فصلنامه
نویسنده = شیروی، عبدالحسین

اثر استنشاقی نانو ذرات مغناطیسی اکسید آهن بر روی بیان پروتئین p53 در بیضه موش‌های نژاد Balb/C به‏روش ایمونوهیستوشیمی

دوره 8، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 120-126

https://doi.org/10.52547/JCT.8.2.120

حامده کریمی، ویدا حجتی، عبدالحسین شیروی

چکیده هدف: هدف از مطالعه حاضر، بررسی تاثیر نانو ذرات مغناطیسی اکسید آهن بر روی بیان پروتئین p53 در بافت بیضه­ی موش آزمایشگاهی انجام شد.
مواد و روش­ها: در این مطالعه، هجده سر موش­ آزمایشگاهی نر نژاد Balb/C به سه گروه شش تایی تقسیم شدند که شامل: گروه کنترل که نانو ذرات را استنشاق نکردند. گروه­های تجربی 1 و 2 به ترتیب نانو ذرات مغناطیسی اکسید آهن را با دوزهای 1000 و2000 میکروگرم بر میلی­لیتر به‏طور روزانه به مدت 45 دقیقه در طی 8 روز، استنشاق کردند. در پایان هشت روز، موش­ها تشریح شده، بافت بیضه خارج شده و پردازش بافتی انجام شد. تغییرات ایجاد شده در میزان بیان پروتئین p53 با استفاده از روش ایمونوهیستوشیمی (رنگ­آمیزی آویدین ـ بیوتین) و شمارش سلول­ها ارزیابی شد.
نتایج: نانو ذرات اکسید آهن استنشاقی با نفوذ به بافت بیضه باعث افزایش معنی­دار بیان پروتئین p53 در گروه­های تجربی شدند (05/0p < ).
نتیجه­گیری: با استنشاق نانو ذرات مغناطیسی اکسید آهن در دوزهای 1000 و2000 میکروگرم بر میلی­لیتر، افزایش معنی­داری در بیان پروتئین p53 در بافت بیضه نسبت به گروه کنترل مشاهده شد. با افزایش دوز نانوذرات، بیان پروتئین نیز افزایش یافت.
 

مطالعه هیستومورفومتریک اثر عصاره الکلی دانه انگور (Vitis Vinifera) بر روی ترمیم زخم‏های دیابتی موش صحرائی نر نژاد ویستار

دوره 7، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 293-300

https://doi.org/10.52547/JCT.7.3.293

فریده الله گاهی، عبدالحسین شیروی، ویدا حجتی

چکیده هدف: هدف از این تحقیق بررسی اثرات دارویی هسته انگور سیاه  بر تغییرات هیستومورفومتریک ترمیم پوست در موش‏های صحرایی نر دیابتی بود.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه 48 سر موش  نر نژاد ویستار را  به 4  گروه (کنترل منفی، کنترل مثبت، تجربی یک ، تجربی دو) تقسیم شدند. در گروه‏های مورد آزمایش زخمی به‏طول سه سانتی‏متر در سمت چپ  ستون فقرات ایجاد شد. روند ترمیم زخم به‏صورت میکروسکوپی و ماکروسکوپی بررسی شد.
نتایج: زخم گروه‏های  دیابتی در مقایسه با گروه سالم ترمیم دیرتری نشان داد و التیام زخم در گروه‏های تجربی تیمار شده با عصاره الکلی هسته انگور  نسبت به گروه کنترل از سرعت بیشتری برخوردار بود. در این تحقیق از نرم افزار spss  ویرایش 16 به روش Mann- whitney, kruskal-wallis آزمون شد و نتایج در سطح (05/0p <) معنی‏دار تلقی شد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که عصاره الکلی هسته انگور موجب تسریع ترمیم زخم‏های پوستی نمونه‏های سالم و دیابتی می‏شود.
 

