ارزیابی ریزازدیادی گیاه دارویی در معرض خطر انقراض پونهسای بیکرک (Nepeta nuda L.)
دوره 7، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 387-397
https://doi.org/10.52547/JCT.7.4.387
رسول نریمانی، محمد مقدم، سپیده مجرب
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تاثیر تیمارهای مختلفی از تنظیمکنندههای رشد بر میزان شاخهزایی، ریشهزایی، تولید کالوس و باززایی گیاه دارویی پونهسای بیکرک در شرایط درون شیشهای بود.
مواد و روشها: بذرهای این گیاه در محیط کشت MS (موراشیگ و اسکوگ) نیم غلظت کشت و سپس گیاهچهها واکشت شدند. پس از آن نمونهها در سطوح مختلف تنظیمکنندههای رشد BA و Kinetin، بهصورت منفرد یا در ترکیب با IBA کشت شدند. برگهای همسان جهت کالوسزایی با تیمارهای تنظیمکنندههای رشدBA و NAA در دو محیط (روشن و تاریک) استفاده شدند. همچنین جهت باززایی، کالوسهای یکسان با تیمارهای تنظیمکنندههای رشدBA و NAA بهکاربرده شدند.
نتایج: نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که در بخش پرآوری بیشترین وزن تر (91/2315 میلیگرم) و تعداد شاخه (22/15 در هر بوته) در هر گیاهچه در تیمار 1 میلیگرم در لیتر BA و 25/0 میلیگرم در لیتر IBA حاصل شد. همچنین تیمار BA با غلظت 2 میلیگرم در لیتر موجب تولید طویلترین شاخه (50/5 سانتیمتر) و بیشترین تعداد گره (53/6 در هر گیاهچه) گردید. بیشترین طول، تعداد و درصد ریشه در محیط کشت MS با 2/1 غلظت نمک و IBA 5/0 میلیگرم در لیتر حاصل شد. در بخش کالوسزایی، بیشترین وزن تر کالوس مربوط به کاربرد 1 میلیگرم در لیتر BA و 5/0 میلیگرم در لیتر NAA بود. علاوه بر این، بیشترین درصد کالوسزایی در محیط تاریک مشاهده شد و بین تیمارهای هورمونی بهکاربرده شده تفاوت معنیداری دیده نشد. همچنین، بیشترین درصد باززایی از کالوس مربوط به دو تیمار تنظیمکننده رشد BA 1 میلیگرم در لیتر با 2/0 میلیگرم در لیتر NAA (2/83 درصد) و BA 1 میلیگرم در لیتر با 5/0 میلیگرم در لیتر NAA (66/81 درصد)، بدون هیچ تفاوت معنیداری بود.
نتیجهگیری: در مجموع مفیدترین ترکیب تنظیمکننده رشد برای ریزازدیادی گیاه در معرض خطر انقراض پونهسای بیکرک تیمار 1 میلیگرم در لیتر BA با 5/0 میلیگرم در لیتر IBA و NAA بود
تاثیر حضور پراکسید هیدروژن بر القای برخی متابولیتهای ثانویه در کالوس گیاه پریوش ((Catharanthus roseus L.
دوره 6، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 389-396
https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.389
راضیه کشاورز، مجید مهدیه، محمد حسین آبنوسی، محمد رضا امیرجانی
چکیده هدف: دراینتحقیقاثر تنش اکسیداتیو ناشی از حضورپراکسید هیدروژنبرالقای برخی متابولیتهای ثانویه و همچنین تغییر در محتوی پراکسید هیدروژن درون سلولی در کالوس گیاه پریوش بررسی شد. مواد و روشها: بهمنظور القا کالوس، برگ گیاه پریوش استریل شد و بر روی محیط کشت جامد MS قرار گرفت. کالوسها با غلظتهای مختلف پراکسید هیدروژن(1، 5 و10 میکرومولار) بهمدت 6 روز تیمارشدند. محتوی آلکالوئید کل، ترکیبات فنلی و فلاونوئیدی و همچنین توان آنتیاکسیدانتی بر اساس احیای آهن مورد سنجش قرار گرفت ودادههاباروشهایآماریآنالیزواریانسیکطرفهتجزیهوتحلیلشدند. نتایج: تنش اکسیداتیو ناشی از حضور پراکسید هیدروژن خارجی بر مقادیر درون سلولی پراکسید هیدروژن تاثیر معنیدار(05/0p <) داشته و محتوی پراکسید هیدروژن درون سلولی در کالوسهای تیمار شده با پراکسید هیدروژن بهمدتششروز نسبت به کنترل افزایش معنیدار نشان داد. مقایسه میانگین آلکالوئید کل، محتوی فلاونوئید و فنل کل نشان داد که تیمار با پراکسید هیدروژن باعث میزان افزایش معنیدار (05/0p <) محتوی این ترکیبات نسبت به کنترل شده است. از طرفی تیمار با پراکسید هیدروژن موجب افزایش توان آنتی اکسیدانتی نسبت به کنترل شده است. افزایشتوان آنتیاکسیدانتی احیا آهن وابسته به غلظت بود. نتیجه گیری:پراکسید هیدروژن موجب افزایش مقادیر درون سلولی پراکسید هیدروژن شد. متابولیتهای ثانویهای مانند آلکالوئید کل و ترکیبات فنلی و فلاونوئیدی نیز افزایش یافت. بنابراین ممکن است بتوان با اعمال این تنش میزان تولید برخی از آنها را نیز افزایش داد.
بررسی اثرات مصرف جنتامایسین بر مورفولوژی طنابهای بیضهای نوزاد خرگوش
دوره 4، زمستان92، زمستان 1392، صفحه 407-414
https://doi.org/10.52547/JCT.4.4.407
چکیده هدف: این مطالعه به ارزیابی اثرات تراتوژنیک جنتامایسین بر طنابهای بیضهای نوزادان خرگوش که مادران آنها در طی بارداری این دارو را دریافت کردند می پردازد.
مواد و روشها: مطالعه تجربی حاضر بر روی 40 سر خرگوش 6 ماهه که در چهار گروه 10تایی (8 ماده، 2 نر) دستهبندی و با روش پلیگامی باردار شدند صورت گرفت. تزریق جنتامایسین با دوز 7/1 میلیگرم بر کیلوگرم در عضلات سرینی خرگوشهای باردار بهترتیب در گروههای زیر: 1- (کنترل (که هیچ مادهای دریافت نکردند)، 2- دورهی پیش از تمایز (از روز اول احتمال بارداری تا روز هشتم)، 3- دورهی رویانی (از روز نهم تا شانزدهم) و 4- دوره جنینی (از روز بیستم تا بیست و هفتم) به مدت 8 روز انجام شد. بعد از تولد از نوزادان نر (سه روزه) نمونهبرداری بیضه بهعمل آمد. نمونهها جهت مطالعات بافتشناسی با روش هماتوکسیلین-ائوزین رنگآمیزی و با میکروسکپ نوری بررسی شدند.
