تاثیر الیسیتور ملاتونین بر سلامت سلولی و محتوای متابولیتهای ثانویه گیاه دارویی پونه کوهی (Mentha longifolia)
دوره 15، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 336-348
https://doi.org/10.61186/JCT.15.4.336
محمد آبیاری
چکیده هدف: با توجه به اهمیت پونه کوهی (Mentha longifolia) در صنایع دارویی، این مطالعه با هدف ارزیابی تاثیر ملاتونین بر درصد زندهمانی سلولی و سطح ترکیبات زیستفعال مهم پونه کوهی انجام شد. مواد و روشها: این مطالعه در قالب آزمایش فاکتوریل با طرح پایه کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. ملاتونین (با غلظتهای 0، 100 و 200 میکرومولار بر مبنای مطالعات گذشته) به محیط کشت MS حاوی 2,4-D با غلظت mg.L-1 1 افزوده شد. بعد از 24، 48 و 72 ساعت از تیمار، درصد زندهمانی سلولی و سطح ترکیبات مهم پونه بهترتیب توسط آزمون تترازولیوم و HPLC سنجش شدند. نتایج: با افزودن ملاتونین در کشتسلولی، زندهمانی سلولهای پونه کاهش یافت. با افزایش ملاتونین از 100 به 200 میکرومولار در کشتسلولی، سطح ترکیبات بهطور معنیداری نسبت به شاهد افزایش یافت. سطوح منتول، منتون، پولگون و 1،8-سینئول تا 48 ساعت بعد از تیمار افزایش یافتند اما بعد از آن زمان، کاهش معنیداری نشان دادند. از آنجاییکه هدف نهایی، افزایش تولید ترکیبات فعال بیولوژیکی است و نه بالاترین زندهمانی سلولی، لذا با رعایت اعتدال، 48 ساعت بعد از اعمال تیمار 200 میکرومولار ملاتونین، بهترین شرایط را برای حصول سطح بالای متابولیتهای با ارزش پونه فراهم میکند. بهطوریکه تیمار فوق باعث افزایش 125 درصدی منتول، 130 درصدی منتون، 140 درصدی پولگون و 120 درصدی 1،8-سینئول شد. نتیجهگیری: کاربرد ملاتونین در غلظت 200 میکرومولار و برداشت متابولیتها 48 ساعت بعد از تیمار میتواند ضمن حفظ سطح کافی زندهمانی سلولهای پونه کوهی، باعث افزایش غلظت متابولیتهای ثانویه شود.
بهینه سازی کالوس زایی در شاهدانه Cannabis sativa L.
دوره 14، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 337-352
https://doi.org/10.61186/JCT.14.4.337
نفیسه اسکندری، علی عبادی، سید علیرضا سلامی
چکیده هدف: باتوجه به اهمیت و نیاز به افزایش کانابینوئیدهای با ارزش موجود در گیاه شاهدانه بهدلایل کاربردهای صنعتی، غذایی و بهخصوص اهمیت آنها در صنایع داروسازی و با توجه به اینکه در روشهای سنتی کشت گیاه، تولید متابولیتهای ثانویه کم بوده و مدت زمان طولانی برای تولید لازم است، ضروری بهنظر میرسد که برای تولید سریع و انبوه این متابولیتهای ثانویه و مواد دارویی با ارزش، از روشهای کارامد بیوتکنولوژی جهت تولید مقدار مطلوب و کافی مواد موثره مورد نیاز در زمان کمتر بهرهمند شد. بنابراین هدف از این پژوهش بهینه سازی کالوس زایی در شاهدانه دارویی است. مواد و روش ها: کالوس زایی ریزنمونه برگ بعد از ضدعفونی و کشت بر روی محیط کشتهای MS و DKW حاوی ویتامین های B5 به همراه غلظتهای مختلفی از تنظیم کنندههای رشد 2,4-D و BA بررسی شد. نتایج: بهترین کالوس زایی حاصل از این پژوهش مربوط به محیط کشت MS بهعلاوه تیمار هورمونی 2 میکرومول در لیتر 2,4-D بههمراه 5/2 میکرومول در لیترBA بود. همچنین نامناسب ترین محیط جهت تولید کالوس از برگ شاهدانه از نظر تمام صفات مورد بررسی مربوط به محیط کشت DKW بههمراه 5 میکرومول در لیتر 2,4-D در ترکیب با 5/2 میکرومول در لیتر BA بود. نتیجه گیری: با توجه به ترد بودن کالوس تولیده شده در محیط بهدست آمده از این پژوهش، استفاده از آن برای مطالعات آتی جهت جنین زایی سوماتیکی و کشت های سوسپانسیون سلولی توصیه میشود.
