فصلنامه
کلیدواژه‌ها = آپوپتوزیس

بررسی اثر عصاره هیدروالکلی هلیله سیاه روی بقا و القای آپوپتوزیس در سلول‌های سرطانی کولورکتال کشت شده بر داربست نانوفیبر PCL/Gelatin

دوره 16، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 170-184

https://doi.org/10.61882/JCT.16.2.170

علی بهنود، طیبه محمدی، مهرداد پویانمهر

چکیده هدف: هلیله سیاه  گیاهی با خاصیت ضد سرطانی است.  هدف از این مطالعه، برررسی اثر عصاره آن روی سلول­های سرطانی در محیط کشت دو بعدی و سه­بعدی است. مواد و روش­ها: عصاره هیدروالکلی هلیله سیاه با غلظت­های 0، 10، 100، 200 و 500 میکروگرم در میلی­لیتر  تهیه و اثر آن بر سلول‌های سرطانی روده بزرگ با روش کشت مرسوم (محیط کشت دوبعدی) و کشت بر داربست نانوفیبر PCL/Gelatin (محیط کشت سه بعدی) با کمک آزمون سنجش بقای سلولی (MTT) بعد از 24 ساعت تیمار بررسی شد. همچنین برای تعیین نوع مرگ سلولی تحت اثر عصاره، رنگ آمیزی­ آکریدین اورنج/اتیدیوم بروماید انجام شد. نتایج: عصاره در هر دو محیط کشت باعث مهار تکثیر سلول­ها شد. غلظت IC50 عصاره در محیط کشت دو بعدی 500 میکروگرم در میلی­لیتر و در محیط کشت سه بعدی، 200 میکروگرم در میلی­لیتر تعیین شد. عصاره باعث مرگ سلولی شد که بر اساس تغییرات مورفولوژیک سلول، آپوپتوزیس تشخیص داده شد. نتیجه­گیری: عصاره هیدروالکلی هلیله سیاه توانست روی سلول­های سرطانی به‫صورت وابسته به غلظت اثر کشندگی داشته باشد و این اثر در شرایط کشت سه بعدی با استفاده از داربست نانوفیبر بیشتر از شرایط کشت دو بعدی مرسوم بود. کشت سلول­های سرطانی روی داربست نانوفیبری می­تواند مدلی مناسب برای بررسی تاثیر عوامل ضد سرطان روی سلول­ها در شرایطی شبیه درون بدن فراهم ­کند.

بررسی اثر سمیت سلولی نانوذره اکسید روی کنژوگه با جینجرول روی رده سلولی سرطان پستان

دوره 16، شماره 1، بهار 1404، صفحه 18-31

https://doi.org/10.61882/JCT.16.1.18

فاطمه سادات موسوی، علی صالح زاده

چکیده هدف: سرطان پستان مهم‌ترین و فراگیرترین نوع سرطان در جمعیت‌های زنان بهشمار می‌آید. این مطالعه با هدف سنتز نانوذره اکسید روی کنژوگه با جینجرول (ZnO@CPTMS-Gingerol) و ارزیابی اثرات ضدسرطانی آن بر روی سلول‌های رده سرطان پستان انجام پذیرفت. مواد و روش‌ها: ویژگی‌های فیزیکی شیمیایی نانوذره  ZnO@CPTMS-Gingerol با آنالیزهای FT-IR، XRD، DLS، EDS، سنجش پتانسیل زتا و عکس‌برداری میکروسکوپ الکترونی مورد مطالعه قرار گرفت. اثرات مهاری غلظت‌های مختلف نانوذره ZnO@CPTMS-Gingerol بر روی سلول‌های رده سرطان پستان MCF-7 با آزمایش MTT ارزیابی شد. به‌منظور تعیین جمعیت سلول‌های آپوپتوزیس/نکروزیس شده از آزمایش فلوسیتومتری استفاده شد. نتایج: بر اساس نتایج، نانوذرات سنتز شده دارای مورفولوژی کروی و با اندازه حدودی 10 تا 50 نانومتر بودند. بار سطحی ذرات در محیط آبی 4/30- میلی ولت بود. نانوذرات فاقد ناخالصی عنصری بودند و سنتز صحیح آن­ها با آزمایش‌های FT-IR و XRD تائید شد. تیمار نانوذرات با سلول‌های سرطان پستان نشان داد که نانوذره ZnO@CPTMS-Gingerol دارای اثرات مهاری وابسته به دوز و غلظت نیمه مهاری (IC50) 117 میکروگرم/میلی‌لیتر بود. مواجهه سلول‌های سرطان پستان با نانوذره ZnO@CPTMS-Gingerol سبب افزایش جمعیت سلول‌های دچار آپوپتوز اولیه و تاخیری و سلول‌های نکروزی شد.  نتیجه‌گیری: : این مطالعه نشان داد که نانوذره ZnO@CPTMS-Gingerol می‌تواند با القای آپوپتوزیس و نکروزیس سلولی سبب مهار تکثیر سلول‌های سرطان پستان شود و این قابلیت می‌تواند در طراحی نانو داروهای مؤثر در درمان سرطان پستان مد نظر قرار گیرد.

اثرات سمیت سلولی و آپوپتوزیسی نانوذرات سلنیوم بر روی رده سلولی سرطان کولون (HT29)

دوره 15، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 190-202

https://doi.org/10.61186/JCT.15.3.190

سیده سارا حسنی، سید عطا اله سادات شاندیز، بهاره پاکپور

چکیده هدف: امروزه نانوذرات اهمیت کاربردی بالایی را در تشخیص و درمان سرطان پیدا کرده‫اند. هدف از این مطالعه ارزیابی اثرات سایتوتوکسیک و ضد سرطانی نانوذرات سلنیوم بر روی رده سلولی سرطان کولون و آنالیز بیان ژن  CAD  Caspase-activated Dnaseمی‫باشد. مواد و روشها: در این مطالعه، ابتدا اثرات سمیت سلولی نانوذرات سلنیوم در مدت زمان 24 ساعت بر روی رده سلولی سرطان کولون HT-29 و نرمال HEK293 توسط روش MTT مورد بررسی قرار گرفت. به‫دنبال آن، پس از تیمار سلول‫ها با غلظت 50 درصد کشندگی،RNA  سلول استخراج شده و به cDNA تبدیل شد. میزان بیان ژن CAD با استفاده از روش Real Time PCR مطالعه شد. در نهایت، مطالعه آپوپتوزیس و نکروزیس با کمک روش فلوسایتومتری مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج: نتایج نشان داد که نانوذره سلنیوم در غلظت‫های µg/mL25/31 تا µg/mL500 بیشترین مهار تکثیر سلولی را داشته که از لحاظ آماری معنی‫دار بوده است (p<0.001). میزان IC50 برای نانوذرات سلنیوم در مدت زمان 24 ساعت µg/mL 75 محاسبه شد. بیان ژن CAD نسبت به ژن مرجع در رده سلولی HT29 تیمار شده با نانوذرات سلنیوم طی 24ساعت به‫میزان 125/0±04/4  برابر افزایش یافت. همچنین داده‫های فلوسایتومتری بیانگر افزایش به‫میزان 71/34 درصدی مرگ آپوپتوزیسی در رده سلولی سرطانی کولون بود. نتیجه گیری: با توجه به داده‫های افزایش بیان ژنی درگیردر آپوپتوزیس (CAD) و فعال نمودن آپوپتوزیس می توان از نانوذرات سلنیوم به‫عنوان کاندیدای دارویی در درمان سرطان کولون استفاده نمود، که نیاز به مطالعات بیشتری در خصوص اهمیت دارویی نانوذرات دارد.