نتایج: تزریق جنتامایسین به مادر باردار در مرحلهی پیش از تمایز جنینی موجب مجرادار شدن (کانالیزاسیون) طنابهای بیضهای و تبدیل آنها به لولههای منیساز در نوزاد شد. همچنین تزریق در دورهی رویانی موجب افزایش قطر لولههای منیساز شد، اما در نوزادان مادرانی که در دوره پیش از تمایز جنینی دارو دریافت کردند تغییراتی مشاهده نشد.
نتیجهگیری: نتایج به دست آمده نشان داد که مصرف جنتامایسین جهت درمان عفونتهای دوران بارداری، خصوصا در دوره های پیش از تمایز و رویانی بر مورفوژنز طنابهای بیضهای جنین خرگوش مؤثر بوده و موجب بلوغ زودرس میشود.
مطالعه تجربی اعمال متقابل بین بافت بلاستما با ماتریکس سه بعدی مشتق شده از بافت استخوان اسفنجی و غضروف مفصلی گاو در شرایط in vitro
دوره 1، پاییز 89، پاییز 1389، صفحه 53-62
https://doi.org/10.52547/JCT.1.3.53
چکیده هدف: ماتریکس خارج سلولی علاوه بر نقش فیزیکی، میتواند کنترل کننده رفتارهای سلولی از قبیل تکثیر، تمایز و مهاجرت سلولی نیز باشد. مطالعه رفتار سلولی در ماتریکس های سه بُعدی میتواند از نظر بُعد، معماری و قطبیت سلولی ریز محیطی مشابه با شرایط in vivo فراهم کند. در اینجا از ماتریکس خارج سلولی مشتق شده از استخوان اسفنجی و غضروف مفصلی گاو به عنوان بستری سه بُعدی برای مطالعه مهاجرت و قطبیت سلولهای بافت بلاستمایی استفاده گردید.
مواد و روشها: برای حذف سلولها از ماتریکس خارج سلولی، از روش فیزیکی و شیمیایی سلول زدایی شامل فریز- ذوب سریع و شوینده یونی سدیم دودسیل سولفات (SDS) استفاده گردید. سپس ماتریکس های سه بُعدی تهیه شده با حلقه بافت بلاستمایی حاصل از پانچ لاله گوش خرگوش نر نژاد نیوزلندی در شرایط in vitro، در روز های مختلف کشت داده شد.
نتایج: با استفاده از رنگ آمیزیهای بافتی، حذف سلولها از بافت تائید شد. آنچه که بعد از کشت بافت بلاستما در کنار ماتریکس خارج سلولی استخوان اسفنجی و غضروف مفصلی اتفاق افتاد، چسبندگی، قطبیت و مهاجرت سلولهای بافت بلاستما در این ماتریکس بود.
نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان میدهد کشت بافت بلاستما که دارای سلولهای پویایی است، در کنار داربست مشتق شده از ماتریکس خارج سلولی که ویژگی سه بعدی دارد، میتواند مدل مناسبی جهت بررسی رفتارهایی همچون قطبیت و حرکت سلولی در شرایط in vitro فراهم نماید.
اثرات مانکوزب بر یکپارچگی سد خونی- بیضوی و بیان ژنهای مرتبط
دوره 9، شماره 1، بهار 1397، صفحه 56-65
https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.56
محدثه محمدی ساردو، سید نورالدین نعمت الهی ماهانی، محمد نبیونی، علی ماندگاری، طوبی اسلامی نژاد، باقر امیرحیدری
چکیده هدف: مطالعه حاضر جهت بررسی اثرات مخرب مانکوزب بر سد خونی- بیضوی در مدل برون تنی طراحی شده است.
مواد و روشها: موشهای نر با غلظتهای 250 و500 میلیگرم/ کیلوگرم (وزنی/وزنی) مانکوزب برای 40 روز متوالی بهصورت خوراکی تیمار شدند. نفوذپذیری سد خونی- بیضوی با استفاده از رنگ ایوانس بلو ارزیابی شد. بیان نسبی mRNA برخی از ژنهای سد خونی- بیضوی از جمله N- کادهرین، کلائودین- 11 و زونولا آکلودنس با روش Real time-PCRدر گروههای مختلف تعیین شد.
نتایج: غلظت رنگ ایوانس بلو در لومن لولههای منیساز حیواناتی که مانکوزب دریافت کرده بودند افزایش یافته بود. همچنین میزان بیانmRNA ژنهای N- کادهرین، کلائودین- 11 و زونولا آکلودنس بویژه در گروه با غلظت 500 میلیگرم/ کیلوگرم مانکوزب در مقایسه با گروه شاهد بهطور معنیداری کاهش یافت.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج حاصل از مطالعه حاضر میتوان نتیجه گرفت که مانکوزب با تغییر در بیان ژنهای درگیر در تمامیت سد خونی- بیضوی، نفوذ پذیری آن را افزایش داده و باعث اختلال در عملکرد بیضه میشود.
بررسی اثرات سمی ذرات خروجی خودروهای دیزل بر برخی از فاکتورهای رشد و پاسخهای سلولی (تولید پروتئین) در بذر و دانه گرده گیاه لوبیا
دوره 2، بهار 90، بهار 1390، صفحه 57-66
https://doi.org/10.52547/JCT.2.1.57
چکیده هدف: آلودگی هوا یکی از معضلات جهانی است که اثرات سوء بر موجودات زنده دارد. هدف از این پژوهش بررسی اثر بخش محلول در آب ذرات خروجی خودروهای دیزل(DEP) بر برخی از فاکتورهای رشد و الگوی پروتئینی لوبیا بود.
مواد و روشها: گیاهان لوبیا در شرایط آزمایشگاهی کشت و روزانه با 30 میلی لیتر از غلظتهای مختلف DEP (1/0، 3/0 و 6/0 گرم بر لیتر) تیمار و گیاهان شاهد با آب مقطر اسپری شدند. عوامل رشد از قبیل وزن خشک بخش هوایی، وزن تر بخش هوایی، طول نیام، وزن خشک نیام، درصد جوانه زنی و سطح برگی اندازهگیری و در گیاهان تحت تیمار و شاهد با استفاده از نرم افزار SPSS و آنالیز واریانس مقایسه گردید. پروتئینهای بذر و دانه گرده با روش الکتروفورز مطالعه شد.
نتایج: تیمار با DEP سبب کاهش وزن تر شد (05/0p≤)، اما در سایر فاکتورها (طول نیام، وزن خشک نیام و بخش هوایی و همچنین درصد جوانه زنی بذر و سطح برگی) فقط در گروه تیمار شده با محلول 6/0 گرم بر لیتر DEP کاهش معنی دار مشاهده گردید. الگوی باندهای پروتئینی بذر آنها مشابه بود اما در نمونههای تحت تیمار با غلظت 6/0 گرم بر لیتر افزایش تراکم در باند با وزن مولکولی 62 کیلو دالتون دیده شد. در نیمرخ پروتئینی دانههای گرده گیاهان تحت تیمار با 6/0 گرم بر لیتر، یک باند با وزن 55 کیلو دالتون ناپدید شد و باند جدیدی با وزن kDa 80 پدیدار شده گشت.
