القا و بهینه سازی شرایط رشد ریشههای موئین گیاه سنبل الطیب (L. (Valeriana officinalisحاصل از تلقیح آگروباکتریوم رایزوژنز (Agrobacterium rhizogenes)
دوره 5، شماره 1، بهار 1393، صفحه 23-30
https://doi.org/10.52547/JCT.5.1.23
محمدرضا دینی ترکمانی، ناصر عباسپور، مراد جعفری، افسانه صمدی
چکیده هدف: در این تحقیق بهمنظور بهینهسازی شرایط رشد ریشههای موئین، ریزنمونههای حاصل از برگ، ریشه و هیپوکوتیل با باکتری آگروباکتریوم رایزوژنز تلقیح و سپس اثر چهار محیط کشت پایه موراشیک و اسکوگ مایع با ترکیبات و دمای متفاوت بر رشد ریشههای موئین بهدست آمده مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روشها: بهمنظور القای ریشههای موئین از دو سویه A13 و 9534 باکتری آگروباکتریوم به دو روش اسپری و دیسک برگی استفاده شد. برای تایید تراریخت بودن ریشهها و عدم آلودگی، واکنش PCR برای تکثیر اختصاصی ژن rol-B و virD انجام شد. ریشههای موئین بهدست آمده در محیطهای کشت پایه موراشیک و اسکوگ تحت تیمارهای مختلف در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار کشت شده و وزن خشک ریشهها بعد از گذشت دو ماه اندازه گیری شد.
نتایج: بعد از 8 روز ریشههای موئین در ریزنمونههای ریشه، هیپوکوتیل و برگ گیاهچهها مشاهده شد. بیشترین درصد تراریختی ریزنمونهها مربوط به برگ بود. نتایج بهدست آمده نشان داد که بیشترین میزان وزن خشک ریشههای موئین (19/0 گرم) مربوط به محیط کشت پایه موراشیک و اسکوگ مایع با 3 درصد ساکارز در دمای 35 درجه سانتیگراد و کمترین رشد (05/0 گرم) مربوط به محیط کشت MS پایه غنی شده با 2/0 گرم بر لیتر هورمون اکسین بود.
نتیجه گیری: بهطور کلی نتایج نشان داد که نوع ترکیبات محیط کشت و دما نقش مهمی در افزایش زیست توده کلی ریشه موئین دارند.
بررسی قابلیت بقای سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از بافت چربی بر روی داربستهای طبیعی بهعنوان محیط رشد مناسب
دوره 6، شماره 1، بهار 1394، صفحه 23-29
https://doi.org/10.52547/JCT.6.1.23
مهدیه قیاثی، رضا طباطبائی قمی، ناصر کلهر، محمد مهدی زاده، محسن شیخ حسن
چکیده هدف: هدف از این مطالعه ارزیابی کارایی دو داربست پلاسمای غنی شده از پلاکت (PRP)و فیبرین گلو در ایجاد محیط مناسب جهت رشد سلولهای بنیادی مزانشیمی میباشد.
مواد و روشها: در این مطالعه، آماده سازی دو داربست PRP و فیبرین گلو انجام پذیرفت و سلولهای بنیادی مزانشیمی از بافت چربی جداسازی شد. مزانشیمی بودن سلولها با مارکرهای سطحی مزانشیمی بهروش فلوسایتومتری بررسی شد. سپس، سلولهای بنیادی تکثیر شده و در مرحله پاساژ سه بهطور جداگانه بر روی این دو داربست کشت شد و پس از گذشت 48 ساعت از کشت سلولها بر روی داربستها، ارزیابی توانایی زنده ماندن سلولها توسط تست MTT بهعمل آمد.
نتایج: آنالیز فلوسایتومتری نشان داد که سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از چربی، نشانگرهای سطحی CD44، CD90 و CD105 را بیان میکنند. همچنین، نتایج این مطالعه نشان داد که PRP فعال نسبت به فیبرین گلو میتواند محیط مناسبتری را بهمنظور توانایی بقا و تکثیر سلولهای بنیادی مزانشیمی ایجاد نماید.
نتیجه گیری: بهنظر میرسد استفاده از داربستهای مشتق شده از PRP میتواند بهعنوان محافظی بهمنظور رشد سلولهای بنیادی مزانشیمی برای توسعه استراتژیهای کارا و جدید در مهندسی بافت و طب ترمیمی مورد استفاده قرار گیرد.
بررسی اثر ضدسرطان عصاره الکلی بهلیمو Lippia citriodora: مهار متاستاز سلولهای سرطان تخمدان A2780 از طریق بازیابی بیان E-کادهرین
دوره 10، شماره 1، بهار 1398، صفحه 24-33
https://doi.org/10.52547/JCT.10.1.24
الهه امینی، محمد نبیونی، جواد بهارآرا، سید بهرام بهزاد، دانیال سیفی، فرزانه سالک
چکیده هدف: هدف از این مطالعه، بررسی پتانسیل پروآپوپتوزی و ضد متاستازی عصاره الکلی برگ بهلیمو (Lippia citriodora) بر سلولهای سرطان تخمدان A2780 و بررسی بیان E-کادهرین بهعنوان یکی از مارکرهای مهم در متاستاز است.
مواد و روشها: در این پژوهش تجربی آزمایشگاهی، ردهی سلولی A2780 از بانک سلولی پاستور تهیه و در محیط کشت RPMI1640 دارای FBS، 10 درصد بههمراه 1 درصد آنتی بیوتیک در دمای 37 درجه سانتیگراد کشت شدند. پس از کشت سلولها و تیمار با غلظتهای مختلف عصاره (10 تا 400 میکروگرم بر میلیلیتر) قابلیت حیات سلولها توسط روش MTT، پتانسیل پروآپوپتوزی توسط آزمون اکریدین اورنج/پروپیدیوم ایوداید و کاسپاز 3 و اثر ضد تهاجمی توسط تست مهاجرت و ارزیابی بیان E-کادهرین اندازهگیری شد. سپس از آزمون آماری آنالیز واریانس یکطرفه برای تحلیل نتایج کمی استفاده شد.
نتایج: دادهها نشان داد عصاره الکلی برگ بهلیمو بهصورت وابسته به دوز بقای سلولهای A2780 را کاهش داد. نتایج آزمون اکریدین اورنج و کاسپاز-3 نشان داد این عصاره در غلظت میانه مهاری (100 میکروگرم) باعث القای آپوپتوز وابسته به کاسپاز در سلولهای سرطان تخمدان میشود. آزمون مهاجرت و RT-PCRنشان داد که این عصاره دارای پتانسیل ضد تهاجمی بوده و با افزایش بیان E –کادهرین از سست شدن اتصالات بین سلولهای سرطانی جلوگیری میکند.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد عصاره الکلی برگ بهلیمو با دارا بودن ظرفیت القای آپوپتوزیس و بازیابی بیان E-کادهرین در سلولهای سرطانی A2780 قادر به مهار پتانسیل تهاجمی سلولهای سرطان تخمدان است.
