فصلنامه
کلیدواژه‌ها = بیان ژن
بیوشیمی

کورکومین تمایز استئوژنیک مختل‌شده توسط DEHP را در سلول‌های بنیادی مزانشیم رت بازسازی می‌کند

دوره 16، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 369-388

https://doi.org/10.66224/JCT.16.4.369

محمدحسین آبنوسی، محجوبه لک

چکیده هدف: دی-2-اتیلهگزیل فتالات (DEHP) به‌عنوان نرم‌کننده در محصولات PVC پزشکی استفاده می‌شود و به‌دلیل عدم اتصال کووالانسی، در فرایند درمان جدا شده و موجب آلودگی مغز استخوان می‌شود. مطالعات نشان داده‌اند که DEHP با القای استرس اکسیداتیو، تمایز استئوژنیک سلول‌های بنیادی مزانشیمی (BMSCs) را مهار می‌کند. در این پژوهش، نقش آنتی‌اکسیدانتی کورکومین (Cur) در کاهش آسیب‌های DEHP بررسی شده است. مواد و روش‌ها: سلول‌ها BMSC از رت ویستار استخراج و پس از پاساژ سوم، به‌مدت ۲۱ روز در محیط استئوژنیک با DEHP (100 μM)، کورکومین (0.1 μM) و ترکیب همزمان آنها تیمار شدند. توانائی زیستی و تمایز استئوژنیک با آزمون‌های آلیزارین رد، کلسیم ماتریکس و آلکالین فسفاتاز ارزیابی شد. استرس اکسیداتیو با اندازه‌گیری MDA، فعالیت CAT و SOD و سطح TAC بررسی گردید. همچنین بیان ژن‌های استئوژنیک از طریق RT-PCR برای ژن‌های SMAD1، BMP2، BMP7، RUNX2، COL-1، ALP، OC و GAPDH انجام شد. نتایج: DEHP موجب کاهش شدید توانائی زیستی و تمایز استئوژنیک BMSCs شد (p<0.0001)، در حالیکه کورکومین در تیمار همزمان این اثرات را به‌طور معنی‌دار جبران نمود، به‌طوری‌که ماتریکس استخوانی، غلظت کلسیم و فعالیت آلکالین فسفاتاز به سطح کنترل رسید. همچنین بیان همه ژن‌های دخیل در تمایز استئوژنیک افزایش یافت و Cur موجب کاهش MDA (p<0.05) و افزایش فعالیت CAT، SOD و TAC شد، و توانست اثرات استرس اکسیداتیو ناشی از DEHP را خنثی کند. نتیجه‌گیری: کورکومین با مهار استرس اکسیداتیو توانست اثرات مهاری DEHP بر تمایز استئوژنیک BMSCs را جبران نماید. لذا پیشنهاد می‌شود درصورت مواجهه با DEHP در طی درمان دراز مدت از کورکومین استفاده شود.

مطالعه مولکولی اثر تیمار همزمان تیموکوئینون و کلرید ‌کبالت (II) بر بیان برخی ژن‌های دخیل در خودنوزایی، تکثیر، مهاجرت و متیلاسیون DNA در رده‌ی سلولی‌ MCF7 سرطان سینه و رده‌ی سلولی فیبروبلاستی طبیعی HDF

