فصلنامه
کلیدواژه‌ها = استرس اکسیداتیو
بیوشیمی

کورکومین تمایز استئوژنیک مختل‌شده توسط DEHP را در سلول‌های بنیادی مزانشیم رت بازسازی می‌کند

دوره 16، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 369-388

https://doi.org/10.66224/JCT.16.4.369

محمدحسین آبنوسی، محجوبه لک

چکیده هدف: دی-2-اتیلهگزیل فتالات (DEHP) به‌عنوان نرم‌کننده در محصولات PVC پزشکی استفاده می‌شود و به‌دلیل عدم اتصال کووالانسی، در فرایند درمان جدا شده و موجب آلودگی مغز استخوان می‌شود. مطالعات نشان داده‌اند که DEHP با القای استرس اکسیداتیو، تمایز استئوژنیک سلول‌های بنیادی مزانشیمی (BMSCs) را مهار می‌کند. در این پژوهش، نقش آنتی‌اکسیدانتی کورکومین (Cur) در کاهش آسیب‌های DEHP بررسی شده است. مواد و روش‌ها: سلول‌ها BMSC از رت ویستار استخراج و پس از پاساژ سوم، به‌مدت ۲۱ روز در محیط استئوژنیک با DEHP (100 μM)، کورکومین (0.1 μM) و ترکیب همزمان آنها تیمار شدند. توانائی زیستی و تمایز استئوژنیک با آزمون‌های آلیزارین رد، کلسیم ماتریکس و آلکالین فسفاتاز ارزیابی شد. استرس اکسیداتیو با اندازه‌گیری MDA، فعالیت CAT و SOD و سطح TAC بررسی گردید. همچنین بیان ژن‌های استئوژنیک از طریق RT-PCR برای ژن‌های SMAD1، BMP2، BMP7، RUNX2، COL-1، ALP، OC و GAPDH انجام شد. نتایج: DEHP موجب کاهش شدید توانائی زیستی و تمایز استئوژنیک BMSCs شد (p<0.0001)، در حالیکه کورکومین در تیمار همزمان این اثرات را به‌طور معنی‌دار جبران نمود، به‌طوری‌که ماتریکس استخوانی، غلظت کلسیم و فعالیت آلکالین فسفاتاز به سطح کنترل رسید. همچنین بیان همه ژن‌های دخیل در تمایز استئوژنیک افزایش یافت و Cur موجب کاهش MDA (p<0.05) و افزایش فعالیت CAT، SOD و TAC شد، و توانست اثرات استرس اکسیداتیو ناشی از DEHP را خنثی کند. نتیجه‌گیری: کورکومین با مهار استرس اکسیداتیو توانست اثرات مهاری DEHP بر تمایز استئوژنیک BMSCs را جبران نماید. لذا پیشنهاد می‌شود درصورت مواجهه با DEHP در طی درمان دراز مدت از کورکومین استفاده شود.

کورکومین با فعال سازی مسیر Nrf2/NFkB به‫ صورت محدود باعث مهار استرس اکسیداتیو القا شده توسط دی-2-اتیل هگزیل فتالات در سلول‫های بنیادی مزانشیم مغز استخوان شد‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

