فصلنامه
نوع مقاله: علمی - پژوهشی

بررسی پتانسیل آنتی اکسیدانتی کروسین بر روی سلول‏های بنیادی اسپرماتوگونی نوزاد موش کوچک آزمایشگاهی نژاد Balb/C

دوره 7، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 219-229

https://doi.org/10.52547/JCT.7.3.219

علیرضا شکری، جواد بهارار، الهه امینی

چکیده هدف: هدف از­ این پژوهش بررسی اثر کروسین به‏عنوان یکی از مواد فعال زیستی زعفران بر­روی سلول‏های بنیادی اسپرم‏ساز موش است. 
مواد و روش‏ها: در­این مطالعه آزمایشگاهی سلول‏های ­بنیادی اسپرماتوگونی موش نوزاد نژاد ­Balb/C در محیط­کشت DMEM/F12 کشت داده شده با غلظت‏های کروسین (40، 20، 10،5، 5/2 میکروگرم بر میلی لیتر) به­مدت 6 و 12 روز تیمار شدند برای شناسایی سلول‏های بنیادی از آزمون آلکالین فسفاتاز، بررسی سمیت از­ تست MTT، تشخیص سلول‏های زنده از آزمون اکریدین اورنج، DAPI و پتانسیل آنتی اکسیدانت از آزمون DCF-DA استفاده شد. آنالیز آماری توسط نرم افزار SPSS، آزمون ANOVA تست دانکن صورت گرفته و 05/0 p <معنی‏دار در نظر گرفته شد.
نتایج: کروسین در غلظت­های زیر ­20 میکروگرم بر میلی­لیتر سمیت چشم‏گیری بر روی سلول‏های بنیادی اسپرم­ساز اعمال نکرد. این در‏حالی است که زیستایی سلول‏های بنیادی اسپرم‏ساز تحت تاثیر دوزهای20 و 40 میکروگرم بر میلی‏لیتر کروسین در روز 6 پس ­از کشت به‏میزان 21 و 24 درصد و در روز 12 به‏میزان 29 و 41 درصد کاهش یافت. هچنین بررسی زنده بودن سلول‏ها توسط میکروسکوپ فلورسانس و بررسی پتانسیل آنتی­اکسیدانتی توسط فلوریمتری اثر محافظتی و آنتی­اکسیدانتی کروسین را در غلظت‏های (5، 10، 5/2 میکروگرم بر میلی‏لیتر) کروسین بعد از 6 روز نشان داد.
نتیجه گیری: کروسین می‏تواند اثر حفاظتی بر­روی سلول‏های بنیادی اسپرم­ساز موشی داشته باشد که از­ طریق حداقل تاثیر بر زیستایی سلول‏ها و کاهش مرگ و میر سلولی اثر خود را ایفا می‏کند.

بررسی تکوین اندام‌های زایشی در گیاه دارویی تشنه داری Scrophularia striata Boiss.

دوره 5، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 233-243

https://doi.org/10.52547/JCT.5.3.233

احمد مجد، علی‏رضا رنگین، گلناز تجدد، صدیقه مهرابیان، معصومه میرزایی

چکیده هدف: بررسی تکوینگلبرایدرکتمایزسلولیوساز و کارهایژنتیکیلازمبرایاندام‏زاییمناسباست. درپژوهشحاضر تکوین اندام‌های زایشی S. striataبررسیشد. مواد و روش‌ها: غنچه‌هایگل‌درمراحلنموبرداشتشدند،پس از تثبیت درFAA وگذراندن مراحل آبگیری، قالب‏گیریدرپارافینبامیکروتومبرش‏گیری و باهماتوکسیلین ـ ائوزین رنگ‏آمیزیشدند. مراحلتکوین اندام زایشی با استفادهازمیکروسکوپنوریبررسی و عکس‏برداری شد. نتایج: نتایج نشان داد که پس از تحول مریستم رویشی به زایشی، برگه و کاسبرگ‌ها به‏سرعت تشکیل می‌شوند. ایجاد پریموردیوم‏های گلبرگی و پرچمی تقریبا هم‏زمان است، تحول توده مریستمی هاگزای به مادگی در مرحله پایانی انجام می‌شود. تخمدان، تخمک‌ها، خامه و کلاله مراحل تکوینی سریعی دارند. بساک پرچم‌هااز نوع چهار حجره‌ای (تتراسپورانژی) است. تترادهای میکروسپوری چهار وجهی و دانه‌هایگردهبالغ بیضی شکل و سهشیاری هستند. سلول‌های لایهپرستار پایداری طولانی دارند و اغلب یک هسته‌ای می‌باشند. تترادهای مگاسپوری آرایش خطی دارند. تخمک‌ها واژگون و تمکن محوری است. نتیجه گیری: بررسی نشان داد که هرگلدارای5 کاسبرگ‏،5 گلبرگپیوسته‏،4 پرچم و مادگی دوبرچه‏ایاست. دانه‌های گرده سهشیاری، بیضی شکل و از نظر اندازه از نوع متوسط هستند. نمو کیسهرویانیاز تیپپلی‏گونوماست.

بیان القایی ژن گزارشگرGFP در رده سلولی LMH با استفاده از ناقلین لنتی ویروسی القا پذیر

دوره 6، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 241-248

https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.241

عباس رحیمی شم آبادی، موسی گردانه، عمران اسماعیل زاده

چکیده هدف: با تلفیق سیستم االقایی تتراسیکلین (Tet-inducible system) و ناقلین لنتی ویروسی، القا بیان ژن گزارشگر Enhanced Green Fluorescent Protein (EGFP) در سلول‏های پرندگان مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روش‏ها: ژن EGFP تحت کنترل سیستم‏ Tet-ON قرار گرفت و بیان آن در سلول‌های کبدی جوجه رده LMH بررسی شد. ابتدا باکتری‏های مستعد با ناقل لنتی ویروسی القایی حامل EGFP به‏همراه یک ناقل دوم که فعال کننده Tet (Tet-transactivator) به‏نام rtTA-M2 را حمل می‏کرد ترانسفورم شده و ذخیره ماکسی پرپ خالصی از هریک از این‏دو DNA پلاسمیدی فراهم شدند. سپس با روش رسوب DNA-فسفات کلسیم سلول‏های LMH با ذخیره هردو پلاسمید ترانسفکت شد. در مرحله بعد، غلظت‏های سریالی از آنالوگ Tet یعنی داکسی سیکلین را به محیط کشت سلول اضافه نمودیم به‏‏طوری‏که با افزایش غلظت DOX، بیان EGFP بیشتر القا گردید. نتایج: افزایش غلظت داکسی سایکلین افزایش بیان را به دنبال داشت. در 24 ساعت اول بعد از ترانسفکشن بیان به‏ترتیب برای غلظت‏های 0 ، 01/0 ، 1/0 و 1 میکروگرم بر میلی‏لیتر داکسی سایکلین 4/0، 2/6 ، 3/10و 16 درصد و در 24 ساعت دوم به‏ترتیب 4/6 ، 26 ، 3/28 و7/29بود.با این .جود، افزایش بیش از حد غلظت داکسی سایکلین باعث مرگ سلول‌ها گردید. نتیجه گیری:  تلفیق سیستم‏های القایی Tet با منشا باکتریایی و لنتی ویروس‏های نوترکیب مرتبط با انتقال ژن به سلول‏های انسانی می‏تواند باعث القا ژن در سلول‏های پرندگان شود. غلظت القا کننده بر میزان القا بیان ترانسژن تاثیر مستقیم می‏گذارد.  

