بررسی اثر سالیسیلیک اسید بر برخی از پارامترهای رشد و برهمکنش آن با دو هورمون اکسین و ژیبرلین در گیاه سیبزمینی (Solanum tuberosum) تحت کشت در شیشه
دوره 15، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 269-280
https://doi.org/10.61186/JCT.15.4.269
محمد صادق مالکی، علی اکبر احسانپور
چکیده هدف: هورمون سالیسیلیک اسید بهعنوان یک تنظیمکننده رشدی میتواند با هورمونهای اکسین و ژیبرلین برهمکنش نشان داده و در القا رشد و فرایندهای متابولیسمی گیاه سیبزمینی موثر باشد. سیبزمینی یکی از مهمترین گیاهان زراعی است که کشت در شیشه آن میتواند بهعنوان مدل در شرایط آزمایشگاهی مورداستفاده قرار گیرد. هدف از انجام این مطالعه بررسی اثر سالیسیلیک اسید بر شاخصهای رشدی و برهمکنش با سایر هورمونهای گیاهی میباشد. مواد و روشها: در این مطالعه گیاهچههای سیبزمینی تحت غلظتهای 0، 1/0، 1، 10 و 100 میکرومولار سالیسیلیک اسید در شرایط کشتدرشیشه کشت شدند. پس از چهار هفته پارامترهای رشدی، میزان کلروفیل a و b، کاروتنوئید و محتوای هورمونهای اکسین و ژیبرلین اندازهگیری شدند. نتایج: دادههای مطالعه حاضر نشان داد محتوای نسبی آب، سطح برگ، طول اندام هوایی و ریشه در غلظتهای 1/0، 1 و 10 میکرومولار نسبت به نمونه شاهد افزایش معنیداری یافت که بالاترین میزان تحت غلظت 10 میکرومولار مشاهده شد. علاوه بر این، میزان رنگدانههای فتوسنتزی و محتوای هورمونهای اکسین و ژیبرلین در گیاه الگویی مشابه با پارامترهای رشدی را نشان دادند. در مقابل غلظت 100 میکرومولار موجب مهار و یا کاهش تمام پارامترهای مورد سنجش در این مطالعه شد. نتیجهگیری: بهنظر میرسد سالیسیلیک اسید در غلظتهای پائین بهدلیل اثرات مستقیم هورمون بر فرایندهای متابولیسمی و آنزیمی سبب افزایش پارامترهای رشدی، رنگدانههای فتوسنتزی و محتوای اکسین و ژیبرلین شده است. در مقابل در غلظتهای بالا به دلیل تجمع بالای گونههای فعال اکسیژن تولید شده بهوسیله سالیسیلیک اسید و تنش اکسیداتیو ناشی از آن پارامترهای رشدی مهار شد.
القای آپوپتوزیس در رده سلولی سرطان سینه (4T1) توسط نانوذره بر پایه نارینگین
دوره 12، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 273-282
https://doi.org/10.52547/JCT.12.4.273
شمیم نجاتی، حسین غفوری، سودا زارعی
چکیده هدف: هدف اصلی این مطالعه توسعه و توصیف نانوذرات لیپیدی جامد (NRG-SLNs) در رده سلولی سرطان پستان 4T1 بود.
مواد و روشها: نانوذرات لیپیدی جامد حاوی NRG با امولسیون سازی با ذوب داغ و روش همگنسازی با سرعت بالا تهیه شدند. سمیت سلولی NRG-SLN ها با اندازهگیری میزان زنده ماندن سلولهای4T1 با استفاده از روش MTT ارزیابی شد. علاوه بر این، القای پروتئینهای پیش آپوپتوزیس و سرکوب پروتئینهای ضد آپوپتوزیس توسط slnS-GRN با استفاده از روش وسترن بلات مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: NRG-SLNهای تهیه شده دارای اندازه متوسط 84 نانومتر، پتانسیل زتا 21-میلی ولت و بازده گیرافتادن 17،73 درصد بودند. مقادیر IC50 سلولهای 4T1 تیمار شده باNRG-SLNs در 24 ساعت 20 میکرومولار و در 48 ساعت انکوباسیون 2 میکرومولار بود. تجزیه و تحلیل وسترن بلات نشان داد که NRG-SLN ها میتوانند نسبت 2 LCB/xaB را در مقایسه با گروه کنترل افزایش دهند. همچنین سطح پروتئینBax ،p-ASK1 و سیتوکروم c در گروه تیمار افزایش یافت.
واژگان کلیدی: فلاونوئید، نارینگین، SLN، رده سلولی 4T1 ، آپوپتوزیس
جداسازی و کشت اولیه سلولهای ستیغ عصبی از لوله عصبی جنین جوجه
دوره 11، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 275-282
https://doi.org/10.52547/JCT.11.4.275
مریم متین، محمدقاسم گلمحمدی، محسن سقا
چکیده هدف: هدف از این مطالعه ارائه یک روش ساده و کارآمد جهت جداسازی و تعیین خصوصیت سلولهای ستیغ عصبی از بافت لوله عصبی میباشد.
مواد و روشها: تخم مرغهای نطفهدار حدود 35 ساعت در دمای 38 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 55 تا 60 درصد در داخل انکوباتور قرار داده شدند تا جنینها بهمراحل 10-12 طبق جدول تکاملی هامبورگر-هامیلتون رسیدند. سپس جنینها از روی سطح زرده تخم مرغ جداسازی شده و لوله عصبی از جنین جوجه جدا و بهمدت 24 ساعت در ظروف کشت سلولی، کشت داده شد تا سلولهای ستیغ عصبی از آن جدا شوند. آنگاه لوله عصبی از کف ظروف کشت جدا و خارج شد و به سلولها بهمدت 5 روز اجازه تکثیر و ازدیاد داده شد. در نهایت این سلولها جمعآوری شدند و جهت ارزیابی پروفایل بیان ژن، PCR صورت گرفت.
نتایج: سلولهای ستیغ عصبی از لوله عصبی جدا شده و در شرایط کشت گسترش یافتند. این سلولها همچنین نشانگرهای Slug، Sox9 و Sox10 را بهروش RT-PCR بیان کردند.
نتیجهگیری: سلولهای ستیغ عصبی میتوانند در محیط آزمایشگاهی از لوله عصبی رها شده و در شرایط کشت مناسب و ساده تکثیر و گسترش یابند.
اثر اگزوزومهای مشتق از سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان خرگوش بر بیان ژنهای کلاژن، اگریکان و فاکتور نکروز دهنده تومور- آلفا در سلولهای نوکلئوس پولپوزوس
دوره 14، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 277-292
https://doi.org/10.61186/JCT.14.4.277
فرزانه شیخی، جواد بهارآرا، خدیجه نژاد شاهرخ آبادی، مریم لطفی
چکیده هدف: در مطالعه حاضر، تغییرات سطح بیان ژنهای کلاژن، اگریکان و فاکتور نکروز دهنده تومور- آلفا در سلولهایNP التهابی تیمار شده با اگزوزوم و اثربخشی اگزوزوم بر کاهش آپوپتوزیس سلولهایNP ملتهب بررسی شد. مواد و روشها: اگزوزومها با روش اولتراسانتریفیوژ جداسازی و با کمک میکروسکوپ الکترونی عبوری، میکروسکوپ نیروی اتمی و روش پراکندگی نور پویا شناسایی شدند. زیستایی سلولها با آزمون MTTو رنگآمیزی DAPI مورد بررسی قرار گرفت. سنجش بیان ژنهای کلاژن، اگریکان و TNF-α با روش Real-time PCR صورت گرفت. نتایج: MSC-Exo، وزیکولهایی با قطر 5/35 تا 100 نانومتر میباشند. بر اساس آزمون MTT، میزان زیستایی سلولهای ملتهب تیمار شده با اگزوزوم تفاوت معناداری نسبت به گروه التهابی بدون تیمار داشت(05/0*P< در دوز 100 میکروگرم بر میلیلیتر، 01/0**P< دوزهای 25 و 50 میکروگرم بر میلیلیتر). نتایج DAPI نشاندهنده کاهش آپوپتوزیس در گروه تیمار شده با اگزوزوم بود. نتایج Real time PCR، افزایش بیان ژنهای کلاژن (05/0*P<) و اگریکان (001/0***P<) و کاهش بیان ژن TNF-α(01/0**P<) در سلولهای التهابی تیمار شده با اگزوزوم را نشان داد. نتیجهگیری: اگزوزومهای مشتق از سلولهای بنیادی مزانشیمی میتوانند باعث افزایش بیان ژنهای کلاژن و اگریکان و کاهش بیان ژن TNF-α در سلولهای تیمار شده شوند و لذا ضرورت مطالعات کلینیکی کمردرد کاملا محسوس و پیشنهاد میشود.
