اثر پیشبرنده آپوپتوزیس آگرینبی (Augerin B) در رده سلولی سرطان کولورکتال HT29
دوره 16، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 185-199
https://doi.org/10.61882/JCT.16.2.185
الهه امینی، ابوالفضل شاکری، آذر شیخ الاسلامی
چکیده هدف: در سالهای اخیر فراوردههای طبیعی اثرات ضد سرطان ارزشمندی ارائه کردهاند. جهت درک مکانیسم مولکولی اثر آگرینبی (Aguerin B) در سرطان کولورکتال، هدف این پژوهش بررسی نوع مرگ سلولی القا شده توسط آگرینبی و بیان فاکتور سرکوبگر تومور p53 در سلولهای سرطان کلورکتال HT29 است. مواد و روشها: سلولهای سرطان کلورکتال در محیط کشت DMEM غنی شده با 10 درصد سرم جنین گاوی و 1 درصد آنتی بیوتیک پنی سیلین-استرپتومایسین درون پلیت 96 خانه کشت شد. پس از گذشت 24 ساعت، سلولها توسط آگرینبی (غلظتهای 1 تا 8 میکروگرم بر میلیلیتر) بهمدت 24 و 48 ساعت تیمار شدند. آزمون MTT جهت ارزیابی بقای سلولها، رنگآمیزی اکریدین-اورنج-پروپودیوم-یداید، کیت کاسپاز 3، 9 و کیت DCF-DA جهت تعیین نوع مرگ سلولی القا شده توسط آگرینبی و از qRT-PCR جهت ارزیابی بیان p53 در سطح رونویسی استفاده شد. نتایج: یافتهها نشان داد آگرینبی بهصورت وابسته به دوز و زمان موجب القای اثرات سیتوتوکسیک در سلولهای سرطان کولورکتال میشود. غلظت 6/4 میکروگرم بر میلیلیتر بهعنوان غلظت میانه مهاری (IC50) مشخص شد. رنگ آمیزی اکریدین-اورنج-پروپودیوم-یداید نشاندهنده القای آپوپتوزیس تحت تیمار با غلظت میانه مهاری آگرینبی بود. افزایش فعالیت کاسپاز 3 و 9 و افزایش میزان ROS، نشاندهنده القای آپوپتوزیس از طریق مسیر میتوکندری تحت تیمار با آگرینبی بود. بهعلاوه، افزایش بیان p53 نشاندهنده اثر سرکوبگر تومور تحت تیمار با آگرینبی بود. نتیجهگیری: با توجه به اعمال سمیت موثر و اثر القاکننده آپوپتوزیس، آگرینبی بهعنوان یک ترکیب موثر در مهار سلولهای سرطان کولورکتال انسانی HT29 در مطالعات پیش بالینی و بالینی پیشنهاد میشود.
تنظیم رفتار سلولهای MCF7با تیمار محیط کاندیشنال سلولهای بنیادی چربی انسانی
دوره 9، شماره 1، بهار 1397، صفحه 12-24
https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.12
فاطمه متقی مریدانی، مریم حاجی قاسم کاشانی، محمد تقی قربانیان
چکیده هدف: در این مطالعه اثر ضد سرطانی CM بر سلولهای MCF7 در شرایط کشت آزمایشگاهی بررسی شد.
مواد و روشها: سلولهای بنیادی چربی از چربی ناحیه شکم خانمهای سزارینی بیمارستان ولایت دامغان و با کسب رضایت نامه استخراج شد. CM از کشت پاساژ چهارم hASCs در مدیوم فاقد سرم پس از 72 ساعت، تهیه شد. سلولهای MCF7 در معرض CM بهمدت 24 و 48 ساعت قرار گرفتند و سپس سرعت تکثیر و میزان بقای سلولها و همچنین بیان ژنهای آپوپتوتیک با روشهای MTT، شمارش سلولی (هموسایتومتر) وRT-PCR بررسی شد.
نتایج: سلولهایی که با CM بهمدت 24 و 48 ساعت تیمار شده بودند، کاهش معنیداری در سرعت تکثیر و میزان بقا در مقایسه با سلولهایی که در محیط حاوی سرم کشت داده شده بودند (کنترل)، نشان دادند. همچنین افزایش معنیداری در بیان ژن کاسپاز 3، در مقایسه با سلولهایی که در محیط حاوی سرم کشت داده شده بودند مشاهده شد. در حالیکه بیان ژن کاسپاز 9 فقط پس از 24 ساعت القا، افزایش معنیداری را نشان داد.
نتیجهگیری: محیط کاندیشنال از طریق فعال کردن کاسپازها، آپوپتوزیس را در سلولهای سرطانی MCF7 القا کرده، سرعت تکثیر و بقا را نیز کاهش داد. بنابراین محیط کاندیشنال بهعنوان مکمل میتواند بههمراه دیگر روشهای درمانی ضد سرطانی بهکار برده شود.