مهار آپوپتوزیس ناشی از استرس اکسیداتیو در نورون‏های حرکتی قطعات کشت ‏شده نخاع‏ موش بالغ؛ اثرات محافظتی و آنتی اکسیدانتی کوئرستین

دوره 15، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 215-230

https://doi.org/10.61186/JCT.15.3.215

حمیدرضا مومنی، طاهره اعتمادی، حمیدرضا نقلی، نیلوفر دربندی

چکیده هدف: این پژوهش با این هدف انجام شد تا مشخص نماید که آیا کوئرستین به‏عنوان یک آنتی‏اکسیدانت قوی، قادر است با کاهش استرس اکسیداتیو، آپوپتوزیس را در نورون‏های حرکتی قطعات کشت شده نخاع به‏تاخیر بیاندازد. مواد و روش‏ها: قطعات ناحیه سینه‏ای نخاع موش‏های بالغ به سه‏گروه تقسیم شد: 1- لحظه صفر، 2- کنترل و 3- کوئرستین. برای بررسی قابلیت حیات قطعات نخاع از سنجش MTT و بررسی مشخصه‏های مورفولوژیکی آپوپتوزیس و تعداد نورو‏ن‏های حرکتی از رنگ‏آمیزی هوخست و پروپیدیوم آیوداید استفاده شد. در قطعات نخاع سنجش میزان پراکسیداسیون لیپیدی از روش مالون‏دی‏آلدهید و ظرفیت آنتی‏اکسیدانتیِ کل، از روش FRAP  استفاده گردید. نتایج: پس از 6 ساعت (گروه کنترل)، قابلیت حیات قطعات نخاع، قطر و تعداد نورون‏های حرکتی سالم در مقایسه با گروه لحظه صفر به‏طور معنی­داری کاهش یافت. هم­چنین، نورون‏های حرکتی مشخصه‏های مورفولوژیکی آپوپتوزیس را نشان دادند. افزایش میزان مالون دی آلدهید و کاهش ظرفیت آنتی‏اکسیدانتی کل، به­طور معنی دار نسبت به گروه لحظه صفر نیز مشاهده شد. کوئرستین نه تنها توانست قابلیت حیات و تعداد نورون‏های حرکتی سالم قطعات نخاع را افزایش دهد، بلکه مشخصه‏های مورفولوژیکی آپوپتوزیس را کاهش داد. همچنین، این آنتی‏اکسیدانت نسبت به گروه کنترل، به‏طور معنی‏داری میزان مالون دی آلدهید را کاهش و قدرت آنتی‏اکسیدانتی کل را افزایش داد. نتیجه‏گیری: استرس اکسیداتیو می­تواند یکی از مکانیسم‏های دخیل در آپوپتوزیس نورون‏های حرکتی قطعات کشت شده نخاع باشد و کوئرستین، به‏عنوان یک آنتی‏اکسیدانت قوی، توانست با کاهش پراکسیداسیون لیپیدی و افزایش ظرفیت آنتی‏اکسیدانتی کل، قابلیت حیات قطعات را افزایش و مشخصه‏های مورفولوژیکی آپوپتوزیس را در نخاع به‏تاخیر بیاندازد.

بررسی اثرN-استیل سیستئین و کادمیوم بر ویژگی‌های هیستوپاتولوژی بافت کبد و بیان برخی از ژن‌های مؤثر در تکثیر سلولی

دوره 13، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 177-186

https://doi.org/10.52547/JCT/13.3.177

بنت الهدا علیزاده، علی صالح زاده، نجمه رنجی، امیر آراسته

چکیده هدف: اثرات سمیتی مواجهه با کادمیوم عمدتا ناشی از تولید رادیکال‌های آزاد اکسیژن، کاهش آنتی‌اکسیدانت‌های سلولی و بروز استرس اکسیداتیو است که می‌تواند منجر به تخریب اجزای سلولی، آسیب به DNA، آپوپتوزیس و در نهایت آسیب‌های بافتی شود. در این مطالعه به بررسی اثرات محافظتی N-استیل سیستئین، به‌ عنوان یک ماده دارای خواص آنتی‌اکسیدانتی، در موش‌های ویستار مواجهه ‌یافته با کادمیوم از طریق بررسی بافت‌شناسی کبد و سنجش بیان ژن‌های مؤثر در آپوپتوزیس و تکثیر سلولی پرداخته شد. مواد و روش ها: موش‌های با وزن تقریبی 150-200 گرم در سه تیمار شامل، G1) تیمار شاهد، G2) تیمار دریافت‌کننده کادمیوم، و G3) تیمار دریافت‌کننده هم‫زمان کادمیوم و N-استیل سیستئین دسته‌بندی شدند و به‫مدت چهار هفته از مواد مورد نظر دریافت کردند. سپس نمونه‌برداری از بافت کبد به‫منظور بررسی هیستوپاتولوژی و بررسی بیان ژن‌های eif4e و mad1 صورت پذیرفت. نتایج:  مواجهه با کادمیوم  باعث ایجاد آسیب‌های جدی در بافت کبد موش شد که شامل پرخونی رگ مرکزی، افزایش تعداد سلول‌های التهابی و وجود التهاب در پارانشیم کبد بود، درحالی‌که استفاده از N-استیل سیستئین موجب کاهش چشمگیر آسیب‌های مذکور گردید. همچنین، استفاده از N-استیل سیستئین  سبب کاهش چشمگیر بیان ژن‎های eif4e و mad1 به میزان 14/2 و 27/2 برابر شد. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه پیشنهاد می‌کند که N-استیل سیستئین به‌عنوان یک ماده آنتی‌اکسیدانت می‌تواند نقش مهمی در برابر آسیب‌های بافتی ناشی از استرس اکسیداتیو و جلوگیری از القای آپوپتوزیس سلولی داشته باشد.   

مطالعه اثر عصاره تمرهندی روی بقا، تکثیر و القای آپوپتوزیس در سلولهای سرطانی پروستات، روده بزرگ و سلول طبیعی فیبروبلاست انسان

دوره 13، شماره 1، بهار 1401، صفحه 11-22

https://doi.org/10.52547/JCT.13.1.11

مسعود پورعلی، محمدمهدی یعقوبی

چکیده هدف: سرطان یکی از دلایل اصلی مرگ ‌و میر در سراسر جهان است که درمان آن با عوارضی هم‌چون مقاومت دارویی همراه است. طبیعت همواره یکی از منابع دارویی برای بشر بوده است. لذا تمایل زیادی به شناسایی ترکیبات ضدسرطانی جدید در گیاهان وجود دارد. مواد و روش‏ها: در این تحقیق هفت غلظت (5/0 تا 12 میکروگرم بر میلی‌لیتر) از عصاره هیدروالکلی هسته تمرهندی (Tamarindus indica) و داروی فلورواوراسیل روی سه رده سلولی سرطان پروستات (LNCaP)، سرطان روده‌ بزرگ (HT-29) و سلول طبیعی فیبروبلاست (HSkMC) به‌مدت 24 ساعت اثر داده شد. اثر کشندگی عصاره­ها با استفاده از روش MTT و اثر عصاره­ها بر میزان ساخت DNA با استفاده از روش BrdU و میزان مرگ آپوپتوزی نیز به‌روش TUNEL اندازه‌گیری شد. نتایج: زنده­مانی سلول­های سرطان پروستات، روده ‌بزرگ و فیبروبلاست در حضور بیش‌ترین مقدار از عصاره به‌ترتیب به 8/24، 1/65 و 5/60 درصد کاهش یافت. شاخص IC­­50 برای سه رده سلولی فوق به‌ترتیب 60/4، 0/17 و­ 79/13 محاسبه شد. عصاره میزان ساخت DNA را نیز به‌ترتیب به‌میزان 32 و 37 و 15 درصد در سلول‌های سرطان پروستات، روده و فیبروبلاست کاهش داد. مرگ آپوپتوزی پس از تیمار با عصاره در سلول­های سرطانی پروستات و روده‌ بزرگ نیز به‌ترتیب 31 و 4 درصد مشاهده شد. نتیجه‏گیری: درمجموع، سمیت عصاره­ و مهار ساخت DNA و القای مرگ آپوپتوزی برای سلول­ سرطان پروستات نسبت به دو سلول دیگر بیش‌تر بود (01/0p value˂). تجزیه ترکیبات موجود در گیاه تمرهندی و مطالعات بیش‌تر در موجود زنده می‌تواند به شناسایی ترکیبات ضدسرطان از این گیاه منجر شود.

