فصلنامه
کلیدواژه‌ها = Cytotoxicity

مطالعه اثر عصاره تمرهندی روی بقا، تکثیر و القای آپوپتوزیس در سلولهای سرطانی پروستات، روده بزرگ و سلول طبیعی فیبروبلاست انسان

دوره 13، شماره 1، بهار 1401، صفحه 11-22

https://doi.org/10.52547/JCT.13.1.11

مسعود پورعلی، محمدمهدی یعقوبی

چکیده هدف: سرطان یکی از دلایل اصلی مرگ ‌و میر در سراسر جهان است که درمان آن با عوارضی هم‌چون مقاومت دارویی همراه است. طبیعت همواره یکی از منابع دارویی برای بشر بوده است. لذا تمایل زیادی به شناسایی ترکیبات ضدسرطانی جدید در گیاهان وجود دارد. مواد و روش‏ها: در این تحقیق هفت غلظت (5/0 تا 12 میکروگرم بر میلی‌لیتر) از عصاره هیدروالکلی هسته تمرهندی (Tamarindus indica) و داروی فلورواوراسیل روی سه رده سلولی سرطان پروستات (LNCaP)، سرطان روده‌ بزرگ (HT-29) و سلول طبیعی فیبروبلاست (HSkMC) به‌مدت 24 ساعت اثر داده شد. اثر کشندگی عصاره­ها با استفاده از روش MTT و اثر عصاره­ها بر میزان ساخت DNA با استفاده از روش BrdU و میزان مرگ آپوپتوزی نیز به‌روش TUNEL اندازه‌گیری شد. نتایج: زنده­مانی سلول­های سرطان پروستات، روده ‌بزرگ و فیبروبلاست در حضور بیش‌ترین مقدار از عصاره به‌ترتیب به 8/24، 1/65 و 5/60 درصد کاهش یافت. شاخص IC­­50 برای سه رده سلولی فوق به‌ترتیب 60/4، 0/17 و­ 79/13 محاسبه شد. عصاره میزان ساخت DNA را نیز به‌ترتیب به‌میزان 32 و 37 و 15 درصد در سلول‌های سرطان پروستات، روده و فیبروبلاست کاهش داد. مرگ آپوپتوزی پس از تیمار با عصاره در سلول­های سرطانی پروستات و روده‌ بزرگ نیز به‌ترتیب 31 و 4 درصد مشاهده شد. نتیجه‏گیری: درمجموع، سمیت عصاره­ و مهار ساخت DNA و القای مرگ آپوپتوزی برای سلول­ سرطان پروستات نسبت به دو سلول دیگر بیش‌تر بود (01/0p value˂). تجزیه ترکیبات موجود در گیاه تمرهندی و مطالعات بیش‌تر در موجود زنده می‌تواند به شناسایی ترکیبات ضدسرطان از این گیاه منجر شود.

بررسی اثرات هم‌افزایی سمیت سلولی داروی بواسیزومب و نانوذرات نقره بر روی رده سلولی سرطان تخمدان (A2780) و بیان ژن‌های آپوپتوزی Bcl-2 و کاسپاز 3