بررسی تاثیر تغییرات اپی ژنتیکی بر فرآیند ترمیم پلاناریا با استفاده از تیمار به‏وسیله کوچک مولکول‌ها

دوره 6، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 471-480

https://doi.org/10.52547/JCT.6.4.471

مانا احمدراجی، عبدالحسین شیروی، سیده نفیسه حسنی، حسین بهاروند

چکیده هدف:هدف این تحقیق، بررسی تاثیر تغییرات اپی ژنتیک توسط تیمار با کوچک مولکول‌های تغییردهنده سطح اپی ژنتیک سلول در حین فرآیند ترمیم پلاناریا است.
مواد و روش‌ها:کرم های پلاناریا با استفاده از برش به سه قطعه سر، دم و تنه تقسیم و پس از انتقال به چاهک‏های جداگانه با 6 نوع کوچک مولکول تغییر دهنده سطح اپی ژنتیک با غلظت‏های مختلف ‌تیمار شدند. برای بررسی تاثیر تیمارها بر روند فرآیند ترمیم، از ارزیابی خصوصیات ریخت‌شناسی در طول ۲۰ روز پس از قطعه کردن استفاده شد.
نتایج:ارزیابی دقیق ریخت‌شناسی نمونه‌های تیمار شده با کوچک مولکول‌ها نشان داد که از بین شش کوچک مولکول  بررسی‌شده، دو کوچک مولکول سدیم بوتیرات و والپوریک اسید (مهار کننده آنزیم هیستون داستیلاز) به‏ترتیب باعث تاخیر در ترمیم قطعات مختلف سر، تنه و دم و تاخیر در تشکیل چشم قطعات تنه و دم می‌شوند. همچنین چهار کوچک مولکول دیگر شامل BIX01294، RG108، SAHA و Tranylcypromin تاثیری در فرآیند ترمیمی نداشتند و کلیه نمونه‌های تیمار شده به‌صورت طبیعی ترمیم شدند.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهند که اپی ژنتیک سلول دارای نقش کلیدی در فرآیند ترمیمی پلاناریا است و مهار فعالیت هیستون داستیلازها باعث اختلال در فرآیند ترمیم طبیعی می‏شود. با این وجود، تعیین دقیق مکانیسم عملکرد هیستون داستیلاز در فرآیند ترمیم پلاناریا نیاز به بررسی بیشتر دارد. امید می‌رود از طریق بررسی نتایج به‌دست‌آمده بتوان به درک بهتری از مکانیسم‌های مولکولی فعال‌سازی و ممانعت کنندگی ترمیم در پلاناریا و سایر موجودات دست ‌یافت.
 

بهبود تولید رده‌های سلولی پرتوان هاپلوئید از جنین‏‌های پارتنوژنتیک موش به واسطه مهار هم‏زمان مسیرهای پیام‌رسانی MEK و TGFβ

دوره 6، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 421-430

https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.421

سپیده ملامحمدی، عبدالحسین شیروی، سیده نفیسه حسنی، حسین بهاروند

چکیده هدف: در این طرح تولید سلول‌های بنیادی جنینی هاپلوئید پارتنوژنتیک در حضور مهارکننده‌های مسیرهای پیام‌رسانی ERK و TGF-β بررسی شده است. مواد و روش‌ها: ابتدا بلاستوسیست‌های پارتنوژنتیک حاصل از فعال‌سازی شیمیایی اووسیت‌ها، در محیط R2i (حاوی PD0325901 و SB431542 که به‏ترتیب مسیرهای پیام‌رسانی ERK و TGF-β را مهار می‌کنند) کشت شدند. سپس رده‌های سلول‌های بنیادی جنینی پارتنوژنتیک در این محیط تکثیر و نگه‏داری شدند. با استفاده از رنگ‌آمیزی ایمونوفلورسانس و qRT-PCR، بیان مارکرهای‌ پرتوانی و با روش تمایز خودبه‏خودی و ایجاد تراتوما پتانسیل تمایزی این سلول‌ها ارزیابی شدند. میزان هاپلوئیدی نیز با استفاده از روش فلوسایتومتری تعیین گردید. نتایج: در شرایط R2i، حدود 50 درصد از جنین‌های پارتنوژنتیک، رده سلولی تولید کردند و 10 تا 13 درصد سلول‌های هر رده به‌صورت هاپلوئیدی بودند. سلول‌های بنیادی پارتنوژنتیک تولید شده در محیط R2i ویژگی‌های سلول‌های بنیادی پرتوان مانند مورفولوژی، پاساژپذیری، بیان ژن‌های ویژه پرتوانی در سطح mRNA و پروتئین را نشان دادند. همچنین این سلول‌ها قادر به تمایز خودبه‏خودی به مشتقات سه لایه زاینده جنینی و ایجاد تراتوما بودند. نتیجه‌گیری: مهار مسیرهای پیام‌رسانی ERK و TGF-β می‌تواند شرایط مناسبی را برای تولید سلول‌های بنیادی هاپلوئید از جنین‌های پارتنوژنتیک فراهم کند.