بررسی مقایسه‏ای اثر فراکشن کلروفرمی جلبک قرمز L.) (Gracilaria salicornia و جلبک قهوه‏ای ‏L.) (Sargassum angostifolium بر تکثیر، چرخه سلولی و القای آپوپتوزیس در رده سلولی سرطان پستان و رده نرمال

دوره 12، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 300-310

https://doi.org/10.52547/JCT.12.4.300

پردیس میرزاییان، محمد شکرزاده لموکی، ناصر جعفری، فاطره رضایی، طوبی میرزاپور، علی صالح ‏زاده

چکیده هدف: هدف از این مطالعه مقایسه اثرات عصاره کلروفرمی دو نوع جلبک قرمز و قهوه ای بر تکثیر، چرخه سلولی و القای آپوپتوزیس در رده سلولی سرطان پستان می‌باشد.
مواد و روش‏ها: در این‌ مطالعه تجربی، ابتدا سلول‌های سرطانی MCF 7 و نرمال MRC 5 کشت داده شده و در ادامه سلول‌ها با غلظت‌های مختلفی از عصارههای کلروفرمی جلبک‌ها به‌مدت 84 ساعت تیمار شدند. درصد بقا سلول‌ها به‌روش TTM و نوع مرگ سلولی القا شده و توقف چرخه سلولی به‌روش فلوسایتومتری بررسی شدند. نتایج حاصله توسط نرم افزار msirP مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که هردو جلبک قهوه ای و جلبک قرمز، تکثیر سلول‌های سرطانی MCF7 را به‌صورت یک الگوی وابسته به غلظت کاهش دادند. غلظت IC50 برای عصاره کلروفرمی جلبک قهوه‌ای برابر 88 میکروگرم بر میلی‌لیتر و برای جلبک قرمز برابر 107 میکروگرم بر میلی‌لیتر بود. این مقادیر بیان‌گر اثرات مهاری بیش‌تر جلبک قهوه‌ای (31/63 درصد) نسبت به قرمز (33/58 درصد) بود. هم‌چنین این دو عصاره به‌طور موثری آپوپتوزیس را القا و چرخه سلولی را در مرحله G0/G1 متوقف کردند.
نتیجه‏گیری: این مطالعه نشان داد که عصاره کلروفرمی این جلبک‌ها می‌تواند به‌عنوان یک مهارکننده قوی رشد برای سرطان پستان مطرح باشد.
 
 

بررسی اثرات هم‌افزایی سمیت سلولی داروی بواسیزومب و نانوذرات نقره بر روی رده سلولی سرطان تخمدان (A2780) و بیان ژن‌های آپوپتوزی Bcl-2 و کاسپاز 3

دوره 12، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 72-87

https://doi.org/10.52547/JCT.12.2.72

امیر میرزایی، هدیه دیباه، فریبا خسروی‌نژاد، هدی جوانمردی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه، بررسی اثرات هم‌افزایی سمیت سلولی نانوذرات نقره و داروی بواسیزومب علیه رده سلولی سرطانی تخمدان (A2780) و آنالیز بیان ژن­های آپوپتوزی کاسپاز 3 و Bcl-2 می­باشد.
مواد و روش‏ها: ابتدا میزان سمیت سلولی نانوذرات نقره و داروی بواسیزومب به‌ترتیب در غلظت­های 5/62 تا 1000 میکروگرم در میلی‌لیتر و 1000 تا 3000 میکروگرم در میلی‌لیتر علیه رده سلولی A2780 توسط روش رنگ سنجی MTT به‌صورت تک­دارویی و ترکیبی انجام گرفت. سپس میزان بیان ژن‌های آپوپتوزی کاسپاز 3 و Bcl2 با استفاده از روش Real Time PCR مورد مطالعه قرار گرفت.
نتایج: یافته­های حاصل از این مطالعه نشان داد نانوذرات نقره و دارو بواسیزومب دارای سمیت سلولی وابسته به‌ دوز می­باشد و میزان سمیت سلولی در حالت استفاده هم‌زمان نسبت به‌حالت تک دارویی معنی‌دار بوده است (05/0p<). هم­چنین میزان IC50 نانوذرات نقره و بواسیزومب به‌ترتیب برابر با 56/0± 72/12 و 21/1± 72/22 میکروگرم در میلی‌لیتر بود. هم­چنین استفاده هم‌زمان نانوذره نقره-دارو بواسیزومب به‌ترتیب باعث تغییر بیان ژن‌های کاسپاز 3 و Bcl2 شد که نسبت به ‌‌گروه کنترل معنی‌دار بود (05/0p<).
نتیجه‏گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد نانوذرات نقره و بواسیزومب به‌صورت الگو وابسته به‌دوز با اثرات سمیت سلولی هم‌افزایی داشته و باتوجه به ‌‌القا آپوپتوزیس با مطالعات بیش‎تر می­توان از ترکیب نانوذرات نقره و بواسیزومب به‌عنوان کاندید دارویی استفاده شود.
 

بررسی اثر منتول بر القای آپوپتوزیس و بیان ژن‌های Bax و Bcl2 در سلول‌های سرطانی کولون رده CT-26

دوره 12، شماره 1، بهار 1400، صفحه 20-28

https://doi.org/10.52547/JCT.12.1.20

سمیه خضری، جواد بهارآرا، الهه امینی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه­ بررسی اثرات آپوپتوتیکی منتول بر سلول­های سرطان کولون رده­ی CT-26 می­باشد.          
مواد و روش‏ها: در این پژوهش تجربی آزمایشگاهی سلول­های سرطانی کولون رده­ی CT-26  با غلظت­های 1 تا 5 میلی­مول از منتول به‌مدت 24 و 48 ساعت تیمار شدند. میزان زیست‌پذیری سلول­های سرطانی با آزمون MTT محاسبه شد. رنگ‌آمیزی DAPI جهت بررسی القای آپوپتوزیس استفاده شد و میزان بیان ژن­های Bax و Bcl2 توسط تکنیک Real Time-PCR بررسی شد. 
نتایج: داده­های تست  MTTنشان داد منتول بهصورت وابسته به‌دوز و زمان باعث مهار تکثیر سلول­های سرطانی می­شود. رنگ‌آمیزی  DAPI نشان داد که منتول منجر به‌تراکم و شکست در کروماتین می‌شد. نتایج بررسی Real Time- PCR نشان داد بیان ژن Bax در غلظت 3 میلی‌مول از منتول و بیان ژن Bcl2 در غلظت 2 میلی‌مول از منتول نسبت به کنترل افزایش می­یابد.                                                                                                                         
نتیجه ‏گیری: یافته­ها نشان داد منتول سبب القای آپوپتوزیس در سلول­های سرطانی کولون CT-26 می‌شد. بنابراین استفاده از این مونوترپن می­تواند به‌عنوان یک استراتژی امیدوار کننده در مطالعات کلینیکی سرطان کولون مورد توجه قرار گیرد.

