ارزیابی ارتباط بین سلامت آکروزوم و برخی خصوصیات اسپرم منجمد گاو هلشتاین
دوره 7، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 251-258
https://doi.org/10.52547/JCT.7.3.251
قدرت الله محمدی، حامد مهدیون، سعد گورانی نژاد، غلامحسین خواجه
چکیده هدف: هدف از این مطالعه یافتن روشی اصلاح شده برای ارزیابی آکروزوم و بررسی سلامت آکروزوم اسپرمهای منجمد گاو هلشتاین و بررسی ارتباط بین سلامت آکروزوم با تحرک، میزان زنده بودن و واکنش به محلول هیپواسمول 100 میلی اسمول بود.
مواد و روشها: در این آزمایش 40 عدد پایوت اسپرم منجمد گاو هلشتاین تهیه و آزمایشهای سلامت آکروزوم، میزان تحرک، زنده بودن و واکنش به محلول هیپواسمول بررسی شد.
نتایج: نتایج این مطالعه نشان داد که تعداد اسپرمهای با آکروزوم طبیعی 72/5±52/84 درصد، میانگین تحرک 22/8±52/31 درصد، میزان اسپرمهای زنده 23/10±57/63 درصد، میزان اسپرمهای ناهنجار 23/3±57/21 درصد و میزان واکنش اسپرمها به محلول هیپواسمول 68/6±96/41 درصد بهدست آمد. ارتباط مثبت و معنیداری بین سلامت آکروزوم با میزان تحرک، زنده بودن و سلامت ساختار اسپرمها مشاهده شد (01/0p <) ولی با میزان واکنش به محلول هیپواسموتیک ارتباط معنیداری مشاهده نشد (05/0p>). در این مطالعه همبستگی مثبت و معنیداری بین میزان ناهنجاری آکروزوم با میزان ناهنجارهای ساختاری اسپرم بهدست آمد (05/0p <) و بین مقدار ناهنجاری آکروزوم با میزان تحرک و زنده بودن اسپرمها یک رابطه منفی معنیداری حاصل شد (01/0 p <). بین میزان ناهنجاری آکروزوم با مقدار واکنش به محلول هیپواسموتیک ارتباط معنیداری مشاهده نشد (05/0 p>). بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش رابطه معنیداری بین سلامت آکروزوم با تحرک، سلامت ساختار و میزان زنده بودن اسپرمها بهدست آمد.
نتیجهگیری: از آنجاییکه میزان باروری اسپرمها ارتباط زیادی با سلامت آکروزوم، سلامت ساختار، تحرک و زنده بودن اسپرمها دارد و آکروزوم اسپرم طی انجماد و ذوب شدن تحت تاثیر قرار میگیرد بنابراین ارزیابی سلامت ساختار آکروزوم میتواند بهعنوان یکی از آزمایشهای سودمند ارزیابی باروری اسپرمهای منجمد مطرح باشد.
اثر نانوذراتنقره بر برخی پارامترهای خونشناسی گربه ماهی رنگین کمان (Pangasius hypophthalmus)
دوره 5، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 263-272
https://doi.org/10.52547/JCT.5.3.263
پرستو رزمآرا، فاطمه پیکان حیرتی، سالار درافشان
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثر نانوذرات نقره بر برخی شاخصهای خونشناسی گربهماهی رنگینکمان بهعنوان یک گونه ارزشمند آکواریمی و پرورشی است. مواد و روشها: 40 قطعه گربه ماهی رنگین کمان (میانگین وزنی 12 گرم) بهمدت 10 روز تحت شرایط ساکن-تجدید در معرض مقادیر 1 و 20 میکروگرم بر لیتر نانوذراتنقره (میانگین قطر هیدرودینامیکی 8/54 نانومتر( و نیتراتنقره قرار گرفتند. یک گروه آزمایشی حاوی 10 قطعه نیز بهعنوان گروه شاهد در نظر گرفته شد. پس از پایان آزمایش، خونگیری از ماهیان (5 قطعه از هر تیمار) صورت گرفت و شاخصهای مرسوم خونشناسی مورد ارزیابی گرفت. نتایج: میزان هموگلوبین، هماتوکریت و تعداد گلبول قرمز (RBC) در دوز 20 میکروگرم بر لیتر نانوذرات نقره در روز اول افزایش یافت )05/0(p <؛ در حالیکه در روز دهم تفاوت معنیداری بین تیمارها مشاهده نشد )05/0(p>. در هر دو زمان بررسی شاخصهای ثانویه خونشناسی تغییرات معنیداری نشان نداد )05/0(p>. دوز 20 میکروگرم بر لیتر نانوذراتنقره در روز دهم منجر به افزایش تعداد گلبول سفید (WBC) نسبت به گروه شاهد و روز اول شد )05/0(pنتیجهگیری: تغییر معنیدار RBC، هماتوکریت، هموگلوبین، WBC، فراوانی آنها و میزان گلوکز در دوز بالای نانوذراتنقره میتواند نشاندهنده سمیت ترکیب مورد استفاده و بروز تنش در گونه مورد بررسی باشد.
اثر عصاره آبی-الکلی دانه زغال اخته بر بازخوانی حافظه و برخی پارامترهای سرم در موشهای سوری نر آلزایمری شده
دوره 6، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 269-280
https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.269
نیلوفر دربندی، مریم هزاوهای، فاطمه قدیمی، میترا نوری
چکیده هدف: در تحقیق حاضر، تاثیر عصاره دانه زغال اخته بر یادگیری و حافظه و برخی پارامترهای سرم در موشهای سوری نر آلزایمری بررسی شد. مواد و روشها: 48 سر موش با وزن تقریبی 25 تا 30 گرم به 6 گروه تقسیم شدند: سالین-سالین، STZ – سالین، STZ- عصاره دانه زغال اخته(25، 50 و 75 میلی گرم بر کیلوگرم) ، سالین-دوز موثر عصاره دانه زغال اخته. جهت ایجاد بیماری آلزایمر از تزریق داخل بطنی استرپتوزوتوسین (3 میلیگرم بر کیلوگرم) استفاده شد و میزان حافظه و یادگیری از طریق آزمون احترازی غیرفعال ارزیابی شد. کلیه گروهها بهمدت 3 هفته عصاره دانه زغال اخته و یا سالین را بهشکل داخل صفاقی دریافت کردند، سپس وارد آزمونهای یادگیری شدند. در پایان تمام حیوانات کشته و خونگیری از بطن راست انجام گرفت. میزان گلوکز، تریگلیسیرید و کلسترول تام در سرم اندازهگیری شد. همچنین در طول دوره تیمار وزنگیری از موشها در ابتدای هر هفته انجام شد. دادهها توسط آنالیز واریانس یکطرفه و تست توکی و یا آنالیز واریانس با اندازهگیریهای مکرر بررسی شد. نتایج: تزریق داخل بطنی استرپتوزوتوسین بهطور معنیداری منجر به تخریب حافظه شد (001/0>p). عصاره دانه زغالاخته در دوز 50 میلیگرم بر کیلوگرم بازخوانی حافظه را بهبود بخشید (001/0>p) و منجر به کاهش معنیدار سطح گلوکز و تریگلیسیرید سرم شد (01/0>p) اما بر میزان کلسترول تام تاثیر معنیداری نداشت (05/0<p). کاهش وزن تنها در دوز 50 میلیگرم بر کیلوگرم معنیدار بود (01/0>p). نتیجه گیری: احتمالا زغال اخته با کاهش میزان فاکتورهای خطرساز در خون و تنظیم سوخت و ساز گلوکز و چربیها، موجب تقویت حافظه در بیماریهای تخریب کننده عصبی مانند آلزایمر میشود.
