فصلنامه
نوع مقاله: علمی - پژوهشی
هماتولوژیست

اثر محیط کشت شرطی شده با رده سلولی میلومایی بر میزان تکثیر و تمایز سلول‌های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان

دوره 16، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 263-276

https://doi.org/10.61882/JCT.16.3.263

فاطمه کوسه‌او، ندا یساری، صدف وحدت، فاطمه باقری

چکیده بیان مسأله: سلول‌های بنیادی مزانشیمی (MSCها) از اجزای سلولی مهم در ریزمحیط انواع مختلف سرطان‌ها، ازجمله مالتیپل میلوما، هستند؛ بنابراین، به منظور کاربرد آن‌ها در مطالعات شبیه‌سازی بیماری‌ها و غربالگری دارویی، بهینه‌سازی شرایط کشت و مواجهه آن‌ها با ترشحات مشتق از سلول‌های سرطانی، به ایجاد شرایطی شبیه‌تر به ریزمحیط بیماری کمک می‌کند. به همین دلیل، در این مطالعه تلاش شد تا تأثیر ترشحات رده سلولی میلومایی U266 بر تکثیر و تمایز MSCهای مشتق از مغز استخوان ارزیابی گردد.

روش‌ها: سلول‌های رده U266 کشت، و محیط شرطی شده با آن‌ها (U266-CM)، پس از دو روز کشت، جمع‌آوری و ذخیره‌سازی شد. از آنجایی که محیط کشت پایه رده سلولی U266 با محیط کشت پایه MSCها متفاوت بود، ابتدا تأثیر تغییر محیط کشت از DMEM به RPMI، بر تکثیر و زنده‌مانی MSCها ارزیابی گردید. در مرحله بعد، اثر تیمار با U266-CM بر تکثیر، چرخه سلولی و تمایز MSCها به استئوبلاست‌ها و سلول‌های چربی بررسی شد.

یافته‌ها: تغییر محیط کشت از محیط کامل DMEM به محیط کامل RPMI بر میزان زنده‌مانی و تکثیر MSCها تأثیر گذاشت، بااین‌وجود، تا 48 ساعت، میزان زنده‌مانی و تکثیر سلول‌های کشت‌شده در هر دو محیط کشت حفظ شد. به علاوه، تیمار با U266-CM سرعت تکثیر MSCها را کاهش داد و تمایز به رده استخوانی و تمایل چربی‌زایی آن‌ها را حفظ نمود.

نتیجه‌گیری: نتایج ما نشان داد که محیط کشت شرطی شده مشتق‌شده از رده سلولی U266 بر میزان تکثیر و پتانسیل تمایز MSCها تأثیر می‌گذارد، و در نتیجه، اهمیت شبیه‌سازی شرایط کشت MSCها با ریزمحیط تومور را برجسته می‌کند.

بهینه‌سازی القای ریشه‌ مویین و تولید کلون‌های ریشه مویین با میزان بالای وین‌دولین و کاتارانتین در گیاه Catharanthus roseus از طریق تراریختی توسط Agrobacterium rhizogenes

دوره 14، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 264-276

https://doi.org/10.61186/JCT.14.3.564

وجیهه کاردوست پاریزی، محسن محمودنیا میمند

چکیده هدف: هدف از این تحقیق بررسی اثر عوامل تاثیرگذار بر القای ریشه مویین و بررسی میزان تولید آلکالوئیدهای ایندولی در ریشه­های مویین تولید شده در اثر تلقیح گیاه پروانش با Agrobacterium rhizogenes بود.
مواد و روش­ها: از گیاهچه استریل پروانش جهت تهیه ریزنمونه استفاده شد. اثر نوع محیط کشت، ریزنمونه، سویه باکتری و ژنوتیپ گیاه بر میزان القای ریشه مویین بررسی شد. میزان آلکالوئیدهای ایندولی با استفاده از دستگاه HPLC اندازه­گیری شد. ماهیت تراریختگی ریشه­های مویین با استفاده از روش PCR و پرایمرهای اختصاصی تایید گردید.
نتایج: سویه A4 به‫عنوان بهترین سویه A. rhizogenes جهت القای ریشه مویین و محیط کشت MS به‫عنوان بهترین محیط کشت برای توسعه و استقرار کشت ریشه مویین در ژنوتیپ سفید پروانش تعیین شدند. نتایج حاصل از تکثیر اختصاصی ژن‌های rolB و virD نشان دهنده ماهیت تراریختی ریشه‌های مویین بود. به‫طور کلی مقدار وین­دولین و کاتارانتین ریشه­های مویین بیشتر از ریشه معمولی و اندام‌ هوایی گیاه پروانش بـود. از طرفـی، مقـدار این آلکالوئیـدها در اندام هوایی گیاه از ریشه معمولی بـالاتر بـود.
نتیجه­گیری: به‫نظر می­رسد با ورود ژن­های rol از باکتری به ژنوم گیاه و ایجاد ریشه مویین و در نتیجه تغییر در میزان تولید هورمون­های درونزا و پاسخ­های سلول گیاهی به ورود ژن­های باکتری، میزان و پروفایل تولید متابولیت­های ثاتویه گیاه تغییر پیدا می­کند و در نتیجه می­توان با گرینش کلون­هایی با افزایش تولید آلکالوئیدهای مهم دارویی و بهینه سازی شرایط تولید انبوه متابولیت­ها در بیوراکتورها، به سمت تولید تجاری این ترکیبات از طریق کشت سلول و بافت گیاهی حرکت کرد.

تاثیر نسبت‌های مختلف کندروسیت و سلول‌های بنیادی مزانشیمی بر پتانسیل تمایز به غضروف در وزیکول‌های خارج سلولی استخراج شده از هم‌کشتی کندروسیت و سلول‌های بنیادی مزانشیمی

دوره 13، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 268-284

https://doi.org/10.52547/JCT.13.4.268

مریم حسین‌زاده، سمانه حسینی، محمدرضا باغبان اسلامی‌نژاد

چکیده هدف: عدم توانایی ترمیم خود به‫خودی بافت غضروف به‫دنبال ایجاد آسیب‌ مفصلی، نیازمند یک رویکرد درمانی موثر است. اخیرا نقش وزیکول‌های خارج سلولی (EV) در ارتباطات سلولی و ترمیم بافت از طریق تنظیم فرایندهای سلولی مورد توجه قرار گرفته است. هدف این مطالعه، مقایسه توانایی غضروف­زایی EVهای مشتق از هم‌کشتی کندروسیت/سلول بنیادی مزانشیمی با نسبت‌های 1 به 2 و 1 به 4 در شرایط برون‌تنی است. مواد و روش‌ها: در این راستا، سلول‌ها جداسازی و مشخصه­یابی شدند. محیط‌های رویی سلول‌های مورد نظر جمع­آوری و EV با استفاده از دستگاه اولتراسانتریفیوژ استخراج شد. EVها از لحاظ اندازه، مورفولوژی و بیان مارکرهای سطحی بررسی شدند. توانایی تمایز سلول‌های بنیادی مزانشیمی به کندروسیت در حضور غلظت‌های مختلف EVهای (۵۰، ۱۰۰ و۱۵۰ میکروگرم‌بر‌میلی‌لیتر) در ۲۱ روز بررسی شد و بیان مارکرهای غضروفی با استفاده از qRT-PCR و مطالعات بافتی ارزیابی شد. نتایج: CHO/MSC-EV 1/2 و CHO/MSC-EV 1/4 کروی‌شکل و به ترتیب با اندازه ۱۵/۸ ±۶۶/۵۱ و ۰۳/۶ ±۱۱/۱۹ نانومتر بوده و مارکرهای سطحی ویژه‌ی EVها شامل CD9 و CD81 در دو گروه بیان شد. افزایش بیان بالاتر مارکرهای ویژه­ی غضروفی به‫ویژه Col II وهمچنین ترشح آمینوگلیکان وپروتئوگلیکان در غلظت‌های 100 و150 میکروگرم بر میلی‌لیتر CHO/MSC-EV 1/2 نسبت به  CHO/MSC-EV 1/4مشاهده شد. نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از این مطالعه پتانسیل تمایز به غضروف EVها را به‫ویژه در وزیکول‌های مشتق از CHO/MSC-EV 1/2 نشان داد. استفاده از EVها که توانایی غضروف‌زایی بالا دارند، به‫دلیل عدم ایمنی‌زایی و خطر تومورزایی می‌تواند در ترمیم بافت غضروف، موفقیت‌آمیز باشد.

