فصلنامه
کلیدواژه‌ها = سرطان پستان

بررسی تاثیر مسدودکننده‌های کانال‌ کلسیم بر سمیت سلولی دوکسوروبیسین در رده‌ها‌ی سلولی سرطان پستان MDA-MB-231 و MCF-7

دوره 16، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 132-155

https://doi.org/10.61882/JCT.16.2.132

الهام قادری، راحله شاکری

چکیده هدف: هدف این مطالعه ارزیابی تاثیر ترکیبی دو داروی مسدودکننده­ی کانال­ کلسیمی شامل آملودیپین و دیلتیازم بر سمیت دوکسوروبیسین در رده­های سلولی سرطان پستان است. مواد و روشها: سلول­های MDA-MB-231 و MCF-7 با غلظت­های مختلف آملودیپین، دیلتیازم به‫صورت تکی و در ترکیب با دوکسوروبیسین به‫مدت 48 و 72 ساعت تیمار شدند. بقای سلولی با تست MTT بررسی شد. مقادیر IC50 از منحنی دوز-پاسخ، محاسبه شد. اثر ترکیبی داروها با محاسبه شاخص ترکیبی (CI) مورد بررسی قرار گرفت. فعالیت کاسپاز-3/7 به‫عنوان نشانگر القای آپوپتوزیس با روش سنجش آنزیمی مبتنی بر سوبسترای رنگ­زا (Ac-DEVE-pNA) در لیز سلول­های تیمارشده  اندازه­گیری شد. نتایج: نتایج نشان داد که آملودیپین و دیلتیازم با برابر با  اثر مهاری بر تکثیر سلول­های سرطانی MDA-MB-231 و MCF-7 به‫صورت وابسته به غلظت و زمان دارند. ارزیابی فعالیت کاسپاز-3/7 در لیز سلول‌های تیمارشده با داروها نشان داد که آملودیپین باعث افزایش فعالیت کاسپاز-3/7 در هر رده­ی سلولی می‌شود که نشان‌دهنده القای آپوپتوزیس است. در سلول‌های تیمارشده با دیلتیازم، فعالیت کاسپاز-3/7 تنها در سلول‌های MCF-7 مشاهده شد، در حالی‫که فعالیت کاسپاز-3/7 در سلول‌های MDA-MB-231 کم‫تر از کنترل بود که نتیجه­گیری در این خصوص نیازمند مطالعات بیشتر است. مقدار CI ، در اکثر غلظت­ها بزرگ‌تر از یک بود که نشان‌دهنده تداخل آملودیپین و دیلتیازم با اثر سیتوتوکسیک دوکسوروبیسین در طیف وسیعی از غلظت‌ها است. نتیجه­گیری: آملودیپین و دیلتیازم نه تنها قادر به القای مرگ سلولی در سلول­های سرطانی هستند، بلکه در غلظت­های پائین در اثر سیتوتوکسیک دوکسوروبیسین تداخل ایجاد می­کنند. این نتایج اهمیت بررسی تعاملات دارویی مسدودکننده‌های کانال کلسیمی با شیمی‌درمانی را برجسته می‌سازد.

بررسی اثر سمیت سلولی نانوذره اکسید روی کنژوگه با جینجرول روی رده سلولی سرطان پستان