بررسی تولید آرتیمزینین در گیاه، کشت کالوس و کشت سوسپانسیون سلولی درمنه کوهی Artemisia aucheri Boiss

دوره 4، پاییز 92، پاییز 1392، صفحه 243-250

https://doi.org/10.52547/JCT.4.3.243

چکیده هدف: آرتمیزینین مهمترین متابولیت جنس Artemisia  می باشد. به‏دلیل اهمیت آرتمیزینین در درمان مالاریا، تولید آرتمیزینین در درمنه کوهی، کشت کالوس و کشت سوسپانسیون سلولی گیاه بررسی شد. همچنین توانایی تبدیلات بیوشیمیایی در جهت تولید آرتمیزینین در کشت سوسپانسیون گیاه ارزیابی شد.
مواد و روش‏ها: با جمع آوری اندام هوایی گیاه و انتقال دانه رست‏ها به محیط کشت جامد موراشیگ و اسکوگ (MS) کالوس به‏دست آمد. کالوس های به محیط کشت مایع منتقل و سوسپانسیون سلولی حاصل شد. بررسی وجود آرتمیزینین در عصاره دی کلرومتانی اندام هوایی گیاه، کالوس و سوسپانسیون سلولی گیاه با روش TLC و GC انجام گرفت. کلسترول، بیزابولول و آرتمیزیاکتون به‏عنوان پیش‏ساز آرتمیزینین به سوسپانسیون افزوده و تولید آرتمیزینین با GC بررسی شد.
نتایج‏: محیط حاوی )Kinetin5/0( D,-4-2( 5/0)، NAA( 1) و  محیط حاوی BA( 25/0) و NAA( 05/0) برای رشد کالوس مناسب بود. نور تاثیر مثبت بر رشد کالوس داشت.  بر اساس نتایج TLCو GC تولید آرتیمیزنین در گیاه اثبات نشد ولی کالوس و سوسپانسیون سلولی، گیاه آرتمیزینین تولید کردند اما افزودن کلسترول، بیزابولول و آرتمیزیاکتون به سوسپانسیون سلولی درمنه کوهی بر تولید بیشتر آرتمیزینین تاثیر نداشت. به‏نظر می‏رسد این ترکیبات پیش‏ساز مناسبی برای تولید آرتمیزینین در گیاه درمنه کوهی نیست.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که می‏توان با به‏کارگیری روش‏های نوین ترکیب ارزشمند آرتیمیزنین را در درمنه کوهی علی‏‏رغم عدم تولید آن در گیاه تهیه نمود.
 

اثرات ضد تکثیری و کشندگی زهر زنبور عسل و -D آلفا توکوفرول سوکسینات (ویتامین E) بر روی رده ی سلول سرطانی پرومیلوسیتانسانی HL-60

دوره 3، زمستان 91، زمستان 1391، صفحه 287-296

https://doi.org/10.52547/JCT.3.4.287

چکیده هدف: لوسمی حاد پرومیلوسیتی شایع‏ترین لوسمی حاد درمیان بزرگسالان است. امروزه ازD -آلفا توکوفرولسوکسینات(ویتامینE) جهت مهار تکثیر و القا مرگ سلولیدر درمان لوسمی استفاده می‏شود. با توجه به اینکه غلظت‏های بالای ویتامینجهت القا مرگ سلولی دارای اثرات جانبی بوده و استفاده از دوزهای بالای آن امکان پذیر نیست، لذا سعی می‏شود با بکار بردن همزمان دوزهای پایین این ویتامین و ترکیباتی که دارای اثر ضد تکثیری هستند، توانایی آن را در مهار تکثیر و القا مرگ سلولی افزایش داد.
مواد و روشها:در این مطالعه رده سلولی HL-60 در محیط  RPMIکشت داده شد. سپس اثرات ضد تکثیری و کشندگی غلظت‌های مختلف زهر زنبور عسل(BV) وD-آلفا توکوفرول سوکسینات  (VES)با استفاده از روش شمارش سلولی تریپان بلو و سنجش MTT مورد بررسی قرار گرفت.در نهایت داده‏ها با استفاده از نرم افزار instat3 و برنامه آماری one-way ANOVA آنالیز شدند.
نتایج:نتایج نشان دادند که اثرات ضد تکثیری و کشندگی سلولی ویتامین(VES) Eدر حضورزهرزنبور بطور چشمگیری افزایش ‌یافت. به طور کلی، یافته‌های تحقیق حاضر نشان داد که غلظت‏های پایین زهر زنبور عسل می‌تواند اثرات ضد تکثیری و کشندگی سلولی ویتامین Eرا بر روی سلول‏های سرطانیHL-60  افزایش دهد.
نتیجه گیری: نتایج ما نشان می‏دهند که زهر زنبور عسل اثرات ضد تکثیری و کشندگی ویتامینE را درسلول‏های سرطانی HL-60افزایش می‏دهد و امید است در آینده بتوان از این ترکیب جهت افزایشاثرات ضد تکثیری ویتامین‏ها در دوزهایی که غیر سمی هستندو فاقد اثرات جانبی می‏باشند، استفاده نمود.
 

جداسازی، کشت و تعیین هویت سلول‌های بنیادی مشتق از بافت چربی با استفاده از روش اکسپلنت_آنزیمی

دوره 8، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 303-313

https://doi.org/10.52547/JCT.8.4.303

محمد حسین محمدی مهدی آبادی حسنی، محمد نبیونی، کاظم پریور، سیامک یاری، علیرضا صاحبی

چکیده هدف: در این مطالعه، ترکیبی از روش آنزیمی و اکسپلنت را برای جداسازی و کشت سلول­های بنیادی چربی مورد استفاده قرار گرفت.
مواد و روش­ها: بافت چربی ناحیه­ی شکم از رَت­های نر نژاد ویستار جدا شد. بافت­ها به قطعات کوچک (mm2≈( تقسیم شدند، سپس آنزیم Trypsin –EDTA با غلظت 25/0 درصد به بافت­ها افزوده شد و به‫دنبال آن به‫مدت 30 دقیقه در دمای 37 درجه سانتی­گراد در انکوباتور شیکردار قرار داده شدند. سپس بافت تیمار شده با آنزیم سانتریفیوژ شده و قطعات شناور کشت داده شدند. آنالیزهای آماری  مربوط به تعداد سلول­ها  با استفاده از نرم افزار GraphPad Prismv6 مـورد بررسـی قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که جمعیت سلول­های بنیادی چربی جداسازی شده توسط این روش ترکیبی، تحت تاثیر تنش کمتری قرار خواهند گرفت و جمعیت سلولی همگن و مشابهی را از لحاظ ظاهری و ریخت­شناسی نشان خواهند داد و نیز آنالیز فلوسایتومتری مارکر­های سطحی نشان داد که این سلول­ها برای CD73، CD105، CD44 و CD90  مثبت و برای CD34، CD45 و CD11b  منفی بودند
نتیجه­گیری: در این مطالعه نشان داده شد که سلول­های بنیادی مشتق از بافت چربی رت می­تواند با روش جدید اکسپلنت_آنزیمی جداسازی شوند که این روش، یک روش کشت سلولی با قابلیت تکرارپذیری بالا و بسیار به صرفه از لحاظ اقتصادی برای کاربردهای کلینیکی می­باشد.
 

