اثر متیلجاسمونات و سالیسیلیکاسید بر فعالیت آنتیاکسیدانتی، ترکیبات فنلی و فلاونوئیدی در کشت سلولی سیاهدانه (Nigella sativa)
دوره 12، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 122-133
https://doi.org/10.52547/JCT.12.2.122
سحر ابراهیمزاده، فروغ سنجریان
چکیده هدف: هدف این مطالعه القای کالوس و تولید سوسپانسیون سلولی از گیاه دارویی شناخته شده سیاهدانه Nigella sativa)) و بهدنبال آن تاثیر الیسیتورهای سالیسیلیکاسید و متیلجاسمونات برروی مقدار و توان آنتی اکسیدانتهای آن بود.
مواد و روشها: از برگهای لپهای گیاه، کالوس تهیه شد. سپس استقرار کشت سوسپانسیون سلولی با استفاده از کالوس مناسب، انجام شد. سلولها تحت تیمار با الیسیتورهای سالیسیلیکاسید و متیلجاسمونات قرار گرفتند و محتوی فنل کل و کارتنوئیدها در آنها سنجش شد. توان آنتیاکسیدانتی باروش FRAP اندازهگیری شد.
نتایج: نتایج نشان داد که تیمارها تاثیر معنیداری بر وزنتر کالوس ندارند اما وزن خشک کالوس تیمارشده با سالیسیلیکاسید بهطور معنیداری کاهش مییابد. بیشترین مقدار محتوی فنل کل در کشت کالوس و سوسپانسیون سلولی در تیمار با سالیسیلیکاسید مشاهده شد. تیمار سوسپانسیون سلولی با هر دو الیسیتور باعث افزایش معنیدار مقدار فلاونوئیدها شد. توان آنتیاکسیدانتی سوسپانسیون سلولی نیز در تیمارها افزایش معنیداری یافت که این افزایش در تیمار متیلجاسمونات کمتر بود.
نتیجهگیری: باتوجه بهنتایج بهدست آمده بهنظر میرسد الیسیتور سالیسیلیکاسید در سوسپانسیون سلولی سیاهدانه باعث القای بیشتر پاسخ نسبت به الیسیتور متیلجاسمونات شده و در نتیجه باعث القای بیشتر خاصیت آنتیاکسیدانتی میشود.
افزایش تولید بتا-کاروتن و گلیسرول در کشت سلولی Dunaliella salina توسط امواج فراصوت
دوره 6، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 397-408
https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.397
رقیه مخبری، آیت ا... رضایی، علاءالدین کردناییج
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثر امواج فراصوت بر رشد و برخی شاخصهای فیزیولوژیکی در کشت جلبک تک سلولی Dunaliella salina بود. مواد و روشها: امواج فراصوت با فرکانس 40 کیلو هرتز و توان W/Cm35، به کشتهای سلولی در روز چهاردهم واکشت در قالب طرح کاملا تصادفی با 3 تکرار اعمال شد. مدت زمان تابش امواج فراصوت به سلولها 0، 5/2، 5 و 10 دقیقه بود. شاخصهای مورد اندازهگیری عبارت بود از: رشد سلولی، پروتئین کل، رنگیزههای فتوسنتزی، پتانسیل آنتیاکسیدانتی، میزان پراکسیداسیون لیپیدهای غشایی، مقدار ترکیبات فنلی، فلاونوئیدها، آنتوسیانینها، قندهای محلول، بتا-کاروتن و گلیسرول. نتایج: نتایج نشان داد که با افزایش مدت زمان تابش امواج فراصوت رشد سلولی و مقدار رنگیزههای فتوسنتزی کاهش یافت. در مقابل مقدار پروتئین کل، پتانسیل آنتیاکسیدانتی، پراکسیداسیون لیپیدهایغشایی، ترکیبات فنلی، فلاونوئیدها، آنتوسیانینها، بتا-کاروتن و گلیسرول افزایش یافت. بیشترین میزان بتا-کاروتن و گلیسرول بهعنوان متابولیتهای مهم در حالت تیمار 10 دقیقه تابش امواج فراصوت بهدست آمد که بهترتیب 3/12 و 5/13 میلیگرم در لیتر بود. نتیجهگیری: بهنظر میرسد امواج فراصوت با تحریک سلولها و القای پاسخهای دفاعی و متابولیت ثانوی، باعث افزایش مقدار بتا-کاروتن و گلیسرول در سلولها گردید.
