فصلنامه
نویسنده = خاتمی، سیده مهسا

بررسی تاثیر عصاره هیدروالکلی گل قاصدک بر روی روند تکثیر سلول‏های بنیادی عصبی

دوره 5، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 385-391

https://doi.org/10.52547/JCT.5.4.385

علیرضا عبدانی پور، سیده مهسا خاتمی، محسن سقا، فرشید سلیمی ننه کران، داوود نقی زاده، رضا بنابی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تاثیر عصاره هیدروالکلی گل قاصدک (Cirsium vulgare) بر روی تکثیر و رشد سلول‏های بنیادی عصبی موش صحرایی در شرایط آزمایشگاهی (In vitro) می‏باشد.
مواد و روش‏ها: سلول‏های بنیادی عصبی از هیپوکمپ مغز نوزاد موش صحرایی استخراج شد. به‏منظور تعیین بهترین غلظت، سلول‏ها به‏مدت 48 ساعت با غلظت‏های 200، 400، 600، 800 و 1000 میکروگرم به‏ازای هر میلی‏لیتر محیط کشت تیمار شدند و میزان تکثیر سلولی با روش MTT بررسی گردید. همچنین میزان بیان ژن Sox2 در سلول‏های بنیادی عصبی تیمار شده با روش Real-time PCR بررسی گردید.
 نتایج: نتایج به‏دست آمده در این مطالعه نشان داد که در حضور عصاره گل قاصدک تکثیر سلول‏های بنیادی عصبی و بیان ژن Sox2 به‏طور معنی‏داری نسبت به گروه کنترل افزایش یافت.
 نتیجه گیری: با توجه به تاثیر عصاره گل قاصدک بر روی روند تکثیر سلول‏های بنیادی عصبی، استفاده از این عصاره گیاهی می‏تواند جهت مقاصد کلینیکی به‏منظور درمان برخی از بیماری‏های سیستم عصبی از جمله  ایسکمی مغزی و ضایعات نخاعی مفید باشد.

کاهش فعالیت میکروگلیا و ماکروفاژها بعد از تجوز سیتمیک والپروئیک اسید به عنوان یک مهار کننده دی استیلاسیون هیستونی

دوره 5، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 245-252

https://doi.org/10.52547/JCT.5.3.245

علی‏رضا عبدانی پور، تقی طریحی، سیده مهسا خاتمی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تاثیر اسید والپروئیک به‏عنوان مهار کننده دی استیلاسیون هیستونی در کاهش فعالیت میکروگلیا/ماکروفاژها و تخریب بافت عصبی بعد از ایجاد ضایعه نخاعی در موش صحرایی می‏باشد. مواد و روش‏ها: برای ایجاد ضایعه نخاعی مدل کانتیوژن مورد استفاده قرار گرفت. تعداد ده عدد موش صحرایی دارای ضایعه نخاعی به‏طور مساوی به دوگروه تقسیم شدند: در گروه کنترل هیچ تزریقی انجام نشد و در گروه درمان شده موش‏ها به‏میزان  400 میلی‏گرم به‏ازای هر کیلوگرم وزن برای مدت دو هفته تزریق داخل صفاقی اسید والپروئیک انجام شد. 28 روز بعد از ضایعه موش‏ها کشته شدند و نخاع ضایعه دیده خارج شد و درصد سلول‏های H3،ED-1 و OX-42 مثبت با روش ایمونوهیستوشیمی مورد بررسی قرار گرفتند. همچنین درصد حجمی حفره ایجاد شده در 4200 میکرومتر طول ضایعه (در نواحی مرکزی، بالا و پایین‏تر از ضایعه) در هر نمونه مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج: نتایج به‏دست آمده، افزایش استیلاسیون پروتئین هیستونی (H4) و کاهش فعالیت میکروگلیاها/ ماکروفاژها را در محل ضایعه نشان می‏دهد. همچنین درصد حفره تشکیل شده در گروه درمان شده با اسید والپروئیک نسبت به گروه کنترل (درمان نشده) کاهش معنی‏داری را نشان داد. نتیجه‏گیری: تجویز اسید والپروئیک در مراحل اولیه مدل ضایعه نخاعی نقش موثری را در کاهش فعالیت میکروگلیا/ماکروفاژها و کاهش آسیب بافت عصبی ایفا می‏کند.