دوره 12، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 72-87

https://doi.org/10.52547/JCT.12.2.72

امیر میرزایی، هدیه دیباه، فریبا خسروی‌نژاد، هدی جوانمردی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه، بررسی اثرات هم‌افزایی سمیت سلولی نانوذرات نقره و داروی بواسیزومب علیه رده سلولی سرطانی تخمدان (A2780) و آنالیز بیان ژن­های آپوپتوزی کاسپاز 3 و Bcl-2 می­باشد.
مواد و روش‏ها: ابتدا میزان سمیت سلولی نانوذرات نقره و داروی بواسیزومب به‌ترتیب در غلظت­های 5/62 تا 1000 میکروگرم در میلی‌لیتر و 1000 تا 3000 میکروگرم در میلی‌لیتر علیه رده سلولی A2780 توسط روش رنگ سنجی MTT به‌صورت تک­دارویی و ترکیبی انجام گرفت. سپس میزان بیان ژن‌های آپوپتوزی کاسپاز 3 و Bcl2 با استفاده از روش Real Time PCR مورد مطالعه قرار گرفت.
نتایج: یافته­های حاصل از این مطالعه نشان داد نانوذرات نقره و دارو بواسیزومب دارای سمیت سلولی وابسته به‌ دوز می­باشد و میزان سمیت سلولی در حالت استفاده هم‌زمان نسبت به‌حالت تک دارویی معنی‌دار بوده است (05/0p<). هم­چنین میزان IC50 نانوذرات نقره و بواسیزومب به‌ترتیب برابر با 56/0± 72/12 و 21/1± 72/22 میکروگرم در میلی‌لیتر بود. هم­چنین استفاده هم‌زمان نانوذره نقره-دارو بواسیزومب به‌ترتیب باعث تغییر بیان ژن‌های کاسپاز 3 و Bcl2 شد که نسبت به ‌‌گروه کنترل معنی‌دار بود (05/0p<).
نتیجه‏گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد نانوذرات نقره و بواسیزومب به‌صورت الگو وابسته به‌دوز با اثرات سمیت سلولی هم‌افزایی داشته و باتوجه به ‌‌القا آپوپتوزیس با مطالعات بیش‎تر می­توان از ترکیب نانوذرات نقره و بواسیزومب به‌عنوان کاندید دارویی استفاده شود.
 

بررسی میزان انتقال پذیری و سمیت شکل‌های مختلف پلاسمید در سلول HEK293 به‌عنوان میزبان

دوره 12، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 114-121

https://doi.org/10.52547/JCT.12.2.114

محمد هاشم‌آبادی، حسینعلی ساسان، م‍ژده اماندادی، مهیار انصاری، آزاده ثمرغلامی

چکیده هدف: در پژوهش حاضر، تاثیر شکل­های ساختاری مختلف پلاسمید برکارایی انتقال به‌درون میزبان مورد بررسی قرار گرفت و میزان سمیت حاصل از شکل­های مختلف پلاسمید برسلول­های میزبان بررسی شد.
مواد و روش‏ها: فرم­های ﺳﻮﭘﺮﮐﻮﯾﻞ، ﺣﻠﻘﻮی، نیمه‌برش خورده و ﺧﻄﯽ پلاسمید از ژل آگارز تفکیک شد. این ساختارها به‌سلول­های HEK293 انتقال داده شد و کارایی انتقال و سمیت حاصل از هر یک از این اشکال با استفاده از تکنیک MTT مورد سنجش قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که میزان ورود شکل سوپرکویل پلاسمید pcDNA3.1+ به‌درون میزبان، بسیار بیش‌تر از بقیه اشکال است و میزان سمیت پلاسمید­ها برای میزبان در حالت خطی بسیار بیش‌تر از سایر اشکال است. بنابراین نتایج نشان­دهنده مناسب بودن فرم سوپرکویل برای افزایش کارایی انتقال و کاهش مرگ سلولی می­باشد.
نتیجه‏گیری: محققان می­توانند با استفاده از فرم سوپرکویل پلاسمید در فرایندهای انتقال ژن کارایی این فرایند را به‌طور چشم‌گیری افزایش دهند.
 

اثر اسانس Artemisia herba alba بر بیان ژن های ADA و ODC1 در سلول‌های سرطان پستان انسانی رده MCF-7

دوره 12، شماره 1، بهار 1400، صفحه 29-40

https://doi.org/10.52547/JCT.12.1.29

هما هراتی، فاطمه سعید نعمت‌پور

چکیده هدف: هدف از این پژوهش اثر اسانس گیاه Artemisia herba alba بر درصد زنده­مانی و بیان ژن­های ODC1 و ADA در رده سلول‌های سرطان پستان انسانی MCF-7 است.
مواد و روش‏ها: اسانس گیاه A. herba alba با استفاده از کلونجرگرفته شد. اجزا اسانس توسط دستگاه GC-Mass  آنالیز شد. رده سلولی MCF-7 تحت تاثیر غلظت­های افزایشی اسانس از 01/0 تا 03/0 میکروگرم بر میلی­لیتر قرار گرفت. سپس سمیت سلولی اسانس به‌روش رنگ‌سنجی MTT  بررسی و بیان ژن­های ODC1 و ADA با روش Real-time PCR سنجیده شد.
نتایج: بیش‌ترین ترکیبات اسانس شامل Comphor، Chrysanthenyl Acetate و Davanone بودند. نتایج نشان داد که با افزایش غلظت اسانس سمیت سلولی به‌طور قابل توجه افزایش پیدا می­کند و پارامتر IC50 در زمان­های 24، 48 و 72 ساعت 02104/0، 01858/0، 01751/0 میکروگرم بر میلی­لیتر محاسبه شد. به‌علاوه در غلظت ­02/0 میکروگرم بر میلی­لیتر اسانس بیان ژن ODC1 و ADA به‌ترتیب 2 و 5/1 برابر نمونه کنترل کاهش یافت.
نتیجه‏گیری: به‌نظر می­رسد سمیت سلولی اسانس گیاه A. herba alba که در این تحقیق مشاهده شد نتیجه کاهش بیان ژن­های ODC1 و ADA در سلول­های سرطان پستانی رده سلولی MCF-7 باشد.

