ساخت لنتیویروسهای نوترکیب ناقل ژن DJ-1 و انتقال آنها به سلولهای انسانی
دوره 4، زمستان92، زمستان 1392، صفحه 381-388
https://doi.org/10.52547/JCT.4.4.381
چکیده هدف: اهداف این مطالعه سابکلونینگ ژن (PARK7) DJ-1 به درون وکتور انتقال لنتیویروسی، تولید لنتیویروسهای نوترکیب و آلوده سازی سلولهای هدف با این ویروسها میباشند.
مواد وروشها: ژن DJ1 با استفاده از آنزیم های محدود کننده EcoR1 و Xho1 از وکتور pcDNA-DJ1 به دست آمد. وکتور انتقالی لنتی ویروس به صورت همزمان توسط آنزیم های محدود کننده EcoR1 و Sal1 بریده شد. ژن DJ1 توسط آنزیم DNA لیگاز T4 به داخل وکتور ترانسفر و بالادست ژن DJ1 وارد شد، به طوریکه توالی DJ1-IRES-Jred در پایین دست و تحت کنترل پروموتر CMV قرار گرفت. برای تولید لنتی ویروس های نوترکیب، وکتور ساخته شده به همراه دو وکتور بسته بندی و پوشش ویروس به طور همزمان به درون سلول های HEK (Human Embryonic Kidney) انتقال داده شدند. ویروس های ساخته شده برای آلوده سازی سلول های هدف استفاده شدند.
نتایج: برای اطمینان از درستی سابکلونینگ از تستهای آنزیمی و PCR استفاده شد. همچنین برای مشاهده بیان ژن Jred که نشان دهنده موفقیت ما در انتقال ژن می باشد، از میکروسکوپ فلورسانس استفاده شد. سپس برای مشاهده افزایش بیان ژن DJ1 در سلول های آلوده شده نسبت به سلول های طبیعی، از تست RT-PCR استفاده شد.
نتیجه گیری: این مطالعه کاربرد موفقیت آمیز ناقلهای لنتیویروسی در انتقال ژن به سلولهای یوکاریوتی را نشان میدهد و روشن میسازد که این ناقلها میتوانند در درمان بیماریهای سیستم عصبی مورد استفاده قرار گیرند.
تاثیر مکملسازی کوتاه مدت عصارهی سیر بر مارکرهای استرس اکسیداتیو والتهاب متعاقب یک جلسه فعالیت هوازی در مردان غیر ورزشکار
دوره 2، بهار 90، بهار 1390، صفحه 25-33
https://doi.org/10.52547/JCT.2.1.25
چکیده هدف: تحقیق حاضر به منظور تعیین اثر مکمل سازی کوتاه مدت عصارهی سیر بر ظرفیت ضد اکسایشیتام، مالوندیآلدهید و لکوسیتهای خونی محیطی مردان غیرورزشکار پس از یک وهله فعالیت هوازی انجام شد.
مواد و روشها: 20 مرد غیر ورزشکار سالم داوطلب (3±23سال، درصد چربی 2±16درصد و اکسیژن مصرفی بیشینه 3±40 میلیلیتر/کیلوگرم/دقیقه) در دو گروه تصادفی همگن شدهی مکمل عصارهی سیر(700 میلیگرم در روز) و شبه دارو (700 میلیگرم در روز دکستروز) تقسیم شدند. همهی آزمودنیها پس از 14 روز مکملسازی در یک قرارداد ورزشی هوازی روی نوار گردان با 75 درصد اکسیژن مصرفی بیشینه به مدت 30 دقیقه شرکت نمودند. نمونهی خونی اولیه در حالت پایه قبل از شروع مکمل سازی، نمونهی خونی دوم پس از تکمیل دورهی مکمل سازی و نمونهی سوم پس از قرارداد ورزشی گرفته شد. دادههای نرمال با استفاده از آزمونهای تحلیل واریانس مکرر، بونفرونی و تی مستقل در سطح معنیداری پنج درصد با نرم افزار SPSS نسخه18بررسی شدند.
نتایج: نتایج حاکی است که مصرف 14 روزهی عصارهی سیر قبل از فعالیت ورزشی موجب افزایش معنیداری (05/0p <) در ظرفیت ضد اکسایشی تام پایه شد. از طرفی، 30 دقیقه فعالیت هوازی به ترتیب باعث کاهش معنیدار ظرفیت ضداکسایشی تام و افزایش معنیدار (05/0p <) مالوندیآلدهید و تعداد لکوسیتهای خون محیطی گردید. با این حال، دامنهی تغییرات شاخصهای اکسایشی و التهابی گروه شبه دارو به طور معنی دار (05/0p <) بیشتر از گروه مکمل سیر بود.
نتیجه گیری: بر اساس یافتههای حاضر میتوان نتیجه گرفت که احتمالاً مکملسازی عصارهی سیر میتواند با افزایش ظرفیت ضد اکسایشی تام سرم پایه، از تغییرات نا مطلوب شاخصهای آسیبهای فشار اکسایشی و التهاب ناشی از انجام فعالیتهای ورزشی هوازی در مردان غیر ورزشکار بکاهد.
هدفمند سازی بیان آنتی ژن سطحی هپاتیت ب (HBsAg) در غده های سیب زمینی با استفاده از روش بیان موقت
دوره 9، شماره 1، بهار 1397، صفحه 25-34
https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.25
حسن رهنما، ناهید احمدی
چکیده هدف: بهمنظور بررسی کارایی پیشبر اختصاصی غده (Patatin1)، بیان آنتیژن HBsAg واکسن هپاتیت ب در گیاه سیبزمینی با استفاده از روش بیان موقت (اگرواینفیلتریشن) مورد ارزیابی قرار گرفت.
مواد و روشها: پیشبر اختصاصی غده (Pat1) با استفاده از آغازگرهای اختصاصی با روش واکنش زنجیری پلیمراز (PCR) از گیاه سیب زمینی جدا شد. این پیشبر در بالادست ژن بهینهسازی شده سنتزی HBsAg در ناقل دوگانه pBI121 همسانهسازی شد. بهمنظور مقایسه کارایی پیشبر اختصاصی Pat1، ژن HBsAg تحت کنترل پیشبر دایمی CaMV35S هم قرار داده شد. سازههای تهیه شده پس از انتقال به اگروباکتریوم با استفاده از روش اگرواینفیلتریشن به غدهها و برگهای گیاه سیبزمینی انتقال یافتند. بیان موقت آنتیژن HBsAg با استفاده از روش الایزا اندازهگیری شد.
نتایج: بررسی بیان آنتیژن HBsAg در برگها و غدههای گیاه سیبزمینی نشان داد که پیشبر Pat1 بهطور اختصاصی باعث بیان بالای آن در بافتهای غدهای میشود. بیان اندک این آنتیژن تحت کنترل پیشبر Pat1 در بافتهای برگی هم گزارش شده و میتواند تاحدی به عوامل القاکننده در محیط تلقیح بستگی داشته باشند. در حالیکه بیان آنتیژن تحت پیشبر دایمی CaMV35S در تمامی بافتهای برگی و غدهای اتفاق میافتد. همچنین نتایج حاصل نشان داد که ژن HBsAg بهینهشده کدنی برای گیاه سیبزمینی بهخوبی عمل کرده و آنتیژن مربوط را بیان میکند.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان میدهد که از پیشبر اختصاصی غده سیبزمینی Pat1 همسانهسازی شده میتوان بهطور موثری برای بیان دایمی آنتیژن سنتزی بهینهسازی شده کدنی HBsAg در گیاهان تراریخت سیبزمینی استفاده کرد.
