌کننده اسپرم قوچ طی نگه‌داری اسپرم تا زمان تعادل و قبل از انجماد در دمای سردسازی  و انجماد و یخ‌گشایی بود.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه، نمونه‎‌های اسپرم از 4 راس قوچ، به‌وسیله واژن مصنوعی جمع‌آوری شد، پس از ارزیابی اولیه، نمونه‌ها در صورت نرمال بودن باهم مخلوط شده و پس از رقیق‌سازی سطوح 5، 10، 15 و 20 میکرومول ویتامین A به ‌نمونه‌ها افزوده ‌شده و نمونه­ها پس از 2 ساعت سردسازی، منجمد شدند. فرآسنجه‌های تحرک، زنده‌مانی، سلامت غشا‌ی پلاسمایی و ریخت‌شناسی اسپرم در دو مرحله (قبل از انجماد و بعد از انجماد) و هم‌چنین میزان مالون‌دی‌آلدهید بعد از انجماد و یخ‌گشایی اندازه‌گیری شد.
نتایج: نتایج به‌دست آمده نشان داد که افزودن سطوح مختلف ویتامین A به‌محیط رقیق­ کننده طی سردسازی تاثیر معنی‌داری روی فراسنجه‌های مورد ارزیابی نداشت (05/0>p)، نتایج بعد از انجماد نشان داد افزودن سطح 15 میکرومول باعث افزایش تحرک‌کل (TM)، تحرک پیش‌رونده (PM)، سرعت اسپرم در خط مستقیم (VAP) و سرعت در مسیر مستقیم اسپرم (VSL) شد (05/0>p). در رابطه با سلامت غشا، و زنده‌مانی، سطح 15 میکرومول سبب افزایش معنی‌دار شد و در همین سطح کاهش میزان اسپرم‌هایی با ریخت‌شناسی ناسالم و میزان مالون‌دی‌آلدهید نسبت به گروه کنترل مشاهده شد (05/0>p).
نتیجه‏گیری: باتوجه به‌نتایج حاصل، افزودن سطوح مختلف ویتامین A، سطح 15 میکرومول توانست بهترین عمل‌کرد را در بهبود فراسنجه‌های مورد ارزیابی داشته باشد و تنش‌های اکسیداتیو را طی انجماد و یخ‌گشایی کاهش بدهد.
 

بررسی تاثیر سطوح مختلف عصاره سیر بر فراسنجه‌های کیفی اسپرم در قوچ عربی

دوره 11، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 233-242

https://doi.org/10.52547/JCT.11.3.233

شادان گل اندام، صالح طباطبایی وکیلی، خلیل میرزاده

چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر افزودن سطوح مختلف عصاره سیر به‏عنوان آنتی ­اکسیدانت به ‏رقیق‏کننده بر خصوصیات منی قوچ عربی تحت شرایط مایع در 5 درجه سانتیگراد بود.
مواد و روش‏ها: اسپرم­گیری از 12 راس قوچ عربی به‏طور هفتگی به‏مدت 8 هفته انجام و منی آن‏ها بلافاصله با هم مخلوط و رقیق­سازی شده و به تعداد تیمارهای آزمایشی تقسیم و سطوح مختلف عصاره سیر را دریافت نمودند. تیمارها شامل سطوح عصاره سیر (صفر، 50، 100 ، 150 و 200 میکرولیتر در میلی­لیتر) بود. در زمان­های مختلف نگه‏داری منی رقیق شده حاوی تیمارها (صفر، 24، 48 و 72 ساعت) به‏صورت مایع، فراسنجه­های کیفی منی بررسی شدند.
نتایج: در زمان صفر (بلافاصله پس از اسپرم­گیری و افزودن عصاره سیر)، فراسنجه­های کیفی اسپرم در تیمارهای آزمایشی نسبت به شاهد اختلاف آماری معنی­داری نداشتند. در زمان 24 ساعت، سطح 50 عصاره سیر باعث بهبود تحرک پیش‏رونده و جنبایی کل اسپرم شده، ولی سطح 200 عصاره میزان جنبایی کل اسپرم­ها را کاهش داد (05/0p <). در زمان 48 ساعت، بیش‏ترین درصد زنده­مانی اسپرم­ها مربوط به سطح 50 عصاره سیر بود (05/0p <). 72 ساعت پس از اسپرم­گیری، بیش‏ترین میزان تحرک پیش‏رونده اسپرم­ها در سطح 50 عصاره سیر مشاهده شد (05/0p <). غلظت مالون­دی­آلدئید پلاسمای منی به‏عنوان شاخص پراکسیداسیون تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت.
نتیجه‏گیری: بهطور­کلی، با افزودن 50 میکروگرم در میلی­لیتر عصاره سیر به رقیق‏کننده منی قوچ عربی و سپری شدن مدت زمان نگه‏داری منی به‏حالت مایع در 5 درجه سلسیوس، فراسنجه­های کیفی اسپرم بهبود یافتند.
 