مقایسه‌ی اثرات ضدتکثیری و مرگ برنامه ریزی شده سلولی عصاره‌های گیاهان متفاوت در غلظت‮های مختلف بر رده‌ی سلول‮های سرطان سینه‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

دوره 11، شماره 1، بهار 1399، صفحه 73-86

https://doi.org/10.52547/JCT.11.1.73

لیلا سلطانی، مریم درب امامیه

چکیده هدف: هدف از این مطالعه مقایسه­ی خواص ضدتکثیری و مرگ برنامه‏ریزی شده سلولی عصاره­های هیدروالکلی گیاهان مختلف (بومادران، سرخارگل، دانه­ی خارمریم، پرسیاوش و هسته­ی زردآلو) بر علیه سلول­های سرطان سینه (Mcf-7) بود.
مواد و روش‏ها: برای این منظور گیاهان مربوطه خشک و آسیاب شدند. پس از خیساندن آن‏ها در اتانول 70 درصد برای مدت 72 ساعت، عصاره­های آن‏ها با کمک دستگاه روتاری استحصال شد. مقادیر متفاوت از آن‏ها (5/12، 25، 50 و 100 میلی­گرم/میلی­لیتر) به ‏محیط کشت سلول­های سرطانی اضافه شد و خواص سمیت سلولی آن‏ها و مرگ برنامه‏ریزی شده سلولی به‏ترتیب بعد از گذشت 24 ساعت با کمک آزمون MTT و رنگ­آمیزی با آکریدین­نارنجی-اتیدیوم­بروماید مورد بررسی قرار گرفت. داده­ها با استفاده از نرم­افزار SPSS، مقایسه میانگین دانکن در سطح معنی­داری 5 درصد مورد آنالیز قرار گرفتند.
نتایج: افزودن حداکثر غلظت­ در تمامی عصاره­ها به محیط کشت نسبت به سایر غلظت­های همان عصاره بیشترین تاثیر معنی­داری ضدتکثیری و مرگ برنامه­ریزی شده را نشان داد (05/0>p). همچنین در بین حداکثر غلظت­ها (100 میکروگرم/میلی­لیتر) بیش‏ترین اثر سمیت سلولی مربوط به عصاره­های پرسیاوش و سرخارگل بود (05/0>p).
نتیجه‏گیری: نتایج این مطالعه نشان می­دهد که افزودن غلظت­های بالای عصاره­های پرسیاوش و سرخارگل به محیط کشت بیش‏ترین تاثیر معنی­دار ضدتکثیری و مرگ برنامه ریزی شده سلولی بر سلول­های سرطان سینه در مقایسه با سایر عصاره­های گیاهی و غلظت­های مختلف بر جای گذاشته است.
 

بررسی اثرات سمیت سلولی و آپوپتوزیسی داروی اگزالی پلاتین بر روی رده سلولی سرطان کولون (HT29) و آنالیز بیان ژن‫های آپوپتوزیسی کاسپاز 3 و کاسپاز 9 توسط روش Real Time PCR‬‬‬‬‬‬