نتیجه گیری: با توجه به اثرات سوء گزارش شده برای DEP، به نظر میرسد گیاهان از مقاومت نسبی برخوردار هستند که میتواند مربوط به تغییرات در الگوی پروتئینی و مکانیسمهای سلولی مرتبط با مقابله با اثرات سمی ذرات DEP و سم زدایی آنها باشد.
بررسی مقایسه ای بردباری دو واریته گندم (Triticum aestivum) در تولید کلروفیل و انتقال الکترون نسبت به تنش شوری
دوره 1، زمستان 89، زمستان 1389، صفحه 57-67
https://doi.org/10.52547/JCT.1.4.57
چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی دو واریته گندم Triticum aestivumبا بردباری متفاوت نسبت به تنش شوری، در غلظتهای مختلف نمک بود.
مواد و روشها: گیاهانی از دو واریته Seds 1وGiza 168 به مدت هفت روز در محیط غذایی هوگلند رشد داده شدند و تعدادی نیز در محیط غذایی دارای 200 میلی مول نمک اضافی قرار گرفتند. قطعات برگی جدا شده از این گیاهان در محیط دارای 600 میلیمول نمک اضافی قرار داده شدند. برای بررسی میزان کلروفیل به گیاهان اتیوله پیش تیمار شده در محیط دارای 200 میلی مول نمک اضافی از هر دو واریته، نور تابیده شد.
نتایج: حداکثر کارایی فتوشیمیایی، Fv/Fm، بدون تغییر معنیدار باقی ماند. اندازه گیری میزان انتقال الکترون (ETR) نشان داد که واریته مقاوم، Seds 1، دارای ETR بیشتری نسبت به واریته حساس Giza 168 بود. این اندازه گیری همچنین نشان داد که نمونههای مقاوم وحساسی که قبلا در محیط تنش قرار گرفته بودند ایستادگی بهتری را در محیط شور نسبت به نمونههای رشد یافته در محیط معمولی داشتند. میزان کلروفیل در واریته مقاوم نسبت به واریته حساس بالاتر بود. گیاهان واریته حساس که قبلا پیش تیمار شده بودند و سپس در معرض شوری بالا قرار گرفته تجمع کلروفیل بیشتری داشتند.
نتیجه گیری: عملکرد فتوسیستم II تحت تاثیر تنش شوری قرار نمیگیرد. واریته مقاوم سازگاری فتوسنتتزی بهتری با تنش شوری دارد. به نظر میرسد این امر به دلیل کارآیی بالاتر دستگاه فتوسنتزی آن باشد.
بررسی قابلیت جذب یونهای روی و نقره توسط گیاهچههای ازمک (Lepidium draba L.) و تاثیر این یونها بر خصوصیات مورفولوژیکی و بیوشیمیایی گیاهچهها
دوره 6، شماره 1، بهار 1394، صفحه 59-70
https://doi.org/10.52547/JCT.6.1.59
علی ریاحی مدوار، معین الدین نصیری بزنجانی، کبری یوسفی، مهدی محمدی
چکیده هدف: هدف از انجام این تحقیق، بررسی توانایی گیاهچههای ازمک (Lepidium draba L.) در حذف یونهای روی و نقره از محیط کشت بود. مواد و روشها: بذرهای این گیاه در محیط MS جامد بهمدت 15 روز در حضور غلظتهای متفاوت دو یون نقره و روی کشت داده شدند. تجمع زیستی این فلزات در گیاهچهها توسط دستگاه جذب اتمی اندازهگیری شد. علاوه بر این، خصوصیات بیوشیمیایی و مورفولوژیکی گیاهچهها از قبیل فعالیت آنزیمهای کاتالاز و سوپر اکسید دسموتاز، محتوی فلاونوئید کل، درصد جوانهزنی و طول ریشه و ساقه در تیمار با این یونها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: نتایج نشان دهنده توانایی جذب هر دو فلز توسط گیاهچههای ازمک میباشد، بهطوریکه با افزایش غلظت فلزات در محیط کشت میزان جذب آنها نیز افزایش یافت. از طرف دیگر، محتوی فلاونوئید کل و همچنین فعالیت آنزیمهای کاتالاز و سوپر اکسید دسموتاز با افزایش غلظت فلز در محیط افزایش یافت. در تیمار با یون نقره میزان جوانهزنی بذرها افزایش نشان داد، در حالیکه در تیمار با فلز روی، میزان جوانهزنی بذرها نسبت به شاهد تفاوت معنیداری نشان نداد. اگرچه طول ساقه در گیاهچههای تیمار شده با یون نقره بهطور معنیداری افزایش یافته بود، رشد ریشه کاهش نشان داد. رشد ریشه و ساقه در گیاهچههای تیمار شده با یون روی بهویژه در غلظتهای بالا بهطور معنیداری کاهش نشان داد. نتیجهگیری: با توجه به نتایج، بهنظر میرسد میتوان گیاه ازمک را بهعنوان گزینه مناسبی جهت پالایش فلزات مذکور در مناطق آلوده معرفی نمود.
بررسی اثرات تراتوژنیک عصاره زرشک آبی بر بافت کبد جنین موش سوری
دوره 4، بهار 92، بهار 1392، صفحه 63-70
https://doi.org/10.52547/JCT.4.1.63
چکیده هدف: هدف از این تحقیق بررسی اثرات تجویز عصاره زرشک در روزهای حساس بارداری بر رشد و نمو و تغییرات هیستومورفومتریک کبد جنین موش میباشد.
مواد و روشها: تعداد 20 سر موش باردار سوری به 4 گروه مساوی تقسیم شدند. گروه شاهد هیچ تزریقی نداشت. گروه شم آب مقطر و گروههای تجربی عصاره زرشک را در مقادیر 4 و40 میلیگرم بر کیلوگرم در روزهای 7، 8 و 9 بارداری بهصورت داخل صفاقی دریافت کردند. موشهای ماده روز 18 بارداری کشته و جنینها نه تنها از نظر ناهنجاریهای ظاهری بررسی شدند بلکه بافت کبد آنها مورد مطالعه هیستولوژی قرار گرفت.
نتایج: در گروههای شاهد، شم و تجربی4 هیچگونه ناهنجاری ظاهری و بافتی دیده نشد. درحالیکه در گروه تجربی40 ناهنجاریهایی نظیر میکروملیا، جنین و جفت آتروفی، اسپینابیفیدا و خونریزی زیر جلدی مشاهده گردید. در مطالعه میانگین طول سری-دمی جنینها و قطر جفت در گروه تجربی40 نسبت به گروه شاهد کاهش معنیداری مشاهده گردید. در بررسی هیستومورفومتریک کبد جنینهای گروه تجربی40 افزایش و کاهش معنیداری به ترتیب در میانگین درصد اشغال شده توسط هپاتوسیتها و درصد وسعت سینوزوئیدها نسبت به گروه شاهد دیده شد. در بررسی میانگین شمارش تعداد هستههای هپاتوسیتها در گروه تجربی40 کاهش معنیداری در مقایسه با گروه شاهد مشاهده شد.
