فصلنامه
کلیدواژه‌ها = تمرین ورزشی

اثر تمرین منظم ورزشی بر پروتئین‮های مرتبط با آتوفاژی (5GTA) و (7GTA) در بافت چربی سفید موش‮های دارای تغذیه پرچرب‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

دوره 13، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 95-106

https://doi.org/10.52547/JCT.13.2.95

سعید دانش‌یار، امیر خسروی، فاطمه امید علی، سعید شوکتی بصیر

چکیده هدف: مطالعات نشان داده­اند که آتوفاژی (فرایند خود تجزیه­ای وابسته به لیزوزوم) در بافت چربی افراد چاق دارای تغذیه پرچرب افزایش تنظیمی می­یابد. پروتئین­های مرتبط به آتوفاژی یعنی ATG5و ATG7 در مراحل اولیه فرایند آتوفاژی نقش کلیدی ایفا می­کنند. از طرف دیگر نشان داده شده است که تمرینات ورزشی ، بدعملکردی یا بدسازگاری بافت چربی، که در افراد چاق بروز مییابد، را از طریق سازوکارهای سلولی مختلف اصلاح می­کنند. از این رو، این سوال مطرح می­شود که آیا تمرینات ورزشی می­تواند بیش تنظیمی آتوفاژی، که در بافت چربی افراد چاق و دارای تغذیه پرچرب بروز می­یابد، را تعدیل نماید. بنابراین، هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر تمرین منظم ورزشی بر بیان ژن­های  5GTA و 7GTA  در بافت چربی سفید موشهای دارای تغذیه پرچرب است. مواد و روشها: 12 سر موش سوری نر نژاد 6/LB57C با سن تقریبی چهار هفته و با وزن تقریبی 12 گرم از مرکز مطالعات تجربی و مقایسه‌ای دانشگاه علوم پزشکی ایران خریداری شدند. این موش­ها به صورت تصادفی در سه گروه؛ کنترل (هفت سر)، تغذیه پرچرب (هفت سر) و تمرین ورزشی –تغذیه پرچرب (هفت سر) جای گرفتند. موشهای گروه تغذیه پرچرب، بهمدت 21 هفته رژیم غذایی پرچرب (24 درصد) دریافت کردند. موش­های گروه­ تمرین ورزشی-تغذیه پرچرب، علاوه بر اینکه رژیم غذایی پرچرب دریافت می­کردند، بهمدت شش هفته، تحت تمرین استقامتی تداومی بر روی نوارگردان قرار گرفتند. پس از پایان مداخله پژوهش، موش­ها بی­هوش شدند و بافت چربی احشائی منطقه اپیدیدیمال برای اندازه­گیری آزمایشگاهی با جراحی خارج شد. برای اندازه­گیری بیان نسبی ژن های یعنی 5GTA و 7GTA از روش RCP-emiT laeR استفاده شد. داده های پژوهش از طریق آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی تحلیل آماری شدند.  نتایج: داده­های این پژوهش نشان داد که بیان mRNAی ژن­های  ATG5 و ATG7  در بافت چربی گروه تغذیه پرچرب در مقایسه با گروه کنترل بیش از دو برابر بیشتر بود (p<0.05). همچنین بیان mRNA ی این ژنها در گروه تغذیه پرچرب-تمرین ورزشی در قیاس با گروه کنترل بیشتر بود (10.0>p). مهم­تر اینکه بیان ژن 7GTA در گروه تغذیه پرچرب-تمرین ورزشی در قیاس با گروه تغذیه پرچرب 5/1 برابر بیشتر بود (50.0>p). با این حال، بیان ژن 5GTA  در گروه تغذیه پرچرب-تمرین ورزشی در قیاس با گروه تغذیه پرچرب تفاوت معنی دار نداشت (50.0<p).  نتیجه­گیری: نتایج این پژوهش دلالت بر این دارد که تغذیه پرچرب در طولانی مدت موجب افزایش بیان ژنهای عوامل دخیل در مرحله اولیه فرایند آتوفاژی (یعنی 5GTA و 7GTA) در بافت چربی سفید می­شود و تمرین منظم ورزشی، افزایش بیان ژن 7GTA ناشی از تغذیه پرچرب را تقویت می­کند، اما این تمرین، میزان بیان افزایش یافته 5GTA ناشی از تغذیه پرچرب را تغییر نمی­دهد. بر این اساس می­توان استدلال کرد که توام شدن تمرین ورزشی و تغذیه پرچرب موجب تحریک بیشتر سازوکار آتوفاژی در بافت چربی سفید میشود که احتمالاً سازگاری مثبتی در جهت نمو بافت چربی باشد. 