تفاوتهای ماهیانه در فرآیند اسپرماتوژنز در جمعیتی از قورباغه مردابی Pelophylax ridibundus
دوره 4، بهار 92، بهار 1392، صفحه 25-33
https://doi.org/10.52547/JCT.4.1.25
چکیده هدف: در این مطالعه فرآیند اسپرماتوژنز در گونه قورباغه مردابی ساکن مخملکوه خرم آباد و تعیین نوع اسپرماتوژنز این گونه بررسی میشود.
مواد و روشها: تعداد 34 نمونه قورباغه مردابی نر طی ماههای اسفند تا شهریور از منطقه مطالعاتی جمع آوری شد. نمونهها با اندازهگیری صفات ریخت سنجی، مریستیک و کلیدهای شناساییبه طریق علمی شناسایی شدند. سپس غدههای تناسلی آنها خارج و برای تهیه مقاطع بافت شناسی آماده شدند. مقاطع تهیه شده در نهایت از نظر ویژگیهای بافتی و سه مشخصه کمی مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: مشاهدات میکروسکوپی نشان داد که آزادسازی اسپرم در این گونه طی فروردین ماه شروع شده و تا اواخر تیر ماه ادامه مییابد. در این ماهها کیستهای اسپرماتوژنیک در دیواره لولههای اسپرم ساز دیده میشوند. فرآیند رها سازی اسپرم طی ماههای مرداد و شهریور متوقف و به فاز استراحت خود وارد میشود و در این فاصله زمانی کیستها در دیواره لولهها مشاهده نمیشوند.در فاصله بین ماههای شهریور تا اسفند فاز ترمیمی در لولهها مشاهده می شود بطوریکه تعداد لایههای سلولهای زاینده افزایش مییابد. همچنین مطالعات کمی مشخص کرد که در فاصله اسفند ماه تا شهریور قطر لولههای منیساز و لایه زاینده ابتدا افزایش و سپس کاهش پیدا میکند ولی قطر لومن یک روند متضادی را نسبت به دو مؤلفه فوق نشان میدهد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بدست آمده، به نظر میرسد فرآیند اسپرماتوژنز در گونه مورد مطالعه بهشکل پیوسته صورت نمیگیرد بلکه فرآیندی نیمه پیوسته یا پیوسته بالقوه است.
حساسیت و ویژگی استفاده همزمان DNA متیلاسیون ژن RASSF1A و بیان ژن FHL1 در تشخیص افتراقی تومورهای خوش خیم از پاپیلاری کارسینومای تیروئید
دوره 10، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 84-96
https://doi.org/10.52547/JCT.10.2.84
غلامعباس دیناروند، سیده زینب پیغمبرزاده، مهدی توانا
چکیده هدف: هدف این تحقیق بررسی و تعیین حساسیت و ویژگی استفاده همزمان DNA متیلاسیون ژن RASSF1A و بیان ژن FHL1 در تشخیص افتراقی تومورهای خوش خیم از پاپیلاری کارسینومای تیرویید میباشد.
مواد و روشها: 160 نمونه از بیماران با تومورهای بدخیم تیرویید (80 نمونه) وخوش خیم تیرویید (80 نمونه) از بین کل بیماران مراجعه کننده به مراکز درمانی اهواز به این تحقیق وارد شدند، استخراج RNA از نمونههای پارافینه شده سپس از روی آنcDNA ساخته شد. جهت بررسی بیان ژن از مخلوط واکنش Real Time PCRحاوی مادهی فلورسانت سایبر گرین استفاده شد همچنین برای بررسی هیپرمتیلاسیون ژن پس از استخراج DNA نمونههای مختلف بهروش COBRAانجام شد در نهایت میزان حساسیت و ویژگی استفاده همزمان دو تست از محاسبات اپیدمیولوژیکی استفاده شد.
نتایج: در تومورهای بدخیم یک همبستگی معکوس معنیدار در سطح 05/0 بین هیپرمتیلاسیون پروموتر ژن RASSF1A با بیان ژن FHL1 وجود دارد همچنین حساسیت استفاده همزمان تست هیپر متیلاسیون پروموتر ژن RASSF1A (کیفی و کمی) و تست بیان نسبی mRNAژن FHL1 بهترتیب 2/98 و 32/79 درصد، همچنین ویژگی استفاده همزمان تست هیپرمتیلاسیون پروموتر ژن RASSF1A (کیفی و کمی) و تست بیان ژن FHL1 بهترتیب 47/39 و 29/75 درصد محاسبه شد.
نتیجهگیری: استفاده همزمان تست هیپرمتیلاسیون پروموتر ژنRASSF1A بهصورت کیفی و تست بیان ژن FHL1 جهت تشخیص افتراقی تومورهای خوش خیم از پاپیلاری کارسینومای تیروئید حساسیت بالاتری دارد.
مطالعه یک مورد سلول زدایی بافت لثه کامی انسان و آماده سازی مدلی سه بعدی (3D matrix) برای کاربرد در تحقیقات مقدماتی مهندسی بافت لثه
دوره 2، تابستان 90، تابستان 1390، صفحه 107-116
https://doi.org/10.52547/JCT.2.2.107
چکیده هدف: هدف این تحقیق تهیه شبکه خارج سلولی (ماتریکس) سه بعدی از بافت لثه کامی و بررسی امکان کاربرد داربستهای طبیعی (Scaffolds) تهیه شده در تحقیقات کشت سلولی و مهندسی بافت میباشد.
مواد و روشها: به منظور تهیه داربستها، بافت لثه کامی انسان به صورت بیوپسی تهیه و سلول زدایی به روش فیزیکی (قرار دادن در تانک ازت و شستشو با آب مقطر) شیمیایی با درصدهای متفاوتی ازسدیم دودسیل سولفات SDS (غلظت های 1، 75/0، 5/0، 25/0 و 1/0 درصد) در 5 گروه انجام شد. سپس جهت تست داربست سلول زدایی شده با غلظت 1 درصد محلول SDS، از سلولهای شبه جنینی بافت بلاستما برای کشت بر روی این داربست سه بعدی استفاده گردید.
نتایج: کاهش درصد SDS به پایین تر از 5/0درصد به طور معنی داری باعث کاهش سلول زدایی بافت شد (p <0/05). مطالعه میکروسکوپی در مورد بلاستما و داربست همراه آن در روزهای مختلف کشت نفوذ سلولی، مهاجرت، چسبندگی و تمایز را نشان داد.
نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان میدهد که امکان تهیه یک داربست طبیعی از بافت لثه کامی به وسیله تیمار با SDS وجود دارد. از طرف دیگر نتایج مطالعات هیستولوژیک نشان میدهد که داربستهای سلولزدایی شده لثه کامی می تواند همچون لثه آزاد داربست زیستی سه بعدی مناسبی برای حرکت، تمایز، چسبندگی و مهاجرت سلولها باشد. آزمایشات بیشتر جهت تعیین ماهیت سلولهای تمایز یافته میتواند به پیشرفت دانش ما در رابطه با بر هم کنشهای سلول- ماتریکس کمک کنند.