بررسی اثر امواج موبایل بر تعداد فولیکول های تخمدان و میزان هورمون های FSH ، LH ، استروژن و پروژسترون در موشهای صحرایی بالغ
دوره 1، پاییز 89، پاییز 1389، صفحه 27-34
https://doi.org/10.52547/JCT.1.3.27
چکیده هدف: اثر امواج تلفن های همراه بر بافت تخمدان موشهای صحرایی بررسی شد.
مواد و روشها: 28 سر موش صحرایی نژاد ویستار با وزن 20 200 گرم و سن90-80 روزه انتخاب و به 4 گروه (کنترل، شاهد، تجربی1و تجربی2) تقسیم شدند. گروه تجربی 1 دو هفته و تجربی 2 یک ماه روزانه 10 دقیقه در مجاورت تلفن همراه در حال مکالمه قرار گرفتند. گروه شاهد همین مدت در مجاورت تلفن همراه روشن بدون مکالمه قرار گرفتند. غلظت هورمون ها به روش الیزا اندازه گیری شد. تعداد فولیکولهای تخمدان با تکنیک دیسکتور فیزیکی شمارش شد.
نتایج: تفاوت معنی داری در وزن تخمدان، تعداد فولیکولهای اولیه و جسم زرد در گروه های مختلف مشاهده نشد. تعداد فولیکولهای ثانویه در گروههای تجربی 1و2 و شاهد نسبت به گروه کنترل کاهش معنیداری و تعداد فولیکول های گراف در گروه تجربی 1 و شاهد نسبت به کنترل کاهش معنی دار ولی تعداد فولیکول آترتیک در گروه های تجربی 1و2 نسبت به کنترل و شاهد افزایش معنی داری نشان داد. میزان هورمون LH در گروه تجربی1 نسبت به کنترل و هورمون FSH در گروه تجربی 2 نسبت به گروه های کنترل و شاهد افزایش معنی دار نشان دادند. هورمونهای استروژن و پروژسترون در گروههای تجربی 1و2 نسبت به کنترل و شاهد افزایش معنیداری نشان دادند.
نتیجه گیری: امواج موبایل آترزی فولیکولهای تخمدانی را افزایش و با اختلال در ترشح هورمونها باروری را تحت تأثیر قرار میدهد.
نشاندار سازی سیپروفلوکساسین با Technetium99m و توزیع بیولوژیکی آن در حیوانات سالم و عفونی
دوره 1، زمستان 89، زمستان 1389، صفحه 29-35
https://doi.org/10.52547/JCT.1.4.29
چکیده هدف: هدف از این مطالعه نشاندار سازی سیپروفلوکساسین با تکنسیومm99 و توزیع بیولوژیکی رادیو دارو در بافتهای مختلف حیوانات آزمایشگاهی سالم و عفونی جهت تشخیص مکان عفونت بود.
مواد و روشها: نشاندار سازی سیپروفلوکساسین با تکنسیوم با غلظت بهینه سیپروفلوکساسین(2 میلی گرم) و غلظتهای 600-50 میکروگرم کلرید قلع در دما و pH متفاوت، با استفاده از کروماتوگرافی لایه نازک در حلالهای مختلف مورد بررسی قرار گرفت. بافتهای قلب، ریه، معده، روده، کبد، کلیه، خون، طحال و ماهیچه جدا و توسط دتکتورHPGe (ژرمانیوم فوق خالص) بررسی گردیدند.
نتایج: خلوص رادیو شیمیایی بیش از90 درصد, پایداری رادیو دارو در سرم تا 1 ساعت نیز (90 درصد) مشاهده و توزیع بیولوژیکی رادیو دارو نیز انجام پذیرفت.
نتیجه گیری: مطالعه توزیع بیولوژیکی رادیو دارو بیشترین جذب را در کبد و کلیه و طحال و ماهیچه عفونی نشان داد. نشاندار سازی سیپروفلوکساسین به روش مستقیم با خلوص رادیو شیمیایی بالا میتواند به عنوان یک ترکیب فرموله شده برای تشخیص مکان عفونت در حیوانات آزمایشگاهی مورد استفاده قرار گیرد.
نشان ویژگی ملکولی ژن گاما توکوفرول متیل ترانسفراز (γ-tmt) از گیاه گوجه فرنگی (Lycopersicum esculentum L.) رقم Memory 1
دوره 3، بهار 91، بهار 1391، صفحه 29-41
https://doi.org/10.52547/JCT.3.1.29
چکیده هدف: هدف این تحقیق همسانه سازی ژن گاما توکوفرول متیل ترانسفراز (γ-tmt) از گیاه گوجه فرنگی رقم Memory 1، جهت تعیین توالی و خصوصیات ملکولی آن و نیز انتقال این ژن به یک گیاه روغنی مثل کلزا در پژوهشهای آتی برای بالا بردن خاصیت تغذیه ای آن بود. مواد و روش ها: از بافت میوه گوجه فرنگی، RNAی کل استخراج و ساخت cDNAصورت گرفت. با استفاده از آغازگرهای اختصاصی ژن مذکور تکثیر و همراه با ناقلpBluescript (SK-) به کمک آنزیم برشی XbaI هضم و واکنش اتصال با آنزیم T4 انجام شد. باکتریE. coli مستعد با ناقل نوترکیب تراریخت و شناسایی کلونیهای نوترکیب بر اساس آزمون سفید–آبی انجام شد. نتایج: با استفاده از PCR و آغازگرهای اختصاصی، cDNA به طول 1089 bp به دست آمد. همردیف سازی توالی نوکلئوتیدی و اسیدآمینه ای ژن هدف با توالی های γ-tmt دیگر ثبت شده از خانواده Solanaceae به میزان 98 درصد شباهت داشت. در توالی اسید آمینه ای پروتئین استنتاج شده چند تغییر مشاهده شد. با استفاده از نرم افزار PSIpred، ساختارهای دوم و سوم این پروتئین پیش بینی و با استفاده از نرم افزار ClustalW درخت فیلوژنتیکی پروتئین حاصل از این ژن ساخته شد. نتیجه گیری: cDNAی ژن γ-tmt همسانه سازی شده با توالی ثبت شده از گوجه فرنگی رقم Cerasiforme 98 درصد شباهت داشت. با انتقال این ژن به گیاهان دانه روغنی مانند کلزا می توان میزان آلفا توکوفرول را افزایش داد. این کار هم به اهمیت این گیاه از نظر تغذیهای می افزاید و هم می تواند مقاومت آن را نسبت به تنش های محیطی بالا ببرد.
بررسی تاثیر مایع مغزی نخاعی جنینی رت نژاد H-Tx بر تکثیر و تمایز سلولهای پروژنیتور کورتکس مغز رت نژاد ویستار
دوره 5، شماره 1، بهار 1393، صفحه 31-37
https://doi.org/10.52547/JCT.5.3.31
محمد نبیونی، زهرا صفایی نژاد
چکیده هدف: هدف از مطالعه حاضر این است که نشان داده شود که انسداد جریان CSF در رت هیدروسفال نژاد تگزاس (H-Tx) و در نتیجه تغییر در محتوی پروتئینی آن میتواند موجب تکوین غیر طبیعی کورتکس گردد.
مواد و روشها: سلولهای کورتکس از جنینهای رت نژاد ویستار 18 و 21 روزه استخراج و بهمدت 24 ساعت در محیط کشت نوروبازال کشت شدند. سلولها در دو گروه تجربی قرار گرفتند و با غلظتهای مختلف CSF حرارت دیده و حرارت ندیده که از جنینهای 20 و 21 روزه جمعآوری شده بودند کشت شدند. پس از طی 48 ساعت، سلولها از نظر مورفولوژیکی و میزان تکثیر بررسی شدند.