دوره 13، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 200-214

https://doi.org/10.52547/JCT/13.3.200

نکیسا قمری، مهران رادک، سجاد سی‌سخت‌نژاد

چکیده هدف: امروزه توجه زیادی به اثرات عوامل طبیعی بر فرآیندهای فیزیولوژیک و پاتولوژیک در بدن انسان می‌شود. در این ارتباط، کمبود اکسیژن (هایپوکسی) یکی از فاکتورهای زیستی حیاتی دخیل در انواع فرآیندهای فیزیولوژیک مانند ترمیم زخم و نیز فرآیندهای پاتولوژیک مانند سرطان است. همچنین، امروزه یافتن ترکیبات طبیعی مؤثر بر رفتارها و عملکردهای سلول‌های بسیار مهم می‌باشد. تیموکوئینون یک ترکیب طبیعی مشتق شده از برخی گیاهان مانند سیاه دانه است. این ترکیب دارای اثرات بیوفارماکولوژیک بسیار زیادی، شامل اثرات ضد باکتری، ضد اکسیدانی، ضد التهاب، ضد دیابت، ضد پیری، ضد سرطان و غیره است. با توجه به خواص بیوفارماکولوژیک تیموکوئینون و اهمیت هایپوکسی به‫عنوان یک فاکتور مهم موثر بر فرآیندهای فیزیولوژیک و پاتولوژیک، این مطالعه به‫منظور بررسی اثر هم‌زمان تیموکوئینون و کلرید کبالت (II) بر سرطان سینه و ترمیم زخم از طریق ارزیابی بیان ژن‌های SOX2، CDK4،c-MET  و DNMT1 در یک رده­ سلولی سرطان سینه (MCF7) و یک رده سلولی فیبروبلاستی طبیعی (HDF) طراحی شد. مواد و روش‌ها: در مطالعه حاضر، پس از کشت رده‌های سلولی MCF7 و HDF، هر یک از سلول‌ها به دو گروه تقسیم شدند. گروه تیمار که به‫طور هم‫زمان با غلظت  ng/ml 500 از تیموکوئینون و Mμ 100 از کلرید کبالت (II) و گروه کنترل که صرفاً تحت تیمار با کلرید کبالت (II) به‫مدت 24 ساعت قرار گرفتند. پس از گذشت زمان انکوباسیون، استخراج RNA کل، تیمار DNase I، سنتز cDNA و در نهایت بررسی بیان ژن‌های هدف در سطح mRNA با روش Real-time PCR انجام شد. در این مطالعه برای تعیین میزان تغییرات بیان ژن‌ها، از روش آستانه‌ی نسبی و برای بررسی معنادار بودن تغییرات بیان زن‌ها در نمونه های تیمار نسبت به کنترل، از نرم‌افزار SPSS و روش آماری Student’s t-test استفاده شد. نتایج: نتایج نشان داد که تیمار هم‌زمان سلول‌های MCF7 با تیموکوئینون و کلرید کبالت (II) باعث کاهش معنی‌دار (P < 0.05) بیان ژن‌های CDK4، c-MET  و  DNMT1به ترتیب در حدود 35/4، 89/1 و 08/2 برابر، نسبت به گروه کنترل می‌شود. با این حال، تیمار سلول‌های MCF7 باعث افزایش محدود بیان SOX2 در حدود 14/1 برابر شد، که با توجه به سطح معناداری بزرگتر مساوی 5/1، کاهش بیان آن معنادار نبود. همچنین، تیمار هم‫زمان سلول‌های HDF  با تیموکوئینون و کلرید کبالت (II) باعث افزایش معنی‌دار بیان ژن c-MET در حدود 86/1 شد. به‌علاوه، تیمار سلول‌های HDF باعث افزایش محدود بیان CDK4 در حدود 26/1 برابر شد، که با توجه به سطح معناداری بزرگتر مساوی 5/1، کاهش بیان آن معنادار نبود. همچنین، بیان ژن‌های SOX2 و DNMT1 در مقایسه گروه تیمار نسبت به گروه کنترل به ترتیب در حدود 28/1 و 32/1 برابر کاهش بیان داشته است که با توجه به سطح معناداری بزرگتر مساوی 5/1، کاهش بیان هیچ‌کدام معنادار نبوده است. نتیجه‌گیری: در مجموع می­توان نتیجه گرفت که تیموکوئینون تحت شرایط هایپوکسی ناشی از کلرید کبالت (II) از طریق مهار بیان ژن‌های دخیل تکثیر و مهاجرت ممکن است باعث مهار سرطان سینه شود. همچنین، با توجه به نقش مهم فیبروبلاست‌ها در فرآیند ترمیم زخم، تیموکوئینون ممکن است تحت شرایط هایپوکسی از طریق افزایش پتانسیل مهاجرت سلول‌های فیبروبلاستی به ترمیم زخم کمک نمایید.