بررسی تاثیر حمایتی عصاره‌ی اتانولی چای کوهی (Stachys lavandulifoliaVahl.) بر روی تخریب بیضه‌ای القا شده با اتانول در رت نژاد ویستار

دوره 9، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 310-320

https://doi.org/10.52547/JCT.9.4.310

سیامک یاری، رویا کرمیان، امیرحسین اسدبگی، مصطفی اسدبگی، مجید رجبی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثرات حفاظتی چای کوهی بر تخریب القا شده با اتانول می­باشد.
مواد و روش­ها: در این مطالعه، 24 رت ویستار نر به 4 گروه مساوی شامل: کنترل، اتانول (5 g. kg−1)،  اتانول+ عصاره­(500 mg. kg−1) و عصاره تنها (500 mg. kg−1) تقسیم شد. بعد از تیمار به‫مدت 4 هفته، میانگین قطر لوله­­های سمی‫نیفر (MSTD) و رتبه‫بندی آسیب بافتی جانسون جهت ارزیابی هیستولوژیکی مورد استفاده قرار گرفت. علاوه بر این پارامترهای اسپرمی شامل: شمارش اسپرم و تحرک مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان دادند که افزودن اتانول منجر به کاهش معنی­داری در شمارش اسپرم، تحرک و بقای اسپرم­ها در گروه اتانول شد. درحالی‫که عصاره­ مورد مطالعه مانع از این کاهش معنی­دار این پارامترها در گروه اتانول+عصاره شد. در این مطالعه، میزان MSTD و MTBS در رت­های تیمار شده با اتانول کاهش یافت. افزودن اتانول هم­زمان با عصاره منجر به افزایش هر دو مورد ذکر شد.
نتیجه­گیری: این مطالعه­ی نشان داد که تیمار با عصاره­ چای کوهی می­تواند مسمومیت تولیدمثلی ایجاد شده توسط اتانول را کاهش دهد.
 

الیسیتورهای غیرزیستی و بیوتکنولوژی گیاهان دارویی

دوره 7، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 333-342

https://doi.org/10.52547/JCT.7.4.333

منا راعی، محمود اثنی‌عشری، مهدیه خدایاری

چکیده گیاهان دارویی از هزاران سال پیش به‏عنوان یکی از مهم‏ترین منابع درمان بیماری­های مختلف کاربرد داشته­اند. این گیاهان، گروه بزرگ و متنوعی از ترکیبات آلی به‏نام متابولیت­های ثانویه را تولید می­کنند. متابولیت­های ثانویه ترکیباتی هستند که از متابولیت­های اولیه (متابولیت­های مربوط به تغذیه و بقا) که برای حفظ حیات گیاه ضروری هستند تولید می­شوند. دست­ورزی محیط­های کشت سلول گیاهی با استفاده از الیسیتورهای غیرزیستی یکی از راه‏کارهای مهم جهت القای تولید متابولیسم­های ثانویه و افزایش عملکرد این ترکیبات ارزشمند می­باشد، زیرا پتانسیل تولید این مواد در شرایط طبیعی بسیار محدود است. الیسیتورها از طریق فعال کردن مکانسیم­های دفاعی باعث القای تشکیل متابولیت­های ثانویه و پاسخ­های دفاعی سریع در سلول گیاهی نظیر افزایش جریانات یونی از عرض غشای پلاسمایی، تولید گونه­های اکسیژن واکنشگر، فعال­سازی ژن­های مربوط به دفاع، تغییرات ساختاری در دیواره سلولی و سنتز فیتوالکسین­ها می‏‏شوند. در این نوشتار جنبه­های مختلف امکان تولید متابولیت­های ثانویه در کشت سلول گیاهی با استفاده از الیسیتورهای غیرزیستی مرور گردیده است.

بررسی اثر عنصر بور بر سلول‏های بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت

دوره 5، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 351-360

https://doi.org/10.52547/JCT.5.4.351

محمد حسین آبنوسی، بنت الهدی موحدی

چکیده هدف: در این پژوهش تاثیر دوزهای مختلف اسید بوریک بر توانایی زیستی‏، مورفولوژی و خصوصیات بیوشیمیایی سلول‏های بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت (MSCs) بررسی شد. مواد و روش‏ها: MSCs تا سه پاساژ کشت و سپس با غلظت های 6/0، 3 و 6 نانوگرم، میکروگرم و میلی‏گرم بر میلی‏لیتر اسید بوریک در زمان‏های 12، 24 و 36 ساعت تیمار شد. توانایی زیستی با تست متیل تیازول تترازولیوم  بررسی و دوزهای 6 نانوگرم، میکروگرم و میلی‏گرم بر میلی‏لیتر و زمان 36 ساعت برای ادامه مطالعه انتخاب گردید. تکثیر سلولی بر اساس توانایی تشکیل کلونی و دو برابر شدگی جمعیتی (PDN) ارزیابی و مورفولوژی سلول‏ها توسط رنگ آمیزی فلوروسنت بررسی شد. همچنین میزان کلسیم تام و فعالیت آنزیم‏های آلکالین فسفاتاز، لاکتات دهیدروژناز، آسپارتات ترانس آمیناز و آلانین ترانس آمیناز مورد مطالعه قرار گرفت. داده‏ها با روش‌ ANOVA آنالیز شد. نتایج: توانایی زیستی در زمان 36 ساعت توسط همه غلظت‏ها کاهش معنی‏دار داشت. دوز‏های تیماری باعث تغییر در مورفولوژی هسته و سیتوپلاسم و همچنین کاهش معنی‏دار تعداد و قطر کلونی به‏صورت وابسته به دوز شد. تیمار با دوز 6  میلی‏گرم بر میلی‏لیتر باعث کاهش معنی‏دار PDN در روزهای 1، 3 و 6 روز و کاهش فعالیت آنزیمهای لاکتات دهیدروژناز، آسپارتات ترانس آمیناز و آلانین ترانس آمیناز نیز توسط همه دوزها مشاهده شد. افزایش فعالیت آلکالین فسفاتاز و میزان کلسیم تام در اثر تیمار با دوزهای 6 نانوگرم و میکروگرم مشاهده شد.  در حالی‏که دوز 6 میلی‏گرم بر میلی‏لیتر هیچ‏گونه اثری بر میزان کلسیم تام و آلکالین فسفاتاز نداشت. نتیجه گیری: غلظت‏های میلی‏گرم اسید بوریک اثر سمی بر MSCs دارد ولی در مورد غلظت‏های نانو و میکرو‏گرم با توجه به تاثیر مثبت بر برخی فاکتورها تحقیقات بیشتر پیشنهاد می‏شود.  