دوره 16، شماره 1، بهار 1404، صفحه 18-31

https://doi.org/10.61882/JCT.16.1.18

فاطمه سادات موسوی، علی صالح زاده

چکیده هدف: سرطان پستان مهم‌ترین و فراگیرترین نوع سرطان در جمعیت‌های زنان بهشمار می‌آید. این مطالعه با هدف سنتز نانوذره اکسید روی کنژوگه با جینجرول (ZnO@CPTMS-Gingerol) و ارزیابی اثرات ضدسرطانی آن بر روی سلول‌های رده سرطان پستان انجام پذیرفت. مواد و روش‌ها: ویژگی‌های فیزیکی شیمیایی نانوذره  ZnO@CPTMS-Gingerol با آنالیزهای FT-IR، XRD، DLS، EDS، سنجش پتانسیل زتا و عکس‌برداری میکروسکوپ الکترونی مورد مطالعه قرار گرفت. اثرات مهاری غلظت‌های مختلف نانوذره ZnO@CPTMS-Gingerol بر روی سلول‌های رده سرطان پستان MCF-7 با آزمایش MTT ارزیابی شد. به‌منظور تعیین جمعیت سلول‌های آپوپتوزیس/نکروزیس شده از آزمایش فلوسیتومتری استفاده شد. نتایج: بر اساس نتایج، نانوذرات سنتز شده دارای مورفولوژی کروی و با اندازه حدودی 10 تا 50 نانومتر بودند. بار سطحی ذرات در محیط آبی 4/30- میلی ولت بود. نانوذرات فاقد ناخالصی عنصری بودند و سنتز صحیح آن­ها با آزمایش‌های FT-IR و XRD تائید شد. تیمار نانوذرات با سلول‌های سرطان پستان نشان داد که نانوذره ZnO@CPTMS-Gingerol دارای اثرات مهاری وابسته به دوز و غلظت نیمه مهاری (IC50) 117 میکروگرم/میلی‌لیتر بود. مواجهه سلول‌های سرطان پستان با نانوذره ZnO@CPTMS-Gingerol سبب افزایش جمعیت سلول‌های دچار آپوپتوز اولیه و تاخیری و سلول‌های نکروزی شد.  نتیجه‌گیری: : این مطالعه نشان داد که نانوذره ZnO@CPTMS-Gingerol می‌تواند با القای آپوپتوزیس و نکروزیس سلولی سبب مهار تکثیر سلول‌های سرطان پستان شود و این قابلیت می‌تواند در طراحی نانو داروهای مؤثر در درمان سرطان پستان مد نظر قرار گیرد.

مقایسه اثر ضد سرطانی نانوذرات سریوم تولید شده به‮روش سل-ژل و روش سنتز سبز با استفاده از عصاره آبی برگ گیاه زردینه (muiramurts muihtnaX) بر روی سلول‌های سرطان پستان رده 132-BM-ADM

دوره 16، شماره 1، بهار 1404، صفحه 90-112

https://doi.org/10.61882/JCT.16.1.90

فاطمه طیبی خرمی، پریچهر حناچی، لیلا مامنی، ریحانه رمضانی، نسترن حیدری کهلی

چکیده هدف: بررسی اثر نانوذرات سریوم ساخته شده به دو روش سل - ژل و زیستی با استفاده از عصاره گیاه زردینه بر روی سلول سرطانی رده MDA-MB-231. مواد و روش‌ها: از گیاه زردینه، با نام علمی Xanthium strumarium و در رده Strumarium با کد ALUH 38785، استفاده شد. برگ گیاه جدا و خشک شد سپس پودر شد و بهروش رفلاکس عصاره­گیری و خالص شد. این عصاره برای کاهش یون فلزی سریوم نیترات استفاده شد. برای روش سل - ژل از نیترات سریوم و ستیل تری متیل آمونیوم بروماید استفاده شد. دستگاه‌های FTIR،  EDAX،SEM   و AFM برای بررسی ویژگی‌های نانوذرات سنتز شده استفاده شدند. همچنین تست MTT برای بررسی و مقایسه میزان کشندگی نانوذرات سنتز شده بر روی سلول سرطانی 132-BM-ADM مورد استفاده قرار گرفت. نتایج: اندازه نانوذرات سبز در آنالیز AFM  با میانگین 01  نانومتر و سل-ژل 31 بود و در آنالیز EDAX و SEM شکل نانوذرات سریوم سنتز شده در هر دو روش تقریبا کروی مشاهده شد. نتایج MTT نشان دادند که با افزایش زمان و افزایش غلظت، اثر کشندگی افزایش مییابد. علاوه بر این، مشخص شد که تاثیر کشندگی نانوذرات سنتز شده بهروش سبز بر روی سلولهای 132-BM-ADM بیشتر از تاثیر نانوذرات تهیه شده بهروش سل-ژل می­باشد. نتیجه‌گیری: CeNPsها برای سلول‌های سرطانی سمی هستند، از تهاجم جلوگیری می‌کنند و سلول‌های سرطانی را به پرتودرمانی و شیمی‌درمانی حساس می‌نمایند. سنتز سبز نانوذرات با استفاده از عصاره‌های گیاهی سودمندتر از استفاده از عوامل شیمیایی است، زیرا هزینه کمتری دارد، آلودگی را کاهش می‌دهد و ایمنی محیط زیست و سلامت انسان را بهبود می‌بخشد.

