فصلنامه
نویسنده = غفوری، حسین

سنتز و ارزیابی خصوصیات فیزیکی-شیمیایی نانوحامل‌ لیپیدی جامد حاوی مشتق سولفونامید و بررسی عملکرد آن بر سلول‌های سرطانی پستان

دوره 15، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 299-316

https://doi.org/10.61186/JCT.15.4.299

طاهره راهداری، حسین غفوری، سید محسن اصغری

چکیده هدف: سرطان پستان یکی از شایع‌ترین سرطان‌ها در زنان است و از عوامل اصلی مرگ و میر در جهان محسوب می‌شود. توسعه روش‌های درمانی موثر، به‫ویژه با استفاده از نانوذرات دارورسان، اهمیت بالایی دارد. نانوذرات به‫دلیل قابلیت دارورسانی هدفمند و کاهش عوارض جانبی، می‌توانند اثربخشی درمان‌های سرطان را بهبود بخشند. هدف از این مطالعه سنتز نانوحامل لیپیدی جامد حاوی مشتق سولفونامید، بررسی خصوصیات فیزیکی‌-شیمیایی و ارزیابی اثرات ضدسرطانی آن بر سلول‌های سرطان پستان انسانی رده‌ی MCF-7 است.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه، نانوذره‌ی لیپیدی جامد حاوی مشتق سولفونامید سنتز و خصوصیات فیزیکی-شیمیایی آن شامل بارگذاری دارو، مورفولوژی، اندازه و رهایش با استفاده از روش‌های  FTIR، DLS ، میکروسکوپ AFM و دیالیز بررسی شد. سمیت سلولی نانوحامل بر سلول‌های سرطانی رده‌ی 7 و اثر آن بر تکثیر و مهاجرت این سلول‌ها نیز مورد ارزیابی قرار گرفت. نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که نانوحامل دارای میانگین اندازه‌ی 315 نانومتر، PDI=0.3 و مورفولوژی کروی و یکنواخت است. نانوحامل سنتز شده قادر است حدود 82 درصد از مشتق سولفونامید را در خود بارگذاری کند و رهاسازی کنترل‌شده‌ای از دارو را فراهم آورد. این نانوحامل ایمن بوده و با تحویل تدریجی مشتق سولفونامید به سلول‌های سرطانی منجر به اثر کشندگی بیشتر در غلظت‌های کمتر نسبت به مشتق سولفونامید شد. همچنین نانوحامل حاوی مشتق سولفانامید در مقایسه با سولفونامید توانست به طور مؤثرتری از تکثیر و پیشروی سلول‌های سرطانی ممانعت کند. این یافته‌ها نشان‌دهنده‌ی پتانسیل بالای این نانوحامل مهندسی شده در مهار سلول‌های سرطانی پستان است.

بررسی پتانسیل القای آپوپتوزیس ترکیبات سنتزی مشتق از سورافنیب در سلول‌های سرطانی پستان

