بررسی تغییرات بیان BAX، Caspase 9، Caspase-3، miR-34a در سلول های سرطانی پانکراس رده PANC-1 تیمار شده با نانوذرات نقره سنتز شده توسط گیاه افسنطین (Artemisia absinthium)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 فروردین 1405
https://doi.org/10.61882/jct.2026.2076231.2117
سید مرتضی مرتضوی، خدیجه نژاد شاهرخ آبادی، جواد بهارآرا، مریم لطفی
چکیده هدف: سرطان پانکراس چهارمین سرطان کشنده است و معمولاً دیر و در مراحل پیشرفته تشخیص داده میشود. نانوپزشکی با طراحی ذرات در ابعاد مولکولی، راهکارهای نوینی برای مقابله با این بیماری ارائه میدهد. نانوذرات نقره به دلیل خواص منحصر به فردشان، به عنوان ابزاری امیدوارکننده برای درمان هدفمند سرطان مورد بررسی قرار گرفتهاند.
مواد و روشها: در این مطالعه، نانوذرات نقره به روش سبز با استفاده از گیاه افسنطین سنتز و سپس با تکنیکهای UV-VIS, DLS, XRD, TEM و FT-IR مشخصیابی شدند. در ادامه، اثرات سیتوتوکسیسیته و القای آپوپتوز این نانوذرات به ترتیب با آزمون MTT و رنگآمیزی Annexin V مورد ارزیابی قرار گرفت و مکانیسم عمل در سطح مولکولی نیز از طریق بررسی بیان ژنهای مرتبط تحلیل شد.
نتایج: بر اساس نتایج حاصل از آزمون MTT، نانوذرات سنتز شده دارای اثر سمیت وابسته به غلظت بر روی رده سلولی سرطانی PANC-1 بودند که میزان IC50 آن ۳۰ میکروگرم بر میلیلیتر محاسبه گردید. تأیید مکانیسم مرگ سلولی از طریق رنگآمیزی Annexin V و بررسی بیان ژنهای مرتبط انجام پذیرفت که همگی وقوع آپوپتوز را به عنوان مکانیسم اصلی مرگ سلولی تأیید کردند.
نتیجهگیری : بر اساس یافته های این مطالعه نانوذرات نقره ، اثربخشی ضدسرطانی قابل توجهی در برابر سلولهای سرطان پانکراس (PANC-1) نشان دادند. نتایج نشان داد که سمیت سلولی عمدتاً از طریق فعالسازی مسیر آپوپتوز انجام میشود و این نانوذرات را به عنوان گزینهای امیدوارکننده برای درمان سرطان پانکراس تثبیت میکند.
بررسی تغییرات بیان BAX, Caspase 3, Caspase 9, miR-34a در سلولهای سرطانی پانکراس (ردهASPC-1) تیمار شده با عصاره تام متانولی Artemisia absinthium و 5-فلورواوراسیل
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 دی 1404
https://doi.org/10.61882/jct.2025.2073560.2111
مریم لطفی، خدیجه نژاد شاهرخ آبادی، جواد بهارآرا، محدثه سادات مدنی
چکیده هدف: پانکراس چهارمین سرطان کشنده جهانی است. ۵-فلورواوراسیل از داروهای شایع شیمیدرمانی است. گیاه Artemisia absinthium بهعنوان یک داروی گیاهی ضد سرطان مورد توجه است. این پژوهش تأثیر عصاره متانولی این گیاه را بر بیان miR-34a و ژنهای BAX, Caspase3, Caspase9 در سلولهای سرطانی پانکراس AsPC-1 بررسی کرده است.