نتیجه گیری: به نظر میرسد که تجویز 40 میلیگرم بر کیلوگرم از عصاره زرشک به موش باردار میتواند سبب بروز ناهنجاری در رشد و نمو جنین و تغییرات هیستولوژی در روند تکامل بافت کبد گردد.
تاثیر گرسنگی حاد بر هیستومورفولوژی هپاتوپانکراس میگوی لیتوپنئوس وانامی
دوره 5، شماره 1، بهار 1393، صفحه 63-69
https://doi.org/10.52547/JCT.5.1.63
عباس قاسمی، رحیم عبدی، عبدالمجید دورقی، عبدالعلی موحدینیا، آذر صیدی
چکیده هدف: هپاتوپانکراس یک ارگان حیاتی در طول دوره زندگی میگو دستخوش تغییراتی میگردد که در ساختار بافتشناسی آن تاثیر مستقیم و مشهود میگذارد. با توجه به اینکه مطالعهای در این خصوص انجام نگرفته است بنابراین تحقیق حاضر بر این اساس انجام پذیرفته است.
مواد و روشها: در این مطالعه 50 قطعه میگوی وانامی بالغ سالم از هر دو جنس از مزارع پرورشی با طول متوسط 1±12 سانتیمتر و وزن متوسط 5/. ±18گرم صید گردیدند. پس آداپته کردن آنها با شرایط آزمایشگاه، نمونهها بهصورت تصادفی در دو آکواریوم با شرایط مشابه نگهداری سپس یک گروه بهمدت 5 روز گرسنه و گروه کنترل در طی این مدت تغذیه شدند. پس از آن 20 نمونه از هرگروه صید و در محلول دیویدسون تثبیت گردیدند. پس از تشریح و خارج نمودن هپاتوپانکراس مراحل استاندارد و معمول پاساژ بافتی انجام در نهایت برشها با روش معمول رنگ آمیزی و در نهایت زیر میکروسکوپ نوری مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: بر اساس نتایج در بررسی میکروسکوپی انواع سلولهای,B ,R EوM تشخیص داده شدند. تعداد سلولها، اندازه توبولها و وزن هپاتوپانکراس درنمونههای سیر و گرسنه اندازهگیری و مطالعه آماری روی آنها انجام گرفت. بر این اساس نتایج حاکی از کاهش تعداد و مساحت توبولهای هپاتوپانکراس بوده که بهویژه در سلولهای جذبی- ذخیرهای نسبت به سایر سلولها مشهود بوده است.
نتیجه گیری: طبق نتایج بهدست آمده، وزن و مساحت هپاتوپانکراس، اندازه سلولها و توبولها در نمونههای گرسنه درمقایسه با نمونههای سیر اختلاف معنیداری را نشان دادند.
اثرآنتی اکسیدانتی ویتامین C در کاهش آسیب های کروموزومی القا شده توسط میدان الکترومغناطیسی با فرکانس پایین در اریتروسیت های مغز استخوان موش کوچک آزمایشگاهی
دوره 3، بهار 91، بهار 1391، صفحه 65-72
https://doi.org/10.52547/JCT.3.1.65
چکیده هدف: در پژوهش حاضر اثر آنتی اکسیدانی ویتامین C در کاهش آسیبهای کروموزومی القا شده توسط میدان الکترومغناطیسی با فرکانس پایین در اریتروسیتهای مغز استخوان موش نر کوچک آزمایشگاهی بررسی شده است.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی 48 موش نر بالغ نژاد بالب سی به صورت تصادفی به چهار گروه مساوی کنترل، آزمون 1، آزمون 2 و آزمون 3 تقسیم شدند. موشهای گروه کنترل در شرایط طبیعی نگهداری شدند و به نمونههای گروه آزمون 1 و آزمون 3 ویتامین C با دوز 50 میلیگرم بر کیلوگرم به مدت 8 روز متوالی درون صفاقی تزریق شد. نمونههای گروه آزمون 3 از روز پنجم دریافت ویتامین به مدت 4 روز و هر روز 4 ساعت در معرض امواج الکترومغناطیس با فرکانس 50 هرتز و شدت 50 گاؤس قرار گرفتند. نمونههای گروه آزمون 2 نیز به مدت 4 روز و هر روز 4 ساعت در معرض امواج فوق الذکر قرار داده شدند. کلیه موشهای گروههای مختلف تشریح و آزمون میکرونوکلئوس روی اریتروسیتهای پلی کروماتیک مغز استخوان مو شها انجام شد. دادههای کمی حاصل با نرم افزار spss و آزمون آماری واریانس یک طرفه در سطح 05/0p < تحلیل شد.
نتایج : فراوانی میکرونوکلئوسها در اریتروسیتهای پلیکروماتیک مغز استخوان موشهای گروه آزمون 3 (276/0 ±107/3) در مقایسه با گروه آزمون 2 (881 /0 ±29/9) کاهش معنیداری (001/0>p) نشان داد.
نتیجه گیری: ویتامین C سبب کاهش آسیبهای کروموزومی القاء شده توسط امواج الکترومغناطیس با فرکانس پایین در اریتروسیتهای پلیکروماتیک مغز استخوان موش نر بالغ نژاد بالب سی میشود.
اثر ضد باکتری زئولیت احیا شده با باز شیف
دوره 8، شماره 1، بهار 1396، صفحه 69-76
https://doi.org/10.52547/JCT.8.1.69
مژگان زنده دل، زهره مرتضیئی، مریم یوسفی
چکیده هدف: در این پژوهش مواد هیبرید جامد حاصل از کمپلکس باز شیف در داخل و روی سطح زئولیت NaY، تهیه شدند و سپس خاصیت ضد باکتری آنها در برابر باکتریهای مختلف (باکتریهای گرم منفی و گرم مثبت) بررسی شد.
مواد و روشها: ابتدا ترکیبات با خاصیت ضد باکتری از طریق روش سنتز پی در پی تهیه شدند. بهطوریکه کمپلکسهای باز شیف فلزات واسطه به دو روش یک بار از طریق روش کشتی درون بطری داخل حفرات زئولیت NaY و بار دیگر از طریق عاملدار کردن که همان اصلاح سطح ترکیبات حفره دار میباشد، بر روی سطح زئولیت NaY بارگذاری شدند. در بخش دوم، فعالیت ضد باکتری ترکیبات سنتز شده در سطح آزمایشگاهی در مقابل باکتریهای گرم مثبت (باسیلوس سابتلیس و استافیلوکوکوس اورئوس) و گرم منفی (اشریشیاکلی و سودوموناس آئروژینوزا) مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که مواد هیبرید جامد حاصل از کمپلکس باز شیف و زئولیتNaY فعالیت ضد باکتری بسیار خوب (در برابر باکتریهای گرم منفی اشریشیاکلی و سودوموناس آئروژینوزا) و قابل مقایسهای با آنتی بیوتیک جنتامایسین و نالیدیکسیک اسید، بهعنوان نمونههای استاندارد دارند. همچنین فعالیت ضد باکتری تا 24 ساعت همچنان ادامه داشت.