دوره 13، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 298-310

https://doi.org/10.52547/JCT.13.3.298

ندا سلطانی، حسین غفوری

چکیده هدف: سرطان از جمله مهمترین بیماری­های قرن حاضر است که افراد بسیاری در سراسر جهان به آن مبتلا می­باشند و ضمن افزایش شیوع این بیماری، هنوز درمان مناسبی برای آن پیدا نشده است. در این بین سرطان پستان شایع­ترین سرطان و همچنین علت اصلی مرگ و میر ناشی از سرطان در زنان در سراسر جهان است. محققان بدنبال یافتن راهکارهای درمانی سرطان، ترکیبات دارویی بسیاری را علیه سرطان­های مختلف سنتز کرده و اثرات آ­نها را مورد مطالعه قرار می­دهند. سورافنیب یک مهار کننده­ی اوره مولتی­کیناز است که موجب القای آپوپتوزیس و مهار آنژیوژنز و تکثیر سلول­های سرطانی می­گردد. همچنین آزمایشاتی جهت بررسی عملکرد آن در درمان سایر سرطان­ها نیز انجام شده است. مشتقاتی از سورافنیب نیز سنتز شده و مورد بررسی قرار گرفته­اند. در تحقیق حاضر اثر ضد سرطانی یکی از مشتقات سورافنیب به نام (2E,2´E)-2,2´-(1,4-فنیلن­بیس (متانیلیدن)بیس(N-(4-کلرو-3-(تری­فلوروم اتیل)فنیل)هیدرازین کربوکسامید) که به اختصار SO-D-3 نامیده شد، علیه سه رده­ی سلولی سرطان پستان مورد ارزیابی قرار گرفت.
مواد و روش­ها: سه رده­ی سلولی سرطان پستان شامل MCF7، 4T1 و MDA تهیه شده و در محیط کشت RMPI کشت داده شدند. سلول­ها با غلظت­های 25/31، 5/62، 125، 250، 500، 1000 و 2000 میکرومولار از SO-D-3 تیمار شدند و میزان زنده­مانی آن­ها با استفاده از تست MTT طی زمان­های 24، 48 و 72 ساعت مورد ارزیابی قرار گرفت. القای آپوپتوز توسط SO-D-3 در سلول­های سرطانی مورد مطالعه، از طریق فلوسایتومتری بررسی گردید. همچنین سطح پروتئین­های Hsp70 و Casp8 به‫عنوان پروتئین­های دخیل در آپوپتوز با استفاده از روش وسترن بلات مطالعه شد. نتایج حاصل با استفاده از نرم افزار SPSS از نظر آماری تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: نتایج حاصل از تست MTT نشان داد که تیمار سلول­های سرطانی به‫طور معنی‫داری موجب کاهش زنده­مانی این سلول­ها نسبت به شاهد می‫شود. میزان IC50 برای سلول­های MDA-MB-231 به‫طور قابل توجهی کمتر از سلول­های MCF7 و 4T1 در 24 ساعت بود (4/157 میکرومولار برای MDA-MB-231 در مقایسه با 8/843 میکرومولار برای MCF7 و 1212 میکرومولار برای 4T1). با این حال، تفاوت با افزایش زمان تیمار کاهش یافت (47/77 میکرومولار و 38/23 میکرومولار برای MDA-MB-231، 3/107 میکرومولار و 69/36 میکرومولار برای MCF7، و 63/83 میکرومولار و 58/16 میکرومولار برای 4T1 به‫ترتیب در 48 ساعت و 72 ساعت). آنالیز فلوسایتومتری نشان داد که در سلول­های تیمار شده با SO-D-3، سلول­های آپوپتوتیک افزایش معناداری پیدا کرده بودند. بررسی سطح پروتئین­ها با استفاده از تکنیک وسترن بلات نیز نشان داد که پروتئین HSP70 در سلول­های MCF7 و 4T1 کاهش معناداری داشته است. از طرفی در سلول­های 4T1 و MDA سطح پروتئین Casp8 به طور معناداری افزایش یافته بود.
نتیجه­گیری: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که SO-D-3 می­تواند به‫طور وابسته به‫زمان موجب مرگ سلول‫های سرطانی پستان شود. آزمایش‫های بعدی نیز نشان داد که SO-D-3 این عمل را از طریق القای آپوپتوز اعمال می­کند. بنابراین با توجه به نتایج حاصل از تحقیق حاضر، می­توان SO-D-3 را به‫عنوان یک ترکیب دارای خاصیت ضد سرطانی بالقوه معرفی نمود که قادر است با کاهش Hsp70 و تغییر بیان Casp8 دخیل در مسیر خارجی آپوپتوزیس، موجب مرگ سلول­های سرطانی پستان شود.

القای آپوپتوزیس در رده سلولی سرطان سینه (4T1) توسط نانوذره‌ بر پایه نارینگین

دوره 12، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 273-282

https://doi.org/10.52547/JCT.12.4.273

شمیم نجاتی، حسین غفوری، سودا زارعی

چکیده هدف:  هدف اصلی این مطالعه توسعه و توصیف نانوذرات لیپیدی جامد (NRG-SLNs) در رده سلولی سرطان پستان 4T1 بود.
مواد و روش‏ها: نانوذرات لیپیدی جامد حاوی NRG با امولسیون سازی با ذوب داغ و روش همگن‏سازی با سرعت بالا تهیه شدند. سمیت سلولی NRG-SLN ها با اندازه‏گیری میزان زنده ماندن سلول­های4T1  با استفاده از روش MTT ارزیابی شد. علاوه ‏بر این، القای پروتئین‏های پیش ‏آپوپتوزیس و سرکوب پروتئینهای ضد آپوپتوزیس توسط slnS-GRN با استفاده از روش وسترن بلات مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
 نتایج: NRG-SLNهای تهیه شده دارای اندازه متوسط 84 نانومتر، پتانسیل زتا 21-میلی ولت و بازده گیرافتادن 17،73 درصد بودند. مقادیر IC50 سلول­های 4T1  تیمار شده باNRG-SLNs  در 24 ساعت 20 میکرومولار و در 48 ساعت انکوباسیون 2 میکرومولار بود. تجزیه و تحلیل وسترن بلات نشان داد که NRG-SLN ها میتوانند نسبت 2 LCB/xaB را در مقایسه با گروه کنترل افزایش دهند. هم‏چنین سطح پروتئینBax ،p-ASK1  و سیتوکروم c در گروه تیمار افزایش یافت.
 