مقایسه فنوتیپی لنفوسیتها در گروههای خونی ABO
دوره 3، تابستان 91، تابستان 1391، صفحه 121-125
https://doi.org/10.52547/JCT.3.2.121
چکیده هدف: محققان تلاشهای زیادی جهت مشخص نمودن ارتباط بین آنتی ژنهای گروه خونی ABO و استعداد ابتلا به بیماریهای مختلف مانند سرطان و عفونتها انجام دادهاند. افراد دارای گروه خونی O ریسک بالاتری برای ابتلا به کلرا نسبت به سایر گروههای خونی دارند. همچنان ارتباط بین گروههای خونی ABO و استعداد ابتلا به بیماریها ناشناخته باقی مانده است. هدف از این مطالعه مشخص نمودن درصد فنوتیپ لنفوسیتها در گروههای خونی ABO می باشد.
مواد و روشها: نمونههای خون محیطی از 40 مرد سالم با گروههای خونی متفاوت ABO (هر گروه 10 نفر) جمع آوری شد. همه افراد مورد مطالعه در محدوده سنی 18 تا 25 سال بوده و زمینهی ژنتیکی تقریبا مشابه داشتند. نمونهها با روش فلوسیتومتری FACSort برای تعیین فنوتیپ لنفوسیتهای CD3+T و زیر مجموعههای آن CD4 وCD8 و سلولهای T تنظیمی (FOXP3+ /CD25+ /CD4+) ، لنفوسیتهای B + CD19 و زیر مجموعههای آن، سلولهای B + CD5 و CD5- مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: تفاوت معناداری در فراوانی لنفوسیتها (CD8+ و لنفوسیتهای T تنظیمی و زیر مجموعههای لنفوسیتهای B) بین گروههای خونی ABO وجود نداشت. اما، درصد لنفوسیتهای CD4+T در گروه خونیB بالاتر از گروههای خونی دیگر بود (05/0=p)
نتیجه گیری: فراوانی بالاتر لنفوسیتهای CD4+T در گروه خونی B ممکن است احتمال ابتلا به بعضی بیماریها عفونی و انگلی را کاهش دهد.
تاثیر کافئین در دوران بارداری بر هیستولوژی، مورفومتری، فلورسنت بافتی و بیان ژن PAX6 در شبکیه چشم نوزاد موش بزرگ آزمایشگاهی
دوره 9، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 123-138
https://doi.org/10.52547/JCT.9.2.123
حسن مروتی، لیلا عینی، مسعود ادیبمرادی، حجت عنبرا
چکیده هدف: در تحقیق حاضر، تاثیر بافت شناسی تجویز کافئین در دوران بارداری بر روی شبکیه چشم و بیانژن PAX6 در نوزادان موش بزرگآزمایشگاهی مورد ارزیابی قرار گرفت.
مواد و روشها: تعداد 24 سر موشبزرگ آزمایشگاهی باردار به سه گروه مساوی تقسیم شدند. گروه کنترل سرم فیزیولوژی و دو گروه دیگر کافئین را با دوزهای 50 و 100 میلیگرم بر کیلوگرم بهصورت داخلصفاقی از روز نهم تا بیستم آبستنی دریافت نمودند. نوزادان متولد شده در روزهای اول و پنجم آسانکشی و ناحیه سر آنها جداسازی و داخل فیکساتیو ثابــت شد. همچنین نوزادان از نظر ناهنجاریهای ظاهری نیز بررسی شدند. ارزیابیهای هیستولوژی و مورفومتری شبکیه، تغییرات فلورسنت بافت چشم و بیان ژن PAX6 با روش رونویسی معکوس واکنش زنجیرهای پلیمراز (Real-time PCR) بررسی شد.
نتایج: نتایج نشان داد که دریافت کافئین مادری بر شبکیه چشم نوزادان متولد شده با تغییرات آتروفیک همراه بوده و موجب کاهش معنیدار (05/0>p) در تراکم سلولهای لایه گانگلیونی، ضخامت شبکیه و ضخامت لایه شبکه داخلی شد. همچنین کافئین باعث تغییرات رفتاری در مادران و فلوروسنت بافتی شده و باعث افزایش معنیدار (05/0>p) الگوی بیانژن PAX6 در گروههای دریافتکننده کافئین شد.
نتیجهگیری: دریافت کافئین در دوره بارداری تغییرات مشخص هیستولوژی و مورفومتری را در ارگانوژنز و اختلال بیان PAX6 در تنظیم تکوین چشم را سبب میشود.
بررسی میزان بقا، آپوپتوزیس و بیان ژنP75NTRدر سلول های بنیادی مشتق از بافت چربی به هنگام تمایزعصبی دربیوزنی شبیهسازی شده
دوره 8، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 127-139
https://doi.org/10.52547/JCT.8.2.127
وجیهه زرین پور، زهرا حاج ابراهیمی، مجتبی جعفری نیا
چکیده هدف: در مطالعه حاضر اثر بیوزنی بر میزان مرگ و میر سلولی و بیان ژن p75NTR قبل و بعد از تمایز عصبی سلولهای مزانشیمی مشتق از بافت چربی بررسی شد.
مواد و روشها:در این مطالعه ابتدا سلولهای بنیادی مزانشیمی از بافت چربی جدا و کشت و تمایز داده شد. دستگاه کلینواستت تک محوره برای شبیهسازی بیوزنی بهمدت 6، 24 و 72 ساعت استفاده شد. از سلولها استخراج RNA صورت گرفت و تغییرات بیان ژن با تکنیک Real-time PCR بررسی شد. میزان زنده بودن سلولها با روش MTT و میزان آپوپتوزیس با تست انکسین اندازهگیری شد.
نتایج: نتایج ما نشان داد که بیوزنی بهطور قابل توجهی منجر به کاهش میزان بیان p75NTR در سلولهای مزانشیمی شد. بیوزنی تاثیر معنیداری بر میزان زنده بودن سلولها قبل و بعد از القای تمایز به سلولهای شبه عصبی نداشت؛ اما میزان آپوپتوزیس را در سلولهای تمایزنیافته در مقایسه با نمونههای کنترل کاهش داد.
نتیجهگیری: با توجه به کاهش میزان مرگ و میر و افزایش پتانسیل تمایزی سلولها، بیوزنی میتواند بهعنوان ابزاری قدرتمند و محیط جدیدی برای کشت و تمایز سلولهای عصبی و دستیابی به درمانهاى پیوند موفقترمعرفی شود.