نتیجه گیری: مواد هیبرید جامد حاصل از کمپلکس باز شیف و زئولیتNaY فعالیت ضد باکتری بسیار خوب و قابل مقایسهای با داروهای استاندارد دارند. خصوصا این ترکیبات قابلیت چندین بار استفاده بدون اینکه خاصیت خود را از دست داده باشند را دارند و تهیه آنها از نظر صنعتی مقرون به صرفه میباشد.
تاثیر همزمان اکسید نیتریک و میدان الکترومغناطیسی بر میزان تکثیر و تغییر مورفولوژی سلولهای بنیادی استرومایی
دوره 7، شماره 1، بهار 1395، صفحه 71-79
https://doi.org/10.52547/JCT.7.1.71
نازنین حقیقت، پرویز عبدالمالکی
چکیده هدف: میدان الکترومغناطیسی بهعنوان یک عامل محرک فیزیکی خواه و ناخواه فرآیندهای سلولی را تحت تاثیر خود قرار میدهد. در مطالعهی حاضر تغییر مورفولوژی و سرعت تکثیر سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موش صحرایی در حضور میدان الکترومغناطیسی (EMF) و مولکول پیامبر اکسید نیتریک (NO) بررسی شد. مواد و روشها: بعد از جداسازی سلولهای بنیادی استرومایی از مغز استخوان موش صحرایی و تکثیر و واکشت سلولها، به محیط کشت آنها Deta-NO اضافه شد و سلولها با میدان الکترومغناطیسی با فرکانس 50 هرتز و شدت 20 میلی تسلا تیمار شدند. برای تخمین میزان رشد سلولها از روش سنجش MTT استفاده شد. برای تخمین درصد سلولها در فازهای مختلف چرخهی سلولی و تاثیرپذیری توسط اکسید نیتریک و EMF، محتویات DNA سلولی توسط فلوسایتومتری محاسبه شد. نتایج: نتایج نشان داد که میدان الکترومغناطیسی در حضور مولکول سیگنالینگ NO میزان رشد سلولها را کاهش میدهد که این کاهش رشد به غلظت بالا و پایین NO وابسته است و باعث توقف چرخه سلولی در فاز G2 میشود. همچنین EMF و NO تاثیر مهمی را روی تغییر شکل و تحرک سلولهای بنیادی میگذارد. نتیجهگیری: کاهش رشد و تغییر شکل سلولها میتواند مقدمهای برای رفتن سلولها به سمت تمایز باشد.
تاثیر علف کش آترازین برفرآیند اوئوژنز در گورخرماهی Danio rerio
دوره 2، تابستان 90، تابستان 1390، صفحه 147-155
https://doi.org/10.52547/JCT.2.2.147
چکیده هدف: هدف از این پژوهش مطالعه تاثیر علف کش آترازین بر فرآیند اوئوژنز در گورخر ماهی بود.
مواد و روشها: در این پژوهش اوئوژنز در تخمدان گورخرماهیهایی که به مدت 14 روز در معرض غلظتهای مختلف آترازین (100،10و1000 میکروگرم بر لیتر) قرار گرفته بودند مورد ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور نمونهها در محلول بوئن فیکس و در پارافین قالب گیری شدند و در نهایت برش های 5 تا 7 میکرومتری با هماتوکسیلین - ائوزین مورد رنگ آمیزی قرار گرفتند. ارزیابی مورد نظر بر اساس مطالعات هیستوپاتولوژیکی تخمدان و بر اساس معیارهایی از جمله تعداد فولیکولهای نارس و رسیده و قطر فولیکولها انجام گرفت و اطلاعات حاصل از آزمایش توسط آنالیز واریانس یک طرفه (one-way ANOVA) مورد بررسی قرار گرفت. سطح معنا داری05/0p < در نظر گرفته شد.
نتایج: این مطالعات نشان داد که غلظتهای 100 و 1000 میکروگرم بر لیتر آترازین سبب افزایش چشمگیر اووسیتهای غیر طبیعی (آنورمال) در مقاطع تهیه شده از تخمدان میشود (05/0p <)، به علاوه مقایسه قطر فولیکولها در گروههای مختلف تفاوت معنیداری را نشان نداد.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان میدهد که اوئوژنز در تخمدان گورخرماهی تحت تاثیر آترازین قرار میگیرد و در نتیجه آن تعداد تخمکهای غیر طبیعی افزایش مییابد که میتواند پتانسیل تولید مثلی جانور را کاهش دهد.
تأثیر محیط کشت، منبع کربن و طیف نور در نوساقهزایی و شیوه تیمار اکسین در ریشهزایی پایه رویشی Gisela 6
دوره 4، تابستان 92، تابستان 1392، صفحه 169-185
https://doi.org/10.52547/JCT.4.2.169
چکیده هدف: به منظور بومیسازی و بهینهسازی ریزازدیادی گزیلا 6، یکی از پایههای مفید اکثر گونههای هستهدار بهویژه گیلاس، اثر نوع محیط کشت، منبع کربن، نور و شیوه کاربرد اکسین در نوساقهزایی و ریشهزایی مورد مطالعه قرار گرفت. مواد و روشها: تاثیر مستقل6 نوع محیط کشت، 5 منبع کربن و 3 طیف نور همراه با غلظتهای مختلف BA و IBA با استفاده از جوانههای جانبی بهعنوان ریزنمونه روی میزان نوساقهزایی و طول نوساقهها مطالعه گردید. درصد ریشهزایی، تعداد و طول ریشهها به دو روش: پالسینگ پایه نوساقهها در 1 میلیگرم در لیتر محلول IBA و NAA در زمانهای متفاوت و کشت نوساقهها در محیط جامد حاوی 6 غلظت از هورمونهای IBA و NAA بررسی شد. نتایج: MS مناسبترین محیط کشت بوده و بیشترین تعداد و طول نوساقه بهترتیب در MS حاوی 30 گرم در لیتر شکر معمولی (80/3 نوساقه) و ساکارز (56/7 میلیمتر) بهدست آمد. نور سفید و نور قرمز به ترتیب بیشتر در تعداد نوساقهزایی و طول نوساقهها موثر میباشد. بیشترین تحریک ریشهزایی در روش پالسینگ در حضور1 میلیگرم در لیتر IBA در مدت 10 و 20 دقیقه اتفاق افتاد. نتیجه گیری: شرایط بهینه رشد در مرحله ازدیاد نوساقه عبارت بود از کشت ریزنمونهها در محیط MS حاوی شکر معمولی و BAP 1 میلیگرم در لیتر تحت نور سفید و استفاده از روش پالسینگ نوساقهها در محلول هورمون IBA برای ریشهزایی
بررسی نقش چپرونی پروتئین Hsp70 از ماهی Rutilus frisii kutum در غیرفعال سازی حرارتی لوسیفراز در شرایط in vivo
دوره 9، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 176-186
https://doi.org/10.52547/JCT.9.2.176
زهره جهانگیری زاده، حسین غفوری، رضاحسن ساجدی
چکیده هدف: نقش چپرونی پروتئین Hsp70 از ماهی Rutilus frisii kutum در غیرفعال سازی حرارتی لوسیفراز در سلول باکتری E. coli کوترنسفرم شده حامل ژنهای لوسیفراز و چپرون مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روشها: انتقال همزمان دو وکتور بیانی حاوی ژنهای Hsp70 و لوسیفراز به سلولهای باکتری E. coli انجام شد. سپس بیان سلولهای کوترنسفرم شده تحت شرایط بهینه انجام پذیرفت. بعد از افزودن تتراسایکلین، نمونههای باکتری در دماهای 40، 42، 44، 46، 48 و 50 درجه سانتیگراد در طی زمان 60 دقیقه انکوبه شدند و در نهایت فعالیت لوسیفراز نمونهها اندازه گیری شد.