بررسی اثر سالیسیلیک اسید بر برخی از پارامترهای رشد و برهم‌کنش آن با دو هورمون اکسین و ژیبرلین در گیاه سیب‌زمینی (Solanum tuberosum) تحت کشت در شیشه

دوره 15، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 269-280

https://doi.org/10.61186/JCT.15.4.269

محمد صادق مالکی، علی اکبر احسانپور

چکیده هدف: هورمون سالیسیلیک اسید به‌عنوان یک تنظیم‌کننده رشدی می‌تواند با هورمون‌های اکسین و ژیبرلین برهم‌کنش نشان داده و در القا رشد و فرایندهای متابولیسمی گیاه سیب‌زمینی موثر باشد. سیب‌زمینی یکی از مهم­ترین گیاهان زراعی است که کشت‌ در ‌شیشه آن می‌تواند به‌عنوان مدل در شرایط آزمایشگاهی مورداستفاده قرار گیرد. هدف از انجام این مطالعه بررسی اثر سالیسیلیک اسید بر شاخص‌های رشدی و برهم‌کنش با سایر هورمون‌های گیاهی می‌باشد. مواد و روش‌ها: در این مطالعه گیاه‫چه‌های سیب‌زمینی تحت غلظت‌های 0، 1/0، 1، 10 و 100 میکرومولار سالیسیلیک اسید در شرایط کشت‌در‌شیشه کشت شدند. پس از چهار هفته پارامتر‌های رشدی، میزان کلروفیل a و b، کاروتنوئید و محتوای هورمون‌های اکسین و ژیبرلین اندازه‌گیری شدند. نتایج: داده‌های مطالعه حاضر نشان داد محتوای نسبی آب، سطح برگ، طول اندام هوایی و ریشه در غلظت‌های 1/0، 1 و 10 میکرومولار نسبت به نمونه شاهد افزایش معنی‌داری یافت که بالاترین میزان تحت غلظت 10 میکرومولار مشاهده شد. علاوه ‌بر ‌این، میزان رنگ‌دانه‌های فتوسنتزی و محتوای هورمون‌های اکسین و ژیبرلین در گیاه الگویی مشابه با پارامترهای رشدی را نشان دادند. در مقابل غلظت 100 میکرومولار موجب مهار و یا کاهش تمام پارامترهای مورد سنجش در این مطالعه شد. نتیجه‌گیری: به‫نظر می‌رسد سالیسیلیک اسید در غلظت‌های پائین به‫دلیل اثرات مستقیم هورمون بر فرایندهای متابولیسمی و آنزیمی سبب افزایش پارامترهای رشدی، رنگ‌دانه‌های فتوسنتزی و محتوای اکسین و ژیبرلین شده است. در مقابل در غلظت‌های بالا به دلیل تجمع بالای گونه‌های فعال اکسیژن تولید شده به‌وسیله سالیسیلیک اسید و تنش اکسیداتیو ناشی از آن پارامترهای رشدی مهار شد.

القای آپوپتوزیس در رده سلولی سرطان سینه (4T1) توسط نانوذره‌ بر پایه نارینگین

دوره 12، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 273-282

https://doi.org/10.52547/JCT.12.4.273

شمیم نجاتی، حسین غفوری، سودا زارعی

چکیده هدف:  هدف اصلی این مطالعه توسعه و توصیف نانوذرات لیپیدی جامد (NRG-SLNs) در رده سلولی سرطان پستان 4T1 بود.
مواد و روش‏ها: نانوذرات لیپیدی جامد حاوی NRG با امولسیون سازی با ذوب داغ و روش همگن‏سازی با سرعت بالا تهیه شدند. سمیت سلولی NRG-SLN ها با اندازه‏گیری میزان زنده ماندن سلول­های4T1  با استفاده از روش MTT ارزیابی شد. علاوه ‏بر این، القای پروتئین‏های پیش ‏آپوپتوزیس و سرکوب پروتئینهای ضد آپوپتوزیس توسط slnS-GRN با استفاده از روش وسترن بلات مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
 نتایج: NRG-SLNهای تهیه شده دارای اندازه متوسط 84 نانومتر، پتانسیل زتا 21-میلی ولت و بازده گیرافتادن 17،73 درصد بودند. مقادیر IC50 سلول­های 4T1  تیمار شده باNRG-SLNs  در 24 ساعت 20 میکرومولار و در 48 ساعت انکوباسیون 2 میکرومولار بود. تجزیه و تحلیل وسترن بلات نشان داد که NRG-SLN ها میتوانند نسبت 2 LCB/xaB را در مقایسه با گروه کنترل افزایش دهند. هم‏چنین سطح پروتئینBax ،p-ASK1  و سیتوکروم c در گروه تیمار افزایش یافت.
 
واژگان کلیدی: فلاونوئید، نارینگین، SLN، رده سلولی 4T1 ، آپوپتوزیس

جداسازی و کشت اولیه سلول‏های ستیغ عصبی از لوله عصبی جنین جوجه

دوره 11، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 275-282

https://doi.org/10.52547/JCT.11.4.275

مریم متین، محمدقاسم گل‏محمدی، محسن سقا

چکیده هدف:  هدف از این مطالعه ارائه یک روش ساده و کارآمد جهت جداسازی و تعیین خصوصیت سلول‏های ستیغ عصبی از بافت لوله عصبی می‏باشد.
مواد و روش‏ها: تخم مرغ‏های نطفه‏دار حدود 35 ساعت در دمای 38 درجه سانتی‏گراد و رطوبت نسبی 55 تا 60 درصد در داخل انکوباتور قرار داده شدند تا جنین‏ها به‏مراحل 10-12 طبق جدول تکاملی هامبورگر-هامیلتون رسیدند. سپس جنین‏ها از روی سطح زرده تخم مرغ جداسازی شده  و لوله عصبی از جنین جوجه جدا و به‏مدت 24 ساعت در ظروف کشت سلولی، کشت داده شد تا سلول‏های ستیغ عصبی از آن جدا شوند. آن‏گاه لوله عصبی از کف ظروف کشت جدا و خارج شد و به سلول‏ها به‏مدت 5 روز اجازه تکثیر و ازدیاد داده شد. در نهایت این سلول‏ها جمع‏آوری شدند و جهت ارزیابی پروفایل بیان ژن، PCR صورت گرفت.
نتایج: سلول‏های ستیغ عصبی از لوله عصبی جدا شده و در شرایط کشت گسترش یافتند. این سلول‏ها هم‏چنین نشانگرهای Slug، Sox9 و Sox10 را به‏روش RT-PCR بیان کردند.
نتیجه‏گیری: سلول‏های ستیغ عصبی می‏توانند در محیط آزمایشگاهی از لوله عصبی رها شده و در شرایط کشت مناسب و ساده تکثیر و گسترش یابند.
 

اثر اگزوزوم‌های مشتق از سلول‌های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان خرگوش بر بیان ژن‌های کلاژن، اگریکان و فاکتور نکروز دهنده تومور- آلفا در سلول‌های نوکلئوس پولپوزوس

دوره 14، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 277-292

https://doi.org/10.61186/JCT.14.4.277

فرزانه شیخی، جواد بهارآرا، خدیجه نژاد شاهرخ آبادی، مریم لطفی

چکیده هدف: در مطالعه حاضر، تغییرات سطح بیان ژن­های کلاژن، اگریکان و فاکتور نکروز دهنده تومور- آلفا  در سلول­هایNP التهابی تیمار شده با اگزوزوم و اثربخشی اگزوزوم بر کاهش آپوپتوزیس سلول­هایNP ملتهب بررسی شد. مواد و روش‏ها: اگزوزوم­ها با روش اولتراسانتریفیوژ جداسازی و با کمک میکروسکوپ الکترونی عبوری، میکروسکوپ نیروی اتمی و روش پراکندگی نور پویا شناسایی شدند. زیستایی سلول­ها با آزمون MTTو رنگ­آمیزی DAPI مورد بررسی قرار گرفت. سنجش بیان ژن­های کلاژن، اگریکان و TNF-α با روش Real-time PCR صورت گرفت. نتایج: MSC-Exo، وزیکول‌هایی با قطر 5/35 تا 100 نانومتر می­باشند. بر اساس آزمون MTT، میزان زیستایی سلول­های ملتهب تیمار شده با اگزوزوم تفاوت معناداری نسبت به گروه التهابی بدون تیمار داشت(05/0*P< در دوز 100 میکروگرم بر میلی­لیتر، 01/0**P< دوزهای 25 و 50 میکروگرم بر میلی­لیتر). نتایج DAPI نشان­دهنده کاهش آپوپتوزیس در گروه تیمار شده با اگزوزوم بود. نتایج Real time PCR، افزایش بیان ژن­های کلاژن (05/0*P<) و اگریکان (001/0***P<) و کاهش بیان ژن TNF-α(01/0**P<) در سلول­های التهابی تیمار شده با اگزوزوم را نشان داد. نتیجه‏گیری: اگزوزوم­های مشتق از سلول­های بنیادی مزانشیمی می­توانند باعث افزایش بیان ژن­های کلاژن و اگریکان و کاهش بیان ژن TNF-α در سلول­های تیمار شده شوند و لذا ضرورت مطالعات کلینیکی کمردرد کاملا محسوس و پیشنهاد می­شود.