اندازه‌گیری فعالیت و بیان ژن برخی از آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانت وصفات کیفی میوه‌های پرتقال تحت تیمارهای پوششی

دوره 10، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 226-242

https://doi.org/10.52547/JCT.10.4.226

طیبه باران ‏زهی، جلال غلام‏ نژاد، مریم دهستانی، اعظم جعفری، فاطمه ناصری‏ نصب

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تاثیر عصاره آبی و  اتانولی گیاهان دارویی شامل چریش، میخک، آویشن و اسطوخودوس بر روی افزایش عمر انبارمانی پرتقال به‏وسیله کاهش اکسیژن­های فعال و متعاقب آن کاهش فعالیت آنزیم­های آنتی­اکسیدانت است.
مواد و روش‏ها: در این پژوهش ابتدا از چریش، میخک، آویشن و اسطوخودوس با استفاده از حلال­های آبی و اتانولی عصاره­گیری شد، سپس میوه‏های پرتقال با غلظت‏های مختلف عصاره­های گیاهی مذکور شامل 1000×2، 1000×4 و 1000×6، و همچنین کیتوزان و واکس، تیمار شدند. بعد از اعمال تیمار، میوه‏ها در سردخانه با دمای 7 درجه سانتی­گراد و رطوبت 80 تا 90 درصد نگه‏داری شدند. میوه­ها در ابتدای آزمایش و سپس هر بیست روز یک­بار از انبار خارج و فعالیت آنزیم­های کاتالاز و پراکسیداز و همچنین میزان بیان ژن این دو آنزیم در میوه­ها اندازه‏گیری شدند. در بخش دیگری از این مطالعه آزمون پنل انجام گرفت
نتایج: براساس نتایج، فعالیت هر دو آنزیم کاتالاز و پراکسیداز تحت تاثیر عصاره‏های گیاهی قرار گرفتند. در روز صدم، میوه­های تیمار شده با عصاره اسطوخودوس اتانولی با غلظت 1000×6 دارای کمترین میزان فعالیت آنزیم کاتالاز با مقدار 13/2، و کمترین میزان فعالیت آنزیم پراکسیداز مربوط به میوه‏های تیمار شده با غلطت 1000×6 عصاره آبی اسطوخودوس، به‏میزان 54/1 بودند. عصاره­های آبی و الکلی اسطوخودوس برروی میزان بیان هر دو ژن کاتالاز و پراکسیداز تاثیر داشتند به‏نحوی که کمترین میزان بیان ژن آنزیم­های کاتالاز و پراکسیداز در روز صدم، مربوط به تیمار 1000×6 عصاره اتانولی اسطوخودوس به‏ترتیب با مقادیر 66/6 و 28/5 بود.
نتیجه‏گیری: با توجه به نتایج این تحقیق مشخص شد که به‏طورکلی عصاره گیاهانچریش، میخک، آویشن و اسطوخودوس تاثیر بر روی فیزیولوژی میوه پرتقال داشته و با کاهش فعالیت فیزیولوژیکی باعث کاهش میزان فعالیت آنزیم­ها و همچنین بیان ژن­های متناظر آن­ها می­شوند.

بررسی تاثیر نانوذره و بالک اکسید روی بر بیان ژن‌های پراکسیداز و دلتا 1-پرولین-5-کربوکسیلات سنتتاز و فعالیت آنزیم پراکسیداز و محتوای پرولین در گیاه‫چه‌های ازمک