سنتز و ارزیابی خصوصیات فیزیکی-شیمیایی نانوحامل‌ لیپیدی جامد حاوی مشتق سولفونامید و بررسی عملکرد آن بر سلول‌های سرطانی پستان

دوره 15، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 299-316

https://doi.org/10.61186/JCT.15.4.299

طاهره راهداری، حسین غفوری، سید محسن اصغری

چکیده هدف: سرطان پستان یکی از شایع‌ترین سرطان‌ها در زنان است و از عوامل اصلی مرگ و میر در جهان محسوب می‌شود. توسعه روش‌های درمانی موثر، به‫ویژه با استفاده از نانوذرات دارورسان، اهمیت بالایی دارد. نانوذرات به‫دلیل قابلیت دارورسانی هدفمند و کاهش عوارض جانبی، می‌توانند اثربخشی درمان‌های سرطان را بهبود بخشند. هدف از این مطالعه سنتز نانوحامل لیپیدی جامد حاوی مشتق سولفونامید، بررسی خصوصیات فیزیکی‌-شیمیایی و ارزیابی اثرات ضدسرطانی آن بر سلول‌های سرطان پستان انسانی رده‌ی MCF-7 است.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه، نانوذره‌ی لیپیدی جامد حاوی مشتق سولفونامید سنتز و خصوصیات فیزیکی-شیمیایی آن شامل بارگذاری دارو، مورفولوژی، اندازه و رهایش با استفاده از روش‌های  FTIR، DLS ، میکروسکوپ AFM و دیالیز بررسی شد. سمیت سلولی نانوحامل بر سلول‌های سرطانی رده‌ی 7 و اثر آن بر تکثیر و مهاجرت این سلول‌ها نیز مورد ارزیابی قرار گرفت. نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که نانوحامل دارای میانگین اندازه‌ی 315 نانومتر، PDI=0.3 و مورفولوژی کروی و یکنواخت است. نانوحامل سنتز شده قادر است حدود 82 درصد از مشتق سولفونامید را در خود بارگذاری کند و رهاسازی کنترل‌شده‌ای از دارو را فراهم آورد. این نانوحامل ایمن بوده و با تحویل تدریجی مشتق سولفونامید به سلول‌های سرطانی منجر به اثر کشندگی بیشتر در غلظت‌های کمتر نسبت به مشتق سولفونامید شد. همچنین نانوحامل حاوی مشتق سولفانامید در مقایسه با سولفونامید توانست به طور مؤثرتری از تکثیر و پیشروی سلول‌های سرطانی ممانعت کند. این یافته‌ها نشان‌دهنده‌ی پتانسیل بالای این نانوحامل مهندسی شده در مهار سلول‌های سرطانی پستان است.

بررسی اثر آنتاگونیست‌های سیستم رنین - آنژیوتانسین بر سمیت سلولی دوکسوروبیسین بر رده‌ها‌ی سلولی MDA-MB-231 و MCF-7

دوره 15، شماره 1، بهار 1403، صفحه 71-96

https://doi.org/10.61186/JCT.15.1.71

آمنه اندایشگر، راحله شاکری، فاطمه قمری

چکیده هدف: سیستم رنین آنژیوتانسین یک سیستم غدد درون‌ریز است. اجزا این سیستم در تعدادی از سلول­های بدن و همچنین در سرطان پستان بیان می­شوند. مهارکننده­های آنزیم مبدل آنژیوتانسین ((ACE به‌طور گسترده به‌عنوان عوامل ضد فشارخون مورد استفاده قرار می­گیرند. پیشنهادشده است که آن‌ها خطر ابتلا به برخی سرطان­ها را کاهش می­دهند. دوکسوروبیسین از داروهای متداول شیمی‌درمانی است که برای درمان سرطان پستان نیز از آن استفاده می­کنند. یکی از عوارض جانبی دوکسوروبیسین، سمیت آن برای سلول­های قلبی است. هدف این پژوهش بررسی اثر متقابل آنتاگونیست­های رنین-آنژیوتانسین بر سمیت سلولی دوکسوروبیسین است. مواد و روشها: اثر مهارکننده­های سیستم رنین آنژیوتانسین شامل انالاپریل، کاپتوپریل، والسارتان و لوزارتان بر روی بقای سلول­های سرطانی پستان در حضور و غیاب دوکسوروبیسین با تست MTT بررسی شد. القای آپوپتوزیس در سلول­های MDA-MB-231 با کیت سنجش فعالیت کاسپاز-7/3 بررسی شد. نتایج: انالاپریل سمیت زیادی برای سلول­های سرطانی نداشت اما کاپتوپریل و لوزارتان اثر سیتوتوکسیک داشتند. والسارتان نه‌تنها بر سلول­ها اثر سیتوتوکسیک نداشت بلکه با افزایش زمان، تکثیر سلول­ها را افزایش داد. بررسی فعالیت کاسپاز-7/3 در سلول­های MDA-MB-231 تحت تیمار با کاپتوپریل و لوزارتان نشان داد که سلول­های تیمارشده فعالیت کاسپاز-7/3 بالاتری در مقایسه با کنترل دارند که نشانگر القای آپوپتوزیس است. بررسی درصد بقای سلول­ها در حضور دوکسوروبیسین و هر کدام از داروها در غلظت­های کمتر از IC50، نشان داد که انالاپریل، کاپتوپریل، والسارتان و لوزارتان بسته به غلظت و زمان قادر به حفاظت از سلول­های سرطانی در برابر اثر سیتوتوکسیک دوکسوروبیسین هستند.
نتیجه­گیری: مهارکننده­های سیستم رنین-آنژیوتانسین بسته به غلظت و زمان می­توانند در اثر سیتوتوکسیک دوکسوروبیسین تداخل ایجاد کنند.