مواد و روشها: میزان بقاء سلولهای سرطانی، تحت تاثیر عصاره گیاه، داروی فلورواوراسیل و هم افزایی عصاره و دارو با آزمون MTT اندازه گیری و مقدار IC50 بدست آمد. سپس با توجه به مقدار IC50 و غلظتهای بالاتر و پایینتر از آن و برای تعیین نوع مرگ سلولی در گروه های تیمار شده و کنترل از آزمون "Annexin V-FITC "استفاده شد. برای بررسی میزان تغییرات بیان ژنهای مورد نظر، miR-34a و ژنهای آپوپتوزی Caspase3، Caspase9 و BAX، از تکنیک Real-time PCR استفاده شد. نتایج با استفاده از تستهای آماری و در سطح معنیداری p<0.05 مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: نتایج حاصل از آزمون MTT نشان داد که تکثیر سلولهای سرطانی AsPC-1 تحت تیمار با عصاره Artemisiaabsinthium و فلورواوراسیل به صورت وابسته به غلظت مهار میشود و براساس نتایج تست "Annexin V-FITC"نوع مرگ سلولی در گروه های تیماری، آپوپتوز است و نتایج حاصل از تست " Real-time PCR "نشان دهنده افزایش بیان"miR-34a"و ژن های آپوپتوزی"Caspase-3, Caspase-9, BAX" در گروه های تیماری است.
نتیجهگیری : نتایج حاصل از این مطالعه تجربی نشان داد که عصاره تام متانولی Artemisia absinthium و فلورواوراسیل به صورت هم افزایی تکثیر سلول های سرطانی Aspc-1 را مهار میکند و باعث القای آپوپتوز در این سلول ها میشود.
بررسی اثر آلفاکتوگلوتارات بر زیستایی و تکثیر سلولهای رده SKOV3 سرطان تخمدان
دوره 15، شماره 1، بهار 1403، صفحه 31-44
https://doi.org/10.61186/JCT.15.1.31
ادرین هایراپتیان، حسین بیرانوند، منیره محمودی، قمرتاج حسین، محمود تلخابی
چکیده هدف: سرطان همچنان یک چالش بهداشت جهانی است و سرطان تخمدان رتبه پنجم را در میان سرطانهایی که سلامت زنان را تحتتاثیر میگذارند قرار داشته و عامل اصلی مرگ و میر ناشی از سرطان در زنان است. آلفاکتوگلوتارات (AKG) یک متابولیت حیاتی در چرخه کربس است که اخیرا بهعنوان یک عامل ضدسرطان موردتوجه قرار گرفته است. این مطالعه، تأثیر AKG را بر سلولهای سرطان تخمدان در شرایط آزمایشگاهی بررسی میکند. مواد و روشها: سلولهای رده SKOV3 در محیط کشت کامل (RPMI1640 - سرم جنین گاوی (FBS) ۱۰ درصد) کشت داده شدند و با غلظتهای AKG از ۲۰ تا ۲۲۰ میکرومولار تیمار شدند. بهمنظور بررسی زیستایی سلولها از تکنیک MTT استفاده شد. همچنین، زمان دوبرابر شدن جمعیت سلولی، کلونیزایی و مهاجرت سلولها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: بر اساس نتایج بررسی زیستایی با استفاده از روش MTT، غلظت ۲۰۰ میکرومولار برای ادامه مطالعه انتخاب شد. بررسی شکلگیری کلونی، کاهش تعداد و اندازه کلنی را در گروه تحت درمان با غلظت ۲۰۰ میکرومولار نشان داد (p<0.05). همچنین زمان دوبرابر شدن جمعیت سلولی در گروه تیمار افزایش یافت که نشاندهنده کندشدن رشد سلولها است (p<0.05). بررسی منحنی رشد نشاندهنده کاهش رشد سلول در گروه تیمار بود. بررسی پروفایل چرخه سلولی نشان داد که در گروه تیمار سلولهای بیشتری در فازهای S و G1 متوقف میشوند. تست ترمیم خراش، مهاجرت سلولی کند را در حضور غلظت ۲۰۰ میکرومولار نشان داد. نتیجهگیری: نتایج ما نشان داد که AKG اثرات مهاری بر تکثیر، زیستایی و مهاجرت سلولهای سرطان تخمدان دارد و پتانسیل آن را بهعنوان یک درمان کمکی در کنار درمانهای موجود برجسته کرد. تحقیقات بیشتر برای بررسی کاملتر تاثیر درمانی AKG در سرطان تخمدان ضروری است.