ارزیابی توان زیستی و آپوپتوزیس در اسپرم‌های انسان تیمار شده با سدیم آرسنیت

دوره 4، زمستان92، زمستان 1392، صفحه 361-370

https://doi.org/10.52547/JCT.4.4.361

چکیده هدف: هدف از این پژوهش ارزیابی توان زیستی و همچنین خصوصیات مورفولوژیکی و بیوشیمیایی آپوپتوزیس در اسپرم‏های انسان تیمار شده با سدیم آرسنیت بود.
مواد و روش‏ها: نمونه‏های اسپرم انسان با غلظت‏های 0، 1/0، 20 و 100 میکرومولار سدیم آرسنیت برای زمان‏های 0، 60، 120 و 180 دقیقه تیمار شدند. ارزیابی توان زیستی اسپرم توسط سنجش MTT و تمامیت DNA توسط رنگ‏آمیزی آکریدین اورنژ صورت گرفت. تغییرات مورفولوژیکی آپوپتوزیس در هسته اسپرم با رنگ آمیزی هوخست و دیف کوئیک و جنبه بیوشیمیایی آپوپتوزیس از طریق روش تانل مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل آماری داده‏ها به روش آنالیز واریانس یک‌طرفه و اندازه‏گیری تکراری انجام شد.
نتایج: سنجش MTT اثر متقابل معنی‏داری بین غلظت سدیم آرسنیت و زمان بر کاهش درصد توان زیستی اسپرم را نشان داد. علاوه بر آن، پس از گذشت 180 دقیقه توان زیستی اسپرم‏های تیمار شده با سدیم آرسنیت به‌طور معنی‏داری نسبت به گروه کنترل کاهش یافت. با این وجود این آلاینده تاثیری بر تمامیت DNA و همچنین جنبه‏های مورفولوژیکی و بیوشیمیایی آپوپتوزیس در هسته اسپرم نداشت.
نتیجه‏گیری: سدیم آرسنیت موجب کاهش معنی‏دار توان زیستی اسپرم انسان می‏شود و این اثر احتمالا از طریق آسیب به هسته و DNA اسپرم صورت نمی‏گیرد.

اساس سلولی و مولکولی سرطان در انسان، مقاله مروری

دوره 2، زمستان 90، زمستان 1390، صفحه 365-376

https://doi.org/10.52547/JCT.2.4.365

ناصر پارسا

چکیده در سی سال گذشته، پژوهشگران پیشرفت های قابل توجه ای در شناخت علل بیولوژیکی (ویروس ها و باکتری ها)، بیوشیمیایی (مواد شیمیایی)، بیوفیزیکی (اشعه های یونی و غیریونی) سرطان های انسان نموده اند. واژه «سرطان» به بیش از 277 نوع بیمارهای سرطانی اطلاق می گردد. دانشمندان مراحل تولید سرطان ها را تعیین کرده که چندین ژن موتاسیون دار در آن دخالت دارند. این تغییرات ژنتیکی باعث از هم گسیخته شدن نظم طبیعی تقسیم و تمایز سلول ها می شود. اختلالات ژنتیکی از طریق وراثتی و غیروراثتی موجب تحولات جدیدی در کنترل رشد سلولی می شود. چهار گروه از ژن ها که بطور مکرر ناهنجاری پیدا می کنند نقش به سزایی در تولید سلول سرطان بازی می کنند: 1- آنکوژن ها که ازدیاد فعالیت آنها باعث رشد غیرقابل کنترل سلول ها می شود، 2- ژن های مهار کننده تومور، 3- ژن های ترمیم کننده DNA، 4- ژن های آپوپتوتیک در سلولهای سوماتیک بدن انسان میلیون ها ژن وجود دارد. بعد از اتمام پروژه ژنتیک انسانی در  2003مشاهده کردیم که فقط  23500ژن فعال وجود دارد که  400000نوع پروتئین های مختلف را می سازند. 99.9 درصد ژن ها در همه انسان ها یکسان هستند و فقط 0.1 درصد ژن های انسان ها با همدیگر فرق دارد که باعث تنوع های ظاهری انسان ها می شود. در حدود 93 درصد سرطان ها نتیجه تاثیرات عوامل محیطی است و فقط 7 درصد آنها جنبه وراثتی دارد. به کمک پیشرفت های تکنولوژی در بیوانفورماتیک و تکنیک های مولکولی، اطلاعات زیادی بدست آمده که در شناخت زودرس بیماری سرطان کمک خواهد کرد و همچنین غربالگری به موقع برای بعضی از سرطان ها کمک موثری در تشخیص زودرس آن می نماید. اثرات داروها را روی بیماری های سرطان می توان مدیریت و حتی عوارض جوانبی آنها را پیش بینی کرد. در سال های اخیر مطالعات ژنتیک مولکولی اساس مکانیسم تولید سرطان ها را توجیح کرده است. نتیجه کل این مطالعات مولکولی منجر به این شد که سرطان ها جز بیماری های ژنتیکی هستند.

اثر تمرین مقاومتی بر سطوح سرمی میوستاتین و توده عضله اسکلتی مردان سیگاری و غیرسیگاری

دوره 2، بهار 90، بهار 1390، صفحه 9-15

https://doi.org/10.52547/JCT.2.1.9

چکیده هدف: سیگار کشیدن سنتز پروتئین عضله را مختل و بیان میوستاتین را در عضله اسکلتی افزایش می‌دهد. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر 8 هفته تمرین مقاومتی بر توده عضله اسکلتی و سطوح سرمی میوستاتین در مردان میان سال سیگاری و غیرسیگاری بود.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون – پس آزمون، پانزده مرد سیگاری (≥ 10  نخ سیگار/روز برای≥ 1 سال) و چهارده فرد غیرسیگاری همسان شده از نظر سن  (09/5±06/36 و 17/5±51/35 سال، به ترتیب) و نمایه توده بدنی (77/1±51/28 و 83/1±33/28 کیلوگرم بر متر مربع، به ترتیب) فراخوانده شدند. برنامه تمرین مقاومتی سه روز در هفته، 60-50 دقیقه در روز و برای 8 هفته اجرا شد. سطوح سرمی میوستاتین و ترکیب بدنی (DEXA) قبل و بعد از مداخله اندازه‌گیری گردید.
نتایج: بعد از تمرین مقاومتی قدرت پرس پا، قدرت پرس سینه و توده عضله اسکلتی در هر دو گروه بطور معنی‌دار افزایش یافت (05/0>p)، در حالیکه شاخص‌های چربی بدن (از جمله نمایه توده بدن و توده چربی) در پاسخ به تمرین مقاومتی تغییر نکرد (05/0p>). همزمان، سطوح سرمی میوستاتین در پاسخ به تمرین مقاومتی در هر دو گروه کاهش یافت (05/0>p).
نتیجه گیری: تمرین مقاومتی برای کوتاه مدت موجب بهبود قدرت و توده عضلانی در افراد سیگاری و غیر سیگاری میان سال می‌شود و این بهبودی با کاهش در سطوح سرمی میوستاتین همراه است.
 