بهینهسازی تولید کالوس و باززایی در گیاه Salsola arbuscula pall
دوره 4، تابستان 92، تابستان 1392، صفحه 129-137
https://doi.org/10.52547/JCT.4.2.129
چکیده هدف: تولید گیاه از طریق کشت بافت از نظر مهندسی ژنتیک اهمیت زیادی دارد لذا در این تحقیق بهینهسازی شرایط کشت بهمنظور تولید کالوس و باززایی گیاه Salsola arbuscula بررسی گردید. مواد و روشها: ابتدا بذر گیاه در محیط کشت MS کشت گردید و پس از دو ماه، جداکشتهای ریشه، ساقه و برگ گیاهان تولید شده جهت تولید کالوس در محیط کشت MS حاوی غلظتهای مختلف از هورمونهای 2و4-دی کلرو فنوکسی استیک اسید (2,4-D) و کینتین (Kin) کشت گردیدند. باززایی گیاه نیز در محیط کشتهای مختلف بررسی شد. نتایج: بررسیها نشان داد که بهترین جداکشت در القا تولید کالوس، جداکشت ریشه و مناسبترین محیط کشت mg/L) 1) mg/L) + Kin 1) MS + 2,4-D بود. همچنین در محیط mg/L Kin 5/0MS + وmg/L Kin 1MS + از ساقه باززایی مستقیم صورت گرفت. نتیجهگیری: با وجود تولید کالوس در محیط کشت حاوی فقط هورمون 2,4-D، ترکیب دو هورمون اکسین و سیتوکینین باعث افزایش قابل توجهی در میزان تولید کالوس گردید. باززایی مستقیم نیز فقط در محیط کشت فاقد اکسین رخ داد. بنابراین میزان تولید کالوس و باززایی به میزان تنظیمکنندههای رشد خارجی وابسته است و میزان تنظیم کنندههای رشد خارجی نیز بهشدت به ژنوتیپ و مقدار هورمون داخلی گیاه بستگی دارد.
افزایش بقای سلولهای دوپامین ساز PC12 در برابر سمیت 6-OHDA با افزایش بیان فاکتور DJ-1
دوره 7، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 141-148
https://doi.org/10.29252/JCT.7.2.141
سینا لاسمی، موسی گردانه، پروین اکبری
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تاثیر DJ-1 بر افزایش بقای سلولهای دوپامین ساز در برابر سمیت پارکینسونی میباشد.
مواد و روشها: ابتدا لنتی ویروسهای نوترکیب ناقل توام ژن های DJ-1 و گزارشگر Jred تولید شده و برای آلوده سازی سلولها استفاده شدند. بدین منظور سه پلاسمید لنتی ویروسی بهنامهای ناقل، بسته بندی و غشا برای ترانسفکشن سلولهای HEK-293T بهعنوان رده سلولی مولد ویروس بهکار برده شدند. محیط سلولهای ترانسفکت شده 24 و 48 ساعت جمع آوری و تغلیظ شد تا ذخیرة لنتی ویروسی بهدست آید. بهدنبال ترانسدوکشن سلولهای دوپامین ساز PC12 با این ذخیرة غلیظ ویروسی، سلولهای مزبور افزایش بیان DJ-1 را آغاز کردند. پس از تیمار این سلولها با توکسین 6-OHDA، میزان بقای آنها در مقایسه با شاهد اندازهگیری شد.
نتایج: مراحل ترانسفکشن سلولهای HEK-293T و آلودگی سلولهای PC12 با ذخیرة ویروسی بهطور موفقیت آمیز به انجام رسید، زیرا بیان ژن گزارشگر Jred با استفاده از میکروسکوپ فلورسنس در هر دو مرحله مشاهده شد. سپس افزایش بیان DJ-1 با تکنیک RT- PCR اثبات شد. آزمایشهای بعدی نشان داد که افزایش بیان DJ-1 باعث افزایش چشمگیری در بقای سلولهای PC12 در برابر سمیت ناشی از 6-OHDA میشود. درصد بقای سلولهای PC12 که افزایش بیان DJ-1 داشتند، در حدود 30 درصد بیشتر از درصد بقای سلولهای کنترل برآورد شد و این افزایش از نظر آماری معنیدار بود.
نتیجهگیری: افزایش بیان ژن DJ-1 در سلولهای دوپامین ساز PC12 مقاومت و بقای این سلولها را در برابر سمیت نورونی 6-OHDA بهطور معنیدار و چشمگیری افزایش میدهد.
کلون سازی و بیان ژن میدکاین نوترکیب انسانی در اشریشیاکولای سویهی اوریگامی
دوره 6، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 143-151
https://doi.org/10.52547/JCT.6.2.143
سعادت الله غفاری، علی اصغر دلدار، علی بهرامی، عمران اسماعیل زاده، بهارک مهیاد، فاطمه روح الله
چکیده هدف: هدف این پژوهش کلون سازی و بیان ژن کد کنندهی میدکاین انسانی در اشریشیاکولای بوده که پس از انجام مراحل لازم در مقیاس آزمایشگاهی محقق گردید.
مواد و روشها: روشها شامل کشت سلول، استخراج RNA، ساخت cDNA، تکنیکهای کلونسازی، القای بیان با IPTG (ایزوپروپیلتیوگالاکتوزیداز)، ارزیابی بیان بهوسیلهی ژل پلیاکریلآمید و تایید توسط وسترن بلات بود.
نتایج: ژن میدکاین در pET-21a(+) کلون و سپس به اوریگامی منتقل شد. این فاکتور رشد در کلونی حاوی pET-21a(+) نوترکیب پس از 16 ساعت انکوباسیون در دمای 18 درجه سانتیگراد با هم زدن در 250 دور در دقیقه، در سطح سیتوپلاسمی بیان گردید. بیان پروتئین 13 کیلودالتونی دارای دم هیستیدینی از طریق وسترن بلات مورد تایید قرار گرفت.
نتیجهگیری: باتوجه به اینکه سویه اوریگامی در ژن های TrxB و gor جهش یافته است، سینوپلاسم محیطی اکسید کننده می باشد، بههمین سبب باعث افزایش تشکیل باندهای دی سولفید میشود. بنابراین بهنظر میرسد که پس از بیان میدکاین، باقی ماندههای سیتوزین بهصورت محلول باقی میمانند. این شرایط باعث بهوجود آمدن محیط مناسبی برای فولدینگ صحیح پروتئین و حل شدن آن میشود.
تولید آزمایشگاهی فرم فعال ایمونوتوکسین هدفگذاری شده برعلیه گیرنده فاکتور محرک رشد کلونی گرانولوسیت
دوره 10، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 152-160
https://doi.org/10.52547/JCT.10.3.152
مریم قدرتی سیاهمزگی، محمد علی نصیری خلیلی، مهدی زین الدینی، سیروس خدادادی، نسرین زرکار، نسرین فرامرزی
چکیده هدف: هدف از مطالعهی حاضر، تولید پروتئین نوترکیب هیبریدی DT389GCSF به فرم فعال محلول در باکتری E. coli Bl-21(DE3) ، تخلیص و ارزیابی سمیت سلولی آن میباشد.
مواد و روشها: پروتئین DT389GCSF، با دنبالهی 6 هیستیدین در باکتری E. coli BL-21(DE3) در دمای 28 درجه سانتیگراد به فرم محلول بیان شد. سپس از طریق ستون کروماتوگرافی تمایلی نیکل سفاروز تخلیص شد. در نهایت عملکرد پروتئین نوترکیب خالص شده با استفاده از آزمون TTM بر روی سلول سرطانی 06-LH مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج: میزان بیان و خلوص پروتئین DT389GCSF با استفاده از نرمافزار Image J، بهترتیب در حدود 12 و 80 درصد تخمین زده شد. میزان IC50 پس از 48 ساعت قرارگیری پروتئین DT389GCSF در معرض ردهی سلولی، در حدود 000019/0±00017/0 مولار بود.
