فصلنامه
نوع مقاله: علمی - پژوهشی

ساخت لنتی‏ویروس‏های نوترکیب ناقل ژن DJ-1 و انتقال آن‏ها به سلول‏های انسانی

دوره 4، زمستان92، زمستان 1392، صفحه 381-388

https://doi.org/10.52547/JCT.4.4.381

چکیده هدف: اهداف این مطالعه ساب‏کلونینگ ژن (PARK7) DJ-1 به‏ درون وکتور انتقال لنتی‏ویروسی، تولید لنتی‏ویروس‏های نوترکیب و آلوده سازی سلول‏های هدف با این ویروس‏ها می‏باشند.
مواد وروش‏ها: ژن DJ1 با استفاده از آنزیم های محدود کننده EcoR1 و Xho1 از وکتور pcDNA-DJ1 به دست آمد. وکتور انتقالی لنتی ویروس به صورت همزمان توسط آنزیم های محدود کننده EcoR1 و Sal1 بریده شد. ژن DJ1 توسط آنزیم DNA لیگاز T4 به داخل وکتور ترانسفر و بالادست ژن DJ1 وارد شد، به طوریکه توالی DJ1-IRES-Jred در پایین دست و تحت کنترل پروموتر CMV قرار گرفت. برای تولید لنتی ویروس های نوترکیب، وکتور ساخته شده به همراه دو وکتور بسته بندی و پوشش ویروس به طور همزمان به درون سلول های HEK (Human Embryonic Kidney) انتقال داده شدند. ویروس های ساخته شده برای آلوده سازی سلول های هدف استفاده شدند.
نتایج: برای اطمینان از درستی ساب‏کلونینگ از تست‏های آنزیمی و PCR استفاده شد. همچنین برای مشاهده بیان ژن Jred که نشان دهنده موفقیت ما در انتقال ژن می باشد، از میکروسکوپ فلورسانس استفاده شد. سپس برای مشاهده افزایش بیان ژن DJ1 در سلول های آلوده شده نسبت به سلول های طبیعی، از تست RT-PCR استفاده شد.
نتیجه گیری: این مطالعه کاربرد موفقیت آمیز ناقل‏های لنتی‏ویروسی در انتقال ژن به سلول‏های یوکاریوتی را نشان می‏دهد و روشن می‏سازد که این ناقل‏ها می‏توانند در درمان بیماری‏های سیستم عصبی مورد استفاده قرار گیرند.

تاثیر مکمل‌سازی کوتاه مدت عصاره‌ی سیر بر مارکرهای استرس اکسیداتیو والتهاب متعاقب یک جلسه فعالیت هوازی در مردان غیر ورزشکار

دوره 2، بهار 90، بهار 1390، صفحه 25-33

https://doi.org/10.52547/JCT.2.1.25

چکیده هدف: تحقیق حاضر به منظور تعیین اثر مکمل ‌سازی کوتاه مدت عصاره‌ی سیر بر ظرفیت ضد اکسایشی‌تام، مالون‌دی‌آلدهید و لکوسیت‌های خونی محیطی مردان غیرورزشکا‌ر پس از یک وهله فعالیت هوازی انجام شد.
مواد و روش‏ها: 20 مرد غیر ورزشکار سالم داوطلب (3±23سال، درصد چربی 2±16درصد و اکسیژن مصرفی بیشینه 3±40 میلی‌لیتر/کیلوگرم/دقیقه‌) در دو گروه تصادفی همگن شده‌ی مکمل عصاره‌ی سیر(700 میلی‌گرم در روز) و شبه ‌دارو (700 میلی‌گرم در روز دکستروز) تقسیم شدند. همه‌ی آزمودنی‌ها پس از 14 روز مکمل‌سازی در یک قرارداد ورزشی هوازی روی نوار گردان با 75 درصد اکسیژن مصرفی بیشینه به مدت 30 دقیقه شرکت نمودند. نمونه‏ی خونی اولیه در حالت پایه قبل از شروع مکمل سازی، نمونه‏ی‏ خونی دوم پس از تکمیل دوره‏ی مکمل سازی و نمونه‏ی سوم پس از قرارداد ورزشی گرفته شد. داده‌های نرمال با استفاده از آزمون‌های تحلیل واریانس مکرر، بونفرونی و تی مستقل در سطح معنی‌داری پنج درصد با نرم ‌افزار SPSS نسخه18بررسی شدند.
نتایج: نتایج حاکی است که مصرف 14 روزه‌ی عصاره‌ی سیر قبل از فعالیت ورزشی موجب افزایش معنی‌داری (05/0p <) در ظرفیت ضد اکسایشی تام پایه ‌شد. از طرفی، ‌30 دقیقه فعالیت ‌هوازی به ترتیب باعث کاهش معنی‌دار ظرفیت ضداکسایشی ‌تام و افزایش معنی‌دار (05/0p <) مالون‌دی‌آلدهید و تعداد لکوسیت‌های خون محیطی ‌گردید. با این حال، دامنه‌ی تغییرات شاخص‌های اکسایشی و التهابی گروه شبه‌ دارو به طور معنی ‌دار (05/0p <) بیشتر از گروه مکمل سیر بود.
نتیجه گیری: بر اساس یافته‌های حاضر می‌توان نتیجه گرفت که احتمالاً مکمل‌سازی عصار‌ه‌ی سیر می‌تواند با افزایش ظرفیت ‌ضد اکسایشی تام سرم پایه، از تغییرات نا مطلوب شاخص‌های آسیب‌های فشار اکسایشی و التهاب ناشی از انجام فعالیت‌های ورزشی هوازی در مردان غیر ورزشکار بکاهد.
 

هدفمند سازی بیان آنتی ژن سطحی هپاتیت ب (HBsAg) در غده های سیب زمینی با استفاده از روش بیان موقت

دوره 9، شماره 1، بهار 1397، صفحه 25-34

https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.25

حسن رهنما، ناهید احمدی

چکیده هدف: به‫منظور بررسی کارایی پیش‫بر اختصاصی غده (Patatin1)، بیان آنتی­ژن HBsAg واکسن هپاتیت ب در گیاه سیب­زمینی با استفاده از روش بیان موقت (اگرواینفیلتریشن) مورد ارزیابی قرار گرفت.
مواد و روش­ها: پیش‫بر اختصاصی غده (Pat1) با استفاده از آغازگرهای اختصاصی با روش واکنش زنجیری پلیمراز (PCR) از گیاه سیب زمینی جدا شد. این پیش‫بر در بالادست ژن بهینه­سازی شده سنتزی HBsAg در ناقل دوگانه pBI121 همسانه­سازی شد. به‫منظور مقایسه کارایی پیش‫بر اختصاصی Pat1، ژن HBsAg تحت کنترل پیش‫بر دایمی CaMV35S هم قرار داده شد. سازه­های تهیه شده پس از انتقال به اگروباکتریوم با استفاده از روش اگرواینفیلتریشن به غده­ها و برگ­های گیاه سیب­زمینی انتقال یافتند. بیان موقت آنتی­ژن HBsAg با استفاده از روش الایزا اندازه­گیری شد.  
نتایج: بررسی بیان آنتی­ژن HBsAg در برگ­ها و غده­های گیاه سیب­زمینی نشان داد که پیش‫بر Pat1 به‫طور اختصاصی باعث بیان بالای آن در بافت­های غده­ای می­شود. بیان اندک این آنتی­ژن تحت کنترل پیش‫بر Pat1 در بافت­های برگی هم گزارش شده و می­تواند تاحدی به عوامل القا­کننده در محیط تلقیح بستگی داشته باشند. در حالی‫که بیان آنتی­ژن تحت پیش‫بر دایمی CaMV35S در تمامی بافت­های برگی و غده­ای اتفاق می­افتد. همچنین نتایج حاصل نشان داد که ژن HBsAg بهینه­شده کدنی برای گیاه سیب­زمینی به‫خوبی عمل کرده و آنتی­ژن مربوط را بیان می­کند.
نتیجه­گیری: نتایج این پژوهش نشان می­دهد که از پیشبر اختصاصی غده سیب­زمینی Pat1 همسانه­سازی شده می­توان به‫طور موثری برای بیان دایمی آنتی­ژن سنتزی بهینه­سازی شده کدنی HBsAg در گیاهان تراریخت سیب­زمینی استفاده کرد.
 