مطالعه مقایسه‌ای رشد و پاسخ دارویی سلول‌های MCF-7 و MDA-MB231 سرطان پستان انسانی در کشت دو- و سه بعدی

دوره 13، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 121-134

https://doi.org/10.52547/JCT/13.2.121

عرفان سفیدگر، شیوا اکبری بیرگانی

چکیده هدف: کشت سه بعدی سلولهای سرطانی، روشی است که در آن سلول‌ها فرصت رشد و ارتباط همه جانبه در یک فضای سه بعدی داشته و توده های سلولی با نام توموسفر ایجاد می‌کنند. در سالهای اخیر، توسعه مدل های توموری از سلول های سرطانی با به‌کارگیری روش های کشت سه بعدی به عنوان استراتژی دقیق و قابل اعتماد جهت مطالعه سلول های بنیادی سرطانی و شناسایی رویکردهای درمانی مبتنی بر سلول بنیادی سرطانی شناخته می شود. مدلهای سه­بعدی در مقایسه با روش مرسوم کشت تک لایه، شباهت بیشتری به شراط درون تنی دارند. زیرا در مدلهای توموری، ریزمحیط توموری، تعاملات سلول-سلول و سلول-ماتریکس خارج سلولی و شرایط هیپوکسی که لازمه بقا سلول های بنیادی سرطان است به خوبی بازتولید می شود. مدلهای توموری از طریق بکارگیری چندین گونه سلولی از جمله سلولهای سرطانی و استرومایی در ساخت، به خوبی قابلیت توسعه و بازتاب پیچیدگی بافتی را دارند که در چنین حالتی، حتی مدلی دقیقتر در بازتاب شرایط وقعی بدن محسوب می شوند. ازینرو در مطالعه حاضر، ساخت مدل سه بعدی سرطان پستان با هدف بررسی ارتباط رفتار سلولی با شرایط کشت (دوبعدی و سه بعدی)، مطالعه مقایسه‌ای رشد و پاسخ دارویی دو رده سلول سرطان پستان انسانی انجام شده است. مواد و روش­ها: دو رده سلولی MCF-7 و MDA-MB-231 به صورت دو بعدی و سه بعدی (به دو شیوه کشت در سطح و کشت غوطه ور) بر روی داربست ماتریژل کشت داده شدند. فنوتیپ مولکولی سلول‌ها بر حسب مارکرهای سطحی با استفاده از روش فلوسایتومتری بررسی شد. رشد ماموسفرها در 12 روز دنبال و کنتیک رشد آنها مشخص شد. برای بررسی پاسخ دارویی دو داروی ضدسرطان اکتینومایسین دی و پکلی تاکسل مورد استفاده قرار گرفت. ابتدا مقادیر IC50 دو دارو برای رده های سلولی مورد مطالعه تعیین شد، سپس ماموسفرهای تولید شده با دوز مشخص دارو تیمار و اثر آنها بر رشد ماموسفرها دنبال شد. نتایج: دو رده سلولی MCF-7 و MDA-MB-231 که بهصورت دو بعدی و سه بعدی کشت داده شدند تفاوت معنیداری در فنوتیپ مولکولی نشان می‌دهند. به گونه ای که بنظر میرسد پس از کشت سه بعدی بیان مارکر سطحی CD44 بطور قابل توجهی کاهش داشته است. از طرفی ویژگی‌های رشدی سلولهای مورد مطالعه در دو حالت مختلف کشت سه بعدی اختلاف قابل توجهی نشان می‌دهند. مطالعات پاسخ دارویی نیز به‌طور مشابه گویای اختلاف پاسخ دارویی در شرایط کشت دو بعدی و سه بعدی است به گونه ای که اثر مهارکنندگی داروی پکلی‌تاکسل در مقایسه با داروی اکتینومایسین دی، در شرایط کشت سه بعدی کاهش داشته است. علاوه بر آن نتایج نشان می‌دهند که دو رده MCF-7 و MDA-MB231 نیز پاسخ دارویی متفاوتی دارند که میتواند متاثر از فنوتیپ مولکولی متفاوت آنها باشد. نتیجه­گیری: در مجموع نتایج حاصل از پژوهش انجام شده, موید این نکته است که فنوتیپ مولکولی سلول‌های سرطانی، ویژگی‌های رشدی و پاسخ دارویی آنها بهشدت متاثر از نوع رده سلولی مورد مطالعه، شیوه کشت آنها و نوع داروی بهکار رفته است. بنابراین انجام هرچه دقیق‌تر مطالعات سرطانی مستلزم دستیابی به مدلی است که بیشترین شباهت را با تومور مربوطه در بدن داشته باشد.