دوره 15، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 281-298

https://doi.org/10.61186/JCT.15.4.281

محمد حسین آبنوسی، محجوبه لک

چکیده هدف: زردچوبه حاوی مقدار زیادی کوکومین (Cur) است که اثر آنتی اکسیدانتی قوی دارد. از دی-2-اتیل هگزیل فتالات (DEHP) در محصولات پلی ونیل کلرید (PVC) استفاده می­شود که امکان رها شدن و ورود آن به مایعات زیستی در طی درمان‫های پزشکی وجود دارد. DEHP باعث القای استرس اکسیداتیو در سلول‫های بنیادی مزانشیم مغز استخوان (BMSCs) می­شود، لذا هدف این مطالعه بررسی اثر Cur بر استرس اکسیداتیو ناشی از DEHP در BMSCs می­باشد. مواد و روشها: درصد زنده مانی BMSCs بعد از پاساژ سوم در حضور غلظت‫های 05/0 تا 5 میکرومولار Cur برای مدت 4 روز بررسی شد. سپس از غلظت 1/0 میکرومولار Cur برای بررسی در صد زنده مانی و تکثیری سلول‫ها، غلظت مالون دی آلدئید (MDA)، ظرفیت تام آنتی اکسیدانت (TAC)، فعالیت آنزیم‫های کاتالاز و سوپر اکسید دیسموتاز (SOD)  و همچنین بیان ژن‫های NFkB و Nrf2 به‫صورت مجزا و در حضور غلظت‫های 100 و 500 میکرو مولار DEHP درمدت 4 و 8 روز  استفاده شد. نتایج: غلظت منتخب Cur در مدت 4 روز باعث افزایش توانائی تکثیر سلول‫ها شد. این غلظت توانست در مدت 4 و 8 روز اثر سمی DEHP را مرتفع ساخته و همچنین باعث کاهش غلظت MDA و افزایش فعالیت آنزیم‫های کاتالاز و SOD،  به‫خصوص در 8 روز شود. با توجه به افزایش TAC، این ترکیب گیاهی توانست بیان NFkB را کاهش و بیان Nrf2 را افزایش دهد. نتیجه گیری: Cur از طریق مسیر Nrf/NFkB اثر اکسیداتیو القا شده توسط DEHP را کاهش داد. لذا برای کم کردن اثر DEHP در بیماران، می‫توان از زردچوبه استفاده نمود.

مهار آپوپتوزیس ناشی از استرس اکسیداتیو در نورون‏های حرکتی قطعات کشت ‏شده نخاع‏ موش بالغ؛ اثرات محافظتی و آنتی اکسیدانتی کوئرستین

دوره 15، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 215-230

https://doi.org/10.61186/JCT.15.3.215

حمیدرضا مومنی، طاهره اعتمادی، حمیدرضا نقلی، نیلوفر دربندی

چکیده هدف: این پژوهش با این هدف انجام شد تا مشخص نماید که آیا کوئرستین به‏عنوان یک آنتی‏اکسیدانت قوی، قادر است با کاهش استرس اکسیداتیو، آپوپتوزیس را در نورون‏های حرکتی قطعات کشت شده نخاع به‏تاخیر بیاندازد. مواد و روش‏ها: قطعات ناحیه سینه‏ای نخاع موش‏های بالغ به سه‏گروه تقسیم شد: 1- لحظه صفر، 2- کنترل و 3- کوئرستین. برای بررسی قابلیت حیات قطعات نخاع از سنجش MTT و بررسی مشخصه‏های مورفولوژیکی آپوپتوزیس و تعداد نورو‏ن‏های حرکتی از رنگ‏آمیزی هوخست و پروپیدیوم آیوداید استفاده شد. در قطعات نخاع سنجش میزان پراکسیداسیون لیپیدی از روش مالون‏دی‏آلدهید و ظرفیت آنتی‏اکسیدانتیِ کل، از روش FRAP  استفاده گردید. نتایج: پس از 6 ساعت (گروه کنترل)، قابلیت حیات قطعات نخاع، قطر و تعداد نورون‏های حرکتی سالم در مقایسه با گروه لحظه صفر به‏طور معنی­داری کاهش یافت. هم­چنین، نورون‏های حرکتی مشخصه‏های مورفولوژیکی آپوپتوزیس را نشان دادند. افزایش میزان مالون دی آلدهید و کاهش ظرفیت آنتی‏اکسیدانتی کل، به­طور معنی دار نسبت به گروه لحظه صفر نیز مشاهده شد. کوئرستین نه تنها توانست قابلیت حیات و تعداد نورون‏های حرکتی سالم قطعات نخاع را افزایش دهد، بلکه مشخصه‏های مورفولوژیکی آپوپتوزیس را کاهش داد. همچنین، این آنتی‏اکسیدانت نسبت به گروه کنترل، به‏طور معنی‏داری میزان مالون دی آلدهید را کاهش و قدرت آنتی‏اکسیدانتی کل را افزایش داد. نتیجه‏گیری: استرس اکسیداتیو می­تواند یکی از مکانیسم‏های دخیل در آپوپتوزیس نورون‏های حرکتی قطعات کشت شده نخاع باشد و کوئرستین، به‏عنوان یک آنتی‏اکسیدانت قوی، توانست با کاهش پراکسیداسیون لیپیدی و افزایش ظرفیت آنتی‏اکسیدانتی کل، قابلیت حیات قطعات را افزایش و مشخصه‏های مورفولوژیکی آپوپتوزیس را در نخاع به‏تاخیر بیاندازد.