واژگان کلیدی: فلاونوئید، نارینگین، SLN، رده سلولی 4T1 ، آپوپتوزیس

بررسی نقش چپرونی پروتئین Hsp70 از ماهی Rutilus frisii kutum در غیرفعال سازی حرارتی لوسیفراز در شرایط in vivo

دوره 9، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 176-186

https://doi.org/10.52547/JCT.9.2.176

زهره جهانگیری زاده، حسین غفوری، رضاحسن ساجدی

چکیده هدف: نقش چپرونی پروتئین Hsp70 از ماهی Rutilus frisii kutum در غیرفعال سازی حرارتی لوسیفراز در سلول باکتری E. coli کوترنسفرم شده حامل ژن‌های لوسیفراز و چپرون مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روشها: انتقال هم‫زمان دو وکتور بیانی حاوی ژن‌های Hsp70 و لوسیفراز به سلول‌های باکتری E. coli انجام شد. سپس بیان سلول‌های کوترنسفرم شده تحت شرایط بهینه انجام پذیرفت. بعد از افزودن تتراسایکلین، نمونه‌های باکتری در دماهای 40، 42، 44، 46، 48 و 50 درجه سانتی‫گراد در طی زمان 60 دقیقه انکوبه شدند و در نهایت فعالیت لوسیفراز نمونه‫ها اندازه‫ گیری شد.
نتایج: در دماهای 40 و 42 درجه سانتی‫گراد  با گذشت زمان 30 دقیقه، فعالیت لوسیفرازی در نمونه‌های کنترل تقریبا به صفر می‌رسد، در صورتی‌که در نمونه‌های کوترنسفرم به‫ترتیب حدود 72 درصد و 60  درصد فعالیت لوسیفرازی نسبت به نمونه‌های کنترل (‫قبل از تیمار حرارتی) حفظ شد و حتی پس از60 دقیقه نیز تا 36  درصد و 22 درصد فعالیت همچنان باقی ماند. همچنین در استرس دماهای 44 و46 درجه  سانتی‫گراد، اختلاف قابل ملاحظه‌ای بین فعالیت لوسیفرازی نمونه کوترنسفرم و کنترل در زمان‌های اولیه پس از اعمال استرس مشاهده شد. در صورتی‌که در دماهای 48 و 50 درجه  سانتی‫گراد فعالیت لوسیفرازی نمونه کوترنسفرم نسبت به نمونه کنترل حتی در زمان‌های اولیه استرس اندک بود.
نتیجه گیری: تجمع حرارتی لوسیفراز به عنوان یک پروتئین گزارش‫گر مهم، در دماهای بالا با توجه به فعالیت چپرون  Hsp70 در سلول باکتری مهار شود که این امر می‌تواند در صنایع غذایی، داروسازی و تهیه‌ی کیت‌های تشخیص سرطان کاربردهای فراوانی داشته باشد.
 

مطالعه تاثیر برخی شرایط حاد محیطی بر میزان بیان پروتئین Hsp70 نوترکیب کبد ماهی Rutilus Frissi Kutum در باکتری E. coli

دوره 8، شماره 1، بهار 1396، صفحه 32-41

https://doi.org/10.52547/JCT.8.1.32

امید صابری، حسین غفوری

چکیده هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی بیان بهینه Hsp70 نوترکیب کبد ماهی Rutilus Frissi Kutum در باکتری E. coli می باشد.
مواد و روش‏ها: به‏منظور بررسی میزان بیان پروتئین Hsp70 نوترکیب، باکتری E. coli ترانسفورم شده در محیط LB در زمان‏های 2، 4، 8، 12، 24، 36 و 48 ساعت، دماهای 20، 25، 30، 37، 45 و 50 درجه سانتی‏گراد، شرایط pH افراطی (5 و 9) و نیز در حضور فلزات سنگین همانند نقره، کبالت، آهن، کروم، جیوه، سرب، روی، کادمیوم، منگنز و نیکل کشت داده شد سپس با تهیه­ی عصاره­ی سلولی، میزان بیان Hsp70 با استفاده از SDS-PAGE  12 درصد مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و رنگ آمیزی با کوماسی بلو صورت گرفت.
نتایج: بیان بهینه پروتئین Hsp70 نوترکیب در زمان 4 و 8  ساعت، دمای 37 درجه سانتی‏گراد و  pH برابر 5 صورت گرفت. به‏علاوه در حضور نمک های فلزات منگنز و کبالت، به‏ترتیب بیشترین و کمترین میزان بیان پروتئین نوترکیب مشاهده شد. همچنین E. coli دارای Hsp70 در مقایسه با باکتری کنترل، نسبت به NaCl تحمل و رشد بیشتری دارد.
نتیجه گیری: همه  نتایج حاصل از مطالعه نشان می­دهد باکتری ترانسفورم شده در مقایسه با باکتری کنترل به‏دلیل دارا بودن  Hsp70 نوترکیب در برابر شرایط حاد محیطی قادر به بقا بوده است. پروتئین Hsp70 نوترکیب با خاصیت چاپرونی خود از واسرشت شدن پروتئین­های حیاتی جلوگیری کرد است. بنابراین شرایط رشد توصیف شده در این مطالعه می تواند برای تولید بهینه پروتئین Hsp70 نوترکیب در میزبان E. coli استفاده گردد.