ایجاد یک سازه لنتی ویروسی نوترکیب حاوی ژن PDX1 کلون شده با استفاده از سیستم CRISPR/Cas9

دوره 16، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 277-290

https://doi.org/10.61882/JCT.16.3.277

عظیمه اخلاق پور، محسن بصیری، مریم مبارک قمصری، سیده نفیسه حسنی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه، ایجاد موتاسیون در ژن PDX-1 جوجه، از طریق ایجاد یک gRNA مکمل با قسمتی از ژن PDX-1 است. هدف این رویکرد ایجاد جهش‌های هدفمند با کاربردهای درمانی بالقوه در ژن‌درمانی است. مواد و روش‌ها: جهت حذف و تغییرات در  ژن PDX-1 جوجه، توالی RNA راهنمای تکی (single guide RNA, sgRNA) از نرم افزار اینترنتی CRISPR Design Tool طراحی شد. و از طریق آنزیم‌های برشی و واکنش الحاق در وکتور لنتی ویروسی LentiCRISPRv2GFP کلون شد و از طریق شوک حرارتی در سلول‌های میزبان Escherichia coli Top10 ترانسفورم شد.  نتایج: نتایج PCR یک قطعه تکثیر شده بهطول ۲۶۷ جفت باز (bp) را نشان داد که نشان‌دهنده وجود ژن sgPDX-1 بود. این قطعه روی ژل آگارز قابل مشاهده بود. علاوه بر این، هضم معکوس با دو آنزیم محدودکننده، یک قطعه ۲۰۰۰ جفت بازی جدا شده از ناقل را تولید کرد. نتایج تعیین توالی، موفقیت‌آمیز بودن فرآیند کلونینگ را تایید کرد. نتیجهگیری: ژن PDX-1 مرغ در یک وکتور لنتی‌ویروسی حاوی ساختار CRISPR/Cas9 کلون شد. وکتور نوترکیب LentiCRISPRv2GFP-sgPDX1 با موفقیت بهدست آمد. ساختار ژنی توسعه‌یافته در این مطالعه پتانسیل قابل توجهی برای بررسی عملکرد ژن و استفاده در ژن‌درمانی دارد. در نتیجه، استفاده از این ساختار ممکن است امکان ایجاد یک مدل حیوانی در جنین‌های مرغ با نقص، از جمله حفره خالی اندام یا بافت، را فراهم کند. چنین مدلی امکان بررسی و درمان نقص‌ها را با استفاده از داروها و رده‌های سلولی خاص فراهم می‌کند.

کورکومین با فعال سازی مسیر Nrf2/NFkB به‫ صورت محدود باعث مهار استرس اکسیداتیو القا شده توسط دی-2-اتیل هگزیل فتالات در سلول‫های بنیادی مزانشیم مغز استخوان شد‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

دوره 15، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 281-298

https://doi.org/10.61186/JCT.15.4.281

محمد حسین آبنوسی، محجوبه لک

چکیده هدف: زردچوبه حاوی مقدار زیادی کوکومین (Cur) است که اثر آنتی اکسیدانتی قوی دارد. از دی-2-اتیل هگزیل فتالات (DEHP) در محصولات پلی ونیل کلرید (PVC) استفاده می­شود که امکان رها شدن و ورود آن به مایعات زیستی در طی درمان‫های پزشکی وجود دارد. DEHP باعث القای استرس اکسیداتیو در سلول‫های بنیادی مزانشیم مغز استخوان (BMSCs) می­شود، لذا هدف این مطالعه بررسی اثر Cur بر استرس اکسیداتیو ناشی از DEHP در BMSCs می­باشد. مواد و روشها: درصد زنده مانی BMSCs بعد از پاساژ سوم در حضور غلظت‫های 05/0 تا 5 میکرومولار Cur برای مدت 4 روز بررسی شد. سپس از غلظت 1/0 میکرومولار Cur برای بررسی در صد زنده مانی و تکثیری سلول‫ها، غلظت مالون دی آلدئید (MDA)، ظرفیت تام آنتی اکسیدانت (TAC)، فعالیت آنزیم‫های کاتالاز و سوپر اکسید دیسموتاز (SOD)  و همچنین بیان ژن‫های NFkB و Nrf2 به‫صورت مجزا و در حضور غلظت‫های 100 و 500 میکرو مولار DEHP درمدت 4 و 8 روز  استفاده شد. نتایج: غلظت منتخب Cur در مدت 4 روز باعث افزایش توانائی تکثیر سلول‫ها شد. این غلظت توانست در مدت 4 و 8 روز اثر سمی DEHP را مرتفع ساخته و همچنین باعث کاهش غلظت MDA و افزایش فعالیت آنزیم‫های کاتالاز و SOD،  به‫خصوص در 8 روز شود. با توجه به افزایش TAC، این ترکیب گیاهی توانست بیان NFkB را کاهش و بیان Nrf2 را افزایش دهد. نتیجه گیری: Cur از طریق مسیر Nrf/NFkB اثر اکسیداتیو القا شده توسط DEHP را کاهش داد. لذا برای کم کردن اثر DEHP در بیماران، می‫توان از زردچوبه استفاده نمود.

بررسی اثرات ساکارومیسس بولاردی غنی شده با نانواکسید سلنیوم بر سلول‏های سرطان پستان القا شده در رت DMBA توسط

دوره 11، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 283-292

https://doi.org/10.52547/JCT.11.4.283

سمیرا زمانی، فرشته قندهاری، مهنوش فاطمی، ملاحت رضایی

چکیده هدف: این مطالعه به ‏بررسی اثرات ضدسرطانی ساکارومایسس بولاردی وساکارومایسس بولاردی غنی‏‏شده با نانواکسید سلنیوم بر سلول‏های سرطان پستان القا شده در رت توسط کارسینوژن 7-12 دی‏متیل بنزا آنتراسن پرداخته است.
مواد و روش‏ها: سرطان سینه با تزریق کارسینوژن به ‏نوک سینه رت‏های ماده القا شد. بعد از رسیدن تومورها به‏سایز 10 میلی‏متر و جهت تهیه مقاطع بافتی و سلول­های منفرد تومورها جدا شد. سلول‏های سرطانی با غلظت‏های متفاوتی از سوسپانسیون ساکارومایسس بولاردی و ساکارومایسس بولاردی غنی‏شده با نانواکسید سلنیوم تیمار شدند. سایتوتوکسیتی با دو روش MTT و تریپان‏بلو بررسی شد.
نتایج: مقایسه دو گروه دریافت کننده ساکارومایسس بولاردیو مخمر غنی‏شده با نانواکسید سلنیوم با استفاده از دو آزمون تغییرات درصد زیستایی سلول‏های سرطانی در هر دو غلظتµg/ml  5/0 و 1 مشاهده شد. به‏علاوه با افزایش غلظت، زیستایی به‏طور معنی‏داری کاهش یافته است. درصد زیستایی سلول‏های سرطانی در گروه‏های آزمایشی تیمار با مخمر غنی شده با نانواکسید سلنیوم با افزایش غلظت مخمر غنی شده کاهش یافت. با مقایسه غلظت‏های مختلف مخمر با مخمر غنی شده، نشان داده شد که بین اثر سایتوتوکسیستی آن‏ها برروی سلول‏ها اختلاف معنی‏داری وجود دارد.
نتیجه‏گیری: مخمرهای پروبیوتیکی احتمالا می­توانند کاندید مناسبی برای درمان بیماری­ها و در راس آن سرطان باشند، به‏ویژه زمانی که با ترکیبات نانواکسید سلنیوم همراه شوند.
 