اثر داروی پاکسلوید بر مورفوژنز سیستم اسکلتی در مدل حیوانی رت ( مطالعه بافتشناسی)
دوره 16، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 337-351
https://doi.org/10.66224/JCT.16.4.337
علی عبداللهی، مجید مروتی-شریفآباد، الهام صالحی، محسن رشیدی، علی رضایی گلمیشه، حسن مروتی
چکیده هدف: پاکسلووید، یک داروی ترکیبی خوراکی حاوی نیرماترلویر (عامل ضد ویروسی) و ریتوناویر (تقویت کننده فارماکوکینتیک)، برای درمان کووید-۱۹ با هدف کاهش شدت بیماری، بستری و مرگ و میر توسعه یافته است. با اینحال، ایمنی آن در دوران بارداری، بهویژه تاثیر آن بر رشد جنین، نیاز به بررسی دارد. این مطالعه با رعایت دستورالعملهای ICH، اثرات احتمالی پاکسلووید بر مورفوژنز اسکلتی جنین موش را ارزیابی کرد. مواد و روشها: رتهای باردار به چهار گروه تقسیم شدند. گروه اول(کنترل) دارویی دریافت نکرد، گروه دوم دوزهای 60 و 100، گروه سوم دوزهای 200 و 300 و گروه چهارم دوز ثابت 1000 میلیگرم بر کیلوگرم روزانه پاکسلووید را دریافت کردند. پارامترهای مادرانه (وزن و علائم بالینی) و جنینی( وزن، طول سر-دم (CRL) و دور شکم (AC)) در روز ۲۱ بارداری بررسی شدند. ناهنجاریهای اسکلتی با رنگآمیزی هماتوکسیلین-ائوزین و آلیزارین رد S ارزیابی شدند. نتایج: کاهش وزن مادران و جنینها در گروههای تحت درمان نسبت به گروه کنترل مشاهده شد، اما آنالیز بافتشناسی اسکلت، ناهنجاری ساختاری نشان نداد. این یافتهها حاکی از آن است که پاکسلووید اگرچه ممکن است بر شاخصهای رشد جنین تاثیر گذارد، اما اثر تراتوژنیک بر اسکلت ندارد. نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان میدهد که پاکسلووید یکپارچگی اسکلت جنین را مختل نمیکند و از ایمنی نسبی آن در بارداری حمایت میکند. با این حال، پژوهشهای بیشتر برای درک مکانیسمهای تأثیر بر رشد و تعمیم نتایج به انسان ضروری است. بهطورکلی، یافتهها حاکی از خطر پایین آسیب جنینی بوده و ایمنی پاکسلووید را در جمعیتهای باردار تقویت میکنند.
