فصلنامه
نوع مقاله: علمی - پژوهشی

بررسی اثرات ویتامین A در مهار آسیب های کروموزومی القایی توسط امواج تلفن همراه روی اریتروسیت های مغز استخوان موش کوچک آزمایشگاهی

دوره 2، بهار 90، بهار 1390، صفحه 1-8

https://doi.org/10.52547/JCT.2.1.1

چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثرات ویتامینA  در مهار آسیب‏های کروموزومی القایی توسط امواج تلفن همراه روی اریتروسیت‏های مغز استخوان موش کوچک آزمایشگاهی بود.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه تجربی 48 سر موش نر بالغ نژاد بالب سی به صورت تصادفی به چهار گروه کنترل، شاهد1، شاهد2 و تجربی تقسیم شده, موش‏های گروه کنترل در شرایط طبیعی، نمونه‏های گروه شاهد1 به مدت چهار روز متوالی و هر روز به مدت سه ساعت (12 – 9) در شرایط آزمایشگاهی و محدوده امواج تلفن همراه به حالت غیر فعال(خاموش) قرار گرفتند. درگروه شاهد 2 موش‏ها   به مدت چهار روز و هر روز به مدت سه ساعت (12- 9) در شرایط آزمایشگاهی در معرض امواج تلفن همراه به حالت روشن قرار داده شدند و به نمونه‏های گروه تجربی ویتامین A با دوز 15000 واحد بین‏المللی بر کیلوگرم به مدت پنج روز متوالی به صورت درون صفاقی تزریق شد و از روز دوم در معرض امواج تلفن همراه به حالت روشن به مدت چهار روز متوالی و هر روز به مدت سه ساعت (12 – 9) قرار گرفتند. کلیه موش‏های گروه های مختلف تشریح و آزمون میکرونوکلئوس روی اریتروسیت‏های پلی‏کروماتیک مغز استخوان موش‏ها انجام شد. داده‏های کمی حاصل با نرم افزار SPSS وآزمون آماری  ANOVA در سطح  05/0 p <  تحلیل گردید.
نتایج: فراوانی میکرونوکلئوس‏ها در اریتروسیت‏های پلی‏کروماتیک مغز استخوان موش نر تجربی (25/23) در مقایسه با گروه کنترل        (68/34)، گروه شاهد 1 (88/35) و شاهد 2 (55/45) کاهش معنی‏داری نشان داد. همچنین گروه شاهد 2 نسبت به گروه کنترل افزایش معنی‏داری در تعداد میکرونوکلئوس‏ها نشان داده است.
نتیجه گیری: ویتامین A  باعث کاهش آسیب‏های کروموزومی القایی توسط امواج ساطع شده از تلفن‏های همراه روی اریتروسیت‏های پلی‏کروماتیک مغز استخوان موش نر بالغ نژاد بالب سی می‏شود.
 

بررسی میزان اکسین در گیاهان باززائی شده از ریشه‏های تراریخت تنباکو(Nicotiana tabacum L.) حاوی Ri –TDNA

دوره 1، زمستان 89، زمستان 1389، صفحه 1-7

https://doi.org/10.52547/JCT.1.4.1

چکیده < p>هدف: این تحقیق با هدف بررسی تغییرات ایجاد شده در میزان اکسین در گیاهان بازارایی شده از ریشه‏های گیاه تنباکو حاوی            Ri –T DNA می‏باشد. مواد و روش‏ها: در این تحقیق قطعات برگ گیاه تنباکو توسط باکتری آگروباکتریوم رایزوژنز تراریخت گردید. ریشه‏های موئین تراریخت ایجاد شده توسط توانایی رشدشان بر روی محیط حاوی کانامایسین انتخاب شدند. برای تائید تراریخت بودن ریشه‏ها از سوبسترای x-gluc استفاده شد. از این ریشه‏های تراریخت ابتدا کالوس و سپس گیاهان تراریخت باززائی گردید. در نهایت میزان اکسین در برگ و ریشه این گیاهان اندازه‏گیری شد. نتایج: آبی رنگ شدن ریشه‏ها تائیدی بر انجام موفق تراریخت شدن نمونه‏ها بود. نتایج بدست آمده نشان داد مقدار اکسین در گیاهان تراریخت نسبت به گیاه شاهد حدود 80 تا 90 در صد افزایش یافته بودند. گیاهان تراریخت نسبت به گیاهان غیر تراریخت فاصله میان گره‏های کوتاه‏تر و سطح برگ کوچکتری داشتند. نتیجه گیری: گیاهان باززائی شده از ریشه‏های تراریخت، میزان اکسین بیشتری نسبت به گیاهان غیر تراریخت تولید نمودند. تغییر میزان اکسین احتمالا نوعی تداخل با جیبرلیک اسید داشته و باعث کوتاهی طول گیاهان تراریخت گردیده است.  

تأثیر کلیت کننده های کلسیمی بر مهار اپوپتوزیس نورون های حرکتی قطعات کشت شده نخاع موش بالغ

دوره 1، پاییز 89، پاییز 1389، صفحه 1-8

https://doi.org/10.52547/JCT.1.3.1

چکیده هدف: هدف از این تحقیق بررسی نقش کلیت کننده های کلسیم بر مهار اپوپتوزیس نورون های حرکتی قطعات کشت شده نخاع موش بالغ بود.
مواد و روش ها: ناحیه سینه‏ای نخاع موش بالغ توسط دستگاه قطعه کننده بافت به قطعات 400 میکرونی بریده و به چهار گروه تقسیم شدند: 1- قطعات لحظه زمانی صفر 2- قطعات کنترل 3- قطعات تیمار با اتیلن دی آمین تترا استیک اسید (EDTA) 4- قطعات تیمار با اتیلن گلیکول تترا استیک اسید (EGTA). قطعات کنترل و تیمار به مدت 6 ساعت در محیط کشت انکوبه شدند. سنجش             MTT [3-(4,5-dimethylthiazol-2-yl)-2,5-diphenyltetrazolium bromide] جهت ارزیابی قابلیت حیات قطعات نخاع مورد استفاده قرار گرفت. جهت مطالعه مورفولوژیکی نورون‏های حرکتی از رنگ آمیزی پروپیدیوم آیوداید و هوخست 33342 استفاده شد. داده‏ها با روش آنالیز واریانس یکطرفه و تست Tukey مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت و تفاوت میانگین‏ها در سطح p نتایج: نورون های حرکتی قطعات کشت شده نخاع پس از 6 ساعت نشانه های مورفولوژیک اپوپتوزیس را نشان دادند. کاربرد جداگانه کلیت کننده های کلسیمی (EDTA و EGTA) نه تنها توانست قابلیت حیات قطعات کشت شده به مدت 6 ساعت را افزایش دهد بلکه توانست مرگ سلولی اپوپتوزیس را در نورون های حرکتی این قطعات مهار و همچنین درصد تعداد نورون های حرکتی زنده را افزایش دهد.
نتیجه گیری: از آنجا که کاربرد کلیت کننده های کلسیمی درمحیط کشت قطعات نخاع توانست قابلیت حیات این قطعات را افزایش، نشانه های اپوپتوزیس را در نورون های حرکتی مهار و درصد تعداد نورون های حرکتی زنده را در این قطعات افزایش دهند، بیانگر آن است که افزایش کلسیم داخل سلولی احتمالا یکی از دلایل اپوپتوزیس نورون های حرکتی در قطعات کشت شده نخاع می باشد.
 