تأثیر عناصر سنگین برآناتومی، برخی فلاونوئیدها و نیترو‌توکسین‌های برگ Coronilla varia L. در کشت هیدروپونیک

دوره 1، زمستان 89، زمستان 1389، صفحه 9-20

https://doi.org/10.52547/JCT.1.4.9

چکیده هدف: در این پژوهش اثر دو عنصر روی و نیکل بر آناتومی برگ و دو نوع متابولیت‌ ثانویه برگ (فلاونوئیدها و نیتروتوکسین‌ها) در گیاه یونجه تاجی مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش‌ها: گیاهان 40 روزه که به مدت 24 و 72 ساعت در شرایط هیدروپونیک در تنش با غلظت‏های 0، 5/7، 15، 5/22 و 30 میلی‌مولار کلرید روی و 0، 5/2 ، 5 ، 5/7 و 10 میلی‌مولار کلرید نیکل قرار گرفته بودند برداشت و آناتومی برگ‌ها بررسی گردید. مطالعه فلاونوئیدها به دو روش کروماتوگرافی دو بعدی و کروماتوگرافی لایه نازک صورت گرفت. همچنین میزان نیتروتوکسین‌ها با استفاده از اسپکتروفتومتر اندازه گیری گردید. داده‏ها با نرم افزار SPSS آنالیز گردید و مقایسه میانگین‌ها بر اساس روش Dunkan انجام گرفت.
نتایج: نتایج به دست آمده، تغییر در آناتومی برگ گیاهان تحت تنش را نشان داد. تغییرات شدید انواع فلاونوئیدها همراه با افزایش در میزان کل فلاونوئیدها نیز در تنش روی و نیکل  مشاهده شد. نتیجه دیگری که حاصل شد، افزایش معنی‌دار نیتروتوکسین در طی تنش با عناصر سنگین به کار برده شده بود.
نتیجه گیری: احتمالاً گیاه Coronilla varia L.با افزایش و تغییر در میزان فلاونوئیدها و افزایش مقدار نیتروتوکسین‌ها تا حدی توانسته است در مقابل آسیب ناشی از تنش عناصر سنگین روی و نیکل مقاومت نماید.
 

بررسی آفلاتوکسین M1 شیر و ارتباط آن با فلور قارچی خوراک دام مصرفی در استان مرکزی

دوره 1، پاییز 89، پاییز 1389، صفحه 9-18

https://doi.org/10.52547/JCT.1.3.9

چکیده هدف: مصرف خوراک دام آلوده به Aspergilus سبب تولید آفلاتوکسین و ایجاد اختلال در چرخه سلامت دام، شیر و افراد مصرف کننده می گردد. در این پژوهش بررسی آفلاتوکسین M1 شیر و ارتباط آن با فلور قارچی خوراک دام مصرفی در استان مرکزی انجام گردید.
مواد و روش‏ها: خوراک دام سالانه مصرفی ده دامداری استان مرکزی در 1388 و 1389 بررسی گردید. جداسازی، کشت و تشخیص قارچ های موجود در آنها انجام و آفلاتوکسین موجود درشیر تولیدی به روش الایزا اندازه گیری شد و ارتباط بین ترکیب خوراک دام، کپک و آفلاتوکسین M1 در شیر دام سنجش گردید.
نتایج: نتایج نشان داد بیشترین مواد تشکیل دهندة خوراک دام شامل ذرت، کنجاله پنبه دانه و کلزا، مکمل های غذایی، جو، سبوس گندم، نان خشک، پودر چربی و یونجه می باشند. بیشترین عامل آلودگی وجود کپک های Aspergilus clavatus، A. flavus وRhizopus stolonifer  بودند. نتایج مطالعه سالانه آفلاتوکسین در شیر دامداری ها وجود آفلاتوکسین M1 را در همه آنها نشان داد. آنالیز آماری داده های سالیانه خوراک دام و آفلاتوکسین وجود ضریب همبستگی قوی بین کنجاله کلزا و سویا با کپک های آسپرژیلوس در خوراک دام و آلودگی شیر به آفلاتوکسین را تأیید نمود.
نتیجه گیری: پس کنترل آلودگی خوراک دام به کفک ها، بهترین روش برای جلوگیری از آلودگی شیر و فرآورده های آن به آفلاتوکسین هاست که به بهبود سلامت جامعه کمک می کند.
 

بررسی ویژگی‏های چسبندگی و تکثیری جمعیت‏های مختلف سلول‏های اپیدرمی فولیکول مو در محیط کشت

دوره 3، بهار 91، بهار 1391، صفحه 9-19

https://doi.org/10.52547/JCT.3.1.9

چکیده هدف: "فرضیه‏ی فعال شدن بالژ" در زمینه‏ی چرخه‏ی فولیکول مو اخیرا توجه زیادی را  به خود جلب کرده است. یکی از جنبه‌های این فرضیه این است که سلول‏های پیش‌ساز اپیدرمی موجود در قاعده‏ی فولیکول سلول‏های تقسیم شونده‏ی موقتی هستند که طول فاز رشد فولیکول را محدود می‌کنند. در این مطالعه، الگوی تکثیر این سلول‌ها بررسی و با سلول‏های اپیدرمی مستقر در بخش بالای فولیکول مقایسه شد. مواد و روش‏ها: برای این کار سلول‏های اپیدرمی ناحیه‏ی پایینی و ناحیه‏ی بالایی فولیکول ویبریسا جدا شده و در محیط کشت رشد داده شدند و طی کشت ویژگی‏های رشد این دو نوع سلول برای چندین هفته اندازه‌گیری گردید. نتایج: یافته‌های این تحقیق نشان داد که سلول‏های اپیدرمی پایینی نسبت به همتایان خود که از ناحیه‏ی بالای فولیکول مشتق شده بودند خیلی دیر به بسترچسبیده و بطور آهسته‌تر رشد می‏کنند. به علاوه، هر چند که اکثریت سلول‏های پائینی فولیکول قادر نیستند که برای مدت طولانی به رشد خود ادامه دهند اما برخی از آنها کلنی‌های سلولی بزرگی را تشکیل داده و توانستند برای بیش از 10 هفته رشد کنند و تا چندین بار نیز بازکشت شدند. نتیجه‌گیری: بر خلاف تصور رایج، در اینجا نشان داده شد که در محیط کشت، حداقل تعدادی از سلول‏های قاعده‏ی فولیکول، دارای توانایی تکثیری هستند که این توانایی از طول فاز رشد فولیکول بسیار بیشتر است و بنابراین خاتمه‏ی فاز رشد فولیکول نمی‌تواند ارتباطی به قابلیت تکثیر این سلول‏ها داشته باشد.    