نتایج: CSF هیدروسفال جنینی مهارکننده تکثیر پروژنیتورهای کورتکس نرمال استخراج شده از جنین رت بود. این اثر CSF با حرارت از بین رفت.
نتیجه گیری: CSF محتوی فاکتورهای مهمی است که قادر به تحریک تکثیر و تمایز سلولی است و احتمالا برخی از این فاکتورها پروتئین میباشند و بهنظر میرسد که اختلال در جریان CSF و تغییر در ترکیب آن میتواند موجب ایجاد نقایصی در کورتکس مغز در مبتلایان به هیدرو سفالی گردد.
بررسی اثر محافظتی عصاره هیدروالکلی برگ گیاه پنیرک (Malva neglecta L.) برآسیب کبدی القا شده توسط تتراکلریدکربن(ccl4) در موش های صحرایی نر
دوره 6، شماره 1، بهار 1394، صفحه 31-42
https://doi.org/10.52547/JCT.6.1.31
سیده فاطمه تروهید، ناصر میرازی، عبدالرحمن صریحی
چکیده هدف: هدف این بررسی، مطالعه اثر محافظتی عصاره هیدروالکلی برگ پنیرک(Malva neglecta L.) بر کبد موشهای القا شده با تتراکلرید کربن میباشد.
مواد و روشها: در این بررسی 35 موش صحرایی نر در محدوده وزنی 230 تا 250 گرم به گروههای کنترل، شم، شاهد، تیمار 1 و2 تقسیم شدند. گروههای تیمار توسط تتراکلریدکربن القا و دو ساعت بعد توسط عصاره با دز 300 میلیگرم بر کیلوگرم و 600 میلیگرم بر کیلوگرم روزانه و بهمدت چهار روز و درون صفاقی تیمار شدند. گروه شاهد 2 میلی لیتر بر کیلوگرم تتراکلریدکربن با نسبت 1:1 با روغن زیتون، تک دز دریافت کردند.گروه کنترل و شم به ترتیب سالین نرمال و روغن زیتون 5/0 میلیلیتر روزانه و درون صفاقی دریافت کردند. سپس خونگیری جهت اندازهگیری آنزیمهای آسپارتات آمینوترانسفراز (AST)، آلانین آمینوترانسنفراز ALT)) و آلکالن فسفاتاز ((ALP انجام شد. نمونههای بافتی کبد تهیه و رنگآمیزی هماتوکسیلین-ائوزین صورت گرفت. دادهها توسط تست ANOVA ارزیابی شد و معیار اختلاف معنیدار 05/0 p < میباشد.
نتایج: نتایج افزایش آنزیمهایALT,AST وAP در گروه شاهد نسبت به گروه کنترل را نشان میدهد (001/0.(p < گروههای تیمار نسبت به شاهد التهاب کمتری را نشان دادند (01/0(p نتیجهگیری: نتایج نشان داد که تتراکلریدکربن بافت کبد را ملتهب و دچار نکروزه میکند. پنیرک دارای ترکیبات آنتیاکسیدانتی و فلاونوئیدی است و اثرات سمی تتراکلریدکربن را در کبد کاهش میدهد.
واژگان کلیدی
مطالعه تاثیر برخی شرایط حاد محیطی بر میزان بیان پروتئین Hsp70 نوترکیب کبد ماهی Rutilus Frissi Kutum در باکتری E. coli
دوره 8، شماره 1، بهار 1396، صفحه 32-41
https://doi.org/10.52547/JCT.8.1.32
امید صابری، حسین غفوری
چکیده هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی بیان بهینه Hsp70 نوترکیب کبد ماهی Rutilus Frissi Kutum در باکتری E. coli می باشد.
مواد و روشها: بهمنظور بررسی میزان بیان پروتئین Hsp70 نوترکیب، باکتری E. coli ترانسفورم شده در محیط LB در زمانهای 2، 4، 8، 12، 24، 36 و 48 ساعت، دماهای 20، 25، 30، 37، 45 و 50 درجه سانتیگراد، شرایط pH افراطی (5 و 9) و نیز در حضور فلزات سنگین همانند نقره، کبالت، آهن، کروم، جیوه، سرب، روی، کادمیوم، منگنز و نیکل کشت داده شد سپس با تهیهی عصارهی سلولی، میزان بیان Hsp70 با استفاده از SDS-PAGE 12 درصد مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و رنگ آمیزی با کوماسی بلو صورت گرفت.
نتایج: بیان بهینه پروتئین Hsp70 نوترکیب در زمان 4 و 8 ساعت، دمای 37 درجه سانتیگراد و pH برابر 5 صورت گرفت. بهعلاوه در حضور نمک های فلزات منگنز و کبالت، بهترتیب بیشترین و کمترین میزان بیان پروتئین نوترکیب مشاهده شد. همچنین E. coli دارای Hsp70 در مقایسه با باکتری کنترل، نسبت به NaCl تحمل و رشد بیشتری دارد.
نتیجه گیری: همه نتایج حاصل از مطالعه نشان میدهد باکتری ترانسفورم شده در مقایسه با باکتری کنترل بهدلیل دارا بودن Hsp70 نوترکیب در برابر شرایط حاد محیطی قادر به بقا بوده است. پروتئین Hsp70 نوترکیب با خاصیت چاپرونی خود از واسرشت شدن پروتئینهای حیاتی جلوگیری کرد است. بنابراین شرایط رشد توصیف شده در این مطالعه می تواند برای تولید بهینه پروتئین Hsp70 نوترکیب در میزبان E. coli استفاده گردد.
اثر انجماد شیشه ای روی میزان بلوغ و فراساختار اووسیتهای بالغ شده انسانی در محیط آزمایشگاه
دوره 7، شماره 1، بهار 1395، صفحه 33-44
https://doi.org/10.52547/JCT.7.1.33
عباس شاهدی، احمد حسینی
چکیده هدف: هدف از این مطالعه ارزیابی احتمالی اثرات انجماد شیشهای روی میزان بلوغ و فراساختار اووسیتهای بالغ شده انسانی در محیط آزمایشگاه است. مواد و روشها : در این مطالعه از 292 تخمک نابالغ مرحله وزیکول زاینده و متافاز I بهدست آمده از بیماران نابارور استفاده شد. تخمکها به دو گروه تقسیم شدند: 1- تخمکهای نابالغ مرحله وزیکول زاینده (تعداد=145) 2- تخمکهای نابالغ مرحله متافازI (تعداد=147). تخمکها ابتدا منجمد شده و سپس ذوب و بالغ شدند. بهعلاوه از 10 عدد تخمک بالغ شده بهصورت In vivoبهعنوان کنترل استفاده شد. محیط بلوغ شامل Ham’s F10 به همراه FSH و LH و مایع فولیکولی بود. بعد از 36 ساعت تخمکها از لحاظ بلوغ و فراساختار مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج : میزان زنده ماندن و دژنراسیون تخمکها در گروه متافاز I نسبت به گروه وزیکول زاینده کاهش معنیداری داشت. اما میزان بلوغ تخمکها بین دو گروه تفات معنیداری نداشت (06/0p <). بهعلاوه میزان توقف بلوغ تخمکها بین دو گروه بهطور معنیداری بالاتر بود. از نظر فراساختاری تعداد گرانولهای قشری در هر دو گروه بهطور قابل ملاحظه ای کاهش یافت. همچنین واکوئل و تجمعات کوچکی از میتوکندری و شبکه اندوپلاسمیک صاف درون سیتوپلاسم اووسیتها دیده شد. نتیجه گیری : فرآیندهای انجماد و ذوب منجر به تغییرات فراساختاری در نواحی خاصی از اووسیت میشوند و احتمالا کاهش توانایی بلوغ اووسیتهای منجمد شده میتواند مربوط به این تغییرات باشد.