القا مرگ سلولی برنامه ‏ریزی شده در سلول‌های ‌سرطان انسانی A549 به‏ واسطه عصاره هیدروالکلی گیاه مریم‏ گلی (Salvia officinalis)

دوره 11، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 100-112

https://doi.org/10.52547/JCT.11.2.100

الهام حویزی، فاطمه پورعطار، مهناز کسمتی، علی شهریاری

چکیده هدف: هدف از مطالعه‏ی حاضر بررسی اثرات سمی و اکسیداتیو عصاره هیدروالکلی مریم‏گلی بر سلول­های سرطانی رده A549 می‏باشد.  
مواد و روش‏ها: برای بررسی غلظت­های عصاره مریم­گلی، سلول­ها در ظروف مخصوص کشت و سنجش MTT برای تعیین IC50 و توان زیستی سلول در روزهای 1، 3، 5 و 7 انجام شد. هم‏چنین برای بررسی اثرات تیمار غلظت IC50 بر القای آپوپتوزیس، از سنجش آنزیمهای سوپراکسید دیسموتاز و کاتالاز دخیل در مسیر استرس اکسیداتیو و رنگ‏آمیزی اکریدین اورنج استفاده شد. به‏علاوه، از رنگ‏آمیزی گیمسا و DAPI به‏منظور بررسی تغییرات مورفولوژیکی سلول و هسته استفاده شد.
نتایج: غلظت IC50 عصاره مریم­گلی برای سلول­های A549 5 میلی‏گرم بر میلی‏لیتر به‏دست آمد. براساس نتایج، عصاره مریم‏گلی به‏صورت معنی­داری تاثیر سیتوتوکسیک بیش‏تری بر رده سلولی A549 در مقایسه با نمونه کنترل داشت. سلول­های A549 تحت تیمار با عصاره، در زمان­های مختلف تفاوت بارز و وابسته به دوزی را نشان دادند. نتایج حاصل از رنگ‏آمیزی­ها، تاییدی بر القای آپوپتوزیس در گروه­ تیمار بود. هم‏چنین نتایج بیان آنزیمی نشان داد که فعالیت آنزیم­های سوپراکسید دیسموتاز و کاتالاز در گروه­ تیمار در مقایسه با گروه کنترل به‏طور معنی­داری افزایش یافت.
نتیجه‏گیری: براساس نتایج فوق، عصاره هیدروالکلی مریم‏گلی ضمن القا فعالیت آنتی اکسیدانتی، اثر آپوپتوتیک قابل ملاحظه‏ای به‏صورت وابسته به دوز و زمان بر سلول­های سرطانی ریه دارد.
 

مطالعه اثر محافظتی کروسین بر ماست‏سل‌ها و عروق خونی و تغییرات بیوشیمیایی تخمدان و سرم موش‌های سوری متعاقب استرس اکسیداتیو ناشی از بوسولفان