بررسی اثر امواج موبایل بر تعداد فولیکول های تخمدان و میزان هورمون های FSH ، LH ، استروژن و پروژسترون در موش‏های صحرایی بالغ

دوره 1، پاییز 89، پاییز 1389، صفحه 27-34

https://doi.org/10.52547/JCT.1.3.27

چکیده هدف: اثر امواج تلفن های همراه بر بافت تخمدان موش‏های صحرایی بررسی شد.
مواد و روش‏ها: 28 سر موش صحرایی نژاد ویستار با وزن 20 200 گرم و سن90-80 روزه انتخاب و به 4 گروه (کنترل، شاهد، تجربی1و تجربی2) تقسیم شدند. گروه تجربی 1 دو هفته و تجربی 2 یک ماه روزانه 10 دقیقه در مجاورت تلفن همراه در حال مکالمه قرار گرفتند. گروه شاهد همین مدت در مجاورت تلفن همراه روشن بدون مکالمه قرار گرفتند. غلظت هورمون ها به روش الیزا اندازه گیری شد. تعداد فولیکول‏های تخمدان با تکنیک دیسکتور فیزیکی شمارش شد.
نتایج: تفاوت معنی داری در وزن تخمدان، تعداد فولیکول‏های اولیه و جسم زرد در گروه های مختلف مشاهده نشد. تعداد فولیکول‏های ثانویه در گروه‏های تجربی 1و2 و شاهد نسبت به گروه کنترل کاهش معنی‏داری و تعداد فولیکول های گراف در گروه تجربی 1 و شاهد نسبت به کنترل کاهش معنی دار ولی تعداد فولیکول آترتیک در گروه های تجربی 1و2 نسبت به کنترل و شاهد افزایش معنی داری نشان داد.  میزان هورمون  LH در گروه تجربی1 نسبت به کنترل و هورمون FSH  در گروه تجربی 2 نسبت به گروه های کنترل و شاهد افزایش معنی دار نشان دادند. هورمون‏های استروژن و پروژسترون در گروه‏های تجربی 1و2 نسبت به کنترل و شاهد افزایش معنی‏داری  نشان دادند.
نتیجه گیری: امواج موبایل آترزی فولیکول‏های تخمدانی را افزایش و  با اختلال در ترشح هورمون‏ها باروری را تحت تأثیر قرار می‏دهد.
 

نشاندار سازی سیپروفلوکساسین با Technetium99m و توزیع بیولوژیکی آن در حیوانات سالم و عفونی

دوره 1، زمستان 89، زمستان 1389، صفحه 29-35

https://doi.org/10.52547/JCT.1.4.29

چکیده هدف: هدف از این مطالعه نشاندار سازی سیپروفلوکساسین با تکنسیومm99 و توزیع بیولوژیکی رادیو دارو در بافت‏های مختلف حیوانات آزمایشگاهی سالم و عفونی جهت تشخیص مکان عفونت بود.
مواد و روش‏ها: نشاندار سازی سیپروفلوکساسین با تکنسیوم با غلظت بهینه سیپروفلوکساسین(2 میلی گرم) و غلظت‏های 600-50 میکروگرم کلرید قلع در دما و pH متفاوت، با استفاده از کروماتوگرافی لایه نازک در حلال‏های مختلف مورد بررسی قرار گرفت. بافت‏های قلب، ریه، معده، روده، کبد، کلیه، خون، طحال و ماهیچه جدا و توسط دتکتورHPGe (ژرمانیوم فوق خالص) بررسی گردیدند.
نتایج: خلوص رادیو شیمیایی بیش از90 درصد, پایداری رادیو دارو در سرم تا 1 ساعت نیز (90 درصد) مشاهده و توزیع بیولوژیکی رادیو دارو نیز انجام پذیرفت.
نتیجه گیری: مطالعه توزیع بیولوژیکی رادیو دارو بیشترین جذب را در کبد و کلیه و طحال و ماهیچه عفونی نشان داد. نشاندار سازی سیپروفلوکساسین به روش مستقیم با خلوص رادیو شیمیایی بالا می‏تواند به عنوان یک ترکیب فرموله شده برای تشخیص مکان عفونت در حیوانات آزمایشگاهی مورد استفاده قرار گیرد.
 

نشان ویژگی ملکولی ژن گاما توکوفرول متیل ترانسفراز (γ-tmt) از گیاه گوجه فرنگی (Lycopersicum esculentum L.) رقم Memory 1

دوره 3، بهار 91، بهار 1391، صفحه 29-41

https://doi.org/10.52547/JCT.3.1.29

چکیده هدف: هدف این تحقیق همسانه سازی ژن گاما توکوفرول متیل ترانسفراز (γ-tmt) از گیاه گوجه فرنگی رقم Memory 1، جهت تعیین توالی و خصوصیات ملکولی آن و نیز انتقال این ژن به یک گیاه روغنی مثل کلزا در پژوهش‏های آتی برای بالا بردن خاصیت تغذیه ای آن بود. مواد و روش ها: از بافت میوه گوجه فرنگی، RNAی کل استخراج و ساخت  cDNAصورت گرفت. با استفاده از آغازگرهای اختصاصی ژن مذکور تکثیر و همراه با ناقلpBluescript (SK-) به کمک آنزیم برشی XbaI هضم و واکنش اتصال با آنزیم T4 انجام شد. باکتریE. coli مستعد با ناقل نوترکیب تراریخت و شناسایی کلونی‏های نوترکیب بر اساس آزمون سفید–آبی انجام شد. نتایج: با استفاده از PCR و آغازگرهای اختصاصی، cDNA به طول 1089 bp به دست آمد. همردیف سازی توالی نوکلئوتیدی و اسیدآمینه ای ژن هدف با توالی های γ-tmt دیگر ثبت شده از خانواده Solanaceae به میزان 98 درصد شباهت داشت. در توالی اسید آمینه ای پروتئین استنتاج شده چند تغییر مشاهده شد. با استفاده از نرم افزار PSIpred، ساختارهای دوم و سوم این پروتئین پیش بینی و با استفاده از نرم افزار ClustalW درخت فیلوژنتیکی پروتئین حاصل از این ژن ساخته شد.  نتیجه گیری: cDNAی ژن γ-tmt همسانه سازی شده با توالی  ثبت شده از گوجه فرنگی رقم Cerasiforme 98 درصد شباهت داشت. با انتقال این ژن به گیاهان دانه روغنی مانند کلزا می توان میزان آلفا توکوفرول را افزایش داد. این کار هم به اهمیت این گیاه از نظر تغذیه‏ای می افزاید و هم می تواند مقاومت آن را نسبت به تنش های محیطی بالا ببرد.