ایجاد یک سازه لنتی ویروسی نوترکیب حاوی ژن PDX1 کلون شده با استفاده از سیستم CRISPR/Cas9
دوره 16، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 277-290
https://doi.org/10.61882/JCT.16.3.277
عظیمه اخلاق پور، محسن بصیری، مریم مبارک قمصری، سیده نفیسه حسنی
چکیده هدف: هدف از این مطالعه، ایجاد موتاسیون در ژن PDX-1 جوجه، از طریق ایجاد یک gRNA مکمل با قسمتی از ژن PDX-1 است. هدف این رویکرد ایجاد جهشهای هدفمند با کاربردهای درمانی بالقوه در ژندرمانی است. مواد و روشها: جهت حذف و تغییرات در ژن PDX-1 جوجه، توالی RNA راهنمای تکی (single guide RNA, sgRNA) از نرم افزار اینترنتی CRISPR Design Tool طراحی شد. و از طریق آنزیمهای برشی و واکنش الحاق در وکتور لنتی ویروسی LentiCRISPRv2GFP کلون شد و از طریق شوک حرارتی در سلولهای میزبان Escherichia coli Top10 ترانسفورم شد. نتایج: نتایج PCR یک قطعه تکثیر شده بهطول ۲۶۷ جفت باز (bp) را نشان داد که نشاندهنده وجود ژن sgPDX-1 بود. این قطعه روی ژل آگارز قابل مشاهده بود. علاوه بر این، هضم معکوس با دو آنزیم محدودکننده، یک قطعه ۲۰۰۰ جفت بازی جدا شده از ناقل را تولید کرد. نتایج تعیین توالی، موفقیتآمیز بودن فرآیند کلونینگ را تایید کرد. نتیجهگیری: ژن PDX-1 مرغ در یک وکتور لنتیویروسی حاوی ساختار CRISPR/Cas9 کلون شد. وکتور نوترکیب LentiCRISPRv2GFP-sgPDX1 با موفقیت بهدست آمد. ساختار ژنی توسعهیافته در این مطالعه پتانسیل قابل توجهی برای بررسی عملکرد ژن و استفاده در ژندرمانی دارد. در نتیجه، استفاده از این ساختار ممکن است امکان ایجاد یک مدل حیوانی در جنینهای مرغ با نقص، از جمله حفره خالی اندام یا بافت، را فراهم کند. چنین مدلی امکان بررسی و درمان نقصها را با استفاده از داروها و ردههای سلولی خاص فراهم میکند.
کورکومین با فعال سازی مسیر Nrf2/NFkB به صورت محدود باعث مهار استرس اکسیداتیو القا شده توسط دی-2-اتیل هگزیل فتالات در سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان شد
دوره 15، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 281-298
https://doi.org/10.61186/JCT.15.4.281
محمد حسین آبنوسی، محجوبه لک
چکیده هدف: زردچوبه حاوی مقدار زیادی کوکومین (Cur) است که اثر آنتی اکسیدانتی قوی دارد. از دی-2-اتیل هگزیل فتالات (DEHP) در محصولات پلی ونیل کلرید (PVC) استفاده میشود که امکان رها شدن و ورود آن به مایعات زیستی در طی درمانهای پزشکی وجود دارد. DEHP باعث القای استرس اکسیداتیو در سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان (BMSCs) میشود، لذا هدف این مطالعه بررسی اثر Cur بر استرس اکسیداتیو ناشی از DEHP در BMSCs میباشد. مواد و روشها: درصد زنده مانی BMSCs بعد از پاساژ سوم در حضور غلظتهای 05/0 تا 5 میکرومولار Cur برای مدت 4 روز بررسی شد. سپس از غلظت 1/0 میکرومولار Cur برای بررسی در صد زنده مانی و تکثیری سلولها، غلظت مالون دی آلدئید (MDA)، ظرفیت تام آنتی اکسیدانت (TAC)، فعالیت آنزیمهای کاتالاز و سوپر اکسید دیسموتاز (SOD) و همچنین بیان ژنهای NFkB و Nrf2 بهصورت مجزا و در حضور غلظتهای 100 و 500 میکرو مولار DEHP درمدت 4 و 8 روز استفاده شد. نتایج: غلظت منتخب Cur در مدت 4 روز باعث افزایش توانائی تکثیر سلولها شد. این غلظت توانست در مدت 4 و 8 روز اثر سمی DEHP را مرتفع ساخته و همچنین باعث کاهش غلظت MDA و افزایش فعالیت آنزیمهای کاتالاز و SOD، بهخصوص در 8 روز شود. با توجه به افزایش TAC، این ترکیب گیاهی توانست بیان NFkB را کاهش و بیان Nrf2 را افزایش دهد. نتیجه گیری: Cur از طریق مسیر Nrf/NFkB اثر اکسیداتیو القا شده توسط DEHP را کاهش داد. لذا برای کم کردن اثر DEHP در بیماران، میتوان از زردچوبه استفاده نمود.
بررسی اثرات ساکارومیسس بولاردی غنی شده با نانواکسید سلنیوم بر سلولهای سرطان پستان القا شده در رت DMBA توسط
دوره 11، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 283-292
https://doi.org/10.52547/JCT.11.4.283
سمیرا زمانی، فرشته قندهاری، مهنوش فاطمی، ملاحت رضایی
چکیده هدف: این مطالعه به بررسی اثرات ضدسرطانی ساکارومایسس بولاردی وساکارومایسس بولاردی غنیشده با نانواکسید سلنیوم بر سلولهای سرطان پستان القا شده در رت توسط کارسینوژن 7-12 دیمتیل بنزا آنتراسن پرداخته است.
مواد و روشها: سرطان سینه با تزریق کارسینوژن به نوک سینه رتهای ماده القا شد. بعد از رسیدن تومورها بهسایز 10 میلیمتر و جهت تهیه مقاطع بافتی و سلولهای منفرد تومورها جدا شد. سلولهای سرطانی با غلظتهای متفاوتی از سوسپانسیون ساکارومایسس بولاردی و ساکارومایسس بولاردی غنیشده با نانواکسید سلنیوم تیمار شدند. سایتوتوکسیتی با دو روش MTT و تریپانبلو بررسی شد.
نتایج: مقایسه دو گروه دریافت کننده ساکارومایسس بولاردیو مخمر غنیشده با نانواکسید سلنیوم با استفاده از دو آزمون تغییرات درصد زیستایی سلولهای سرطانی در هر دو غلظتµg/ml 5/0 و 1 مشاهده شد. بهعلاوه با افزایش غلظت، زیستایی بهطور معنیداری کاهش یافته است. درصد زیستایی سلولهای سرطانی در گروههای آزمایشی تیمار با مخمر غنی شده با نانواکسید سلنیوم با افزایش غلظت مخمر غنی شده کاهش یافت. با مقایسه غلظتهای مختلف مخمر با مخمر غنی شده، نشان داده شد که بین اثر سایتوتوکسیستی آنها برروی سلولها اختلاف معنیداری وجود دارد.