القا مرگ سلولی برنامه ‏ریزی شده در سلول‌های ‌سرطان انسانی A549 به‏ واسطه عصاره هیدروالکلی گیاه مریم‏ گلی (Salvia officinalis)

دوره 11، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 100-112

https://doi.org/10.52547/JCT.11.2.100

الهام حویزی، فاطمه پورعطار، مهناز کسمتی، علی شهریاری

چکیده هدف: هدف از مطالعه‏ی حاضر بررسی اثرات سمی و اکسیداتیو عصاره هیدروالکلی مریم‏گلی بر سلول­های سرطانی رده A549 می‏باشد.  
مواد و روش‏ها: برای بررسی غلظت­های عصاره مریم­گلی، سلول­ها در ظروف مخصوص کشت و سنجش MTT برای تعیین IC50 و توان زیستی سلول در روزهای 1، 3، 5 و 7 انجام شد. هم‏چنین برای بررسی اثرات تیمار غلظت IC50 بر القای آپوپتوزیس، از سنجش آنزیمهای سوپراکسید دیسموتاز و کاتالاز دخیل در مسیر استرس اکسیداتیو و رنگ‏آمیزی اکریدین اورنج استفاده شد. به‏علاوه، از رنگ‏آمیزی گیمسا و DAPI به‏منظور بررسی تغییرات مورفولوژیکی سلول و هسته استفاده شد.
نتایج: غلظت IC50 عصاره مریم­گلی برای سلول­های A549 5 میلی‏گرم بر میلی‏لیتر به‏دست آمد. براساس نتایج، عصاره مریم‏گلی به‏صورت معنی­داری تاثیر سیتوتوکسیک بیش‏تری بر رده سلولی A549 در مقایسه با نمونه کنترل داشت. سلول­های A549 تحت تیمار با عصاره، در زمان­های مختلف تفاوت بارز و وابسته به دوزی را نشان دادند. نتایج حاصل از رنگ‏آمیزی­ها، تاییدی بر القای آپوپتوزیس در گروه­ تیمار بود. هم‏چنین نتایج بیان آنزیمی نشان داد که فعالیت آنزیم­های سوپراکسید دیسموتاز و کاتالاز در گروه­ تیمار در مقایسه با گروه کنترل به‏طور معنی­داری افزایش یافت.
نتیجه‏گیری: براساس نتایج فوق، عصاره هیدروالکلی مریم‏گلی ضمن القا فعالیت آنتی اکسیدانتی، اثر آپوپتوتیک قابل ملاحظه‏ای به‏صورت وابسته به دوز و زمان بر سلول­های سرطانی ریه دارد.
 

بررسی اثر ضد سرطانی عصاره هیدروالکلی بذر خارسنبل) ( Blepharis persica بر رده سلول‫های سرطانی سینه‌ و پروستات و اثر هم‌افزایی آن با داروی دوکسوروبیسین‬‬

دوره 9، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 206-221

https://doi.org/10.52547/JCT.9.3.206

کیان آقاعباسی، حسن حسنی کومله، ناهید عسکری، مسعود ترک زاده ماهانی، عبدالله رمضانی قرا

چکیده هدف: در این تحقیق اثرات ضد­سرطانی و آپوپتوزیسی عصاره هیدروالکلی بذر خارسنبل  Blepharis persica بر روی سلول­های سرطانی سینه­ و پروستات و اثر هم­افزایی آن با دارو دوکسوروبیسین مورد مطالعه قرار گرفت. 
مواد و روش­ها: عصاره هیدروالکلی بذر با روش خیساندن و با اتانول ­70درصد تهیه شد. 8­ غلظت عصاره و 4 غلظت ترکیبی از دوکسوروبیسین (125و 5/62 نانوگرم بر میلی­لیتر) با عصاره غلظت­های (315/0و 625/0 میلی­گرم بر میلی­لیتر) تهیه شد. سلول‫های سرطانی سینه (MCF-7)­­­، پروستات (LNCaP) و سلول­های فیبروبلاست ­(SKM)کشت داده شدند. درصد زنده­مانی رده‫های سلولی با تست­­MTT اندازه­گیری و میزان آپوپتوزیس در رده­های سلولی از روش Annexin/PI سنجیده شد و بررسی بیان ژن BCL2­ در مدت 24 و 48­ ساعت با روش quantitative RT-PCR (RT-qPCR)   Real-Timeصورت گرفت.
نتایج: عصاره به­ترتیب بر رده­های سلولی پروستات، پستان و فیبروبلاست بیشترین اثر­ بازدارندگی رشد را نشان­ داد. اثر ترکیبی دوکسوروبیسین با عصاره در هر سه رده سلولی با کنترل هیچ­گونه تفاوت معناداری نداشت. نتایج Annexin/PI  نشان­داد میزان آپوپتوزیس اولیه، تاخیری و نکروز در رده­های سلولی تیمار شده نسبت به کنترل افزایش داشته است. بیان ژنBCL2  در رده­های سلولی با تیمار غلظت 25/1 میلی­گرم بر میلی­لیتر عصاره گیاه در مدت 24 و 48 ساعت نسبت به ژن کنترل بتااکتین به­طور معنی­داری کاهش یافته بود (­01/0­p <).
نتیجه­گیری: عصاره هیدروالکلی بذر خارسنبل توانایی کاهش تکثیر سلول­های سرطانی سینه و پروستات و القا آپوپتوزیس در سلول­های سرطانی را دارد و هرچند که در غلظت کم موجب افزایش اثرات ضد سرطانی دوکسوروبیسین نمی­شود، ولی می­تواند جایگزنی برای آن با عوارض جانبی کمتر باشد.
 

ساخت نانوذرات آلبومین بارگذاری ‌شده با مهارکننده GSK3β و بررسی اثر آن بر زیستایی سل‌لاین سرطان سینه MCF-7

دوره 9، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 292-309

https://doi.org/10.52547/JCT.9.3.292

معصومه محمدیان نامقی، آزیتاپروانه تفرشی پروانه تفرشی، شاه صنم عباسی

چکیده هدف: در این مطالعه به سنتز نانو­ذرات آلبومینی به‏عنوان حامل7-برومو­ایندیروبین ­3 مونوگزیم (7-BIO­) که یک مهارکننده­ی قوی آنزیم گلیکوژن ­سنتاز­ کیناز (­GSK-3β­) و دارای اثرات ضد­توموری است و  به‏دلیل حلالیت و جذب پایین و سمت گوارشی، امکان استفاده بالینی با محدودیت رو به‫رو خواهد بود، مبادرت شد.
مواد و روشها: با استفاده از غلظت‫های اولیه‫ی متفاوت آلبومین سنتز نانو­ذراتی انجام و اندازه آن‫ها با میکروسکوپ الکترونی آزمون شد. پس از کونژوگاسیون ذرات با 7-BIO و ­تیمار سلول‫های سرطانی­، زیستایی و وجود آپوپتوزیس سلولی با استفاده از آزمون MTT و آکریدین اورنج و اتیدیوم بروماید سنجش شدند. اثر بخشی و فعالیت 7-BIO نیز با بررسی میزان فسفریلاسیون GSK-3β به‏روش وسترن بلاتینگ آنالیز شد. نتایج آزمایش توسط آنالیز آماری One-Way ANOVA مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: آزمون سنتز نانو­ذرات نشان داد که برای سنتز نانو­ذرات نشان داد که در غلظت اولیه 10 میلی­گرم در میلی­لیتر آلبومین، نانوذراتی هموژن با قطر 7±42/89 نانومتر به‏دست می­آیند. آزمون MTT نشان داد که نانوذرات بارگذاری شده با 7-BIO اثر سمیت بیشتری بر سلول­های رده سرطانی MCF-7 در مقایسه با 7-BIO آزاد اعمال­ کرده­‏اند. رنگ­آمیزی آکریدین اورنج و اتیدیوم بروماید سلول­های تیمار شده با 7-BIO نیز حاکی از القای آپوپتوزیس بود. همچنین 7-BIO افزایش قابل رویتی در میزان فرم فسفریله GSK-3β در سلول­های سرطان سینه ایجاد می‏کند.
 نتیجهگیری: به‏این‏ترتیب نانوذرات آلبومین کونژوگه‌شده با مهارکننده GSK3β زیستایی سل‌لاین سرطان سینه MCF-7 را به‏طور قابل ملاحظه‏ای کاهش می‏دهند که می‏توانند به‏عنوان یک راه‫کار درمانی در آینده مورد آزمون قرار گیرند.
 