مطالعه ایمونوهیستوشیمیایی اثر هیپوتیروئیدی و هیپرتیروئیدی مادری درطی دوران بارداری و شیردهی، بر تکوین پوست نوزادان رت نژاد ویستار

دوره 3، بهار 91، بهار 1391، صفحه 1-8

https://doi.org/10.52547/JCT.3.1.1

چکیده هدف: مطالعات نشان داده‏اند که هورمون‌های تیروئیدی لازمه تکامل طبیعی بسیاری از اندام‌های بدن محسوب می‌شوند. در این مطالعه سعی شده است با تکیه بر تکنیک ایمونوهیستوشیمی، به بررسی اثرات هیپوتیروئیدی مادری بر تکوین پوست جنین پرداخته شود. مواد و روش‌ها: رت‌ها در چهار گروه هیپوتیروئید، هیپرتیروئید، هیپوتیروئید تیمار شده با تیروکسین و کنترل قرار گرفتند (هرگروه شامل 10 رت). در این گروه ها، رت‌ها از 14 روز قبل از جفت‌گیری به ترتیب در معرض داروهای ضدتیروئیدی پروپیل تیواوراسیل (PTU) و با دوز 50 میلی‌گرم در هر لیتر آب آشامیدنی، داروی لووتیروکسین با دوز 1 میلی گرم در لیتر و هر دوی این داروها به طور همزمان و با دوزهای ذکر شده قرار گرفتند. پس از 14روز از رت‌های مادر تست خون گرفته شد و در صورت تغییر مناسب سطح هورمونی آن‌ها، به همراه رت‌های نر به قفس‌های مخصوص جفت گیری منتقل شدند. پس از حاملگی و زایمان، از پوست ناحیه پشت نوزادان 10 روزه جهت انجام مطالعات ایمونوهیستوشیمی نمونه برداری شد.   نتایج: در اکثر بخش‌های پوست، در گروه هیپوتیروئید افزایش معنی‌دار بیان لامینین (002/0p=) و در گروه هیپرتیروئید کاهش معنی‌دار بیان آن (007/0p=) مشاهده شد. همچنین در گروه هیپوتیروئید تیمار شده با تیروکسین نسبت به گروه کنترل تفاوت معنی‏داری مشاهده نشد. نتیجه گیری: هیپوتیروئیدی مادری باعث بروز تغییرات گسترده در بیان لامینین در بخش‌های مختلف پوست می‏شود. این در حالی است که هیپرتیروئیدی مادری باعث ایجاد نتایج عکس در بیان لامینین می‌شود. در واقع هورمون‌های تیروئیدی باعث تنظیم منفی بیان لامینین می‏شوند. بدین معنی که افزایش سطح هورمون‌های تیروئیدی باعث کاهش بیان لامینین می‌شود و برعکس. بنابراین تغییر در سطح هورمون‌های تیروئیدی مادری، می‏تواند باعث ایجاد تغییرات گسترده‌ای در پوست نوزاد شود.

همزیستی اقاقیا- ریزوبیوم جهت گیاه‌پالایی خاک‌های آلوده به نفت‌خام

دوره 4، بهار 92، بهار 1392، صفحه 1-12

https://doi.org/10.52547/JCT.4.1.1

چکیده هدف: اندرکنش میکروب- گیاه به‎عنوان یک جریان مهم کارآمد گیاه‌پالایی آلودگی نفتی مورد توجه است. استفاده از لگوم-ریزوبیوم روش مناسبی برای پالایش اراضی آلوده به نفت‌خام می‌باشد. هدف از این مطالعه ارزیابی توانایی گیاه‌پالایی همزیستی اقاقیا- ریزوبیوم در خاک‌های آلوده به نفت‌خام می‌باشد. مواد و روش‌ها: گیاهچه‌های سه روزه اقاقیا به محیط هیدروپونیک منتقل و با ریزوبیوم تلقیح شدند. سپس، گیاهچه‌های 13 روزه به خاک‌های آلوده به نفت‌خام در غلظت‌های 0(شاهد)، 1تا 5 درصد (حجمی/وزنی) منتقل و در ابتدا و انتهای یک دوره 90 روزه، میزان حذف هیدروکربن‌ها (هیدروکربن‌های کل، n- تری‌دکان، n-تترادکان و n- پنتادکان) خاک با GC اندازه‌گیری شد. مقادیر سرب، روی و کادمیم در خاک و ریشه گیاه توسط دستگاه جذب اتمی اندازه‌گیری شد. داده‌ها با کمک SPSS11 و تست دانکن آنالیز آماری شدند. نتایج: نتایج تجمع فلزات سنگین را در ریشه گیاهان و کاهش آن‎ها را در خاک نشان دادند. کاهش مقدار هیدروکربن‌ها در تمامی تیمارها در طی آزمایش مشاهده گردید. ماکزیمم برداشت در گیاهان تلقیح ‌شده ریزوبیومی در تیمار 4 درصد نفت‌خام بدست آمد که در آن‎جا اقاقیای تلقیح‌شده 97 تا 100 درصد هیدروکربن‌ها را از خاک حذف نمود. بنابراین تلقیح اقاقیا با ریزوبیوم در حذف هیدروکربن‌ها و فلزات سنگین خاک‌های آلوده به نفت‌خام موثر است. نتیجه‌گیری: براساس این نتایج، اقاقیای تلقیح‌شده با ریزوبیوم می‌تواند به عنوان یک انباشتگر سرب و کادمیم در خاک آلوده به نفت استفاده گردد و به منظور گیاه‌پالایی خاک‌های آلوده به نفت‌خام انتخاب شود.  

اثر سمیت آلومینیوم بر القای آپوپتوزیس در کشت سوسپانسیون سلولی برنج (Oryza sativa) ارقام خزر و طارم

دوره 5، شماره 1، بهار 1393، صفحه 1-9

https://doi.org/10.52547/JCT.5.1.1

اعظم نعمت اللهی، مجید مهدیه، مجتبی یزدانی، محمدرضا امیرجانی

چکیده هدف: در این پژوهش اثر سمیت کلرید آلومینیوم (AlCl3) بر القا آپوپتوزیس درسوسپانسیون سلولی دو رقم برنج (Oryza sativa) خزر و طارم مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه سلول‌های سوسپانسیون سلولی از دو رقم خزر و طارم به ‏مدت 3 هفته در محیطMS   Skoog) Murashig and) مایع کشت داده شدند. سپس سلول‌های دو رقم با غلظت‌های مختلف (0، 40، 80 و 120 میکرومولار) کلرید آلومینیوم به‏ مدت 56 ساعت تیمار شدند. تغییرات بیوشیمیایی آپوپتوزیس DNA سلول‌ها توسط الکتروفورز ژل و تست تانل و تغییرات ریخت شناسی آپوپتوزیس سلول‌ها با رنگ آمیزی هوخست و پروپیدیوم یدید مورد مطالعه قرار گرفت.
 نتایج: نتایج حاصل از الکتروفورز ژل و تست تانل، آسیب DNA و ایجاد قطعات 180 تا 200 جفت بازی را در دو رقم نشان دادند. همچنین نتایج حاصل از رنگ آمیزی هوخست و پروپیدیوم یدید تغییرات ریخت‏شناسی سلولهاشامل متراکم شدن هسته‌ها، تخریب غشا و چروکیدگی سیتوپلاسم را با افزایش غلظت به‏ویژه تحت غلظت 120 میکرومولار و در رقم طارم نشان دادند.
نتیجه گیری: سمیت AlCl3 باعث تخریب DNA و تغییرات ریخت‏شناسی سلول‌ها در دو رقم برنج به‏ویژه رقم طارم پس از 56 ساعت تیمار و با افزایش غلظت شد.