اثرآنتی‌اکسیدانتی عصاره دانه‌ی خرنوب بر فراسنجه‌های کیفی اسپرم قوچ فراهانی بعد از انجماد و یخ‏‏گشایی

دوره 11، شماره 1، بهار 1399، صفحه 1-12

https://doi.org/10.52547/JCT.11.1.1

محسن عسگری، مهدی خدایی‏ مطلق، مهدی کاظمی بن‏چناری، وحید واحدی

چکیده هدف: هدف از این پژوهش بررسی تاثیرعصاره­ی دانه­ی خرنوب به‏عنوان آنتی­اکسیدانت طبیعی بر کیفیت اسپرم قوچ نژاد فراهانی پس از یخ­‏گشایی بود.
مواد و روش‏ها: در این تحقیق از پنج راس قوچ نژاد فراهانی (وزن: 5±60 کیلوگرم)، دو بار در هفته توسط واژن مصنوعی اسپرم­گیری شد. به‏منظور از بین بردن اثرات فردی دام­ها انزال آن­ها به‏نسبت مساوی باهم مخلوط شدند. سطوح مختلف عصاره­ی دانه­ی خرنوب (صفر، 05/0، 1/0، 15/0 و 2/0 میلی­لیتر) به رقیق کننده بر پایه زرده تخم­مرغ-تریس افزوده شد. نمونه­ها بعد از طی مراحل سرد سازی و پر شدن در پایوت‏ها، در بخار ازت منجمد شده و تا زمان ارزیابی در ازت مایع نگه‏داری شدند. پس از یخ‏گشایی و 5 دقیقه انکوباسیون در دمای 37 درجه سانتیگراد فراسنجه­های کیفی اسپرم نظیر جنبایی، جنبایی پیش‌رونده، زنده­مانی (تست ائوزین- نگروزین)، سلامت‌ غشا (تست ‌هاست) و همچنین ریخت­شناسی اسپرم­ها (تست هانکوک) مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: نتایج نشان داد که سطح 05/0 میلی­لیتر ازعصاره­ی دانه­ی خرنوب به‏طورمعنی­داری سبب بهبودی فراسنجه­های اسپرم همچون تحرک، زنده­مانی، یک‏پارچگی غشای پلاسمایی و ریخت­شناسی درمقایسه با گروه شاهد شد (01/0p <).
نتیجه‏گیری: نتایج نشان داد که افزودن 05/0 میلی­لیتر از عصاره­ی دانه­ی خرنوب به رقیق­کننده بر پایه‌ی تریس- زرده­ی تخم­‌مرغ برای فریز و یخ‌گشایی اسپرم در قوچ نژاد فراهانی احتمالا می­تواند مفید باشد.
 