نتیجهگیری: با کاهش دما و استفاده از مکانیسم درون سلولی، میتوان بازتاخوردگی پروتئین هیبریدی DT389GCSF را به شکل مناسب و به فرم فعال مشاهده نمود. در نتیجه در مراحل تولید آزمایشگاهی ایمونوتوکسینهای مربوطه میتوان با استفاده از این روش، از مراحل تولید به صورت اینکلوژنبادی صرفنظر کرد.
بررسی چند شکلی ناحیه ITS-rDNA فوزاریوم بخشهای Elegans و Martiella-Ventricosum مرتبط با کدوییان با استفاده از مارکر RFLP در استان تهران
دوره 13، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 187-199
https://doi.org/10.52547/JCT/3.3.187
فرودعلی خزایی، مصطفی درویش نیا، عیدی بازگیر
چکیده هدف: هدف از این تحقیق جمعآوری و شناسایی فوزاریومهای مرتبط با گیاهان تیره کدوئیان در مناطق کشت این محصولات در استان تهران و ارزیابی چندشکلی ITS-rDNA RFLP به عنوان یک نشانگر مولکولی در بررسی روابط خویشاوندی این گروه از فوزاریومها میباشد. مواد و روشها: در طول فصل زراعی از مناطق عمدهی کشت محصولات جالیزی استان تهران، از محل ریشه، طوقه، ساقه تا ارتفاع 15 سانتیمتری و همچنین خاک اطراف گیاه (ریزوسفر)، نمونهبرداری ها بهعمل آمد. جدایههای قارچی بر روی محیطکشت PPA کشت، و به روش تک اسپور کردن خالص سازی شده و سپس بر اساس ویژگیهای ریختشناسی شناسایی شدند. DNA ژنومی قارچها استخراجشد. ناحیه ژنومی rDNA ITS جدایههای فوزاریوم با استفاده از پرایمرهای ITS1 و ITS4، تکثیر شد. محصولاتPCR با استفاده از آنزیمهای Sma Ι، Bgl ΙΙ و Mbo Ι مورد هضم قرار گرفتند و سپس بر روی ژل آگارز 5/2 درصد بارگذاریشدند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار NTSYS-PC V2.02 انجام شد. بدین نحو که ابتدا یک ماتریکس داده از وجود (1) یا عدم وجود (0) هر باند برای هر جدایه ترسیم شد. سپس با استفاده از ضریب شباهت SM، ماتریکس فاصله ژنتیکی تولید و بر اساس مقیاس SAHN و روش UPGMA دندوگرام شباهت جدایهها ترسیمشد. نتایج: در مجموع تعداد 95 جدایه فوزاریوم متعلق به گونههای Fusarium solani و F. oxysporum شناسایی شد که از این تعداد، 45 جدایه متعلق به F. solani و 50 جدایه به عنوان F. oxysporum تشخیص داده شد. از تکثیر ناحیه بین ITS1 و ITS4 در جدایههای F. oxysporum یک ناحیهی bp 25±550 و در جدایههای F. solani ، ناحیهای به اندازهی bp 25±575 بهدست آمد.آنزیم Bgl ΙΙ فاقد جایگاه برشی در ناحیهی ITS بود. آنزیم Sma Ι در گونههای F. oxysporum بدون جایگاه برشی، ولی در گونههای F. solani دارای یک جایگاه برشی بود و دو قطعهی 350 و 230 جفت بازی تولیدشد. آنزیم Mbo Ι در برخی جدایههای تشخیصدادهشده به نام F. oxysporum چهار باند (bp 180،bp 160، bp 130و bp 90 )تولید کرد که این جدایهها به عنوان F. redolens تشخیص دادهشدند و در دیگر جدایههای F. oxysporum دو باند bp 320 و bp 190 تولید شد. آنزیم Mbo Ι در جدایههای F. solani به استثنای چند جدایه فاقد جایگاه برشی بود. نتیجهگیری: به نظر میرسد، استفاده از روش rDNA-RFLP با استفاده از آنزیمهای برشی Sma I و Mbo I میتواند روش مناسبی برای تفکیک گونههای فوزاریوم متعلق به دو بخش Elegans و Martiella-Ventricosum از همدیگر و همچنین بررسی تنوع داخل یا بین گونهای در بخش Elegans باشد.
مطالعه اسپرماتوژنز و بافت شناسی بیضه گونه ای مارمولکLaudakia (Stellio caucasicus: Agamidae) caucasia در منطقه ده غیبی مشهد
دوره 2، پاییز 90، پاییز 1390، صفحه 193-202
https://doi.org/10.52547/JCT.2.3.193
چکیده هدف: مارمولکها یکی از متنوع ترین گروههای موفق مهرهداران ساکن بیابانهای گرم دنیا هستند که مطالعه نحوه تولید مثل و گامتوژنز آنها کانون توجه زیست شناسان میباشد.
مواد و روش ها: این پژوهش از نوع تجربی آزمایشگاهی است و در آن به بررسی روند اسپرماتوژنز و تعیین آستانه تولید اسپرم، طی سه ماهه فصل بهار پرداخته شد. در اواخر هر ماه از فصل بهار، تعداد 10 عدد مارمولک Laudakia caucasia جمع آوری شدند. پس از شناسایی و بررسیهای ریخت شناسی، بیضه ها از بدن حیوان خارج و برای انجام مطالعات بافت شناسی میکروسکوپ نوری آماده شدند. داده های کمی حاصل با استفاده از نرم افزارآماریSPSS و روش های آماری ANOVA و Kruskal-Wallis در سطح 05/0 p < تحلیل شد.
نتایج: یافته های حاصل نشان داد که فرآیند اسپرماتوژنز در این مارمولک از اوایل ماه فروردین آغاز و به تدریج که هوا گرم میشود، فعالتر میگردد، به طوریکه در اواخر ماه خرداد اوج اسپرماتوژنز و تولید اسپرماتوزوآ بالغ مشاهده شد.
نتیجه گیری: مطابق مشاهدات بافت شناسی، روند اسپرماتوژنز در مارمولک Laudakia caucasia از اوایل بهار وارد فاز فعال میشود و این روند تا اواخر بهار ادامه دارد. اوج تولید اسپرم در ماه خرداد میباشد.
انتقال و بیان ژن NGF در سلولهای بنیادی مغز استخوان موش با استفاده از دو وکتور لنتی ویروسی HIV و FIV
دوره 3، پاییز 91، پاییز 1391، صفحه 211-220
https://doi.org/10.52547/JCT.3.3.211
چکیده هدف: در این مطالعه میزان انتقال بیان ژن توسط لنتی ویروسهای مشتق از ویروس نقصان ایمنی انسانی “Human immunodeficiency virus”( HIV) با میزان انتقال بیان ژن توسط لنتی ویروس مشتق از ویروس نقصان ایمنی گربهImmunodeficiency virus (FIV) Felineبه سلولهای مزانشیمی مغز استخوان موش مورد مقایسه قرار گرفت.