بررسی ساختار سلولی انواع مختلف کرک در گونهBoiss. Salvia macrosiphon و تغییرات آنها در جمعیتهای مختلف
دوره 15، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 349-359
https://doi.org/10.61186/JCT.15.4.349
سید مهدی طالبی، مریم سمیعی
چکیده هدف:Boiss. Salvia macrosiphon از گونههای معطر یکساله تیره Lamiaceae است که بهطور وسیعی در کشور ایران میروید. بهدلیل وجود متابولیتهای ثانویه، این گونه کاربرد وسیعی در طب سنتی دارد. هدف از این مطالعه، تعیین انواع مختلف کرک در سطح اپیدرم برگ این گونه و نحوه تغییر تراکم و نوع کرک در بین جمعیتهای مختلف آن است. مواد و روشها: به این منظور، تعداد 8 جمعیت از این گیاه از رویشگاه های طبیعی آن جمع آوری شده و از هر جمعیت 3 برگ سالم و بالغ انتخاب شدند. برش گیری توسط دست انجام شد و رنگ آمیزی مضاعف توسط رنگهای کارمن زاجی و آبی متیل صورت پذیرفت. نتایج: در سطح اپیدرم برگ گونه مورد نظر پوشش کرکی متراکمی وجود داشته که متشکل از کرکهای غیر غدهای و کرکهای غد های است. کرکهای غیر غدهای فاقد انشعاب بودند و به اشکال یک تا پنج سلولی مشاهده شدند. کرکهای غدهای از نوع سردارپایه کوتاه و پایه بلند، سپری و انگشتی شکل هستند. فراوانترین نوع کرکها درسطح برگ همه جمعیتها، کرکهای غیر غدهای دو تا چهار سلولی بودند. در میان کرکهای غدهای، فراوانترین نوع سردار پایه کوتاه بود. نتیجه گیری: تراکم کرکها در بین جمعیتهای مورد مطالعه متفاوت بوده که نشان دهنده تطابق گیاه با زیستگاه گیاه و فرآیند گونه زایی است. همچنین گیاهان جمعیت هایی که دارای تراکم کرکهای سردار پایه کوتاه بیشتری بودند نسبت به گیاهان سایر جمعیتها عطر بیشتری داشتند.
اثر هم افزایی اگزوزومهای مشتق از سلولهای بنیادی و گلوکزآمین بر بیان ژنهای Sox9، Acan، Col2a1 و Col10a1 در سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موش نژاد NMRI در محیط کندروژنیک
دوره 16، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 352-368
https://doi.org/10.66224/JCT.16.4.352
مریم لطفی، جواد بهارآرا، خدیجه نژاد شاهرخ آبادی، پژمان خورشید
چکیده هدف: غضروفها فاقد رگ خونی و دارای توانایی ترمیم محدود میباشند. بازسازی آسیب غضروفی بهعنوان یک چالش باقی مانده است. اگزوزومها وزیکولهای خارج سلولی میباشند که از انواع مختلفی از سلولها آزاد میشوند. از طرف دیگر مشاهده شده که گلوکزآمین بهعنوان دارو نقش مهمی در بازسازی غضروف ایفا میکند. هدف از این پژوهش بررسی تاثیر توام اگزوزومهای مشتق از سلولهای بنیادی مغز استخوان موش و گلوکز آمین بر بیان ژنهای اختصاصی غضروف میباشد. مواد و روشها: سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موش کوچک آزمایشگاهی کشت داده شدند و اگزوزومها از محیط رویی سلولها بهروش التراسانتریفیوژ استخراج شد. اثرات اگزوزوم و گلوکزآمین بر بیان ژنهای Sox9، Acan، Col2a1 و Col10a1 در سلولهای بنیادی مزانشیمی در حضور محیط کندروژنیک بررسی شد. نتایج: نتایج شناسایی، حضور اگزوزومها با اندازهی تقریبی 100 نانومتر را تایید کردند و همچنین نتایج Real time PCR نشان داد که بیان ژنهای Sox9، Acan و Col2a1 در سلولهای بنیادی تحت تیمار توام با اگزوزوم و گلوکزآمین نسبت به سایر گروهها پس از 14 روز افزایش معنی دار و همچنین بیان ژن Col10a1 کاهش معنادار داشته است. نتیجهگیری: ترکیب اگزوزومهای مشتق از سلولهای بنیادی مغز استخوان و گلوکوزامین باعث افزایش بیان ژنهای اختصاصی غضروف (Sox9، Acan و Col2a1) و کاهش بیان ژن هیپرتروفیک Col10a1 شد که نشاندهنده تقویت فرایند کندروژنز و مهار تمایز هیپرتروفیک است. این نتایج نشان میدهد که استفاده همزمان از این دو عامل میتواند رویکردی موثر برای بازسازی غضروف و پیشگیری از تخریب زودرس آن باشد.