اثر نانو ذرات اکسیدآهن بر رشد و فیزیولوژی گیاه یونجه (Medicago sativa L) تلقیح یافته با Rhizobium meliloti

دوره 11، شماره 1، بهار 1399، صفحه 25-43

https://doi.org/10.52547/JCT.11.1.25

مهری عسکری، سید مهدی طالبی، معصومه شفیعی ‏گواری

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثر برهم‌کنش تلقیح باکتریایی و تیمار آهن (نانو و کلات‌آهن) بر خصوصیات فیزیولوژیکی یونجه می‌باشد.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه اثرات تلقیح Rhizobium melilotiسویه استاندارد، غلظت‌های مختلف آهن (کلات آهن، ٠، ٥، ۱٠، ٢٠ و ٢٥ میکرومولار نانو ذرات اکسیدآهن) و اثر متقابل تلقیح باکتریایی و تیمار آهن به‏مدت ٤٥ روز بر گیاه یونجه در قالب آزمایشات فاکتوریل در یک طرح کاملا تصادفی در سه تکرار مطالعه شده است. صفات مورد ارزیابی شامل شاخص‌های رشد، مقدار رنگیز‌ه‌های فتوسنتزی، پروتئین، پرولین، فعالیت آنتی‌اکسیدانت‏ها، درصد فعالیت بازدارندگی رادیکال دی‌فنیل‌پیکریل‌هیدرازیل (DPPH) و مقدار عناصر بودند.
نتایج: تلقیح ریزوبیومی به‏تنهایی اثرات سودمندی بر رشد یونجه نشان داد و باعث افزایش پارامترهای رشد، رنگیزه‌ها، میزان پروتئین و جذب پتاسیم و فسفر شد اما بر مقدار پرولین و آنتی‌اکسیدانت‌ها اثری نداشت. تیمار آهن بر پارامترهای رشد، رنگیزه‌ها، میزان پروتئین و جذب عناصر اثر مثبت داشت. بیشترین شاخص‌های رشد در غلظت 25 میکرومولار نانوآهن مشاهده شد. بیشترین مقدار پرولین و فعالیت آنتی‌اکسیدانتی در شاهد (μM 0 نانوآهن) سنجش شد. از این‌رو این غلظت برای گیاه یونجه تنش محسوب می‌شود. اثرات منفی ناشی از تیمار 0 میکرومولار نانوآهن بر گیاه یونجه تلقیح‌یافته با ریزوبیوم ملیلوتی کاهش یافت. در واقع ریزوبیوم با کاهش شرایط تنش باعث افزایش مقاومت گیاهان تلقیح‌یافته می‌شود.
نتیجه‏گیری: هم‏زیستی ریزوبیوم-یونجه همراه با نانوکود آهن علاوه بر افزایش رشد گیاه می‌تواند باعث افزایش مقاومت گیاه نسبت به تنش‌ها ‌شود. بیشترین مقدار پارامترهای رشد، رنگیزه‌ها و پروتئین در گیاهان تلقیح‌یافته با ریزوبیوم ملیلوتی و 10 میکرومولار نانوآهن اندازه‌گیری شد.
 

بررسی پتانسیل آنتی اکسیدانتی کروسین بر روی سلول‏های بنیادی اسپرماتوگونی نوزاد موش کوچک آزمایشگاهی نژاد Balb/C

