فصلنامه
نویسنده = گروسی، قاسمعلی
بیوتکنولوژی

تاثیر نانوذره اکسیدآهن و BAP در کشت بساک گیاه فلفل دلمه‌ای (Capsicum annuum L.)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 بهمن 1404

https://doi.org/10.61882/jct.2026.2046649.2069

مریم محمدی، رحیم حداد، قاسمعلی گروسی

چکیده هدف: هدف از انجام این مطالعه، بررسی غلظت‌های مختلف نانوذره اکسیدآهن و بنزیل آمینو پورین (BAP) در کشت بساک گیاه فلفل دلمه‌ای روی صفات درصد کالوس‌زایی، جنین‌زایی، باززایی و ریشه‌زایی است. مواد و روش‌ها: آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در شرایط کشت درون شیشه‌ای انجام شد. جوانه‌های گل در اندازه مناسب از گلخانه جمع آوری شده و پس از مراحل مختلف استریل، بساک‌ها در محیط کشت C حاوی 2 میلی‌گرم در لیتر نفتالین استیک اسید (NAA) ، غلظت‌های مختلف BAP (0، 1/0، 5/0 و 1 میلی‌گرم در لیتر) و غلظت‌های مختلف نانوذره اکسیدآهن (0، 1، 10 و 20 میلی‌گرم در لیتر) کشت گردیدند. نتایج: نتایج حاصل از تجزیه واریانس داده‌ها نشان داد که به کار بردن غلظت‌های مختلف نانوذره اکسیدآهن و BAP تاثیر معنی‌داری بر درصد جنین‌زایی، باززایی و ریشه‌زایی گیاه دارد. نتایج اثرات متقابل نشان داد که در بین غلظت‌های مختلف نانوذره اکسیدآهن و BAP بیشترین درصد جنین‌زایی (88/38 درصد) در تیمار 20 میلی‌گرم در لیتر نانوذره اکسیدآهن و صفر میلی‌گرم در لیتر BAP مشاهده شد. همچنین تیمار 20 میلی‌گرم در لیتر نانوذره اکسیدآهن و صفر میلی‌گرم در لیتر BAP دارای بیشترین درصد باززایی (33/33 درصد) بود. تعیین سطوح پلوئیدی از طریق شمارش کروموزومی بوسیله رنگ آمیزی سلول‌های نوک ریشه انجام گرفت که از 23 گیاه بدست آمده 21 عدد دیپلوئید و 2 عدد هاپلوئید بودند. نتیجه‌گیری: در کشت بساک فلفل دلمه‌ای، غلظت‌های مختلف نانوذره اکسیدآهن به همراه تنظیم کننده‌های رشد گیاهی در غلظت‌های مختلف تاثیر زیادی را در جنین‌زایی، باززایی و ریشه‌زایی نشان دادند.

بررسی ثبات ژنتیکی کلون‌های حاصل از ریزازدیادی جوانه‌های جانبی هندوانه در شرایط کشت درون‌شیشه‌‌

دوره 16، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 200-227

https://doi.org/10.61882/JCT.16.2.200

شبنم مازندرانی، قاسمعلی گروسی، رحیم حداد

چکیده هدف: هدف این پژوهش ریزازدیادی رقم جابانی هندوانه از طریق کشت جوانه جانبی و بررسی تغییرات ژنتیکی احتمالی گیاه‫چه‌ها پس از چهار نسل باززایی است. مواد و روش‌ها: در این تحقیق، جوانه‌های جانبی پس از رشد گیاه مادری، در محیط کشت MS با غلظت‌های مختلف IAA، BAP و TDZ منتقل و ریزازدیادی به‫مدت چهار نسل ادامه یافت. در ادامه تاثیر غلظت‌های منتخب هورمونی و نسل‌های مختلف واکشت روی شباهت/تفاوت ژنتیکی گیاه‫چه‌های انتخابی با گیاه شاهد (مادری) توسط نشانگر ISSR موردبررسی قرار گرفت. نتایج: نتایج حاصل از بررسی تاثیر هورمون­ها روی افزایش تعداد جوانه جانبی در نسل‌های مختلف نشان داد که به‌طورکلی سه غلظت 0 mg/L IAA و 1 mg/L BAP، 1 mg/L IAA و 2 mg/L BAP و 2 mg/L IAA و 2 mg/L BAP به‫ترتیب با 33/2، 83/3 و 17/2 نوساقه در هر ریزنمونه بیشترین تاثیر را روی ازدیاد تعداد جوانه‌های جانبی بعد از چهار نسل داشتند. در بررسی تغییرات ژنتیکی با استفاده از 5 نشانگر ISSR، 60 باند تولید شد که 3/43 درصد آن‌ها چندشکلی بودند. بیشترین تعداد باند (17 باند) مربوط به آغازگر UBC-864 و کمترین (9 باند) مربوط به P2 بود. بیشترین جایگاه‌های چندشکلی در آغازگر UBC-808 مشاهده شد. در میان تیمارها مورد بررسی، تیمار 1 mg/L IAA و 2 mg/L BAP در نسل 3 ریزازدیادی با 9 جایگاه چندشکلی بیشترین و تیمار 0 mg/L IAA با 1 mg/L BAP در نسل 1 ریزازدیادی با 2 جایگاه چندشکلی کمترین تعداد چندشکلی را نشان دادند. نتیجه­گیری: یافته‌های مطالعه کنونی نشان داد که نشانگرهای ISSR به‌طور موثری می‌توانند برای بررسی ثبات یا تنوع ژنتیکی ایجادشده در هندوانه پس از چند نسل واکشت در شرایط درون شیشه استفاده شوند.