بررسی اثر سرب بر فعالیت آنزیم‌های آنتی اکسیدانی، میزان پرولین و آلکالوئید کل کالوس گیاه پریوش

دوره 6، شماره 1، بهار 1394، صفحه 9-21

https://doi.org/10.52547/JCT.6.1.9

محمدرضا امیرجانی، محمدحسین آبنوسی، مجید مهدیه، سارا قره‌شیخ‌لو

چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر تنش اکسیداتیو ناشی از حضور غلظت‌های مختلف فلز سرب در محیط کشت MS بر فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانتی، میزان پرولین و آلکالوئیدکل کالوس گیاه پریوش بود.
مواد و روش‌ها: بذر گیاه پریوش در گلدان حاوی پرلیت کشت و به‏منظور القای کالوس، برگ‌ها در شرایط استریل بر روی محیط کشت جامد MS قرار داده شدند. کالوس‌‌ها بعد از سه هفته واکشت شدند و کالوس‌های واکشت دوم با غلظت‌های مختلف نیترات سرب (0، 10 و 50 میکرومولار) به‏مدت 5 روز تیمارگردیدند و پس از گذشت پنج روز از زمان تیمار، فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانتی، میزان پرولین و آلکالوئید اندازه‌گیری شد. آنالیز آماری داده‌ها در سطح (05/0p <) با استفاده از نرم‌افزار  SPSSانجام شد.
نتایج: نتایج آزمایشات نشان دادکه فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانتی مانند سوپر‌اکسید‌دیسموتاز (SOD)، پراکسیداز (POX) و آنزیم کاتالاز (CAT)، میزان پرولین و آلکالوئید و پراکسیداسیون لیپید در نتیجه تیمار با سرب به‏طور معنی‌دار افزایش یافت.
نتیجه گیری: سرب به‏دلیل القای تنش اکسیداتیو و افزایش تولید رادیکال آزاد سبب افزایش فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانتی و محتوی پرولین و آلکالوئید و پراکسیداسیون لیپید در کالوس گیاه پریوش شد.

بررسی اثر هیپوگلیسمیک عصاره‌ی هیدروالکلی برگ گیاه شنگ در موش‌های صحرایی نر سالم و دیابتی

دوره 7، شماره 1، بهار 1395، صفحه 9-17

https://doi.org/10.52547/JCT.7.1.9

دنیا ضیافت دوست عابد، ناصر میرازی

چکیده هدف: هدف از انجام این مطالعه بررسی اثر ضد دیابتی عصاره هیدروالکلی برگ گیاه شنگ و سطح سرمی انسولین در موش‏های صحرایی نر سالم و دیابتیک می‏باشد.  مواد و روش‏ها: در این مطالعه تجربی از 42 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار استفاده شد. حیوانات به‏طور تصادفی به شش گروه 7 تایی شامل: کنترل، دیابتی (60 میلی‏گرم بر کیلوگرم وزن بدن استرپتوزوتوسین داخل صفاقی)، گروه‌های تجربی دیابتی (تحت درمان با  عصاره شنگ با دوز 200، 400 و 800 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن) و دیابتی تیمار شده با داروی متفورمین (500 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن) تقسیم شدند. درمان به‏مدت10 روز انجام شد. قند خون به‏طور روزانه اندازه‏گیری شد. در پایان آزمایش نمونه خون جهت اندازه‏گیری انسولین و نمونه بافت پانکراس جهت بررسی‏های بافت شناسی تهیه شد. داده‏های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل شدند. نتایج: تیمار موش‏های دیابتی با استفاده از دوز800 میلی گرم بر کیلوگرم عصاره شنگ نسبت به گروه کنترل به‏طور معنی‏داری (05/0(p < سبب کاهش سطح گلوکز پلاسما شد. همچنین استفاده از دوزهای 400 و 800 میلی‏گرم بر کیلوگرم عصاره توانست به‏طور معنی‏داری سبب کاهش گلوکز پلاسما نسبت به گروه دریافت کننده متفورمین شود (05/0 p <و 01/0(p نتیجه گیری: تجویز عصاره هیدروالکلی برگ گیاه شنگ احتمالا به‏دلیل دارا بودن ترکیبات فلاونوئیدی و فنولی، قادر است سبب کاهش گلوکز و افزایش انسولین خون در حیوانات دیابتی شود.

بررسی مقایسه‏ای ویژگی‏ها و توانایی تمایز سلول‏های بنیادی مزانشیمی مشتق شده از مغز استخوان، بافت چربی و مایع آمنیوتیک به سلول‏های فیبر عدسی چشم

دوره 5، شماره 1، بهار 1393، صفحه 11-22

https://doi.org/10.52547/JCT.5.1.11

هما محسنی کوچصفهانی، محمد نبیونی، نسیم اسلامی، خدیجه بهره بر، پریسا غیبی

چکیده هدف: در این مطالعه، اثر تمایزی مایع زجاجیه بر سلول‏های بنیادی مزانشیمی مشتق شده از مغز استخوان، بافت چربی و مایع آمنیوتیک به سلول‏های شبه فیبر عدسی چشم مورد بررسی قرار گرفته است .
موادو روش‏ها: در این کار تجربی سلول‏های بنیادی از مغز استخوان ران و چربی از ناحیه کشاله ران موش های بالغ NMRI و مایع آمنیوتیک از جنین‏های 13 روزه موش‏های NMRI جدا شده و کشت داده شد. مزانشیمی بودن سلول‏ها با مارکرهای سطحیCD31 وCD90  به روش فلوسیتومتری بررسی شد. سپس سلول‏ها تحت القای زجاجیه چشم گاو به ‏مدت ۱٤ روز با درصدهای مختلف 10، 30،20،15 ، 40 و 50 قرار گرفتند. بیان مارکرهای آلفا کریستالین در نمونه‌های تجربی و کنترل با روش ایمونوسیتوشیمی مورد بررسی قرار گرفت .
نتایج: آنالیز فلوسایتومتری مارکرهای سطحی نشان داد که سلول‏های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان و مایع آمنیوتیک و بافت چربی مارکر CD90را (به‏ترتیب 29/29 درصد، 57/0 درصد،82 درصد) بیان می‏کنند. به‏علاوه سلول بنیادی مزانشیمی از هر سه منبع مارکر  CD31  (به‏ترتیب 44/3 درصد، 53/1 درصد، 1/0 درصد) بیان می‏کنند. بررسی‏های ایمونوسیتوشیمی نشان داد که غلظت٤۰  درصد از مایع زجاجیه بر روی سلول‏های بنیادی مزانشیمی بافت چربی و مایع آمنیوتیک و غلظت ١٥ درصد از مایع زجاجیه بر روی سلول‏های مغز استخوان نسبت به سایر غلظت‏ها اثر القایی بیشتری دارد.
نتیجه‏گیری: بر اساس یافته‏های این مطالعه، سلول‏های بنیادی مزانشیمی مشتق شده از هر سه منبع در اثر عمل القایی مایع زجاجیه می‏توانند به سلول‏های فیبر عدسی چشم تمایز یابند.

بررسی غلاف میلین و پروتئین‌های مرتبط با آن (MAG، MOG، MBP و PLP) طی تخریب میلین القا شده توسط کوپریزون در سیستم عصبی مرکزی موش‌های نر نژاد C57BL/6