بررسی تاثیر سیلیکون بر برخی پارامترهای آناتومیکی و فیزیولوژیکی گیاه گاوزبان دارویی (Borago officinalis L.) در شرایط هیدروپونیک
دوره 4، پاییز 92، پاییز 1392، صفحه 275-285
https://doi.org/10.52547/JCT.4.3.275
چکیده هدف: بررسی فاکتورهای مختلف بر بهبود رشد و نمو گیاهان دارویی از اهمیت زیادی برخوردار است. ازجمله این فاکتورها عناصر معدنی میباشند. هدف از این تحقیق تاثیر غلظتهای مختلف سیلیکون بر خصوصیات آناتومیکی و برخی پارامترهای رشد گیاه گاوزبان دارویی در شرایط کشت هیدروپونیک میباشد.
مواد و روشها: در این تحقیق تاثیر غلظتهای مختلف سیلیکون بر خصوصیات آناتومیکی اپیدرم وسلول روزنه و برخی پارامترهای رشد گیاه گاوزبان ازجمله سنجش میزان رنگیزههای فتوسنتزی و مقدار پرولین بررسی شد. بدین منظور آزمایشی به صورت طرح کاملا تصادفی با اعمال سطوح مختلف سیلیکون شامل 0، 5/0، 1، 5/1، 2 و5/2 میلیمولار در چهار تکرار بهصورت کشت هیدروپونیک در شرایط گلخانه اجرا شد.
نتایج: نتایج نشان داد که گیاهانی که تحت تیمار 5/1 میلیمولار سیلیکون بودند بیشترین طول و عرض روزنه و شاخص روزنه نسبت به شاهد و دیگر تیمارها داشتند. همچنین تیمار 5/1 میلیمولار سیلیکون تاثیرات مثبتی بر وزن تر اندام هوایی و محتوای کلروفیلکل نشان داد. با این وجود غلظتهای بالای سیلیکون تأثیر منفی در رشد و صفات آناتومیکی گیاه داشت.
نتیجه گیری: بر اساس بررسی نتایج پارامترهای فیزیولوژیکی و آناتومیکی، اثرات مثبت سیلیکون بر گیاه گاوزبان تنها در غلظت مناسب و قابل تحمل برای گیاه مشاهده میشود.
کاربردنشانگرپروتئینهای ذخیرهایبذردرجداسازی هفت رقم سویا (Glycine max)
دوره 3، زمستان 91، زمستان 1391، صفحه 319-327
https://doi.org/10.52547/JCT.3.4.319
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تفاوت هفت رقم بذر سویاتحت کشت در ایران بر اساس الگوی پروتئینهای ذخیرهای بذر با استفاده از روشSDS-PAGE میباشد.
مواد و روشها: پروتئینمحلولکلدانه از هفت رقم سویا تحت کشت در ایران شامل: GK،L17 ،ساری،033،032،تلار و سحر استخراج و اندازهگیری شد.سپسالگویالکتروفورزیپروتئینهایذخیرهای دانههای هفت رقم سویا با روش SDS-PAGE بررسی گردید. تراکمنسبیباندهایپروتئینیبهوسیلهنرمافزار آنالیز شد. همچنینبرپایهحضوروغیابباندهاوباتحلیلخوشهای،روابط خویشاوندیارقام سویا ارزیابیگردید.
نتایج: نتایج حاصل از آنالیز محتوای پروتئین کل دربذرهای هفت رقم سویا نشان داد که تنها در یک رقم محتوای پروتئین کل به صورت معنیداری نسبت به سایر واریتهها کمتر بود. در این مطالعهبر روی ژل 11 باند اصلی و پلی مورفیک برای بررسی تنوع ژنتیکی تشخیص داده شد و آنالیز گردید. در این باندها تفاوت در شدت بیان پروتئینها در میان ژنوتیپهای مختلف مشاهده شد.روابطخویشاوندیمیان هفترقمسویابرپایهالگویپروتئینیدانههای سویابررسیگردید و رقمهایی که دارای بیشترین و کمترین شباهت بودند مشخص شدند.
نتیجه گیری: الگوی پروتئینی بذرهای سویا بر پایه حضور و عدم حضور باندهای پروتئینی میتواند تنوع ژنتیکی را مشخص سازد و همچنین شناساگرهای پروتئینی خاصی معرفی کند که در شناسایی ارقام مختلف استفاده گردد.
تازه های فریز اسپرم انسانی در درمان ناباروری: یک مطالعه مروری
دوره 8، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 332-353
https://doi.org/10.52547/JCT.8.4.332
بهاره ترکی بلداجی، لیلا آزادی، مرضیه تولائی، محمد حسین نصراصفهانی
چکیده فریز موثرترین روش نگهداری طولانی مدت اسپرم است. روشهای متعددی برای فریز – ذوب مایع منی وجود دارد که ممکن است هر کدام آسیبهایی را به عملکرد اسپرم، حیات اسپرم و در نهایت کیفیت و توانایی باروری وارد نماید. علاوه بر اینکه درصد حیات و تحرک اسپرم پس از فریز – ذوب کاهش مییابد، درصد آسیب DNA نیز بهدلیل سطح بالای استرس اکسیداتیو افزایش مییابد. برای به حداقل رساندن این آسیب، ما باید بینش خود را در رابطه با روشهای مختلف فریز، مکملهای آنتی اکسیدانت و حفظ فریز، افزایش دهیم تا بتوان غشای اسپرم را در طی فریز حفظ نمود و از طریق این درک، کارایی این روشها را بهبود بخشید. در این مقاله مروری، در رابطه با اصول فریز، انواع روشهای فریز-ذوب، مزایا و معایب هر یک از این روشها، اثرات انجماد بر روی پارامترهای اسپرم، نتایج بالینی و در نهایت نقش آنتی اکسیدانتها در حفظ یکپارچگی اسپرم در طی فریز-ذوب بحث شد. برای این مقاله مروری از اطلاعات و دادههای مرتبط و حاصل از جستجوی پایگاه داده PubMed و موتور جستجوگر Google Scholar، بین سالهای 1966 تا 2016، استفاده شد.
شناسایی کمی و فعالیت ضدتکثیری برخی از آنتوسیانینهای عصاره پوست لوبیا قرمز (L. Phaseolus vulgaris) تحت تیمار میدان الکترومغناطیسی
دوره 7، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 365-374
https://doi.org/10.52547/JCT.7.4.365
سیمین تاجیک اسمعیلی، احمد مجد، سعید آیریان، محمد نبیونی، فرخ قهرمانی نژاد
چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین کمی برخی از آنتوسیانینهای عصاره پوست لوبیا قرمز تیمار شده با میدان الکترومغناطیسی و همچنین بررسی فعالیت ضدتکثیری عصارههای تهیه شده میباشد.