نتایج: در دماهای 40 و 42 درجه سانتیگراد با گذشت زمان 30 دقیقه، فعالیت لوسیفرازی در نمونههای کنترل تقریبا به صفر میرسد، در صورتیکه در نمونههای کوترنسفرم بهترتیب حدود 72 درصد و 60 درصد فعالیت لوسیفرازی نسبت به نمونههای کنترل (قبل از تیمار حرارتی) حفظ شد و حتی پس از60 دقیقه نیز تا 36 درصد و 22 درصد فعالیت همچنان باقی ماند. همچنین در استرس دماهای 44 و46 درجه سانتیگراد، اختلاف قابل ملاحظهای بین فعالیت لوسیفرازی نمونه کوترنسفرم و کنترل در زمانهای اولیه پس از اعمال استرس مشاهده شد. در صورتیکه در دماهای 48 و 50 درجه سانتیگراد فعالیت لوسیفرازی نمونه کوترنسفرم نسبت به نمونه کنترل حتی در زمانهای اولیه استرس اندک بود.
نتیجه گیری: تجمع حرارتی لوسیفراز به عنوان یک پروتئین گزارشگر مهم، در دماهای بالا با توجه به فعالیت چپرون Hsp70 در سلول باکتری مهار شود که این امر میتواند در صنایع غذایی، داروسازی و تهیهی کیتهای تشخیص سرطان کاربردهای فراوانی داشته باشد.
بررسی رشد و تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمی ژله وارتون به استئوبلاست برروی نانو داربستهای کامپوزیتی پلی کاپرو لاکتون (pcl)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 179-190
https://doi.org/10.52547/JCT.7.2.179
شادی قاضیجهانی، هاشم یعقوبی، اسداله اسدی
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی زیست سازگاری و تمایز سلول بنیادی مزانشیمی بند ناف انسانی به استئوبلاست بر روی داربستهای پلیکاپرولاکتون تهیه شده با روش الکتروریسندگی بوده که تحت اصلاح سطحی با پلاسمای اکسیژن قرار گرفته است.
مواد و روشها: پس از جداسازی سلولهای بنیادی مزانشیمی از بند ناف انسانی آنالیز فلوسایتومتری صورت گرفت. زیست سازگاری داربست بهوسیله سنجش MTT مورد بررسی قرار گرفت. مورفولوژی و نحوة اتصال سلول ها بر سطح داربست بهوسیلة تصاویر میکروسکوپ الکترونی نگاره مورد مطالعه قرار گرفت. همچنین زیست تخریب پذیری داربست با استفاده از روش کاهش وزن محاسبه شد. در نهایت برای بررسی تمایز سلولها در سطح داربست، از محیط تمایز استئوژنی استفاده شد و تمایز با رنگ آمیزی آلیزارین قرمز و RT-PCR بررسی گردید..
نتایج: نتایج نشان داد که سلولها نه تنها توانایی اتصال و تکثیر مناسبتری را روی نانوداربست داشتند، بلکه به لحاظ ریختشناسی نیز از شرایط طبیعی برخوردار بودند. داربست پلیکاپرولاکتون از زیست سازگاری بالایی برخوردار است و زیست تخریب پذیری آن تا روز پانزدهم با سرعت بیشتری در مقایسه با 15 روز بعدی انجام گرفت. همچنین نتایج رنگآمیزی آلیزارین قرمز و RT-PCR میزان بالای تمایز سلول بر روی داربست پلیکاپرولاکتون را نشان دادند.
نتیجهگیری: نتایج بهدست آمده از این تحقیق پیشنهاد میکند که داربستهای پلیکاپرولاکتون، پتانسیل استفاده بهعنوان یک بیومتریال زیست سازگار را در کاربردهای مهندسی بافت و تمایز استخوان دارا میباشند.
مطالعه بیان ژنهای شاخص مرحلهی اسپرمیوژنز(Acrosin, Protamine1 ) در سلولهای بنیادی اسپرماتوگونیال انسانی القا شده برای تمایز به اسپرم
دوره 8، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 184-195
https://doi.org/10.52547/JCT.8.2.184
شیما کرمی، مسعود ملکی
چکیده هدف: هدف این مطالعه بررسی توان تمایزی سلولهای بنیادی اسپرماتوگونیال به اسپرم میباشد.
مواد و روشها: سلولهای بنیادی اسپرماتوگونیال پس از جداسازی آنزیمی از نمونههای بیوپسی بیضه افراد آزواسپرمیای غیر انسدادی در فلاسکT25 کشت داده شدند. در پاساژ سوم سلولها در 4 گروه مختلف بهمدت 1 الی 4 هفته تحت تاثیر محیط کشت حاوی عصارهی بافت بیضه گوسفندی بهعنوان القا کننده قرار داده شدند و پس از آن بیان ژنهای بلوغ اسپرم: Acrosin و Protamine1 با استفاده از تکنیک وسترن بلاتینگ بررسی شد.
نتایج: پس از القای سلولهای بنیادی اسپرماتوگونیال توسط عصارهی بافت بیضه گوسفندی در این سلولها شکل تغییر یافته بهصورت شبه اسپرم در آمدند و همچنین بیان ژن پروتامین 1و آکروزین تایید شد.
نتیجهگیری: بررسی سلولهای القا شده نشان داد که آکروزین و پروتامین 1 بیان شده اند، از آنجاییکه آکروزین و پروتامین عمده ترین پروتئینهای اسپرمیوژنز هستند میتوان اینگونه نتیجه گرفت که این سلولها مرحلهی اسپرماتوژنز را کامل نموده و وارد مرحلهی اسپرمیوژنز شدهاند.
اثر نانوذرات اکسید روی بر هیستولوژی غده جنسی موش نر و تاثیر آن بر فاکتورهای جنسی سرم خون
دوره 6، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 187-194
https://doi.org/10.52547/JCT.6.2.187
رحمت اله فتاحیان دهکردی، سعید حیدرنژاد، عاطفه عامری
چکیده هدف: در این مطالعه اثر سمیت نانوذرات اکسید روی بر برخی هورمونهای جنسی نر در سرم خون و بافت بیضه رتهای سالم بالغ مورد مطالعه قرار گرفت.
مواد و روشها: موشها در پنج گروه، شامل یک گروه کنترل و چهار گروه تیمار تقسیم شدند. نانوذرات اکسید روی در دو غلظت 5/2 و 1 گرم بر کیلوگرم وزن جانور برای دو گروه از تیمارها بهصورت خوراکی (گاواژ) و برای دو گروه از تیمارها بهصورت تزریق داخل صفاقی تجویز شد. اثر نانو ذرات و آسیب بافتی آن در بیضه بعد از یک، هفت و چهارده روز پس از تیمار مورد مطالعه قرار گرفت.