بررسی تاثیر مایع مغزی نخاعی جنینی رت نژاد H-Tx بر تکثیر و تمایز سلول‏های پروژنیتور کورتکس مغز رت نژاد ویستار

دوره 5، شماره 1، بهار 1393، صفحه 31-37

https://doi.org/10.52547/JCT.5.3.31

محمد نبیونی، زهرا صفایی نژاد

چکیده هدف: هدف از مطالعه حاضر این است که نشان داده شود که انسداد جریان CSF در رت هیدروسفال نژاد تگزاس (H-Tx) و در نتیجه تغییر در محتوی پروتئینی آن می‌تواند موجب تکوین غیر طبیعی کورتکس گردد.
مواد و روش‌ها: سلول‌های کورتکس از جنین‌های رت نژاد ویستار 18 و 21 روزه استخراج و به‏مدت 24 ساعت در محیط کشت نوروبازال کشت شدند. سلول‌ها در دو گروه تجربی قرار گرفتند و با غلظت‌های مختلف CSF حرارت دیده و حرارت ندیده که از جنین‌های 20 و 21 روزه جمع‌آوری شده بودند کشت شدند. پس از طی 48 ساعت، سلول‌ها از نظر مورفولوژیکی و میزان تکثیر بررسی شدند.
نتایج: CSF هیدروسفال جنینی مهارکننده تکثیر پروژنیتورهای کورتکس نرمال استخراج شده از جنین رت بود. این اثر CSF با حرارت از بین رفت.
نتیجه گیری: CSF محتوی فاکتورهای مهمی است که قادر به تحریک تکثیر و تمایز سلولی است و احتمالا برخی از این فاکتورها پروتئین می‌باشند و به‏نظر می‌رسد که اختلال در جریان CSF و تغییر در ترکیب آن می‌تواند موجب ایجاد نقایصی در کورتکس مغز در مبتلایان به هیدرو سفالی گردد.
 

بررسی اثر محافظتی عصاره هیدروالکلی برگ گیاه پنیرک (Malva neglecta L.) برآسیب کبدی القا شده توسط تتراکلریدکربن(ccl4) در موش های صحرایی نر

دوره 6، شماره 1، بهار 1394، صفحه 31-42

https://doi.org/10.52547/JCT.6.1.31

سیده فاطمه تروهید، ناصر میرازی، عبدالرحمن صریحی

چکیده هدف: هدف این بررسی، مطالعه اثر محافظتی عصاره هیدروالکلی برگ پنیرک(Malva neglecta L.)  بر کبد موش‌های القا شده با تتراکلرید‌ کربن می‌باشد.
مواد و روش‌‏ها: در این بررسی 35 موش صحرایی نر در محدوده وزنی 230 تا 250 گرم به گروه‌های کنترل، شم، شاهد، تیمار 1 و2 تقسیم شدند. گروه‌های تیمار توسط تتراکلرید‌کربن القا و دو ساعت بعد توسط عصاره با دز 300 میلی‏گرم بر کیلوگرم و 600 میلی‏گرم  بر کیلوگرم روزانه و به‏مدت چهار روز و درون صفاقی تیمار شدند. گروه شاهد 2 میلی لیتر بر کیلوگرم تتراکلریدکربن با نسبت 1:1 با روغن زیتون، تک دز دریافت کردند.گروه کنترل و شم به ترتیب سالین نرمال و روغن زیتون 5/0 میلی‏لیتر روزانه و درون صفاقی دریافت کردند. سپس خون‏گیری جهت اندازه‌گیری آنزیم‌های آسپارتات آمینوترانسفراز (AST)، آلانین آمینوترانسنفراز ALT)) و آلکالن فسفاتاز ((ALP انجام شد. نمونه‌های بافتی کبد تهیه و رنگ‌آمیزی هماتوکسیلین-ائوزین صورت گرفت. داده‌ها توسط تست  ANOVA ارزیابی شد و معیار اختلاف معنی‌دار 05/0 p < می‌باشد.
نتایج: نتایج افزایش آنزیم‌هایALT,AST وAP در گروه شاهد نسبت به گروه کنترل را نشان می‌دهد (001/0.(p < گروه‌های تیمار نسبت به شاهد التهاب کمتری را نشان دادند (01/0(p نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که تتراکلریدکربن بافت کبد را ملتهب و دچار نکروزه می‏کند. پنیرک دارای ترکیبات آنتی‌‌اکسیدانتی و فلاونوئیدی است و اثرات سمی تتراکلریدکربن را در کبد کاهش می‌دهد.
واژگان کلیدی

مطالعه تاثیر برخی شرایط حاد محیطی بر میزان بیان پروتئین Hsp70 نوترکیب کبد ماهی Rutilus Frissi Kutum در باکتری E. coli

دوره 8، شماره 1، بهار 1396، صفحه 32-41

https://doi.org/10.52547/JCT.8.1.32

امید صابری، حسین غفوری

چکیده هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی بیان بهینه Hsp70 نوترکیب کبد ماهی Rutilus Frissi Kutum در باکتری E. coli می باشد.
مواد و روش‏ها: به‏منظور بررسی میزان بیان پروتئین Hsp70 نوترکیب، باکتری E. coli ترانسفورم شده در محیط LB در زمان‏های 2، 4، 8، 12، 24، 36 و 48 ساعت، دماهای 20، 25، 30، 37، 45 و 50 درجه سانتی‏گراد، شرایط pH افراطی (5 و 9) و نیز در حضور فلزات سنگین همانند نقره، کبالت، آهن، کروم، جیوه، سرب، روی، کادمیوم، منگنز و نیکل کشت داده شد سپس با تهیه­ی عصاره­ی سلولی، میزان بیان Hsp70 با استفاده از SDS-PAGE  12 درصد مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و رنگ آمیزی با کوماسی بلو صورت گرفت.
نتایج: بیان بهینه پروتئین Hsp70 نوترکیب در زمان 4 و 8  ساعت، دمای 37 درجه سانتی‏گراد و  pH برابر 5 صورت گرفت. به‏علاوه در حضور نمک های فلزات منگنز و کبالت، به‏ترتیب بیشترین و کمترین میزان بیان پروتئین نوترکیب مشاهده شد. همچنین E. coli دارای Hsp70 در مقایسه با باکتری کنترل، نسبت به NaCl تحمل و رشد بیشتری دارد.
نتیجه گیری: همه  نتایج حاصل از مطالعه نشان می­دهد باکتری ترانسفورم شده در مقایسه با باکتری کنترل به‏دلیل دارا بودن  Hsp70 نوترکیب در برابر شرایط حاد محیطی قادر به بقا بوده است. پروتئین Hsp70 نوترکیب با خاصیت چاپرونی خود از واسرشت شدن پروتئین­های حیاتی جلوگیری کرد است. بنابراین شرایط رشد توصیف شده در این مطالعه می تواند برای تولید بهینه پروتئین Hsp70 نوترکیب در میزبان E. coli استفاده گردد.

اثر انجماد شیشه ای روی میزان بلوغ و فراساختار اووسیت‏های بالغ شده انسانی در محیط آزمایشگاه

دوره 7، شماره 1، بهار 1395، صفحه 33-44

https://doi.org/10.52547/JCT.7.1.33

عباس شاهدی، احمد حسینی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه ارزیابی احتمالی اثرات انجماد شیشه‏ای روی میزان بلوغ و فراساختار اووسیتهای بالغ شده انسانی در محیط آزمایشگاه است. مواد و روش‏ها   : در این مطالعه از 292 تخمک نابالغ مرحله وزیکول زاینده  و متافاز I به‏دست آمده از بیماران نابارور استفاده شد. تخمک‏ها به دو گروه تقسیم شدند: 1- تخمک‏های نابالغ مرحله وزیکول زاینده  (تعداد=145) 2- تخمک‏های نابالغ مرحله متافازI (تعداد=147). تخمک‏ها ابتدا منجمد شده و سپس ذوب و بالغ شدند. به‏علاوه از 10 عدد تخمک بالغ شده به‏صورت In vivoبه‏عنوان کنترل استفاده شد. محیط بلوغ شامل Ham’s F10 به همراه FSH و LH و مایع فولیکولی بود. بعد از 36 ساعت تخمک‏ها از لحاظ بلوغ و فراساختار مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج : میزان زنده ماندن و دژنراسیون تخمک‏ها در گروه متافاز I نسبت به گروه وزیکول زاینده  کاهش معنی‏داری داشت. اما میزان بلوغ تخمک‏ها بین دو گروه تفات معنی‏داری نداشت (06/0p <). به‏علاوه میزان توقف بلوغ تخمک‏ها بین دو گروه به‏طور معنی‏داری بالاتر بود. از نظر فراساختاری تعداد گرانول‏های قشری در هر دو گروه  به‏طور قابل ملاحظه ای کاهش یافت. همچنین واکوئل و تجمعات کوچکی از میتوکندری و شبکه اندوپلاسمیک صاف درون سیتوپلاسم اووسیت‏ها دیده شد. نتیجه گیری : فرآیندهای انجماد و ذوب منجر به تغییرات فراساختاری در نواحی خاصی از اووسیت می‏شوند و احتمالا کاهش توانایی بلوغ اووسیت‏های منجمد شده می‏تواند مربوط به این تغییرات باشد.