مواد و روشها: در این تحقیق، گروه 1 و 2 (بهترتیب بذرهای خشک و مرطوب) بهمدت 45 دقیقه و گروه 3 و 4 ( بهترتیب بذرهای خشک و مرطوب) دو بار، هر بار 45 دقیقه و با فاصله زمانی 120 دقیقه تحت تاثیر میدان الکترومغناطیسی قرار گرفتند. سپس بذرها کشت شدند. پوست بذرهای برداشت شده هر گروه جدا شد و با حلال متانولی عصارهگیری شد. در عصارهها دو گروه آنتوسیانین شامل سیانیدین و پلارگونیدین، توسط دستگاه HPLC (کروماتوگرافی) شناسایی و اندازهگیری شد. همچنین بررسی فعالیت ضدتکثیری بهروش MTT بر روی لاین سلولهای سرطان تخمدان ( CP2780A) صورت گرفت.
نتایج: در بین عصارههای مطالعه شده، بهترتیب گروه 1 دارای محتوای بیشتری سیانیدین و گروه 4 دارای محتوای بیشتری پلارگونیدین میباشد. نتایج حاصل از بررسی فعالیت ضدتکثیری نشان داد که عصارههای متانولی پوست لوبیاهای قرمز تیمار شده با شدت 4 میلی تسلا، دارای فعالیت ضدتکثیری سلولی بالایی بر روی سلولهای سرطان تخمدان هستند (74/78 تا 44/84 درصد). همچنین در بین نمونههای تیمار شده، گروه 2 با 2/2 ± 63/72 IC50: فعالیت ضدتکثیری سلولی بالاتری را نشان داد.
نتیجه گیری: تیمار میدان الکترومغناطیسی در افزایش مقادیر آنتوسیانینهای لوبیا قرمز موثر میباشد و عصاره پوست لوبیا قرمز میتواند بهعنوان یک منبع طبیعی برای مکملهای غذایی و دارویی با خاصیت ضدتکثیری بهشمار آید.
مطالعه تکوین پرچم و مقایسه میزان پروتئین دانه گرده گیاه آویشن تفلیسی (Thymus transcaucasicus) در دو منطقه آبعلی و رودبار
دوره 5، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 369-378
https://doi.org/10.52547/JCT.5.4.369
گلناز تجدد، احمد مجد، راحله رنجبر
چکیده هدف: گیاه آویشن تفلیسی با نام علمی Thymus transcaucasicusبه تیره نعناعیان (Lamiaceae) تعلق دارد. با توجه به اهمیت شناخت مراحل تکوینی گیاهان در گسترش دانش زیست شناسی، برای این تحقیق آویشن تفلیسی که دارای ارزش غذایی، دارویی و اقتصادی زیادی است، انتخاب شد.
مواد و روشها: گلها و غنچهها در مراحل مختلف نمو از گیاهان رویش یافته در دو زیستگاه طبیعی در مناطق آبعلی و رودبار جمع آوری شده در فیکساتور F.A.Aتثبیت ودر الکل 70 درصد نگهداری شدند. نمونهها پس از قالب گیری در پارافین با میکروتوم برش گیری گردید. رنگ آمیزی با هماتوکسیلین و ائوزین انجام گرفت. برای مشاهده میکروسکوپی دانه گرده از روش استولیز، بهمنظور مشاهده تزئینات سطح دانه گرده از میکروسکوپ الکترونی نگاره (SEM) و جهت مقایسه میزان پروتئینهای دانه گردهی منطقه آبعلی و رودبار از دو روش الکتروفورز و برادفورد استفاده شد.
نتایج: بساک از نوع چهار کیسهای و دیواره بساک چهار لایهای شامل: اپیدرم، لایه مکانیکی، لایه میانی و لایه تغذیه کننده (تاپی) است. تاپی بهصورت ترشحی است. دانه گرده در زمان انتشار دارای سه هسته و شش شکاف رویشی و تزئینات سطح دانه گرده از نوع مشبک منفذدار است. میزان کل پروتئینهای دانه گرده آویشن تفلیسی جمع آوری شده از منطقه آبعلی بهمیزان قابل توجهی بیشتر از پروتئینهای دانه گرده گیاه جمع آوری شده از منطقه رودبار بود.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش، بساک با دیواره چهار لایه و تاپی ترشحی در آویشن تفلیسی مشاهده شد. پژوهش حاضر اولین مطالعه تکوینی و بررسی میزان پروتئینهای دانه گرده، Thymus transcaucasicus میباشد.
اثر تمرین هوازی به همراه مکمل سازی با ویتامین D بر ریسک فاکتورهای قلبی-عروقی در زنان چاق
دوره 4، زمستان92، زمستان 1392، صفحه 389-396
https://doi.org/10.52547/JCT.4.4.389
چکیده هدف: ویتامین D نقش مهمی در درمان و پیشگیری از سندروم متابولیک دارد که ممکن است مزایای تمرین ورزشی را افزایش دهد. هدف این مطالعه تعیین اثرات 8 هفته تمرین هوازی با و بدون مکمل سازی ویتامین D بر شاخصهای سندروم متابولیک در زنان کم تحرک بود.
مواد و روشها: در این مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون، سی زن میانسال چاق (4/5±25/44 سال) بهطور تصادفی به گروههای تمرین هوازی، تمرین هوازی بههمراه ویتامین D (50000 واحد در هفته) و کنترل (بدون تمرین) اختصاص داده شدند. برنامه تمرین هوازی 50 تا 60 دقیقه در روز، سه روز در هفته و برای 2 ماه بود. سطوح سرمی 25-هیدروکسی ویتامین D، ترکیب بدنی و شاخصهای متابولیکی قبل و بعد از دوره تمرینی ارزیابی شدند.
نتایج: مکمل سازی با ویتامین D، سطوح سرمی25-هیدروکسی ویتامین D را بهطور معنیدار افزایش داد (05/0>p ). تمرین هوازی موجب بهبود معنیدار (05/0>p ) در وزن بدن، دور کمر، HDL-کلسترول، گلوکز خون و شاخص مقاومت به انسولین شد. مکمل سازی با ویتامین D همراه با تمرین مقاومتی منجر به بهبود بیشتر در شاخصهای آدیپوسیتی، HDL-کلسترول، LDL-کلسترول، کلسترول تام، تری گلیسرید، گلوکز خون و شاخص مقاومت به انسولین گردید (05/0>p ).
نتیجه گیری: این نتایج پیشنهاد میکند که تمرین هوازی برای بهبود سلامت قلبی-متابولیکی زنان میانسال یک روش ایمن و موثر است. همچنین ترکیب کردن ویتامین D میتواند برخی اثرات مفید تمرین را در یک دوره دو ماهه افزایش دهد.