تاثیر سیلیمارین و لیتیم کلراید بر تمامیت DNA اسپرم اپی‫دیدیمی قوچ نژاد فراهانی‬‬‬‬‬‬‬‬

دوره 9، شماره 1، بهار 1397، صفحه 76-85

https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.76

طاهره چوبینه، مهدی خدایی مطلق، حمیدرضا مومنی، نیلوفر دربندی

چکیده هدف: این مطالعه با هدف بررسی اثر لیتیوم کلراید و سیلیمارین بر تمامیتDNA و هسته اسپرم اپی‫دیدیمی قوچ نژاد فراهانی انجام شد.
مواد و روش­ها: در این مطالعه، بیضه­های قوچ نژاد فراهانی پس از ذبح در کشتارگاه اراک به‫صورت روزانه به آزمایشگاه منتقل و پس از چند برش در ناحیه اپی‫دیدیم بیضه­ها، با استفاده از محیط کشت Ham,s Flo  داخل لوله­های فالکون، اسپرم­ شسته و جمع­آوری شد. سپس اسپرم‫های­ جمع­آوری شده به چهار گروه تقسیم شدند: 1- اسپرم‫های لحظه در زمان صفر 2- اسپرم‫های انکوبه شده به‫مدت 180 دقیقه (کنترل) 3- اسپرم‫های تیمار شده با لیتیوم کلراید به‫مدت 180 دقیقه 4- اسپرم تیمار شده با کلرید لیتیم به‫همراه سیلیمارین به‫مدت 180 دقیقه. تمامیت DNA به‫وسیله رنگ­آمیزی آکریدین اورنژ و تست Sperm chromatin dispersion (SCD) و ساختار مورفولوژیکی آپوپتوزیس در هسته اسپرم به‫وسیله رنگ­آمیزی دیف‫کوییک مورد ارزیابی قرار گرفت. داده­ها از طریق آنالیز واریانس یک‫طرفه بررسی و مقایسه­ی میانگین­ها با آزمون توکی انجام شد.
نتایج: آپوپتوزیس در هسته اسپرم و درصد شکست  DNAدر گروه تیمار شده با لیتیوم کلراید نسبت به گروه کنترل کاهش معنی‫داری را نشان داد. در گروه سیلیمارین+لیتیوم کلراید، سیلیمارین توانست این تغییرات را به‫طور معنی‫داری نسبت به گروه لیتیوم کلراید جبران نماید.
نتیجه‌گیری: استفاده از سلیمارین با آثار آنتی اکسیدانتی توانست سبب ممانعت از اثرات منفی لیتیوم بر شکست DNA و آپوپتوزیس هسته اسپرم شود.
 

بررسی اثرات سمیت سلولی و آپوپتوزیسی داروی اگزالی پلاتین بر روی رده سلولی سرطان کولون (HT29) و آنالیز بیان ژن‫های آپوپتوزیسی کاسپاز 3 و کاسپاز 9 توسط روش Real Time PCR‬‬‬‬‬‬

دوره 8، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 364-373

https://doi.org/10.52547/JCT.8.4.364

بهنام یونسی، امیر میرزایی، الهه علی عسگری

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثرات سمیت سلولی داروی اگزالی پلاتین بر رده سلولی سرطان کولون (HT29) و آنالیز بیان ژن­های آپوپتوزی کاسپاز 3 و 9 می­باشد.
مواد و روشها: در این مطالعه، ابتدا سمیت سلولی داروی اگزالی­پلاتین بر روی رده سلولی HT29 با استفاده از روش MTT‌ در غلظت‫های 100، 50، 25، 5/12، 25/6 و 125/3 میکروگرم در میلی لیتر بررسی شد و غلظت 50 درصد کشندگی (IC50) آن تعیین شد. پس از تیمار سلول‫ها با غلظت IC50، RNA سلول‫ها استخراج شده و به cDNA تبدیل شد و میزان بیان ژن‫های آپوپتوزیسی کاسپاز 3 و 9 نسبت به ژن مرجع β-actin با استفاده از روش Real Time PCR بررسی شد.
نتایج: تیمار سلول‫ها در غلظت­های مختلف نشان داد که داروی اگزالی پلاتین در غلظت 100 میکروگرم در میلی‫لیتر بیشترین اثر سمیت سلولی را دارد که از لحاظ آماری معنی‫دار می‫باشد و میزان IC50 µg/ml 6 محاسبه شد. هم‫چنین، نسبت بیان ژن‫های آپوپتوزیسی کاسپاز 3 و 9 به ژن مرجع در رده سلولی HT29‌ تیمار شده با اگزالی پلاتین به‫ترتیب به‫میزان (001/0p <) 72/0±69/2 و (001/0p <) 56/0±26/3 افزایش یافت.
نتیجه گیری: با­ توجه به سمیت سلولی و القای فرایند آپوپتوزیس در رده سلولی سرطان کولون توسط داروی اگزالی پلاتین، می‫توان نتیجه­گیری کرد که داروی اگزالی پلاتین گزینه مناسب جهت درمان سرطان کولون می‫باشد.
 

بررسی میزان بقا، آپوپتوزیس و بیان ژنP75NTRدر سلول های بنیادی مشتق از بافت چربی به هنگام تمایزعصبی دربی‌وزنی شبیه‌سازی شده

دوره 8، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 127-139

https://doi.org/10.52547/JCT.8.2.127

وجیهه زرین پور، زهرا حاج ابراهیمی، مجتبی جعفری نیا

چکیده هدف: در مطالعه حاضر اثر بی‌وزنی بر میزان مرگ و میر سلولی و بیان ژن p75NTR قبل و بعد از تمایز عصبی سلول‌های مزانشیمی مشتق از بافت چربی بررسی شد.
مواد و روشها:در این مطالعه ابتدا سلول‌های بنیادی مزانشیمی ‌از بافت چربی جدا و کشت و تمایز داده شد. دستگاه کلینواستت تک محوره برای شبیه‌سازی بی‌وزنی به‏مدت 6، 24 و 72 ساعت استفاده شد. از سلول‌ها استخراج RNA صورت گرفت و تغییرات بیان ژن‌ با تکنیک Real-time PCR بررسی شد. میزان زنده بودن سلول‌ها با روش MTT  و میزان آپوپتوزیس با تست انکسین اندازه‌گیری شد.
نتایج: نتایج ما نشان داد که بی‌وزنی به‏طور قابل توجهی منجر به کاهش میزان بیان p75NTR در سلول‌های مزانشیمی شد. بی‌وزنی تاثیر معنی‌داری بر میزان زنده بودن سلول‌ها قبل و بعد از القای تمایز به سلول‌های شبه عصبی نداشت؛ اما میزان آپوپتوزیس را در سلول‌های تمایزنیافته در مقایسه با نمونه‌های کنترل کاهش داد.
نتیجه‌گیری: با توجه به کاهش میزان مرگ و میر و افزایش پتانسیل تمایزی سلول‌ها، بی‌وزنی می‌تواند به‏عنوان ابزاری قدرتمند و محیط جدیدی برای کشت و تمایز سلول‌های عصبی و دستیابی به درمان‌هاى پیوند موفق‌ترمعرفی شود.
 