دوره 10، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 118-132

https://doi.org/10.52547/JCT.10.2.118

علی ریاحی مدوار، مهشید قاضی‫زاده احسایی، فرشته جدید بنیاد، احسان نصیری‌فر

چکیده هدف: ارزیابی تاثیر نانوذره اکسید روی در مقایسه با اثرات فرم بالک آن بر فعالیت آنزیم پراکسیداز، بیان ژن­ پراکسیداز، محتوای پرولین و بیان ژن آنزیم 1-پرولین-5-کربوکسیلات سنتتاز (P5CS) در گیاهچه­های ازمک.
مواد و روش‏ها: گیاه­چه­های ازمک با سه تکرار مستقل و در قالب طرح کاملاً تصادفی بمدت 7 روز در حضور غلظت‌های مختلف این ذرات رشد کردند، سپس پارامترهای مذکور اندازه­گیری شدند.
نتایج: درحالی‏که فعالیت آنزیم پراکسیداز در تیمار با ذرات نانو و بالک به‫ترتیب در حضور غلظت­های بالاتر از 50 و 100 میلی‫گرم بر لیتر نسبت به نمونه شاهد به‏طور معنی­داری افزایش نشان داد، بیان ژن پراکسیداز در آن‏ها مشابه نمونه شاهد بود. از طرف دیگر، محتوای پرولین گیاهچه‌های تیمار شده، هماهنگ با افزایش غلظت نانو­ذره در محیط در مقایسه با نمونه شاهد به‏طورمعنی­داری افزایش یافت، درحالی‏که تفاوت معنی‏داری در بیان ژن P5CS در تیمارهای مختلف نسبت به نمونه شاهد مشاهده نشد. در گیاهچه‫های تیمار شده با فرم بالک، محتوای این اسید­آمینه تا غلظت 100 میلی‏گرم بر لیتر به‏طور معنی­داری افزایش و در غلظت‏های بالاتر از 250 میلی‏گرم بر لیتر به‏صورت معنی­داری نسبت به نمونه شاهد کاهش نشان داد. بیان ژن P5CS درگیاهچه‫­های تیمار شده با فرم بالک نیز تا غلظت 500 میلی‏گرم بر لیتر مشابه نمونه شاهد بود و در حضور بالاترین غلظت این ذره به‏صورت معنی­داری کاهش نشان داد.
نتیجه گیری: از مجموع نتایج چنین به‏نظر می­رسد که نانوذره اکسید روی نسبت به فرم بالک تاثیر کمتری بر پارامترهای ذکر شده داشته است که احتمالا به‏دلیل آزاد شدن کمتر یون روی تحت این شرایط باشد.

بررسی فعالیت آنزیم های پراکسیداز و کاتالاز و میزان بیان ژن‌های رمزکنندۀ آنها در میوۀ سیب تحت تنش بیمارگر Penicillium expansum و عصارۀ پوست سبز گردو

دوره 9، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 159-175

https://doi.org/10.52547/JCT.9.2.159

اسماعیل زنگویی، عیدی بازگیر، جلال غلام‌نژاد، مصطفی درویش‌نیا

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تاثیر عصاره پوست سبزگردو بر روی کاهش علایم بیماری کپک آبی سیب، تغییرات میزان فعالیت آنزیمهای دفاعی شامل پراکسیداز و کاتالاز و همچنین تغییرات میزان بیان ژن این دو آنزیم در میوه سیب بود.
مواد و روش­ها: در این پژوهش ابتدا از پوست سبزگردو عصاره­گیری شد، سپس این عصاره­های گیاهی جهت کنترل بیماری کپک آبی سیب با عامل Penicillium expansum، در آزمایشگاه و در انبار 4 درجه سانتی­گراد استفاده شدند. تاثیر عصاره آبی پوست سبز گردو بر میزان فعالیت و همچنین بیان ژن­های دو آنزیم پراکسیداز و کاتالاز در میوه سیب، نیزمورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج:بر اساس نتایج، در مورد آزمون اختلاط عصاره با محیط کشت و نیز عصاره­های آبی و متانولی پوست سبز گردو در غلظت 1000×6 با میزان 41/86 و 84/75 درصد ممانعت از رشد قارچ بیمارگر بهترتیب، نسبت به شاهد، بهترینکنترل­کنندگی را نشان داد. در آزمون انبار 4 درجه سانتی­گراد سطح لکه ایجاد شده در تیمار عصارههای آبی و متانولی با غلظت 1000×6 بهمیزان 50/94 و 69/81 درصد، بهترتیب، نسبت به تیمار شاهد کاهش یافت. فعالیت آنزیمهای پراکسیداز و کاتالاز در روز نهم به بیشترین مقدار خود در بین روزهای نمونه­برداری رسید. بررسی بیان ژنهای پراکسیداز و کاتالاز بهروش Real-time PCR نشان داد که بهترتیب 60/227 و 08/314 برابر میزان بیان دو ژن و در تیمار عصاره پوست گردو بههمراه بیمارگر، نسبتبهشاهد و در روز نهم،افزایش نشان داد.
نتیجه­گیری: با توجه به نتایج این تحقیق مشخص شد که عصاره پوست سبز گردو علاوه بر اثر مستقیم قارچکشی قادر به القا بیان ژن­های دفاعی و بهدنبال آن افزایش فعالیت آنزیمهای دفاعی در میوه سیب است.
 