مواد و روشها: حامل های ویروسی با استفاده از وکتورهای آماده، سلولهایHEK-293T ، شاتلهای لنتی ویروسی با پایههایHIV وFIV حامل ژن GFP به عنوان کنترل، وFIV وHIV حامل ژن Nerve growth factor))NGF تولید شدند. سپس سوپرناتانت سلولهای HEK-293T حاوی ویروسهای ساخته شده در معرض سلولهای مزانشیمی مغز استخوان موش قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که سلولهای مغز استخوان تیمار شده با وکتور HIV-NGF، NGF را بیان کردند. اما پس از تیمار با وکتور FIV-NGF، فاقد این توانایی و قادر به بیان NGF نبودند. نتایج بیان NGF توسط نتایج انتخاب سلولها، به وسیله آنتی بیوتیک، مورد تایید قرار گرفتند.
نتیجه گیری: لنتی ویروسهای مشتق از FIV در مقایسه با لنتی ویروسهای مشتق از HIV جهت آلوده سازی و بیان ژن خارجی در سلولهای مزانشیمی مغز استخوان مناسب نیستند.
تاثیر برهمکنش تنش شوری و کاربرد پلیمرهای سوپرجاذب بر میزان پروتئین محلول و فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانتی ریحان
دوره 9، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 222-237
https://doi.org/10.52547/JCT.9.3.222
سارا فرسرایی، محمد مقدم
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تاثیر برهمکنش تنش شوری و کاربرد پلیمرهای سوپرجاذب بر خصوصیات فیزیولوژیکی ریحان میباشد.
مواد و روشها: آزمایشی گلدانی بهصورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با چهار سطح شوری آب آبیاری (صفر، 40، 80 و 120 میلیمولار کلرید سدیم) و پلیمرسوپرجاذب (عدم کاربرد، آکوازروب، تراکوتم و استاکوزورب) انجام شد. صفات مورد ارزیابی شامل پروتئین محلول، فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانتی، محتوای مالوندیآلدئید و تولید اسانس بودند.
نتایج: فعالیت آنزیمهای کاتالاز، گایاکول پراکسیداز، آسکوربات پراکسیداز و پلیفنل اکسیداز در چین اول برداشت و در شوری بالا (120میلیمولار) بهترتیب تحت کاربرد آکوازورب، تراکوتم، تراکوتم و آکوازورب 68/52، 10/73، 07/68 و 35/75 درصد کاهش یافت و در چین دوم برداشت نیز در بالاترین سطح شوری (80 میلیمولار) فعالیت این آنزیمها بهترتیب تحت تاثیر کاربرد آکوازورب، تراکوتم، آکوازورب، تراکوتم و تراکوتم 6/37، 5/62، 38/46، 06/43 و 47/38 درصد نسبت به تیمار شاهد کاهش یافتند. با افزایش شوری میزان اسانس کاهش یافت و کاربرد سوپرجاذب تراکوتم موجب افزایش آن شد. در چین اول برداشت بین مالوندیآلدئید و گایاکول پراکسیداز همبستگی مثبت (751/0) مشاهده شد و در چین دوم آسکوربات پراکسیداز و پروتئین دارای همبستگی منفی (753/0-)، سوپراکسید دیسموتاز و گایاکول پراکسیداز (848/0)، مالوندی آلدئید و گایاکول پراکسیداز (789/0) و مالون دیآلدئید و آسکوربات پراکسیداز (743/0) همبستگی مثبت داشتند.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که کاربرد سوپرجاذبها در شرایط تنش شوری توانست از شدت این تنش بکاهد و از این طریق سبب کاهش معنیدار فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانتی و میزان مالوندی آلدئید شود، ولی پروتئین محلول و تولید اسانس را افزایش داد.
اثرات سیتوسیدالی پروتئین کریستالی باسیلوس تورنجینسیس بر روی رده سلولی سرطان سینه موش در شرایط آزمایشگاهی
دوره 7، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 243-250
https://doi.org/10.52547/JCT.7.3.243
شکوفه بی آزار، الهام معظمیان، نگار آذرپیرا
چکیده هدف: هدف از این تحقیق تاثیر پاراسپورین باسیلوس تورنجینسیس بر روی رده سلولی سرطان سینه موش در شرایط آزمایشگاهی بود.
مواد و روشها: جداسازی توکسین کریستالی از ایزولههای باسیلوس تورنجینسیس انجام شد. تیمار رده سلولی سرطان سینه 4T1 با توکسین فعال شده انجام شد. از اثرات سیتوپاتیک سلولی عکسبرداری شد. توکسین کریستالی با بیشترین خاصیت سیتوسیدالی، با استفاده از SDS-PAGE و روش مولکولی شناسایی شد.
نتایج: از 47 باسیلوس تورنجینسیس، ایزوله E8 دارای بیشترین خاصیت سیتوسیدالی بر روی رده سلولی 4T1 میباشد. با توجه به نتایج شناسایی مولکولی ژن پاراسپورین و بررسی اندازه پروتئین جداسازی شده با استفاده از SDS-PAGE پاراسپورین-4 شناسایی شد. پاراسپورین-4 رده سلولی 4T1 را متلاشی نموده و دارای اثرات سیتولیزین میباشد.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش پیشنهاد میکند که پاراسپورین یک پروتئین سیتولیزین بوده و دارای جایگاه اختصاصی در سطح سلول است و مرگ سلولی را در سلولهای سرطانی سینه القا مینماید.
بررسی اثرسیتوتوکسیسیتی عصاره تام آبی و الکلی موسیر(Allium ascalonicum) بر رده سلولی 4T1 سرطان پستان موش و سلولهای سرطان القاء شده توسط DMBA در موش صحرایی و مقایسه آن با داروهای شیمی درمانی تاکسول و کربوپلاتین
دوره 5، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 253-261
https://doi.org/10.52547/JCT.5.3.253
احمد همتا، سید محمد علی شریعت زاده، ملک سلیمانی، مریم تجلی اردکانی
چکیده هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر عصاره آبی و الکلی موسیر بر سلولهای سرطان پستان و مقایسه آن با داروهای کربوپلاتین و تاکسول انجام شده است. مواد و روشها: ابتدا عصاره آبی و الکلی موسیر و غلظتهای متفاوت داروهای تاکسول و کربوپلاتین تهیه شد. سپس با استفاده از روشهای تریپان بلو و MTT، سیتوتوکسیسیتی آنها در غلظت و زمانهای مختلف بر روی سلولهای سرطان پستان بررسی گردید و توسط رنگآمیزی فلورسانت هوخست و پروپیدیوم یدید تغییرات مورفولوژیک و آپوپتوزیس در سلولها بررسی شد. دادهها با روش آماری آنالیز واریانس یک طرفه تجزیه و تحلیل و تفاوت میانگینها درسطح 05/0 p < معنیدار در نظر گرفته شد. نتایج: عصاره موسیر در دامنه غلظتی (01/0 تا 05/0 گرم بر لیتر) اثر مهارکنندگی بر روی سلولهای سرطانی داشت و تاثیر عصاره الکلی بیشتر از عصاره آبی بود. همچنین تاثیر همزمان عصاره با کربوپلاتین، باعث افزایش سیتوتوکسیسیتی کربوپلاتین شده در حالیکه ترکیب عصاره آبی و تاکسول، باعث کاهش سایتوتوکسیسیتی تاکسول شده است. نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که عصاره آبی و الکلی موسیر دارای اثر سیتوتوکسیسیتی بر روی سلولهای سرطان پستان موش صحرایی میباشد و ترکیب عصاره آبی و الکلی با کربوپلاتین و همچنین ترکیب عصاره الکلی با تاکسول باعث افزایش سیتوتوکسیسیتی این داروها میشود. بدینترتیب این گیاه میتواند بهعنوان یک گیاه دارویی بر علیه سرطان پستان موضوع تحقیقات بیشتر قرار گیرد.