دوره 8، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 364-373

https://doi.org/10.52547/JCT.8.4.364

بهنام یونسی، امیر میرزایی، الهه علی عسگری

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثرات سمیت سلولی داروی اگزالی پلاتین بر رده سلولی سرطان کولون (HT29) و آنالیز بیان ژن­های آپوپتوزی کاسپاز 3 و 9 می­باشد.
مواد و روشها: در این مطالعه، ابتدا سمیت سلولی داروی اگزالی­پلاتین بر روی رده سلولی HT29 با استفاده از روش MTT‌ در غلظت‫های 100، 50، 25، 5/12، 25/6 و 125/3 میکروگرم در میلی لیتر بررسی شد و غلظت 50 درصد کشندگی (IC50) آن تعیین شد. پس از تیمار سلول‫ها با غلظت IC50، RNA سلول‫ها استخراج شده و به cDNA تبدیل شد و میزان بیان ژن‫های آپوپتوزیسی کاسپاز 3 و 9 نسبت به ژن مرجع β-actin با استفاده از روش Real Time PCR بررسی شد.
نتایج: تیمار سلول‫ها در غلظت­های مختلف نشان داد که داروی اگزالی پلاتین در غلظت 100 میکروگرم در میلی‫لیتر بیشترین اثر سمیت سلولی را دارد که از لحاظ آماری معنی‫دار می‫باشد و میزان IC50 µg/ml 6 محاسبه شد. هم‫چنین، نسبت بیان ژن‫های آپوپتوزیسی کاسپاز 3 و 9 به ژن مرجع در رده سلولی HT29‌ تیمار شده با اگزالی پلاتین به‫ترتیب به‫میزان (001/0p <) 72/0±69/2 و (001/0p <) 56/0±26/3 افزایش یافت.
نتیجه گیری: با­ توجه به سمیت سلولی و القای فرایند آپوپتوزیس در رده سلولی سرطان کولون توسط داروی اگزالی پلاتین، می‫توان نتیجه­گیری کرد که داروی اگزالی پلاتین گزینه مناسب جهت درمان سرطان کولون می‫باشد.
 

بررسی اثرسیتوتوکسیسیتی عصاره تام آبی و الکلی موسیر(Allium ascalonicum) بر رده سلولی 4T1 سرطان پستان موش و سلول‌های سرطان القاء شده توسط DMBA در موش صحرایی و مقایسه آن با داروهای شیمی درمانی تاکسول و کربوپلاتین

دوره 5، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 253-261

https://doi.org/10.52547/JCT.5.3.253

احمد همتا، سید محمد علی شریعت زاده، ملک سلیمانی، مریم تجلی اردکانی

چکیده هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر عصاره آبی و الکلی موسیر بر سلول‌های سرطان پستان و مقایسه آن با داروهای کربوپلاتین و تاکسول انجام شده است. مواد و روش‏ها: ابتدا عصاره آبی و الکلی موسیر و غلظت‌های متفاوت داروهای تاکسول و کربوپلاتین‏ تهیه شد. سپس با استفاده از روش‌های تریپان بلو و MTT، سیتوتوکسیسیتی آن‏ها در غلظت و زمان‌های مختلف بر روی سلول‌های سرطان پستان بررسی گردید و توسط رنگ‌آمیزی فلورسانت هوخست و پروپیدیوم یدید تغییرات مورفولوژیک و آپوپتوزیس در سلول‌ها بررسی شد. داده‌ها با روش آماری آنالیز واریانس یک طرفه تجزیه و تحلیل و تفاوت میانگین‌ها درسطح 05/0 p < معنی‌دار در نظر گرفته شد. نتایج: عصاره موسیر در دامنه غلظتی (01/0 تا 05/0 گرم بر لیتر) اثر مهارکنندگی بر روی سلول‌های سرطانی داشت و تاثیر عصاره الکلی بیشتر از عصاره آبی بود. همچنین تاثیر همزمان عصاره با کربوپلاتین، باعث افزایش سیتوتوکسیسیتی کربوپلاتین شده در حالی‏که ترکیب عصاره آبی و تاکسول، باعث کاهش سایتوتوکسیسیتی تاکسول شده است. نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که عصاره آبی و الکلی موسیر دارای اثر سیتوتوکسیسیتی بر  روی سلول‌های سرطان پستان موش صحرایی می‌باشد و ترکیب عصاره آبی و الکلی با کربوپلاتین و همچنین ترکیب عصاره الکلی با تاکسول باعث افزایش سیتوتوکسیسیتی این داروها می‏شود. بدین‏ترتیب این گیاه می‌تواند به‏عنوان یک گیاه دارویی بر علیه سرطان پستان موضوع تحقیقات  بیشتر قرار گیرد.