دوره 7، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 219-229

https://doi.org/10.52547/JCT.7.3.219

علیرضا شکری، جواد بهارار، الهه امینی

چکیده هدف: هدف از­ این پژوهش بررسی اثر کروسین به‏عنوان یکی از مواد فعال زیستی زعفران بر­روی سلول‏های بنیادی اسپرم‏ساز موش است. 
مواد و روش‏ها: در­این مطالعه آزمایشگاهی سلول‏های ­بنیادی اسپرماتوگونی موش نوزاد نژاد ­Balb/C در محیط­کشت DMEM/F12 کشت داده شده با غلظت‏های کروسین (40، 20، 10،5، 5/2 میکروگرم بر میلی لیتر) به­مدت 6 و 12 روز تیمار شدند برای شناسایی سلول‏های بنیادی از آزمون آلکالین فسفاتاز، بررسی سمیت از­ تست MTT، تشخیص سلول‏های زنده از آزمون اکریدین اورنج، DAPI و پتانسیل آنتی اکسیدانت از آزمون DCF-DA استفاده شد. آنالیز آماری توسط نرم افزار SPSS، آزمون ANOVA تست دانکن صورت گرفته و 05/0 p <معنی‏دار در نظر گرفته شد.
نتایج: کروسین در غلظت­های زیر ­20 میکروگرم بر میلی­لیتر سمیت چشم‏گیری بر روی سلول‏های بنیادی اسپرم­ساز اعمال نکرد. این در‏حالی است که زیستایی سلول‏های بنیادی اسپرم‏ساز تحت تاثیر دوزهای20 و 40 میکروگرم بر میلی‏لیتر کروسین در روز 6 پس ­از کشت به‏میزان 21 و 24 درصد و در روز 12 به‏میزان 29 و 41 درصد کاهش یافت. هچنین بررسی زنده بودن سلول‏ها توسط میکروسکوپ فلورسانس و بررسی پتانسیل آنتی­اکسیدانتی توسط فلوریمتری اثر محافظتی و آنتی­اکسیدانتی کروسین را در غلظت‏های (5، 10، 5/2 میکروگرم بر میلی‏لیتر) کروسین بعد از 6 روز نشان داد.
نتیجه گیری: کروسین می‏تواند اثر حفاظتی بر­روی سلول‏های بنیادی اسپرم­ساز موشی داشته باشد که از­ طریق حداقل تاثیر بر زیستایی سلول‏ها و کاهش مرگ و میر سلولی اثر خود را ایفا می‏کند.

محتوای فنل و فلاونوئید کل در عصاره‌ گونه Meristotropis xanthioides Vassilcz. و اثر حفاظتی آن بر مسمومیت کبدی القا شده با اتانول

دوره 7، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 323-332

https://doi.org/10.52547/JCT.7.3.323

سیامک یاری، رویا کرمیان، مصطفی اسدبگی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی نفش حفاظتی عصاره گونه M. xanthioidesدر برابر مسمومیت کبدی القا شده با اتانول می­باشد.
مواد و روش­ها: محتوای فنل و فلاونوئید کل به‏ترتیب به‏روش­های فولن-سیوکالتو و کلرید آلومینیوم اندازه­گیری شدند. در جهت سنجش اثر حفاظتی عصاره گونه مورد نظر، رَت­های نر نژاد ویستار به سه گروه 6 تایی تقسیم شدند: گروه 1(گروه کنترل)، گروه 2 با اتانول تیمار شدند و گروه 3 به‏طور همزمان با اتانول و عصاره گیاه M. xanthioides، تیمار شدند. رَت­ها همه تیمارها را از طریق دهان دریافت کردند. در این تحقیق سیلی‏مارین به‏عنوان کنترل مثبت استفاده شد. در پایان پارامترهای بیوشیمیایی، هیستولوژیکی و مورفولوژیکی در گروه­های مختلف مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان دادند که گونه مورد مطالعه دارای محتوای بالای فنل و فلاونوئید می­باشد. بررسی­های مورفولوژیکی و بیوشیمیایی مشخص نمود که نسبت وزن کبد به وزن بدن، مقادیر مالون دی آلدئید (MDA) و پراکسید هیدروژن بافتی و همچنین آنزیم­های کبدی موجود در سرم خون رَت­های تیمار شده با اتانول به‏طور معنی­داری نسبت به گروه­های دیگر، افزایش می­یابد. همچنین نتایج حاصل از مطالعات هیستولوژیکی مشخص کرد که بافت کبدی رَت­های تیمار شده با اتانول، در مقایسه با رَت­های گروه کنترل، دچار آسیب­های شدیدی شدند. فعالیت­های بیوشیمیایی و آسیب­های بافتی بوسیله تیمار با عصاره و سیلی‏مارین کاهش یافت.
نتیجه گیری: این مطالعه اثبات کرد که عصاره M. xanthioides می­تواند نقش حفاظتی بر علیه سمیت کبدی القا شده با الکل داشته باشد و به‏عنوان یک منبع طبیعی برای مکمل­ها غذایی و دارویی به‏شمار آید.
 