بهترین منبع سلول اتولوگ برای بازسازی نقایص با اندازه بحرانی مفاصل زانو در گوسفند
دوره 14، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 353-372
https://doi.org/10.61186/JCT.14.4.353
فاطمه زارعی، راضیه شفقی، محمدمهدی دهقان، فرهاد مصطفایی، لیلا تقی یار، محمدرضا باغبان اسلامی نژاد
چکیده هدف: استئوآرتریت (OA) یک بیماری ناتوان کننده با بار روانی و اقتصادی است. امروزه استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمی (MSCs) بسیار مورد توجه است. لذا انتخاب منبع سلولی مناسب یکی از چالشهای درمان OA است. هدف از این مطالعه بازسازی ضایعه غضروفی ( اندازه بحرانی) در زانوی گوسفند با استفاده از سلولهای اتولوگ کندروسیت، MSCs حاصل از بافت مغز استخوان (Bm-MSCs)و MSCs مشتق از بافت چربی (Ad-MSCs) که در شرایط کاملا یکسان جداسازی و کشت شده است. مواد و روشها: در مطالعه حاضر از گوسفند نژاد Najdi 12 ماهه استفاده شد. کندروسیتها از انتهای دنده، Bm-MSC از مغز استخوان و Ad-MSCs از بافت چربی گوسفند جدا شدند. سپس سلولهای جدا شده در محیطهای کشت و شرایط دمای 37 درجه سانتیگراد یکسان کشت شدند. پس از بررسی هوییت MSCs و کندروسیتها، مقدار ۱۰۶×۵ سلول در هر میلیلیتر ژل کلاژن نوع I کاشته شد. سپس به ضایعه غضروف در زانوی گوسفند پیوند شد. دو ماه پس از پیوند، میزان ترمیم با روش ماکروسکوپی و رنگآمیزی بافتشناسی H&E و Safranin fast green/O بررسی شد. نتایج: هوییت سلولهای MSCs کندروسیت تایید شد. بر اساس مشاهدات در گروههای درمانی، آسیب توسط بافت غضروف شبه هیالین در مقایسه با گروههای کنترل (untreated) و sham پر شده است. همچنین، سطح بافت تشکیل شده در Bm-MSCs و کندروسیت صافتر از گروه Ad-MSCs بودp<0.05) *). غضروف هیالین Bm-MSCs واضحتر از گروه Ad-MSCs است. ولی تفاوت معنیداری نشان داده نشد. نتیجهگیری: نتایج نشان داد که سه منبع سلولی برای این منظور مناسب هستند. Ad-MSCs بهدلیل سهولت دسترسی توصیه میشوند.
کورکومین تمایز استئوژنیک مختلشده توسط DEHP را در سلولهای بنیادی مزانشیم رت بازسازی میکند
دوره 16، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 369-388
https://doi.org/10.66224/JCT.16.4.369
محمدحسین آبنوسی، محجوبه لک
چکیده هدف: دی-2-اتیلهگزیل فتالات (DEHP) بهعنوان نرمکننده در محصولات PVC پزشکی استفاده میشود و بهدلیل عدم اتصال کووالانسی، در فرایند درمان جدا شده و موجب آلودگی مغز استخوان میشود. مطالعات نشان دادهاند که DEHP با القای استرس اکسیداتیو، تمایز استئوژنیک سلولهای بنیادی مزانشیمی (BMSCs) را مهار میکند. در این پژوهش، نقش آنتیاکسیدانتی کورکومین (Cur) در کاهش آسیبهای DEHP بررسی شده است. مواد و روشها: سلولها BMSC از رت ویستار استخراج و پس از پاساژ سوم، بهمدت ۲۱ روز در محیط استئوژنیک با DEHP (100 μM)، کورکومین (0.1 μM) و ترکیب همزمان آنها تیمار شدند. توانائی زیستی و تمایز استئوژنیک با آزمونهای آلیزارین رد، کلسیم ماتریکس و آلکالین فسفاتاز ارزیابی شد. استرس اکسیداتیو با اندازهگیری MDA، فعالیت CAT و SOD و سطح TAC بررسی گردید. همچنین بیان ژنهای استئوژنیک از طریق RT-PCR برای ژنهای SMAD1، BMP2، BMP7، RUNX2، COL-1، ALP، OC و GAPDH انجام شد. نتایج: DEHP موجب کاهش شدید توانائی زیستی و تمایز استئوژنیک BMSCs شد (p<0.0001)، در حالیکه کورکومین در تیمار همزمان این اثرات را بهطور معنیدار جبران نمود، بهطوریکه ماتریکس استخوانی، غلظت کلسیم و فعالیت آلکالین فسفاتاز به سطح کنترل رسید. همچنین بیان همه ژنهای دخیل در تمایز استئوژنیک افزایش یافت و Cur موجب کاهش MDA (p<0.05) و افزایش فعالیت CAT، SOD و TAC شد، و توانست اثرات استرس اکسیداتیو ناشی از DEHP را خنثی کند. نتیجهگیری: کورکومین با مهار استرس اکسیداتیو توانست اثرات مهاری DEHP بر تمایز استئوژنیک BMSCs را جبران نماید. لذا پیشنهاد میشود درصورت مواجهه با DEHP در طی درمان دراز مدت از کورکومین استفاده شود.
بررسی ظرفیت آنتی اکسیدانتی و ترکیب اسید چرب روغن بذر ارقام مختلف بامیه
دوره 16، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 421-434
https://doi.org/10.66224/JCT.16.4.421
سید مهدی طالبی، اسرا سلمان، پریسا مالکی
چکیده هدف: بامیه گیاهی یکساله خوراکی و با ارزش تغذیه ای و دارویی از خانواده مالواسه است که در مناطق مختلف جهان، از جمله ایران کشت میشود در این پژوهش، ترکیب اسیدهای چرب روغن و ظرفیت آنتیاکسیدانتی روغن حاصل از بذر هفت رقم مختلف بامیه خوراکی شامل ارقام سفید، سلطانی، قرمز، مخملی، سبز، تگزاسی و حنایی مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روشها: بذر های سالم و رسیده هر رقم پودر شده و سپس روغن آنها بهروش اصلاح شده Folch و همکاران استخراج شدند. سپس، اسید چرب موجود در روغن به متیل استر تبدیل شده و جهت شناسایی یه دستگاههای GS/MS و GC تزریق شدند. برای تعیین میزان ظرفیت آنتیاکسیدانتی از روش DPPH استفاده شد. دادههای حاصل با نرم افزارهای MVSP و SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج: روغن این ارقام شامل طیفی از اسیدهای چرب اشباع و غیراشباع است که نسبت آنها در میان ارقام مختلف تفاوت معنیداری دارد. بیشترین درصد مجموع اسیدهای چرب اشباع (53/42 درصد) در رقم بامیه سفید و کمترین آن (41/36 درصد) در رقم سلطانی مشاهده شد. همچنین، بیشترین (33/63 درصد) و کمترین (33/57 درصد) میزان درصد مجموع اسیدهای چرب غیراشباع بهترتیب در ارقام سلطانی و سفید وجود داشت. اسید پالمتیک و اسید استئاریک بهعنوان اسیدهای چرب اشباع غالب و اسیدهای لینولئیک و اولئیک بهعنوان اسیدهای چرب غیراشباع اصلی شناسایی شدند. در رقم بامیه سفید، اسید اولئیک بیشترین سهم را در میان اسیدهای چرب غیراشباع داشت، در حالیکه در سایر ارقام، اسید لینولئیک غالب بود. تجزیه خوشهای بهروش UPGMA و تحلیل مولفههای اصلی (PCA) منجر به تفکیک ارقام به دو گروه اصلی شد که نشاندهنده تنوع قابل توجه در ساختار شیمیایی روغن بذر بین ارقام است. همچنین، ظرفیت آنتیاکسیدانتی روغنهای استخراجشده با استفاده از روش مهار رادیکال DPPH شناسایی و تعیین شد. میانگین IC50 روغنها 67/1058 میکروگرم در میلیلیتر بود که از 23/689 میکروگرم در میلیلیتر در رقم سبز تا 12/2551 میکروگرم در میلیلیتر در رقم تگزاسی متغییر بود. بحث: ساختار روغن دانه بامیه رقم سفید بسیار متمایزتر از سایر ارقام است. یافتههای این پژوهش میتواند در انتخاب ارقام مناسب جهت استخراج روغن برای اهداف تغذیهای و صنعتی موثر واقع شود. همچنین،ساختار ترکیبات اسیدچرب غیر اشباع و ترکیبات فنولی بذر بر ظرفیت آنتیاکسیدانتی روغن بذر بامیه بسیار تاثیرگذار است.