تمرین ورزشی زودهنگام پس از سکته قلبی سطح سیستاتین C و آنتی ژن کربوهیدراتی 125 را در موش صحرایی کاهش می‌دهد

دوره 12، شماره 1، بهار 1400، صفحه 1-10

https://doi.org/10.52547/JCT.12.1.1

بابک امیرسرداری، عباس صارمی، محمد ملکی پویا

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تاثیر تمرین هوازی بر تغییرات قلبی متابولیکی و التهابی ناشی از سکته قلبی در موش صحرایی انجام شد.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه تجربی، موش‌های صحرایی نر نژاد ویستار دو ماهه سکته داده شدند و به‏طور تصادفی به‏دو گروه تقسیم شدند (هر گروه 11 سر): آنفارکتوس+بی‏تحرکی (MI+S) و آنفارکتوس+تمرین هوازی (MI+EX). پس از دوره سازگاری، ایزوپروترنول (85 میلی‏گرم در کیلوگرم) به‏صورت زیرجلدی و در فواصل 24 ساعته به‏مدت 2 روز به‏موش‌ها تزریق شد. آسیب میوکارد ناشی از ایزوپروترنول با افزایش سطح سرمی تروپونین I قلبی و افزایش قطعه ST نشان داده شد. موش‏های MI+EX برای یک دوره 10 هفته‌ای در شرایط دویدن روی تردمیل قرار گرفتند. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، یک نمونه وریدی برای تعیین پارامترهای متابولیک ازجمله آنتی‏ژن کربوهیدراتی 125 و سیستاتین C جمع‏آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون تی مستقل استفاده شد (05/0>p).
نتایج: همان‏طور که پیش بینی می‌شد، در گروه MI+S غلظت آنتی‏ژن کربوهیدراتی 125 (03/0=p)، سیستاتین C (01/0=p) و تروپونین I (002/0=p) بالا بود. برخلاف گروه MI+S، در گروه MI+EX سطح آنتی ژن کربوهیدراتی 125 (01/0=p)، سیستاتین C (04/0=p) و آزمون ورزشی بیشینه تردمیل (01/0=p) بهبود یافت.
نتیجه‏گیری: یافته‌های ما نشان می‌دهد که تمرین هوازی زود هنگام ممکن است در جلوگیری از تغییرات منفی در پارامترهای عمل‏کردی، التهابی و متابولیکی مربوط به MI مفید باشد.
 

اثر تمرین هوازی به همراه مکمل سازی با ویتامین D بر ریسک فاکتورهای قلبی-عروقی در زنان چاق

دوره 4، زمستان92، زمستان 1392، صفحه 389-396

https://doi.org/10.52547/JCT.4.4.389

چکیده هدف: ویتامین D نقش مهمی در درمان و پیشگیری از سندروم متابولیک دارد که ممکن است مزایای تمرین ورزشی را افزایش دهد. هدف این مطالعه تعیین اثرات 8 هفته تمرین هوازی با و بدون مکمل سازی ویتامین D بر شاخص‌های سندروم متابولیک در زنان کم تحرک بود.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون، سی زن میان‏سال چاق (4/5±25/44 سال) به‏طور تصادفی به گروه‌های تمرین هوازی، تمرین هوازی به‏همراه ویتامین D (50000 واحد در هفته) و کنترل (بدون تمرین) اختصاص داده شدند. برنامه تمرین هوازی 50 تا 60 دقیقه در روز، سه روز در هفته و برای 2 ماه بود. سطوح سرمی 25-هیدروکسی ویتامین D، ترکیب بدنی و شاخص‌های متابولیکی قبل و بعد از دوره تمرینی ارزیابی شدند.
نتایج: مکمل سازی با ویتامین D، سطوح سرمی25-هیدروکسی ویتامین D را به‏طور معنی‌دار افزایش داد (05/0>p ). تمرین هوازی موجب بهبود معنی‌دار (05/0>p ) در وزن بدن، دور کمر، HDL-کلسترول، گلوکز خون و شاخص مقاومت به انسولین شد. مکمل سازی با ویتامین D همراه با تمرین مقاومتی منجر به بهبود بیشتر در شاخص‌های آدیپوسیتی، HDL-کلسترول، LDL-کلسترول، کلسترول تام، تری گلیسرید، گلوکز خون و شاخص مقاومت به انسولین  گردید (05/0>p ).
نتیجه گیری: این نتایج پیشنهاد می‌کند که تمرین هوازی برای بهبود سلامت قلبی-متابولیکی زنان میانسال یک روش ایمن و موثر است. همچنین ترکیب کردن ویتامین D می‌تواند برخی اثرات مفید تمرین را در یک دوره دو ماهه افزایش دهد.