اثر تمرین سرعتی و مکمل ویتامینE و C بر گلوتاتیون پراکسیداز، لیپوپروتئین کم چگال اکسیدشده و مالون دی‌آلدئید پلاسمایی استراحتی

دوره 3، پاییز 91، پاییز 1391، صفحه 221-230

https://doi.org/10.52547/JCT.3.3.221

چکیده هدف: این مطالعه به بررسی اثر تمرین سرعتی و تمرین سرعتی همراه با مصرف مکمل ویتامینE  و C بر لیپوپروتئین کم چگال اکسیدشده (LDL-ox)، مالون‏دی‏آلدئید (MDA) و فعالیت آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز (GPX) پرداخته‌است.
مواد و روش‌ها: 40 نفر داوطلب پسر سالم مشغول به تحصیل در مراکز تربیت معلم مشهد (میانگین قد 40/5 ± 171 سانتی‏متر، سن 9/1± 19 سال و وزن 4/4 ±73 کیلوگرم) به عنوان نمونه انتخاب و به طور تصادفی به چهار گروه 10 نفری سرعتی، سرعتی+مکمل، کنترل و مکمل تقسیم شدند. دو گروه سرعتی و سرعتی+مکمل، برنامه تمرین 8 هفته‌ای دوهای تکراری کوتاه انجام دادند. دو گروه سرعتی+ مکمل و مکمل روزانه به میزان 500 میلی‏گرم ویتامین C و 400 واحد ویتامین E، شش روز در هفته دریافت نمودند. در ابتدای تحقیق و پس از 72 ساعت از آخرین جلسه، نمونه‌های خونی جمع‌آوری شدند. از روش آنالیز کوواریانس (MANCOVA) برای مقایسه گروه‌ها استفاده شد.
نتایج :فعالیت آنزیم GPX بین گروه سرعتی با گروه کنترل، گروه سرعتی با گروه مکمل، گروه سرعتی+ مکمل با گروه کنترل و گروه سرعتی+ مکمل با گروه مکمل تفاوت معنی داری نشان داد. مقادیرMDA تنهادرگروه‌ سرعتی+ مکمل کاهش معنی‌داری داشت. همچنین در مقایسه پیش آزمون و پس آزمون تک تک گروههاتغییرات معنی‌داری درمقادیر LDL-oxمشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: تمرینات سرعتی می‌تواند از طریق افزایش فعالیت برخی آنزیم‌های ضداکسایشی، سبب مقابله بهتری با اکسیدان‌های تولید شده در طول زمان استراحت شود.
 

اثرآنتی اکسیدانتی ویتامین C در کاهش آسیب های کروموزومی القا شده توسط میدان الکترومغناطیسی با فرکانس پایین در اریتروسیت های مغز استخوان موش کوچک آزمایشگاهی