نتایج: آزمایشهای سرم خون نشان داد که سطح LH و FSH سرم در گروه های تیمار با نانوذرات اکسید در مقایسه با شاهد کنترل افزایش یافت (p <0.05). همچنین بررسی اسلاید های بافتی بیضه، آسیب های بافتی مشخصی را در هر چهار گروه تحت تیمار با نانوذرات اکسید روی نسبت به گروه کنترل نشان داد. این آسیبها بی نظمی در طبقات سلولی، لولههای فاقد سلولهای اسپرم ساز، پرخونی در بافت بینابینی اطراف لولههای سمینیفر و تغییرات هسته سلولهای اسپرم ساز را نشان میدهند.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر اثر نانوذره اکسید روی را بر ساختار مورفولوژیک و هورمونهای جنسی نشان میدهد.
اثر تنش سرما بر صفات تشریحی و مورفولوژی در دو رقم مقاوم و حساس برنج در مرحله جوانهزنی
دوره 2، پاییز 90، پاییز 1390، صفحه 235-244
https://doi.org/10.52547/JCT.2.3.235
چکیده هدف: تنشهای محیطی به ویژه تنش سرما بر روی ویژگیهای مورفولوژی، آناتومی و فیزیولوژی گیاهان تاثیر میگذارند. برنج، گیاه حساس به سرما میباشد که محصول آن تحت این تنش تا حد زیادی کاهش مییابد. با توجه به اهمیت برنج، شناخت ارقام متحمل و مکانیسم دفاعی آنها در مقابل دمای پایین ضروری میرسد.
مواد و روشها: در این پژوهش تاثیر سرما بر صفات تشریحی و مورفولوژی دو رقم مقاوم (اوندا) و حساس (نعمت) برنج (Oryza sativa) در مرحله جوانهزنی به مدت 8 روز تحت دماهای پایین (15 و 10 درجه سانتیگراد) و شاهد (25 درجه سانتیگراد) بررسی شد.
نتایج: نتایج نشان داد که طول و وزن خشک ساقه چه و ریشه چه هر دو رقم نعمت و اوندا تحت تنش نسبت به شاهد کاهش پیدا کرده، بطوری که در رقم نعمت در دماهای 15 و 10 درجه سانتی گراد، وزن خشک ساقه چه و ریشه چه به ترتیب با 66، 75، 5/66 و 81 درصدکاهش و طول ساقه چه و ریشه چه با 61، 69، 47 و 72 درصد کاهش نسبت به شاهد نشان داد. این تغییرات در رقم نعمت در مقایسه با رقم اوندا با کاهش بیشتری همراه بود. بررسی صفات تشریحی نیز نشان داد که در هر دو رقم تحت تاثیر تنش سرما با تغییراتی همراه بود که مهمترین این تغییرات شامل افزایش ضخامت لایه های چوب پنبه ای و کاهش میزان حفرات آئرانشیم که با سلول های پارانشیم پر شده بود، می باشد.
نتیجه گیری: تغییرات بوجود آمده در جهت افزایش مقاومت گیاه به تنش دمای پایین بود که رقم اوندا از مکانیسم دفاعی بهتری نسبت به رقم نعمت برخوردار بود.
کانالهای آبی NtPIP1;1 و NtPIP2;1 توزیع مکانی متفاوتی در سلولهای گیاه توتون دارند
دوره 3، پاییز 91، پاییز 1391، صفحه 251-257
https://doi.org/10.52547/JCT.3.3.251
چکیده هدف: حرکت آب از عرض غشاهای سلولی با حضور پروتئینهایی بنام کانال آبی یا آکواپورین تسهیل میشود. کانالهای آبی غشاپلاسمایی گیاهان به دو گروه PIP1s و PIP2s تقسیم میشوند که فعالیت انتقال آب متفاوتی را نشان میدهند به طوری که PIP1s غیرفعال بوده، در حالیکه PIP2s افزایش قابل توجهی را در ضریب نفوذپذیری آبی اسموتیک غشاء (p f) موجب میشود. این تفاوت در فعالیت انتقال آب آنها میتواند ناشی از مکان متفاوت آنها در سلول باشد. هدف از این تحقیق بررسی مکان درون سلولی دو کانال آبی NtPIP1;1 (عضو گروه PIP1s) و NtPIP2;1 (عضو گروه PIP2s) در سلولهای زنده مزوفیل برگ گیاه توتون است.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی توالی cDNA دو کانال آبی به توالی ژن کد کننده پروتئین فلورسانت سبز (GFP) متصل گردید و به طور موقتی در پروتوپلاستهای تهیه شده از مزوفیل برگ توتون بیان شدند. سپس با استفاده از طول موج برانگیختگی نور آبی مکان درون سلولی این دو کانال آبی در زیر میکروسکوپ فلورسانس بررسی شد.
نتایج: نتایج نشان داد که NtPIP1;1 در ساختارهای غشایی داخل سلول باقی مانده در حالیکه NtPIP2;1 به غشا پلاسمایی منتقل میشود. بیان همزمان وکتورهای حامل توالی NtPIP1;1-GFp و HDEL-YFp (نشانگر شبکه اندوپلاسمی متصل به پروتئین با فلورسانس زرد) در پروتوپلاستها نشان داد که NtPIP1;1 در مکانهایی مشابه با HDEL (لیزین- آسپارتیک اسید- گلوتامیک اسید-لوسین) در سلول قرار میگیرد.
نتیجه گیری: کانال آبی NtPIP2;1 به غشاء پلاسمایی سلول مستقر شده در حالیکه NtPIP1;1 در داخل شبکه آندوپلاسمی باقی مانده و به غشا پلاسمایی منتقل نمیشود و به همین دلیل فاقد فعالیت انتقال آب است.
بررسی تاثیر پلیمر PLL بر خصوصیات و کارایی انتقال ژن توسط دی بلاک کوپلیمر زیست تخریب پذیر PLA-PEG
دوره 8، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 271-284
https://doi.org/10.52547/JCT.8.3.271
سید احمد موسوی سوها، هاشم یعقوبی
چکیده هدف : مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر انکپسولهسازی همزمان DNA با نسبتهای متفاوت PLL توسط کوپلیمر PLA-PEG بر افزایش کارایی انتقال ژن به سلولهای پستانداران و خصوصیاتی از قبیل زیست سازگاری، محافظت از DNA در برابر آنزیمهای برشی، سرعت رهایش DNA، اندازه و پتانسیل ذتای ذرات انجام گرفت.