بررسی مقایسه‏ای اثر فراکشن کلروفرمی جلبک قرمز L.) (Gracilaria salicornia و جلبک قهوه‏ای ‏L.) (Sargassum angostifolium بر تکثیر، چرخه سلولی و القای آپوپتوزیس در رده سلولی سرطان پستان و رده نرمال

دوره 12، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 300-310

https://doi.org/10.52547/JCT.12.4.300

پردیس میرزاییان، محمد شکرزاده لموکی، ناصر جعفری، فاطره رضایی، طوبی میرزاپور، علی صالح ‏زاده

چکیده هدف: هدف از این مطالعه مقایسه اثرات عصاره کلروفرمی دو نوع جلبک قرمز و قهوه ای بر تکثیر، چرخه سلولی و القای آپوپتوزیس در رده سلولی سرطان پستان می‌باشد.
مواد و روش‏ها: در این‌ مطالعه تجربی، ابتدا سلول‌های سرطانی MCF 7 و نرمال MRC 5 کشت داده شده و در ادامه سلول‌ها با غلظت‌های مختلفی از عصارههای کلروفرمی جلبک‌ها به‌مدت 84 ساعت تیمار شدند. درصد بقا سلول‌ها به‌روش TTM و نوع مرگ سلولی القا شده و توقف چرخه سلولی به‌روش فلوسایتومتری بررسی شدند. نتایج حاصله توسط نرم افزار msirP مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که هردو جلبک قهوه ای و جلبک قرمز، تکثیر سلول‌های سرطانی MCF7 را به‌صورت یک الگوی وابسته به غلظت کاهش دادند. غلظت IC50 برای عصاره کلروفرمی جلبک قهوه‌ای برابر 88 میکروگرم بر میلی‌لیتر و برای جلبک قرمز برابر 107 میکروگرم بر میلی‌لیتر بود. این مقادیر بیان‌گر اثرات مهاری بیش‌تر جلبک قهوه‌ای (31/63 درصد) نسبت به قرمز (33/58 درصد) بود. هم‌چنین این دو عصاره به‌طور موثری آپوپتوزیس را القا و چرخه سلولی را در مرحله G0/G1 متوقف کردند.
نتیجه‏گیری: این مطالعه نشان داد که عصاره کلروفرمی این جلبک‌ها می‌تواند به‌عنوان یک مهارکننده قوی رشد برای سرطان پستان مطرح باشد.
 
 

ارتباط کاهش بیان ژن TINCR با اندازه تومور در بیماران مبتلا به سرطان پستان و متاستاز آن به ‌غدد لنفاوی