نقش کیتوزان در افزایش تولید فلاونولیگنانها در کشت ریشههای مویین خار مریم (Silybum marianum)
دوره 6، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 257-267
https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.257
طاهره حسنلو، سحر اسکندری، فرزانه نجفی
چکیده هدف: اثرات غلظتهای مختلف کیتوزان (با وزن مولکولی کم) بهعنوان الیسیتور، بر رشد و تولید سیلیمارین و شاخصهای بیوشیمیایی در ریشههای مویین گیاه خار مریم بررسی شد. مواد و روشها: غلظتهای مختلف کیتوزان (0، 5، 10، 20 و 30 میلیگرم در 50 میلیلیتر محیط کشت) به محیط کشت ریشههای مویین خار مریم (30 روزه) اضافه شد و نمونه برداری 12 ، 24، 48، 72، 96 و 120 ساعت پس از تیمار انجام شد. مقدار سیلیمارین، فعالیت آنزیمهای گایاکول پراکسیداز، آسکوربات پراکسیداز و میزان H2O2 در نمونهها اندازهگیری شد. نتایج: بیشترین وزن خشک 48 و 96 ساعت پس از اعمال 10 میلیگرم کیتوزان در محیط کشت مشاهده شد. تجمع سیلیمارین نیز بهطور قابل ملاحظهای از 37/0 در نمونههای شاهد، به mg g-1 DW19/1 در نمونههای تیمار شده رسید، که 4/1 برابر بیشتر از نمونههای کنترل بود. گایاکول پراکسیداز بهوسیله کیتوزان فعال شد و 120 ساعت پس از تیمار به بیشترین میزان خود رسید ∆OD g-1 FW min-1) 86/21(، که 2/2 برابر بیشتر از کنترل بود. روند افزایشی فعالیت آنزیم آسکوربات پراکسیداز تا 96 ساعت پس از اعمال ادامه پیدا کرد (∆ODg-1 FW 14/5). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که این الیسیتور، باعث افزایش تجمع سیلیمارین میشود. افزایش فعالیت آنزیمها در نتیجه افزایش مهار رادیکالهای آزاد اتفاق میافتد و مبین واکنش به تنشهای اعمال شده توسط کیتوزان است.
اثرات تلقیح دو سویه ریزوبیوم بر شاخصهای آناتومیکی شبدر ایرانی (Trifolium resupinatum) تحت آلودگی دیاکسیدگوگرد
دوره 4، پاییز 92، پاییز 1392، صفحه 261-273
https://doi.org/10.52547/JCT.4.3.261
چکیده هدف: هدف از این مطالعه ارزیابی اثرات تلقیح ریزوبیومی بر شاخصهای آناتومیکی شبدر ایرانی تحت شرایط آلودگی SO2 هوا میباشد.
مواد و روشها: گیاهان 31 روزه (تلقیحنشده، تلقیحشده با دو سویه ریزوبیوم) بهمدت 5 روز متوالی، هر روز 2 ساعت تحت غلظتهای مختلف گاز SO2 (صفر بهعنوان شاهد، 5/0، 1، 5/1 و ppm2) قرار گرفتند. سپس شاخصهای آناتومیکی برگ گیاهان 40 روزه بررسی شد.
نتایج: تحت غلظتهای بالای SO2 (1، 5/1و ppm2) طول سلولهای نردبانی و قطر سلولهای اسفنجی در هر دو سطح برگ کاهش، تراکم روزنه در اپیدرم فوقانی کاهش و در اپیدرم تحتانی افزایش یافتند. همچنین گشودگی دهانه روزنه در اپیدرم فوقانی افزایش و در اپیدرم تحتانی کاهش یافت. تراکم کرک در هر دو سطح برگ در غلظتهای 5/1و ppm2، افزایش معنیداری را نسبت به گیاهان شاهد نشان داد. طول کرک در غلظت ppm2 افزایش معنیداری را در هر دو سطح برگ نشان داد. تلقیح شبدر با دو سویه ریزوبیوم اثرات منفی غلظتهای بالای SO2 را بهطور معنیداری کاهش داد.
نتیجهگیری: نتایج بیانگر اثرات منفی غلظتهای بالای آلودگی SO2 هوا بر برخی شاخصهای آناتومیکی گیاهان و اثرات مثبت تلقیح باکتریایی در مقاومت نسبت به تنش آلودگی SO2 هوا میباشد.
همسانهسازی و مطالعه ویژگیهای بیوانفورماتیکی ژن عامل آنزیم تروپینون ردوکتاز 2 (TR II)از گیاه بنگدانه (Hyoscyamus niger)
دوره 3، زمستان 91، زمستان 1391، صفحه 307-318
https://doi.org/10.52547/JCT.3.4.307
چکیده هدف:هدف از این پژوهش استخراج و همسانهسازی ژن تروپینون ردوکتاز 2 (tr-II) در جهت آنتیسنس در ناقل دوتایی pBI121 جهت تهیه گیاهان تراریخت با توانایی کاهش آنزیم TR-II و تولید بیشتر آلکالوئیدهای هیوسیامین و اسکوپولامین در پروژههای آینده بود.
مواد و روشها: RNA کل از ریشههای کشت شده گیاه بنگدانه بومی ایران استخراج و ژن هدف پس از ساخت cDNAو همسانهسازی در جهت آنتیسنس در ناقل دوتایی pBI121، به اگروباکتریوم تومیفسینس سویه GV3101 منتقل شد. درستی همسانهسازی به سه روش هضم آنزیمی، PCR و توالییابی نوکلئوتیدی مطالعه گردید. سپس خصوصیات بیوانفورماتیکی ژن مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: واکنش PCR، هضم آنزیمی و توالییابی نوکلئوتیدی درستی همسانهسازی ژن هدف را با سودمندی بالا تایید کرد. توالی نوکلئوتیدی نشان داد که ژن هدف بطول bp 783 بوده و باستثنای یک نوکلئوتید، مشابه با نمونه ثبت شده در بانک جهانی NBCI است و یک پروتئین با 260 اسیدآمینه را رمز میکند. وزن مولکولی و نقطه ایزوالکتریک پیش بینی شده پروتئین به ترتیب برابر 4/28437 دالتون و 46/5 بود. بررسی ساختارهای دو بعدی و سه بعدی نشان داد که پروتئین کاملا مشابه با آنچه که قبلا در پایگاه PDB ثبت شده بود، نبود. همچنین، نتایج بررسیهای فیلوژنتیکی نشان داد که این ژن به گروه I تروپینون ردوکتازها تعلق دارد.