بررسی ویژگیها و قابلیتهای سلولهای درمی کشت شده بستر چنگال موش در ایجاد برهمکنش با اپیدرم هتروتوپیک
دوره 6، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 409-420
https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.409
احمد قارزی
چکیده هدف: در این تحقیق ویژگیهای مورفولوژیکی، کشت سلولی، ایمونوشیمیایی و القایی سلولهای درمی چنگال موش صحرایی مورد مطالعه قرار گرفت. مواد و روشها: ابتدا انگشتان موش از محل آخرین مفصل منتهی به چنگال قطع و بخشهای قطع شده برای مطالعات بافت شناسی آماده شد. همچنین بافت درمی زیر صفحه چنگال استخراج و در شرایط in vitro کشت داده شد. سلولهای کشت شده در پاساژ 2 و 3 بهروی لامل متتقل و با آنتی بادی α-smooth muscle actin (ASMA) واکنش داده شدند. در نهایت سلولهای کشت شده با DiI رنگ شده و به نیمه-فولیکولهای ویبرسا و گوش پیوند زده شدند. نتایج: سلولهای درمی چنگال از نظر ویژگیهای ریختشناسی، کشت سلولی، بیان پروتئین ASMA با پاپیلای درمی فولیکول مو شباهت نشان دادند. این سلولها یک مورفولوژی دو قطبی و دوکی شکل را به نمایش گذاشتند که در یک ماتریکس خارج سلولی غنی از گلیکوزآمینوگلیکان قرار داشتند. اکثریت سلولهای کشت شده پروتئین ASMA را در سیتوپلاسم خود بیان کردند و این پروتئین با شدت بیشتری در پاهای تیغهای مشاهده شد. با وجود این، برخلاف سلولهای درمی فولیکول مو این سلولها قادر نبودند اپیدرم اکتوپیک را برای ایجاد یک زائده پوستی القا کنند. نتیجهگیری: قابلیت القایی که در سلولهای پاپیلای درمی فولیکول مو مشاهده شده است قابل تعمیم به سلولهای درمی سایر ضمائم پوستی از جمله سلولهای درمی چنگال نیست. از شواهد چنین استنباط میشود که عامل القا کننده موجود در سلولهای پاپیلای درمی فولیکول مو در سلولهای درمی چنگال بیان نمیشود.
اثر سمیت آلومینیوم بر القای آپوپتوزیس در کشت سوسپانسیون سلولی برنج (Oryza sativa) ارقام خزر و طارم
دوره 5، شماره 1، بهار 1393، صفحه 1-9
https://doi.org/10.52547/JCT.5.1.1
اعظم نعمت اللهی، مجید مهدیه، مجتبی یزدانی، محمدرضا امیرجانی
چکیده هدف: در این پژوهش اثر سمیت کلرید آلومینیوم (AlCl3) بر القا آپوپتوزیس درسوسپانسیون سلولی دو رقم برنج (Oryza sativa) خزر و طارم مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روشها: در این مطالعه سلولهای سوسپانسیون سلولی از دو رقم خزر و طارم به مدت 3 هفته در محیطMS Skoog) Murashig and) مایع کشت داده شدند. سپس سلولهای دو رقم با غلظتهای مختلف (0، 40، 80 و 120 میکرومولار) کلرید آلومینیوم به مدت 56 ساعت تیمار شدند. تغییرات بیوشیمیایی آپوپتوزیس DNA سلولها توسط الکتروفورز ژل و تست تانل و تغییرات ریخت شناسی آپوپتوزیس سلولها با رنگ آمیزی هوخست و پروپیدیوم یدید مورد مطالعه قرار گرفت.