نتیجهگیری: مخمرهای پروبیوتیکی احتمالا میتوانند کاندید مناسبی برای درمان بیماریها و در راس آن سرطان باشند، بهویژه زمانی که با ترکیبات نانواکسید سلنیوم همراه شوند.
اثرات ترکیبات فلاونوئیدی پوست سبز گردو بر افزایش بازده سلول درمانی با کمک تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از بافت چربی به سلولهای تولید کننده انسولین درموشهای صحرایی مدل دیابتی
دوره 12، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 283-299
https://doi.org/10.52547/JCT.12.4.283
سیما مشایخ، مهناز آذرنیا، اسماعیل فتاحی، رضا مقدسعلی
چکیده هدف: در این مطالعه اثر ترکیبات فلاونوئیدی پوست سبز گردو را بر تولید سلولهای ترشح کننده انسولین بررسی شد.
مواد و روشها: در این تحقیق تجربی سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از بافت چربی (AD-MSCs)در شرایط استریل بهمدت21روز در مجاورت عصاره فلاونوئیدی با دوزهای 50 و 100 میلیگرم بر میلیلیتر سلولهای انسولین ساز تمایز داده شدند. برای دیابتی کردن رتها از استرپتوزوتوسین با دوز 60 میلیگرم بر کیلوگرم استفاده شد. از رنگآمیزی دیتیزون (DTZ) برای حضور انسولین، از روش ایمونوفلورسانس جهت تعیین حضور پروتئینهای اختصاصی سلولهای بتای پانکراس، اندازهگیری قند خون توسط دستگاه گلوکومتر، سطح کراتین، اوره و اسیداوریک سرم از روش کالریمتری و از رونویسی معکوس واکنش زنجیرهای پلیمراز (RT-PCR) برای ارزیابی بیان ژن PAX4 استفاده شد.
نتایج: تحت شرایط فوق بهتدریج از سلولهای دوکی شکل فیبروپلاستی به سلولهای مدور تغییر و سلولهای انسولین ساز با استفاده از رنگ DTZ بهرنگ قرمز رویت و ترشح انسولین را نشان دادند. بیان نشانگرهای انسولین-پروانسولین و گیرنده بتا اثبات شد، میزان قند خون، اوره، اسیداوریک و کراتین کاهش و سطح بیان ژن PAX4 در گروههای تجربی اختلال معنیداری را نشان دادند(05/0≥p).
نتیجهگیری: نتایج بهدست آمده نشان داد کهAD-MSCs تحت عصاره فلاونوئیدی پوست سبز گردو توانایی تمایز به سلولهای تولیدکننده انسولین را دارند.
اثر همافزائی اشعه UV-A و متیلجاسمونات بر بیوسنتز متابولیتهای تیمول و کارواکرول در گیاه داروئی آویشن
دوره 13، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 285-297
https://doi.org/10.52547/JCT/13.4.285
محمّد آبیاری
چکیده هدف: در آویشن، تیمول و کارواکرول بهدلیل برخورداری از خواص درمانی متنوعی نظیر ضد تومور مورد توجه فارماکولوژیستها قرار گرفتهاند. تاکنون، طیف متنوعی از تیمارها مثل الیسیتورها برای افزایش محتوی تیمول و کارواکرول پیشنهاد شدهاند. این پژوهش نیز با هدف ارزیابی اثر همافزائی اشعه UV-A و متیلجاسمونات بر بیوسنتز تیمول و کارواکرول صورت گرفت.
مواد و روشها: بذور آویشن در آزمایش فاکتوریل در زمان با طرح کاملا تصادفی با سه تکرار تحت شرایط گلخانهای در گلدانهای پلاستیکی کاشته شدند. گیاهچههای پنجبرگی بهطور جداگانه و همزمان با UV-A پرتودهی و با متیلجاسمونات 1/0 میلیمولار محلولپاشی شدند. بعد از گذشت 24 و 48 ساعت از اعمال تیمارها، سطح بیان ژنهای GTS، DXR، CYP180 و CYP178 با Real-Time PCR و سطح متابولیتها باHPLC اندازهگیری شد.
نتایج: بیان ژنهای GTS، DXR، CYP180 و CYP178 تحت تاثیر همافزائی متیلجاسمونات و UV-A قرار گرفت. سطح رونوشت این ژنها بعد از گذشت 24 ساعت از اعمال جداگانه تیمارها بهطور معنیداری افزایش یافت و این افزایش در تیمار ترکیبی هورمون و اشعه بیشتر بود. با اینحال، بیان این ژنها بعد از گذشت 48 ساعت از اعمال تیمارها با کاهش معنیداری همراه بود. روند افزایشی و کاهشی محتوی تیمول و کارواکرول در تیمار الیسیتورها نیز مطابق با بیان ژنهای مورد مطالعه بود.
نتیجهگیری: مشاهدات ما پیشنهاد میکند که آویشن در 24 ساعت اول تیمار هورمون و اشعه، از همافزائی پیامرسانی بهمنظور افزایش سطح متابولیتهای خود استفاده میکند و بعد از آن، سازوکارهای دفاعی دیگر فعال میشوند و سطح متابولیتهای ثانویه کاهش مییابد.
بررسی میزان بیانmiR-223-3p، FOXO1 و TP53در بیماران مبتلا به آندومتریوز تخمدانی
دوره 16، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 291-308
https://doi.org/10.61882/JCT.16.3.291
سمیه شعبانی چلکاسری، فرهاد مشایخی، زیبا ظهیری، زیور صالحی
چکیده هدف: هدف از این تحقیق، بررسی بیان miR-223-3p و ژنهای هدف FOXO1 و TP53در آندومتریوز تخمدانی از طریق تحلیل بیوانفورماتیکی و تایید تجربی میباشد. مواد و روشها: پروفایلهای بیان ژن، از مجموعه داده سری GSE105765 از پایگاه داده Gene Expression Omnibus (GEO) استخراج شد. ژنهای بیان شده با استفاده از بسته "limma" در نرمافزار R شناسایی و نمودار نقشه حرارتی برای ژنهای با بیان متفاوت رسم و در نهایت miR-223-3p برای این تحقیق انتخاب شد. سپس ژنهای FOXO1 و TP53 نیز بهعنوان ژنهای هدف miR-223-3p با استفاده از پایگاه داده miRDB انتخاب شدند. در بخش تجربی مجموعا 40 نمونه بافت نابهجا (اکتوپیک)، 40 نمونه بافت یوتوپیک از بیماران مبتلا به آندومتریوز و 40 نمونه آندومتر طبیعی بهعنوان گروه کنترل مطالعه شد. پس از استخراج RNA کل و سنتز cDNA، میزان بیان miR-223-3p، FOXO1 و TP53 توسط Real Time PCR بررسی شد. نتایج: نتایج نشان داد که افزایش معنیداری در بیان miR-223-3p در نمونه های بافتی اکتوپیک نسبت به یوتوپیک و کنترل وجود دارد. همچنین کاهش معنیداری در بیان ژنهای FOXO1 و TP53در گروه اکتوپیک نسبت به گروههای یوتوپیک و کنترل مشاهده شد. در حالیکه اختلاف معنیداری در بیان miR-223-3p، FOXO1 و TP53در بین گروه یوتوپیک و کنترل مشاهده نشد. نتیجهگیری: نتیجهگیری می شود که بیان miR-223-3p، FOXO1 و TP53 در بافت آندومتر اکتوپیک بیماران مبتلا به آندومتریوز تغییر میکند. همچنین پیشنهاد میشود که miR-223-3p، FOXO1 و TP53 ممکن است کاندیدا برای پاتوژنز آندومتریوز و پتانسیل درمانی آنها در آندومتریوز باشد.
بررسی میزان بیان LncRNA CRNDE در بیماران ایرانی مبتلا به سرطان روده بزرگ
دوره 11، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 293-301
https://doi.org/10.52547/JCT.11.4.293
ثریا غلامی نژاد، زهرا دیلمی، علی صالح زاده، امیر جلالی
چکیده هدف: هدف از این مطالعه مقایسه میزان بیان LncRNA CRNDE در نمونههای توموری و نرمال افراد مبتلا به سرطان روده بزرگ بهروش Real Time-PCR بود.