دوره 8، شماره 1، بهار 1396، صفحه 12-21

https://doi.org/10.52547/JCT.8.1.12

نیما سندگل، مجید کمیجانی

چکیده هدف: هدف تحقیق، بررسی دقیق اثرات وابسته به‏زمان کوپریزون بر پروتئین­های MAG، MOG، MBp و PLp و روند تخریب میلین می‏باشد.
 مواد و روش‌ها: مدل تخریب میلین با مصرف پنج هفته غذای حاوی 2/0 درصد کوپریزون ایجاد شد. ناحیه کورپوس کالوزوم مغز موش‌ها در هفته‏های 3، 4 و 5 مورد ارزیابی بافتی و مولکولی قرار گرفت و در انتهای هفته پنجم مطالعات رفتاری توسط تست میدان باز انجام شد.
نتایج: نتایج نشان داد بیان پروتئین­های غلاف میلین در مقایسه با گروه کنترل به‏صورت وابسته به‏زمان کاهش یافته است. علی­رغم کاهش کلی این پروتئین­ها در هفته سوم، در این هفته تنها پروتئین PLp کاهش معنی‏داری با گروه کنترل نشان داد (01/0p <). همچنین سایر پروتئین­ها از هفته چهارم به بعد کاهش بیان معنی‏داری را نشان دادند. مطالعات میکروسکوپ الکترونی تغییرات معنی‏دار در کاهش قطر میلین در مقایسه با گروه کنترل را تنها پس از 4 هفته نشان داد  (01/0p <). مطالعات رفتاری نیز نشان داد کوپریزون قادر به ایجاد اختلالات رفتاری معنی‏داری در حیوانات مورد مطالعه در مقایسه با گروه کنترل بود و این تغییرات از هفته سوم به بعد قابل مشاهده بودند.
نتیجه­گیری: این تحقیق برای اولین بار به بررسی هم‏زمان پروتئین‏های اصلی میلین پرداخته و نتایج نشان می‌دهد بهترین زمان جهت بررسی­های دقیق مولکولی، بافتی و رفتاری هفته­های چهارم و پنجم می­باشند.

بررسی ارتباط سرطان سینه و پلی‫مورفیسم A/T 251 از ژن IL-8 درجمعیت زنان ایرانی با روش Tetra arms-PCR ‬‬‬‬‬‬‬

دوره 10، شماره 1، بهار 1398، صفحه 12-23

https://doi.org/10.52547/JCT.10.1.12

الهام سیاسی، مرضیه غلامی، فاطمه اشرفی

چکیده هدف: در این مطالعه به ارتباط سرطان سینه و پلی‫مورفیسم A/T 251 از ژن اینترلوکین 8، به‏عنوان مارکر ژنتیکی در جمعیت زنان ایرانی با روش Tetra arms-PCR پرداخته شده است.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه شاهد-موردی، 50 زن مبتلا به سرطان سینه و 50 زن سالم به‏عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. بعد از استخراج DNA، تعیین ژنوتیپ‏های پلی‫مورفیسم 251 T/A از ژن IL-8 به‏روش Tetra arms-PCR انجام شد.
نتایج: فراوانی ژنوتیپ‏های AA، AT و TT در گروه کنترل به‏ترتیب صفر درصد، 88 درصد و 12 درصد و در گروه بیمار به‏ترتیب 12 درصد، 54 درصد و 34 درصد بود. نتایج تفاوت معنی‏داری بین ژنوتیپ‏های AA، AT و TT در گروه کنترل و بیمار نشان نداد (05/0<p).
نتیجه گیری: در تحقیق حاضر بین فراوانی آلل‏های A و  Tدر گروه بیمار و کنترل، تفاوت معنی‌داری وجود نداشت، بنابراین می‏تواند بیانگر این باشد که بین پلی‫مورفیسم 251 T/A از ژن IL-8 و سرطان سینه در جمعیت زنان ایرانی مورد مطالعه، ارتباطی وجود ندارد.
 

تغییر پارامترهای مقاومت به نیکل بر اثر نور در کالوس‌های گیاه بیش‌انباشتگر نیکل آلیسوم اینفلاتوم

دوره 4، بهار 92، بهار 1392، صفحه 13-24

https://doi.org/10.52547/JCT.4.1.13

چکیده هدف: گیاه  Alyssum inflatumبومی خاک‌های سرپنتین غرب ایران و بیش‌انباشتگر نیکل محسوب می‌شود. در این مطالعه از روش کشت کالوس استفاده شد تا با استفاده از سیستمی با درجات پیچیدگی کمتر از نظر سازمان بافتی و اندامی نسبت به گیاه کامل، مکانیسم‌های مقاومت به غلظت‌های بالای نیکل بررسی شود.
مواد و روش‌ها: پس از تکثیر کالوس‌ها بر روی محیط MS و غلظت‌های هورمونی 5/1 و 1/0 میلی‌گرم بر لیتر به ترتیب 2,4-D و کینتین، کالوس‌ها در شرایط نور و تاریکی تحت تیمار با غلظت‌های مختلف نیکل (0، 100، 200، 300، 400، 500 و 600 میکرو‌مولار) قرار گرفتند و سپس پارامترهای مختلف مقاومت شامل رشد، محتوی کلروفیل و فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانت اندازه‌گیری شد.
نتایج: نتایج نشان داد که نور علاوه بر تحریک رشد بیشتر، موجب القا مقاومت بیشتر به نیکل نیز در کالوس‌ها می‌شود. از بین سایر پارامترهای اندازه‌گیری شده، رابطه مثبتی بین افزایش مقاومت و افزایش فعالیت آنزیم کاتالاز به دست آمد، در حالی که در این شرایط افزایش در فعالیت سایر آنزیم‌های اندازه‌گیری شده مانند سوپراکسید دیسموتاز و آسکوربات پراکسیداز دیده نشد.
نتیجه‌گیری: از روش‌های کشت بافت برای بررسی بیشتر مکانیسم‌های مقاومت می‌توان با اجتناب از پیچیدگی‌های بافتی و اندامی استفاده کرد. در این مطالعه با مشاهده اثر نور بر افزایش مقاومت در کالوس‌ها، می‌توان بر تاثیر تمایزیابی سلولی بر مقاومت تاکید کرد و از این سیستم برای بدست آوردن نتایج و تعمیم مستدل آن‎ها به گیاه کامل استفاده کرد.
 
 

بررسی اثرات زولپیدم بر اووژنز ومیزان FSH,LH موش بالغ نژاد NMRI

دوره 10، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 72-83

https://doi.org/10.52547/JCT.10.2.72

سمانه محمدیان، نسیم حیاتی رودباری، کاظم پریور

چکیده هدف: این مطالعه با هدف بررسی اثرات زولپیدم بر اووژنزو هورمون‏های جنسی FSH و LH موش ماده نژاد NMRI صورت گرفت.
مواد و روش‏ها: در این تحقیق از 30 موش بالغ نژاد NMRI با وزن تقریبی 30±26 گرم که توسط تهیه اسمیر واژنی در مرحله استروس از سیکل جنسی بودند انتخاب شدند و به گروه‏های تجربی، شاهد و کنترل تقسیم شدند. گروه‏های تجربی در 3 دسته مختلف این دارو را به‏صورت تزریق درون صفاقی به‏میزان 5، 10، 20 میلی‏گرم بر کیلوگرم وزن موش به‏مدت 14 روز دریافت نمودند گروه سم 05/0 میلی‏لیتر آب مقطر و کنترل هیچ ماده‏ای دریافت نکرد در پایان روز چهاردهم اندازه‏گیری میزان سرم هورمون‏های FSH  وLH توسط روش الیزا انجام شد و همچنین تخمدان از بدن حیوانات خارج شد ومقاطع بافتی با رنگ‏آمیزی هماتوکسیلین ائوزین تهیه شد و تحت مطالعات میکروسکوپی و هیستولوژیکی قرار گرفت و نتایج از طریق آزمون‏های  (One-way  ANOVA)و تست Tukey)) با معنی‏داری (05/0>p) تجزیه وتحلیل آماری شد.
نتایج: تزریق داروی زولپیدم به‏طور معنی‏داری (05/0>p) باعث کاهش سرمی هورمون‏های FSH  و LH در گروه‏های تجربی نسبت به سم و کنترل شد، در بررسی‏های بافتی (05/0>p) افزایش فولیکول‏های بدوی، کاهش فولیکول ثانویه، گراف، جسم زرد نسبت به گروه سم و کنترل مشاهده شد همچنین کاهش معنی‏دارای در قطر فولیکول های ثانویه، گراف، جسم زرد و افزایش معنی‏داری در قطر فولیکول‏های بدوی، فولیکول‏های آترتیک در گروه های تجربی نسبت به سم و کنترل شد.
نتیجه‏گیری: تزریق زولپیدم باعث تغییرات معنی‏داری در روند اووژنز و هورمون‏های FSH  و LH می‏شود.
 