بررسی تاثیر نانوذرات روی و کبالت بر بیان ژن‌های STR، DAT و D4H درسوسپانسیون سلولی گیاه پروانش (Catharanthus roseus)

دوره 7، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 355-364

https://doi.org/10.52547/JCT.7.4.355

زهرا رضائی، رامین حسینی، بهور اصغری

چکیده هدف: هدف از این پژوهش بررسی اثر دو نانو ذره به عنوان الیسیتور بر بیان سه ژن کلیدی این مسیر بود.
مواد و روش­ها:. به این منظور از غلظت­های 5/0، 75/0 و 1 میلی­گرم در لیتر نانو­اکسیدکبالت و نانواکسید روی استفاده و در زمان­های 8، 24و 48 ساعت پس از تیمار، نمونه­برداری انجام شد.
نتایج: بررسی بیان ژن­ها به روش SQ-RT-PCR انجام شد. به طورکلی، هر دو الیسیتور مورد استفاده بر بیان ژن­ها تاثیر داشتند. تاثیر نانواکسید روی بر بیان ژن­ها بیشتر از نانواکسید کبالت بود. در مورد ژن STR و D4H بیشترین افزایش بیان مربوط به غلظت 5/0 میلی­گرم در لیتر و برای ژن DAT غلظت 1 میلی­گرم در لیتر نانواکسید روی در بازه زمانی 8 ساعت بود. نانواکسید کبالت در اکثر غلظت­ها و بازه­های زمانی مورد استفاده باعث کاهش بیان ژن­های مورد بررسی شد.
نتیجه گیری: هر دو نانو ذره نانو اکسید کبالت و روی توانستند بر بیان ژنهای کلیدی مسیر وین بلاستین و وین کریستین تاثیر بگذارند.

مطالعه بیان ژن‏های کلیدی در بیوسنتز مونوترپن‏ها در بافت‏های مختلف و در پاسخ به الیسیتورهای غیرزیستی در گیاه دارویی مرزه تابستانه (hortensis Satureja)

دوره 7، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 275-291

https://doi.org/10.52547/JCT.7.3.275

سارا قبادی، اسعد معروفی، محمد مجدی

چکیده هدف: هدف از این تحقیق بررسی بیان ژن‏های کلیدی 1-دی‌اکسی دی‌زایلولز-5-فسفات ردوکتوایزومراز (DXR) و گاماترپینن‌سنتاز (GTS) در مسیر بیوسنتز تیمول و کارواکرول در گیاه مرزه تابستانه (Satureja hortensis) یکی از گیاهان دارویی مهم متعلق به خانواده نعناعیان و از منابع مهم ترکیبات فوق بود.
مواد و روشها:  تیمار گیاهان با اسیدسالیسیلیک، متیل جاسمونات و  اشعه UV-B انجام گرفت. RNA  از گیاهان شاهد و تحت تیمار استخراج شد و سپس cDNA سنتز شد. آغازگر‏ها جهت جداسازی و بیان ژنهای DXR و GTS طراحی شدند. بیان ژن‏های مورد مطالعه به‏روش RT-PCR نیمه کمی بررسی شد.
نتایج: قطعاتی از ژن‏های GTS و DXR توالی یابی شدند. نتایج بررسی بیان ژن در سطح رونوشت نشان داد که هر دو ژن DXR و GTS در بافت‏های مختلف (ریشه، ساقه، برگ و گل آذین) دارای بیان‏های متفاوتی هستند و در بافت‏های هوایی به‏ویژه گل آذین و برگ دارای بیان بیشتری می‏باشند. همچنین بیان این ژن‏ها تحت تاثیر الیسیتورهای غیر زیستی شامل اسید سالیسیلیک‏، متیل جاسمونات و اشعه UV-B تغییرات چشم‏گیری نشان می‏دهد.
نتیجهگیری:  تحت شرایط کنترل شده با به‏کارگیری الیسیتورهای غیر زیستی شامل اسید سالیسیلیک‏، متیل جاسمونات و اشعه UV-B می‏توان بیان ژ‏ن‏های DXR و GTS را بالا برده و احتمالا تولید متابولیت ثانویه تیمول و کارواکرول را افزایش داد.
 