دوره 12، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 146-153

https://doi.org/10.52547/JCT.12.3.146

زینب شقاقی‌ترکداری، محمد خلج‌کندری، محمدعلی حسین‌ پورفیضی

چکیده هدف: این مطالعه با هدف ارزیابی سطح بیان TINCR در بافت‌های توموری و غیرتوموری مجاور 50 زن مبتلا به سرطان داکتال تهاجمی پستان انجام شد. ارتباط بیان TINCR و خصوصیات بالینی بیماران نیز مورد مطالعه قرار گرفته است.
مواد و روش‏ها: RNA تام از بافت توموری و غیرتوموری مجاور بیماران مبتلا به سرطان پستان با استفاده از محلول RNX-Plus جدا شد. سپس، از معرف Prime Script TM RT برای تبدیل RNA تام به cDNA استفاده شد. سطح بیان  TINCRتوسط qRT-PCR کمی شده و نتایج با آزمون تی زوجی تجزیه و تحلیل شد. علاوه‌براین، برای ارزیابی قدرت بیومارکری  TINCRاز تحلیل منحنی ROC  در بافت‌های توموری سرطان پستان استفاده شد.
نتایج: کاهش سطح TINCR در بافت توموری بیماران مبتلا به سرطان پستان در مقایسه با بافت غیرتوموری مجاور به‌دست آمد (001/0p<). میزان بیان TINCR با اندازه تومور و متاستاز غدد لنفاوی در بافت توموری سرطان پستان ارتباط منفی داشت.
نتیجه‏گیری: کاهش سطح بیان TINCR در بافت توموری بیماران مبتلا به سرطان پستان نشان می‌دهد که سطح بیان آن می‌تواند بافت توموری و غیرتوموری مجاور را از یک‌دیگر متمایز سازد. علاوه‌براین، TINCR دارای سطح بیان پایین‌تری در بیماران مبتلا به سرطان پستان با تومورهای بزرگ، متاستاز غدد لنفاوی و زیرگروه لومینال A و B دارد.
 

بررسی بیان ژن‏های گلوتاتیون پراکسیداز و گلوتاتیون ردوکتاز بر روی رده‏ی سلولی سرطان پستان (MCF-7) تیمار شده با نانو ذرات اکسید روی

دوره 11، شماره 1، بهار 1399، صفحه 44-54

https://doi.org/10.52547/JCT.11.1.44

ماهرخ افشاری، سید عطا اله سادات شاندیز، سید محمد مهدی حمدی

چکیده هدف: هدف از این تحقیق، ارزیابی اثرات ضدسرطانی نانو ذرات اکسید روی با کمک ارزیابی بیان ژن‏های گلوتاتیون  پراکسیداز و گلوتاتیون ردوکتاز در رده سلولی سرطان پستان می‏باشد.
مواد و روش‏ها:در این مطالعه رده‏های سلولی سرطانی پستان (MCF-7) و نرمال (HEK293) تحت تیمار نانو ذرات اکسید روی تحت غلظت‏های مختلف طی زمان 24 ساعت قرار گرفتند. درصد زنده‏مانی نانو ذرات بر روی رده‏های سلولی سرطانی و نرمال با کمک روش رنگ سنجی MTT(3-(4, 5-Dimethylthiazol-2-yl)-2,5-Diphenyltetrazolium Bromide) ارزیابی شد. بیان کمی ژن‏ها نسبت به ژن کنترل داخلی GAPDH با کمک تکنیک real time PCR بررسی شد.
نتایج:نتایج تست MTT نشان داد که نانو ذرات اکسید روی میزان زنده مانی سلولهای سرطانی را نسبت به سلولهای نرمال به طور معنی داری کاهش می دهد. همچنین، بیان ژنهای گلوتاتیون پراکسیداز و گلوتاتیون ردوکتاز بعد از تیمار با نانو ذرات به ترتیب به میزان 70/0±13/2 (100/0p < ) و 05/0±22/1 (50/0p < ) برابر نسبت به ژن کنترل داخلی افزایش یافت.
نتیجه‏گیری:داده‏های این تحقیق نشان داد افزایش بیان ژن‏های گلوتاتیون پراکسیداز و گلوتاتیون ردوکتاز به ‏عنوان عوامل کلیدی سیستم گلوتاتیون علیه رده‏ی سلولی سرطانی پستان MCF-7 در حذف گونه‏های فعال اکسیژن با تیمار نانو ذرات اکسید روی افزایش می‏یابد.
 

بررسی اثر سیتوتوکسیک عصاره هیدروالکلی گیاه درمنه (Artemisia sieberi) بر سلول‏های سرطانی پستان رده سلولی SKBr3