بررسی تاثیر عصاره هیدروالکلی میوه‌ی نسترن وحشی بر پروفایل چربی وآنزیم‏های کبدی در سرم موش‏های سوری دیابتی

دوره 10، شماره 1، بهار 1398، صفحه 34-41

https://doi.org/10.52547/JCT.10.1.34

سعید صدیق اعتقاد، فرشته رحیمی، جواد محمودی، لیلا برادران

چکیده هدف: هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر عصاره هیدروالکلی میوه­ی نسترن وحشی بر پروفایل چربی و آنزیم‏های کبدی در موش‏های سوری دیابتی است.
مواد و روش‏ها: تعداد 96 عدد موش سوری نر در 4 گروه شامل گروههای سالم و دیابتی دریافت کننده نرمال سالین 9/0 درصد (خوراکی، ml/kg10) و گروه‏های سالم و دیابتی دریافت کننده عصاره گیاه (خوراکی، mg/kg 500) دسته‏بندی شدند. حیوانات با تجویز استرپتوزوتوسین (داخل صفاقی، mg/kg 200) به دیابت مبتلا شدند. در پایان روزهای 10، 20 و 30 مطالعه خون‏گیری انجام شد و پروفایل چربی شامل LDL، VLDL، HDL، تری‏گلیسیرید و کلسترول و آنزیم‏های کبدی ALT، AST و ALP مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج: به دنبال القای دیابت افزایش معنیداری در میزان گلوکز خون در تمامی گروه‏های دیابتی در روزهای 10، 20  و 30 در مقایسه با گروه سالین به‏وجود آمد (01/0p <). سطح سرمی LDL، VLDL، تری‏گلسیرید و کلسترول متعاقب القای دیابت در حیوانات افزایش پیدا کرد که در گروه‏های تیمار شده با عصاره نسبت به گروه دیابتی به‏طور معنی‏داری در تمامی روزهای مطالعه کاهش پیدا کرد (01/0p <). همچنین تجویز عصاره افزایش معنی‏داری را در میزان  HDLدر تمامی روزهای مطالعه نسبت به حیوانات دیابتیک ایجاد کرد (05/0p <). مقادیر افزایش یافته فعالیت آنزیم‏های AST و ALT در حیوانات دیابتی بهدنبال تجویز نسترن وحشی کاهش معنی‏داری یافت (01/0p <).
نتیجه‏گیری: مصرف این عصاره می‏تواند نقش تنظیمی در کنترل پروفایل چربی و آنزیم‏های کبدی در مدل دیابتی موش سوری داشته باشد و احتمالا بتواند در بهبود وضعیت این شاخص‏ها افراد دیابتی نیز مفید واقع شود، اگرچه این موضوع نیازمند مطالعات تکمیلی در بالین می‏باشد.
 

تاثیر آمادگی قلبی تنفسی، تسلط فراانگیزشی، هیجانات و استرس تنشی – کوششی در کشتی‌گیران نخبه: رویکرد نظریه بازگشتی

دوره 4، بهار 92، بهار 1392، صفحه 35-43

https://doi.org/10.52547/JCT.4.1.35

چکیده هدف: این مطالعه نظریه بازگشتی را به کار برد تا در یک فعالیت شبیه‌سازی شده برای کشتی‌گیران، نقش تسلط فراانگیزشی، هیجانات، استرس تنشی-کوششی و آمادگی قلبی تنفسی را مشخص نماید.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه نیمه تجربی به صورت هدفمند 20 کشتی‌گیر نخبه از شهر اهواز انتخاب و از مقیاس تسلط هدف محور برای تعیین تسلط فراانگیزشی و از آزمون آستراند برای مشخص شدن اکسیژن مصرفی بیشینه (Vo2 max) کشتی‌گیران استفاده شد. در پیش آزمون از پرسشنامه استرس تنشی کوششی استفاده شد، سپس نمونه‌ها در  فعالیتی شبیه سازی شده بر روی تردمیل در 3 مرحله 2 دقیقه‏ای با استراحت30 ثانیه‌ای بین مراحل،شروع به دویدن کردند، در پس آزمون، کشتی‏گیران دوباره همان پرسشنامه را تکمیل نمودند. ضربان قلب کشتی‌گیران نیز در مراحل آزمون ثبت گردید. بعد از بررسی نرمال بودن داده‌ها با استفاده از آزمون کلوموگروف- اسمیرنوف و برابری واریانس‌ها (آزمون لون)، داده‌ها به کمک روش آماری تحلیل واریانس یک طرفه با اندازه‌گیری تکراری، آزمون t مستقل و آزمون پیگردی LSD تحلیل شد.
نتایج: نتایج نشان داد بین کشتی‌گیران هدف محور و فعالیت محور در متغیرهای هیجانات منفی (sig=0.001)، ضربان قلب (sig=0.01)، استرس تنشی (sig=0.001) و استرس کوششی (sig=0.001) تفاوت معنی داری وجود دارد. مقایسه میانگین گروه‌ها نشان داد کشتی‌گیران فعالیت محور هیجان مثبت (90/2) بالاتر و هیجانات منفی (44/1)، استرس تنشی (72/1) و استرس کوششی (63/1) پایین‌تری را نسبت به کشتی‌گیران هدف محور داشتند.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان دادکشتی‌گیران با شناخت حالت‌های فراانگیزشی و شرکت در فعالیت‌هایی که با هدف عملکرد بهتر، هیجانات خوشایند و استرس کمتر انجام می‌گیرد، احتمال دارد هر چه سریعتر به اهداف از پیش تعیین شده خود برسند. نتایج به طور کلی از اصول موجود در نظریه بازگشتی حمایت می‌کند.
 

مقایسه آثار ضدالتهابی دگزامتازون و تیامین بر دژنراسیون والرین متعاقب قطع عصب سیاتیک در موش صحرایی

دوره 10، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 97-107

https://doi.org/10.52547/JCT.10.2.97

مریم موسوی نژادمقدم، مرتضی بهنام رسولی، سید عبدالرحیم رضایی، ناصر مهدوی شهری

چکیده هدف: دژنراسیون والرین پاسخ سیستم ایمنی ذاتی پس از وقوع ضایعات عصبی است. در این مطالعه، اثرات داروهای ضدالتهابی دگزامتازون و تیامین بر دژنراسیون والرین مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته است.  
مواد و روش‏ها: عصب سیاتیک پای راست در 45 موش صحرایی نر قطع و حیوانات به 5 گروه آزمایشی تقسیم شدند (9n=). گروه 1 به‏عنوان کنترل و گروه­های 2 تا 5 به‏طور روزانه (تا موقع نمونه­برداری) و به‏ترتیب دوزهای پایین و بالای دگزامتازون و تیامین را به‏صورت داخل صفاقی دریافت نمودند. در هر یک از روزهای پنجم، هفتم و دهم پس از قطع عصب از هر گروه 3 حیوان انتخاب و از بخش دیستال عصب سیاتیک آنها جهت ارزیابی­های بافت­شناسی نمونه­برداری شد.
نتایج: در برش­های بافتی تمامی گروه­ها، ادم، تجزیه غلاف میلین و نفوذ سلولهای مونونوکلئار مشاهده شد، ولی تغییرات بافتی مذکور در گروه­های دریافت­کننده دوز بالای دگزامتازون و تیامین (گروه­های 4 و 5) به‏صورت خفیف­تری دیده شد. در بررسی تعداد فیبرهای عصبی میلین­دار تنها در گروه­های دریافت­کننده دوز بالای دگزامتازون و تیامین افزایش معنی‏داری در مقایسه با گروه کنترل مشاهده شد (05/0>p). هم­چنین اندازه­گیری سطح مقطع عصب سیاتیک تفاوت معنی‏داری را در هیچ یک از گروه­ها نشان نداد. در نهایت، تجویز دگزامتازون با دوز بالا با عوارض جانبی متعددی همراه بود.
نتیجه گیری: اگرچه یافته­ها حاکی از سودمند بودن آثار ضد­التهابی دگزامتازون و تیامین می­باشد ولی با توجه به عوارض جانبی شدید دگزامتازون، تجویز  آن در موارد حاد و کوتاه مدت ضایعات عصبی و تجویز تیامین در شرایط التهاب عصبی مزمن و بلند مدت توصیه می‏شود.
 