دوره 3، بهار 91، بهار 1391، صفحه 65-72

https://doi.org/10.52547/JCT.3.1.65

چکیده هدف: در پژوهش حاضر اثر آنتی اکسیدانی ویتامین C در کاهش آسیب‏های کروموزومی القا شده توسط میدان الکترومغناطیسی با فرکانس پایین در اریتروسیت‏های مغز استخوان موش نر کوچک آزمایشگاهی بررسی شده است.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی 48 موش نر بالغ نژاد بالب سی به صورت تصادفی به چهار گروه مساوی کنترل، آزمون 1، آزمون 2 و آزمون 3 تقسیم شدند. موش‏های گروه کنترل در شرایط طبیعی نگه‏داری شدند و به نمونه‏های گروه آزمون 1 و آزمون 3 ویتامین C با دوز 50 میلی‏گرم بر کیلوگرم به مدت 8 روز متوالی درون صفاقی تزریق شد. نمونه‏های گروه آزمون 3 از روز پنجم دریافت ویتامین به مدت 4 روز و هر روز 4 ساعت در معرض امواج الکترومغناطیس با فرکانس 50 هرتز و شدت 50 گاؤس قرار گرفتند. نمونه‏های گروه آزمون 2 نیز به مدت 4 روز و هر روز 4 ساعت در معرض امواج فوق الذکر قرار داده شدند. کلیه موش‏های گروه‏های مختلف تشریح و آزمون میکرونوکلئوس روی اریتروسیت‏های پلی کروماتیک مغز استخوان مو ش‏ها انجام شد. داده‏های کمی حاصل با نرم افزار spss و آزمون آماری واریانس یک طرفه در سطح 05/0p < تحلیل شد.
نتایج : فراوانی میکرونوکلئوس‏ها در اریتروسیت‏های پلی‏کروماتیک مغز استخوان موش‏های گروه آزمون 3 (276/0 ±107/3) در مقایسه  با گروه آزمون 2 (881 /0 ±29/9) کاهش معنی‏داری (001/0>p) نشان داد.
نتیجه گیری: ویتامین C سبب کاهش آسیب‏های کروموزومی القاء شده توسط امواج الکترومغناطیس با فرکانس پایین در اریتروسیت‏های پلی‏کروماتیک مغز استخوان موش نر بالغ نژاد بالب سی می‏شود.
 

بررسی اثرات ویتامین A در مهار آسیب های کروموزومی القایی توسط امواج تلفن همراه روی اریتروسیت های مغز استخوان موش کوچک آزمایشگاهی

دوره 2، بهار 90، بهار 1390، صفحه 1-8

https://doi.org/10.52547/JCT.2.1.1

چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثرات ویتامینA  در مهار آسیب‏های کروموزومی القایی توسط امواج تلفن همراه روی اریتروسیت‏های مغز استخوان موش کوچک آزمایشگاهی بود.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه تجربی 48 سر موش نر بالغ نژاد بالب سی به صورت تصادفی به چهار گروه کنترل، شاهد1، شاهد2 و تجربی تقسیم شده, موش‏های گروه کنترل در شرایط طبیعی، نمونه‏های گروه شاهد1 به مدت چهار روز متوالی و هر روز به مدت سه ساعت (12 – 9) در شرایط آزمایشگاهی و محدوده امواج تلفن همراه به حالت غیر فعال(خاموش) قرار گرفتند. درگروه شاهد 2 موش‏ها   به مدت چهار روز و هر روز به مدت سه ساعت (12- 9) در شرایط آزمایشگاهی در معرض امواج تلفن همراه به حالت روشن قرار داده شدند و به نمونه‏های گروه تجربی ویتامین A با دوز 15000 واحد بین‏المللی بر کیلوگرم به مدت پنج روز متوالی به صورت درون صفاقی تزریق شد و از روز دوم در معرض امواج تلفن همراه به حالت روشن به مدت چهار روز متوالی و هر روز به مدت سه ساعت (12 – 9) قرار گرفتند. کلیه موش‏های گروه های مختلف تشریح و آزمون میکرونوکلئوس روی اریتروسیت‏های پلی‏کروماتیک مغز استخوان موش‏ها انجام شد. داده‏های کمی حاصل با نرم افزار SPSS وآزمون آماری  ANOVA در سطح  05/0 p <  تحلیل گردید.
نتایج: فراوانی میکرونوکلئوس‏ها در اریتروسیت‏های پلی‏کروماتیک مغز استخوان موش نر تجربی (25/23) در مقایسه با گروه کنترل        (68/34)، گروه شاهد 1 (88/35) و شاهد 2 (55/45) کاهش معنی‏داری نشان داد. همچنین گروه شاهد 2 نسبت به گروه کنترل افزایش معنی‏داری در تعداد میکرونوکلئوس‏ها نشان داده است.
نتیجه گیری: ویتامین A  باعث کاهش آسیب‏های کروموزومی القایی توسط امواج ساطع شده از تلفن‏های همراه روی اریتروسیت‏های پلی‏کروماتیک مغز استخوان موش نر بالغ نژاد بالب سی می‏شود.
 