بررسی تاثیر عصاره هیدروالکلی میوهی نسترن وحشی بر پروفایل چربی وآنزیمهای کبدی در سرم موشهای سوری دیابتی
دوره 10، شماره 1، بهار 1398، صفحه 34-41
https://doi.org/10.52547/JCT.10.1.34
سعید صدیق اعتقاد، فرشته رحیمی، جواد محمودی، لیلا برادران
چکیده هدف: هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر عصاره هیدروالکلی میوهی نسترن وحشی بر پروفایل چربی و آنزیمهای کبدی در موشهای سوری دیابتی است.
مواد و روشها: تعداد 96 عدد موش سوری نر در 4 گروه شامل گروههای سالم و دیابتی دریافت کننده نرمال سالین 9/0 درصد (خوراکی، ml/kg10) و گروههای سالم و دیابتی دریافت کننده عصاره گیاه (خوراکی، mg/kg 500) دستهبندی شدند. حیوانات با تجویز استرپتوزوتوسین (داخل صفاقی، mg/kg 200) به دیابت مبتلا شدند. در پایان روزهای 10، 20 و 30 مطالعه خونگیری انجام شد و پروفایل چربی شامل LDL، VLDL، HDL، تریگلیسیرید و کلسترول و آنزیمهای کبدی ALT، AST و ALP مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج: به دنبال القای دیابت افزایش معنیداری در میزان گلوکز خون در تمامی گروههای دیابتی در روزهای 10، 20 و 30 در مقایسه با گروه سالین بهوجود آمد (01/0p <). سطح سرمی LDL، VLDL، تریگلسیرید و کلسترول متعاقب القای دیابت در حیوانات افزایش پیدا کرد که در گروههای تیمار شده با عصاره نسبت به گروه دیابتی بهطور معنیداری در تمامی روزهای مطالعه کاهش پیدا کرد (01/0p <). همچنین تجویز عصاره افزایش معنیداری را در میزان HDLدر تمامی روزهای مطالعه نسبت به حیوانات دیابتیک ایجاد کرد (05/0p <). مقادیر افزایش یافته فعالیت آنزیمهای AST و ALT در حیوانات دیابتی بهدنبال تجویز نسترن وحشی کاهش معنیداری یافت (01/0p <).
نتیجهگیری: مصرف این عصاره میتواند نقش تنظیمی در کنترل پروفایل چربی و آنزیمهای کبدی در مدل دیابتی موش سوری داشته باشد و احتمالا بتواند در بهبود وضعیت این شاخصها افراد دیابتی نیز مفید واقع شود، اگرچه این موضوع نیازمند مطالعات تکمیلی در بالین میباشد.
تاثیر آمادگی قلبی تنفسی، تسلط فراانگیزشی، هیجانات و استرس تنشی – کوششی در کشتیگیران نخبه: رویکرد نظریه بازگشتی
دوره 4، بهار 92، بهار 1392، صفحه 35-43
https://doi.org/10.52547/JCT.4.1.35
چکیده هدف: این مطالعه نظریه بازگشتی را به کار برد تا در یک فعالیت شبیهسازی شده برای کشتیگیران، نقش تسلط فراانگیزشی، هیجانات، استرس تنشی-کوششی و آمادگی قلبی تنفسی را مشخص نماید.
مواد و روشها: در این مطالعه نیمه تجربی به صورت هدفمند 20 کشتیگیر نخبه از شهر اهواز انتخاب و از مقیاس تسلط هدف محور برای تعیین تسلط فراانگیزشی و از آزمون آستراند برای مشخص شدن اکسیژن مصرفی بیشینه (Vo2 max) کشتیگیران استفاده شد. در پیش آزمون از پرسشنامه استرس تنشی کوششی استفاده شد، سپس نمونهها در فعالیتی شبیه سازی شده بر روی تردمیل در 3 مرحله 2 دقیقهای با استراحت30 ثانیهای بین مراحل،شروع به دویدن کردند، در پس آزمون، کشتیگیران دوباره همان پرسشنامه را تکمیل نمودند. ضربان قلب کشتیگیران نیز در مراحل آزمون ثبت گردید. بعد از بررسی نرمال بودن دادهها با استفاده از آزمون کلوموگروف- اسمیرنوف و برابری واریانسها (آزمون لون)، دادهها به کمک روش آماری تحلیل واریانس یک طرفه با اندازهگیری تکراری، آزمون t مستقل و آزمون پیگردی LSD تحلیل شد.
نتایج: نتایج نشان داد بین کشتیگیران هدف محور و فعالیت محور در متغیرهای هیجانات منفی (sig=0.001)، ضربان قلب (sig=0.01)، استرس تنشی (sig=0.001) و استرس کوششی (sig=0.001) تفاوت معنی داری وجود دارد. مقایسه میانگین گروهها نشان داد کشتیگیران فعالیت محور هیجان مثبت (90/2) بالاتر و هیجانات منفی (44/1)، استرس تنشی (72/1) و استرس کوششی (63/1) پایینتری را نسبت به کشتیگیران هدف محور داشتند.
نتیجهگیری: نتایج نشان دادکشتیگیران با شناخت حالتهای فراانگیزشی و شرکت در فعالیتهایی که با هدف عملکرد بهتر، هیجانات خوشایند و استرس کمتر انجام میگیرد، احتمال دارد هر چه سریعتر به اهداف از پیش تعیین شده خود برسند. نتایج به طور کلی از اصول موجود در نظریه بازگشتی حمایت میکند.
مقایسه آثار ضدالتهابی دگزامتازون و تیامین بر دژنراسیون والرین متعاقب قطع عصب سیاتیک در موش صحرایی
دوره 10، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 97-107
https://doi.org/10.52547/JCT.10.2.97
مریم موسوی نژادمقدم، مرتضی بهنام رسولی، سید عبدالرحیم رضایی، ناصر مهدوی شهری
چکیده هدف: دژنراسیون والرین پاسخ سیستم ایمنی ذاتی پس از وقوع ضایعات عصبی است. در این مطالعه، اثرات داروهای ضدالتهابی دگزامتازون و تیامین بر دژنراسیون والرین مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته است.
مواد و روشها: عصب سیاتیک پای راست در 45 موش صحرایی نر قطع و حیوانات به 5 گروه آزمایشی تقسیم شدند (9n=). گروه 1 بهعنوان کنترل و گروههای 2 تا 5 بهطور روزانه (تا موقع نمونهبرداری) و بهترتیب دوزهای پایین و بالای دگزامتازون و تیامین را بهصورت داخل صفاقی دریافت نمودند. در هر یک از روزهای پنجم، هفتم و دهم پس از قطع عصب از هر گروه 3 حیوان انتخاب و از بخش دیستال عصب سیاتیک آنها جهت ارزیابیهای بافتشناسی نمونهبرداری شد.
نتایج: در برشهای بافتی تمامی گروهها، ادم، تجزیه غلاف میلین و نفوذ سلولهای مونونوکلئار مشاهده شد، ولی تغییرات بافتی مذکور در گروههای دریافتکننده دوز بالای دگزامتازون و تیامین (گروههای 4 و 5) بهصورت خفیفتری دیده شد. در بررسی تعداد فیبرهای عصبی میلیندار تنها در گروههای دریافتکننده دوز بالای دگزامتازون و تیامین افزایش معنیداری در مقایسه با گروه کنترل مشاهده شد (05/0>p). همچنین اندازهگیری سطح مقطع عصب سیاتیک تفاوت معنیداری را در هیچ یک از گروهها نشان نداد. در نهایت، تجویز دگزامتازون با دوز بالا با عوارض جانبی متعددی همراه بود.