مواد و روشها: تعداد 20 نمونه از بافت توموری افراد مبتلا بهسرطان روده بزرگ و 20 نمونه بافت غیرتوموری همان افراد از بانک تومور مجتمع بیمارستانی امام خمینی دانشگاه علوم پزشکی تهران تهیه شد. پس از استخراج RNA کل از بافتهای سرطانی و نرمال، DNA مکمل سنتز و با استفاده از روش Real Time-PCR سطوح بیان LncRNA CRNDE در آنها مورد بررسی قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل آماری نتایج از روش ANOVA یکطرفه و تست Tukey استفاده شد.
نتایج: نتایج بهدست آمده نشاندهنده افزایش دو برابری بیان LncRNA CRNDE در هر 20 نمونه سرطان روده بزرگ در مقایسه با نمونههای نرمال بود.
نتیجهگیری: باتوجه بهافزایش قابل توجه بیان LncRNA CRNDE در سلولهای سرطانی نسبت به سلولهای نرمال، میتوان از حضور این LncRNA در خون بهعنوان یک نشانگر زیستی برای تشخیص زودرس و غیرتهاجمی، سرطان روده بزرگ استفاده کرد.
تاثیر عصاره گیاه آشواگاندا (Withanaia somnifera) بر میزان بقا و بیان ژن P53 در سرطان تخمدان (رده سلولی (A2780
دوره 14، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 293-308
https://doi.org/10.61186/JCT.14.4.293
سیده محیا مدرسی، نرگس نیکونهاد لطف آبادی، فاطمه حقیرالسادت
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثرات سایتوتوکسیک عصاره هیدروالکلی آشواگاندا (Withanaia somnifera) و بررسی تغییرات بیان ژنP53 در پاسخ به این ماده در سلولهای سرطان تخمدان (رده سلولی A2780) است.
مواد و روش ها: بدین منظور سلولهای A2780 با غلظتهای مختلف عصاره آشواگاندا بهمدت 24، 48 و 72 ساعت تیمار شدند. اثرات این عصاره بر روی میزان بقای سلولها با استفاده از MTT و میزان بیان ژن P53 بهروش Real-Time PCR مورد بررسی قرارگرفت. در نهایت آنالیز آماری و تفسیر دادهها با استفاده از نرم افزار GraphPad Prism انجام شد.
نتایج: نتایج MTT نشان داد که عصاره آشواگاندا در غلظتهای 5/62، 125، 250، 500، 750 µg/ml بهصورت وابسته به زمان و غلظت بهطور معناداری موجب کاهش حیات سلولی شده است بهترتیب پس از گذشت 24، 48و 72 ساعت IC50 در غلظتهای 6/512، 339 و 6/226 میکروگرم بر میلی لیتر بهدست آمد و همچنین نتایج Real Time PCR نشان داد که بیان ژن P53 طی 24 ساعت تیمار با غلظتهای 250 و 500 میکروگرم بر میلی لیتر عصاره بهطور معناداری افزایش یافته است. همچنین افزایش غلظت عصاره بر روی میزان بیان این ژن تاثیر معناداری داشته است.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه بیانگر اثر سایتوکسیک عصاره آشواگاندا بر روی سلولهای سرطان تخمدان بوده و با افزایش بیان ژن P53 می تواند سبب القای اثرات ضد سرطانی باشد.
بررسی پتانسیل القای آپوپتوزیس ترکیبات سنتزی مشتق از سورافنیب در سلولهای سرطانی پستان
دوره 13، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 298-310
https://doi.org/10.52547/JCT.13.3.298
ندا سلطانی، حسین غفوری
چکیده هدف: سرطان از جمله مهمترین بیماریهای قرن حاضر است که افراد بسیاری در سراسر جهان به آن مبتلا میباشند و ضمن افزایش شیوع این بیماری، هنوز درمان مناسبی برای آن پیدا نشده است. در این بین سرطان پستان شایعترین سرطان و همچنین علت اصلی مرگ و میر ناشی از سرطان در زنان در سراسر جهان است. محققان بدنبال یافتن راهکارهای درمانی سرطان، ترکیبات دارویی بسیاری را علیه سرطانهای مختلف سنتز کرده و اثرات آنها را مورد مطالعه قرار میدهند. سورافنیب یک مهار کنندهی اوره مولتیکیناز است که موجب القای آپوپتوزیس و مهار آنژیوژنز و تکثیر سلولهای سرطانی میگردد. همچنین آزمایشاتی جهت بررسی عملکرد آن در درمان سایر سرطانها نیز انجام شده است. مشتقاتی از سورافنیب نیز سنتز شده و مورد بررسی قرار گرفتهاند. در تحقیق حاضر اثر ضد سرطانی یکی از مشتقات سورافنیب به نام (2E,2´E)-2,2´-(1,4-فنیلنبیس (متانیلیدن)بیس(N-(4-کلرو-3-(تریفلوروم اتیل)فنیل)هیدرازین کربوکسامید) که به اختصار SO-D-3 نامیده شد، علیه سه ردهی سلولی سرطان پستان مورد ارزیابی قرار گرفت.
مواد و روشها: سه ردهی سلولی سرطان پستان شامل MCF7، 4T1 و MDA تهیه شده و در محیط کشت RMPI کشت داده شدند. سلولها با غلظتهای 25/31، 5/62، 125، 250، 500، 1000 و 2000 میکرومولار از SO-D-3 تیمار شدند و میزان زندهمانی آنها با استفاده از تست MTT طی زمانهای 24، 48 و 72 ساعت مورد ارزیابی قرار گرفت. القای آپوپتوز توسط SO-D-3 در سلولهای سرطانی مورد مطالعه، از طریق فلوسایتومتری بررسی گردید. همچنین سطح پروتئینهای Hsp70 و Casp8 بهعنوان پروتئینهای دخیل در آپوپتوز با استفاده از روش وسترن بلات مطالعه شد. نتایج حاصل با استفاده از نرم افزار SPSS از نظر آماری تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: نتایج حاصل از تست MTT نشان داد که تیمار سلولهای سرطانی بهطور معنیداری موجب کاهش زندهمانی این سلولها نسبت به شاهد میشود. میزان IC50 برای سلولهای MDA-MB-231 بهطور قابل توجهی کمتر از سلولهای MCF7 و 4T1 در 24 ساعت بود (4/157 میکرومولار برای MDA-MB-231 در مقایسه با 8/843 میکرومولار برای MCF7 و 1212 میکرومولار برای 4T1). با این حال، تفاوت با افزایش زمان تیمار کاهش یافت (47/77 میکرومولار و 38/23 میکرومولار برای MDA-MB-231، 3/107 میکرومولار و 69/36 میکرومولار برای MCF7، و 63/83 میکرومولار و 58/16 میکرومولار برای 4T1 بهترتیب در 48 ساعت و 72 ساعت). آنالیز فلوسایتومتری نشان داد که در سلولهای تیمار شده با SO-D-3، سلولهای آپوپتوتیک افزایش معناداری پیدا کرده بودند. بررسی سطح پروتئینها با استفاده از تکنیک وسترن بلات نیز نشان داد که پروتئین HSP70 در سلولهای MCF7 و 4T1 کاهش معناداری داشته است. از طرفی در سلولهای 4T1 و MDA سطح پروتئین Casp8 به طور معناداری افزایش یافته بود.
نتیجهگیری: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که SO-D-3 میتواند بهطور وابسته بهزمان موجب مرگ سلولهای سرطانی پستان شود. آزمایشهای بعدی نیز نشان داد که SO-D-3 این عمل را از طریق القای آپوپتوز اعمال میکند. بنابراین با توجه به نتایج حاصل از تحقیق حاضر، میتوان SO-D-3 را بهعنوان یک ترکیب دارای خاصیت ضد سرطانی بالقوه معرفی نمود که قادر است با کاهش Hsp70 و تغییر بیان Casp8 دخیل در مسیر خارجی آپوپتوزیس، موجب مرگ سلولهای سرطانی پستان شود.