بررسی بیان مارکر سلولهای بنیادی SALL4 در مزنسفالن طی‌تکوین‌جنین جوجه

دوره 6، شماره 1، بهار 1394، صفحه 1-7

https://doi.org/10.52547/JCT.6.1.1

ملیحه بهادری، سعیده ظفر بالانژاد، محمد مهدی فرقانی فرد

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی کمی بیان mRNA ژنSALL4  در مزنسفالن طی مراحل رشد و نمو جنینی جوجه است .  مواد و روش‏ها : در این پژوهش تجربی از تخم مرغ‏های نطفه دار انکوبه شده در حرارت37 تا 5/37 درجه سانتی‏گراد و رطوبت 60 تا 65 درصد  استفاده شد. پس از شروع رشد و نمو جنینی قسمتی از بافت پروزنسفالن مغز به‏طور روزانه از تخم مرغ‏ها جمع آوری گردید، از بافت تفکیک شده Total RNA استخراج و سنتز cDNA انجام شد. cDNA سنتز شده به‏عنوان الگو برای بررسی کمی بیان SALL4 mRNA ؛ به‏روش Real Time PCR مورد استفاده قرار گرفت. نتایج: نتایج حاصل از Real-time PCR رونوشت‌هایSALL4  در بافت مزونسفالون مغز در طی ‌تکوین جوجه نشان می‌‌دهد‌ که ‌بیان‌ ژنSALL4  در طول رشد و نمو جنین‌ در مزنسفالن متغیر است، درحالی‏که‌ بیان mRNA  ژن SALL4 در طول رشد و نمو جنینی بررسی‌شد، بیشترین تعداد نسخه‌هایmRNA ژنSALL4 از لحاظ کمی‌ در نوزدهمین روز جنینی یافت شد. نتیجه گیری: در بررسی سطح بیانmRNA  ژنSALL4 طی مراحل مختلف رشد و نمو جنینی جوجه، از روی شواهد می‏توان پیش‏بینی نمود که احتمالا ارتباطی بین بیانSALL4  درمراکزعصبی مزنسفالن مغز و تکامل اندام‏هایی بینایی وجود داشته باشد.

بیان فاکتور رونویسی دوپامینرژیکی Nurr1 در سلول‏های انسانی به‏وسیله لنتی ویروس‏های نوترکیب

دوره 7، شماره 1، بهار 1395، صفحه 1-7

https://doi.org/10.52547/JCT.7.1.1

موسی گردانه، عباس رحیمی شم آبادی، عمران اسماعیل زاده

چکیده هدف: هدف این تحقیق تولید  لنتی ویروس‏های حامل ژن Nurr1 و بیان در سلول‏های انسانی می‏باشد. مواد و روش‏ها: قطعه ژنی IRES-EGFP با آنزیم‏های Bgl ll/Not1 از ناقل pIRES2-EGFP جدا و با Klenow کور (Blunt) گردید. ناقل لنتی ویروسی  pNL-EGFP/CMV/WPREdU3 با آنزیم‏های Nhe1/ Xho1 برش و دو سر آن  کور شد.  قطعه ژنی ایزوله شده به این ناقل منتقل شد تا سازه لنتی ویروسی (I) به‏وجود آید. سپس ژن Nurr1  با آنزیم‏های Xho1 و BamH1 از ناقل PCMX-NOT بریده و درون پلاسمید (I) خطی شده باSal1 و BamH1 منتقل شد تا سازه نهایی لنتی ویروسی (II) تولید گردد. برای تولید لنتی ویروس‏های نوترکیب، رده سلول انسانی HEK-293T  را با این پلاسمید نهایی، به‏همراه پلاسمیدهای غشایی و بسته بندی لنتی ویروس ترانسفکت شد. محیط این سلول‏ها که مملو از ذرات ویروسی شده بود جمع آوری و از ستون آمیکون عبور داده شد تا ذخیره غلیظ ویروس به‏دست آید. این ذخیره برای آلوده سازی سلول‏های هدف استفاده شد. بیان EGFP در زیر میکروسکوپ به اثبات رسید و بیان ژن Nurr1 با RT-PCR سنجیده شد. نتایج: درستی مراحل کلونینگ با آنزیم‏های مربوطه اثبات شد. با میکروسکوپ فلورسنس بیان Enhanced Green Fluorescent Protein (EGFP) در هر دو مرحله ترانسفکشن و ترانسدوکشن ثابت گردید. تکنیک RT-PCR بیان Nurr1 را در هردو مرحله به اثبات رسانید. نتیجه گیری: لنتی ویروس‏های ناقل ژن انسانی Nurr1 تولید شده و به‏دنبال آلوده سازی سلول‏های انسانی HEK-293T با ویروس‏های مزبور، سلولهای فوق ژن Nurr1 را به‏طور موفقیت آمیز بیان کردند.  

بررسی چرخه سلولی، بیان ژنهای میوژنیک و کنترل کننده رشد سلولهای میوبلاست جنینی گوسفند با ازدیاد بیان ژن فولیستاتین

دوره 8، شماره 1، بهار 1396، صفحه 1-11

https://doi.org/10.52547/JCT.8.1.1

محمود نظری، فاطمه ثعلبی، لیشین دو

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثرات ازدیاد بیان ژن فولیستاتین بر چرخة سلولی، بیان ژن‌های میوژنیک و فاکتور رشد سلول‌های میوبلاست جنینی گوسفند در محیط آزمایشگاه بود که با استفاده از ویروس AAV سروتیپ 2 حمل‌کنندة فولستاتین انجام شد.
مواد و روش‌ها: سلول‌های میوبلاست جنینی به‏دست آمده از جنین های 60 روزه گوسفند در محیط رشد و تمایز، کشت داده شدند. میزان جذب نوری در طول موج 450 نانومتر، به‏عنوان شاخص تکثیردر سلول‌های ترانسفکت شده با ویروس AAV2 حمل‌کنندة فولیستاتین، بررسی شد. در نهایت بیان ژن‌های میوژنین، Myo D ، CDK2، Myf 5، p57 و p21 با استفاده از تکنیک ریل تایم qPCR اندازه‌گیری شد.
نتایج: میزان جذب نور (در 450 نانومتر) در سلول‌های آلوده شده با ویروس به طور معنی داری افزایش یافت که این موضوع نشان‏می دهد که فولیستاتین می‌تواند تکثیر را افزایش دهد. ازدیاد فولیستاتین سبب افزایش معنی‌دار بیان ژن‌های Akt 1 و CDK2 و کاهش بیان ژن p21 در شرایط تکثیر شد. نتایج ریل تایم نشان داد که بیان ژن‌های میوژنین، Myo D، Myf 5، p57 و p21 تحت شرایط تمایز با ازدیاد فولیستاتین افزایش یافت.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که ازدیاد فولیستاتین سبب افزایش تکثیر سلول میوبلاست از طریق بیان ژن p21 و افزایش تمایز سلول‌های میوبلاست از طریق افزایش بیان ژن‌های میوژنیک می‏شود.
 