بررسی شکستDNA اسپرم در افراد الیگو آستنواسپرمی و تاثیر آن بر عمل ICSI و تشکیل جنین در مرکز ناباروری رویش کرج
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 خرداد 1405
https://doi.org/10.61882/jct.2026.2080079.2122
گلریز لک، فریناز به فرجام
چکیده هدف: از پژوهش حاضر، شناسایی آسیب DNA اسپرم و مطالعه تأثیر آن بر روی میزان موفقیت روش های کمک باروری از جمله میکرو اینجکشن در زوجین نابارور با هدف بهبود کیفیت اسپرم ها، قبل از شروع سیکل درمانی و تحمیل هزینه های گزاف به زوجین است. در این مطالعه60 زوج نابارور انتخاب شدند. نمونه های سیمن بررسی و رنگ آمیزی DNA اسپرم آن ها انجام شد.در روز عمل ICSIتخمک گیری از بانوان انجام شد و در همان روز تزریق درون سیتوپلاسمی اسپرم هایی با بهترین شکل ظاهری به درون تخمک ها صورت گرفت. در نهایت در روز سوم تعداد و کیفیت جنین ها بررسی شد و مقایسه ها صورت گرفت. درصد فراوانی شکست DNA اسپرم درافراد سالم کمتر از افراد مورد آزمون بوده است. آنالیز اطلاعات نشان داد که تفاوت معنی داری(P<0.05) بین درصد شکست DNA اسپرم و کیفیت جنین وجود داشت همچنین شکست DNA اسپرم می تواند سرعت نرمال اسپرم، شکل اسپرم و تعداد اسپرم را به شدت کاهش دهد. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که شکست DNA در افراد الیگو استنو اسپرمی بیشتر از افراد سالم است و این شکست به طور قابل توجه ای بر کیفیت جنین تاثیر دارد. بنابراین استفاده از آزمایش هایی برای ارزیابی DNA اسپرم برای پیش بینی میزان موفقیت در روش های کمک باروری مفید می باشند. همچنین قبل از شروع دوره درمانی و تحمیل هزینه به زوجین، باید با روش ها و دارو های مناسب نظیر آنتی اکسیدان کیفیت DNA اسپرم را بهبود بخشید.
مقایسه اثرات پاپاورین و تاموکسیفن بر بیان ژن CDK4، miR-146a و miR-22 ردهی سلولی Du145 سرطان پروستات
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 تیر 1405
https://doi.org/10.61882/jct.2026.2087561.2132
حمیدرضا مومنی، طاهزه اعتمادی، ارکان المسعودی، زهرا عزیزی
چکیده هدف: سرطان پروستات یکی از شایعترین بدخیمیها در مردان است و شناسایی ترکیباتی که قادر به مهار تکثیر سلولی و ایجاد تغییرات مولکولی مؤثر باشند، میتواند به توسعه راهبردهای درمانی جدید و بهبود مدیریت این بیماری کمک کند. در این مطالعه، اثر پاپاورین و تاموکسیفن بر میزان زندهمانی سلولی و بیان ژنها و microRNAهای مرتبط با چرخهی سلولی در ردهی سلولی DU145 سرطان پروستات مورد ارزیابی قرار گرفت.