بررسی اثر تنش دمای پایین بر عملکرد فتوسیستم II در جلبک Dunaliella salina با استفاده از کینتیک فلوئورسنس کلروفیل
دوره 2، زمستان 90، زمستان 1390، صفحه 395-405
https://doi.org/10.52547/JCT.2.4.395
چکیده هدف: با توجه به اینکه در گیاهان و جلبک ها اولین محل تاثیر تنش سرما در فتوسیستم II هنوز بطور کامل مشخص نیست لذا در این تحقیق اثر دمای پایین (8 درجه سانتی گراد) بر فعالیت بخش های مختلف فتوسیستم II گونه D.salina به عنوان مدل سیستم گیاهی با استفاده از کینتیک فلوئورسنس کلروفیل a بررسی شد. مواد و روش ها: در این تحقیق از جلبک سبز تک سلولی گونه D.salina سویه UTEX 200 استفاده گردید. این جلبک در دماهای 8 و 25 درجه سانتی گراد در غلظت 1 مولار NaCl در سه تکرار کشت داده شد. سپس پارامترهای مربوط به فلوئورسنس کلروفیل a در زمان های مختلف پس از تنش سرما اندازه گیری شدند. نتایج: نتایج نشان داد که در دمای 8 درجه سانتی گراد میزان شاخص های FV/ Fo، jPo، yo، jEo، jRo و PIABS در گونه D.salina در مقایسه با شاهد (25 درجه سانتی گراد) کاهش یافت. در حالی که میزان شاخص های jDo و ABS/ RC افزایش نشان داد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به نظر می رسد، کاهش کارایی کمپلکس تجزیه آب در اثر کاهش دما، احتمالا نقش عمده ای در کاهش میزان انتقال الکترون به پذیرنده های الکترون فتوسیستم II دارد و به ایجاد اختلال در فعالیت زنجیره انتقال الکترون فتوسیستم II منجر می شود. تنش سرما با تاثیر بر کمپلکس تجزیه آب باعث کاهش میزان انتقال الکترون به فئوفایتین QA و پس از آن، انتقال الکترون از QA به QB، مخزن پلاستوکوئینون و در نهایت احیای پذیرنده های نهایی در سمت پذیرنده فتوسیستم I می شود. به طور کلی می توان گفت، کمپلکس تجزیه آب اولین بخش در فتوسیستم II سلول های جلبک D.salina است که تحت تاثیر تنش سرما قرار می گیرد.
مطالعات تجربی کنشهای متقابل بین بافت بلاستما و ماتریکسهای سه بعدی سلول زدایی شده مثانه خرگوش نژاد نیوزیلندی در شرایط in vitro
دوره 2، بهار 90، بهار 1390، صفحه 35-45
https://doi.org/10.52547/JCT.2.1.35
چکیده هدف: هدف اصلی این پژوهش مطالعات تجربی رویدادهای هیستولوژیکی حاصل از اعمال متقابل بین بافت بلاستما و مثانه سلول زدایی شده خرگوش نیوزیلندی در محیط کشت بود.
مواد و روشها: سلولزدایی مثانه خرگوش بر اساس روش فیزیکی با قرار دادن قطعات بافت مثانه در فریزر 4- درجه سانتیگراد به مدت 24 ساعت و سپس قرار دادن مثانه در ازت مایع انجام شد. در ادامه در روش شیمیایی, مثانه را در سدیم دودسیل سولفات(SDS) 1 درصد به مدت 24 ساعت قرار گرفت و سلولزدایی مثانه بطور کامل انجام شد. برای تهیه بافت بلاستما با پانچ لالههای گوش خرگوش نر نژاد نیوزیلندی و برداشت حلقه بلاستمایی ایجاد شده با پانچ دیگری بعد از 72 ساعت داربست سلولزدایی شده در شرایط استریل در مرکز حلقه بلاستما قرار گرفت و به محیط کشت انتقال داده شد. نمونههای کشت بعد از انجام مراحل بافتی با رنگهای هماتوکسیلین ائوزین, پیک اندیگو و پیکروفوشین رنگ آمیزی شد.
نتایج: مطالعات میکروسکوپ نوری نشان داد که سلولهای بلاستمایی در روز 15 کشت به صورت کلنیهای سلولی دارای اتصال بطور کامل به داخل داربست سلولزدایی شده مثانه مهاجرت کردهاند. همچنین دراین روز سلولهای بلاستمایی به سلولهای اپیتلیومی تمایز یافته و به نظر میرسد اپیتلیوم پلیمورف مثانه در وسط داربست تشکیل شده است. همچنین در روزهای دیگر کشت رویدادهایی از فرایند انژیوژنز در داربست مذکور مشاهده گردید.
نتیجه گیری: مثانه سلولزدایی شده خرگوش نیوزلندی به عنوان داربست، قابلیت القا سلولهای بلاستمایی را در جهت مهاجرت به داربست, ایجاد اتصالات بین سلولهای بلاستمایی و تمایز فراهم نموده است.
تاثیر میدانهای الکترومغناطیسی بر اندامهای رویشی، تکوین دانههای گرده، رویش و رشد لولههای گرده گیاه سویا Glycine max L.
دوره 1، پاییز 89، پاییز 1389، صفحه 35-42
https://doi.org/10.52547/JCT.1.3.35
چکیده هدف: میدانهای الکترو مغناطیسی عامل محیطی اجتناب ناپذیری برای جانداران هستند که اخیرا تحقیقات زیادی برای بررسی اثر آن انجام شده است. دراین پژوهش تاثیر میدان الکترومغناطیسی بر اندامهای رویشی، تکوین دانه های گرده، رویش و رشد لوله گرده در گیاه سویا بررسی شده است.
مواد و روشها: میدان الکترومغناطیسی توسط منبع تغذیه ای با ولتاژ 220 ولت و شدت جریان 1/0 آمپر در سیم پیچ مسی با 300 دور دراستوانه ای از پلی وینیل کلرایدP.VC) ) به قطر و ارتفاع 20 سانتیمتر ایجاد شد و سپس بذرهای سترون شده 24 ساعت با شدت 20 گوس تیمار شدند. ساختار تشریحی اندام های رویشی و زایشی به روشهای متداول سلول– بافت شناختی بررسی شد.
نتایج: در ساقه نمونه های تحت تیمار، افزایش لایههای کلانشیمی، تسریع تشکیل بافتهای چوبی و در برگ بی نظمی سلولهای پارانشیم اسفنجی، افزایش تعداد کرکها و نیز تاخیر در تکوین برگ و ساقه دیده شد. بساک ها کوچک تر و دیواره ٱنها نامنظم بود. تعداد تتراسپورها و گردهها کاهش داشت و گرده ها شکل غیر طبیعی داشتند. رویش گرده ها تحت تاثیر میدان تا چهار برابر کمتر و لولههای گرده پیچیده و کوتاه تر بودند.
نتیجه گیری: میدانهای الکترومغناطیسی با شدتهای کم بر ساختار و تکوین اندامها در گیاه سویا اثردارند.
کالوس زایی و باززایی ارقام گندم نان از ریزنمونههای مختلف
دوره 9، شماره 1، بهار 1397، صفحه 35-55
https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.35
علی اکبر غلامی، علیرضا تارینژاد
چکیده هدف: هدف از انجام این تحقیق، مطالعه بررسی اثر تنظیم کنندههای رشدگیاهی، نوع و ترکیبات محیط کشت، ژنوتیب رقم مورد استفاده و نوع ریزنمونه بر قابلیت کالوسزایی و باززایی ارقام گندم است.