نتایج: نتایج حاصل از الکتروفورز ژل و تست تانل، آسیب DNA و ایجاد قطعات 180 تا 200 جفت بازی را در دو رقم نشان دادند. همچنین نتایج حاصل از رنگ آمیزی هوخست و پروپیدیوم یدید تغییرات ریختشناسی سلولهاشامل متراکم شدن هستهها، تخریب غشا و چروکیدگی سیتوپلاسم را با افزایش غلظت بهویژه تحت غلظت 120 میکرومولار و در رقم طارم نشان دادند.
نتیجه گیری: سمیت AlCl3 باعث تخریب DNA و تغییرات ریختشناسی سلولها در دو رقم برنج بهویژه رقم طارم پس از 56 ساعت تیمار و با افزایش غلظت شد.
بررسی تولید آرتیمزینین در گیاه، کشت کالوس و کشت سوسپانسیون سلولی درمنه کوهی Artemisia aucheri Boiss
دوره 4، پاییز 92، پاییز 1392، صفحه 243-250
https://doi.org/10.52547/JCT.4.3.243
چکیده هدف: آرتمیزینین مهمترین متابولیت جنس Artemisia می باشد. بهدلیل اهمیت آرتمیزینین در درمان مالاریا، تولید آرتمیزینین در درمنه کوهی، کشت کالوس و کشت سوسپانسیون سلولی گیاه بررسی شد. همچنین توانایی تبدیلات بیوشیمیایی در جهت تولید آرتمیزینین در کشت سوسپانسیون گیاه ارزیابی شد.
مواد و روشها: با جمع آوری اندام هوایی گیاه و انتقال دانه رستها به محیط کشت جامد موراشیگ و اسکوگ (MS) کالوس بهدست آمد. کالوس های به محیط کشت مایع منتقل و سوسپانسیون سلولی حاصل شد. بررسی وجود آرتمیزینین در عصاره دی کلرومتانی اندام هوایی گیاه، کالوس و سوسپانسیون سلولی گیاه با روش TLC و GC انجام گرفت. کلسترول، بیزابولول و آرتمیزیاکتون بهعنوان پیشساز آرتمیزینین به سوسپانسیون افزوده و تولید آرتمیزینین با GC بررسی شد.
نتایج: محیط حاوی )Kinetin5/0( D,-4-2( 5/0)، NAA( 1) و محیط حاوی BA( 25/0) و NAA( 05/0) برای رشد کالوس مناسب بود. نور تاثیر مثبت بر رشد کالوس داشت. بر اساس نتایج TLCو GC تولید آرتیمیزنین در گیاه اثبات نشد ولی کالوس و سوسپانسیون سلولی، گیاه آرتمیزینین تولید کردند اما افزودن کلسترول، بیزابولول و آرتمیزیاکتون به سوسپانسیون سلولی درمنه کوهی بر تولید بیشتر آرتمیزینین تاثیر نداشت. بهنظر میرسد این ترکیبات پیشساز مناسبی برای تولید آرتمیزینین در گیاه درمنه کوهی نیست.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که میتوان با بهکارگیری روشهای نوین ترکیب ارزشمند آرتیمیزنین را در درمنه کوهی علیرغم عدم تولید آن در گیاه تهیه نمود.