سنتز و ارزیابی خصوصیات فیزیکی-شیمیایی نانوحامل لیپیدی جامد حاوی مشتق سولفونامید و بررسی عملکرد آن بر سلولهای سرطانی پستان
دوره 15، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 299-316
https://doi.org/10.61186/JCT.15.4.299
طاهره راهداری، حسین غفوری، سید محسن اصغری
چکیده هدف: سرطان پستان یکی از شایعترین سرطانها در زنان است و از عوامل اصلی مرگ و میر در جهان محسوب میشود. توسعه روشهای درمانی موثر، بهویژه با استفاده از نانوذرات دارورسان، اهمیت بالایی دارد. نانوذرات بهدلیل قابلیت دارورسانی هدفمند و کاهش عوارض جانبی، میتوانند اثربخشی درمانهای سرطان را بهبود بخشند. هدف از این مطالعه سنتز نانوحامل لیپیدی جامد حاوی مشتق سولفونامید، بررسی خصوصیات فیزیکی-شیمیایی و ارزیابی اثرات ضدسرطانی آن بر سلولهای سرطان پستان انسانی ردهی MCF-7 است.
مواد و روشها: در این مطالعه، نانوذرهی لیپیدی جامد حاوی مشتق سولفونامید سنتز و خصوصیات فیزیکی-شیمیایی آن شامل بارگذاری دارو، مورفولوژی، اندازه و رهایش با استفاده از روشهای FTIR، DLS ، میکروسکوپ AFM و دیالیز بررسی شد. سمیت سلولی نانوحامل بر سلولهای سرطانی ردهی 7 و اثر آن بر تکثیر و مهاجرت این سلولها نیز مورد ارزیابی قرار گرفت. نتیجهگیری: نتایج نشان داد که نانوحامل دارای میانگین اندازهی 315 نانومتر، PDI=0.3 و مورفولوژی کروی و یکنواخت است. نانوحامل سنتز شده قادر است حدود 82 درصد از مشتق سولفونامید را در خود بارگذاری کند و رهاسازی کنترلشدهای از دارو را فراهم آورد. این نانوحامل ایمن بوده و با تحویل تدریجی مشتق سولفونامید به سلولهای سرطانی منجر به اثر کشندگی بیشتر در غلظتهای کمتر نسبت به مشتق سولفونامید شد. همچنین نانوحامل حاوی مشتق سولفانامید در مقایسه با سولفونامید توانست به طور مؤثرتری از تکثیر و پیشروی سلولهای سرطانی ممانعت کند. این یافتهها نشاندهندهی پتانسیل بالای این نانوحامل مهندسی شده در مهار سلولهای سرطانی پستان است.
بررسی مقایسهای اثر فراکشن کلروفرمی جلبک قرمز L.) (Gracilaria salicornia و جلبک قهوهای L.) (Sargassum angostifolium بر تکثیر، چرخه سلولی و القای آپوپتوزیس در رده سلولی سرطان پستان و رده نرمال
دوره 12، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 300-310
https://doi.org/10.52547/JCT.12.4.300
پردیس میرزاییان، محمد شکرزاده لموکی، ناصر جعفری، فاطره رضایی، طوبی میرزاپور، علی صالح زاده
چکیده هدف: هدف از این مطالعه مقایسه اثرات عصاره کلروفرمی دو نوع جلبک قرمز و قهوه ای بر تکثیر، چرخه سلولی و القای آپوپتوزیس در رده سلولی سرطان پستان میباشد.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی، ابتدا سلولهای سرطانی MCF 7 و نرمال MRC 5 کشت داده شده و در ادامه سلولها با غلظتهای مختلفی از عصارههای کلروفرمی جلبکها بهمدت 84 ساعت تیمار شدند. درصد بقا سلولها بهروش TTM و نوع مرگ سلولی القا شده و توقف چرخه سلولی بهروش فلوسایتومتری بررسی شدند. نتایج حاصله توسط نرم افزار msirP مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که هردو جلبک قهوه ای و جلبک قرمز، تکثیر سلولهای سرطانی MCF7 را بهصورت یک الگوی وابسته به غلظت کاهش دادند. غلظت IC50 برای عصاره کلروفرمی جلبک قهوهای برابر 88 میکروگرم بر میلیلیتر و برای جلبک قرمز برابر 107 میکروگرم بر میلیلیتر بود. این مقادیر بیانگر اثرات مهاری بیشتر جلبک قهوهای (31/63 درصد) نسبت به قرمز (33/58 درصد) بود. همچنین این دو عصاره بهطور موثری آپوپتوزیس را القا و چرخه سلولی را در مرحله G0/G1 متوقف کردند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که عصاره کلروفرمی این جلبکها میتواند بهعنوان یک مهارکننده قوی رشد برای سرطان پستان مطرح باشد.
بررسی اثر عصاره اتانولی Achillea wilhelmsii بربقای سه رده سلول سرطانی در محیط کشت
دوره 11، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 302-311
https://doi.org/10.52547/JCT.11.4.302
فیروزه خسروی، جمال مشتاقیان، سید حمید زرکش
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثر عصاره اتانولی برگ و گل گیاه بومادران بر بقای سه رده سلول سرطانی HELA،CAOV ، MCF7و امکان تولید دارویی ارزان قیمت بدون عوارض جانبی است.
مواد و روشها: پس از 48 ساعت انکوباسیون لاینهای سلولی سرطانی ، سوسپانسیون سلولی تهیه شده و به مدت 24 ساعت با سلولهایی با غلظتهای مختلف در محیط کشت توزیع شد. سپس عصاره برگ و گل Achillea wilhelmsiiتهیه و استریل شد. رقت های متوالی 4/0 ، 8/0، 6/1 ، 2/3 و 4/6 میلیگرم در میلیلیتر تهیه و به هر چاهک حاوی سوسپانسیون سلول اضافه و در دستگاه انکوباتور قرار گرفت. محیطها پس از 48 ساعت از نظر میکروسکوپی مورد بررسی قرار گرفتند و جذب نور پس از آزمایش MTT تعیین شد
نتایج: نتایج نشان داد که در سلول های سرطانیMCF7 ، کمترین میزان بقای سلول در غلظت /40 میلیگرم در میلی لیتر و CAOV و HELA در غلظت 6/4میلیگرم در میلی لیتر عصاره برگ مشاهده شد. در مقایسه، بیشترین اثر ضد سرطانی عصاره گل بومادران بر روی سه رده سلول سرطانی در MCF7 با غلظت 4/6 گرم در میلی لیتر ثبت شد، در حالی که در رده سلول های سرطانی HELA کمترین میزان زنده ماندن سلول در غلظت 4/6 میلی گرم در میلی لیتر در تیمار 72 ساعت مشاهده شد.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه بقای سلولها در تیمارهای مختلف عصاره برگ و گل گیاه بومادران در سه رده سلول سرطانی تفاوت دارد، میتوان استفاده از این ماده جهت کاهش بقای سلولهای سرطانی را توصیه کرد.