بررسی تاثیر اتورواستاتین بر میزان آپوپتوزیس در تخمکهای موش
دوره 13، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 248-256
https://doi.org/10.52547/JCT/13.4.248
مرتضی صادقی، راضیه چگینی، فاطمه صباغ زیارانی، پوریا سلیمانی، محمدرضا اشتری ماجلان، فریبا ظفری
چکیده هدف: بهینه سازی شرایط کشت سلول برای بهبود رشد و بلوغ تخمک در IVM (In Vitro Maturation) در شرایط کشت داخل آزمایشگاهی IVF(In Vitro Fertilization) امروزه مورد توجه بسیاری از محققین قرار گرفته است، اما مکانیسم بهبود کیفیت کاملاً درک نشده است. آپوپتوزیس یا مرگ سلولی برنامه ریزی شده فرایندی برای حذف سلولهای پیر و آسیب دیده از بافتها است و در حیات فولیکولها و تخمکهای نارس نقش عمدهای دارد، اکثر سلولهای زایشی معیوب و همچنین سلولهای اضافی از طریق آپوپتوزیس از تخمدانها حذف میشوند. یکی از راههای کاهش تنش اکسیداتیو در محیط کشت آزمایشگاهی بلوغ تخمک، استفاده از آنتی اکسیدانها میباشد. استاتین ها داروهای درمان کلسترول بالا هستند که خواص آنتی اکسیدانتی و آنتی آپوپتوتیک برای آن گزارش شده است، آتورواستاتین در غلطتهای بالای دارای عوارض جانبی برای قلب و کلیهها است ولی در غلظت پایین دارای اثرات آنتی اکسیدانتی و ضد التهابی برای سلولها است و عوارض جانبی برای آن گزارش نشده است. در مطالعه ای مشابه که توسط همین گروه انجام شد در محیط حاوی دوز پائین از آتورواستاتین(2 میکرومولار) میزان بلوغ و رشد تخمک ها به طور معنی داری افزایش داشت بنابراین در این مطالعه بر آن شدیم که به بررسی تاثیر این دوز آتورواستاتین بر میزان آپوپتوزیس در تخمکهای موش صحرایی بپردازیم. مواد و روش ها: 200 عدد تخمک 24 ساعت بعد از تزریق 5/7 واحد PMSG (Pregnant Mare Serum Gonadotropin)، از تخمدانهای موشهای صحرایی ماده بالغ نژاد ویستار در محدوده وزنی 4 تا 5 هفته، خارج و در 2 گروه 100 تائی شامل گروه کنترل (محیط کشت MEM:Minimum Essential Medium + فاکتور رشدGrowth factor ) وگروه آتورواستاتین (محیط کشت MEM + mg/kg 2 آتورواستاتین+ فاکتور رشد Growth factor ) تقسیم بندی و داخل انکوباتور(با دمای 35 درجه و 5%CO2) کشت داده شدند. بعد از گذشت 24 ساعت از کشت، تخمک های بالغ شده که دارای استانداردهای یک تخمک بالغ و سالم بودند (تخمکهایی که میوز اول را طی کرده و دارای جسم قطبی اول و بالغ شده بودند) جدا شده و میزان آپوپتوزیس در هر گروه با استفاده از رنگ آمیزی تانل بررسی و سپس با میکروسکوپ فلورسنت مشاهده و عکسبرداری شد، دادهها توسط آزمون آنالیز واریانس تجزیه و تحلیل شد. نتایج: بعد از گذشت 24 ساعت از کشت تخمکها میزان آپوپتوزیس در گروه دریافت کننده آتورواستاتین در محیط کشت و گروه کنترل مورد بررسی قرار گرفتند. میزان آپوپتوزیس در گروه کنترل و گروه آتورواستاتین بهترتیب برابر 22 و 24 درصد بود که نشان میداد آتورواستاتین با غلطت 2 میکروگرم بر کیلوگرم باعث افزایش 2 درصدی میزان آپوپتوزیس در تخمکهای موش میشود که این افزایش در مقایسه با گروه کنترل از لحاظ آماری معنیدار نبود (11/0p=). بحث: طبق یافتههای این مطالعه آتورواستاتین در دوزهای پائین میتواند بهصورت پروآپوپتوتیک اثر کند و باعث القای جزئی آپوپتوزیس در تخمکهای موش در محیط آزمایشگاهی شود. اگرچه این مطالعه بروی دوزهای دیگر آتورواستاتین انجام نشد ولی پیشنهاد می شود اثر سایر دوزهای این دارو بروی میزان القای آپوپتوزیس مورد بررسی قرار گرفته تا در خصوص نحوه تجویز و استفاده از آن تصمیم گیری مبتنی بر شواهد انجام شود.