مواد و روشها: در این تحقیق از دو نوع محیط کشت (N6، MS) و سه ریزنمونه جنین نارس، جنین رسیده و قطعات برگی استفاده شد. برای کالوسزایی در ریزنمونه جنینرسیده و قطعات برگی از محیط کشت N6 حاوی تنظیم کننده رشد 2, 4-D و برای باززایی از محیط کشت N6 حاوی تنظیم کننده رشد NAA، BAP و Kin استفاده شد. در ریزنمونه جنین نابالغ از برای کالوس زایی و باززایی از محیط کشت MS حاوی تنظیم کننده رشد مختلف استفاده شد.
نتایج: کالوسزایی و باززایی در این تحقیق بسته به ژنوتیپ و نوع ریزنمونه و نوع ترکیبات محیط کشت متفاوت بود. بهطوریکه در ریزنمونه جنین نابالغ بیشترین میزان کالوسزایی و باززایی مربوط رقم چمران بود. در ریزنمونه جنین بالغ، بیشترین میزان کالوسزایی و باززایی مربوط به لاین C-D-9 بود. در ریزنمونه قطعات برگی، بیشترین میزان کالوسزایی مربوط به لاین C-D-9 و سطح 4/2 میلیگرم در لیتر 2, 4-D بود. بیشترین درصد شاخهزایی مربوط به لاین C-D-9 در محیط کشت 6)N6 (حاوی mg/l IAA 1+ mg/l BA 1بهدست آمد.
نتیجه گیری: پاسخ به کشت بافت در گندم تحت تأثیر عوامل متعددی از قبیل ژنوتیپ، نوع ریزنمونه، تنظیم کننده های رشد میباشد. از این آزمایش میتوان این نتیجه را گرفت که نوع و غلظت تنظیم کنندههای رشدگیاهی مورد استفاده در محیط کشت از رقمی به رقم دیگر برای القای کالوسزایی و باززایی گندم متفاوت است و جنین نارس بهترین ریزنمونه و ژنوتیپ رقم مورد استفاده، از مهمترین فاکتورهای تاثیرگذار در کشت بافت گندم است.
تاثیر ترکیب زهر زنبور عسل و ویتامین B12 روی فرایند گلیوزیس در ساقه مغز رت های مبتلا به انسفالومیلیت آلرژیک تجربی– مدل حیوانی مالتی پل اسکلروزیس
دوره 1، زمستان 89، زمستان 1389، صفحه 37-45
https://doi.org/10.52547/JCT.1.4.37
چکیده هدف: با توجه به نقش ویتامین B12در تنظیم واکنشهای ایمنی در این مطالعه به عنوان یک عامل کمکی همراه با زهر زنبور عسل برای کاهش التهاب استفاده شد. این مطالعه برای بررسی اثر زهر زنبور عسل و ویتامین B12 روی التهاب و گلیوزیز در رتهای همراه با انسفالومیلیت آلرژیک انجام پذیرفت.
مواد و روشها: ترکیب هموژنه نخاع خوکچه هندی به همراه ادجوانت کامل فروند برای القاء انسفالومیلیت در رتهای لویس جهت ایجاد یک مدل از بیماری مالتی پل اسکلروزیز استفاده شد. بیماری در 40 رت القاء شد و آنها به طور تصادفی در 4 گروه قرار گرفتند و با زهر زنبورعسل و ویتامین B12 درمان شدند. درمان از روز بعد از القاء بیماری به وسیله GPSCH آغاز وبه مدت 10 روز طول کشید. روش ایمنو هیستوشیمی برای بررسی پروتئین اسیدی رشتهای گلیالی و از روش الایزا برای بررسی میزان تومور نکروزیز فاکتور- آلفا در سرم رتها استفاده شد.
نتایج : درمان با زهر زنبور عسل و ویتامین B12، نشانههای بد کلینیکی، سطح سرمی تومور نکروزیز فاکتور - آلفا و فرایند گلیوزیس در رتهای لویس القاء شده با ترکیب نخاع تازه خوکچه هندی را کاهش داد.
نتیجه گیری: ترکیب زهر زنبور عسل و ویتامین B12 به خاطر ممانعت از فعالیتهای سلولهای T خود واکنشگر، دارای خاصیت ضد التهابی بوده و آسیب به سیستم عصب مرکزی و گلیوزیز را کاهش میدهد.
بررسی اثر محیط کشت حاصل از سلول های بنیادی مزانشیمی انسانی بر آسیب حاد کلیوی ناشی از جنتامایسین در موش صحرایی
دوره 5، شماره 1، بهار 1393، صفحه 39-52
https://doi.org/10.52547/JCT.5.1.39
اعظم عابدی کوشالشاهی، مهناز آذرنیا، منصور جمالی، فریبرز معیر
چکیده هدف: هدف از انجام این تحقیق بررسی اثر فاکتورهای ترشحی سلولهای بنیادی مزانشیمی انسانی بر آسیب حاد کلیوی ناشی از جنتامایسین در موش صحرایی میباشد.
مواد و روشها: در این تحقیق ابتدا آزمایشی جهت دستیابی به مدل حیوانی استاندارد طراحی شد. سپس حیوانات بهطور تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند. یک گروه بهعنوان کنترل در نظر گرفته شد که هیچ تزریقی در حیوانات این گروه صورت نگرفت، سه گروه دیگر جنتامایسین را بهصورت داخل صفاقی با دوز 100 میلیگرم بر کیلوگرم درشش روز متوالی دریافت کردند. سپس به یکی از این سه گروه محیط کشت رویی سلولهای بنیادی مزانشیمی انسانی و به گروه دیگر محیط کشت فاقد فاکتورهای ترشحی بهصورت داخل صفاقی و بهمدت سه روز متوالی تزریق شد. در نهایت در روزهای سوم، پنجم و هشتم بعد از تزریق جنتامایسین، نمونههای کلیه و خون حیوانات جمع آوری و مورد بررسیهای بافتشناسی و بیوشیمیایی قرار گرفت.
نتایج: نتایج گرچه به جز در موردی خاص، هیچ کاهش معنیداری در میزان بیومارکرهای خونی حیوانات در گروه دریافت کننده محیط کشت رویی سلولهای بنیادی مزانشیمی انسانی نسبت به دو گروه دیگر نشان نداد. اما بهبودی آسیب بافتی در تعدادی از روزهای مورد بررسی مشاهده شده است.
نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاضر پیشنهاد میکند که فاکتورهای ترشحی سلولهای بنیادی مزانشیمی انسانی میتوانند در برابر آسیب بافتی ناشی ازجنتامایسین اثر محافظتی داشته باشند.
اثر عصاره گیاه شیرینبیان بر بیان ژن ODC1 و تکثیر سلولی در سلولهای سرطان سینه انسانی
دوره 8، شماره 1، بهار 1396، صفحه 42-51
https://doi.org/10.52547/JCT.8.1.42
اکبر صفیپور افشار، فاطمه سعید نعمت پور، متینه لکزیان
چکیده هدف: محصول ژن اورنیتین دکربوکسیلاز-1 ((ODC1 آنزیم کلیدی دخیل در سنتز پلیآمینها است که در انواع سرطان میزان آنها افزایش مییابد. در این پژوهش اثر عصاره ریشه گیاه شیرینبیان بر بیان ژن ODC1 و درصد زندهمانی در دو رده سلولی سرطانی (MCF-7, MDA-MB-231) و رده نرمال (MCF-10A) سلولهای پستانی انسان بررسی میشود.