تاثیر مکمل‌سازی کوتاه مدت عصاره‌ی سیر بر مارکرهای استرس اکسیداتیو والتهاب متعاقب یک جلسه فعالیت هوازی در مردان غیر ورزشکار

دوره 2، بهار 90، بهار 1390، صفحه 25-33

https://doi.org/10.52547/JCT.2.1.25

چکیده هدف: تحقیق حاضر به منظور تعیین اثر مکمل ‌سازی کوتاه مدت عصاره‌ی سیر بر ظرفیت ضد اکسایشی‌تام، مالون‌دی‌آلدهید و لکوسیت‌های خونی محیطی مردان غیرورزشکا‌ر پس از یک وهله فعالیت هوازی انجام شد.
مواد و روش‏ها: 20 مرد غیر ورزشکار سالم داوطلب (3±23سال، درصد چربی 2±16درصد و اکسیژن مصرفی بیشینه 3±40 میلی‌لیتر/کیلوگرم/دقیقه‌) در دو گروه تصادفی همگن شده‌ی مکمل عصاره‌ی سیر(700 میلی‌گرم در روز) و شبه ‌دارو (700 میلی‌گرم در روز دکستروز) تقسیم شدند. همه‌ی آزمودنی‌ها پس از 14 روز مکمل‌سازی در یک قرارداد ورزشی هوازی روی نوار گردان با 75 درصد اکسیژن مصرفی بیشینه به مدت 30 دقیقه شرکت نمودند. نمونه‏ی خونی اولیه در حالت پایه قبل از شروع مکمل سازی، نمونه‏ی‏ خونی دوم پس از تکمیل دوره‏ی مکمل سازی و نمونه‏ی سوم پس از قرارداد ورزشی گرفته شد. داده‌های نرمال با استفاده از آزمون‌های تحلیل واریانس مکرر، بونفرونی و تی مستقل در سطح معنی‌داری پنج درصد با نرم ‌افزار SPSS نسخه18بررسی شدند.
نتایج: نتایج حاکی است که مصرف 14 روزه‌ی عصاره‌ی سیر قبل از فعالیت ورزشی موجب افزایش معنی‌داری (05/0p <) در ظرفیت ضد اکسایشی تام پایه ‌شد. از طرفی، ‌30 دقیقه فعالیت ‌هوازی به ترتیب باعث کاهش معنی‌دار ظرفیت ضداکسایشی ‌تام و افزایش معنی‌دار (05/0p <) مالون‌دی‌آلدهید و تعداد لکوسیت‌های خون محیطی ‌گردید. با این حال، دامنه‌ی تغییرات شاخص‌های اکسایشی و التهابی گروه شبه‌ دارو به طور معنی ‌دار (05/0p <) بیشتر از گروه مکمل سیر بود.
نتیجه گیری: بر اساس یافته‌های حاضر می‌توان نتیجه گرفت که احتمالاً مکمل‌سازی عصار‌ه‌ی سیر می‌تواند با افزایش ظرفیت ‌ضد اکسایشی تام سرم پایه، از تغییرات نا مطلوب شاخص‌های آسیب‌های فشار اکسایشی و التهاب ناشی از انجام فعالیت‌های ورزشی هوازی در مردان غیر ورزشکار بکاهد.