تاثیر سیلیکون بر میزان بیان ژن پراکسیداز و صفات ریخت‌شناسی گیاه جو تحت تنش خشکی

دوره 6، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 451-460

https://doi.org/10.52547/JCT.6.4.451

رحیم حداد، صبا مخلصیان

چکیده هدف: هدف از این پژوهش بررسی تاثیر سیلیکون بر شدت بیان ژن پراکسیداز و برخی صفات ریخت‌ شناسی آن در دو لاین مقاوم و حساس گیاه جو تحت تنش خشکی بود. مواد و روش‌ها: میزان پروتئین محلول کل، رنگدانه‌های فتوسنتزی، RNA کل از برگ‌های تیمارهای مختلف استخراج شد. ژن  هدف پس از ساخت cDNA با استفاده از RT-PCR به‌صورت نیمه‌کمی بررسی شد. همچنین مقدار فعالیت آنزیم پراکسیداز  با روش Chance و پرولین نیز با روش Bates تحت تنش خشکی مورد ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور، آزمایشی به‏صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تیمار شاهد، خشکی و سیلیکون –خشکی (2میلی‌مولار سیلیکات‌سدیم/ کیلوگرم خاک) با سه تکرار در گلخانه اجرا شد. نتایج: کاربرد سیلیکون در هر دو لاین، میزان پروتئین محلول کل و رنگدانه‌های فتوسنتزی را تحت شرایط تنش خشکی افزایش داد.  آنالیز نیمه‌کمی RT-PCR اختلاف معنی‌داری را بین تیمارها نشان داد. بیشترین میزان بیان ژن پراکسیداز در تیمار سیلیکون-خشکی مشاهده شد. افزایش فعالیت آنزیم‌های ضد‌اکسنده و بررسی الگوی باندی این آنزیم‌ها بر روی ژل آکریل‌آمید نشان داد که شدت باندها در تیمار سیلیکون بیشتر بود. میزان پرولین در شرایط تنش در مقایسه با تیمار شاهد افزایش یافت و با کاربرد سیلیکون افزایش بیشتری مشاهده شد. نتیجه‌گیری: سیلیکون به تاثیر کاهش خسارت اکسیداتیو ناشی از گونه‌های فعال اکسیژن کمک می‌کند و با افزایش در فعالیت آنزیم‌های ضداکسنده، موجب حفاظت گیاه در برابر تنش‌های محیطی می‌شود.

بررسی بیان مارکر سلولهای بنیادی SALL4 در مزنسفالن طی‌تکوین‌جنین جوجه

دوره 6، شماره 1، بهار 1394، صفحه 1-7

https://doi.org/10.52547/JCT.6.1.1

ملیحه بهادری، سعیده ظفر بالانژاد، محمد مهدی فرقانی فرد

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی کمی بیان mRNA ژنSALL4  در مزنسفالن طی مراحل رشد و نمو جنینی جوجه است .  مواد و روش‏ها : در این پژوهش تجربی از تخم مرغ‏های نطفه دار انکوبه شده در حرارت37 تا 5/37 درجه سانتی‏گراد و رطوبت 60 تا 65 درصد  استفاده شد. پس از شروع رشد و نمو جنینی قسمتی از بافت پروزنسفالن مغز به‏طور روزانه از تخم مرغ‏ها جمع آوری گردید، از بافت تفکیک شده Total RNA استخراج و سنتز cDNA انجام شد. cDNA سنتز شده به‏عنوان الگو برای بررسی کمی بیان SALL4 mRNA ؛ به‏روش Real Time PCR مورد استفاده قرار گرفت. نتایج: نتایج حاصل از Real-time PCR رونوشت‌هایSALL4  در بافت مزونسفالون مغز در طی ‌تکوین جوجه نشان می‌‌دهد‌ که ‌بیان‌ ژنSALL4  در طول رشد و نمو جنین‌ در مزنسفالن متغیر است، درحالی‏که‌ بیان mRNA  ژن SALL4 در طول رشد و نمو جنینی بررسی‌شد، بیشترین تعداد نسخه‌هایmRNA ژنSALL4 از لحاظ کمی‌ در نوزدهمین روز جنینی یافت شد. نتیجه گیری: در بررسی سطح بیانmRNA  ژنSALL4 طی مراحل مختلف رشد و نمو جنینی جوجه، از روی شواهد می‏توان پیش‏بینی نمود که احتمالا ارتباطی بین بیانSALL4  درمراکزعصبی مزنسفالن مغز و تکامل اندام‏هایی بینایی وجود داشته باشد.