مواد و روشها: ردههای سلولی تحت تاثیر غلظتهای افزایشی عصاره از صفر تا 200 میکروگرم در میلیلیتر قرار گرفتند. فعالیت سایتوتوکسیک عصاره با استفاده از سنجش MTT بررسی شد. بررسی کمی بیان ژن ODC1 با استفاده از تکنیک Real-time PCR انجام شد.
نتایج: با افزایش غلظت عصاره میزان مرگ و میر سلولها بهویژه در دو رده سرطانی بهطور معنیداری افزایش یافت. همچنین با افزایش غلظت عصاره بیان ژنODC1 در ردههای سرطانی کاهش قابل توجهی پیدا کرد و در مقایسه دو رده سرطانی رده MDA-MB-231 بیشتر تحت تاثیر عصاره گیاه شیرین بیان قرار گرفت.
نتیجهگیری: نتایج این تحقیق حاکی از اثر بالقوه عصاره گیاه شیرینبیان بر بیان ژن ODC1 در سلولهای سرطانی پستان انسان و ارتباط آن با مهار رشد سلولهای سرطانی است.
بررسی اثرداروی تاموکسیفن برروی بیان ژنCTNNBIP1 در سلولهای بنیادی سرطانی مشتق شده از ردهی سلولیMKN-45
دوره 10، شماره 1، بهار 1398، صفحه 42-53
https://doi.org/10.52547/JCT.10.1.42
بهاره قدرتی، حسن اکرمی
چکیده هدف: هدف از این تحقیق بررسی اثر غلظتهای مختلفی از داروی تاموکسیفن بر روی بیان ژن CTNNBIP1در سلولهای بنیادی سرطانی مشتق شده از ردهی سلولیMKN-45 مربوط به سرطان معده بهعنوان یک پتانسیل درمانی است.
مواد و روشها: در این تحقیق بقای سلول را با استفاده از تست تریپان بلو ارزیابی شد. پس از بهدست آوردن IC50 سلولهای بنیادی سرطانی مورد نظر را با غلظت مشخص دارو طی 48 ساعت تیمار دادیم. با توجه به این اطلاعات به بررسی اثر غلظتهای مختلفی از داروی تاموکسیفن بر روی بیان ژن CTNNBIP1در سلولهای بنیادی سرطانی مشتق شده از ردهی سلولیMKN-45 مربوط به سرطان معده بهعنوان یک پتانسیل درمانی پرداخته شد.
نتایج: آنالیز دادههای Real-time RT-PCR نشان داد که غلظت 100 میکرومولار از داروی تاموکسیفن طی تیمار 48 ساعته میتواند بیان ژن CTNNBIP1را افزایش دهد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج بهدست آمده میتوان نتیجه گرفت که داروی تاموکسیفن از طریق افزایش بیان ژن CTNNBIP1 بر روی مسیر سیگنالی Wnt و پروتئین بتا کاتنین اثر مهاری دارد.
مطالعه اثر پرتو UV-C بر کلروفیل و فلاونوئیدهای یونجه تاجی Coronilla varia L. (Fabaceae)
دوره 3، بهار 91، بهار 1391، صفحه 43-53
https://doi.org/10.52547/JCT.3.1.43
چکیده هدف: کاهش ضخامت لایه اُزن در اثر افزایش آلایندهها سبب کاهش جذب پرتوهای فرابنفش (UV) خورشید به وسیلهی این لایه و در نتیجه آسیب موجودات زنده، از جمله گیاهان میشود. وقوع تغییرات فیتوشیمیایی در گیاهان از جمله واکنشهای سازش، دفاع و مقابلهی آنها در برابر آسیبهای ناشی از این پرتوهاست. پس بررسی این تغییرات در گیاهان عالی اهمیت دارد.
مواد و روش ها: ده گروه کشت شامل گیاهان بذری و مزرعهای شاهد و تحت تیمار UV-C (با زمان کل یک تا بیست ساعت) در گلدانهای مشابه با خاک و شرایط نگهداری یکسان از گونه Coronilla varia L. آماده شدند. کلیهی گیاهان 90 روزه جهت کلروفیل متری قبل و بعد از تیمار UV-Cو مطالعه ی فلاونوئیدها با روشهای کروماتوگرافی کاغذی دو بعدی و لایه نازک برداشت گردیدند.
نتایج: نتایج کلروفیل متری، کاهش کلروفیل را در گیاهان تحت تیمار در مقایسه با شاهد نشان داد. مقایسهی فلاونوئیدهای برگ تغییر در تعداد و نوع فلاونوئیدهای برگ گیاهان تحت تیمار نسبت به شاهد را نشان داد. این تغییرات شامل وجود لوتئولین و ویسنین در گیاهان تحت تیمار و عدم وجود آنها در گیاهان شاهد، وجود کامفرول در نمونههای مزرعهای تحت تیمار و عدم وجود آن در سایر نمونهها، وجود کریسین در نمونههای شاهد و عدم وجود آن در نمونههای تحت تیمار و حذف آپیجنین، ایزورامنتین، رامنتین، نارنجنین، میرستین و کوئرستین در نمونههای مزرعهای تحت تیمار بودند.
نتیجه گیری: تصور میشود ایجاد تغییرات فیتوشیمیایی شامل تغییر در نوع و تعداد فلاونوئیدها، واکنش دفاعی گیاه در برابر تنشهای فیزیولوژیک و ازجمله پرتو UV-C باشد.
بررسی اثر اشعه گاما بر تغییرات الگوی پروتئینی و تنوعات سوماکلونال در گیاه درمنه کوهی
دوره 6، شماره 1، بهار 1394، صفحه 43-49
https://doi.org/10.52547/JCT.6.1.43
شبنم جلیلی، علی اکبر احسانپور، غلامرضا اصغری، محمد رضا عبدی
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثر تابش گاما بر تغییرات احتمالی ژنتیکی و الگوی پروتئینی کالوس و درمنه کوهی میباشد. مواد و روشها: در این مطالعه جوانههای جانبی به همراه نوساقه گیاه پس از دو هفته رشد در محیط کشت MS در معرض سه دوز 50، 100 و 200 گری پرتو گاما قرار داده شد و پس از چهار هفته رشد در شرایط درون شیشه، الگوی الکتروفورزی پروتئینها با روش SDS-PAGE و تنوع سوماکلونال با استفاده از روش PCR مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: در بررسی و مقایسه باندهای حاصل از DNA تکثیر شده محصول PCR درگیاهان پس از کشت بافت، پرایمر OPA20و درکالوس درمنه کوهی پرایمرهای FPK105 و (GATA)4 تفاوت و حتی عدم وجود برخی از باندها را نشان داد و در دیگر پرایمرها تفاوتی ملاحظه نشد. افزایش تراکم باند در دوز 50 گری و کاهش تراکم در دوز 200 گری در الگوی الکتروفورزی پروتئینی گیاه مشاهده شد. نتیجه گیری: احتمالا در اثر آسیبهای وارد شده توسط رادیکالهای آزاد و گونههای اکسیژن فعال توسط اشعه گاما سبب ایجاد تغییراتی در سطح ژنوم و میزان بیان ژنها گردیده است.