نتیجه گیری: اگرچه یافتهها حاکی از سودمند بودن آثار ضدالتهابی دگزامتازون و تیامین میباشد ولی با توجه به عوارض جانبی شدید دگزامتازون، تجویز آن در موارد حاد و کوتاه مدت ضایعات عصبی و تجویز تیامین در شرایط التهاب عصبی مزمن و بلند مدت توصیه میشود.
بررسی خواص ضد سرطانی تاکسول و عصاره های الکلی و آبی رزماری بر سلول های سرطان پستان القا شده توسط DMBA در رت های نژاد SD
دوره 2، تابستان 90، تابستان 1390، صفحه 117-126
https://doi.org/10.52547/JCT.2.2.117
چکیده هدف: مطالعه حاضر به بررسی اثرات سایتوتوکسیک گیاه رزماری (Rosmarinus officinalis) روی سلولهای سرطان پستان القا شده توسط DMBA در رتهای نژاد SD پرداخته است.
مواد و روشها: 10 میلیگرم از کارسینوژن DMBA به رت های گروه تیمار خورانده شد. پس از ایجاد تومورها، جهت تعیین نوع تومور و بررسی هیستوپاتولوژیک، رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین صورت گرفت. جهت تهیه سلول از روش خرد کردن تومور استفاده شد. از برگهای خشک رزماری با استفاده از متانول به روش digestion عصاره گیری شد. سپس عصاره فیلتر شده و مقداری از آن کنار گذاشته و مابقی آن توسط حلال های غیرقطبی هگزان، دی کلرومتان و اتیل استات شستشو داده شد تا مواد غیرقطبی آن جدا شود. ﻋﻤﻞ ﺣﺬف ﺣـﻼل ﺑـﺎ اﺳـﺘﻔﺎده از دﺳﺘﮕﺎه تبخیرکننده چرخشی اﻧﺠﺎم ﮔﺮﻓت. از تاکسول و هریک از عصارهها 5 غلظت تهیه شده و بر روی سلولها اثر داده شد و توانایی زیستی سلولها به دو روش جذب تریپان بلو و رنگ سنجی MTT ارزیابی شد.
نتایج: عصارهی الکلی رزماری و تاکسول برروی سلولهای سرطانی دارای اثرات سمی قابل توجهی بودند ولی عصاره آبی خواص ضدسرطانی بسیار ضعیفی داشت.
نتیجه گیری: عصاره الکلی رزمای به صورت وابسته به دز قادر به از بین بردن سلول های سرطانی بوده و خواص سایتوتوکسیک آن قابل مقایسه با داروی تاکسول است. همچنین مدل سرطان پستان القایی یک مدل مناسب برای انجام آزمایشاتی از این دست میباشد.
آشکار سازی پتانسیل تکثیر سلولهای اپیدرمی زایندهی فولیکول مو به دنبال کندن مداوم رشتهی مو و ارتباط آن با سلولهای بنیادی و کنترل چرخهی رشد مو
دوره 3، تابستان 91، تابستان 1391، صفحه 127-140
https://doi.org/10.52547/JCT.3.2.127
چکیده هدف: هدف از انجام این پژوهش ارزیابی درستی نظریۀ بالژ در مورد قابلیت تکثیر شوندگی محدود سلولهای اپیدرمی واقع در انتهای قاعدهای فولیکول مو بود.
مواد و روشها: در فولیکول ویبریسای رت رشتههای مو یکبار و یا به دفعات متوالی کنده شده و به دنبال آن الگوی تقسیم سلولی و زنجیره وقایع ترمیمی در فولیکولهای تیمار شده با روشهای اندازهگیری طول رشته ترمیم شده، بافتشناسی فولیکول در حال ترمیم و ایمنوهیستوشیمی (با روش درون روی BrDU به سلولهای اپیدرمی) مورد سنجش قرار گرفت.
نتایج: بعد از یکبار و یا دفعات متوالی کندن مو، یک ماتریکس اپیدرمی جدید صرفا از فعالیت میتوزی سلولهای زاینده اپیدرمی باقیمانده در قاعده فولیکول ایجاد شد و در تشکیل این ماتریکس سلولهای ناحیهی بالژ نقشی نداشت. این ماتریکس منشا تولید موهای جدیدی شد که با سرعتی معادل همتایان طبیعی خود در فولیکولهای تیمار نشده رشد نمودند. طول نهایی موی ترمیم شده در فولیکولهای تیمار بسیار بلندتر از مویی بود که معمولا در طی فاز رشد در فولیکول طبیعی ایجاد شده بود.
نتیجهگیری: پتانسیل تکثیری سلولهای اپیدرمی قاعده فولیکول (بولب) محدود به یک چرخه نمیباشد. بنابراین توقف فاز رشد فولیکول از پتانسیل محدود این سلولها ناشی نمیشود بلکه احتمالا عوامل دیگری در این فرآیند دخالت دارند.
القا تمایز و مرگ سلولی مشتقی از خانواده ی 4-آریل- 4-H کرومن ها بر روی NB4، لوسمی پرومیلوسیت حاد انسان
دوره 4، تابستان 92، تابستان 1392، صفحه 139-147
https://doi.org/10.52547/JCT.4.2.139
چکیده هدف: در این مطالعه تاثیر یکی از مشتقات خانواده کرومنها (3-BMPC) در القا تمایز و آپوپتوزیس در سلولهای لوسمی NB4 به عنوان مدل لوسمی پرومیلوسیتی حاد (Acute promyelocytic leukemia: APL) بررسی شده است. مواد و روشها: اثر سمی (cytotoxic) 3-BMPC بر روی سلولهای لوسمیک NB4 از طریق شمارش سلولی بهوسیله هموسایتومتر بررسی شد و زنده بودن سلول با استفاده از آزمون دفع رنگ تریپان بلو مورد مطالعه قرار گرفت. جهت بررسی تمایز از رنگآمیزی رایت گیمسا و فعالیت فاگوسیتوز (بیگانه خواری) سلولهای تمایز یافته و برای بررسی آپوپتوزیس از رنگآمیزی سلولها با هوخست 33258 و مشاهده با میکروسکوپ فلورسنس و آزمون قطعه قطعه شدن DNA استفاده گردید. نتایج: رده سلولی لوسمی NB4 انسانی پس از کشت، تحت تاثیر دارو در غلظتهای مشخص (1تا 12 نانومولار) و فاصلههای زمانی مختلف (24 تا 72 ساعت) قرار گرفت. مطالعه حاضر نشان داد که این ترکیب سبب مهار رشد وابسته به زمان و غلظت می گردد. IC50 این ترکیب بعد از 72 ساعت 3 نانومولار محاسبه گردید. نتایج نشان داد که بعد از 48 ساعت از تیمار سلولها با غلظتهای پایین (3 نانو مولار) از 3-BMPC، سلولهای NB4 به سمت ماکروفاژ/ مونوسیت تمایز یافتند. نتایج حاصل از رنگ آمیزی سلولها با هوخست 33258 نیز نشان داد که بعد از 72 ساعت از تیمار سلولها با غلظت IC50 ترکیب، آپوپتوزیس در سلولها القا شد. نتیجه گیری: با توجه به اثر این ترکیب در القای تمایز و آپوپتوزیس، این ترکیب میتواند در کنار سایر ترکیبات دارویی به عنوان کاندیدای مناسبی برای درمان سرطان خون معرفی شود
بررسی ریخت شناسی و هیستولوژی کرک در شش گونه از جنس Nepeta با استفاده از میکروسکوپ نوری و الکترونی نگاره
دوره 8، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 140-150
https://doi.org/10.52547/JCT.8.2.140
سید مهدی طالبی، محبوبه یار محمدی
چکیده هدف: در این مطالعه ریخت شناسی و هیستولوژی کرکهای ترشحی و غیر ترشحی در شش گونه از جنس Nepeta در ایران بررسی شد.