اثرات ترکیبات فلاونوئیدی پوست سبز گردو بر افزایش بازده سلول درمانی با کمک تمایز سلول‏های بنیادی مزانشیمی مشتق از بافت چربی به سلول‏های تولید کننده انسولین درموش‏های صحرایی مدل دیابتی

دوره 12، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 283-299

https://doi.org/10.52547/JCT.12.4.283

سیما مشایخ، مهناز آذرنیا، اسماعیل فتاحی، رضا مقدسعلی

چکیده هدف: در این مطالعه اثر ترکیبات فلاونوئیدی پوست سبز گردو را بر تولید سلول‏های ترشح کننده انسولین بررسی شد.
مواد و روش‏ها: در این تحقیق تجربی سلول‏های بنیادی مزانشیمی مشتق از بافت چربی (AD-MSCs)در شرایط استریل به‏مدت21­روز در مجاورت عصاره فلاونوئیدی با دوزهای 50 و 100 میلی‏گرم بر میلی‏لیتر سلول‏های انسولین ساز تمایز داده شدند. برای دیابتی کردن رت‏ها از استرپتوزوتوسین با دوز 60 میلی‏گرم بر کیلوگرم استفاده شد. از رنگ‏آمیزی دیتیزون (DTZ) برای حضور انسولین، از روش ایمونوفلورسانس جهت تعیین حضور پروتئین‏های اختصاصی سلول‏های بتای پانکراس، اندازه‏گیری قند خون توسط دستگاه گلوکومتر،  سطح کراتین، اوره و اسیداوریک سرم از روش کالریمتری و­ از رونویسی معکوس واکنش زنجیره‏ای پلی‏مراز (RT-PCR) برای ارزیابی بیان ژن PAX4   استفاده شد.
نتایج: تحت شرایط فوق به‏تدریج از سلول‏های دوکی شکل فیبروپلاستی به سلول‏های مدور تغییر و سلول‏های انسولین ساز با استفاده از رنگ ­DTZ به‏رنگ قرمز رویت و ترشح انسولین را نشان دادند. بیان نشان‏گرهای انسولین-پروانسولین و گیرنده بتا اثبات شد، میزان قند خون، اوره، اسیداوریک و کراتین کاهش و سطح بیان ژن PAX4 در گروه‏های تجربی اختلال معنی‏داری را نشان دادند(05/0≥p).
نتیجه‏گیری: نتایج به‏دست آمده نشان داد کهAD-MSCs  تحت عصاره فلاونوئیدی پوست سبز گردو توانایی تمایز به سلول‏های تولیدکننده انسولین را دارند.
 

اثر هم‌افزائی اشعه UV-A و متیل‌جاسمونات بر بیوسنتز متابولیت‌های تیمول و کارواکرول در گیاه داروئی آویشن

دوره 13، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 285-297

https://doi.org/10.52547/JCT/13.4.285

محمّد آبیاری

چکیده هدف: در آویشن، تیمول و کارواکرول به‫دلیل برخورداری از خواص درمانی متنوعی نظیر ضد تومور مورد توجه فارماکولوژیست­ها قرار گرفته­اند. تاکنون، طیف متنوعی از تیمارها مثل الیسیتورها برای افزایش محتوی تیمول و کارواکرول پیشنهاد شده­اند. این پژوهش نیز با هدف ارزیابی اثر هم­افزائی اشعه UV-A و متیل‌جاسمونات بر بیوسنتز تیمول و کارواکرول صورت گرفت.
مواد و روش­ها: بذور آویشن در آزمایش فاکتوریل در زمان با طرح کاملا تصادفی با سه تکرار تحت شرایط گلخانه­ای در گلدان­های پلاستیکی کاشته شدند. گیاهچه­های پنج­برگی به‫طور جداگانه و همزمان با UV-A پرتودهی و با متیل‌جاسمونات 1/0 میلی‌مولار محلول­پاشی شدند. بعد از گذشت 24 و 48 ساعت از اعمال تیمارها، سطح بیان ژن­های GTS، DXR، CYP180 و CYP178 با Real-Time PCR و سطح متابولیت­ها باHPLC  اندازه­گیری شد.
نتایج: بیان ژن­های GTS، DXR، CYP180 و CYP178 تحت تاثیر هم­افزائی متیل‌جاسمونات و UV-A قرار گرفت. سطح رونوشت این ژن­ها بعد از گذشت 24 ساعت از اعمال جداگانه تیمارها به‫طور معنی­داری افزایش یافت و این افزایش در تیمار ترکیبی هورمون و اشعه بیشتر بود. با این‫حال، بیان این ژن­ها بعد از گذشت 48 ساعت از اعمال تیمارها با کاهش معنی­داری همراه بود. روند افزایشی و کاهشی محتوی تیمول و کارواکرول در تیمار الیسیتورها نیز مطابق با بیان ژن­های مورد مطالعه بود.
نتیجه­گیری: مشاهدات ما پیشنهاد می­کند که آویشن در 24 ساعت اول تیمار هورمون و اشعه، از هم­افزائی پیام­رسانی به‫منظور افزایش سطح متابولیت­های خود استفاده می­کند و بعد از آن، سازوکارهای دفاعی دیگر فعال می­شوند و سطح متابولیت­های ثانویه کاهش می­یابد.

سلولی تکوینی(جانوری)

بررسی میزان بیانmiR-223-3p، FOXO1 و TP53در بیماران مبتلا به آندومتریوز تخمدانی

دوره 16، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 291-308

https://doi.org/10.61882/JCT.16.3.291

سمیه شعبانی چلکاسری، فرهاد مشایخی، زیبا ظهیری، زیور صالحی

چکیده هدف: هدف از این تحقیق، بررسی بیان miR-223-3p و ژنهای هدف FOXO1 و  TP53در آندومتریوز تخمدانی از طریق تحلیل بیوانفورماتیکی و تایید تجربی میباشد. مواد و روش‏ها: پروفایل‌های بیان ژن، از مجموعه داده سری GSE105765 از پایگاه داده Gene Expression Omnibus (GEO) استخراج شد. ژن‌های بیان شده با استفاده از بسته "limma" در نرم‌افزار R شناسایی و نمودار نقشه حرارتی برای ژن‌های با بیان متفاوت رسم و در نهایت miR-223-3p  برای این تحقیق انتخاب شد. سپس ژن‌های FOXO1 و TP53 نیز بهعنوان ژن‌های هدف miR-223-3p  با استفاده از پایگاه داده miRDB انتخاب شدند. در بخش تجربی مجموعا 40 نمونه بافت نابهجا (اکتوپیک)، 40 نمونه بافت یوتوپیک از بیماران مبتلا به آندومتریوز و 40 نمونه آندومتر طبیعی بهعنوان گروه کنترل مطالعه شد. پس از استخراج RNA  کل و سنتز cDNA، میزان بیان miR-223-3p، FOXO1 و  TP53 توسط Real Time PCR بررسی شد. نتایج: نتایج نشان داد که افزایش معنیداری در بیان miR-223-3p در نمونه های بافتی اکتوپیک نسبت به یوتوپیک و کنترل وجود دارد. همچنین کاهش معنیداری در بیان ژن‌های FOXO1 و TP53در گروه اکتوپیک نسبت به گروههای یوتوپیک و کنترل مشاهده شد. در حالیکه اختلاف معنیداری در بیان miR-223-3p، FOXO1 و  TP53در بین گروه یوتوپیک و کنترل مشاهده نشد. نتیجه‏گیری: نتیجه‌گیری می‌ شود که بیان miR-223-3p، FOXO1 و TP53 در بافت آندومتر اکتوپیک بیماران مبتلا به آندومتریوز تغییر می‌کند. همچنین پیشنهاد می‌شود که miR-223-3p، FOXO1 و TP53 ممکن است کاندیدا برای پاتوژنز آندومتریوز و پتانسیل درمانی آنها در آندومتریوز باشد.

