بهترین منبع سلول اتولوگ برای بازسازی نقایص با اندازه بحرانی مفاصل زانو در گوسفند
دوره 14، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 353-372
https://doi.org/10.61186/JCT.14.4.353
فاطمه زارعی، راضیه شفقی، محمدمهدی دهقان، فرهاد مصطفایی، لیلا تقی یار، محمدرضا باغبان اسلامی نژاد
چکیده هدف: استئوآرتریت (OA) یک بیماری ناتوان کننده با بار روانی و اقتصادی است. امروزه استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمی (MSCs) بسیار مورد توجه است. لذا انتخاب منبع سلولی مناسب یکی از چالشهای درمان OA است. هدف از این مطالعه بازسازی ضایعه غضروفی ( اندازه بحرانی) در زانوی گوسفند با استفاده از سلولهای اتولوگ کندروسیت، MSCs حاصل از بافت مغز استخوان (Bm-MSCs)و MSCs مشتق از بافت چربی (Ad-MSCs) که در شرایط کاملا یکسان جداسازی و کشت شده است. مواد و روشها: در مطالعه حاضر از گوسفند نژاد Najdi 12 ماهه استفاده شد. کندروسیتها از انتهای دنده، Bm-MSC از مغز استخوان و Ad-MSCs از بافت چربی گوسفند جدا شدند. سپس سلولهای جدا شده در محیطهای کشت و شرایط دمای 37 درجه سانتیگراد یکسان کشت شدند. پس از بررسی هوییت MSCs و کندروسیتها، مقدار ۱۰۶×۵ سلول در هر میلیلیتر ژل کلاژن نوع I کاشته شد. سپس به ضایعه غضروف در زانوی گوسفند پیوند شد. دو ماه پس از پیوند، میزان ترمیم با روش ماکروسکوپی و رنگآمیزی بافتشناسی H&E و Safranin fast green/O بررسی شد. نتایج: هوییت سلولهای MSCs کندروسیت تایید شد. بر اساس مشاهدات در گروههای درمانی، آسیب توسط بافت غضروف شبه هیالین در مقایسه با گروههای کنترل (untreated) و sham پر شده است. همچنین، سطح بافت تشکیل شده در Bm-MSCs و کندروسیت صافتر از گروه Ad-MSCs بودp<0.05) *). غضروف هیالین Bm-MSCs واضحتر از گروه Ad-MSCs است. ولی تفاوت معنیداری نشان داده نشد. نتیجهگیری: نتایج نشان داد که سه منبع سلولی برای این منظور مناسب هستند. Ad-MSCs بهدلیل سهولت دسترسی توصیه میشوند.
تاثیر نسبتهای مختلف کندروسیت و سلولهای بنیادی مزانشیمی بر پتانسیل تمایز به غضروف در وزیکولهای خارج سلولی استخراج شده از همکشتی کندروسیت و سلولهای بنیادی مزانشیمی
دوره 13، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 268-284
https://doi.org/10.52547/JCT.13.4.268
مریم حسینزاده، سمانه حسینی، محمدرضا باغبان اسلامینژاد
چکیده هدف: عدم توانایی ترمیم خود بهخودی بافت غضروف بهدنبال ایجاد آسیب مفصلی، نیازمند یک رویکرد درمانی موثر است. اخیرا نقش وزیکولهای خارج سلولی (EV) در ارتباطات سلولی و ترمیم بافت از طریق تنظیم فرایندهای سلولی مورد توجه قرار گرفته است. هدف این مطالعه، مقایسه توانایی غضروفزایی EVهای مشتق از همکشتی کندروسیت/سلول بنیادی مزانشیمی با نسبتهای 1 به 2 و 1 به 4 در شرایط برونتنی است. مواد و روشها: در این راستا، سلولها جداسازی و مشخصهیابی شدند. محیطهای رویی