بررسی اثر ضد التهابی آستاگزانتین بر مهار TLR4 و برخی سایتوکاینهای التهابی در سلول ماکروفاژی
دوره 14، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 309-324
https://doi.org/10.61186/JCT.14.4.309
هدا مجیری فروشانی، حسین ذوالقرنین
چکیده هدف : آستاگزانتین کاروتنویید طبیعی با آثار فارماکولوژیک مختلف می باشد. مکانیسم مولکولی اثر ضد التهاب این ترکیب چندان مشخص نیست. هدف این مطالعه، بررسی نقش TLR4 و سایتوکاینهای التهابی IL-1, IL-6, TNFα در بروز اثر ضد التهابی آستاگزانتین در ماکروفاژها میباشد. مواد و روشها: سلولهای ماکروفاژی RAW264.7 با LPS القای التهاب شدند. دوزهای 100،50،25 میکرومولار از آستاگزانتین برای تیمار سلولها بهکار برده شد. میزان بیان ژن TLR4 به روش RT-PCR در دو زمان 24 و 48 ساعت پس از القا با LPS اندازه گیری شد. سطح سایتوکاینهای IL-1, IL-6, TNFα با کیت الایزای ساندویچی اندازهگیری شد. از آزمونهای آماری و تست ANOVA یک طرفه برای آنالیز دادهها استفاده شد. نتایج: LPS باعث افزایش میزان بیان ژن TLR4 در هر دو زمان 24و 48 ساعت پس از القا شد p<0.001)) که آستاگزانتین با هر سه دوز بهطور معنیداری آن را کاهش داد (p<0.001). سطح سایتوکاینهای IL-1, IL-6, TNFα در سلولهای ماکروفاژی القا شده با LPS افزایش یافته بود (p<0.05) که دوزهای50 و 100 میکرومولار آستاگزانتین باعث کاهش معنیدار سطح سایتوکاینها شد.
نتیجه گیری : آستاگزانتین با کاهش میزان بیان TLR 4 که در شرایط التهابی افزایش بیان پیدا میکند باعث کاهش تولید سایتوکاینهای التهابی IL-1, IL-6, TNFα که در مسیر سیگنالیگ آن قرار دارند، میشود. با توجه به اثر ضد التهابی آستاگزانتین و عوارض داروهای ضد التهاب کنونی، آستاگزانتین دارای پتانسیل بالا جهت درمان بیماریهای التهابی مزمن میباشد.
رابطه بین هورمون آنتیمولرین با مقاومت به انسولین و هورمونهای تولید مثلی در زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک
دوره 16، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 309-321
https://doi.org/10.61882/JCT.16.3.309
نیلوفر دربندی، حوری حسن نداوی، مائده میرزایی
چکیده هدف: سندرم تخمدان پلیکیستیک (PCOS) شایعترین اختلال غدد درونریز در زنان در سنین باروری است. این اختلال با عدم تعادل هورمونی، قاعدگی نامنظم، هیپرآندروژنیسم و مقاومت به انسولین همراه است. در این مطالعه رابطه بین هورمون آنتیمولرین با مقاومت به انسولین و هورمونهای تولید مثلی در زنان مبتلا به PCOS بررسی شد.
مواد و روشها: 100 زن سالم و بیمار ( محدوده سنی 18-45 سال) در این مطالعه شرکت داشتند. PCOS در شرکت کنندگان بر اساس معاینه و سونوگرافی توسط متخصص زنان تایید شد. در کلیه شرکتکنندگان سن، وزن، قد، دور کمر، دور باسن، سطح گلوکز خون (ناشتا)، سطح انسولین، میزان هورمونهای محرک فولیکولی(FSH)، لوتئیزهکننده (LH)، استروژن، پروژسترون، تستوسترون آزاد و آنتیمولرین (AMH) اندازهگیری و بررسی شد.
نتایج: میانگین سن و غلظت هورمون FSH بین گروههای آزمایشی تفاوت معنیداری نداشت. اما کاهش معنیداری در مقادیر استرادیول و پروژسترون و افزایش معنیداری در شاخص توده بدنی، غلظت هورمونهای LH، تستوسترون آزاد، آنتیمولرین و مقاومت به انسولین در بیماران PCOS نسبت به گروه کنترل دیده شد. همچنین بین هورمون آنتیمولرین و استرادیول رابطه معنیداری در گروههای کنترل (مستقیم) و PCOS (معکوس) دیده شد.
نتیجهگیری: چاقی و عدم تعادل هورمونی ویژگی مشترک زنان PCOS است. همبستگی مثبت و معنیدار بین سطوح سرمی AMH و استرادیول در گروه کنترل نشاندهنده ارتباط فیزیولوژیکی طبیعی بین فعالیت فولیکولی و تولید استروژن است. در مقابل، همبستگی منفی معنیدار در گروه PCOS نشاندهنده بینظمی در محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-تخمدان و فولیکولوژنز غیرطبیعی است. نتایج، پتانسیل الگوهای همبستگی AMH-استرادیول را به عنوان یک شاخص تشخیصی تکمیلی برای PCOS برجسته میکند.
بررسی اثر اگزوزومهای مشتق شده از سلولهای بنیادی مغز استخوان موش کوچک آزمایشگاهی بر بلوغ فولیکولهای پره آنترال موش نابالغ نژاد NMRI
دوره 13، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 311-323
https://doi.org/10.52547/JCT.13.4.309
سجاد فرخ یار، جواد بهارآر، اکرم عیدی، نسیم حیاتی رودباری
چکیده هدف: ناباروری یک بحران زندگی است که بیماران را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار می دهد، ناباروری به عنوان عدم موفقیت در بارداری پس از 12 ماه فعالیت جنسی تعریف می شود که 15 تا 17 درصد از زوج ها را در جهان تحت تأثیر قرار می دهد و حدود 50 درصد از آنها به عوامل ناباروری زنان مربوط می شود. فعال کردن روند تقسیم میوز در اووسیت و بلوغ آن از اهداف مهم درمانی محققین علوم ناباروری بوده است. امروزه القا رشد و تکامل اووسیت در خارج از بدن یکی از روش هایی است که در فنّاوری کمکی تولیدمثل به کار گرفته می شود. مغز استخوان اندام پیچیده ای است که در آن دودمان های مختلف سلول های خونساز و استرومایی از خون سازی حمایت می کنند. وزیکول های خارج سلولی (EVs) که دارای اندازه 20-100 نانومتر می باشند توسط انواع سلول های مختلف در محیط های کشت آزاد می شوند. علاوه بر پروتئینها، اگزوزومها با مجموعهای از سیتوکینها، قایقهای لیپیدی خاص مانند فسفوگلیسرید، کلسترول، سرامید، زنجیرههای چربی-آسیل و همچنین mRNAها، miRNAها، RNAهای غیر کدکننده، tRNAها، rRNAها و به ندرت DNA غنی میشوند هدف از انجام این پژوهش تجربی بررسی تاثیر اگزوزوم های مشتق از سلول های بنیادی مغز استخوان موش کوچک آزمایشگاهی بر بلوغ فولیکول های پره آنترال می باشد. مواد و روشها: اگزوزوم ها از سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موش کوچک آزمایشگاهی به روش فلاشینگ جداسازی و کشت داده شدند. شناسایی سلولهای بنیادی با روش فلوسایتومتری انجام و جداسازی و خالص سازی اگزوزوم ها به وسیله الترا سانتریفیوژ انجام شد، شناسایی اگزوزوم نیز توسط میکروسکوپ نیروی اتمی(AFM) بررسی گردید. اثرات اگزوزوم ها بر زیستایی فولیکول ها با روش MTT مورد سنجش قرار گرفت و همپنین پارامترهای تکوینی از جمله قطر و تشکیل حفره آنتروم در فولیکول ها بررسی و از فولیکولها در روز های صفر، دوم، سوم و چهارم کشت با بزرگنمایی 20 و با میکروسکوپ معکوس عکس برداری گردید و قطر فولیکول ها توسط نرم افزار Image J بر حسب میکرومتر اندازه گیری شد. بیان ژنهای GDF-9 و BMP-15 و BMP-7 به عنوان ژن های دخیل در رشد و بلوغ فولیکولها با استفاده از روش Real Time-PCR بررسی شد. جهت آنالیز داده های این پژوهش از نرم افزار GraphPad Prism 8 و تست آماری one way Anova استفاده شد. نتایج : ارزیابی زیستایی فولیکولها نشان داد در مقایسه با گروه شاهد، فولیکولهای تحت تیمار با اگزوزوم 25 و 50 و100 میکروگرم بر میلی لیتر افزایش زنده ماندن را نشان میدهند، همچنین میزان تشکیل آنتروم افزایش معنی دار در گروه با غلظت 100 میکرو گرم بر میلی لیتر در سطح معنا داری(p<0.01**) نسبت به گروه کنترل نشان داد. قطر فولیکول ها با افزایش غلظت اگزوزوم ها نسبت به گروه کنترل افزایش نشان داد. ژن های GDF-9و BPM-15 و BMP-7 نیز در گروه های تیماری افزایش بیان داشته است.. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش تجربی می توان میتوان بیان نمود که اگزوزوم های مشتق شده از سلول های بنیادی مغز استخوان موش کوچک آزمایشگاهی دارای اثر مثبت بر زیستایی و بلوغ و همچنین رشد فولیکول های تخمدانی می باشند.