بررسی پتانسیل آنتی اکسیدانتی کروسین بر روی سلول‏های بنیادی اسپرماتوگونی نوزاد موش کوچک آزمایشگاهی نژاد Balb/C

دوره 7، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 219-229

https://doi.org/10.52547/JCT.7.3.219

علیرضا شکری، جواد بهارار، الهه امینی

چکیده هدف: هدف از­ این پژوهش بررسی اثر کروسین به‏عنوان یکی از مواد فعال زیستی زعفران بر­روی سلول‏های بنیادی اسپرم‏ساز موش است. 
مواد و روش‏ها: در­این مطالعه آزمایشگاهی سلول‏های ­بنیادی اسپرماتوگونی موش نوزاد نژاد ­Balb/C در محیط­کشت DMEM/F12 کشت داده شده با غلظت‏های کروسین (40، 20، 10،5، 5/2 میکروگرم بر میلی لیتر) به­مدت 6 و 12 روز تیمار شدند برای شناسایی سلول‏های بنیادی از آزمون آلکالین فسفاتاز، بررسی سمیت از­ تست MTT، تشخیص سلول‏های زنده از آزمون اکریدین اورنج، DAPI و پتانسیل آنتی اکسیدانت از آزمون DCF-DA استفاده شد. آنالیز آماری توسط نرم افزار SPSS، آزمون ANOVA تست دانکن صورت گرفته و 05/0 p <معنی‏دار در نظر گرفته شد.
نتایج: کروسین در غلظت­های زیر ­20 میکروگرم بر میلی­لیتر سمیت چشم‏گیری بر روی سلول‏های بنیادی اسپرم­ساز اعمال نکرد. این در‏حالی است که زیستایی سلول‏های بنیادی اسپرم‏ساز تحت تاثیر دوزهای20 و 40 میکروگرم بر میلی‏لیتر کروسین در روز 6 پس ­از کشت به‏میزان 21 و 24 درصد و در روز 12 به‏میزان 29 و 41 درصد کاهش یافت. هچنین بررسی زنده بودن سلول‏ها توسط میکروسکوپ فلورسانس و بررسی پتانسیل آنتی­اکسیدانتی توسط فلوریمتری اثر محافظتی و آنتی­اکسیدانتی کروسین را در غلظت‏های (5، 10، 5/2 میکروگرم بر میلی‏لیتر) کروسین بعد از 6 روز نشان داد.
نتیجه گیری: کروسین می‏تواند اثر حفاظتی بر­روی سلول‏های بنیادی اسپرم­ساز موشی داشته باشد که از­ طریق حداقل تاثیر بر زیستایی سلول‏ها و کاهش مرگ و میر سلولی اثر خود را ایفا می‏کند.

بررسی اثرات ضد سرطانی نانوذرات نقره با پوشش کورمین بر سلول‏های سرطانی تخمدان A2780

دوره 7، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 313-322

https://doi.org/10.52547/JCT.7.3.313

طیبه رمضانی، محمد نبیونی، جواد بهارآرا، کاظم پریور، فریده نامور

چکیده هدف: در مطالعه حاضر اثر، نانوذرات نقره پوشش دار شده با کورکومین بر القای مرگ سلولی  بر رده سلول‏های سرطان تخمدان A2780 بررسی شده است.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی سنتز سبز نانو ذرات نقره با استفاده ازکورکومین انجام شد. سپس سلول‏های رده A2780 با غلظت‏های مختلف نانو ذرات نقره تیمار شدند. اثرات سمی نانو ذرات نقره با روش MTT و اثرات آپوپتوزیس این نانو ذرات با روش‏های رنگ آمیزی DAPI و اکردین اورنج-ﭘﺮوﭘوﺪﻳﻮم یداید و اندازه گیری فعالیت کاسپاز 3 و 9 بررسی شد. تغییرات بیان ژن‏های Bax  وBcl-2 با روش Real Time PCR آنالیز شد.
نتایج: نتایج نشان داد این نانو ذرات باعث مهار تکثیر سلول‏های A2780 به‏طور وابسته به غلظت شده‏اند، غلظت 8 میکروگرم بر میلی‏لیتر منجر به مرگ پنجاه درصد سلول‏ها در 24 ساعت شد. نتایج رنگ آمیزی DAPI و اکردین اورنج-ﭘﺮوﭘودﻳﻮم ﻳﺪاﻳﺪ نشان دهنده افزایش درصد سلول‏های آپوپتوزیس در گروه‏های تیماری بود. مطابق نتایج حاصل از Real Time PCR بیان ژنBax  در سلول تحت تیمار افزایش در حالی‏که بیان ژن Bcl-2 در این سلول‏ها کاهش نشان داد.
نتیجه گیری: نانوذرات نقره پوشش دار شده با کورکومین باعث القای آپوپتوزیس در سلول‏های سرطانی A2780 می‏شود و استفاده از این نانو ذرات می‏تواند به‏عنوان استراتژی امیدوارکننده در درمان سرطان تخمدان مورد توجه قرار گیرد.

بررسی اثر بیسفنولA بر قابلیت حیات، تغییرات مورفولوژیک و القای آپوپتوزیس در سلول‌های بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت بالغ

دوره 6، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 513-522

https://doi.org/10.52547/JCT.6.4.513

ملک سلیمانی مهرنجانی، مجید مهدیه، آتناسادات عظیمی، بیان لطفی

چکیده هدف: هدف از این پژوهش، بررسی اثر بیسفنول Aبر قابلیت حیات، تغییرات مورفولوژیک و القای آپوپتوزیس در سلول‌های بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت بالغ بود. مواد و روش‌ها: سلول‌های بنیادی مزانشیم مغز استخوان با استفاده از روش فلشینگ استخراج شدند. سلول‌های پاساژ سوم به 11 گروه کنترل و آزمایشی تقسیم شدند. سلول‌های گروه‌های آزمایشی با دوزهای مختلف بیسفنولA (1، 5، 10، 50، 100، 250، 500، 1000، 2000 و 4000 نانومولار) طی چهار دوره 5، 10، 15 و 21 روزه، در محیط استئوژنیک حاوی 10 درصد سرم جنین گاوی، جهت تعیین دوز موثر تیمار شدند. سپس قابلیت حیات، میزان آسیب DNA، تغییر در الگوی بیان ژن‌ها و همچنین تغییرات مورفولوژیک سلول‌ها، طی روند تمایز استئوژنیک بررسی شد. داده‌ها با روش آماری آنالیز واریانس یک‏طرفه و همچنین آنالیز  t-testمورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت  و تفاوت میانگین‌ها در سطح 05/0p < معنی‌دار در نظر گرفته شد. نتایج: کاهش معنی‌داری در قابلیت حیات سلول‌ها، قطر هسته و سطح بیان ژن آنتی‌آپوپتیک Bcl-2 در سلول‌های تیمار شده با بیسفنولA نسبت به گروه کنترل مشاهده شد )05/0p <). افزایش معنی‌داری نیز در میزان آسیب و شکستگی DNA و سطح بیان ژن آپوپتوتیک Bax در سلول‌های تیمار شده با بیسفنولA نسبت به گروه کنترل،  مشاهده شد (05/0p <). نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از این پژوهش پیشنهاد می‌کند که بیسفنولA در رفتاری وابسته به دوز، باعث کاهش قابلیت حیات و القای آپوپتوزیس در سلول‌های بنیادی مزانشیم مشتق از مغز استخوان می‌شود.  