مواد و روشها: شش گونه از جنس Nepeta از نقاط مختلف ایران جمع آوری شد. از هر گونه یک جمعیت و از هر جمعیت سه فرد بهصورت تصادفی انتخاب شدند. از هر فرد یک برگ بالغ جدا شده و بعد از تثبیت نمونهها، تهیه برشهای دستی و رنگ آمیزی مضاعف، انواع کرکهای برگ با میکروسکوپ نوری مطالعه شدند. در مطالعات میکروسکوپ الکترونی، قطعهای از برگ بعد از طلا پوشی داخل میکروسکوپ الکترونی نگاره قرار گرفته و عکسهایی با بزرگنمایی مختلف از آن تهیه شد. از نرم افزار SPSS جهت تجزیه و تحلیل دادهها استفاده شد.
نتایج: تعداد سیزده نوع کرک غدهای و غیر غدهای در سطح برگ گونههای مورد مطالعه وجود داشت. شکل و تراکم کرکهای مشاهده شده در بین گونهها متفاوت بود و آزمون ANOVA تفاوتهای معنیداری را در تعداد کرکها در بین گونهها نشان داد. مهمترین کرکهای غدهای در گونههای مورد مطالعه، انواع صفحهای و سردار بودند. همچنین کرکهای غیر غدهای بهدو شکل منشعب و غیر منشعب وجود داشتند که نوع منشعب فقط در یک گونه مشاهده شد.
نتیجه گیری: با توجه به تفاوت تعداد کرکهای غدهای در بین گونههای مورد بررسی میتوان چنین پیش بینی نمود که میزان روغنهای اسانسی موجود در گیاه بین گونههای مختلف متفاوت بوده و همچنین توانایی نگهداری اسانس در بین گونهها متفاوت است و همچنین میتوان از کرکها جهت بهبود رده بندی این جنس استفاده نمود.
افزایش بازدهی فتوسلهای ارگانیک(باکتریورودوپسین) با استفاده از تکنیک لانگ مویر بلادجت و نانو ذرات دی اکسید تیتانیوم (TiO2)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 149-157
https://doi.org/10.52547/JCT.7.2.149
سجاد بادپروا، بهروز دوستی، ابراهیم بادپروا، امین حاجی امرایی، امین دهقانی نژاد
چکیده هدف: هدف از این مطالعه تبدیل انرژی نور لامپ و خورشید به انرژی الکتریکی با تک لایه سازی پروتئین باکتریورودوپسین، ارزیابی ترکیبات مورد آزمایش (TiO2, FTO, Br) جهت افزایش بازده فتوسلهای بیولوژیک، امکان سنجی ساخت فتوسل ها جهت بهکارگیری در معماری، مصارف نظامی و ساخت فتوسل بیولوژیکی بود.
مواد و روشها: با روش بلدینگ نانو ذرات دی اکسید تیتانیوم بر روی سطح فلوئورین تین اکساید (FTO) قرار گرفت. با روش لانگ مویر بلادجت، تک لایه سازی پروتئین باکتریورودوپسین(Br) انجام و فتو آند آماده شد. سپس با یک قطره از محلول H2PtCl6 (2 میلیگرم Pt در 1 میلیلیتر اتانول) روی شیشه FTO را پوشانده و کاتد آماده شد. الکترود فتوآند (FTO/TiO2/Br) و الکترود مقابل (کاتد)(FTO / Pt) به صورت ساندویچ قرار داده شدند.
نتایج: تغییرات pH وابسته به نور باعث اثبات فعالیت باکتریورودوپسین شد. توان فتوسلهای تک لایه ساخته شده در این مطالعه µA7/0 و ولتاژ آنها mV190 بود که با توان فتوسل های تجمع یافته (µA2/0)، µA5/0 و با ولتاژ آنها (mV165)،mV 25 تفاوت داشتند، یعنی سلولهای تک لایه نسبت به تجمع بازدهی بیشتری داشتهاند.
نتیجهگیری: تکنیک لانگ مویر روشی بسیار مناسب برای تثبیت پروتئین باکتریورودوپسین بهصورت تک لایه بر روی بستر حاوی نانو ذرات (دی اکسید تیتانیوم) با حفظ حداکثر فعالیت میباشد.
اثر عصاره هیدروالکلی هسته انگور (Vitis vinifera) بر سندرم تخمدان پلی کیستیک در رت ماده نژاد ویستار
دوره 6، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 153-164
https://doi.org/10.52547/JCT.6.2.153
هما محسنی کوچصفهانی، کاظم پریور، زهره سلم آبادی
چکیده هدف: در این مطالعه تجربی اثر عصاره هیدروالکلی هسته انگور بر سندرم تخمدان پلی کیستیک در رت ماده نژاد ویستار مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی ۳۰ سر موش صحرایی به ۶ گروه شامل کنترل، پلی کیستیک و 4 گروه تجربی تقسیم شدند. چهار گروه تجربی با تزریق درون صفاقی عصاره هسته انگور (دوزهای 50، 75، 100، 200 میلیگرم بر کیلوگرم بهمدت 10 روز) تیمار شدند. تخمدان پلی کیستیک با روش تزریق زیر پوستی 2 میلیگرم هورمون استرادیول والرات در رتهای بالغ القا شد. تخمدانهای کلیه گروهها خارج شد، در فیکساتور بوئن تثبیت گردید و برشهای 5 میکرومتری با هماتوکسیلین – ائوزین رنگ آمیزی شدند.
نتایج: نتایج کاهش معنیداری را در تعداد فولیکولهای بدوی، اولیه، پره آنترال، گراآف و جسم زرد درگروه پلی کیستیک در مقایسه با کنترل نشان داد (05/0>P). اندازهگیری ضخامت لایه گرانولوزا و تک , قطر فولیکولهای مختلف و تعداد آنها بهبود زیادی را در گروههای PCOS تیمار شده با عصارة هیدروالکلی هسته انگور نشان داد. دوزهای ۵۰ و ۷۵ میلیگرم بر کیلوگرم بهعنوان دوزهای موثر در نظر گرفته شدند.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش میتوان نتیجه گرفت که عصارة هیدروالکلی هسته انگور میتواند در بهبود علائم سندرم تخمدان پلی کیستیک مؤثر واقع شود.
اثر نوع فعالیت ورزشی پس از رژیم غذایی پرچرب (HFD) بر بیان ژن گیرنده ایکس رتینوئید آلفا (RXRα) در هپاتوسایتهای موش های نر ویستار
دوره 10، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 161-167
https://doi.org/10.52547/JCT.10.3.161
محسن جعفری
چکیده هدف: هدف از انجام این تحقیق بررسی تاثیر 12 هفته تمرین تناوبی شدید (HIT) و تمرین مداوم کم شدت (LIT) بر بیان ژن RXRα در رتهای نر ویستار پس از رژیم پرچرب بود.