مواد و روشها: برای این منظور، سلولها با غلظتهای مختلف پاپاورین و تاموکسیفن تیمار و زندهمانی سلولی با سنجش MTT(3-[4,5-dimethylthiazol-2-yl]-2,5 diphenyl tetrazolium bromide) در زمانهای 24، 48 و 72 ساعت ارزیابی شد. مقادیر IC50 تعیین و برای بررسی بیان ژن CDK4 و miR-146a و miR-22 از Real-Time PCR استفاده شد.
نتایج: نتایج نشان داد که پاپاورین و تاموکسیفن بهصورت وابسته به غلظت و زمان موجب کاهش زندهمانی سلولهای DU145 شدند. همچنین، کاهش معنیدار بیان ژن CDK4 همراه با افزایش در سطح بیان miR-146a و miR-22 مشاهده شد که میتواند نشاندهنده دخالت مسیرهای تنظیمکننده چرخه سلولی در اثرات مشاهدهشده باشد.
نتیجه گیری: این یافتهها حاکی از آن است که پاپاورین و تاموکسیفن ممکن است از طریق تنظیم بیان ژنها و microRNAهای مرتبط با تکثیر سلولی، در مهار رشد سلولهای سرطان پروستات نقش داشته باشند.
مهندسی نانوذرات هیدروژلی مبتنی بر CNC با غلظتهای کنترلشده جهت افزایش انتخابپذیری و اثرگذاری سیسپلاتین در سلولهای AGS
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 تیر 1405
https://doi.org/10.61882/jct.2026.2088522.2135
پیام مددزاده، هاشم یعقوبی
چکیده هدف: پیشرفتهای نانوفناوری امکان توسعه حاملهای هوشمندی را فراهم کرده است. در این پژوهش، یک سیستم نانوحامل هوشمند مبتنی بر نانوکریستالهای سلولزی (CNC) در قالب نانوهیدروژل BSA–PVA تقویتشده با PEG و هیالورونیکاسید (HA) طراحی شد تا انتقال هدفمند داروی سیسپلاتین (CDP) به سلولهای سرطان معده AGS را فراهم سازد.
مواد و روشها: نانوذرات CNC با روش پیونددهی شیمیایی و حلدرحلال سنتز و داروی CDP بهوسیله انتشار حلال و امولسیون چندمرحلهای بارگذاری شد. سپس نانوکپسولهای BPCCP-HA ساخته و ویژگیهای فیزیکوشیمیایی، مورفولوژی، رهایش وابسته به pH و اثرات سمیت و آپوپتوز آنها بر سلولهای سرطانی AGS و سالم GES-1 بررسی گردید.
نتایج: نتایج حاصل از DLS نیز نشان داد که با افزایش غلظت CNC از ۵۰ به ۲۰۰ میلیگرم، اندازه نانوذرات CNC-CDP از 322 به 363 نانومتر افزایش یافته و پتانسیل زتا از 05/13+ را تا 14/2+ میلی-ولت کاهش یافت. الگوی رهایش دارو در pH مختلف نشان داد که رهایش داروی سیسپلاتین از نانوکپسولهای BPCCP-HA بهطور معنیداری وابسته به pH، غلظت CNC و زمان بود. نتایج ارزیابی سمیت سلولی نشان داد که نانوکپسولهای فاقد دارو (BPCCP-HA) حتی در بالاترین غلظت (µg.mL-1 ۴۰۰) سمیت قابلتوجهی نشان ندادند، اما افزودن BPCCP-HA سمیت سلولی را بهطور معنیداری افزایش داد. همچنین مشخص شد که نانوکپسول BPCCP-HA حاوی ۵۰ میلیگرم CNC بیشترین تأثیر را در القای آپوپتوز در سلولهای AGS داشت.
نتیجهگیری: : نانوحامل توسعهیافته در این مطالعه نه تنها سمیت سلولی را افزایش میدهد، بلکه مرگ سلولی را به سمت آپوپتوز مطلوب هدایت میکند.