مواد و روشها: نانوذرات PLA-PEG/PLL/DNA با نسبتهای متفاوت PLL، بر اساس تکنیک انتشار حلال تهیه شدند. سپس درصد رهایش DNA، اندازه و پتانسیل ذتای ذرات در بافر سالین فسفات با 4/7pH= مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: با افزایش درصد PLL در نانوذرات PLA-PEG/PLL/DNA اندازه و پتانسیل ذتای ذرات حاصل افزایش یافت. آنالیز ژل الکتروفورز از DNA استخراج شده از نانوذرات PLA-PEG/DNA و PLA-PEG/PLL/DNA پس از تیمار با آنزیمDNasI، بیانگر توانایی کوپلیمر PLA-PEG و PLA-PEG/PLL در محافظت از DNA بود. بررسی فلوسایتومتری و میکروسکوپ فلورسنس تایید کرد که بازده انتقال ژن با افزایش نسبت PLL در نانوذرات PLA-PEG / PLL / DNA بهبود مییابد. علاوه بر این بازده انتقال ژن یک و نیم برابر بیشتر از پروتئین PLL / DNA در محیط سرمی است.
نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان داد نانوذرات PLA-PEG/PLL/DNA از توانایی بالایی در انتقال ژن به سلولهای MCF-7 در مقایسه با کمپلکس PLL/DNA در محیطهای حاوی سرم برخوردار میباشند.
مطالعه اثرات پیشگیرانه و درمانی کاروتنوئید آستاگزانتین بر روی بیماری Multiple Sclerosis در موشهای مدل C57BL/6
دوره 9، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 279-291
https://doi.org/10.52547/JCT.9.3.279
سایه بیداران، پریچهره یغمایی، علیرضا احمدی، آزاده ابراهیم حبیبی، محمد حسین صنعتی
چکیده هدف: در مطالعه حاضر به بررسی امکان مفید بودن آستاگزانتین در مدل موشی بیماری MS، آنسفالومیلیت تجربی خود ایمن (EAE) پرداخته شده است.
مواد و روشها: بیماری EAE با استفاده از پپتید MOG35-55 و ادجوانت کامل فروند (CFU) در موشهای ماده C57BL/6 القا شد. موشها در گروه کنترل نرمال، گروه بیمار، گروه پیشگیری دریافت کننده آستاگزانتین 21 روز قبل از القا بیماری و گروه درمانی که پس از ایمونیزاسیون و با شروع علائم بیماری، آستاگزانتین را دریافت کردند، قرار گرفتند. هر گروه شامل 8 راس موش بود. مصرف آستاگزانتین تا 35 روز پس از ایمونیزاسیون ادامه یافت و هر روز بهمقدار 4/0 درصد وزن پلت مورد مصرف (حدود 400 میلیگرم) آستاگزانتین مصرف میشد. سپس میزان تکثیر سلولی بهوسیله آزمون MTT، میزان تولید اینترلوکین 6 و اینترلوکین یک بتا سرم خونی به وسیله ELISA سنجیده شد. علاوه بر این بافت های نخاع نیز بهمنظور ارزیابیهای ایمونوهیستوپاتولوژی مطالعه شدند.
نتایج: بر اساس نتایج بهدست آمده مصرف آستاگزانتین منجر به بروز پیامدهای بالینی و آسیب شناختی مناسبی شده بهطوریکه منجر به کاهش تولید سایتوکاینهای پیش التهابی IL1β ، IL6 شد (0001/0 (p <مطالعات ایمونوهیستوپاتولوژی نیز کاهش ارتشاح لکوسیتها را در بافت نخاع گروههای تجربی نشان دادند.
نتیجهگیری: در مجموع ممکن است که این رهیافت دارویی بهعنوان یک استراتژی سودمند در پیشگیری و درمان بیماری مالتیپل اسکلروز مطرح شد.
مطالعه ارتباط بین مارکرهای مولکولی و صفات مهم میوه در فندق با استفاده از آنالیز رگرسیونی چندمتغیره
دوره 5، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 289-299
https://doi.org/10.52547/JCT.5.3.289
محمد محمدزاده، محمدرضا فتاحی مقدم، ذبیحاله زمانی، عبداله خدیویخوب
چکیده هدف: هدف از این تحقیق شناسایی نشانگرهای مولکولی RAPD و ISSR مرتبط با صفات ریختشناسی مهم میوه در فندق (Corylus avellana) بود. مواد و روشها: در این مطالعه، رابطه بین نشانگرهای ISSR و RAPD با صفات مهم میوه (ابعاد و وزن نات و مغز) در 35 ژنوتیپ فندق از طریق آنالیز رگرسیونی چندمتغیره (MRA) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: برخی از قطعات چندشکل ISSR و RAPD با صفات مورد مطالعه میوه فندق ارتباط و همبستگی نشان دادند. برخی از این نشانگرهای آگاهیبخش با بیش از یک صفت ارتباط نشان دادند که میتواند ناشی از اثرات پلیوتروپیک QTL های مرتبط با هم در صفات مختلف باشد. بهعنوان مثال، برخی از نشانگرهای آگاهی بخش با دو صفت طول نات و طول مغز همبستگی معنیدار نشان دادند که بیانکننده همبستگی مثبت این دو صفت با همدیگر میباشد. همچنین برخی از این نشانگرها با طول و وزن نات و وزن مغز و برخی دیگر با هر دو صفت وزن و طول مغز رابطه نشان دادند. نتیجهگیری: نشانگرهای آگاهیبخش شناسایی شده در این مطالعه میتوانند در انتخاب والدین مناسب برای تولید جمعیت جهت نقشهیابی بهکار روند. همچنین برای انتخاب ژنوتیپهای برتر بهخصوص وقتی که اطلاعاتی از پایه ژنتیکی آنها مانند نقشه لینکاژی در دسترس نیست مفید باشد.
مطالعه هیستومورفومتریک اثر عصاره الکلی دانه انگور (Vitis Vinifera) بر روی ترمیم زخمهای دیابتی موش صحرائی نر نژاد ویستار
دوره 7، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 293-300
https://doi.org/10.52547/JCT.7.3.293
فریده الله گاهی، عبدالحسین شیروی، ویدا حجتی
چکیده هدف: هدف از این تحقیق بررسی اثرات دارویی هسته انگور سیاه بر تغییرات هیستومورفومتریک ترمیم پوست در موشهای صحرایی نر دیابتی بود.
مواد و روشها: در این مطالعه 48 سر موش نر نژاد ویستار را به 4 گروه (کنترل منفی، کنترل مثبت، تجربی یک ، تجربی دو) تقسیم شدند. در گروههای مورد آزمایش زخمی بهطول سه سانتیمتر در سمت چپ ستون فقرات ایجاد شد. روند ترمیم زخم بهصورت میکروسکوپی و ماکروسکوپی بررسی شد.
نتایج: زخم گروههای دیابتی در مقایسه با گروه سالم ترمیم دیرتری نشان داد و التیام زخم در گروههای تجربی تیمار شده با عصاره الکلی هسته انگور نسبت به گروه کنترل از سرعت بیشتری برخوردار بود. در این تحقیق از نرم افزار spss ویرایش 16 به روش Mann- whitney, kruskal-wallis آزمون شد و نتایج در سطح (05/0p <) معنیدار تلقی شد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که عصاره الکلی هسته انگور موجب تسریع ترمیم زخمهای پوستی نمونههای سالم و دیابتی میشود.