بررسی خواص ضد سرطانی تاکسول و عصاره های الکلی و آبی رزماری بر سلول های سرطان پستان القا شده توسط DMBA در رت های نژاد SD

دوره 2، تابستان 90، تابستان 1390، صفحه 117-126

https://doi.org/10.52547/JCT.2.2.117

چکیده هدف: مطالعه حاضر به بررسی اثرات سایتوتوکسیک گیاه رزماری (Rosmarinus officinalis) روی سلول‏های سرطان پستان القا شده توسط DMBA در رت‏های نژاد SD پرداخته است.
 مواد و روش‏ها: 10 میلی‏گرم از کارسینوژن DMBA به رت های گروه تیمار خورانده شد. پس از ایجاد تومورها، جهت تعیین نوع تومور و بررسی هیستوپاتولوژیک، رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین صورت گرفت. جهت تهیه سلول از روش خرد کردن تومور استفاده شد. از برگ‏های خشک رزماری با استفاده از متانول به روش digestion عصاره گیری شد. سپس عصاره فیلتر شده و مقداری از آن کنار گذاشته و مابقی آن توسط حلال های غیرقطبی هگزان، دی کلرومتان و اتیل استات شستشو داده شد تا مواد غیرقطبی آن جدا شود.  ﻋﻤﻞ ﺣﺬف ﺣـﻼل ﺑـﺎ اﺳـﺘﻔﺎده از ‫دﺳﺘﮕﺎه  تبخیرکننده چرخشی اﻧﺠﺎم ﮔﺮﻓت. از تاکسول و هریک از عصاره‏ها 5 غلظت تهیه شده و  بر روی سلول‏ها اثر داده شد و توانایی زیستی سلول‏ها به دو روش جذب تریپان بلو و رنگ سنجی MTT ارزیابی شد.
نتایج: عصاره‏ی الکلی رزماری و تاکسول برروی سلول‏های سرطانی دارای اثرات سمی قابل توجهی بودند ولی عصاره آبی خواص ضدسرطانی بسیار ضعیفی داشت.
نتیجه گیری: عصاره الکلی رزمای به صورت وابسته به دز قادر به از بین بردن سلول های سرطانی بوده و خواص سایتوتوکسیک آن قابل مقایسه با داروی تاکسول است. همچنین مدل سرطان پستان القایی یک مدل مناسب برای انجام آزمایشاتی از این دست می‏باشد.
 

آشکار سازی پتانسیل تکثیر سلول‌های اپیدرمی زاینده‏ی فولیکول مو به دنبال کندن مداوم رشته‏ی مو و ارتباط آن با سلول‌های بنیادی و کنترل چرخه‏ی رشد مو

دوره 3، تابستان 91، تابستان 1391، صفحه 127-140

https://doi.org/10.52547/JCT.3.2.127

چکیده هدف: هدف از انجام این پژوهش ارزیابی درستی نظریۀ بالژ در مورد قابلیت تکثیر شوند‌گی محدود سلولهای اپیدرمی واقع در انتهای قاعده‌ای فولیکول مو بود. 
مواد و روش‌ها: در فولیکول ویبریسای رت رشته‌های مو یک‌بار و یا به دفعات متوالی کنده شده و به دنبال آن الگوی تقسیم سلولی و زنجیره وقایع ترمیمی در فولیکول‌های تیمار شده با روش‌های اندازه‌گیری طول رشته ترمیم شده، بافت‌شناسی فولیکول در حال ترمیم و ایمنوهیستوشیمی (با روش درون روی BrDU به سلول‌های اپیدرمی) مورد سنجش قرار گرفت.
نتایج: بعد از یک‌بار و یا دفعات متوالی کندن مو، یک ماتریکس اپیدرمی جدید صرفا از فعالیت میتوزی سلول‌های زاینده اپیدرمی باقیمانده در قاعده فولیکول ایجاد شد و در تشکیل این ماتریکس سلول‌های ناحیه‏ی بالژ نقشی نداشت. این ماتریکس منشا تولید موهای جدیدی شد که با سرعتی معادل همتایان طبیعی خود در فولیکول‌های تیمار نشده رشد نمودند. طول نهایی موی ترمیم شده در فولیکول‌های تیمار بسیار بلندتر از مویی بود که معمولا در طی فاز رشد در فولیکول طبیعی ایجاد شده بود.
نتیجه‌گیری: پتانسیل تکثیری سلول‌های اپیدرمی قاعده فولیکول (بولب) محدود به یک چرخه نمی‌باشد. بنابراین توقف فاز رشد فولیکول از پتانسیل محدود این سلول‌ها ناشی نمی‌شود بلکه احتمالا عوامل دیگری در این فرآیند دخالت دارند.
 

القا تمایز و مرگ سلولی مشتقی از خانواده ی 4-آریل- 4-H کرومن ها بر روی NB4، لوسمی پرومیلوسیت حاد انسان

دوره 4، تابستان 92، تابستان 1392، صفحه 139-147

https://doi.org/10.52547/JCT.4.2.139

چکیده هدف: در این مطالعه تاثیر یکی از مشتقات خانواده کرومن‎ها (3-BMPC) در القا تمایز و آپوپتوزیس در سلول‎های لوسمی NB4 به عنوان مدل لوسمی پرومیلوسیتی حاد (Acute promyelocytic leukemia: APL)  بررسی شده است. مواد و روش‎ها: اثر سمی (cytotoxic) 3-BMPC بر روی سلول‎های لوسمیک NB4 از طریق شمارش سلولی به‎وسیله هموسایتومتر بررسی شد و زنده بودن سلول با استفاده از  آزمون دفع رنگ تریپان بلو مورد مطالعه قرار گرفت. جهت بررسی تمایز از رنگ‎آمیزی رایت گیمسا و فعالیت فاگوسیتوز (بیگانه خواری) سلول‎های تمایز یافته و برای بررسی آپوپتوزیس از رنگ‎آمیزی سلول‎ها با هوخست 33258 و مشاهده با میکروسکوپ فلورسنس و آزمون قطعه قطعه شدن DNA استفاده گردید. نتایج: رده سلولی لوسمی NB4 انسانی پس از کشت، تحت تاثیر دارو در غلظت‎های مشخص (1تا 12 نانومولار) و فاصله‎های زمانی مختلف (24 تا 72 ساعت) قرار گرفت. مطالعه حاضر نشان داد که این ترکیب سبب مهار رشد وابسته به زمان و غلظت می گردد. IC50 این ترکیب بعد از 72 ساعت 3 نانومولار محاسبه گردید. نتایج نشان داد که بعد از 48 ساعت از تیمار سلول‎ها با غلظت‎های پایین (3 نانو مولار) از 3-BMPC، سلول‎های NB4 به سمت ماکروفاژ/ مونوسیت تمایز یافتند. نتایج حاصل از رنگ آمیزی سلول‎ها با هوخست 33258 نیز نشان داد که بعد از 72 ساعت از تیمار سلول‎ها با غلظت IC50 ترکیب، آپوپتوزیس در سلولها القا شد.  نتیجه گیری: با توجه به اثر این ترکیب در القای تمایز و آپوپتوزیس، این ترکیب می‎تواند در کنار سایر ترکیبات دارویی به عنوان کاندیدای مناسبی برای درمان سرطان خون معرفی شود