بررسی میزان بیان LncRNA CRNDE در بیماران ایرانی مبتلا به سرطان روده بزرگ

دوره 11، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 293-301

https://doi.org/10.52547/JCT.11.4.293

ثریا غلامی نژاد، زهرا دیلمی، علی صالح ‏زاده، امیر جلالی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه مقایسه میزان بیان LncRNA CRNDE در نمونه­های توموری و نرمال افراد مبتلا به سرطان روده بزرگ به‏روش Real Time-PCR  بود.
مواد و روش‏ها: تعداد 20 نمونه از بافت توموری افراد مبتلا به‏سرطان روده بزرگ و 20 نمونه بافت غیرتوموری همان افراد از بانک تومور مجتمع بیمارستانی امام خمینی دانشگاه علوم پزشکی تهران تهیه شد. پس از استخراج RNA کل از بافت­های سرطانی و نرمال، DNA مکمل سنتز و با استفاده از روش Real Time-PCR سطوح بیان LncRNA CRNDE در آن­ها مورد بررسی قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل آماری نتایج از روش ANOVA یک‏طرفه و تست Tukey استفاده شد.
نتایج: نتایج به‏دست آمده نشان‏دهنده افزایش دو برابری بیان LncRNA CRNDE در هر 20 نمونه سرطان روده بزرگ در مقایسه با نمونه­های نرمال بود.
نتیجه‏گیری: باتوجه به‏افزایش قابل توجه بیان LncRNA CRNDE در سلول­های سرطانی نسبت به سلول­های نرمال، می­توان از حضور این LncRNA در خون به‏عنوان یک نشان‏گر زیستی برای تشخیص زودرس و غیر­تهاجمی، سرطان روده بزرگ استفاده کرد.
 

تاثیر عصاره گیاه آشواگاندا (Withanaia somnifera) بر میزان بقا و بیان ژن P53 در سرطان تخمدان (رده سلولی (A2780

دوره 14، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 293-308

https://doi.org/10.61186/JCT.14.4.293

سیده محیا مدرسی، نرگس نیکونهاد لطف آبادی، فاطمه حقیرالسادت

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثرات سایتوتوکسیک عصاره هیدروالکلی آشواگاندا (Withanaia somnifera) و بررسی تغییرات بیان ژنP53  در پاسخ به این ماده در سلولهای سرطان تخمدان (رده سلولی A2780) است.
مواد و روش ها: بدین منظور سلول‫های A2780 با غلظت‫های مختلف عصاره آشواگاندا به‫مدت 24، 48 و 72 ساعت تیمار شدند. اثرات این عصاره بر روی میزان بقای سلول‫ها با استفاده از MTT  و میزان بیان ژن P53 به‫روش Real-Time PCR  مورد بررسی قرارگرفت. در نهایت آنالیز آماری و تفسیر داده‫ها با استفاده از نرم افزار GraphPad Prism انجام شد.
نتایج: نتایج MTT نشان داد که عصاره آشواگاندا در غلظت‫های 5/62، 125، 250، 500، 750 µg/ml  به‫صورت وابسته به زمان و غلظت به‫طور معناداری موجب کاهش حیات سلولی شده است به‫ترتیب پس از گذشت 24، 48و 72 ساعت IC50 در غلظت‫های 6/512، 339 و 6/226 میکروگرم بر میلی لیتر به‫دست آمد و همچنین  نتایج Real Time PCR نشان داد که بیان ژن P53 طی 24 ساعت تیمار با غلظت‫های 250  و 500 میکروگرم بر میلی لیتر عصاره به‫طور معناداری افزایش یافته است. همچنین افزایش غلظت عصاره بر روی میزان بیان این ژن تاثیر معناداری داشته است.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه بیانگر اثر سایتوکسیک عصاره آشواگاندا بر روی سلول‫های سرطان تخمدان بوده و با افزایش بیان ژن P53 می تواند سبب القای اثرات ضد سرطانی باشد.

بررسی پتانسیل القای آپوپتوزیس ترکیبات سنتزی مشتق از سورافنیب در سلول‌های سرطانی پستان

دوره 13، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 298-310

https://doi.org/10.52547/JCT.13.3.298

ندا سلطانی، حسین غفوری

چکیده هدف: سرطان از جمله مهمترین بیماری­های قرن حاضر است که افراد بسیاری در سراسر جهان به آن مبتلا می­باشند و ضمن افزایش شیوع این بیماری، هنوز درمان مناسبی برای آن پیدا نشده است. در این بین سرطان پستان شایع­ترین سرطان و همچنین علت اصلی مرگ و میر ناشی از سرطان در زنان در سراسر جهان است. محققان بدنبال یافتن راهکارهای درمانی سرطان، ترکیبات دارویی بسیاری را علیه سرطان­های مختلف سنتز کرده و اثرات آ­نها را مورد مطالعه قرار می­دهند. سورافنیب یک مهار کننده­ی اوره مولتی­کیناز است که موجب القای آپوپتوزیس و مهار آنژیوژنز و تکثیر سلول­های سرطانی می­گردد. همچنین آزمایشاتی جهت بررسی عملکرد آن در درمان سایر سرطان­ها نیز انجام شده است. مشتقاتی از سورافنیب نیز سنتز شده و مورد بررسی قرار گرفته­اند. در تحقیق حاضر اثر ضد سرطانی یکی از مشتقات سورافنیب به نام (2E,2´E)-2,2´-(1,4-فنیلن­بیس (متانیلیدن)بیس(N-(4-کلرو-3-(تری­فلوروم اتیل)فنیل)هیدرازین کربوکسامید) که به اختصار SO-D-3 نامیده شد، علیه سه رده­ی سلولی سرطان پستان مورد ارزیابی قرار گرفت.
مواد و روش­ها: سه رده­ی سلولی سرطان پستان شامل MCF7، 4T1 و MDA تهیه شده و در محیط کشت RMPI کشت داده شدند. سلول­ها با غلظت­های 25/31، 5/62، 125، 250، 500، 1000 و 2000 میکرومولار از SO-D-3 تیمار شدند و میزان زنده­مانی آن­ها با استفاده از تست MTT طی زمان­های 24، 48 و 72 ساعت مورد ارزیابی قرار گرفت. القای آپوپتوز توسط SO-D-3 در سلول­های سرطانی مورد مطالعه، از طریق فلوسایتومتری بررسی گردید. همچنین سطح پروتئین­های Hsp70 و Casp8 به‫عنوان پروتئین­های دخیل در آپوپتوز با استفاده از روش وسترن بلات مطالعه شد. نتایج حاصل با استفاده از نرم افزار SPSS از نظر آماری تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: نتایج حاصل از تست MTT نشان داد که تیمار سلول­های سرطانی به‫طور معنی‫داری موجب کاهش زنده­مانی این سلول­ها نسبت به شاهد می‫شود. میزان IC50 برای سلول­های MDA-MB-231 به‫طور قابل توجهی کمتر از سلول­های MCF7 و 4T1 در 24 ساعت بود (4/157 میکرومولار برای MDA-MB-231 در مقایسه با 8/843 میکرومولار برای MCF7 و 1212 میکرومولار برای 4T1). با این حال، تفاوت با افزایش زمان تیمار کاهش یافت (47/77 میکرومولار و 38/23 میکرومولار برای MDA-MB-231، 3/107 میکرومولار و 69/36 میکرومولار برای MCF7، و 63/83 میکرومولار و 58/16 میکرومولار برای 4T1 به‫ترتیب در 48 ساعت و 72 ساعت). آنالیز فلوسایتومتری نشان داد که در سلول­های تیمار شده با SO-D-3، سلول­های آپوپتوتیک افزایش معناداری پیدا کرده بودند. بررسی سطح پروتئین­ها با استفاده از تکنیک وسترن بلات نیز نشان داد که پروتئین HSP70 در سلول­های MCF7 و 4T1 کاهش معناداری داشته است. از طرفی در سلول­های 4T1 و MDA سطح پروتئین Casp8 به طور معناداری افزایش یافته بود.
نتیجه­گیری: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که SO-D-3 می­تواند به‫طور وابسته به‫زمان موجب مرگ سلول‫های سرطانی پستان شود. آزمایش‫های بعدی نیز نشان داد که SO-D-3 این عمل را از طریق القای آپوپتوز اعمال می­کند. بنابراین با توجه به نتایج حاصل از تحقیق حاضر، می­توان SO-D-3 را به‫عنوان یک ترکیب دارای خاصیت ضد سرطانی بالقوه معرفی نمود که قادر است با کاهش Hsp70 و تغییر بیان Casp8 دخیل در مسیر خارجی آپوپتوزیس، موجب مرگ سلول­های سرطانی پستان شود.