نتیجهگیری: با توجه به همسانه سازی موفقیتآمیز و مشابهت بالای توالی نوکلئوتیدی و پپتیدی ژنtr-IIبا نمونههای ثبت شده جهانی، انتظار میرود مراحل بیان ژن در نیل به هدف اصلی نیز با موفقیت همراه باشد.
بررسی تاثیر تکثیری عصاره متانولی برگ گیاه گزنه بر سلول های بنیادی عصبی در محیط اکسیداتیو
دوره 9، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 333-343
https://doi.org/10.52547/JCT.9.4.333
سارا هراتی زاده، مریم نظم بجنوردی، محمدعلی ابراهیم زاده، کسری احمدی مقدم، غزاله گودرزی، هاتف قاسمی حمیدآبادی
چکیده هدف: هدف از این پژوهش ایجاد شرایط اکسیداتیو در محیط کشت سلولهای بنیادی عصبی و تیمار این سلولها با عصاره متانولی برگ گیاه گزنه است.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی استخراج سلولهای بنیادی عصبی از ناحیه هیپوکامپ نوزاد یک روزه موش صحرایی نر انجام شد. شرایط اکسیداتیو در محیط کشت سلولی، با افزودن هیدروژن پراکسید ایجاد شد. پس از تایید هویت سلولهای عصبی بهمدت 24 ساعت در شرایط اکسیداتیو و سپس در معرض دوزهای مختلف 5/2،20،10 ،5 و 40 میکرو گرم در میلیلیتر عصاره متانولی برگ گزنه قرار گرفتند. بررسی نهایی مقدار تکثیر سلولها با استقاده از تست زنده مانیMTT انجام شد. گروههای تحقیق شامل گروه تجربی: شرایط اکسیداتیو ودریافت عصاره گزنه و گروه کنترل: شرایط اکسیداتیو بدون عصاره بود.
نتایج: سلولهای بنیادی عصبی دارای مورفولوژی عصبی و بیان کنندهی نشانگر نستین بودند. درصد تکثیر سلولهای بنیادی عصبی در گروههای تیمار نسبت به گروه کنترل بیشتر بود بهطوریکه تکثیر سلولهای بنیادی عصبی در غلظت 20 میکروگرم در میلیلیتر بهطور قابل توجهی افزایش یافته بود 05/0>p.
نتیجه گیری: عصاره متانولی برگ گیاه گزنه دارای اثرات محافظتی و نورروپروتکتیو بوده و میتواند شرایط آسیب اکسیداتیو اعمال شده در شرایط آزمایشگاهی را تعدیل و اختلال عملکرد سیستم عصبی بهدنبال تولید رادیکالهای آزاد را بهبود بخشد.
بررسی تاثیر نانوذرات روی و کبالت بر بیان ژنهای STR، DAT و D4H درسوسپانسیون سلولی گیاه پروانش (Catharanthus roseus)
دوره 7، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 355-364
https://doi.org/10.52547/JCT.7.4.355
زهرا رضائی، رامین حسینی، بهور اصغری
چکیده هدف: هدف از این پژوهش بررسی اثر دو نانو ذره به عنوان الیسیتور بر بیان سه ژن کلیدی این مسیر بود.
مواد و روشها:. به این منظور از غلظتهای 5/0، 75/0 و 1 میلیگرم در لیتر نانواکسیدکبالت و نانواکسید روی استفاده و در زمانهای 8، 24و 48 ساعت پس از تیمار، نمونهبرداری انجام شد.
نتایج: بررسی بیان ژنها به روش SQ-RT-PCR انجام شد. به طورکلی، هر دو الیسیتور مورد استفاده بر بیان ژنها تاثیر داشتند. تاثیر نانواکسید روی بر بیان ژنها بیشتر از نانواکسید کبالت بود. در مورد ژن STR و D4H بیشترین افزایش بیان مربوط به غلظت 5/0 میلیگرم در لیتر و برای ژن DAT غلظت 1 میلیگرم در لیتر نانواکسید روی در بازه زمانی 8 ساعت بود. نانواکسید کبالت در اکثر غلظتها و بازههای زمانی مورد استفاده باعث کاهش بیان ژنهای مورد بررسی شد.
نتیجه گیری: هر دو نانو ذره نانو اکسید کبالت و روی توانستند بر بیان ژنهای کلیدی مسیر وین بلاستین و وین کریستین تاثیر بگذارند.
اثرات مقایسهای عصاره بدن کرم خاکی و فنی تویین سدیم بر ترمیم زخم بخیه در ماهی طلایی Carassius auratus
دوره 5، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 361-368
https://doi.org/10.52547/JCT.5.4.361
سراج حیدری، مهران عربی، امین نعمت اللهی، ایرج کریمی، امین بیغم صادق
چکیده هدف: در این تحقیق عصاره بدن کرم خاکی (Eisenia foetida)(در حلال شامل روغن زیتون و وازلین) بهعنوان یک محرک جدید در ترمیم زخم بخیه ماهی طلایی (Carassius auratus) مورد استفاده قرار گرفته است.
مواد و روشها: تقسیم بندی گروهها عبارت بودند از: کنترل منفی (پوست سالم)، کنترل مثبت (زخم بخیه با فنی تویین)، کنترل کاذب (شم: زخم بخیه با تیمار حلال) و تجربی (زخم بخیه با تیمار 10 میلی گرم از عصاره بدن کرم خاکی(. در هر ماهی در امتداد سر به دم یک زخم طولی دو سانتیمتری ایجاد و پس از بخیه تیمار روزانه شد. پس از گذشت 14روز، خونگیری بهعمل آمد. مشاهدات ماکروسکوپی و میکروسکوپی نیز به انجام رسید. همچنین محتوی پراکسیداسیون لیپیدها (LPO/MDA) در سرم خون ماهیان طلایی سنجیده شد.
نتایج: بررسی سطح بیرونی زخمها و مشاهدات میکروسکوپی تاثیر بهتر تیمار با عصاره کرم خاکی در مقایسه با فنی تویین را نشان داد. در تیمار با عصاره بدن کرم خاکی مشخص گردید که میزان کمتری از MDA نسبت به سایر گروهها در سرم خون ماهیان طلایی تولید شده است.
نتیجه گیری: عصاره بدن کرم خاکی بهعنوان کاندید جدید در ترمیم زخم آبزیان بوده که اجزایی از آن با ورود به خون و فعالسازی سیستمهای آنتی اکسیدانتی بدن موجب کاهش میزان LPO در سرم خون ماهیان میشود.