بررسی ریخت شناسی و هیستولوژی کرک در شش گونه از جنس Nepeta با استفاده از میکروسکوپ نوری و الکترونی نگاره

دوره 8، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 140-150

https://doi.org/10.52547/JCT.8.2.140

سید مهدی طالبی، محبوبه یار محمدی

چکیده هدف: در این مطالعه ریخت شناسی و هیستولوژی کرک‏های ترشحی و غیر ترشحی در شش گونه از جنس Nepeta در ایران بررسی شد.
مواد و روش‏ها: شش گونه از جنس Nepeta از نقاط مختلف ایران جمع آوری شد. از هر گونه یک جمعیت و از هر جمعیت سه فرد  به‏صورت تصادفی انتخاب شدند. از هر فرد یک برگ بالغ جدا شده و بعد از تثبیت نمونه‏ها، تهیه  برش‏های دستی و رنگ آمیزی مضاعف، انواع کرک‏های برگ با میکروسکوپ نوری مطالعه شدند. در مطالعات میکروسکوپ الکترونی، قطعه‏ای از برگ بعد از طلا پوشی داخل میکروسکوپ الکترونی نگاره قرار گرفته و عکس‏هایی با بزرگ‏نمایی مختلف از آن تهیه شد. از نرم افزار SPSS جهت تجزیه و تحلیل داده‏ها استفاده شد.
نتایج: تعداد سیزده نوع کرک غده‏ای و غیر غده‏ای در سطح برگ گونه‏های مورد مطالعه وجود داشت. شکل و تراکم کرک‏های مشاهده شده در بین گونه‏ها متفاوت بود و آزمون ANOVA تفاوت‏های معنی‏داری را در تعداد  کرک‏ها در بین گونه‏ها نشان داد. مهم‏ترین کرک‏های غده‏ای در گونه‏های مورد مطالعه، انواع صفحه‏ای و سردار بودند. همچنین کرک‏های غیر غده‏ای به‏دو شکل منشعب و غیر منشعب وجود داشتند که نوع منشعب فقط در یک گونه مشاهده شد.
نتیجه گیری: با توجه به تفاوت تعداد کرک‏های غده‏ای در بین گونه‏های مورد بررسی می‏توان چنین پیش بینی نمود که میزان روغن‏های اسانسی موجود در گیاه بین گونه‏های مختلف متفاوت بوده و همچنین توانایی نگه‏داری اسانس در بین گونه‏ها متفاوت است و همچنین می‏توان از کرک‏ها جهت بهبود رده بندی این جنس استفاده نمود. 
 

افزایش بازدهی فتوسل‏های ارگانیک(باکتریورودوپسین) با استفاده از تکنیک لانگ مویر بلادجت و نانو ذرات دی اکسید تیتانیوم (TiO2)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 149-157

https://doi.org/10.52547/JCT.7.2.149

سجاد بادپروا، بهروز دوستی، ابراهیم بادپروا، امین حاجی امرایی، امین دهقانی نژاد

چکیده هدف: هدف از این مطالعه تبدیل انرژی نور لامپ و خورشید به انرژی الکتریکی با تک لایه سازی پروتئین باکتریورودوپسین، ارزیابی ترکیبات مورد آزمایش (TiO2, FTO, Br) جهت افزایش بازده فتوسل‌های بیولوژیک، امکان سنجی ساخت فتوسل ها جهت به‏کارگیری در معماری، مصارف نظامی و ساخت فتوسل بیولوژیکی بود.
مواد و روش‏ها: با روش بلدینگ نانو ذرات دی اکسید تیتانیوم بر روی سطح فلوئورین تین اکساید (FTO) قرار گرفت. با روش لانگ مویر بلادجت، تک لایه سازی پروتئین باکتریورودوپسین(Br) انجام و فتو آند آماده شد. سپس با یک قطره از محلول H2PtCl6 (2 میلی‏گرم Pt در 1 میلی‌لیتر اتانول) روی شیشه FTO را پوشانده و کاتد آماده شد. الکترود فتوآند (FTO/TiO2/Br) و الکترود مقابل (کاتد)(FTO / Pt) به صورت ساندویچ قرار داده شدند.
نتایج: تغییرات pH وابسته به نور باعث اثبات فعالیت باکتریورودوپسین شد. توان فتوسل‏های تک لایه ساخته شده در این مطالعه µA7/0 و ولتاژ آنها mV190 بود که با توان فتوسل های تجمع یافته (µA2/0)،  µA5/0 و با ولتاژ آنها (mV165)،mV 25 تفاوت داشتند، یعنی سلول‏های تک لایه نسبت به تجمع بازدهی بیشتری داشته‏اند.
نتیجه‏گیری: تکنیک لانگ مویر روشی بسیار مناسب برای تثبیت پروتئین باکتریورودوپسین به‏صورت تک لایه بر روی بستر حاوی نانو ذرات (دی اکسید تیتانیوم) با حفظ حداکثر فعالیت می‏باشد.
 

اثر عصاره هیدروالکلی هسته انگور (Vitis vinifera) بر سندرم تخمدان پلی کیستیک در رت ماده نژاد ویستار

دوره 6، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 153-164

https://doi.org/10.52547/JCT.6.2.153

هما محسنی کوچصفهانی، کاظم پریور، زهره سلم آبادی

چکیده هدف: در این مطالعه تجربی اثر عصاره هیدروالکلی هسته انگور بر سندرم تخمدان پلی کیستیک در رت ماده نژاد ویستار مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه تجربی ۳۰ سر موش صحرایی به ۶ گروه شامل کنترل، پلی کیستیک و 4 گروه تجربی تقسیم شدند. چهار گروه تجربی با تزریق درون صفاقی عصاره هسته انگور (دوزهای 50، 75، 100، 200 میلی‏گرم بر کیلوگرم به‏مدت 10 روز) تیمار شدند. تخمدان پلی کیستیک با روش تزریق زیر پوستی 2 میلی‏گرم هورمون استرادیول والرات در رت‏های بالغ القا شد. تخمدان‏های کلیه گروه‏ها خارج شد، در فیکساتور بوئن تثبیت گردید و برش‏های 5 میکرومتری با هماتوکسیلین – ائوزین رنگ آمیزی شدند.
نتایج: نتایج کاهش معنی‏داری را در تعداد فولیکول‏های بدوی، اولیه، پره آنترال، گراآف و جسم زرد درگروه پلی کیستیک در مقایسه با کنترل نشان داد (05/0>P). اندازه‏گیری ضخامت لایه گرانولوزا و تک , قطر فولیکول‏های مختلف و تعداد آن‏ها بهبود زیادی را در گروه‏های PCOS تیمار شده با عصارة هیدروالکلی هسته انگور نشان داد.  دوزهای ۵۰ و ۷۵ میلی‏گرم بر کیلوگرم به‏عنوان دوزهای موثر در نظر گرفته شدند.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش می‏توان نتیجه گرفت که عصارة هیدروالکلی هسته انگور می‏تواند در بهبود علائم سندرم تخمدان پلی کیستیک مؤثر واقع شود.