سنتز و ارزیابی خصوصیات فیزیکی-شیمیایی نانوحامل‌ لیپیدی جامد حاوی مشتق سولفونامید و بررسی عملکرد آن بر سلول‌های سرطانی پستان

دوره 15، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 299-316

https://doi.org/10.61186/JCT.15.4.299

طاهره راهداری، حسین غفوری، سید محسن اصغری

چکیده هدف: سرطان پستان یکی از شایع‌ترین سرطان‌ها در زنان است و از عوامل اصلی مرگ و میر در جهان محسوب می‌شود. توسعه روش‌های درمانی موثر، به‫ویژه با استفاده از نانوذرات دارورسان، اهمیت بالایی دارد. نانوذرات به‫دلیل قابلیت دارورسانی هدفمند و کاهش عوارض جانبی، می‌توانند اثربخشی درمان‌های سرطان را بهبود بخشند. هدف از این مطالعه سنتز نانوحامل لیپیدی جامد حاوی مشتق سولفونامید، بررسی خصوصیات فیزیکی‌-شیمیایی و ارزیابی اثرات ضدسرطانی آن بر سلول‌های سرطان پستان انسانی رده‌ی MCF-7 است.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه، نانوذره‌ی لیپیدی جامد حاوی مشتق سولفونامید سنتز و خصوصیات فیزیکی-شیمیایی آن شامل بارگذاری دارو، مورفولوژی، اندازه و رهایش با استفاده از روش‌های  FTIR، DLS ، میکروسکوپ AFM و دیالیز بررسی شد. سمیت سلولی نانوحامل بر سلول‌های سرطانی رده‌ی 7 و اثر آن بر تکثیر و مهاجرت این سلول‌ها نیز مورد ارزیابی قرار گرفت. نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که نانوحامل دارای میانگین اندازه‌ی 315 نانومتر، PDI=0.3 و مورفولوژی کروی و یکنواخت است. نانوحامل سنتز شده قادر است حدود 82 درصد از مشتق سولفونامید را در خود بارگذاری کند و رهاسازی کنترل‌شده‌ای از دارو را فراهم آورد. این نانوحامل ایمن بوده و با تحویل تدریجی مشتق سولفونامید به سلول‌های سرطانی منجر به اثر کشندگی بیشتر در غلظت‌های کمتر نسبت به مشتق سولفونامید شد. همچنین نانوحامل حاوی مشتق سولفانامید در مقایسه با سولفونامید توانست به طور مؤثرتری از تکثیر و پیشروی سلول‌های سرطانی ممانعت کند. این یافته‌ها نشان‌دهنده‌ی پتانسیل بالای این نانوحامل مهندسی شده در مهار سلول‌های سرطانی پستان است.

بررسی مقایسه‏ای اثر فراکشن کلروفرمی جلبک قرمز L.) (Gracilaria salicornia و جلبک قهوه‏ای ‏L.) (Sargassum angostifolium بر تکثیر، چرخه سلولی و القای آپوپتوزیس در رده سلولی سرطان پستان و رده نرمال

دوره 12، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 300-310

https://doi.org/10.52547/JCT.12.4.300

پردیس میرزاییان، محمد شکرزاده لموکی، ناصر جعفری، فاطره رضایی، طوبی میرزاپور، علی صالح ‏زاده

چکیده هدف: هدف از این مطالعه مقایسه اثرات عصاره کلروفرمی دو نوع جلبک قرمز و قهوه ای بر تکثیر، چرخه سلولی و القای آپوپتوزیس در رده سلولی سرطان پستان می‌باشد.
مواد و روش‏ها: در این‌ مطالعه تجربی، ابتدا سلول‌های سرطانی MCF 7 و نرمال MRC 5 کشت داده شده و در ادامه سلول‌ها با غلظت‌های مختلفی از عصارههای کلروفرمی جلبک‌ها به‌مدت 84 ساعت تیمار شدند. درصد بقا سلول‌ها به‌روش TTM و نوع مرگ سلولی القا شده و توقف چرخه سلولی به‌روش فلوسایتومتری بررسی شدند. نتایج حاصله توسط نرم افزار msirP مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که هردو جلبک قهوه ای و جلبک قرمز، تکثیر سلول‌های سرطانی MCF7 را به‌صورت یک الگوی وابسته به غلظت کاهش دادند. غلظت IC50 برای عصاره کلروفرمی جلبک قهوه‌ای برابر 88 میکروگرم بر میلی‌لیتر و برای جلبک قرمز برابر 107 میکروگرم بر میلی‌لیتر بود. این مقادیر بیان‌گر اثرات مهاری بیش‌تر جلبک قهوه‌ای (31/63 درصد) نسبت به قرمز (33/58 درصد) بود. هم‌چنین این دو عصاره به‌طور موثری آپوپتوزیس را القا و چرخه سلولی را در مرحله G0/G1 متوقف کردند.
نتیجه‏گیری: این مطالعه نشان داد که عصاره کلروفرمی این جلبک‌ها می‌تواند به‌عنوان یک مهارکننده قوی رشد برای سرطان پستان مطرح باشد.
 
 

بررسی اثر عصاره اتانولی Achillea wilhelmsii بربقای سه رده سلول سرطانی در محیط کشت

دوره 11، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 302-311

https://doi.org/10.52547/JCT.11.4.302

فیروزه خسروی، جمال مشتاقیان، سید حمید زرکش

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثر عصاره اتانولی برگ و گل گیاه بومادران بر بقای سه رده سلول سرطانی HELA،CAOV ،  MCF7و امکان تولید دارویی ارزان قیمت بدون عوارض جانبی است.
مواد و روش‏ها: پس از 48 ساعت انکوباسیون لاینهای سلولی سرطانی ، سوسپانسیون سلولی تهیه شده و به مدت 24 ساعت با سلولهایی با غلظتهای مختلف در محیط کشت توزیع شد. سپس عصاره برگ و گل Achillea wilhelmsiiتهیه و استریل شد. رقت های متوالی 4/0 ، 8/0، 6/1 ، 2/3 و 4/6 میلیگرم در میلیلیتر تهیه و به هر چاهک حاوی سوسپانسیون سلول اضافه و در دستگاه انکوباتور قرار گرفت. محیط­ها پس از 48 ساعت از نظر میکروسکوپی مورد بررسی قرار گرفتند و جذب نور پس از آزمایش MTT تعیین شد
نتایج: نتایج نشان داد که در سلول های سرطانیMCF7 ، کمترین میزان بقای سلول در غلظت /40 میلی­گرم در میلی لیتر و CAOV و HELA در غلظت  6/4میلی­گرم در میلی لیتر عصاره برگ مشاهده شد. در مقایسه، بیشترین اثر ضد سرطانی عصاره گل بومادران بر روی سه رده سلول سرطانی در MCF7 با غلظت 4/6 گرم در میلی لیتر ثبت شد، در حالی که در رده سلول های سرطانی HELA کمترین میزان زنده ماندن سلول در غلظت 4/6 میلی گرم در میلی لیتر در تیمار 72 ساعت مشاهده شد.
نتیجه گیری: با توجه به این‏که بقای سلول‏ها در تیمارهای مختلف عصاره برگ و گل گیاه بومادران در سه رده سلول سرطانی تفاوت دارد، می‏توان استفاده از این ماده جهت کاهش بقای سلول‏های سرطانی را توصیه کرد.
 

بررسی اثر ضد التهابی آستاگزانتین بر مهار TLR4 و برخی سایتوکاین‫های التهابی در سلول ماکروفاژی

دوره 14، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 309-324

https://doi.org/10.61186/JCT.14.4.309

هدا مجیری فروشانی، حسین ذوالقرنین

چکیده هدف : آستاگزانتین کاروتنویید طبیعی با آثار فارماکولوژیک مختلف می باشد. مکانیسم مولکولی اثر ضد التهاب این ترکیب چندان مشخص نیست. هدف این مطالعه، بررسی نقش TLR4 و سایتوکاین‫های التهابی IL-1, IL-6, TNFα  در بروز اثر ضد التهابی آستاگزانتین در ماکروفاژها می‫باشد. مواد و روشها: سلول‫های ماکروفاژی RAW264.7  با LPS القای التهاب شدند. دوزهای 100،50،25 میکرومولار از آستاگزانتین برای تیمار سلول‫ها به‫کار برده شد. میزان بیان ژن TLR4  به روش RT-PCR در دو زمان 24 و 48 ساعت پس از القا با LPS  اندازه گیری شد. سطح سایتوکاین‫های IL-1, IL-6, TNFα با کیت الایزای ساندویچی اندازه‫گیری شد. از آزمون‫های آماری و تست ANOVA یک طرفه برای آنالیز داده‫ها استفاده شد. نتایج: LPS باعث افزایش میزان بیان ژن TLR4  در هر دو زمان 24و 48 ساعت پس از القا شد p<0.001)) که آستاگزانتین با هر سه دوز به‫طور معنی‫داری آن را کاهش داد (p<0.001). سطح سایتوکاین‫های IL-1, IL-6, TNFα در سلول‫های ماکروفاژی القا شده با LPS افزایش یافته بود (p<0.05) که دوزهای50 و 100 میکرومولار آستاگزانتین باعث کاهش معنی‫دار سطح سایتوکاین‫ها شد.
نتیجه گیری : آستاگزانتین با کاهش میزان بیان TLR 4 که در شرایط التهابی افزایش بیان پیدا می‫کند باعث کاهش تولید سایتوکاین‫های التهابی  IL-1, IL-6, TNFα که در مسیر سیگنالیگ آن قرار دارند، می‫شود. با توجه به اثر ضد التهابی آستاگزانتین و عوارض داروهای ضد التهاب کنونی، آستاگزانتین دارای پتانسیل بالا جهت درمان بیماری‫های التهابی مزمن می‫باشد.