دوره 10، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 252-260

https://doi.org/10.52547/JCT.10.4.252

شیوا معلم زاده، الهام رجب ‏بیگی، مریم منتظری

چکیده هدف: در این مطالعه اثرات سمیت سلولی عصاره هیدروالکلی درمنه (Artemisia sieberi) و تاثیرگذاری آن بر چرخه سلولی در رده سلولی سرطان پستان ‌‌SkBr3‌‌ بررسی شد.
مواد و روش‏ها: در این پژوهش، عصاره هیدروالکلی گیاه درمنه استخراج شد و سلول‏های SkBr3  با غلظتهای مختلف عصاره (1، 10، 100و 1000 میکروگرم بر میلی‏لیتر) به‏مدت 24 و 48 ساعت تیمار شدند. سپس توسط روش TTM و دستگاه فلوسایتومتری، به‏ترتیب اثر ضدسرطانی و تاثیر عصاره بر چرخه سلولی ‌مورد سنجش قرارگرفت.
نتایج: براساس داده‏های به‏دست آمده از تست MTT بیش‏ترین سمیت عصاره برای سلول‏ها تعیین شد. میزان IC50 مربوط به عصاره هیدروالکلی در 24 و 48 ساعت به‏ترتیب برابر با 150 و 50 میکروگرم بر میلی‏لیتر اندازه‏گیری شد. از طرف‏دیگر، نتایج حاصل از دستگاه فلوسایتومتری نشان داد این عصاره قابلیت توقف چرخه سلولی در گروه‏های تیمار 24 و‌‌ 48 ساعت را نیز دارد.
نتیجه‏گیری: عصاره هیدروالکلی گیاه درمنه دارای خاصیت ضدسرطانی علیه سلول‏های رده سلولی SkBr3 می‏باشد.
 

بررسی اثرات سمیت و مهار متاستازی نانوذرات‌ اکسید سریم در دو رده‌ی ‌سلولی سرطان‌پستان MCF-7 و T47D

دوره 9، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 150-158

https://doi.org/10.52547/JCT.9.2.150

شیوا زمانی، فهیمه باغبانی آرانی، سیدعطا اله سادات شاندیز

چکیده هدف: در تحقیق حاضر، به مطالعه اثرات ضد متاستاتیک و کشندگی  نانو ذرات اکسید سریم  در دو رده‌ی سلولی سرطان پستان MCF-7 و T47D پرداخته شده است.
مواد و روشها: رده‌های سلولی ­سرطان پستان MCF-7، T47D و سلول نرمال HEK293 تحت تیمار با غلظت‌های 5/6 میلی‫گرم، 65 و 650 میکروگرم، 65 و 650 نانوگرم، نانو ذرات اکسید سریم قرار گرفتند و آنالیز MTT برای بررسی سمیت نانو ذرات انجام شد. سپس میزان بیان ژن‏های NM23 و KAI-1 با روش Real time PCR اندازه‏گیری شد.
نتایج: غلظت 650 میکروگرم و 5/6 میلی‫گرم از CNP به‫ترتیب باعث مرگ­ تقریبا 60 درصد از سلول‌های MCF-7 و T47D شد. همچنین در تیمار سلول­های نرمال با غلظت 5/6 میلی‫گرم CNP کاهش بقای 25درصدی مشاهده شد. نتایج آنالیز بیان ژن نیز نشان داد دو ژن سرکوبگر توموری NM23 و KAI-1 تحت اثر CNP دچار افزایش بیان  نمی‫شوند.
نتیجه­گیری: بر طبق نتایج این تحقیق، نانو ذرات اکسیدسریم دارای اثر سمیت بر سلول‏های سرطان پستان می باشد. هر چند این تاثیر بسته به دوز و نوع رده سلولی متغیر می باشد. از طرفی بررسی بیان ژن­های ضد متاستازیی نشان داد که این نانوذره قادر به افزایش بیان این ژن­ها نیست و بنابراین در کنترل تهاجم سلولی بی تاثیر است و احتمالا اثر ضد سرطانی خود را از طریق القا مرگ سلولی اعمال می‫کند.
 

بررسی اثرسیتوتوکسیسیتی عصاره تام آبی و الکلی موسیر(Allium ascalonicum) بر رده سلولی 4T1 سرطان پستان موش و سلول‌های سرطان القاء شده توسط DMBA در موش صحرایی و مقایسه آن با داروهای شیمی درمانی تاکسول و کربوپلاتین