اثر کورکومین بر تمامیت غشا و شاخص‏های استرس اکسیداتیو بیضه و سرم موش‌های تیمار شده با کادمیوم کلراید

دوره 9، شماره 1، بهار 1397، صفحه 1-11

https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.1

شیما چهرئی، حمیدرضا مومنی، زهرا اتابکی

چکیده هدف:  پژوهش حاضر با هدف ارزیابی تاثیر کورکومین بر تمامیت غشای پلاسمایی اسپرم و فاکتورهای استرس اکسیداتیو سرم و بیضه موش­های نر تیمارشده با کادمیوم انجام شد.
مواد و روش­ها: در این مطالعه تجربی 24 موش نر بالغ نژاد NMRI به چهار گروه دسته­بندی شدند: 1- کنترل،
2- کادمیوم کلراید (5 میلی­گرم بر کیلوگرم)، 3- کورکومین (100 میلی­گرم بر کیلوگرم)، 4- کورکومین + کادمیوم کلراید.
تیمارها به‏صورت تک­دوز انجام شد و پس از 24 ساعت اسپرم­های اپی­دید­یمی گروه­های مختلف جهت بررسی تمامیت غشا مورد استفاده قرار گرفتند. علاوه بر این میزان مالون دی­آلوئید (MDA) و همچنین قدرت آنتی‏اکسیدانتی کل سرم و بیضه مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل آماری داده­ها توسط آنالیز واریانس یک‫طرفه همراه شده با تست توکی انجام و تفاوت میانگین‏ها در حد معنی­دار           (05/0p <) در نظر گرفته شد.
نتایج: در این پژوهش کادمیوم کلراید باعث کاهش معنی­دار تمامیت غشای پلاسمایی اسپرم نسبت به گروه کنترل شد. علاوه بر این کادمیوم موجب افزایش معنی‏دار MDA سرم و بیضه و کاهش معنی­دار قدرت آنتی‏اکسیدانتی کل سرم و بیضه نسبت به گروه کنترل شد. در گروه کورکومین + کادمیوم کلراید، کورکومین توانست به‏طور معنی‏داری اثرات مخرب کادمیوم را بر روی این پارامترها در مقایسه با گروه کادمیوم جبران کند.
نتیجه­گیری: به‫نظر می­رسد که کورکومین به‏عنوان یک آنتی­اکسیدانت قادر است اثرات مخرب کادمیوم کلراید را بر روی تمامیت غشا اسپرم، پراکسیداسیون لیپید و قدرت آنتی­اکسیدانتی کل سرم و بیضه بهبود بخشد.
 

ارزیابی الگوهای بیان ژن مشتق از ریزآرایه در مدل‫های موشی تراژن بیماری آلزایمر (تائو و آمیلوئید بتا) با استفاده از ابزارهای زیست داده‏ورزی‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

دوره 10، شماره 1، بهار 1398، صفحه 1-11

https://doi.org/10.52547/JCT.10.1.1

جواد امینی، ناصر سنچولی، نیما سندگل

چکیده هدف: در این پژوهش تغییرات بیان ژن و تاثیر آن بر شبکه­های پروتئینی، عوامل رونویسی، مسیرهای سلولی و RNAهای کوچک در مدل‏های موشی تراژن بیماری آلزایمر (آمیلوئید بتا و تائو) بررسی شد.
مواد و روش‏ها: نتایج داده­های ریز آرایه ژن‏های بافت مغز در پایگاه داده GEO تجزیه و تحلیل، پیش بینی شبکه‏ها به‏کمک پایگاه داده String انجام و توسط نرم افزار Cytoscape آنالیز شد. پیش­بینی فاکتورهای رونویسی و مسیرهای سلولی ژن­ها در سرویس تحت وب Enrichr انجام گرفت. همچنین از درواره ToppGene برای شناسایی نقش RNAهای کوچک دخیل در این مدل­ها استفاده شد.
نتایج: تجزیه و تحلیل شبکه­‏های پروتئینی نشان داد ژن CTSS (کد کننده پروتئین کاتپسین اس)  که یک سیستئین پروتئاز لیزوزومی است در هر دو مدل ژن­ کلیدی و رابط شبکه‏ای می‏باشد. ژن‏های IRF8 (کد کننده پروتئین عامل 8 تنظیم ‏کننده اینترفرون) و NFE2L2 (کد کننده پروتئین عامل 2 مرتبط با عامل هسته‏ای اریتروئیدی 2) که به‏ترتیب ژن­های دخیل در سیستم ایمنی و استرس اکسیداتیو هستند، به‏عنوان عوامل رونویسی تاثیرگذار تعیین شدند. به‏علاوه مشخص شد RNA کوچک let-7 (دخیل در سیستم ایمنی) می‏تواند به‏عنوان تنظیم کننده مهم بیان ژن‏ها در مسیرهای ژنی هر دو مدل بیماری عمل نماید.
نتیجهگیری: سیستم ایمنی نقش بسیار مهمی در روند بیماری آلزایمر در هر دو مدل داشته و احتمالا کاهش فعالیت ژن‏های این سیستم (IRF8 و let-7) به‏همراه افزایش ژن‏های دخیل در کاهش استرس اکسیداتیو (CTSS و NFE2L2) در هر دو مدل یک هدف درمانی مناسب خواهد بود.
واژگان کلیدی:

اثرات حفاظتی کوئرستین علیه استرس اکسیداتیو و آسیب میوکارد القا شده با مالاتیون در موش‏های صحرایی نر نژاد ویستار

دوره 10، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 63-71

https://doi.org/10.52547/JCT.10.2.63

رقیه یوسفی، حمیرا حاتمی نعمتی، فاطمه شهبازی، علیرضا علی همتی، حاتم احمدی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثرات حفاظتی کوئرستین بر آسیب بافت میوکاردی موش‏­های صحرایی نر نژاد ویستار طی مسمومیت با مالاتیون است.
مواد و روش‏ها: این مطالعه بر روی 7 گروه 6 تایی از رت­های نر اجرا شد. 24 ساعت پس از تزریق درون صفاقی با داروهای کوئرستین­­، مالاتیون و یا ترکیب این داروها با هم، قلب حیوانات جدا شد، سپس برش بافتی تهیه شد. بعد از هموژنیزاسیون بافتی‫، پارامترهای استرس اکسیداتیو در این ناحیه سنجش شد.
نتایج: تزریق درون صفاقی دوز 200 میلی‏گرم بر کیلوگرم مالاتیون به‏طور معنی‏داری موجب موجب القا پراکسیداسیون لیپیدی (01/0>p) و استرس اکسیداتیو (001/0>p) و نیز آسیب بافت میوکاردی به‏شکل نکروز و التهاب شد، درصورتی‏که تزریق درون صفاقی دوز ­50 میلی‏گرم بر کیلوگرم کوئرستین موجب کاهش سمیت ناشی از مالاتیون بر میزان پراکسیداسیون لیپیدی (001/0>p)‫، استرس اکسیداتیو (05/0>p) و نیز التهاب و آسیب بافت میوکاردی شد.
 نتیجه گیری: نتایج پیشنهاد می­کند که کوئرستین قادر به بهبودی آسیب بافت میوکاری و بازگرداندن میزان پارامترهای استرس اکسیداتیو گروه­های تحت تیمار با  مالاتیون به سطح طبیعی می­باشد.
 

اثرات امواج ساطع شده از تلفن های همراه بر فاکتور های زیستی

دوره 2، تابستان 90، تابستان 1390، صفحه 85-98

https://doi.org/10.52547/JCT.2.2.85

چکیده با توجه به گسترش روز افزون استفاده از دستگاه‏های تلفن همراه در جهان، نگرانی‏های زیادی در مورد اثرات احتمالی تشعشعات ساطع شده از آنها بر سلامت موجودات زنده ایجاد شده است. براساس نتایج بسیاری از مطالعات، تشعشعات مایکروویو تلفن‏های همراه، اثرات سوء متفاوتی نظیر آسیب‏های کروموزومی، شکست‏های تک رشته‏ای و دو رشته‏ای DNA، افزایش جهش و خطر ابتلا به انواع سرطان را درجانوران ایجاد کند. با این حال برخی از محققان معتقدند که امواج تلفن‏های همراه به تنهایی باعث ایجاد آسیب‏های ژنتیکی نمی‏شوند بلکه این امواج عملکرد ژنوتوکسیکی سایر عوامل فیزیکی، شیمیایی آلاینده‏های محیطی را افزایش می‏دهند. در این مقاله، اثرات زیستی امواج ساطع شده از تلفن‏های همراه بر روی انسان و انواع مختلفی از جانوران از قبیل موش، رت و خوکچه هندی مورد بررسی قرار گرفته است.
 