بررسی تنوع ژنتیکی در ارقام بی دانه انگور توسط نشانگر ملکولی RAPD

دوره 2، تابستان 90، تابستان 1390، صفحه 99-106

https://doi.org/10.52547/JCT.2.2.99

چکیده هدف: ارقام بسیار متنوعی از انگور در ایران کشت می‏شوند که در بین آن ها، ارقام بی دانه جز بهترین ارقام خشکباری انگور هستند. هدف از این پژوهش، پی بردن به پتانسیل نشانگر ملکولی RAPD (Random Amplified Polymorphic DNA)  برای تعیین دوری و یا نزدیکی ارقام و یا احتمالاً یکی بودن برخی از آن ها صورت گرفت.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه، 21 رقم انگور بی دانه و 11 آغازگر RAPD مورد استفاده قرار گرفتند.
نتایج: از بین ارقام استفاده شده، 8 آغازگر تکثیر DNA را بخوبی انجام و در بین ژنوتیپ‏ها چند شکلی بالایی نشان دادند. مجموعاٌ    117 باند (آلل) چند شکل به دست آمد که بیشترین تعداد باند دهی مربوط به آغازگر H و کمترین تعداد مربوط به آغازگر B بود.     درصد باندهای چند شکل در بین آغازگرها از 4/71 برای آغازگر B تا 100 درصد برای آغازگر C متغیر و متوسط بانددهی               برای هر آغازگر 8/12 باند بود. در تجزیه آماری، باندهای در محدوده 3000-200 جفت باز که دارای تکرار پذیری                        بالایی بودند انتخاب و در محاسبه وارد شدند. تجزیه کلاستر با استفاده از ضریب تشابه جاکارد مبتنی بر روش UPGMA    (Unweighted pair-group method of arithmetic average) انجام و ارقام در 3 گروه طبقه بندی شدند. دامنه ضریب تشابه از   21/0 تا 716/0 با میانگین ضریب تشابه 46/0 تعیین گردید.
نتیجه گیری: بیشترین تشابه بین ارقام عسگری قرمز و عسگری مشکین شهر و کمترین تشابه بین ارقام خلیلی بی دانه و عسگری نیشابور تشخیص داده شد. احتمالاً دو رقم عسگری قرمز و عسگری مشکین شهر دارای مبدا یکسانی هستند که در طی زمان به مکان‏های مختلفی برده شده‏اند.
 

افزایش بیان ژن‏های Beclin1 و LC3 دخیل در فرآیند اتوفاژی در بیماران مبتلا به سرطان سلول‏های غیرکوچک ریه

دوره 9، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 112-122

https://doi.org/10.52547/JCT.9.2.112

معصومه اکبری-کلیشمی، شهره زارع کاریزی، مرتضی کریمی پور

چکیده هدف: در مطالعه حاضر میزان بیان ژن‏های مذکور در 30 بیمار مبتلا به سرطان سلول‏های غیرکوچک ریه بررسی گردیده است.
مواد و روش‏-ها: استخراج RNA از بافت‏ توموری و بافت مجاور 30 بیمار مبتلا به سرطان سلول‏های غیرکوچک ریه انجام شد. پس از سنتزcDNA ، با روشReal time-PCR بیان ژن‏هایBeclin1  و LC3 ارزیابی گردید. همچنین میزان بیان این ژن‏ها با یافته‌های بالینی و پاتولوژی بیماران مقایسه شد.
نتایج: در مطالعه حاضر میزان بیان دو ژنBeclin1  (p <0.0001) و LC3 (p <0.0001) افزایش قابل توجهی داشت. همچنین ارتباط معنی‫داری بین افزایش بیانLC3 بانوع زیرگروه بافتی مشاهده شد (p=0.0171).
نتیجه‏گیری: افزایش بیان دو ژن  Beclin-1و LC3 ممکن است باعث افزایش فرآیند اتوفاژی شود و افزایش فرآیند اتوفاژی می‏تواند باعث توسعه‎ی تومورزایی گردد که تایید این نتیجه نیاز به تحقیقات بیش‏تر دارد.
 

مهار بیان آکواپورین 5 توسط کورکومین: چشم اندازی جدید در مهار سرطان‏زایی روده

دوره 3، تابستان 91، تابستان 1391، صفحه 113-117

https://doi.org/10.52547/JCT.3.2.113

چکیده هدف:کورکومین دارای خواص آنتی‌اکسیدانی و ضدالتهابی است. القای بیانAQP5، عضوی از خانواده آکواپورین ها، از پروتئین‌های کانال آبی غشایی، در مراحل اولیه سرطان روده این حدس را بر می‌انگیزد که AQP5 یک نیروی به پیش برنده در آغاز سرطانزایی روده است. . فرض بر آن بود که کورکومین می تواند سطوح پروتئین آکواپورین 5 را در سلولهای سرطانی روده hct116 کاهش دهد.
مواد و روش‏ها: سلول‏های سرطانی روده hct116 در محیط کشت DMEM کشت داده شده و به سه گروه کنترل، شم و تیمار تقسیم شدند. گروه کنترل تنها در معرض محیط کشت بوده و گروه شم، اتانول را به عنوان حلال کورکومین دریافت کرد. گروه تیمار تحت غلظت‏های متفاوت کورکومین (10، 20، 30، 50، 80 و 160 میکرو مولار) به مدت 24و48ساعت قرار گرفتند. درصد بقای سلول‏ها توسط آزمون MTT سنجیده شد. سپس سلول‏ها با غلظت 50 میکرو مولار IC50)) کورکومین تیمار شده و آزمون ایمونوسیتو‌شیمی به منظور بررسی اثر کورکومین بر بیان آکواپورین 5 ((AQP5 انجام گردید.
نتایج: نتایج سنجش MTT بیانگر آن بود که کورکومین در الگوی وابسته به زمان و دوز، بقا و تکثیر سلول‏های سرطانی روده hct116 را کاهش می‌دهد. نتایج حاصل از آزمون ایمونوسیتوشیمی نشان داد که میزان پروتئین AQP5 در سلول‏های تیمار شده توسط کورکومین کاهش یافت.
نتیجه‏گیری: نتایج نشان داد که کورکومین قادر است بیانAQP5 را در سلول‏های سرطانی روده hct116 مهار نماید. مهار AQP5 ممکن است یک راه درمانی جدید در پیش گیری و درمان سرطان روده باشد.