دوره 5، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 253-261

https://doi.org/10.52547/JCT.5.3.253

احمد همتا، سید محمد علی شریعت زاده، ملک سلیمانی، مریم تجلی اردکانی

چکیده هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر عصاره آبی و الکلی موسیر بر سلول‌های سرطان پستان و مقایسه آن با داروهای کربوپلاتین و تاکسول انجام شده است. مواد و روش‏ها: ابتدا عصاره آبی و الکلی موسیر و غلظت‌های متفاوت داروهای تاکسول و کربوپلاتین‏ تهیه شد. سپس با استفاده از روش‌های تریپان بلو و MTT، سیتوتوکسیسیتی آن‏ها در غلظت و زمان‌های مختلف بر روی سلول‌های سرطان پستان بررسی گردید و توسط رنگ‌آمیزی فلورسانت هوخست و پروپیدیوم یدید تغییرات مورفولوژیک و آپوپتوزیس در سلول‌ها بررسی شد. داده‌ها با روش آماری آنالیز واریانس یک طرفه تجزیه و تحلیل و تفاوت میانگین‌ها درسطح 05/0 p < معنی‌دار در نظر گرفته شد. نتایج: عصاره موسیر در دامنه غلظتی (01/0 تا 05/0 گرم بر لیتر) اثر مهارکنندگی بر روی سلول‌های سرطانی داشت و تاثیر عصاره الکلی بیشتر از عصاره آبی بود. همچنین تاثیر همزمان عصاره با کربوپلاتین، باعث افزایش سیتوتوکسیسیتی کربوپلاتین شده در حالی‏که ترکیب عصاره آبی و تاکسول، باعث کاهش سایتوتوکسیسیتی تاکسول شده است. نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که عصاره آبی و الکلی موسیر دارای اثر سیتوتوکسیسیتی بر  روی سلول‌های سرطان پستان موش صحرایی می‌باشد و ترکیب عصاره آبی و الکلی با کربوپلاتین و همچنین ترکیب عصاره الکلی با تاکسول باعث افزایش سیتوتوکسیسیتی این داروها می‏شود. بدین‏ترتیب این گیاه می‌تواند به‏عنوان یک گیاه دارویی بر علیه سرطان پستان موضوع تحقیقات  بیشتر قرار گیرد.

مدل سازی سرطان پستان با استفاده از مواد شیمیایی و بررسی تاثیر رادیوداروی P32 بر سلول‎های سرطان حاصل

دوره 3، زمستان 91، زمستان 1391، صفحه 345-350

https://doi.org/10.52547/JCT.3.4.345

چکیده هدف‎: توانایی داروی رادیواکتیو p 32 برای درمان و کنترل سرطان پستان و بررسی توزیع این رادیو دارو در موش‎های مبتلا مورد بررسی این مقاله می‎باشد.
مواد و روش‎ها: 10تا20 میلی‎گرم بر کیلوگرم وزن بدن از کارسینوژن DMBA به رت‎های نژاد SD تحت آزمایش خورانده شد. تومورهای به قطر 10 تا 15میلی‎متر برای آزمایش انتخاب شدند. رادیو دارو بر اساس الگوی تهیه شده به تومورهای به فاصله 3 و 5 و 7 روز تزریق گردید. در این فاصله توزیع رادیودارو در بدن موش، توسط دستگاه دتکتوریدورسدیم مورد ارزیابی قرار گرفت. پس از پایان دوره‏ی تیمار حیوان بیهوش و در شرایط استریل تومور را بطور کامل خارج و ودر فرمالین10 درصد قرار داده شد. برش‏هایی از تومورها با استفاده از دستگاه تیشو پروسسور مورد پردازش و تهیه قرار گرفتند. پس از مراحل پاساژ بافتی و برش‌گیری، نمونه ها از طریق رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین  مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: بررسی هیستولوژیک مقاطع تهیه شده از بافت‎های توموری موید این مطلب بود که پاتولوژی تومورهای القایی ایجاد شده توسط DMBA در موش‎های صحرائی مورد استفاده در این تحقیق، شباهت زیادی با تومورهای پستانی در انسان داشت. 5 روز بعد از تزریق رادیوفسفر مجاری و غدد تومورال توسط باقیمانده‎های سلول‎های اپی‎تلیال پوشانیده شده بود. بسیاری از سلول‎ها از غشای پایه جدا شده و به داخل حفره‎های غددی ریزش پیدا کرده بودند. سلول‎های باقیمانده دارای هسته کوچک  و کروماتینی متراکم و سیتوپلاسم نیز حالت فشرده و متراکم  داشت. مناطق اطراف محل تزریق دارو به شعاع حدود 7 تا 8 میلی‎متر تمامی سلول‎ها نکروزه شده و تشکیل حفره ای در داخل تومور داده بودند.
نتیجه گیری: این مشاهدات نفوذ و تاثیر بیشتر تشعشعات ساطع شده از فسفر 32 در بافت توموری را نشان می‏دهد و چنانچه نقاط تزریق با فاصله مناسب در تومور صورت گیرد توانایی نابودی تومور در زمان کوتاه تری را خواهد داشت.