بررسی سازوکارهای مولکولی و فیزیولوژیک تجمع گلایسینبتائین در راستای بهبود تحمل به تنشهای غیرزیستی در گیاهان
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 23 اردیبهشت 1405
https://doi.org/10.61882/jct.2026.2081953.2123
لاوین بابایی، رضا درویش زاده
چکیده تنشهای غیرزیستی، رشد و بهرهوری گیاهان را مختل میکنند، تجمع گلایسینبتائین، به عنوان یک راهکار کلیدی در تحمل به تنش، شناخته شده است. بیوسنتز گلایسینبتائین از طریق مسیرهای متابولیک جداگانه صورت میگیرد: مسیر اکسیداسیون کولین (رایج در گیاهان و پستانداران)، مسیر متیلاسیون مستقیم گلایسین (مختص برخی باکتریها و هالوفیتها)، مسیر کولیندهیدروژناز و مسیر متابولیسم سرین. این تنوع، نشاندهنده اهمیت حیاتی این اسمولیت در پاسخ به تنشهای محیطی است. به تازگی رویکردهای مبتنی بر بهنژادی مولکولی با هدف افزایش بیان ژنهای کلیدی مسیر بیوسنتز گلایسینبتائین تحت شرایط تنشهای غیرزیستی، توسعه یافته است. پس از جداسازی و همسانهسازی، این ژنها در قالب سازههای بیانی مناسب، از طریق روشهای پیشرفتهی زیستفناوری بهویژه تراریزش بهواسطهی آگروباکتریوم، به ژنوم گونههای حساس انتقال یافته و منجر به ایجاد ارقام متحمل میگردند.
نتیجهگیری: در مواجهه با چالشهای اقلیمی، افزایش بیوسنتز گلایسینبتائین چه به صورت کاربرد خارجی و چه به صورت بیوسنتز درونزای گلایسینبتائین، باعث افزایش تحمل به تنشهای غیرزیستی میگردد. دستورزی ژنتیکی مسیرهای سنتز گلایسینبتائین در سطوح فیلوژنتیک مختلف (گیاهان و میکروارگانیسمها) موجب افزایش بیوسنتز گلایسینبتائین میشود. از این راهکار میتوان در افزایش تحمل گیاهان و کاهش اثرات نامطلوب تنشهای غیرزیستی در گیاهان استفاده نمود. با این حال، کاربرد این روش به عنوان یک روش پایدار، نیازمند انجام تحقیقات دقیقتر و گستردهتر در زمینه بررسی تاثیرات آن بر سلامتی انسان و محیطزیست است تا در کنار سایر روشها، به عنوان یکی از گزینهها و با رعایت ملزومات ایمنی و زیستی به کار گرفته شود.
بررسی مقایسهای برخی شاخصهای فیزیولوژیک (محتوای کلروفیلی، فعالیت فتوسنتزی ...) در گزینش سویههای جلبک Dunaliella sp. (جداسازی شده از آبهای ایران)
دوره 4، بهار 92، بهار 1392، صفحه 85-102
https://doi.org/10.52547/JCT.4.1.85
چکیده هدف: Dunaliella بهعنوان یک جلبک تکسلولی فیتوپلانکتونی در تغذیه جانوران آبزی (بهویژه آب شور) اهمیت دارد. به منظور گزینش سویههای برتر، محتوای کلروفیلی در ارتباط با سایر شاخصهای بیوماس جلبکی، در شرایط متفاوت محیط کشت مطالعه شد.
مواد و روشها: سویههای مختلف ایرانی و خارجی جلبک تحت تاثیر تیمارهای کمبود نیترات، افزایش نور، آهن و شوری قرار گرفتند. سپس برخی شاخصهای فیزیولوژیک مانند مقدار کلروفیلها، تعداد سلولها، وزن خشک، فتوسنتز و تنفس در نمونه های شاهد و تیمارها اندازهگیری شدند.
نتایج: تنشهای مختلف سبب کاهش تعداد سلولها، میزان کلروفیلها و تغییر نسبت chla/chlb از حدود 5 به 15 گردید. میزان کلروفیل a و کلروفیل کل در 6-10 سلول، در همه شرایط و مقدار کلروفیل aدر میلیلیتر تنها در نمونه شاهد، با وزن خشک سویهها همبستگی معنیدار مثبت نشان داد. میان کلروفیل a یا کلروفیل کل در سلول با تعداد سلولها در میلیلیتر در کلیه حالات همبستگی معنیدار منفی وجود داشت.
نتیجهگیری: بیوماس جلبکی غالبا از طریق مقدار کلروفیل aمورد ارزیابی قرار میگیرد، اما، همواره با تعداد سلول، یا وزن خشک و یا فعالیتهای فتوسنتزی، رابطه مستقیمی ندارد. بنابراین وزن خشک بیشتر، محتوای کلروفیلی بالاتر و سرعت تکثیر سلولی نسبی، ویژگیهای مناسبتری جهت انتخاب سویه فیتوپلانکتونی معرفی شدند. نمونههای 10 و 11 با وزن خشک بیشتر در هر دو شرایط شاهد و تیمار و محتوای کلروفیلی نسبتا بالا و سپس 4، 6 و 13 در این رابطه قابل معرفیاند.