اثر محافظتی سیلیمارین بر قابلیت حیات، قابلیت تحرک و پتانسیل غشای میتوکندری اسپرم‌های تیمار شده با آلومینیوم

دوره 9، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 102-111

https://doi.org/10.52547/JCT.9.3.102

حمیدرضا مومنی، حوری سپهری، مهری یوسفی، نجمه اسکندری

چکیده هدف: این پژوهش با این هدف انجام شد تا مشخص نماید که آیا سیلیمارین قادر است اثرات مخرب آلومینیوم را بر روی قابلیت حیات، قابلیت تحرک و پتانسیل غشای میتوکندری اسپرم قوچ مهار کند.
­ مواد روش‌ها: اسپرم­های اپی­دیدیمی قوچ فراهانی به پنج گروه 1- اسپرم­های لحظه صفر، 2- اسپرم­های لحظه 180 دقیقه (کنترل)، 3- اسپرم­های تیمار شده با آلومینیوم کلراید (0.5 mM) به­­مدت180 دقیقه 4- اسپرم­های تیمار توام آلومینیوم کلراید (0.5 mM) + سیلیمارین (0.5 µM) به­مدت 180 دقیقه و 5- اسپرم­های تیمار شده با سیلیمارین به­مدت 180 دقیقه تقسیم شدند. برای بررسی قابلیت حیات و پتانسیل غشای میتوکندری به‌ترتیب از سنجش  MTT [3 – (4,5- dimethyl thiazol-2-yl)-2,5-diphenyl tetrazolium bromide] و رنگ آمیزی رودامین 123 استفاده شد در حالی‌که قابلیت تحرک بر اساس دستورالعمل سازمان بهداشت جهانی انجام گرفت. داده­ها با استفاده از آنالیز واریانس یک‌طرفه مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
نتایج: تیمار اسپرم­ها با آلومینیوم­کلراید 5/0 میلی­مولار به‌مدت 180 دقیقه درصد قابلیت حیات، حرکت پیش‌رونده اسپرمها و پتانسیل طبیعی غشای میتوکندری را در مقایسه با گروه کنترل بهطور معنیداری کاهش داد. همچنین این آلاینده به­طور معنی‏داری موجب افزایش حرکات درجا و ساکن اسپرمها نسبت به گروه کنترل شد. در گروه سیلیمارین+آلومینیوم، سیلیمارین به‏طور معنی­داری توانست اثرات سمی آلومینیوم ­کلراید را بر این پارامترهای اسپرمی (به استثنای حرکات درجا) در مقایسه با گروه آلومینیوم مهار کند.
نتیجه‌گیری: آلومینیوم کلراید اثر سمی بر قابلیت حیات، قابلیت تحرک و پتانسیل غشای میتوکندری اسپرم قوچ دارد و سیلیمارین توانست اثرات مخرب آلومینیوم کلراید را بر روی پارامترهای مذکور جبران نماید.
 
 
 

مطالعه مقایسه ای مورفولوژی و بیوشیمی سلول‏های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان رت قبل و بعد از تمایز استئوژنیک

دوره 3، تابستان 91، تابستان 1391، صفحه 103-111

https://doi.org/10.52547/JCT.3.2.103

چکیده هدف: هدف این مطالعه مقایسه خصوصیات مورفولوژیک و بیوشیمیایی سلول‏های مزانشیم و استئوبلاست در محیط آزمایشگاهی می‏باشد.
مواد و روش‏ها: بعد از استخراج سلول‏های مزانشیم مغز استخوان رت و کشت آنها تا پاساژ سوم، این سلول‏ها در محیط کشت حاوی ترکیبات تمایزی شامل بتا گلیسرول فسفات، دگزامتازون و آسکوربیک اسید به مدت 21 روز کشت شد. سپس مورفولوژی سلول های مزانشیم و تمایز یافته توسط هوخست و آکریدین اورنژ بررسی گردید. همچنین میزان رسوب ماتریکس، میزان کلسیم، فعالیت آنزیم آلکالین فسفاتاز در سلول‏های تمایزی و مزانشیم و فعالیت متابولیک سلول های تمایز یافته توسط روش MTT بررسی شد.
نتایج: بررسی‏های مورفولوژیک تغییراتی از قبیل تغییر موقعیت هسته و گرد شدن سیتوپلاسم در سلول‏های تمایز یافته را در مقایسه با سلول‏های مزانشیم نشان داد. همچنین معدنی شدن ماتریکس از روز دهم شروع و در روز 21 به بیشترین میزان خود رسید. در سلول‏های تمایز یافته از روز دهم میزان کلسیم داخل سلولی به صورت معنی داری (05/0p <) افزایش یافت ولی فعالیت آنزیم آلکالین فسفاتاز کاهش معنی‏دار (05/0p <) نشان داد. افزایش معنی‏دار (05/0p <) فعالیت متابولیک سلول های تمایز یافته نیز در طی مراحل تمایز مشاهده شد.
نتیجه گیری: علاوه بر تفاوت‏های مورفولوژیک، میزان کلسیم، فعالیت آنزیم آلکالین فسفاتاز و فعالیت متابولیک سلول‏های مزانشیم و استئوبلاست، با یکدیگر متقاوت هستند. لذا می توان برای تشخیص تمایز آزمایشگاهی سلول‏های بنیادی مزانیشیم مغز استخوان به استئوبلاست، علاوه بر رنگ آمیزی آلیزارین از فاکتورهای ذکر شده در این پژوهش نیز استفاده کرد.  
 

خاموشی ژن انتهایی بیوسنتز آلکالوئیدهای پاپاورین و سنگوینارین (DBOX) در گیاه دارویی شقایق با استفاده از فن VIGS

دوره 8، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 109-119

https://doi.org/10.52547/JCT.8.2.109

کامران سمیعی، احمد اسماعیلی، فرهاد نظریان فیروزآبادی، سید محسن سهرابی

چکیده هدف: در این پژوهش، به‏منظور بررسی تاثیر خاموشی بر بیان ژن کلیدی DBOX (که آنزیم نهایی بیوسنتز دو آلکالوئید سنگوینارین و پاپاورین را کد می‌کند)، از فن VIGS در گونه ای از خشخاش (Papaver somniferum L.) استفاده شد.
 مواد و روش‌ها: قطعه 350 جفت بازی از توالی ژن DBOX (در محدوده  bp1462-1112) براساس تولید بیشترین تعداد siRNA با طول 21 نوکلئوتید انتخاب شد. پس از همسانه‌سازی این قطعه در ناقل واسط pTZ57R/T و انتقال به ناقل ویروسی pTRV2، مایع تلقیح آگروباکتریوم حاوی سازه خاموشی به برگ‌های بوته‌های گیاه تزریق شد. گیاهان تراریخت اولیه توسط واکنش PCR با استفاده از آغازگرهای ژن کد کننده پوشش پروتئینی ویروس (CP) انتخاب و غربالگری ثانویه توسط تکنیک PCR نیمه کمی صورت گرفت. در مرحله بعد نمونه‌هایی با بیشترین خاموشی (کمترین بیان) ژن مورد نظر توسط تکنیک real-time RT-PCR مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: صحت همسانه‌سازی در پلاسمیدهای  pTZ57R/Tو pTRV2 با استفاده از واکنش‌های PCR و هضم آنزیمی تائید شد. براساس نتایج PCR نیمه کمی، تعداد 5 بوته تراریخت با کمترین بیان برای ژن DBOX انتخاب شدند. نتایج نهایی real-time RT-PCR به‏طور متوسط بیانگر کاهش نسبی 81 درصدی در بیان رونوشت‌های ژن DBOX در گیاهان تراریخت در مقایسه با گیاهان کنترل (تلقیح شده با پلاسمید خالی pTRV2) بود.
نتیجه‌گیری: به‏طور کلی نتایج نشان داد که فن VIGS به‏طور موفقیت آمیزی می‌تواند میزان بیان ژن DBOX را در گیاه خشخاش کاهش دهد. به‏علاوه از نتایج به‏دست آمده در خصوص این ژن، می‌توان در درک بیشتر مسیر بیوسنتزی آلکالوئیدهای گیاه خشخاش و تولید گیاهان تراریخت با اهداف مهندسی متابولیت بهره برد.
 