دوره 11، شماره 1، بهار 1399، صفحه 13-24

https://doi.org/10.52547/JCT.11.1.13

حمیدرضا حسن‏ زاده خانمیری، رسول شهروز، شاپور حسن زاده، غلامرضا نجفی

چکیده هدف: هدف این مطالعه ارزیابی اثرات محافظتی کروسین بر ماست‏سل­ها و عروق خونی و تغییرات بیوشیمیایی تخمدان و سرم در موش‌های درمان شده با بوسولفان می‏باشد.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه تجربی30 سر موش نژاد NMRI در6 گروه مساوی در یک دوره 21 روزه مورد مطالعه قرار گرفتند. گروه کنترل سالم، حلال بوسولفان به حجم 1/0 میلی لیتر و گروه بوسولفان، فقط بوسولفان با دوز 10 میلی‏گرم بر کیلوگرم تک دوز دریافت کردند. گروه‌های تجربی شماره 1،2،3 کروسین را به‏ترتیب با دوزهای 100،200،400 میلی‏گرم بر کیلوگرم روزانه به‏همراه بوسولفان با دوز 10 میلی‏گرم بر کیلوگرم  تک دوز دریافت نمودند. گروه کنترل مثبت، کروسین با دوز 400 میلی‏گرم برکیلوگرم روزانه دریافت نمود. پایان دوره تخمدان چپ موش‏ها جهت مطالعه ماست‏سل‏ها و عروق خونی و تخمدان راست و سرم خونشان جهت ارزیابی‏های بیوشیمیایی مورد استفاده قرار گرفتند. دادههای حاصله با استفاده از نرم افزار SSPS و روش آماری AVONA یک طرفه و تست تعقیبی yekuT مورد مقایسه قرار گرفتند و اختلاف در سطح 5/0>p معنی‌دار توصیف شد.
نتایج: نتایج نشان داد بوسولفان باعث افزایش معنی‌دار ماست‏سل­ها (011/0p=) و کاهش معنی‏دار عروق خونی (009/0p=) و افزایش معنی‌دار مالون‏دی‏آلدئید (000/0p=) و کاهش معنی‏دار آنزیم سوپراکسید دیسموتاز (000/0p=) نسبت به گروه کنترل شد، در حالی‏که کروسین در تمامی دوزهای مورد استفاده در مطالعه حاضر به‏خصوص در دوز 200 میلی‏گرم بر کیلوگرم به‏طور قابل توجهی آثار نامطلوب بوسولفان را تعدیل نمود.
نتیجه‏گیری: متعاقب این تحقیق مشخص شدکه کروسین به‏علت خاصیت آنتی‏اکسیدانتی می‏تواند به‏طور قابل توجهی عوارض سوء بوسولفان را کاهش دهد.
 

اثرات حفاظتی کوئرستین علیه استرس اکسیداتیو و آسیب میوکارد القا شده با مالاتیون در موش‏های صحرایی نر نژاد ویستار

دوره 10، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 63-71

https://doi.org/10.52547/JCT.10.2.63

رقیه یوسفی، حمیرا حاتمی نعمتی، فاطمه شهبازی، علیرضا علی همتی، حاتم احمدی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثرات حفاظتی کوئرستین بر آسیب بافت میوکاردی موش‏­های صحرایی نر نژاد ویستار طی مسمومیت با مالاتیون است.
مواد و روش‏ها: این مطالعه بر روی 7 گروه 6 تایی از رت­های نر اجرا شد. 24 ساعت پس از تزریق درون صفاقی با داروهای کوئرستین­­، مالاتیون و یا ترکیب این داروها با هم، قلب حیوانات جدا شد، سپس برش بافتی تهیه شد. بعد از هموژنیزاسیون بافتی‫، پارامترهای استرس اکسیداتیو در این ناحیه سنجش شد.
نتایج: تزریق درون صفاقی دوز 200 میلی‏گرم بر کیلوگرم مالاتیون به‏طور معنی‏داری موجب موجب القا پراکسیداسیون لیپیدی (01/0>p) و استرس اکسیداتیو (001/0>p) و نیز آسیب بافت میوکاردی به‏شکل نکروز و التهاب شد، درصورتی‏که تزریق درون صفاقی دوز ­50 میلی‏گرم بر کیلوگرم کوئرستین موجب کاهش سمیت ناشی از مالاتیون بر میزان پراکسیداسیون لیپیدی (001/0>p)‫، استرس اکسیداتیو (05/0>p) و نیز التهاب و آسیب بافت میوکاردی شد.
 نتیجه گیری: نتایج پیشنهاد می­کند که کوئرستین قادر به بهبودی آسیب بافت میوکاری و بازگرداندن میزان پارامترهای استرس اکسیداتیو گروه­های تحت تیمار با  مالاتیون به سطح طبیعی می­باشد.
 

بررسی اثر دو فاکتور Nurr1 و GDNF بر حفاظت نورونهای دوپامین ساز SH-SY5Y در مقابل التهاب عصبی و مسمومیت ناشی از 6-OHDA