تاثیر مواد تنظیم کننده رشد گیاهی بر شکست خواب بذرهای گیاه خارمریم ( Silybum marianum L.)
دوره 4، بهار 92، بهار 1392، صفحه 45-54
https://doi.org/10.52547/JCT.4.1.45
چکیده هدف: گیاه خار مریم (Silybum marianum) متعلق به تیره کاسنی و از گیاهان مرتعی ایران، جایگاه شناخته شده ای در طب سنتی دارد ولی بذرهای این گیاه دارای خواب می باشند. تحقیق حاضر به بررسی موثرترین تیمار هورمونی برای تحریک جوانه زنی بذرهای این گیاه می پردازد.
مواد و روشها: بذرها با غلظتهای 100، 250، 500 و 1000 پی پی ام هورمونهای کینیتین، اکسین، اسید جیبرلیک و غلظتهای 5/0 و 1 پی پی ام 24-اپی براسینولید در دو مدت زمان 24 و 48 ساعت تیمار شدند. تیمار اسید جیبرلیک (500 پی پی ام) توأم با پیش سرما به مدت (5، 10 و 15 روز) نیز انجام شد.
نتایج: همه تیمارها به طور معنی داری جوانه زنی دانه در خار مریم را افزایش دادند طوری که موثرترین تیمار اسید جیبرلیک (500 پی پی ام) بود که سبب افزایش جوانهزنی دانه ها تا 70 درصد گردید. غلظت های 100 پی پی ام کینیتین و اکسین و 5/0 پی پی ام 24 اپی براسینولید در 24 ساعت جوانه زنی بذرها را به ترتیب 40، 38 و 60 درصد افزایش دادند. همچنین تیمار توام اسید جیبرلیک (500 پی پی ام) و سرمادهی (5 روز) نیز جوانه زنی بذرها را تا 60 درصد ارتقا بخشید.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که اسید جیبرلیک (500 پی پی ام) برای شکست خواب بذر گیاه خارمریم بهترین تیمار است.
بررسی فعالیت ضد تکثیری مشتق نیمه سنتزی آرتمیزینین- آرتسونات - بر روی رده سلول سرطان سینه انسانی MCF-7
دوره 7، شماره 1، بهار 1395، صفحه 45-57
https://doi.org/10.52547/JCT.7.1.45
لیلا جمالزاده، حسین غفوری، ریحانه سریری
چکیده هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی این است که آیا آرتسونات فعالیت ضدتکثیری خود را با افزایش فعالیت آنزیمهای آنتی اکسیدانتی در رده سلولی سرطان سینه انسانیMCF-7 اعمال میکند. تعیین اثر اکسیدانتی آرتسونات میتواند مکانیسم احتمالی جایگزین برای سمیت سلولی آن را شرح دهد. مواد و روشها: بهمنظور بررسی فعالیت سمیت سلولی آرتسونات، سلولهای MCF-7 با غلظتهای مختلف آرتسونات (0، 5، 10، 25، 50، 75، 100 و 200 میکروگرم بر میلیلیتر) تیمار شده و 24 ساعت بعد مورد سنجش MTT قرار گرفتند. همچنین فعالیت آنزیمهای سوپراکسید دیسموتاز و پراکسیداز در سلولهای تیمارشده با دوزهای انتخابی آرتسونات (10، 25، 50 و 100 میکروگرم بر میلیلیتر) پس از 24 ساعت سنجیده شد. بهعلاوه از مایع رویی برای ارزیابی میزان تولید نیتریک اکساید با استفاده از متد گریس استفاده شد. نتایج: آرتسونات بهصورت وابسته به دوز باعث مهار رشد سلولهای MCF-7 شد و نیز فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانتی سوپر اکسید دیسموتاز و پراکسیداز را بهطور معنیداری افزایش داد. همچنین آرتسونات تولید نیتریکاکساید را بهصورت وابسته به دوز مهار نمود. نتیجه گیری: نتایج نشان میدهد، آرتسونات اثر سمیت سلولی خود را از طریق افزایش فعالیت آنزیمهای آنتی اکسیدانتی و نیز با مهار تولید نیتریک اکساید در سلولهایMCF-7 اعمال مینماید. افزایش فعالیت آنزیمهای آنتی اکسیدانتی در سلولهای تیمار شده با آرتسونات، احتمالا سیستم دفاع آنتی اکسیدانتی را تغییر داده و موجب اثر ضدتکثیری شده است.
ارزیابی اثر سیتوسیدالی مگنتوزوم باکتری مگنتواسپریلیم گریفس والدنز بر روی رده سلولی سرطان سینه
دوره 10، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 108-117
https://doi.org/10.52547/JCT.10.2.108
فاطمه هاشمی نژاد، الهام معظمیان، مجتبی صلوتی
چکیده هدف: هدف از این پژوهش خالصسازی مگنتوزوم باکتری مگنتواسپریلیم گریفس والدنز و بررسی اثر سیتوتوکسیسیتی نانو ذرات مگنتوزوم خالص شده بر علیه رده سلولی سرطان سینه است.
مواد و روشها: پس از تهیه سویه استاندارد، باکتری بر روی محیط DSMZ براث کشت داده شد و در دمای 28 درجه سانتیگراد بهمدت 10-7 روز در شرایط میکروائروفیل انکوبه شد. جهت اطمینان از آزمونهای فنوتیپی و روش مولکولی PCR با استفاده از پرایمرهای اختصاصی MT1166 و عکسبرداری با میکروسکوپ الکترونی انجام شد. تاثیر مگنتوزوم خالص شده از مگنتو اسپریلیم گریفس والدنز با غلظتهای مختلف بر روی رده سلولی سرطان سینه مورد بررسی قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل آماری دادهها از آزمون Kruskalwalis و نرم افزار SPPSS-21 استفاده شد.
نتایج: در نتایج رنگ آمیزی گرم باکتری بهشکل مارپیچ گرم منفی مشاهده شد. نتایج میکروسکوپ الکترونی نشان داد که باکتری تولیدکننده مگنتوزوم با اندازه 60 نانومتر میباشد. درصد سلولهای زنده در برابر مگنتوزوم خالص شده از باکتری مگنتواسپریلیم گریفس والدنز 85 درصد بهدست آمد که با توجه به آنالیز آماری (04/0=p) حاصل شد.
نتیجهگیری: مگنتوزوم باکتری مگنتواسپریلیم گریفس والدنز، منجر به مرگ 15 درصد سلولهای سرطانی شد .نتایج نشان داد که اندازه و ساختار مگنتوزومهای باکتریهای مگنتوتاکتیک از اهیت بالایی در از بین بردن سلولهای سرطان سینه دارا میباشند.