افزایش تولید متابولیتهای ثانوی گیاهی با استفاده از الیسیتورهای زیستی
دوره 4، تابستان 92، تابستان 1392، صفحه 119-128
https://doi.org/10.52547/JCT.4.2.119
چکیده گیاهان گروه بزرگ و متنوعی از ترکیبات آلی بهنام متابولیتهای ثانوی را تولید میکنند که توسط انسان بهعنوان ترکیب دارویی مصرف میشوند. طبق برآوردهای صورت گرفته در سالهای اخیر، ارزش بازارهای جهانی داروهای گیاهی که شامل گیاهان دارویی و فرآوردههای آنهاست، همواره با رشد قابل توجهی رو به افزایش بوده است. با توجه به اینکه بخش اعظم بازار گیاهان دارویی دنیا، به تولید و عرضه متابولیتهای ثانوی مشتق از این گیاهان مربوط میشود، لذا متابولیتهای ثانوی گیاهی از ارزش اقتصادی و همچنین ارزش افزوده بسیار بالایی برخوردار هستند و سنتز شیمیایی این متابولیتها معمولا پیچیده و پرهزینه میباشد. بنابراین تولید متابولیتها با روشهای مختلف زیست فناوری از جمله کشت سلولی گیاه، راه جایگزین سودمندی است. دست ورزی محیطهای کشت سلولی با استفاده از الیسیتورهای زیستی یکی از راهکارهای مهم جهت القای متابولیسم ثانوی و افزایش تولید متابولیتهای ارزشمند میباشد. الیسیتورهای زیستی از طریق فعال کردن مکانیسمهای دفاعی باعث القای تشکیل متابولیتهای ثانوی و پاسخ های فوق حساسیتی میشوند. تشخیص مولکولی و برهمکنش بین الیسیتور و گیرندههای گیاه فرایند پیچیده ای است که برای انتقال پیام الیسیتور ضروری است. بهدنبال درک الیسیتور پاسخهای دفاعی سریع در سلول گیاهی نظیر افزایش جریانات یونی از عرض غشای پلاسمایی، تولید انواع اکسیژن واکنشگر (ROS)، فعال سازی ژنهای مربوط به دفاع، تغییرات ساختاری در دیواره سلولی و سنتز فیتوآلکسینها اتفاق میافتد. در این مطالعه جنبه های مختلف امکان افزایش تولید متابولیتهای ثانوی در کشت سلول گیاهان با استفاده از الیسیتورهای زیستی مورد بررسی قرار گرفته است.
مقایسه ویژگیهای ساختاری، کشت سلولی و القایی اجزا فولیکول پر و مو
دوره 4، تابستان 92، تابستان 1392، صفحه 205-216
https://doi.org/10.52547/JCT.4.2.205
چکیده هدف: با توجه به اینکه فولیکولهای مو و پر در جریان تکوین جنینی طی یک الگوی مشابه شکل میگیرند هدف تحقیق حاضر این بود که ساختار بافتشناسی، قابلیت رشد سلولهای درمی آنها در محیط کشت و قابلیت القایی این سلولهای کشت شده برای شروع برهمکنشهای درمی- اپیدرمی مورد مقایسه قرار گیرد.
مواد و روشها: فولیکولهای پر و مو بهترتیب از کبوتر و موش صحرایی تهیه شد. از یک طرف، برخی از فولیکولها برای کارهای بافتشناسی آماده شدند و از طرف دیگر فولیکولهای باقیمانده برای خارج کردن پاپیلای درمی از آنها مورد استفاده قرار گرفتند. پاپیلاهای خارج شده در محیط کشت رشد داده شدند. سلولهای کشت شده سپس به داخل نیمه-فولیکولهای موی بدون پاپپلا حاصل از موش بدون تیموس پیوند زده شدند. بعد از 28 روز فولیکولهای دریافت کننده پیوند مورد ارزیابی بافتشناسی قرار گرفتند.
نتایج: مطالعات بافتشناسی آشکار کرد که دو فولیکول (پر و مو) علیرغم داشتن تفاتهای مشخص بطور کلی دارای ساختار مشابهی هستند. سلولهای پاپیلای درمی فولیکول مو در محیط کشت نسبت به سلولهای پاپیلای پر از سرعت رشد بیشتری برخوردار بوده و تجمعات سلولی بزرگتر و متراکمتری را ایجاد نمودند. بر خلاف سلولهای پاپیلای مو، سلولهای پاپیلای پر نتوانستند در فولیکولهای تیمار شده سبب القا رشد مو گردند.
نتیجه گیری: علیرغم شباهت در الگوی رشد جنینی، ساختار بافتی و رشد در محیط کشت، بنظر میرسد که در حالت بلوغ پیامهای ارسالی از سلولهای کشت شده پاپیلای درمی فولیکول پر بوسیله سلولهای اپیدرمی فولیکول مو برای شروع برهمکنش درمی-اپیدرمی قابل شناسایی و پاسخگویی نیست.