سلولهای مورد نظر جمعآوری و EV با استفاده از دستگاه اولتراسانتریفیوژ استخراج شد. EVها از لحاظ اندازه، مورفولوژی و بیان مارکرهای سطحی بررسی شدند. توانایی تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمی به کندروسیت در حضور غلظتهای مختلف EVهای (۵۰، ۱۰۰ و۱۵۰ میکروگرمبرمیلیلیتر) در ۲۱ روز بررسی شد و بیان مارکرهای غضروفی با استفاده از qRT-PCR و مطالعات بافتی ارزیابی شد. نتایج: CHO/MSC-EV 1/2 و CHO/MSC-EV 1/4 کرویشکل و به ترتیب با اندازه ۱۵/۸ ±۶۶/۵۱ و ۰۳/۶ ±۱۱/۱۹ نانومتر بوده و مارکرهای سطحی ویژهی EVها شامل CD9 و CD81 در دو گروه بیان شد. افزایش بیان بالاتر مارکرهای ویژهی غضروفی بهویژه Col II وهمچنین ترشح آمینوگلیکان وپروتئوگلیکان در غلظتهای 100 و150 میکروگرم بر میلیلیتر CHO/MSC-EV 1/2 نسبت به CHO/MSC-EV 1/4مشاهده شد. نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه پتانسیل تمایز به غضروف EVها را بهویژه در وزیکولهای مشتق از CHO/MSC-EV 1/2 نشان داد. استفاده از EVها که توانایی غضروفزایی بالا دارند، بهدلیل عدم ایمنیزایی و خطر تومورزایی میتواند در ترمیم بافت غضروف، موفقیتآمیز باشد.
بررسی رشد سلول های کندروسیت گاو بر روی داربست نانوالیاف الکتروریسی شده فیبروئین ابریشم/ کیتوزان
دوره 9، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 139-149
https://doi.org/10.52547/JCT.9.2.139
آزاده جعفرزاده، خسرو حسینی پژوه، مهران کیانی راد
چکیده هدف: هدف این مطالعه بررسی اتصال و رشد سلولهای غضروفی گاو بر روی داربست نانوالیاف فیبروئین ابریشم و کیتوزان طراحی و ساخته شده توسط مولفین جهت استفاده در مهندسی بافت غضروف مفصلی بود.
مواد و روشها: سلولهای کندروسیت جداشده از غضروف 3 گوساله به داربست مذکور منتقل شده و برای 30 روز کشت داده شدند. چسبنگی و میزان رشد سلولها با تصویر برداری میکروسکوپ الکترونی و روشهای رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین و DAPI ارزیابی و غضروف زایی با رنگآمیزی تری کروم ماسون جهت ارزیابی تولید کلاژن و رنگآمیزی سافرانین اُ جهت ارزیابی تولید پروتئوگلیگانها و تعیین مقدار گلیکوزآمینوگلیکان سولفاته توسط دی متیل متیلن بلو بررسی شد.
نتایج: نتایج نشان دادند که سلولهای کندروسیت بهخوبی بر روی داربست متصل شده و تکثیر یافته بودند. تعداد سلولهای کشت داده شده پس از یک ماه 4 تا 5 برابر شده بودند. همچنین برسی تولید کلاژن، پروتئوگلیکان وگلیکوزآمینوگلیکان نشان داد که بافت غضروفی بهخوبی برروی داربست تشکیل شده بود.
نتیجهگیری: داربست نانوالیاف کیتوزان/ فیبروئین ابریشم میتواند بهعنوان کاندید مناسبی برای داربستهای مهندسی بافت باشد، هم بهلحاظ ایجاد دمینهایی برای اتصال سلولی بهخاطر ماهیت پروتئینی (فیبروئین ابریشم) و پلی ساکاریدی (کیتوزان) آن و هم به لحاظ قطر نانوالیاف که نزدیک به قطر پروتئینهای ماتریکس خارج سلولی بافت است.
