ندا سلطانی؛ حسین غفوری
چکیده
هدف: سرطان از جمله مهمترین بیماریهای قرن حاضر است که افراد بسیاری در سراسر جهان به آن مبتلا میباشند و ضمن افزایش شیوع این بیماری، هنوز درمان مناسبی برای آن پیدا نشده است. در این بین سرطان پستان شایعترین سرطان و همچنین علت اصلی مرگ و میر ناشی از سرطان در زنان در سراسر جهان است. محققان بدنبال یافتن راهکارهای درمانی سرطان، ترکیبات ...
بیشتر
هدف: سرطان از جمله مهمترین بیماریهای قرن حاضر است که افراد بسیاری در سراسر جهان به آن مبتلا میباشند و ضمن افزایش شیوع این بیماری، هنوز درمان مناسبی برای آن پیدا نشده است. در این بین سرطان پستان شایعترین سرطان و همچنین علت اصلی مرگ و میر ناشی از سرطان در زنان در سراسر جهان است. محققان بدنبال یافتن راهکارهای درمانی سرطان، ترکیبات دارویی بسیاری را علیه سرطانهای مختلف سنتز کرده و اثرات آنها را مورد مطالعه قرار میدهند. سورافنیب یک مهار کنندهی اوره مولتیکیناز است که موجب القای آپوپتوزیس و مهار آنژیوژنز و تکثیر سلولهای سرطانی میگردد. همچنین آزمایشاتی جهت بررسی عملکرد آن در درمان سایر سرطانها نیز انجام شده است. مشتقاتی از سورافنیب نیز سنتز شده و مورد بررسی قرار گرفتهاند. در تحقیق حاضر اثر ضد سرطانی یکی از مشتقات سورافنیب به نام (2E,2´E)-2,2´-(1,4-فنیلنبیس (متانیلیدن)بیس(N-(4-کلرو-3-(تریفلوروم اتیل)فنیل)هیدرازین کربوکسامید) که به اختصار SO-D-3 نامیده شد، علیه سه ردهی سلولی سرطان پستان مورد ارزیابی قرار گرفت.مواد و روشها: سه ردهی سلولی سرطان پستان شامل MCF7، 4T1 و MDA تهیه شده و در محیط کشت RMPI کشت داده شدند. سلولها با غلظتهای 25/31، 5/62، 125، 250، 500، 1000 و 2000 میکرومولار از SO-D-3 تیمار شدند و میزان زندهمانی آنها با استفاده از تست MTT طی زمانهای 24، 48 و 72 ساعت مورد ارزیابی قرار گرفت. القای آپوپتوز توسط SO-D-3 در سلولهای سرطانی مورد مطالعه، از طریق فلوسایتومتری بررسی گردید. همچنین سطح پروتئینهای Hsp70 و Casp8 بهعنوان پروتئینهای دخیل در آپوپتوز با استفاده از روش وسترن بلات مطالعه شد. نتایج حاصل با استفاده از نرم افزار SPSS از نظر آماری تجزیه و تحلیل شدند.نتایج: نتایج حاصل از تست MTT نشان داد که تیمار سلولهای سرطانی بهطور معنیداری موجب کاهش زندهمانی این سلولها نسبت به شاهد میشود. میزان IC50 برای سلولهای MDA-MB-231 بهطور قابل توجهی کمتر از سلولهای MCF7 و 4T1 در 24 ساعت بود (4/157 میکرومولار برای MDA-MB-231 در مقایسه با 8/843 میکرومولار برای MCF7 و 1212 میکرومولار برای 4T1). با این حال، تفاوت با افزایش زمان تیمار کاهش یافت (47/77 میکرومولار و 38/23 میکرومولار برای MDA-MB-231، 3/107 میکرومولار و 69/36 میکرومولار برای MCF7، و 63/83 میکرومولار و 58/16 میکرومولار برای 4T1 بهترتیب در 48 ساعت و 72 ساعت). آنالیز فلوسایتومتری نشان داد که در سلولهای تیمار شده با SO-D-3، سلولهای آپوپتوتیک افزایش معناداری پیدا کرده بودند. بررسی سطح پروتئینها با استفاده از تکنیک وسترن بلات نیز نشان داد که پروتئین HSP70 در سلولهای MCF7 و 4T1 کاهش معناداری داشته است. از طرفی در سلولهای 4T1 و MDA سطح پروتئین Casp8 به طور معناداری افزایش یافته بود.نتیجهگیری: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که SO-D-3 میتواند بهطور وابسته بهزمان موجب مرگ سلولهای سرطانی پستان شود. آزمایشهای بعدی نیز نشان داد که SO-D-3 این عمل را از طریق القای آپوپتوز اعمال میکند. بنابراین با توجه به نتایج حاصل از تحقیق حاضر، میتوان SO-D-3 را بهعنوان یک ترکیب دارای خاصیت ضد سرطانی بالقوه معرفی نمود که قادر است با کاهش Hsp70 و تغییر بیان Casp8 دخیل در مسیر خارجی آپوپتوزیس، موجب مرگ سلولهای سرطانی پستان شود.