فیزیولوژی پزشکی

رابطه بین هورمون آنتی‌مولرین با مقاومت به انسولین و هورمون‌های تولید مثلی در زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک

دوره 16، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 309-321

https://doi.org/10.61882/JCT.16.3.309

نیلوفر دربندی، حوری حسن نداوی، مائده میرزایی

چکیده هدف: سندرم تخمدان پلی‌کیستیک (PCOS) شایع‌ترین اختلال غدد درون‌ریز در زنان در سنین باروری است‌. این اختلال با عدم تعادل هورمونی، قاعدگی نامنظم، هیپرآندروژنیسم و مقاومت به انسولین همراه است. در این مطالعه رابطه بین هورمون آنتی‌مولرین با مقاومت به انسولین و هورمون‌های تولید مثلی در زنان مبتلا به PCOS بررسی شد.

مواد و روش‌ها: 100 زن سالم و بیمار ( محدوده سنی 18-45 سال) در این مطالعه شرکت داشتند. PCOS در شرکت کنندگان بر اساس معاینه و سونوگرافی توسط متخصص زنان تایید شد. در کلیه شرکت‌کنندگان سن، وزن، قد، دور کمر، دور باسن، سطح گلوکز خون (ناشتا)، سطح انسولین، میزان هورمون‌های محرک فولیکولی(FSH)، لوتئیزه‌کننده (LH)، استروژن، پروژسترون، تستوسترون آزاد و آنتی‌مولرین (AMH) اندازه‌گیری و بررسی شد.

نتایج: میانگین سن و غلظت هورمون FSH بین گروه‌های آزمایشی تفاوت معنی‌داری نداشت. اما کاهش معنی‌داری در مقادیر استرادیول و پروژسترون و افزایش معنی‌داری در شاخص توده بدنی، غلظت هورمون‌های LH، تستوسترون آزاد، آنتی‌مولرین و مقاومت به انسولین در بیماران PCOS نسبت به گروه کنترل دیده شد. همچنین بین هورمون‌ آنتی‌مولرین و استرادیول رابطه معنی‌داری در گروه‌های کنترل (مستقیم) و PCOS (معکوس) دیده شد.

نتیجه‌گیری: چاقی و عدم تعادل هورمونی ویژگی مشترک زنان PCOS است. همبستگی مثبت و معنی‌دار بین سطوح سرمی AMH و استرادیول در گروه کنترل نشان‌دهنده ارتباط فیزیولوژیکی طبیعی بین فعالیت فولیکولی و تولید استروژن است. در مقابل، همبستگی منفی معنی‌دار در گروه PCOS نشان‌دهنده بی‌نظمی در محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-تخمدان و فولیکولوژنز غیرطبیعی است. نتایج، پتانسیل الگوهای همبستگی AMH-استرادیول را به عنوان یک شاخص تشخیصی تکمیلی برای PCOS برجسته می‌کند.

بررسی اثر اگزوزوم‫های مشتق شده از سلول‫های بنیادی مغز استخوان موش کوچک آزمایشگاهی بر بلوغ فولیکول‫های پره آنترال موش نابالغ نژاد NMRI‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

دوره 13، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 311-323

https://doi.org/10.52547/JCT.13.4.309

سجاد فرخ یار، جواد بهارآر، اکرم عیدی، نسیم حیاتی رودباری

چکیده هدف: ناباروری یک بحران زندگی است که بیماران را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار می دهد، ناباروری به عنوان عدم موفقیت در بارداری پس از 12 ماه فعالیت جنسی تعریف می شود که 15 تا 17 درصد از زوج ها را در جهان تحت تأثیر قرار می دهد و حدود 50 درصد از آنها به عوامل ناباروری زنان مربوط می شود. فعال کردن روند تقسیم میوز در اووسیت و بلوغ آن از اهداف مهم درمانی محققین علوم ناباروری بوده است. امروزه القا رشد و تکامل اووسیت در خارج از بدن یکی از روش هایی است که در فنّاوری کمکی تولیدمثل به کار گرفته می شود. مغز استخوان اندام پیچیده ای است که در آن دودمان های مختلف سلول های خونساز و استرومایی از خون سازی حمایت می کنند. وزیکول های خارج سلولی (EVs) که دارای اندازه 20-100 نانومتر می باشند توسط انواع سلول های مختلف در محیط های کشت آزاد می شوند. علاوه بر پروتئین‌ها، اگزوزوم‌ها با مجموعه‌ای از سیتوکین‌ها، قایق‌های لیپیدی خاص مانند فسفوگلیسرید، کلسترول، سرامید، زنجیره‌های چربی-آسیل و همچنین mRNAها، miRNAها، RNAهای غیر کدکننده، tRNAها، rRNAها و به ندرت DNA غنی می‌شوند هدف از انجام این پژوهش تجربی بررسی تاثیر اگزوزوم های مشتق از سلول های بنیادی مغز استخوان موش کوچک آزمایشگاهی بر بلوغ فولیکول های پره آنترال می باشد.             مواد و روشها: اگزوزوم ها از سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موش کوچک آزمایشگاهی به روش فلاشینگ جداسازی و کشت داده شدند. شناسایی سلول‌های بنیادی با روش فلوسایتومتری انجام و  جداسازی و خالص سازی اگزوزوم ها به وسیله الترا سانتریفیوژ انجام شد، شناسایی اگزوزوم نیز توسط میکروسکوپ نیروی اتمی(AFM) بررسی گردید. اثرات اگزوزوم ها  بر زیستایی فولیکول ها  با روش MTT مورد سنجش قرار گرفت و همپنین  پارامترهای تکوینی از جمله قطر و تشکیل حفره آنتروم در فولیکول ها بررسی و از فولیکول‌ها در روز های صفر، دوم، سوم و چهارم کشت با بزرگنمایی 20 و با میکروسکوپ معکوس عکس برداری گردید و قطر فولیکول ها توسط نرم افزار Image J بر حسب میکرومتر اندازه گیری شد. بیان ژنهای GDF-9 و BMP-15 و BMP-7 به عنوان ژن های دخیل در رشد و بلوغ فولیکولها با استفاده از روش Real Time-PCR بررسی شد. جهت آنالیز داده های این پژوهش از نرم افزار GraphPad Prism 8 و تست آماری one way Anova استفاده شد. نتایج : ارزیابی زیستایی فولیکول‫ها نشان داد در مقایسه با گروه شاهد، فولیکول‫های تحت تیمار با اگزوزوم 25 و 50 و100 میکروگرم بر میلی لیتر افزایش زنده ماندن را نشان می‫دهند، همچنین میزان تشکیل آنتروم افزایش معنی دار در  گروه با غلظت 100 میکرو گرم بر میلی لیتر در سطح معنا داری(p<0.01**) نسبت به گروه کنترل نشان داد. قطر فولیکول ها با افزایش غلظت اگزوزوم ها نسبت به گروه کنترل افزایش نشان داد. ژن های GDF-9و BPM-15 و BMP-7 نیز در گروه های تیماری افزایش بیان داشته است.. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش تجربی می توان می‌توان بیان نمود که اگزوزوم های مشتق شده از سلول های بنیادی مغز استخوان موش کوچک آزمایشگاهی دارای اثر مثبت بر زیستایی و بلوغ و همچنین رشد فولیکول های تخمدانی می باشند.