اثر نوع فعالیت ورزشی پس از رژیم غذایی پرچرب (HFD) بر بیان ژن گیرنده ایکس رتینوئید آلفا (RXRα) در هپاتوسایت‏های موش های نر ویستار

دوره 10، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 161-167

https://doi.org/10.52547/JCT.10.3.161

محسن جعفری

چکیده هدف: هدف از انجام این تحقیق بررسی تاثیر 12 هفته تمرین تناوبی شدید (HIT) و تمرین مداوم کم شدت (LIT) بر بیان ژن RXRα در رت‏های نر ویستار پس از رژیم پرچرب بود.
مواد و روش‏ها: آزمودنی‏ها پس از 13 هفته دریافت رژیم پرچرب به گروه‏های کنترل، تمرین HIT و تمرین LIT تقسیم شدند. سپس گروه‏های مورد بررسی تمرینات ورزشی را به‏مدت 12 هفته انجام دادند. در پایان تمرینات میزان بیان ژن RXRα مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که میزان بیان ژن RXRα در گروه تمرین HIT بیش از LIT و در گروه تمرین LIT بیش از کنترل بوده است و همه تفاوت‏ها معنی‏دار بودند (05/0p <).
نتیجه گیری: به‏طورکلی پس از 13 هفته رژیم پرچرب، 12 هفته تمرین‏هایHIT و LIT می‏تواند در افزایش بیان ژن RXRα موثر باشد و به‏عنوان یک راهبرد غیردارویی موثر برای مقابله با اثرات آتروژنیک چاقی و اضافه وزن در نظر گرفته شود.
 

مطالعه مولکولی اثر تیمار همزمان تیموکوئینون و کلرید ‌کبالت (II) بر بیان برخی ژن‌های دخیل در خودنوزایی، تکثیر، مهاجرت و متیلاسیون DNA در رده‌ی سلولی‌ MCF7 سرطان سینه و رده‌ی سلولی فیبروبلاستی طبیعی HDF

دوره 13، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 200-214

https://doi.org/10.52547/JCT/13.3.200

نکیسا قمری، مهران رادک، سجاد سی‌سخت‌نژاد

چکیده هدف: امروزه توجه زیادی به اثرات عوامل طبیعی بر فرآیندهای فیزیولوژیک و پاتولوژیک در بدن انسان می‌شود. در این ارتباط، کمبود اکسیژن (هایپوکسی) یکی از فاکتورهای زیستی حیاتی دخیل در انواع فرآیندهای فیزیولوژیک مانند ترمیم زخم و نیز فرآیندهای پاتولوژیک مانند سرطان است. همچنین، امروزه یافتن ترکیبات طبیعی مؤثر بر رفتارها و عملکردهای سلول‌های بسیار مهم می‌باشد. تیموکوئینون یک ترکیب طبیعی مشتق شده از برخی گیاهان مانند سیاه دانه است. این ترکیب دارای اثرات بیوفارماکولوژیک بسیار زیادی، شامل اثرات ضد باکتری، ضد اکسیدانی، ضد التهاب، ضد دیابت، ضد پیری، ضد سرطان و غیره است. با توجه به خواص بیوفارماکولوژیک تیموکوئینون و اهمیت هایپوکسی به‫عنوان یک فاکتور مهم موثر بر فرآیندهای فیزیولوژیک و پاتولوژیک، این مطالعه به‫منظور بررسی اثر هم‌زمان تیموکوئینون و کلرید کبالت (II) بر سرطان سینه و ترمیم زخم از طریق ارزیابی بیان ژن‌های SOX2، CDK4،c-MET  و DNMT1 در یک رده­ سلولی سرطان سینه (MCF7) و یک رده سلولی فیبروبلاستی طبیعی (HDF) طراحی شد. مواد و روش‌ها: در مطالعه حاضر، پس از کشت رده‌های سلولی MCF7 و HDF، هر یک از سلول‌ها به دو گروه تقسیم شدند. گروه تیمار که به‫طور هم‫زمان با غلظت  ng/ml 500 از تیموکوئینون و Mμ 100 از کلرید کبالت (II) و گروه کنترل که صرفاً تحت تیمار با کلرید کبالت (II) به‫مدت 24 ساعت قرار گرفتند. پس از گذشت زمان انکوباسیون، استخراج RNA کل، تیمار DNase I، سنتز cDNA و در نهایت بررسی بیان ژن‌های هدف در سطح mRNA با روش Real-time PCR انجام شد. در این مطالعه برای تعیین میزان تغییرات بیان ژن‌ها، از روش آستانه‌ی نسبی و برای بررسی معنادار بودن تغییرات بیان زن‌ها در نمونه های تیمار نسبت به کنترل، از نرم‌افزار SPSS و روش آماری Student’s t-test استفاده شد. نتایج: نتایج نشان داد که تیمار هم‌زمان سلول‌های MCF7 با تیموکوئینون و کلرید کبالت (II) باعث کاهش معنی‌دار (P < 0.05) بیان ژن‌های CDK4، c-MET  و  DNMT1به ترتیب در حدود 35/4، 89/1 و 08/2 برابر، نسبت به گروه کنترل می‌شود. با این حال، تیمار سلول‌های MCF7 باعث افزایش محدود بیان SOX2 در حدود 14/1 برابر شد، که با توجه به سطح معناداری بزرگتر مساوی 5/1، کاهش بیان آن معنادار نبود. همچنین، تیمار هم‫زمان سلول‌های HDF  با تیموکوئینون و کلرید کبالت (II) باعث افزایش معنی‌دار بیان ژن c-MET در حدود 86/1 شد. به‌علاوه، تیمار سلول‌های HDF باعث افزایش محدود بیان CDK4 در حدود 26/1 برابر شد، که با توجه به سطح معناداری بزرگتر مساوی 5/1، کاهش بیان آن معنادار نبود. همچنین، بیان ژن‌های SOX2 و DNMT1 در مقایسه گروه تیمار نسبت به گروه کنترل به ترتیب در حدود 28/1 و 32/1 برابر کاهش بیان داشته است که با توجه به سطح معناداری بزرگتر مساوی 5/1، کاهش بیان هیچ‌کدام معنادار نبوده است. نتیجه‌گیری: در مجموع می­توان نتیجه گرفت که تیموکوئینون تحت شرایط هایپوکسی ناشی از کلرید کبالت (II) از طریق مهار بیان ژن‌های دخیل تکثیر و مهاجرت ممکن است باعث مهار سرطان سینه شود. همچنین، با توجه به نقش مهم فیبروبلاست‌ها در فرآیند ترمیم زخم، تیموکوئینون ممکن است تحت شرایط هایپوکسی از طریق افزایش پتانسیل مهاجرت سلول‌های فیبروبلاستی به ترمیم زخم کمک نمایید.

مطالعه بافت شناسی و فرا ساختمان بافت غضروف باله پشتی تاس ماهی ایرانی (Acipenser persicus)

دوره 2، پاییز 90، پاییز 1390، صفحه 203-212

https://doi.org/10.52547/JCT.2.3.203

چکیده هدف: با توجه به اینکه بررسی جامعی مرتبط با مطالعات بافت شناسی غضروف ماهیان خاویاری به ویژه تاس ماهی ایرانی صورت نگرفته است و به دلیل بومی بودن این گونه‌ی با ارزش در سواحل جنوبی دریای خزر، در این تحقیق ساختار میکروسکوپیک نوری و الکترونی بافت غضروف باله پشتی تهیه گردید تا امکان بهره مندی از آن در سایر مطالعات تخصصی مرتبط فراهم گردد. مواد و روش‏ها: مراحل معمول تهیه مقاطع بافت شناسی بر روی نمونه‏ها انجام گرفته و از قالب‏های پارافینی برش‏های شش میکرون تهیه و رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین روی آنها انجام گرفت. برای مطالعه میکروسکوپ الکترونی، نمونه‏ها پس از ثبوت اولیه و ثانویه و آبگیری، در داخل رزین آغشته گردیدند. پس از تهیه برش‏های فوق نازک50 نانومتر در داخل یورانیل استات رنگ آمیزی گردیدند. نتایج: در مطالعه میکروسکوپ نوری مشخص گردید که این بافت از پری کوندریوم، کندروبلاست و کندروسیت تشکیل شده است و تعداد قابل توجهی از سلول‏های بالغ آنها به صورت هم منشا و دارای لاکونای مشترک دیده شدند. در مطالعات فراساختاری کندروبلاست‏ها دارای تجمع ارگانل‏های داخل سلولی بیشتری نسبت به کندروسیت‏ها بوده و این تجمع در سنین بالاتر چشمگیرتر بود ولی در همه سنین بافت غضروف دارای غشای ناصاف و مضرس بود. نتیجه‏گیری: بر اساس مطالعه انجام شده بافت غضروف باله پشتی از نظر ساختار میکروسکوپ نوری و الکترونی شباهت نزدیک به بافت غضروف باله پشتی در سایر گونه‏ها را داشته اما تفاوت جزئی مشاهده گردید که قابل گزارش می‏باشد.  