اثر داروی ضدافسردگی دولوکستین بر سلولهای سرتولی TM4: بررسی بیان ژنهای Bax و Cx43
دوره 13، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 235-247
https://doi.org/10.52547/JCT/13.3.235
مژده مکوندیان، مهناز آذرنیا، الهه امینی، حدیث زینلی، آزاده نیک نژاد
چکیده هدف: از چالشهای عمده بشریت افزایش افسردگی و اختلال عملکرد جنسی ناشی از داروهای ضدافسردگی است. با توجه به نقش سلولهای سرتولی در اسپرماتوژنز، پژوهش حاضر، اثر داروی دولوکستین را بر زندهمانی، آپوپتوزیس و بیان ژنهای Bax و (Connexin 43) Cx43 در سلولهای سرتولی بررسی کرده است. مواد و روشها: سلولهای TM4 در محیط DMEM/F12 حاوی %5/2 FBS، 5% سرم اسب و %1 پنی سیلین-استرپتومایسین کشت شدند. دولوکستین با دوزهای 30،60، 15، 5/7، 75/3 میکروگرم/ میلیلیتر در زمانهای 24 تا 72 ساعت روی سلولها اثر داده شد. آزمون MTT جهت ارزیابی زندهمانی سلولها، فلوسایتومتری جهت ارزیابی آپوپتوزیس و RT-qPCR جهت بررسی بیان ژن Bax (عامل پیشبرندۀ آپوپتوزیس) و Cx43 (ضروری برای اسپرماتوژنز) انجام شد. نتایج: دولوکستین در یک الگوی وابسته به دوز و زمان، بقای سلولی را کاهش داد. بر اساس دادههای MTT دوز IC50 15 میکروگرم/ میلیلیتر در 48 ساعت محاسبه گردید (p≤0.05). آپوپتوزیس سلولهای TM4 نسبت به گروه کنترل در دوز میانه مهاری 15 میکروگرم/ میلیلیتر دولوکستین، افزایش یافت (p≤0.01). RT-qPCR حاکی از افزایش بیان ژنهای Cx43 (p≤0.05) و Bax (p≤0.01) تحت تاثیر دولوکستین بود. نتیجهگیری: با توجه به دادههای فلوسایتومتری و افزایش بیان ژن Bax، دولوکستین با القای آپوپتوزیس در سلولهای سرتولی میتواند عاملی منفی و مخرب در پیشبرد اسپرماتوژنز در نظر گرفته شود. از سوی دیگر، دولوکستین با افزایش سطح بیان ژن Cx43، نقل و انتقالات مولکولی توسط اتصالات شکافدار را بین سلولهای سرتولی افزایش داده و میتواند باعث انتقال سیگنالهای پیش برنده آپوپتوزیس به سلولهای دودومان اسپرماتوژنیک و در نتیجه کاهش کیفیت اسپرماتوژنز شود.