بررسی مقایسه ای تولید بذر مصنوعی گونه‏هایی از سرخ ولیک (زالزالک) از راه کشت مریستم و رویان‏های پیکری

دوره 7، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 121-129

https://doi.org/10.52547/JCT.7.2.121

احمد مجد، نرگس زندی، صدیقه اربابیان، فریبا شریف نیا

چکیده هدف: هدف از این پژوهش تولید گیاهان سالم و مطلوب دو گونه زالزالک‏ از طریق کشت مریستم و رویان‌زایی پیکری و تهیه بذر مصنوعی که از نتایج زیست فناوری است، می‏باشد.
مواد و روش‏ها: بذرها، قطعات اندام‏های رویشی - زایشی و جوانه‏های دو گونه زالزالک به‏حالت سترون در محیط MS جامد همراه هورمون‏های اکسینی (2,4D ، NAA، IAA)، سیتو کینینی (KIN, Zeatin،BAP ) و  GA3 در شرایط استریل به مدت؟؟؟ و در چند تکرار؟؟؟کشت شدند. کپسولی کردن نمونه‏ها با آلژینات سدیم و کلرور کلسیم انجام شد.
نتایج: بهترین جدا کشت‏های کالوس زا، جدا کشت‏های برگی و مریستم جوانه‏ها در محیط MS جامد همراه با غلظت‏هایی از اکسین‏ها و سیتو کینین‏ها بودند. رویان نماها و به‏ویژه رویان‏ها اغلب از جدا کشت‏های برگی و با واکشت کالوس‏های رویان زا در محیط MS جامد همراه با هورمون‏های اکسین – سیتوکینین و حضور مختصر NaCl ایجاد شدند. جوانه‏های جانبی از اوایل پاییز و اواخر اسفند برای تولید بذرهای مصنوعی مناسب‏تر بودند. برای تولید بذرهای مصنوعی از پوشش 3 درصد آلژینات سدیم و 1 درصد کلرور کلسیم استفاده شد. برای ذخیره سازی دانه های مصنوعی دمای 4 درجه سانتی‏گراد و برای رویش این بذرها دمای 1± 24 درجه سانتی‏گراد مناسب بودند.
نتیجه‏گیری: مشکلاتی برای رویان‌زایی پیکری گونه‏های مورد مطالعه وجود دارد. نوع و مقدار هورمون‏ها بر کالزایی و تشکیل رویان نماها و رویان‏ها بسیار موثر است. زمان برداشت جوانه‏ها برای تولید بذرهای مصنوعی نیز اهمیت زیادی دارد. همراه کردن جوانه‏ها با محیط MS و کپسولی کردن آن‏ها با آلژینات سدیم مناسب است.
 

بررسی اثرات زردچوبه و روغن گاوی بر درمان زخم‏های تجربی معده در موش صحرایی

دوره 6، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 123-134

https://doi.org/10.52547/JCT.6.2.123

سیده عصمت سعادتیان، شیرین اسماعیلیان دهکردی، ناصر مهدوی شهری، مسعود فریدونی، سعید نیازمند، حسن رخشنده

چکیده هدف: این مطالعه جهت بررسی اثرات درمانی ترکیب پودر ریزوم زردچوبه و روغن گاوی در درمان زخم‏های تجربی معده در موش‏ صحرایی انجام گرفت.
مواد و روش‏ها: ایجاد زخم معده در موش‏های صحرایی نر تحت 48 ساعت گرسنگی نگه‏داری شده 250 تا 300 گرمی با استفاده از ایندومتاسین خوراکی (50 میلی‏گرم بر کیلوگرم حل شده در کربوکسی متیل سلولز 1 درصد) انجام شد. حیوانات به‏صورت تصادفی به 5 گروه تقسیم شدند. گروه‏ سالم و غیر درمان (ایندومتاسین) فقط  نرمال سالین دریافت کردند. گروه‏های تحت درمان غلظت‏های مختلف 500 و 750 میلی‏گرم بر کیلوگرم پودر ریزوم زردچوبه در 10 میلی‏لیتر روغن گاوی به‏مدت سه روز متوالی دریافت نمودند. در روز سوم موش‏ها کشته شده و معده آن‏ها مورد برای مطالعات هیستولوژیکی برداشته شد. تعداد و وسعت زخم‏های معده  اندازه‏گیری شد و شاخص زخم محاسبه گردید.
نتایج: نتایج نشان داد که مخلوط پودر ریزوم زردچوبه و روغن گاوی، موجب کاهش شاخص زخم، تعداد سلول‏های التهابی و تراکم مویرگ‏های خونی و افزایش ضخامت لایه‏ی مخاطی (001/0p <) و موکوس ترشحی (05/0p <).در گروه های درمانی، در مقایسه با گروه‏های غیر درمان گردید.
نتیجه گیری: بر اساس این  نتایج، مخلوط روغن گاوی و پودر ریزوم زردچوبه روند ترمیم زخم‏های تجربی معده را تسریع می‏بخشد.
 

اثر سطوح مختلف لسیتین سویا بر کیفیت منی و نسبت جنسیت اسپرم گاو هلشتاین با تکنیک Real-time qPCR

دوره 10، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 133-142

https://doi.org/10.52547/JCT.10.3.133

سپیده رستمی، محمدتقی بیگی‏ نصیری، محمد نظری، صالح طباطبایی وکیلی

چکیده هدف: پژوهش حاضر به­منظور بررسی استفاده از سطوح مختلف لسیتین سویا در رقیق­کننده تریس بر کیفیت منی و نسبت جنسیت با استفاده از تکنیک real-time qPCR اجرا شد.
مواد و روشها: نمونه­گیری از چهار گاو نر نژاد هلشتاین، یک بار در هفته انجام شد و سپس نمونه­های مناسب با هم مخلوط شدند. نمونههای اسپرم (در چهار تکرار) به سه گروه شامل صفر، یک و دو درصد لسیتین سویا اختصاص داده­شد. و فراسنجه­های کیفی و نیز نسبت جنسیت منی در آن­ها تعیین شد. در این تحقیق به­منظور شستشوی منی و حذف سلول­های مرده، از تکنیک شنا به‏سمت بالا (Swim up) استفاده شد. ژن‏های PLPو SRY به‏ترتیب برای جداسازی قطعات خاصی از توالی‏های کروموزوم X- وY- تکثیر شدند. در این روش PAR به‏عنوان ژن مرجع جهت نرمال­سازی داده­های حاصل از بیان ژن در واکنش real- time qPCR استفاده شد.
نتایج: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که تکنیک Swim up و سطوح مختلف لسیتین سویا موجب بهبود کیفیت منی شدند. علاوه‏ براین، استفاده از تکنیک Swim up باعث کاهش معنی­دار بیان ژنPLP (11/0±75/0) و افزایش معنی­دار بیان ژن SRY (13/0±37/1) شد. اما استفاده از سطوح مختلف لسیتین سویا تغییری در نسبت جنسیت اسپرم ایجاد نکرد.
نتیجه گیری: به‏طورکلی، لسیتین سویا یک‏ جایگزین مناسب برای منابع حیوانی بوده و موجب بهبود کیفیت مایع منی می‏شود. با توجه به محدودیتهای موجود در استفاده از منابع حیوانی در رقیق کننده گاو، استفاده از لسیتین سویا به‏عنوان یک منبع گیاهی پیشنهاد می‏شود.
 