بررسی اثر جانبی بوسولفان در بافت بیضه و اسپرم اپی‏دیدیمی موش بالغ بدنبال تیمار با دوز درمانگاهی

دوره 6، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 533-542

https://doi.org/10.52547/JCT.6.4.533

پروا نسیمی، اکبر وحدتی، محمد رضا تابنده، سعید خاتم ساز

چکیده هدف: هدف از این تحقیق بررسی آثار جانبی دوز درمانگاهی بوسولفان بر بافت بیضه و اسپرم اپی‏دیدیمی موش نر بالغ است. مواد و روش‏ها: موش‏های نر بالغ نژاد NMRI (25 تا 35 گرم) به دو گروه شانزده تایی تقسیم شدند. کنترل و گروه تیمار با بوسولفان که به‏ترتیب 100 میکرولیتر DMSO(Dimethyl Sulfoxide) و 2/3 میلی‏گرم بر کیلوگرم بوسولفان به‏مدت چهار روز دریافت کردند. حیوانات 35 روز بعد از آغاز درمان کشته شدند. تغییرات بافتی در لوله سمی نیفر، پارامترهای کیفی اسپرم (تعداد و مورفولوژی)، قابلیت حیات و شکست کروموزومی اسپرم به‏ترتیب به‏وسیله میکروسکوپ نوری، CASA (Computer–aided Sperm Analyzer) ، سنجش MTT (3-[4, 5-Dimethylthiazol-2-yl]-2, 5 Diphenyltetrazolium Bromide) و سنجش تانل بررسی شدند. نتایج: بوسولفان به‏طور معنی‏داری منجر به کاهش پارامترهای اسپرم (تعداد و مورفولوژی طبیعی) و افزایش تخریب دیواره لوله سمی نیفر شد. ناهنجاری‏های سر، قطعه میانی و دم در اسپرم گروه درمان در مقایسه باکنترل به‏طور معنی‏داری کاهش یافته بود. از سوی دیگر، سطوح پایین‏تر MTT در گروه درمان در مقایسه با کنترل معنی‏دار بود. افزایش تعداد اسپرم‏های تانل مثبت در گروه درمان نشان دهنده افزایش شکست کروموزومی به‏دنبال درمان با بوسولفان بود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که دوزهای درمانگاهی بوسولفان آثار ژنوتوکسیک، پرآپوپتوتیک و سیتوتوکسیک بر روند اسپرماتوژنز می‏گذارد. علاوه بر آن، بوسولفان سیتوتوکسیستی را در بافت بیضه افزایش می‏دهد.  

اثرات مدت تنش‌ القایی اکسیداتیو ملایم پیش از انجماد بر کیفیت اسپرم گاو بعد از فرآیند انجماد-ذوب

دوره 5، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 401-408

https://doi.org/10.52547/JCT.5.4.401

محسن شرفی، مهدی ژندی، عبدالحسین شاهوردی، ملک شاکری، الهه نجاتی‌ امیری، اردشیر نجاتی جورامی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثرات زمان تنش‌ القایی اکسیداتیو ملایم با استفاده از نیتریک اکساید پیش از انجماد بر کیفیت اسپرم گاو پس از فرآیند انجماد- ذوب بود.
مواد و روش‌ها: در این آزمایش، زمان تعادل پیش از انجماد 120 دقیقه در نظر گرفته شد. مقدار یک میکرومول نیتریک اکساید در زمان صفر (T0)، 45 دقیقه (T45)، 90 دقیقه (T90) و 120 دقیقه (T120) دوره سرد سازی پیش از انجماد به رقیق‌کننده اضافه شد. فراسنجه‌های جنبایی، یکپارچگی غشا پلاسمایی، زنده‌مانی، سلامت آکروزوم، وضعیت آپوپتوزیس و فعالیت میتوکندری اندازه‌گیری شدند.
نتایج: ایجاد تنش اکسیداتیو با نیتریک اکساید در گروه‌های T0 و T45 باعث بهبود معنی‌دار جنبایی کل (8/2± 4/88 و 8/2±7/84) و پیش‌رونده (5/2±4/50 و 5/2±5/49) در مقایسه با سایر گروه‌ها شد (05/0p <). درصد یکپارچگی غشا و زنده‌مانی در گروه‌های  T0 (9/2±4/74 و 3/2±6/85) و T45 (9/2±6/75و 3/2±6/84) اختلاف معنی‌داری با هم نداشتند (05/0<p)، در حالی‏که در مقایسه با گروه‌‌های T90 (9/2±6/63 و 3/2±6/69) و T120 (5/61 و 54) به‏طور معنی‌داری بالاتر بودند (05/0p <). درصد میتوکندری فعال در گروه T0 با میزان (1/3±5/82) به‌طور معنی‌داری با گروه‌های 45، 90 و 120 (به‏ترتیب 1/3±7/65،‌ 1/3±42،‌ 1/3±43) اختلاف نشان دادند (05/0 p <). زمان تنش تاثیر معنی‌داری بر یکپارچگی آکروزوم و درصد خطی بودن اسپرم‌ها نداشت (05/0< p).
نتیجه‌گیری: به‏نظر می‌رسد که با القای تنش‌های اکسیداتیو ملایم با استفاده از غلظت یک میکرومول نیتریک اکساید در زمان‌های صفر و 45 دقیقه سردسازی، باعث بهبود کیفیت اسپرم گاو پس از فرآیند انجماد-ذوب شد.
 

اثر سمیت آلومینیوم بر القای آپوپتوزیس در کشت سوسپانسیون سلولی برنج (Oryza sativa) ارقام خزر و طارم

دوره 5، شماره 1، بهار 1393، صفحه 1-9

https://doi.org/10.52547/JCT.5.1.1

اعظم نعمت اللهی، مجید مهدیه، مجتبی یزدانی، محمدرضا امیرجانی

چکیده هدف: در این پژوهش اثر سمیت کلرید آلومینیوم (AlCl3) بر القا آپوپتوزیس درسوسپانسیون سلولی دو رقم برنج (Oryza sativa) خزر و طارم مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه سلول‌های سوسپانسیون سلولی از دو رقم خزر و طارم به ‏مدت 3 هفته در محیطMS   Skoog) Murashig and) مایع کشت داده شدند. سپس سلول‌های دو رقم با غلظت‌های مختلف (0، 40، 80 و 120 میکرومولار) کلرید آلومینیوم به‏ مدت 56 ساعت تیمار شدند. تغییرات بیوشیمیایی آپوپتوزیس DNA سلول‌ها توسط الکتروفورز ژل و تست تانل و تغییرات ریخت شناسی آپوپتوزیس سلول‌ها با رنگ آمیزی هوخست و پروپیدیوم یدید مورد مطالعه قرار گرفت.
 نتایج: نتایج حاصل از الکتروفورز ژل و تست تانل، آسیب DNA و ایجاد قطعات 180 تا 200 جفت بازی را در دو رقم نشان دادند. همچنین نتایج حاصل از رنگ آمیزی هوخست و پروپیدیوم یدید تغییرات ریخت‏شناسی سلولهاشامل متراکم شدن هسته‌ها، تخریب غشا و چروکیدگی سیتوپلاسم را با افزایش غلظت به‏ویژه تحت غلظت 120 میکرومولار و در رقم طارم نشان دادند.
نتیجه گیری: سمیت AlCl3 باعث تخریب DNA و تغییرات ریخت‏شناسی سلول‌ها در دو رقم برنج به‏ویژه رقم طارم پس از 56 ساعت تیمار و با افزایش غلظت شد.

ارزیابی توان زیستی و آپوپتوزیس در اسپرم‌های انسان تیمار شده با سدیم آرسنیت

دوره 4، زمستان92، زمستان 1392، صفحه 361-370

https://doi.org/10.52547/JCT.4.4.361

چکیده هدف: هدف از این پژوهش ارزیابی توان زیستی و همچنین خصوصیات مورفولوژیکی و بیوشیمیایی آپوپتوزیس در اسپرم‏های انسان تیمار شده با سدیم آرسنیت بود.
مواد و روش‏ها: نمونه‏های اسپرم انسان با غلظت‏های 0، 1/0، 20 و 100 میکرومولار سدیم آرسنیت برای زمان‏های 0، 60، 120 و 180 دقیقه تیمار شدند. ارزیابی توان زیستی اسپرم توسط سنجش MTT و تمامیت DNA توسط رنگ‏آمیزی آکریدین اورنژ صورت گرفت. تغییرات مورفولوژیکی آپوپتوزیس در هسته اسپرم با رنگ آمیزی هوخست و دیف کوئیک و جنبه بیوشیمیایی آپوپتوزیس از طریق روش تانل مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل آماری داده‏ها به روش آنالیز واریانس یک‌طرفه و اندازه‏گیری تکراری انجام شد.
نتایج: سنجش MTT اثر متقابل معنی‏داری بین غلظت سدیم آرسنیت و زمان بر کاهش درصد توان زیستی اسپرم را نشان داد. علاوه بر آن، پس از گذشت 180 دقیقه توان زیستی اسپرم‏های تیمار شده با سدیم آرسنیت به‌طور معنی‏داری نسبت به گروه کنترل کاهش یافت. با این وجود این آلاینده تاثیری بر تمامیت DNA و همچنین جنبه‏های مورفولوژیکی و بیوشیمیایی آپوپتوزیس در هسته اسپرم نداشت.
نتیجه‏گیری: سدیم آرسنیت موجب کاهش معنی‏دار توان زیستی اسپرم انسان می‏شود و این اثر احتمالا از طریق آسیب به هسته و DNA اسپرم صورت نمی‏گیرد.

