فصلنامه
کلیدواژه‌ها = کالوس‌زایی
بیوتکنولوژی

تاثیر نانوذره اکسیدآهن و BAP در کشت بساک گیاه فلفل دلمه‌ای (Capsicum annuum L.)

دوره 17، شماره 1، بهار 1405، صفحه 73-88

https://doi.org/10.66224/JCT.17.1.73

مریم محمدی، رحیم حداد، قاسمعلی گروسی

چکیده هدف: هدف از انجام این مطالعه، بررسی غلظت‌های مختلف نانوذره اکسیدآهن و بنزیل آمینو پورین (BAP) در کشت بساک گیاه فلفل دلمه‌ای روی صفات درصد کالوس‌زایی، جنین‌زایی، باززایی و ریشه‌زایی است. مواد و روش‌ها: آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در شرایط کشت درون شیشه‌ای انجام شد. جوانه‌های گل در اندازه مناسب از گلخانه جمع آوری شده و پس از مراحل مختلف استریل، بساک‌ها در محیط کشت C حاوی 2 میلی‌گرم در لیتر نفتالین استیک اسید (NAA) ، غلظت‌های مختلف BAP (0، 1/0، 5/0 و 1 میلی‌گرم در لیتر) و غلظت‌های مختلف نانوذره اکسیدآهن (0، 1، 10 و 20 میلی‌گرم در لیتر) کشت گردیدند. نتایج: نتایج حاصل از تجزیه واریانس داده‌ها نشان داد که به کار بردن غلظت‌های مختلف نانوذره اکسیدآهن و BAP تاثیر معنی‌داری بر درصد جنین‌زایی، باززایی و ریشه‌زایی گیاه دارد. نتایج اثرات متقابل نشان داد که در بین غلظت‌های مختلف نانوذره اکسیدآهن و BAP بیشترین درصد جنین‌زایی (88/38 درصد) در تیمار 20 میلی‌گرم در لیتر نانوذره اکسیدآهن و صفر میلی‌گرم در لیتر BAP مشاهده شد. همچنین تیمار 20 میلی‌گرم در لیتر نانوذره اکسیدآهن و صفر میلی‌گرم در لیتر BAP دارای بیشترین درصد باززایی (33/33 درصد) بود. تعیین سطوح پلوئیدی از طریق شمارش کروموزومی بوسیله رنگ آمیزی سلول‌های نوک ریشه انجام گرفت که از 23 گیاه بدست آمده 21 عدد دیپلوئید و 2 عدد هاپلوئید بودند. نتیجه‌گیری: در کشت بساک فلفل دلمه‌ای، غلظت‌های مختلف نانوذره اکسیدآهن به همراه تنظیم کننده‌های رشد گیاهی در غلظت‌های مختلف تاثیر زیادی را در جنین‌زایی، باززایی و ریشه‌زایی نشان دادند.

کشت بساک ارقام خیار (Cucumis sativus L.) گلخانه‌ای جهت القای کالوس

دوره 15، شماره 1، بهار 1403، صفحه 45-57

https://doi.org/10.61186/JCT.15.1.45

فاطمه رشتبر آستمال، رحیم حداد، قاسمعلی گروسی

چکیده هدف: هدف این تحقیق، اثر مختلف تنظیم‌کننده‌های رشد گیاهی و همچنین محیط کشت MS روی صفات وزن کالوس، درصد کالوس‌زایی و جنین‌زایی در کشت بساک دو رقم خیار سینا و نگین (Cucumis sativus L.)، مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روش‌ها: آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. در آزمایش القای کالوس، فاکتورها شامل دو رقم خیار (سینا و نگین)، ترکیب غلظت‌های مختلف BAP (0، 7/0، 9/0و 1/1 میلی‌گرم در لیتر) و 2,4-D (0، 75/0، 1 و 25/1 میلی‌گرم در لیتر) بود.
نتایج: ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺣﺎﺻﻞ از ﮐﺸﺖ ﺑﺴﺎک و اﻟﻘﺎی ﮐﺎﻟﻮس ﻧﺸﺎن داد ﮐﻪ ﺗﻔﺎوت ﻣﻌﻨﯽداری بین دو ژﻧﻮﺗﯿﭗ وﺟﻮد دارد. بساک‌های کشت شده در محیط پایه MS و محیط‌های تهیه شده با غلظت‌های مختلف BAP پاسخی نشان ندادند و بعد از یک ماه از کشت از بین رفتند. بیشترین درصد کالوس‌زایی در هر دو رقم فاقد اختلاف معنی‌دار بودند. با بررسی اثر متقابل رقم، اکسین و سیتوکنین مشخص شد که بیشترین درصد کالوس‌زایی 100% در هر دو رقم در محیط‌ها با ترکیب BAP (7/0 و 9/0 میلی‌گرم در لیتر) با 2,4-D (75/0، 1 و25/1 میلی‌گرم در لیتر) و در رقم سینا BAP (1/1 میلی‌گرم در لیتر) با 2,4-D (75/0، 1 و25/1 میلی‌گرم در لیتر) بوده است. ولیکن کمترین درصد کالوس‌زایی در رقم نگین در حضور هورمون 2,4-D با غلظت 1 میلی‌گرم در لیتر با میانگین 333/33 درصد مشاهده شد. نتیجه‌گیری: به‌طور کلی استفاده از تنظیم‌کننده رشد  BAPو 2,4-D در محیط کشت  MSباعث القای کالوس در کشت بساک هر دو رقم خیار شد.

انتقال ژن به ذرت ( Zea mays L. ) با استفاده از آگروباکتریوم و مریستم رأسی ساقه

دوره 9، شماره 1، بهار 1397، صفحه 66-75

https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.66

خدیجه باقری، رؤیا تقی بیگلو، بهرام ملکی زنجانی

چکیده هدف: این تحقیق با هدف بررسی میزان کالوس‌زایی و باززایی ارقام مورد مطالعه ذرت و همچنین بررسی امکان انتقال ژن با استفاده از ریزنمونه جوانه کامل و مریستم راسی انجام شد.
مواد و روشها: دو نوع ریزنمونه جوانه کامل و مریستم‌ راسی ساقه 6 رقم ذرت، در محیط MS حاوی 2,4-D mg/l 5 کشت شدند. برای باززایی کالوس‌ها، از محیط MS حاوی Kinetin mg/l 1وBAP mg/l10 استفاده شد. با توجه به نتایج آزمایش کشت بافت، دو رقم SC703 و SC704 برای انتقال ژن انتخاب و تراریزش ریزنمونه‌ها با Agrobacterium tumefaciens سویه LBA4404 حاوی وکتور  pBI121انجام شد. برای بررسی تراریختگی نمونه‫ها از واکنش PCR و آزمون هیستوشیمیایی استفاده شد.
نتایج: کالوس‌ها در مدت 30 تا 40 روز ایجاد شدند و فراوانی القای کالوس در هر شش رقم و هر دو ریزنمونه، 100 درصد و بیشترین میزان باززایی (90 درصد) مربوط به ریزنمونه‌های مریستم راسی ساقه‌ی رقم SC 704 و جوانه کامل رقم SC 703 بود. نتایج PCR برای ژن NPTII و آزمون هیستوشیمیایی GUS نشان داد که انتقال ژن‌های مدنظر به کالوس‌ها صورت گرفته و ژن GUS نیز بیان می‌شود.
نتیجه گیری: نتایج، بهتر بودن رقم SC 704 را از نظر کالوس‌زایی، باززایی و انتقال ژن نشان داد.