اثر تمرین سرعتی و مکمل ویتامینE و C بر گلوتاتیون پراکسیداز، لیپوپروتئین کم چگال اکسیدشده و مالون دی‌آلدئید پلاسمایی استراحتی

دوره 3، پاییز 91، پاییز 1391، صفحه 221-230

https://doi.org/10.52547/JCT.3.3.221

چکیده هدف: این مطالعه به بررسی اثر تمرین سرعتی و تمرین سرعتی همراه با مصرف مکمل ویتامینE  و C بر لیپوپروتئین کم چگال اکسیدشده (LDL-ox)، مالون‏دی‏آلدئید (MDA) و فعالیت آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز (GPX) پرداخته‌است.
مواد و روش‌ها: 40 نفر داوطلب پسر سالم مشغول به تحصیل در مراکز تربیت معلم مشهد (میانگین قد 40/5 ± 171 سانتی‏متر، سن 9/1± 19 سال و وزن 4/4 ±73 کیلوگرم) به عنوان نمونه انتخاب و به طور تصادفی به چهار گروه 10 نفری سرعتی، سرعتی+مکمل، کنترل و مکمل تقسیم شدند. دو گروه سرعتی و سرعتی+مکمل، برنامه تمرین 8 هفته‌ای دوهای تکراری کوتاه انجام دادند. دو گروه سرعتی+ مکمل و مکمل روزانه به میزان 500 میلی‏گرم ویتامین C و 400 واحد ویتامین E، شش روز در هفته دریافت نمودند. در ابتدای تحقیق و پس از 72 ساعت از آخرین جلسه، نمونه‌های خونی جمع‌آوری شدند. از روش آنالیز کوواریانس (MANCOVA) برای مقایسه گروه‌ها استفاده شد.
نتایج :فعالیت آنزیم GPX بین گروه سرعتی با گروه کنترل، گروه سرعتی با گروه مکمل، گروه سرعتی+ مکمل با گروه کنترل و گروه سرعتی+ مکمل با گروه مکمل تفاوت معنی داری نشان داد. مقادیرMDA تنهادرگروه‌ سرعتی+ مکمل کاهش معنی‌داری داشت. همچنین در مقایسه پیش آزمون و پس آزمون تک تک گروههاتغییرات معنی‌داری درمقادیر LDL-oxمشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: تمرینات سرعتی می‌تواند از طریق افزایش فعالیت برخی آنزیم‌های ضداکسایشی، سبب مقابله بهتری با اکسیدان‌های تولید شده در طول زمان استراحت شود.
 

داربست کامپوزیتی پلی کاپرولاکتون/نانوگرافن به‫منظور تمایز عصبی سلول‌های بنیادی پالپ دندان‬‬‬‬‬

دوره 9، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 238-249

https://doi.org/10.52547/JCT.9.3.238

زهرا خبره کاشانی، مهدی ابراهیمیان حسین‌آبادی، الهه مسائلی، محمدحسین نصراصفهانی

چکیده هدف: در این پژوهش طراحی و ساخت داربست­های نانوکامپوزیتی تقویت­شده با گرافن به‫منظور القای تمایز عصبی در سلول های بنیادی پالپ دندان مورد توجه قرار گرفت.
مواد و روش­ها: ابتدا داربست‫های کامپوزیتی پلی کاپرولاکتون/ نانوگرافن با درصدهای وزنی 1، 3 و 5 درصد گرافن توسط روش ریخته‫گری حلال ساخته شدند. در ادامه  میزان آبدوستی و هدایت الکتریکی نانوکامپوزیت­ها اندازه‫گیری شد. با استفاده از نتایج آزمون‫های فیزیکی ذکر شده،  داربست مناسب با درصد بهینه نانوگرافن انتخاب شد و مورفولوژی، فعالیت متابولیکی و پتانسیل تمایز عصبی سلول‫های بنیادی پالپ دندان روی آن به‫ترتیب توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM)، آزمون MTS و رنگ­آمیزی ایمونوفلورسنت مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: نتایج آزمون هدایت سنجی نشان داد که با افزودن گرافن به پلی کاپرولاکتون، هدایت الکتریکی کامپوزیت به‫میزان قابل توجهی افزایش می‫یابد. همچنین افزودن 5 درصد وزنی نانوگرافن به پلیمر منجر به کاهش زاویه تماس از 86/2±89/99 به 36/3±03/64 درجه می‫شود. در نهایت تصاویر میکروسکوپ SEM و رنگ­آمیزی ایمونوفلورسنت با نشانگر MAP2 نشان دادند که سلول­ها روی سطح داربست بهینه به سلول­های شبه عصبی تمایز یافته­اند.
نتیجه­گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که داربست نانوکامپوزیتی پلی­کاپرولاکتون/ 5 درصد گرافن از پتانسیل مناسبی جهت القای تمایز عصبی و کاربرد در مهندسی بافت عصب برخوردار است.
 

بررسی زیست سازگاری و واکنش سیستم ایمنی رت روی داربست‌های منفرد و مرکب نانوالیاف الکتروریسی شده (PCL/PU) جهت کاربرد در مهندسی بافت

دوره 8، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 242-249

https://doi.org/10.52547/JCT.8.3.242

نفیسه جیرفتی، داود محبی کلهری، غلامحسین کاظم‌زاده، عبدالرضا صمیمی

چکیده هدف: ساخت داربست­های نانوالیافی  منفرد و مرکب که علاوه بر داشتن حد‌اقل فعل و انفعالات با بدن (عدم ایجاد واکنش سیستم ایمنی در بدن)، زیست سازگار بوده و شرایط بهینه‫ای را جهت رشد و تکثیر سلول­ها فراهم نمایند.
مواد و روش­ها: ابتدا با استفاده از روش الکتروریسی اقدام به ساخت 3 نمونه ساختار نانوالیافی از پلیمرهای زیستی پلی­کاپرولاکتان، پلی‫یورتان به­صورت منفرد و پلی­کاپرولاکتان/ پلی­یورتان به‫صورت مرکب شد. نمونه‌ها با اتیلن اکساید به‫ مدت 14 ساعت سترون و جهت بررسی واکنش سیستم ایمنی در زیر پوست بدن 12 رت کاشته شد. هم­چنین جهت بررسی میزان رشد و تکثیر سلول­ها، ساختارهای تولیدی توسط آزمون قابلیت حیات (MTT assay)  مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت.
نتایج: واکنش لوکالیزه، سیستمیک و عفونی شدن محل عمل تا پایان دوره با وجود عدم دریافت آنتی بیوتیک مشاهده نشد. پلیمر زیستی PCL در حالت منفرد منجر به فیبروز و راکسیون گرانولوماتویی جسم خارجی خفیف در نمونه شد. درحالی‫که در پلیمر زیستی PU ادم خفیف و فیبروز متوسط مشاهده گردید ولی هیچ‫گونه راکسیون گرانولوماتویی جسم خارجی مشاهده نشد. در نمونه­ی مرکب PCL/PU نیز ادم و راکسیون گرانولوماتویی جسم خارجی متوسط به‫همراه فیبروز خفیف مشاهده گردید.
نتیجهگیری: ساختارهای منفرد و مرکب ازPCL  و PU همگی بسترهای مناسبی جهت رشد و تکثیر سلولی داشته و همچنین میزان واکنش سیستم ایمنی بدن در این نمونه­ها بسیار کم و در حد قابل قبولی بود.