ساخت و ارزیابی نانو داربست الکتروریسی شده پلی کاپرولاکتون برای سازگاری با سلول بنیادی چربی انسانی جهت کاربرد در مهندسی بافت

دوره 13، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 167-176

https://doi.org/10.52547/JCT/13.3.167

اباذر یاری، ثریا پروری، فاطمه حیدری، آئین معرف زاده، آرش سروآزاد

چکیده هدف: مهندسی بافت یک رویکرد جدید برای بازسازی و ترمیم بافت‫های از دست رفته و یا آسیب دیده می‫باشد. هدف از این مطالعه ساخت داربست نانوالیاف الکتروریسی‌شده تصادفی پلی کاپرولاکتون (PCL) برای استفاده در طب بازساختی می‫باشد. مواد و روشها: سلول‌های بنیادی مشتق از بافت چربی انسانی (hADSCs)، جدا ( از لایه سطحی چربی شکم)، کشت (در محیط کشت DMEM/Ham's F12) و تایید (فلوسایتومتری برایCD29, CD73, CD34, CD105 و CD45) شدند. از الکتروریسی برای تولید داربست های نانوالیاف PCL استفاده شد. علاوه بر این، برای بررسی اتصال، نفوذ و مورفولوژی hADSCs از میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) و برای بررسی سمیت داربست‫ها از روش 3-4و5 دی متیل تیازول 2 وای ال 2و5 دی فنیل تترا زولیوم بروماید (MTT) استفاده گردید. نتایج: فلوسایتومتری بیان گسترده CD29، CD73، و CD105 (مثبت) و بیان بسیار کم CD34 و CD45 (منفی) را در hADSCs نشان داد. نتایج سنجش MTT ، قابلیت زنده ماندن و تکثیر سلول های hADSCs کاشته شده بر روی داربست نانوالیاف PCL را نشان داد. عکس‌های میکروسکوپ SEM نشان داد که hADSCs روی داربست‌های نانوالیاف PCL متصل شده و مهاجرت می کنند. نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که داربست‌های نانوالیاف PCL الکتروریسی شده برای کاشت، اتصال و تکثیر hADSCs مناسب می‫باشد.

تمرینات ورزشی و دیابت ملیتوس نوع 2: مروری بر شواهد

دوره 2، پاییز 90، پاییز 1390، صفحه 171-181

https://doi.org/10.52547/JCT.2.3.171

چکیده دیابت ملیتوس نوع 2 یک معضل مهم برای سلامت عمومی است که بیش از 285 میلیون نفردر دنیا به آن مبتلا هستند. بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، در سال 2000 میلادی تقریبا 2 میلیون ایرانی دارای دیابت بوده اند. پیش بینی شده است تا سال 2030 تعداد افراد مبتلا به دیابت نوع 2 به 4/6 میلیون نفر افزایش یابد. تمرینات ورزشی نقش حیاتی در پیشگیری و کنترل دیابت نوع 2 بازی می‌کند. از آنجایی که نشان داده شده است فعالیت بدنی از پیشرفت دیابت نوع 2 جلوگیری می‌کند، بنابراین برنامه‌های ورزشی مناسب باید بیشتر در سیستم‌های مراقبت بالینی افراد در معرض دیابت نوع 2 قرار گیرد. در این مقاله بطور مختصر مسیرهای پاتوفیزیولوژیک بیماری دیابت نوع 2 مرور می‌شود. سپس با جزئیات بیشتر مزایای تمرین درمانی بر کنترل گلیسمیک و ریسک فاکتورهای قلبی عروقی در بیماری دیابت نوع 2، همراه با توصیه‌هایی برای شرکت در برنامه‌های ورزشی بحث خواهد شد.
 

اثر مکمل‌سازی کو‌آنزیم ‌Q10‌‌ بر کراتین کیناز سرمی، لکوسیتوز، ترومبوسیتوز و نیمرخ لیپیدی خون مردان غیرفعال متعاقب فعالیت هوازی

دوره 3، پاییز 91، پاییز 1391، صفحه 193-199

https://doi.org/10.52547/JCT.3.3.193

چکیده هدف: با توجه به مطالعات محدود مربوط به اثر مصرف کوآنزیم Q10 بر پاسخ ناشی از ورزش شاخص‌های زیستی، تحقیق حاضر به منظور تعیین اثر کوتاه مدت مکمل‌سازی کوآنزیمQ10 بر کراتین کیناز تام سرمی، لکوسیتوز، ترومبوسیتوز و نیمرخ‌ لیپیدی خون مردان غیر فعال پس از یک وهله فعالیت هوازی انجام شد.
مواد و روش‌ها: 20 مرد غیرفعال (22 تا 26سال، توده‌ی چربی 13 تا16 درصد و اکسیژن مصرفی بیشینه 38 تا 42 میلی‌لیتر/کیلوگرم/دقیقه) در دو گروه تصادفی همگن شده‌ی مکمل و شبه‌دارو (مصرف روزانه 5/2 میلی‌گرم/کیلوگرم وزن بدن کوآنزیم Q10 یا دکستروز) تقسیم شدند. همه‌ی آزمودنی‌ها پس از  14 روز مکمل‌سازی در یک فعالیت هوازی روی نوار گردان با 75 درصد اکسیژن مصرفی بیشینه به مدت 30 دقیقه شرکت نمودند. نمونه‌های خونی، قبل از مکمل‌سازی و قبل و بعد از قرارداد ورزشی گرفته شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های ANOVA، بونفرونی و تی مستقل در سطح معنی‌داری پنج درصد بررسی شدند.
نتایج: نتایج نشان داد که مصرف کوتاه مدت کوآنزیمQ‌10 در حالت پایه بر همه‌ی شاخص‌ها (به غیر از تری‌گلیسرید و لیپوپروتئین ‌کم‌چگال) تاثیر معنی‌داری نداشت (05/0p <). فعالیت‌ هوازی باعث افزایش معنی‌دار کراتین‌کیناز، تجمع پلاکتی،  لکوسیت‌ها و کاهش کلسترول تام، لیپوپروتئین‌ کم‌چگال و تری‌گلیسرید شد (05/0p <). در نهایت، تجمع پلاکتی و افزایش لکوسیت‌ها در گروه مکمل‌ پس از انجام فعالیت‌هوازی کمتر از گروه شبه‌دارو بود (05/0p <).
نتیجه‌گیری: این یافته‌ها نشان می‏دهد که مکمل‌سازی 14 روزه‌ی کوآنزیمQ10 می‌تواند سبب بهبود نیمرخ‌ لیپیدی پایه و کاهش لکوسیتوز و ترومبوسیتوز ناشی از انجام فعالیت ورزشی در خون مردان غیرفعال شود.
 