شمیم نجاتی؛ حسین غفوری؛ سودا زارعی
چکیده
هدف: هدف اصلی این مطالعه توسعه و توصیف نانوذرات لیپیدی جامد (NRG-SLNs) در رده سلولی سرطان پستان 4T1 بود.مواد و روشها: نانوذرات لیپیدی جامد حاوی NRG با امولسیون سازی با ذوب داغ و روش همگنسازی با سرعت بالا تهیه شدند. سمیت سلولی NRG-SLN ها با اندازهگیری میزان زنده ماندن سلولهای4T1 با استفاده از روش MTT ارزیابی شد. علاوه بر این، القای ...
بیشتر
هدف: هدف اصلی این مطالعه توسعه و توصیف نانوذرات لیپیدی جامد (NRG-SLNs) در رده سلولی سرطان پستان 4T1 بود.مواد و روشها: نانوذرات لیپیدی جامد حاوی NRG با امولسیون سازی با ذوب داغ و روش همگنسازی با سرعت بالا تهیه شدند. سمیت سلولی NRG-SLN ها با اندازهگیری میزان زنده ماندن سلولهای4T1 با استفاده از روش MTT ارزیابی شد. علاوه بر این، القای پروتئینهای پیش آپوپتوزیس و سرکوب پروتئینهای ضد آپوپتوزیس توسط slnS-GRN با استفاده از روش وسترن بلات مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: NRG-SLNهای تهیه شده دارای اندازه متوسط 84 نانومتر، پتانسیل زتا 21-میلی ولت و بازده گیرافتادن 17،73 درصد بودند. مقادیر IC50 سلولهای 4T1 تیمار شده باNRG-SLNs در 24 ساعت 20 میکرومولار و در 48 ساعت انکوباسیون 2 میکرومولار بود. تجزیه و تحلیل وسترن بلات نشان داد که NRG-SLN ها میتوانند نسبت 2 LCB/xaB را در مقایسه با گروه کنترل افزایش دهند. همچنین سطح پروتئینBax ،p-ASK1 و سیتوکروم c در گروه تیمار افزایش یافت. واژگان کلیدی: فلاونوئید، نارینگین، SLN، رده سلولی 4T1 ، آپوپتوزیس
زهره جهانگیری زاده؛ حسین غفوری؛ رضاحسن ساجدی
چکیده
هدف: نقش چپرونی پروتئین Hsp70 از ماهی Rutilus frisii kutum در غیرفعال سازی حرارتی لوسیفراز در سلول باکتری E. coli کوترنسفرم شده حامل ژنهای لوسیفراز و چپرون مورد بررسی قرار گرفت.مواد و روشها: انتقال همزمان دو وکتور بیانی حاوی ژنهای Hsp70 و لوسیفراز به سلولهای باکتری E. coli انجام شد. سپس بیان سلولهای کوترنسفرم شده تحت شرایط بهینه انجام پذیرفت. ...