افزایش تولید ترکیبات فلاونوئیدی و تغییر فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانتی در کشت کالوس گیاه گزنه تحریک شده با کیتوزان
دوره 15، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 317-335
https://doi.org/10.61186/JCT.15.4.317
فاطمه افشاریپور، محسن محمودنیا میمند، مریم دهجیپور حیدرآبادی، محمدرضا دهقانی
چکیده هدف: در این تحقیق به بررسی اثر غلظتهای مختلف الیسیتور کیتوزان و زمان در معرض الیستور بودن بر میزان تولید متابولیتهای ثانویه و فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانت در کشت کالوس گیاه گزنه پرداخته شد.
مواد و روشها: از ریزنمونه برگ گیاهچه استریل در محیط کشت MS هورموندار جهت تولید کالوس استفاده شد. تیمار کالوسها در محیط کشت مایع MS و با استفاده از کیتوزان (صفر، 50 و 100 میلیگرم بر لیتر) انجام شد و نمونهبرداری در زمانهای 24، 48 و 120 ساعت صورت گرفت. در نهایت میزان تولید کوئرستین، کامفرول، روتین، فنل، فلاونوئید و پروتئین کل و همچنین فعالیت آنزیمهای فنیلآلانین آمونیالیاز، پلیفنل اکسیداز و پراکسیداز اندازهگیری شد. آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد و بهصورت خرد شده در زمان تحلیل شد. نتایج: فعالیت آنزیم فنیلآلانین آمونیالیاز و پلیفنل اکسیداز در هر سه زمان نمونهبرداری با افزایش غلظت کیتوزان نسبت به شاهد افزایش یافت. فعالیت آنزیم پراکسیداز در زمان نمونهبرداری 120 ساعت و غلظت 50 میلیگرم بر لیتر کیتوزان، 57/2 برابر نمونه شاهد بود. بیشترین میزان تولید کوئرستین در تیمار 100 میلیگرم بر لیتر کیتوزان و زمان 48 ساعت و بیشترین میزان تولید کامفرول و روتین بهترتیب در زمانهای 48 و 24 ساعت و غلظت 50 میلیگرم بر لیتر کیتوزان بود. نتیجهگیری: الیسیتور کیتوزان در غلظتها و زمان خاصی باعث افزایش تولید متابولیتهای ثانویه و فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانتی در کشت کالوس گزنه شد. بنابراین در تحقیقات آتی میتوان با استفاده از این الیسیتور و بهینهسازی شرایط تولید در مقیاس بالا به سمت تولید تجاری این مواد حرکت کرد.
تنوع ژنتیکی Hesperis persica ، بر اساس DNA چند شکلی تقویت شده بین رتروترانسپوزونی (IRAP)
دوره 16، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 322-336
https://doi.org/10.66224/JCT.16.4.322
سمیه اسفندانی بزچلوئی
چکیده هدف : تنوع ژنتیکی یکی از جنبههای تنوع زیستی است که برای استراتژیهای حفاظتی، بهویژه در گونههای کمیاب و اندمیک بسیار مهم است . جنس Hesperis L. (Brassicaceae) شامل گیاهان دو ساله و چند ساله است و از 46 گونه در سراسر جهان تشکیل شده است که عمدتاً در مناطق مختلف اروپا، قفقاز، ماوراء قفقاز و به میزان کمتر در شمال و آسیای مرکزی و به میزان بیشتر در ترکیه با 28 گونه یافت میشود. این جنس با 11 یا 6 گونه متعلق به بخش های Hesperis Dvořák, Diaplictos Dvořák and Pachycarpos Fourn. نشان داده می شود.
مواد و روش ها: با توجه به اهمیت این گونه، در مجموع 73 فرد به نمایندگی از 11 جمعیت طبیعی H. persica Boiss. subsp. persica and H. persica subsp. kurdica (F. Dvořák & Hadac) F. Dvořák, نمونه برداری شدند. برای شناسایی صحیح گونه (Hesperis persica) از مراجع مختلفی استفاده شد.
نتایج: آزمون AMOVA تفاوت ژنتیکی معنیداری (88/0=PhiPT، 010/0=P) در بین جمعیتهای مورد مطالعه ایجاد کرد و همچنین نشان داد که 40 درصد از کل تنوع ژنتیکی به دلیل تنوع درون جمعیتی و 60 درصد به دلیل تمایز ژنتیکی بین جمعیت است.
نتیجهگیری: نمودار PCoA جمعیت ها با خوشه بندی WARD داده های مولکولی مطابقت داشت. این نتایج نشان داد که جمعیت های جغرافیایی Hesperis persica بر اساس نشانگرهای (IRAP) به خوبی متمایز می شوند.
ارزیابی هیستومورفولوژی و شاخصهای اسپرماتوژنز در رتهای دیابتی تیمار شده با عصارهی صمغ آنغوزه ( L Ferula assa-foetida
دوره 14، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 325-336
https://doi.org/10.61186/JCT.14.4.325
زهرا اسداللهی، احمدعلی محمدپور، ابراهیم لطیفی، حسین نورانی
چکیده هدف: گیاهان دارویی بهدلیل داشتن ترکیبات طبیعی و آنتی اکسیدانتی برای درمان بسیاری از بیماریها از جمله دیابت و عوارض جانبی ناشی از آن مورد استفاده قرار میگیرند. یکی از سیستمهایی که تحت تاثیر دیابت قرار میگیرد دستگاه تناسلی میباشد و بیضهها بهعنوان غدد اصلی این سیستم تحت تاثیر دیابت قرار گرفته و دچار اختلال میشوند. در این مطالعه تاثیر عصارهی صمغ آنغوزه بر شاخصهای اسپرماتوژنز و ساختار بافتی بیضه موشهای صحرایی نر دیابتی نژاد ویستار بررسی شد. مواد و روشها: 42 سر رت نژاد ویستار به 6 گروه تقسیم شدند. برای القای دیابت، حیوانات یک دوز استرپتوزوتوسین (55 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن حیوانات) دریافت کردند. جهت ارزیابی اثر عصاره صمغ آنغوزه تیمار حیوانات دیابتی با عصاره صمغ آنغوزه در مقادیر 150 و 250 میلی گرم /کیلوگرم وزن بدن موش صحرایی با استفاده از سرنگ گاواژ و بهمدت 42 روز انجام شد. پس از این مدت حیوانات بیهوش و آسان کشی شدند. سپس نمونه برداری از بافت بیضه انجام شد و نمونهها در فرمالین 10 درصد و بوئن فیکس شدند. مراحل آماده سازی مقاطع میکروسکوپی شامل 1- آبگیری، 2- شفاف سازی، 3- آغشته کردن، 5- قالب گیری با پارافین، 6- برش با دستگاه میکروتوم، 7- چسباندن نمونهها بر روی لام، 8- رنگ آمیزی با رنگ هماتوکسیلین – ائوزین و ماسون-تری کروم، 9- مونته کردن انجام شد. در نهایت نمونهها جهت مطالعه میکروسکوپی آماده شدند. تعداد سلولهای اپیتلیوم زایای لولههای اسپرم ساز شمارش شده و سپس ضریب اسپرمیوژنز، ضریب تمایز لوله ای، ضریب میوزی و ضریب سلول سرتولی محاسبه شد. نتایج: دادهها و تجزیه و تحلیل آماری این مطالعه بر اثر مثبت عصاره صمغ آنغوزه بر اسپرم زایی و اختلالات باروری مرتبط با دیابت تاکید دارد. نتیجه گیری: عصاره صمغ آنغوزه آسیبهای بافتی دیابت بر بافت بیضه را کاهش میدهد و بر اسپرم زایی و اختلالات باروری مرتبط با دیابت اثر بهبود دهنده دارد.