بررسی بیان پروتئین شوک گرمایی (HSPA2) A2 در موش‌های صحرایی نر دیابتی پس از تمرین ورزشی

دوره 10، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 193-201

https://doi.org/10.52547/JCT.10.4.193

عباس صارمی، محمد پرستش، محمد بیات، زهرا داوود آبادی فراهانی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تاثیر ورزش هوازی بر بیان HSPA2 در بیضه و پارامترهای اسپرم در موش‏های صحرایی دیابتی بود.
مواد و روش‏ها: موش‏های صحرایی نر نژاد ویستار 2 ماهه، به‏طور تصادفی به سه گروه (هر گروه 10 سر): تقسیم شدند: کنترل (C)، دیابتی (D) و تمرین دیابتی (DT). دیابت از طریق یک نوبت تزریق داخل صفاقی استرپتوزوتوسین القا شد. موش‏های گروه DT به‏مدت 8 هفته بر روی تردمیل تمرین استقامتی انجام دادند. 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین، بیضه‌ها از موش‌ها برداشته شدند و تحت آزمایش بافت شناسی قرار گرفتند. مایع منی تجزیه و تحلیل شد و RNA کل از بیضه‌ها برای اندازه‏گیری بیان HSPA2 mRNA با روش RT-qPCR جدا شد. برای تحلیل داده‌ها ازآزمون تحلیل واریانس استفاده شد (05/0>p).
نتایج: یافته‏ها نشان داد در گروه D تعداد (001/0p=) و تحرک اسپرم (01/0p=) کم وهمچنین مورفولوژی غیرطبیعی اسپرم (001/0p=) بالا بود. علاوه‏براین، در گروه D، بیانHSPA2  در بافت بیضه (01/0p=) به‏طور معنی‌دارکاهش یافته بود. برخلاف گروه D، در گروه DT، تعداد (04/0p=) و زنده مانی (02/0p=) و همچنین بیان  HSPA2(03/0p=) افزایش یافته بود.
نتیجه‏گیری: در بیضه‌های موش صحرایی، دیابت بیانHSPA2  را دچار تنظیم کاهشی می‌کند که در مجموع برای پارامترهای اسپرم زیان‏بار است. ورزش به‏طور موثر در برابر این اثرات مضر نقش حفاظتی دارد.
 

اثر بتا آمینو بوتیریک اسیدBABA) ) در القا مقاومت در گوجه‌فرنگی آلوده به باکتری Pseudomonas syringae pv. Syringa

دوره 9، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 196-205

https://doi.org/10.52547/JCT.9.3.196

هاجر پورابطحی، علی مقدم، زهره حیدریان

چکیده هدف: به‫منظور بررسی اثر بتا آمینو بوتیریک اسید (BABA‫) در القا مقاومت سیستمیک در گوجه­فرنگی آلوده به باکتری Pseudomonas syringae pv. syringa این مطالعه انجام پذیرفت.
مواد و روش­ها: گیاهان گوجه­فرنگی رقم مجار در مرحله‫ی چهار برگی انتخاب شدند. برای هر گلدان 70 میلی‫لیتر محلول 250 میلی‫مولار، از BABA تهیه شد. محلول فوق روی برگ­های گیاه اسپری شد. گلدان­های تیمار شده درشرایط کنترل شده (‫16 ساعت روشنایی با دمای 30 درجه سانتی‫گراد و هشت ساعت تاریکی با دمای 25 درجه سانتی‫گراد) به‫مدت 2 روز قبل از القا باکتری نگه­داری شدند. پس از دو روز، باکتری به گیا‫ه تلقیح شد.RNA  کل از برگ­ها در زمان­های صفر، 24، 72، 96 ساعت پس از تلقیح باکتری استخراج شد. cDNA سنتز شد و الگوی بیان ژن به‫روشRT – PCR  مورد سنجش و بررسی قرار گرفت.
نتایج: میزان بیان سه ژن مرتبط با دفاع (‫PR1، NCED و SPR2)، در نتیجه آلودگی با باکتری افزایش می­یابد. با این‫حال، پیش­تیمار با BABA منجر به افزایش معنی­داری در بیان ژن­های مقاومت در پاسخ به چالش پاتوژن نسبت به گیاه شاهد شد و علایم ظاهری بیماری (به‫صورت لکه­های گرد و نامنظم تا قهوه­ای و سیاه با کلروز‫) که باعث خسارت در گوجه­فرنگی می­شود، کاهش یافت.
نتیجه­گیری: .پیش­تیمار گیاه توسط BABA باعث تقویت سیستم دفاعی گیاه می­شود و اثر بخشی فوق­العاده این القاگر را در ایجاد مقاومت در گیاه را نشان می­دهد. در نتیجه می­توان از این القاگر در جهت کنترل a P. syringae pv. Syring در گوجه­فرنگی استفاده کرد.
 

بررسی اثر کاتچین هیدرات بر توان زیستی، توان تکثیری و بیوشیمی سلول‫های مزانشیم مغز استخوان رت در حضور عنصر بور به‫عنوان یک ریز مغذی

دوره 8، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 214-230

https://doi.org/10.52547/JCT.8.3.214

محمد حسین آبنوسی، سمیرا منصوری

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تاثیرکاتچین هیدرات (CH) و اسید بوریک (BA) بر سلول‫های بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت(MSCs) می‫باشد.
مواد و روشها:  MSCsبا CH تیمار و با تست تریپان بلو توانائی حیات آن‫ها در 12، 24، 36 ساعت بررسی شد. دوزهای 400و3200میکرومولار CH به همراه 6نانوگرم بر میلی‫لیتر BA و زمان 36 ساعت انتخاب شد. توانایی تکثیر توسط آزمون تشکیل کلونی (CFA)و دو برابر شدگی جمعیت (PDN)، مورفولوژی سلول‫ها، سطح الکترولیت­های سدیم، پتاسیم و کلسیم و فعالیت آنزیم­های LDH،ALP، AST،ALT اندازه گیری شد. میزان مالون دی-آلدئید(MDA)، آنتی­اکسیدان کل و فعالیت آنزیم­های SODوCAT نیز سنجش شد.
 نتایج: در 12 ساعت تنها غلظت 3200میکرومولار و در 24و36 ساعت از 400تا3200میکرو مولار، CHباعث کاهش توانایی زیستی شد. از طرفی دوزهای انتخابی باعث کاهش معنی‫دار  توانائی تکثیری، قطر هسته و مساحت سیتوپلاسم شد. تیمار با CH باعث افزایش فعالیت  LDH، ALP،AST،ALT و افزایش ظرفیت آنتی اکسیدانتی کل و کاهش میزان MDA و سدیم و پتاسیم شد. BA تاثیری بر توانائی زیستی، مورفولوژی و PDN نداشت ولی باعث کاهش CFA و فعالیت LDH،AST وALT شد.  BA فعالیت ALP و میزان کلسیم، سدیم و پتاسیم، میزان MDA و فعالیت CATوSOD را افزایش داد. اثر متقابل CHوBA تا حدودی باعث جبران کاهش توانائی تکثیر، توانائی زیستی، تغییرات مورفولوژیک، تغییر فعالیت آنزیم­های متابولیک و میزان الکترولیت­ها ناشی از تیمار با CH شد. از طرفی تیمار همزمان باعث شد که CH بتواند استرس اکسیداتیو حاصل از تیمار با BA را جبران نماید.
نتیجه­گیری: با توجه به جبران اثرات سمی CH توسط بور میتوان هنگام مصرف چای از  کشمش و خرما استفاده کرد.