مواد و روشها: آزمودنیها پس از 13 هفته دریافت رژیم پرچرب به گروههای کنترل، تمرین HIT و تمرین LIT تقسیم شدند. سپس گروههای مورد بررسی تمرینات ورزشی را بهمدت 12 هفته انجام دادند. در پایان تمرینات میزان بیان ژن RXRα مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که میزان بیان ژن RXRα در گروه تمرین HIT بیش از LIT و در گروه تمرین LIT بیش از کنترل بوده است و همه تفاوتها معنیدار بودند (05/0p <).
نتیجه گیری: بهطورکلی پس از 13 هفته رژیم پرچرب، 12 هفته تمرینهایHIT و LIT میتواند در افزایش بیان ژن RXRα موثر باشد و بهعنوان یک راهبرد غیردارویی موثر برای مقابله با اثرات آتروژنیک چاقی و اضافه وزن در نظر گرفته شود.
مطالعه مولکولی اثر تیمار همزمان تیموکوئینون و کلرید کبالت (II) بر بیان برخی ژنهای دخیل در خودنوزایی، تکثیر، مهاجرت و متیلاسیون DNA در ردهی سلولی MCF7 سرطان سینه و ردهی سلولی فیبروبلاستی طبیعی HDF
دوره 13، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 200-214
https://doi.org/10.52547/JCT/13.3.200
نکیسا قمری، مهران رادک، سجاد سیسختنژاد
چکیده هدف: امروزه توجه زیادی به اثرات عوامل طبیعی بر فرآیندهای فیزیولوژیک و پاتولوژیک در بدن انسان میشود. در این ارتباط، کمبود اکسیژن (هایپوکسی) یکی از فاکتورهای زیستی حیاتی دخیل در انواع فرآیندهای فیزیولوژیک مانند ترمیم زخم و نیز فرآیندهای پاتولوژیک مانند سرطان است. همچنین، امروزه یافتن ترکیبات طبیعی مؤثر بر رفتارها و عملکردهای سلولهای بسیار مهم میباشد. تیموکوئینون یک ترکیب طبیعی مشتق شده از برخی گیاهان مانند سیاه دانه است. این ترکیب دارای اثرات بیوفارماکولوژیک بسیار زیادی، شامل اثرات ضد باکتری، ضد اکسیدانی، ضد التهاب، ضد دیابت، ضد پیری، ضد سرطان و غیره است. با توجه به خواص بیوفارماکولوژیک تیموکوئینون و اهمیت هایپوکسی بهعنوان یک فاکتور مهم موثر بر فرآیندهای فیزیولوژیک و پاتولوژیک، این مطالعه بهمنظور بررسی اثر همزمان تیموکوئینون و کلرید کبالت (II) بر سرطان سینه و ترمیم زخم از طریق ارزیابی بیان ژنهای SOX2، CDK4،c-MET و DNMT1 در یک رده سلولی سرطان سینه (MCF7) و یک رده سلولی فیبروبلاستی طبیعی (HDF) طراحی شد. مواد و روشها: در مطالعه حاضر، پس از کشت ردههای سلولی MCF7 و HDF، هر یک از سلولها به دو گروه تقسیم شدند. گروه تیمار که بهطور همزمان با غلظت ng/ml 500 از تیموکوئینون و Mμ 100 از کلرید کبالت (II) و گروه کنترل که صرفاً تحت تیمار با کلرید کبالت (II) بهمدت 24 ساعت قرار گرفتند. پس از گذشت زمان انکوباسیون، استخراج RNA کل، تیمار DNase I، سنتز cDNA و در نهایت بررسی بیان ژنهای هدف در سطح mRNA با روش Real-time PCR انجام شد. در این مطالعه برای تعیین میزان تغییرات بیان ژنها، از روش آستانهی نسبی و برای بررسی معنادار بودن تغییرات بیان زنها در نمونه های تیمار نسبت به کنترل، از نرمافزار SPSS و روش آماری Student’s t-test استفاده شد. نتایج: نتایج نشان داد که تیمار همزمان سلولهای MCF7 با تیموکوئینون و کلرید کبالت (II) باعث کاهش معنیدار (P < 0.05) بیان ژنهای CDK4، c-MET و DNMT1به ترتیب در حدود 35/4، 89/1 و 08/2 برابر، نسبت به گروه کنترل میشود. با این حال، تیمار سلولهای MCF7 باعث افزایش محدود بیان SOX2 در حدود 14/1 برابر شد، که با توجه به سطح معناداری بزرگتر مساوی 5/1، کاهش بیان آن معنادار نبود. همچنین، تیمار همزمان سلولهای HDF با تیموکوئینون و کلرید کبالت (II) باعث افزایش معنیدار بیان ژن c-MET در حدود 86/1 شد. بهعلاوه، تیمار سلولهای HDF باعث افزایش محدود بیان CDK4 در حدود 26/1 برابر شد، که با توجه به سطح معناداری بزرگتر مساوی 5/1، کاهش بیان آن معنادار نبود. همچنین، بیان ژنهای SOX2 و DNMT1 در مقایسه گروه تیمار نسبت به گروه کنترل به ترتیب در حدود 28/1 و 32/1 برابر کاهش بیان داشته است که با توجه به سطح معناداری بزرگتر مساوی 5/1، کاهش بیان هیچکدام معنادار نبوده است. نتیجهگیری: در مجموع میتوان نتیجه گرفت که تیموکوئینون تحت شرایط هایپوکسی ناشی از کلرید کبالت (II) از طریق مهار بیان ژنهای دخیل تکثیر و مهاجرت ممکن است باعث مهار سرطان سینه شود. همچنین، با توجه به نقش مهم فیبروبلاستها در فرآیند ترمیم زخم، تیموکوئینون ممکن است تحت شرایط هایپوکسی از طریق افزایش پتانسیل مهاجرت سلولهای فیبروبلاستی به ترمیم زخم کمک نمایید.
مطالعه بافت شناسی و فرا ساختمان بافت غضروف باله پشتی تاس ماهی ایرانی (Acipenser persicus)
دوره 2، پاییز 90، پاییز 1390، صفحه 203-212
https://doi.org/10.52547/JCT.2.3.203
چکیده هدف: با توجه به اینکه بررسی جامعی مرتبط با مطالعات بافت شناسی غضروف ماهیان خاویاری به ویژه تاس ماهی ایرانی صورت نگرفته است و به دلیل بومی بودن این گونهی با ارزش در سواحل جنوبی دریای خزر، در این تحقیق ساختار میکروسکوپیک نوری و الکترونی بافت غضروف باله پشتی تهیه گردید تا امکان بهره مندی از آن در سایر مطالعات تخصصی مرتبط فراهم گردد. مواد و روشها: مراحل معمول تهیه مقاطع بافت شناسی بر روی نمونهها انجام گرفته و از قالبهای پارافینی برشهای شش میکرون تهیه و رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین روی آنها انجام گرفت. برای مطالعه میکروسکوپ الکترونی، نمونهها پس از ثبوت اولیه و ثانویه و آبگیری، در داخل رزین آغشته گردیدند. پس از تهیه برشهای فوق نازک50 نانومتر در داخل یورانیل استات رنگ آمیزی گردیدند. نتایج: در مطالعه میکروسکوپ نوری مشخص گردید که این بافت از پری کوندریوم، کندروبلاست و کندروسیت تشکیل شده است و تعداد قابل توجهی از سلولهای بالغ آنها به صورت هم منشا و دارای لاکونای مشترک دیده شدند. در مطالعات فراساختاری کندروبلاستها دارای تجمع ارگانلهای داخل سلولی بیشتری نسبت به کندروسیتها بوده و این تجمع در سنین بالاتر چشمگیرتر بود ولی در همه سنین بافت غضروف دارای غشای ناصاف و مضرس بود. نتیجهگیری: بر اساس مطالعه انجام شده بافت غضروف باله پشتی از نظر ساختار میکروسکوپ نوری و الکترونی شباهت نزدیک به بافت غضروف باله پشتی در سایر گونهها را داشته اما تفاوت جزئی مشاهده گردید که قابل گزارش میباشد.