ارزیابی تغییرات نیکوتین در گیاهان توتون (Nicotiana tabacum L.) جهشیافته با T-DNA
دوره 2، تابستان 90، تابستان 1390، صفحه 127-133
https://doi.org/10.52547/JCT.2.2.127
چکیده هدف: گیاه توتون (Nicotiana tabacum L.)حاوی مقدار زیادی آلکالوئید نیکوتین است که برای سلامتی انسان مضر است. دستورزیهای ژنتیکی از جمله انتقال ژنهای مسدود کننده مسیر بیوسنتز نیکوتین، القاء موتاسیون، ایجاد تغییرات سوماکلونال و انتقال T-DNA به منظور القاء تغییرات مناسب ژنتیکی برای کاهش بیان آنزیمهای کلیدی مسیر تولید نیکوتین میتواند موجب تغییر در میزان نیکوتین در این گیاه گردد، لذا این تحقیق با هدف بررسی تغییرات نیکوتین در گیاهان توتون جهش یافته با T-DNA طراحی و انجام گرفت.
مواد و روشها: در مطالعه حاضر گیاهان جهش یافته K4حاوی (T-DNA)، گیاهان حاوی Ri-TDNA، گیاهان باززائی شده از برگ و گیاهان طبیعی روی محیط کشت MSحاوی آنتیبیوتیک کانامایسین تکثیر یافتند. سپس برگهای گیاهان جهشیافته و طبیعی جداگانه خشک و آسیاب شدند. عصاره استخراج شده توسط هگزان از بافت برگ، توسط TLC و GC از نظر کیفی و کمی مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج: آنالیز عصارههای حاصله کاهش میزان نیکوتین در گیاه جهشیافته K4 و افزایش آن را در گیاهان باززایی شده و جهش یافته Ri-TDNA نسبت به گیاهان طبیعی مادری نشان دادند.
نتیجه گیری: احتمالاً تغییر در میزان نیکوتین در گیاهان جهشیافته و باززائی شده به خاطر فعالسازی ژنهای آنزیمهای کلیدی مسیر بیوسنتز آلکالوئید نیکوتین در مورد گیاه جهشیافته حاوی Ri-TDNA و بالعکس خاموش شدن و یا کاهش بیان این ژنها در گیاه جهش یافته K4 (حاوی T-DNA) می باشند.
بررسی اثر تنش شوری تحت دو شرایط روشنایی و تاریکی بر عملکرد PSII جلبک Dunaliella bardawil
دوره 3، تابستان 91، تابستان 1391، صفحه 141-151
https://doi.org/10.52547/JCT.3.2.141
چکیده هدف: در این مطالعه اثر تنش شوری بر فتوسیستم II دستگاه فتوسنتزی جلبک Dunaliella bardawil به عنوان گونه فتوسنتزی مدل جهت روشن نمودن تاثیرات بیشتر این تنش و ارائه راهکارهای مقابله با تنش شوری طی مطالعات آینده بررسی شد.
مواد و روشها: در این مطالعه از تکنیک OJIP-test جهت آنالیز فلوئورسنس کلروفیل a در جلبک D. bardawil (سویه Utex-2538) تحت تنشهای شوری 1 به 2 و 1 به 3 مولار نمک، در دو شرایط روشنایی و تاریکی استفاده گردید.
نتایج: نتایج نشان داد که در هر دو شرایط نور و تاریکی میزان پارامترهای Fv/Fo، ΦPo، ψo، ΦEo، ΦRo و PIABS در ابتدای اعمال تنش بطور معنی دار کاهش یافت. در حالی که ΦDo رو به افزایش نهاد. پس از گذشت ساعات اولیه از اعمال تنش، عملکرد PSII در نمونههای واقع در شرایط تاریکی افزایش نیافت و میزان ΦDo رو به افزیش نهاد. در صورتی که در نمونههای واقع در شرایط روشنایی با افزایش عملکرد PSII همراه بود.
نتیجهگیری: بر طبق نتایج، با کاهش در فعالیت کمپلکس تجزیه کننده آب، میزان انتقال الکترون به فئوفیتین، QA، QB و سایر پذیرندههای الکترون در زنجیر انتقال الکترون فتوسنتزی کاهش می یابد. از این رو می توان گفت که کمپلکس تجزیه کننده آب نخستین مکانی است که تحت تنش شوری آسیب می بیند. از جهتی بررسی دو شرایط نور و تاریکی همراه با اعمال تنش شوری نشان می دهد که فتوپریود معمولی احتمالا همراه با مکانیسمهای وابسته چون فتوسنتز و تولید کلروفیل سبب افزایش کارایی سیستم جلبکی در بازگشت به حالت طبیعی قبل از تنش می شود.
بررسی اثرات هیپرگلیسمی و انسولینتراپی بر دوره استروس و ساختار رحم در موش صحرایی
دوره 4، تابستان 92، تابستان 1392، صفحه 149-157
https://doi.org/10.52547/JCT.4.2.149
چکیده هدف: دیابت، بهعنوان یک اختلال متابولیک، دستگاههای مختلف از جمله اندامهای دستگاه تولیدمثل را تحت تاثیر قرار میدهد. در این مطالعه اثرات هیپرگلیسمی و انسولینتراپی بر دوره استروس، ساختار رحم و سطوح هورمونهای هیپوفیزی و تخمدانی در موش صحرایی مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش: این تحقیق برروی 4 گروه (6n=) از موشهای صحرایی ماده بالغ کنترل، هیپرگلیسمی، هیپرگلیسمی تحت تیمار با انسولین (انسولین) و شم (تزریق بافر سیترات بهعنوان حلال استرپتوزوتوسین) انجام شد. القای هیپرگلیسمی توسط استرپتوزوتوسین (60 میلیگرم بر کیلوگرم بهصورت داخل صفاقی) و تیمار انسولین (IU/kg20) بهصورت روزانه انجام شد. در طول دوره آزمایش (36 روز)، تغییرات سیکل جنسی حیوانها (تست اسمیر واژینال) بررسی و در روز 36 پس از خونگیری (جهت سنجش سطوح LH، FSH، استروژن و پروژسترون) شاخ راست رحم خارج، وزن و 3/1 میانی آن، مورد بررسی هیستولوژیک و هیستومتریک قرار گرفت.
نتایج: در مقایسه با گروه کنترل و گروه انسولین، در گروه هیپرگلیسمیک علاوه بر آنکه وزن بدن، وزن و حجم رحم، حجم و ضخامت اندومتر و میومتر بهطور معنیداری (001/0p <) کاهش و سطح پروژسترون بطور معنیداری (001/0p <) افزایش یافت، اتساع عروقی و نفوذ سلولهای التهابی نیز مشاهده شد. بین گروه کنترل و گروه تیمار با انسولین تفاوت معنیداری در متغیرهای بالا، مشاهده نشد.
نتیجهگیری: کاهش انسولین، استرس اکسیداتیو ناشی از هیپرگلیسمی، و اختلال احتمالی در محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-گناد (HPG)، رحم حیوانات هیپرگلیسمیک را به شدت تحت تاثیر قرار میدهد. انسولینتراپی احتمالا بهصورت مستقیم و یا از طریق اصلاح محور HPG و اختلالات متابولیک، میتواند به میزان زیادی از اختلالات رحمی ناشی هیپرگلیسمی بکاهد.