بیشتر
هدف: نقش چپرونی پروتئین Hsp70 از ماهی Rutilus frisii kutum در غیرفعال سازی حرارتی لوسیفراز در سلول باکتری E. coli کوترنسفرم شده حامل ژنهای لوسیفراز و چپرون مورد بررسی قرار گرفت.مواد و روشها: انتقال همزمان دو وکتور بیانی حاوی ژنهای Hsp70 و لوسیفراز به سلولهای باکتری E. coli انجام شد. سپس بیان سلولهای کوترنسفرم شده تحت شرایط بهینه انجام پذیرفت. بعد از افزودن تتراسایکلین، نمونههای باکتری در دماهای 40، 42، 44، 46، 48 و 50 درجه سانتیگراد در طی زمان 60 دقیقه انکوبه شدند و در نهایت فعالیت لوسیفراز نمونهها اندازه گیری شد.نتایج: در دماهای 40 و 42 درجه سانتیگراد با گذشت زمان 30 دقیقه، فعالیت لوسیفرازی در نمونههای کنترل تقریبا به صفر میرسد، در صورتیکه در نمونههای کوترنسفرم بهترتیب حدود 72 درصد و 60 درصد فعالیت لوسیفرازی نسبت به نمونههای کنترل (قبل از تیمار حرارتی) حفظ شد و حتی پس از60 دقیقه نیز تا 36 درصد و 22 درصد فعالیت همچنان باقی ماند. همچنین در استرس دماهای 44 و46 درجه سانتیگراد، اختلاف قابل ملاحظهای بین فعالیت لوسیفرازی نمونه کوترنسفرم و کنترل در زمانهای اولیه پس از اعمال استرس مشاهده شد. در صورتیکه در دماهای 48 و 50 درجه سانتیگراد فعالیت لوسیفرازی نمونه کوترنسفرم نسبت به نمونه کنترل حتی در زمانهای اولیه استرس اندک بود.نتیجه گیری: تجمع حرارتی لوسیفراز به عنوان یک پروتئین گزارشگر مهم، در دماهای بالا با توجه به فعالیت چپرون Hsp70 در سلول باکتری مهار شود که این امر میتواند در صنایع غذایی، داروسازی و تهیهی کیتهای تشخیص سرطان کاربردهای فراوانی داشته باشد.
امید صابری؛ حسین غفوری
چکیده
هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی بیان بهینه Hsp70 نوترکیب کبد ماهی Rutilus Frissi Kutum در باکتری E. coli می باشد.مواد و روشها: بهمنظور بررسی میزان بیان پروتئین Hsp70 نوترکیب، باکتری E. coli ترانسفورم شده در محیط LB در زمانهای 2، 4، 8، 12، 24، 36 و 48 ساعت، دماهای 20، 25، 30، 37، 45 و 50 درجه سانتیگراد، شرایط pH افراطی (5 و 9) و نیز در حضور فلزات سنگین همانند نقره، کبالت، ...
بیشتر
هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی بیان بهینه Hsp70 نوترکیب کبد ماهی Rutilus Frissi Kutum در باکتری E. coli می باشد.مواد و روشها: بهمنظور بررسی میزان بیان پروتئین Hsp70 نوترکیب، باکتری E. coli ترانسفورم شده در محیط LB در زمانهای 2، 4، 8، 12، 24، 36 و 48 ساعت، دماهای 20، 25، 30، 37، 45 و 50 درجه سانتیگراد، شرایط pH افراطی (5 و 9) و نیز در حضور فلزات سنگین همانند نقره، کبالت، آهن، کروم، جیوه، سرب، روی، کادمیوم، منگنز و نیکل کشت داده شد سپس با تهیهی عصارهی سلولی، میزان بیان Hsp70 با استفاده از SDS-PAGE 12 درصد مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و رنگ آمیزی با کوماسی بلو صورت گرفت.نتایج: بیان بهینه پروتئین Hsp70 نوترکیب در زمان 4 و 8 ساعت، دمای 37 درجه سانتیگراد و pH برابر 5 صورت گرفت. بهعلاوه در حضور نمک های فلزات منگنز و کبالت، بهترتیب بیشترین و کمترین میزان بیان پروتئین نوترکیب مشاهده شد. همچنین E. coli دارای Hsp70 در مقایسه با باکتری کنترل، نسبت به NaCl تحمل و رشد بیشتری دارد.نتیجه گیری: همه نتایج حاصل از مطالعه نشان میدهد باکتری ترانسفورم شده در مقایسه با باکتری کنترل بهدلیل دارا بودن Hsp70 نوترکیب در برابر شرایط حاد محیطی قادر به بقا بوده است. پروتئین Hsp70 نوترکیب با خاصیت چاپرونی خود از واسرشت شدن پروتئینهای حیاتی جلوگیری کرد است. بنابراین شرایط رشد توصیف شده در این مطالعه می تواند برای تولید بهینه پروتئین Hsp70 نوترکیب در میزبان E. coli استفاده گردد.