دوره 8، شماره 1، بهار 1396، صفحه 87-108

https://doi.org/10.52547/JCT.8.1.87

مینا رسول نژاد، موسی گردانه، فرزانه صابونی

چکیده هدف: در این تحقیق از بیش­بیان فاکتورهایNurr1 و GDNF، به‏دلیل پتانسیل ضدالتهابی و ترمیمی آن‏ها و نیز نقش  Nurr1در تنظیم بیان ژن گیرنده GDNF(Ret)، با هدف حفاظت سلول‏های دوپامین­سازSH-SY5Y در مقابل التهاب عصبی و نیز مسمومیت 6-OHDA  استفاده شد.
مواد و روش­ها: ابتدا لنتی­ویروس‏های نوترکیب حامل ژن‏هایNurr1 وGDNF تهیه و به‏ترتیب به سلول‏های SH-SY5Y و آستروسیتوما ترانسداکت شدند. همچنین برای تولید بهینه فاکتور GDNF، سلول‏های HEK-293T با ناقل پلاسمیدی مربوطه ترانسفکت و محیط مشروط آن‏ها و نیزسلول‏های آستروسیتوما، حاوی فاکتور GDNF، جمع­آوری شد. بیش­بیان ژن‏های مزبور با RT-PCR به اثبات رسید. از سوی دیگرسلول‏های میکروگلیا از مغز نوزاد رت جداسازی و متعاقبا با لیپوپلی ساکارید (LPS) فعال و نهایتا بیان فاکتورهایTNF-α و iNOS در آن‏ها با تستگریسوRT-PCR اثبات شد؛ محیط مشروط میکروگلیا جمع­آوری و به‏همراه محیط مشروط سلول‏های آستروسیتوما/HEK-293T  به سلول‏های  SH-SY5Yافزوده شد. رده­یSH-SY5Y به‏صورت جداگانه نیز با محیط مشروط آستروسیتوما / HEK- 293T و توکسین 6-OHDA تیمار شد.
نتایج: آنالیز MTT نشان داد سلول‏های SH-SY5Y با بیان فزاینده­Nurr1  و یا در حضور GDNF، مقاومت بیشتری در برابر التهاب عصبی و توکسین6-OHDA نشان می‏دهند. همچنین GDNF و Nurr1 با هم اثر سینرژیک داشته و مقاومت بیشتری را به سلول‏های دوپامین­ساز عطا می‏کنند.
نتیجه­گیری: فاکتورهایNurr1  و GDNF به تنهایی و نیز به‏صورت توام و سینرژیک، اثر حفاظتی بر نورون‏های دوپامین­ساز در مقابل عوامل التهابی و توکسین 6-OHDA دارند.

مقایسه پارامترهای اسپرمی و ویژگی‏های عملکردی آن بین افراد بارور و نابارور مبتلا به واریکوسل

دوره 6، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 523-532

https://doi.org/10.52547/JCT.6.4.523

فروغ برکت، مرضیه تولایی، لیلا آزادی، محمد حسین نصراصفهانی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه، مقایسه پارامترهای اسپرمی(غلظت، تحرک و مورفولوژی)، آسیب DNA، درصد و شدت ROS (Reactive Oxygen Species) و همچنین ارتباط بین این پارامترها، در افراد بارور و نابارور مبتلا به واریکوسل می‌باشد.
مواد و روش‏ها: این مطالعه بر روی نمونه مایع ‌منی 83 فرد مبتلا به واریکوسل و 32 فرد بارور می‏باشد. پارامترهای اسپرمی بر اساس معیار سازمان بهداشت جهانی (WHO: World Health Organization)، درصد کمبود پروتامین (رنگ آمیزی کرومایسین A3)، آسیب DNA اسپرم (روش TUNEL)، درصد و شدت ROS (رنگ‌آمیزی H2DCFDA) در افراد بارور و نابارور مبتلا به واریکوسل مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که غلظت، درصد تحرک و مورفولوژی طبیعی اسپرم در افراد مبتلا به واریکوسل نسبت به افراد بارور به‏طور معنی‌داری کمتر است. علاوه بر این، درصد آسیبDNA ، کمبود پروتامین و درصد اسپرم های ROS مثبت به‏طور معنی‏داری در افراد نابارور مبتلا به واریکوسل بالاتر می‌باشد.
نتیجه‌گیری: افزایش استرس اکسیداتیو و دمای بیضه در افراد مبتلا به واریکوسل علاوه بر کاهش کیفیت پارامترهای اسپرمی، بر سلامت کروماتین اسپرم‌ نیز تاثیر منفی داشته و در نتیجه، روند اسپرماتوژنز و میزان باروری را تحت تاثیر قرار می‏دهد.