القا تمایز و مرگ سلولی مشتقی از خانواده ی 4-آریل- 4-H کرومن ها بر روی NB4، لوسمی پرومیلوسیت حاد انسان

دوره 4، تابستان 92، تابستان 1392، صفحه 139-147

https://doi.org/10.52547/JCT.4.2.139

چکیده هدف: در این مطالعه تاثیر یکی از مشتقات خانواده کرومن‎ها (3-BMPC) در القا تمایز و آپوپتوزیس در سلول‎های لوسمی NB4 به عنوان مدل لوسمی پرومیلوسیتی حاد (Acute promyelocytic leukemia: APL)  بررسی شده است. مواد و روش‎ها: اثر سمی (cytotoxic) 3-BMPC بر روی سلول‎های لوسمیک NB4 از طریق شمارش سلولی به‎وسیله هموسایتومتر بررسی شد و زنده بودن سلول با استفاده از  آزمون دفع رنگ تریپان بلو مورد مطالعه قرار گرفت. جهت بررسی تمایز از رنگ‎آمیزی رایت گیمسا و فعالیت فاگوسیتوز (بیگانه خواری) سلول‎های تمایز یافته و برای بررسی آپوپتوزیس از رنگ‎آمیزی سلول‎ها با هوخست 33258 و مشاهده با میکروسکوپ فلورسنس و آزمون قطعه قطعه شدن DNA استفاده گردید. نتایج: رده سلولی لوسمی NB4 انسانی پس از کشت، تحت تاثیر دارو در غلظت‎های مشخص (1تا 12 نانومولار) و فاصله‎های زمانی مختلف (24 تا 72 ساعت) قرار گرفت. مطالعه حاضر نشان داد که این ترکیب سبب مهار رشد وابسته به زمان و غلظت می گردد. IC50 این ترکیب بعد از 72 ساعت 3 نانومولار محاسبه گردید. نتایج نشان داد که بعد از 48 ساعت از تیمار سلول‎ها با غلظت‎های پایین (3 نانو مولار) از 3-BMPC، سلول‎های NB4 به سمت ماکروفاژ/ مونوسیت تمایز یافتند. نتایج حاصل از رنگ آمیزی سلول‎ها با هوخست 33258 نیز نشان داد که بعد از 72 ساعت از تیمار سلول‎ها با غلظت IC50 ترکیب، آپوپتوزیس در سلولها القا شد.  نتیجه گیری: با توجه به اثر این ترکیب در القای تمایز و آپوپتوزیس، این ترکیب می‎تواند در کنار سایر ترکیبات دارویی به عنوان کاندیدای مناسبی برای درمان سرطان خون معرفی شود

تعیین غلظت آپوپتوزی زهر زنبورعسل بر روی سلول های سرطانی پرومیلوسیتی انسانی

دوره 2، زمستان 90، زمستان 1390، صفحه 425-433

https://doi.org/10.52547/JCT.2.4.425

چکیده هدف: اخیرا محققین گزارش کردند زهر زنبورعسل دارای اثر قوی ضد التهابی، ضد توموری و ضد سرطانی است. از طرفی از اهداف مهم درمان سرطان، راه اندازی آپوپتوزیس است. هدف این پژوهش، تعیین غلظت آپوپتوزی القا شونده توسط زهر زنبور (پاییزه، از منطقه سمنان) بر سلول های HL-60 می باشد. مواد و روش ها: در این پژوهش تجربی رده سلولی HL-60 از انستیتو پاستور تهیه و در محیط RPMI 1640 حاوی 10 درصد FBS و 1 درصد پنی سیلین- استرپتومایسین کشت شد. 2 ساعت بعد کشت، سلول ها تحت تاثیر غلظت های مختلف زهر 2.5، 5، 7.5، 12 و 15 میکروگرم بر میلی لیتر به مدت 72، 48، 24 ساعت قرار گرفتند. سپس مورفولوژی سلول ها توسط میکروسکوپ معکوس، درصد بقا توسط سنجش MTT و مرگ سلولی توسط رنگ آمیزی هوخست و فلوسیتومتری بررسی شدند. نتایج: آنالیز مورفولوژیکی و نتایج حاصل از رنگ آمیزی هوخست و داده های فلوسیتومتری آنتی بادی آنکسین 5 نشان داد مرگ القا شده توسط زهر آپوپتوزیس بوده و دوز 12 میکروگرم بر میلی لیتر موجب القا 50 درصد آپوپتوزیس می شود. نتیجه گیری: داده های این تحقیق نشان داد به کارگیری غلظت های پایین زهر زنبور طی دوره تیمار 48 ساعت اثر مهار تکثیر وابسته به دوز و زمان داشته و دوزهای بالاتر از 15 میکروگرم بر میلی لیتر باعث لیز شدن سلول ها و نکروزیس می شود. نتایج این پژوهش نشان داد که دوز 12 میکروگرم بر میلی لیتر القا کننده آپوپتوزیس بر سلول های HL-60 است.

مهار رشد و القای آپوپتوزیس توسط متابولیت های محلول در اتر باکتری Streptomyces sp. ABRIINW 111 در سلول‏های K562 لوسمی میلوییدی انسان

دوره 2، پاییز 90، پاییز 1390، صفحه 225-234

https://doi.org/10.52547/JCT.2.3.225

چکیده هدف: از آنجایی که القای آپوپتوزیس در سلول‏های سرطانی یکی از روش های مناسب برای درمان سرطان بوده و یافتن ترکیبات ضدسرطان جدید به ویژه ترکیبات القاء کننده آپوپتوزیس اولویت تحقیقاتی محسوب می‏گردد، لذا در این مطالعه متابولیت‏های محلول در اتر باکتری بومی ایران به نام Streptomyces sp. ABRIINW 111 جدا سازی و اثرات ضدسرطانی متابولیت‏ها با استفاده از رده سلولی K562 لوسمی میلوییدی مزمن مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش‏ها: سلول‏های K562 با غلظت‏های مختلف متابولیت‏های محلول در اتر و برای مدت زمان 12 تا 72 ساعت تیمار شد. از آزمون دفع رنگ تریپان بلو و آزمون قطعه قطعه شدن DNA به ترتیب برای بررسی مهار رشد و وقوع آپوپتوزیس استفاده شد.
نتایج: متابولیت‏های محلول در اتر باعث مهار رشد وابسته به غلظت و زمان در سلول‏های K562 گردید، بطوری که میزان IC50 24 و 48 ساعت به ترتیب برابر 1000 و 400 نانوگرم بر میلی‏لیتر بود. به علاوه، این متابولیت‏ها باعث کاهش معنی‏دار (05/0P <) در زیستایی سلول‏های K562 شد. نتایج حاصل از مشاهدات میکروسکوپ نوری و آزمون قطعه قطعه شدن DNA حاکی از القای آپوپتوزیس در سلول‏های K562 بود.
نتیجه گیری: به طور کلی، با توجه به نقایص به وجود آمده در فرآیند آپوپتوزیس در سلول‏های سرطانی و نیز وجود مقاومت دارویی در این سلول‏ها، شناسایی ترکیبات جدید القا کننده آپوپتوزیس همانند متابولیت‏های محلول در اتر می‏تواند برای مطالعات بیشتر در زمینه درمان سرطان کمک کننده باشد.