اثر تمرین سرعتی و مکمل ویتامینE و C بر گلوتاتیون پراکسیداز، لیپوپروتئین کم چگال اکسیدشده و مالون دیآلدئید پلاسمایی استراحتی
دوره 3، پاییز 91، پاییز 1391، صفحه 221-230
https://doi.org/10.52547/JCT.3.3.221
چکیده هدف: این مطالعه به بررسی اثر تمرین سرعتی و تمرین سرعتی همراه با مصرف مکمل ویتامینE و C بر لیپوپروتئین کم چگال اکسیدشده (LDL-ox)، مالوندیآلدئید (MDA) و فعالیت آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز (GPX) پرداختهاست.
مواد و روشها: 40 نفر داوطلب پسر سالم مشغول به تحصیل در مراکز تربیت معلم مشهد (میانگین قد 40/5 ± 171 سانتیمتر، سن 9/1± 19 سال و وزن 4/4 ±73 کیلوگرم) به عنوان نمونه انتخاب و به طور تصادفی به چهار گروه 10 نفری سرعتی، سرعتی+مکمل، کنترل و مکمل تقسیم شدند. دو گروه سرعتی و سرعتی+مکمل، برنامه تمرین 8 هفتهای دوهای تکراری کوتاه انجام دادند. دو گروه سرعتی+ مکمل و مکمل روزانه به میزان 500 میلیگرم ویتامین C و 400 واحد ویتامین E، شش روز در هفته دریافت نمودند. در ابتدای تحقیق و پس از 72 ساعت از آخرین جلسه، نمونههای خونی جمعآوری شدند. از روش آنالیز کوواریانس (MANCOVA) برای مقایسه گروهها استفاده شد.
نتایج :فعالیت آنزیم GPX بین گروه سرعتی با گروه کنترل، گروه سرعتی با گروه مکمل، گروه سرعتی+ مکمل با گروه کنترل و گروه سرعتی+ مکمل با گروه مکمل تفاوت معنی داری نشان داد. مقادیرMDA تنهادرگروه سرعتی+ مکمل کاهش معنیداری داشت. همچنین در مقایسه پیش آزمون و پس آزمون تک تک گروههاتغییرات معنیداری درمقادیر LDL-oxمشاهده نشد.
نتیجهگیری: تمرینات سرعتی میتواند از طریق افزایش فعالیت برخی آنزیمهای ضداکسایشی، سبب مقابله بهتری با اکسیدانهای تولید شده در طول زمان استراحت شود.
داربست کامپوزیتی پلی کاپرولاکتون/نانوگرافن بهمنظور تمایز عصبی سلولهای بنیادی پالپ دندان
دوره 9، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 238-249
https://doi.org/10.52547/JCT.9.3.238
زهرا خبره کاشانی، مهدی ابراهیمیان حسینآبادی، الهه مسائلی، محمدحسین نصراصفهانی
چکیده هدف: در این پژوهش طراحی و ساخت داربستهای نانوکامپوزیتی تقویتشده با گرافن بهمنظور القای تمایز عصبی در سلول های بنیادی پالپ دندان مورد توجه قرار گرفت.
مواد و روشها: ابتدا داربستهای کامپوزیتی پلی کاپرولاکتون/ نانوگرافن با درصدهای وزنی 1، 3 و 5 درصد گرافن توسط روش ریختهگری حلال ساخته شدند. در ادامه میزان آبدوستی و هدایت الکتریکی نانوکامپوزیتها اندازهگیری شد. با استفاده از نتایج آزمونهای فیزیکی ذکر شده، داربست مناسب با درصد بهینه نانوگرافن انتخاب شد و مورفولوژی، فعالیت متابولیکی و پتانسیل تمایز عصبی سلولهای بنیادی پالپ دندان روی آن بهترتیب توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM)، آزمون MTS و رنگآمیزی ایمونوفلورسنت مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: نتایج آزمون هدایت سنجی نشان داد که با افزودن گرافن به پلی کاپرولاکتون، هدایت الکتریکی کامپوزیت بهمیزان قابل توجهی افزایش مییابد. همچنین افزودن 5 درصد وزنی نانوگرافن به پلیمر منجر به کاهش زاویه تماس از 86/2±89/99 به 36/3±03/64 درجه میشود. در نهایت تصاویر میکروسکوپ SEM و رنگآمیزی ایمونوفلورسنت با نشانگر MAP2 نشان دادند که سلولها روی سطح داربست بهینه به سلولهای شبه عصبی تمایز یافتهاند.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که داربست نانوکامپوزیتی پلیکاپرولاکتون/ 5 درصد گرافن از پتانسیل مناسبی جهت القای تمایز عصبی و کاربرد در مهندسی بافت عصب برخوردار است.
بررسی زیست سازگاری و واکنش سیستم ایمنی رت روی داربستهای منفرد و مرکب نانوالیاف الکتروریسی شده (PCL/PU) جهت کاربرد در مهندسی بافت
دوره 8، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 242-249
https://doi.org/10.52547/JCT.8.3.242
نفیسه جیرفتی، داود محبی کلهری، غلامحسین کاظمزاده، عبدالرضا صمیمی
چکیده هدف: ساخت داربستهای نانوالیافی منفرد و مرکب که علاوه بر داشتن حداقل فعل و انفعالات با بدن (عدم ایجاد واکنش سیستم ایمنی در بدن)، زیست سازگار بوده و شرایط بهینهای را جهت رشد و تکثیر سلولها فراهم نمایند.
مواد و روشها: ابتدا با استفاده از روش الکتروریسی اقدام به ساخت 3 نمونه ساختار نانوالیافی از پلیمرهای زیستی پلیکاپرولاکتان، پلییورتان بهصورت منفرد و پلیکاپرولاکتان/ پلییورتان بهصورت مرکب شد. نمونهها با اتیلن اکساید به مدت 14 ساعت سترون و جهت بررسی واکنش سیستم ایمنی در زیر پوست بدن 12 رت کاشته شد. همچنین جهت بررسی میزان رشد و تکثیر سلولها، ساختارهای تولیدی توسط آزمون قابلیت حیات (MTT assay) مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت.
نتایج: واکنش لوکالیزه، سیستمیک و عفونی شدن محل عمل تا پایان دوره با وجود عدم دریافت آنتی بیوتیک مشاهده نشد. پلیمر زیستی PCL در حالت منفرد منجر به فیبروز و راکسیون گرانولوماتویی جسم خارجی خفیف در نمونه شد. درحالیکه در پلیمر زیستی PU ادم خفیف و فیبروز متوسط مشاهده گردید ولی هیچگونه راکسیون گرانولوماتویی جسم خارجی مشاهده نشد. در نمونهی مرکب PCL/PU نیز ادم و راکسیون گرانولوماتویی جسم خارجی متوسط بههمراه فیبروز خفیف مشاهده گردید.
نتیجهگیری: ساختارهای منفرد و مرکب ازPCL و PU همگی بسترهای مناسبی جهت رشد و تکثیر سلولی داشته و همچنین میزان واکنش سیستم ایمنی بدن در این نمونهها بسیار کم و در حد قابل قبولی بود.