افزایش تولید ترکیبات فلاونوئیدی و تغییر فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانتی در کشت کالوس گیاه گزنه تحریک شده با کیتوزان

دوره 15، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 317-335

https://doi.org/10.61186/JCT.15.4.317

فاطمه افشاری‌پور، محسن محمودنیا میمند، مریم دهجی‌پور حیدرآبادی، محمدرضا دهقانی

چکیده هدف: در این تحقیق به بررسی اثر غلظت‌ها‌‌‌‌‌‌ی مختلف الیسیتور کیتوزان و زمان در معرض الیستور بودن بر میزان تولید متابولیت‌‌‌‌‌‌های ثانویه و فعالیت آنزیم‌‌‌‌‌‌های آنتی­اکسیدانت در کشت کالوس گیاه گزنه پرداخته شد.
مواد و روش­ها: از ریزنمونه برگ گیاهچه استریل در محیط کشت MS هورمون‌‌‌‌‌‌دار جهت تولید کالوس استفاده شد. تیمار کالوس‌ها در محیط کشت مایع MS و با استفاده از کیتوزان (صفر، 50 و 100 میلی‌‌‌‌‌‌گرم بر لیتر) انجام شد و نمونه‌برداری در زمان‌های 24، 48 و 120 ساعت صورت گرفت. در نهایت میزان تولید کوئرستین، کامفرول، روتین، فنل، فلاونوئید و پروتئین کل و همچنین فعالیت آنزیم‌‌‌‌‌‌های ‌فنیل‌آلانین آمونیالیاز، پلی‌فنل اکسیداز و پراکسیداز اندازه­گیری شد. آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد و به‫صورت خرد شده در زمان تحلیل شد. نتایج: فعالیت آنزیم ‌فنیل‌آلانین آمونیالیاز و پلی‌فنل اکسیداز در هر سه زمان نمونه­برداری با افزایش غلظت کیتوزان نسبت به شاهد افزایش یافت. فعالیت آنزیم پراکسیداز در زمان نمونه‫برداری 120 ساعت و غلظت 50 میلی‫گرم بر لیتر کیتوزان، 57/2 برابر نمونه شاهد بود. بیشترین میزان تولید کوئرستین در تیمار 100 میلی‌‌‌‌‌‌گرم بر لیتر کیتوزان و زمان 48 ساعت و بیشترین میزان تولید کامفرول و روتین به‫ترتیب در زمان‌های 48 و 24 ساعت و غلظت 50 میلی‌‌‌‌‌‌گرم بر لیتر کیتوزان بود. نتیجه­گیری: الیسیتور کیتوزان در غلظت­ها و زمان خاصی باعث افزایش تولید متابولیت­های ثانویه و فعالیت آنزیم­های آنتی­اکسیدانتی در کشت کالوس گزنه ­شد. بنابراین در تحقیقات آتی می­توان با استفاده از این الیسیتور و بهینه­سازی شرایط تولید در مقیاس بالا به سمت تولید تجاری این مواد حرکت کرد.

بیو سیستماتیک گیاهی

تنوع ژنتیکی Hesperis persica ، بر اساس DNA چند شکلی تقویت شده بین رتروترانسپوزونی (IRAP)

دوره 16، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 322-336

https://doi.org/10.66224/JCT.16.4.322

سمیه اسفندانی بزچلوئی

چکیده هدف : تنوع ژنتیکی یکی از جنبه‌های تنوع زیستی است که برای استراتژی‌های حفاظتی، به‌ویژه در گونه‌های کمیاب و اندمیک بسیار مهم است . جنس Hesperis L. (Brassicaceae) شامل گیاهان دو ساله و چند ساله است و از 46 گونه در سراسر جهان تشکیل شده است که عمدتاً در مناطق مختلف اروپا، قفقاز، ماوراء قفقاز و به میزان کمتر در شمال و آسیای مرکزی و به میزان بیشتر در ترکیه با 28 گونه یافت میشود. این جنس با 11 یا 6 گونه متعلق به بخش های Hesperis Dvořák, Diaplictos Dvořák and Pachycarpos Fourn. نشان داده می شود.

مواد و روش ها: با توجه به اهمیت این گونه، در مجموع 73 فرد به نمایندگی از 11 جمعیت طبیعی H. persica Boiss. subsp. persica and H. persica subsp. kurdica (F. Dvořák & Hadac) F. Dvořák, نمونه برداری شدند. برای شناسایی صحیح گونه (Hesperis persica) از مراجع مختلفی استفاده شد.

نتایج: آزمون AMOVA تفاوت ژنتیکی معنی‌داری (88/0=PhiPT، 010/0=P) در بین جمعیت‌های مورد مطالعه ایجاد کرد و همچنین نشان داد که 40 درصد از کل تنوع ژنتیکی به دلیل تنوع درون جمعیتی و 60 درصد به دلیل تمایز ژنتیکی بین جمعیت است.

نتیجه‌گیری: نمودار PCoA جمعیت ها با خوشه بندی WARD داده های مولکولی مطابقت داشت. این نتایج نشان داد که جمعیت های جغرافیایی Hesperis persica بر اساس نشانگرهای (IRAP) به خوبی متمایز می شوند.

ارزیابی هیستومورفولوژی و شاخص‫های اسپرماتوژنز در رت‫های دیابتی تیمار شده با عصاره‌ی صمغ آنغوزه ( L Ferula assa-foetida

دوره 14، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 325-336

https://doi.org/10.61186/JCT.14.4.325

زهرا اسداللهی، احمدعلی محمدپور، ابراهیم لطیفی، حسین نورانی

چکیده هدف: گیاهان دارویی به‫دلیل داشتن ترکیبات طبیعی و آنتی اکسیدانتی برای درمان بسیاری از بیماری­ها از جمله دیابت و عوارض جانبی ناشی از آن مورد استفاده قرار می‫گیرند. یکی از سیستم‫هایی که تحت تاثیر دیابت قرار می‫گیرد دستگاه تناسلی می‫باشد و بیضه‫ها به‫عنوان غدد اصلی این سیستم تحت تاثیر دیابت قرار گرفته و دچار اختلال می­شوند. در این مطالعه تاثیر عصاره­ی صمغ آنغوزه بر شاخص­‌های اسپرماتوژنز و ساختار بافتی بیضه موش­‌های صحرایی نر دیابتی نژاد ویستار بررسی شد. مواد و روش­ها: 42 سر رت نژاد ویستار به 6 گروه تقسیم شدند. برای القای دیابت، حیوانات یک دوز استرپتوزوتوسین (55 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن حیوانات) دریافت کردند. جهت ارزیابی اثر عصاره صمغ آنغوزه تیمار حیوانات دیابتی با عصاره صمغ آنغوزه در مقادیر 150 و 250 میلی گرم /کیلوگرم وزن بدن موش صحرایی با استفاده از سرنگ گاواژ و به‫مدت 42 روز انجام شد. پس از این مدت حیوانات بی‫هوش و آسان کشی شدند. سپس نمونه برداری از بافت بیضه انجام شد و نمونه‫ها در فرمالین 10 درصد و بوئن فیکس شدند. مراحل آماده سازی مقاطع میکروسکوپی شامل 1- آبگیری، 2- شفاف سازی، 3- آغشته کردن، 5- قالب گیری با پارافین، 6- برش با دستگاه میکروتوم، 7- چسباندن نمونه­ها بر روی لام، 8- رنگ آمیزی با رنگ هماتوکسیلین – ائوزین و ماسون-تری کروم، 9- مونته کردن انجام شد. در نهایت نمونه‫ها جهت مطالعه میکروسکوپی آماده شدند. تعداد سلول‫های اپی‫تلیوم زایای لوله‫های اسپرم ساز شمارش شده و سپس ضریب اسپرمیوژنز، ضریب تمایز لوله ای، ضریب میوزی و ضریب سلول سرتولی محاسبه شد. نتایج: داده‫ها و تجزیه و تحلیل آماری این مطالعه بر اثر مثبت عصاره صمغ آنغوزه بر اسپرم زایی و اختلالات باروری مرتبط با دیابت تاکید دارد. نتیجه گیری: عصاره صمغ آنغوزه آسیب‫های بافتی دیابت بر بافت بیضه را کاهش می‫دهد و بر اسپرم زایی و اختلالات باروری مرتبط با دیابت اثر بهبود دهنده دارد.