تاثیر الیسیتور ملاتونین بر سلامت سلولی و محتوای متابولیتهای ثانویه گیاه دارویی پونه کوهی (Mentha longifolia)
دوره 15، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 336-348
https://doi.org/10.61186/JCT.15.4.336
محمد آبیاری
چکیده هدف: با توجه به اهمیت پونه کوهی (Mentha longifolia) در صنایع دارویی، این مطالعه با هدف ارزیابی تاثیر ملاتونین بر درصد زندهمانی سلولی و سطح ترکیبات زیستفعال مهم پونه کوهی انجام شد. مواد و روشها: این مطالعه در قالب آزمایش فاکتوریل با طرح پایه کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. ملاتونین (با غلظتهای 0، 100 و 200 میکرومولار بر مبنای مطالعات گذشته) به محیط کشت MS حاوی 2,4-D با غلظت mg.L-1 1 افزوده شد. بعد از 24، 48 و 72 ساعت از تیمار، درصد زندهمانی سلولی و سطح ترکیبات مهم پونه بهترتیب توسط آزمون تترازولیوم و HPLC سنجش شدند. نتایج: با افزودن ملاتونین در کشتسلولی، زندهمانی سلولهای پونه کاهش یافت. با افزایش ملاتونین از 100 به 200 میکرومولار در کشتسلولی، سطح ترکیبات بهطور معنیداری نسبت به شاهد افزایش یافت. سطوح منتول، منتون، پولگون و 1،8-سینئول تا 48 ساعت بعد از تیمار افزایش یافتند اما بعد از آن زمان، کاهش معنیداری نشان دادند. از آنجاییکه هدف نهایی، افزایش تولید ترکیبات فعال بیولوژیکی است و نه بالاترین زندهمانی سلولی، لذا با رعایت اعتدال، 48 ساعت بعد از اعمال تیمار 200 میکرومولار ملاتونین، بهترین شرایط را برای حصول سطح بالای متابولیتهای با ارزش پونه فراهم میکند. بهطوریکه تیمار فوق باعث افزایش 125 درصدی منتول، 130 درصدی منتون، 140 درصدی پولگون و 120 درصدی 1،8-سینئول شد. نتیجهگیری: کاربرد ملاتونین در غلظت 200 میکرومولار و برداشت متابولیتها 48 ساعت بعد از تیمار میتواند ضمن حفظ سطح کافی زندهمانی سلولهای پونه کوهی، باعث افزایش غلظت متابولیتهای ثانویه شود.
بهینه سازی کالوس زایی در شاهدانه Cannabis sativa L.
دوره 14، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 337-352
https://doi.org/10.61186/JCT.14.4.337
نفیسه اسکندری، علی عبادی، سید علیرضا سلامی
چکیده هدف: باتوجه به اهمیت و نیاز به افزایش کانابینوئیدهای با ارزش موجود در گیاه شاهدانه بهدلایل کاربردهای صنعتی، غذایی و بهخصوص اهمیت آنها در صنایع داروسازی و با توجه به اینکه در روشهای سنتی کشت گیاه، تولید متابولیتهای ثانویه کم بوده و مدت زمان طولانی برای تولید لازم است، ضروری بهنظر میرسد که برای تولید سریع و انبوه این متابولیتهای ثانویه و مواد دارویی با ارزش، از روشهای کارامد بیوتکنولوژی جهت تولید مقدار مطلوب و کافی مواد موثره مورد نیاز در زمان کمتر بهرهمند شد. بنابراین هدف از این پژوهش بهینه سازی کالوس زایی در شاهدانه دارویی است. مواد و روش ها: کالوس زایی ریزنمونه برگ بعد از ضدعفونی و کشت بر روی محیط کشتهای MS و DKW حاوی ویتامین های B5 به همراه غلظتهای مختلفی از تنظیم کنندههای رشد 2,4-D و BA بررسی شد. نتایج: بهترین کالوس زایی حاصل از این پژوهش مربوط به محیط کشت MS بهعلاوه تیمار هورمونی 2 میکرومول در لیتر 2,4-D بههمراه 5/2 میکرومول در لیترBA بود. همچنین نامناسب ترین محیط جهت تولید کالوس از برگ شاهدانه از نظر تمام صفات مورد بررسی مربوط به محیط کشت DKW بههمراه 5 میکرومول در لیتر 2,4-D در ترکیب با 5/2 میکرومول در لیتر BA بود. نتیجه گیری: با توجه به ترد بودن کالوس تولیده شده در محیط بهدست آمده از این پژوهش، استفاده از آن برای مطالعات آتی جهت جنین زایی سوماتیکی و کشت های سوسپانسیون سلولی توصیه میشود.
اثر داروی پاکسلوید بر مورفوژنز سیستم اسکلتی در مدل حیوانی رت ( مطالعه بافتشناسی)
دوره 16، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 337-351
https://doi.org/10.66224/JCT.16.4.337
علی عبداللهی، مجید مروتی-شریفآباد، الهام صالحی، محسن رشیدی، علی رضایی گلمیشه، حسن مروتی
چکیده هدف: پاکسلووید، یک داروی ترکیبی خوراکی حاوی نیرماترلویر (عامل ضد ویروسی) و ریتوناویر (تقویت کننده فارماکوکینتیک)، برای درمان کووید-۱۹ با هدف کاهش شدت بیماری، بستری و مرگ و میر توسعه یافته است. با اینحال، ایمنی آن در دوران بارداری، بهویژه تاثیر آن بر رشد جنین، نیاز به بررسی دارد. این مطالعه با رعایت دستورالعملهای ICH، اثرات احتمالی پاکسلووید بر مورفوژنز اسکلتی جنین موش را ارزیابی کرد. مواد و روشها: رتهای باردار به چهار گروه تقسیم شدند. گروه اول(کنترل) دارویی دریافت نکرد، گروه دوم دوزهای 60 و 100، گروه سوم دوزهای 200 و 300 و گروه چهارم دوز ثابت 1000 میلیگرم بر کیلوگرم روزانه پاکسلووید را دریافت کردند. پارامترهای مادرانه (وزن و علائم بالینی) و جنینی( وزن، طول سر-دم (CRL) و دور شکم (AC)) در روز ۲۱ بارداری بررسی شدند. ناهنجاریهای اسکلتی با رنگآمیزی هماتوکسیلین-ائوزین و آلیزارین رد S ارزیابی شدند. نتایج: کاهش وزن مادران و جنینها در گروههای تحت درمان نسبت به گروه کنترل مشاهده شد، اما آنالیز بافتشناسی اسکلت، ناهنجاری ساختاری نشان نداد. این یافتهها حاکی از آن است که پاکسلووید اگرچه ممکن است بر شاخصهای رشد جنین تاثیر گذارد، اما اثر تراتوژنیک بر اسکلت ندارد. نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان میدهد که پاکسلووید یکپارچگی اسکلت جنین را مختل نمیکند و از ایمنی نسبی آن در بارداری حمایت میکند. با این حال، پژوهشهای بیشتر برای درک مکانیسمهای تأثیر بر رشد و تعمیم نتایج به انسان ضروری است. بهطورکلی، یافتهها حاکی از خطر پایین آسیب جنینی بوده و ایمنی پاکسلووید را در جمعیتهای باردار تقویت میکنند.
