فصلنامه
نوع مقاله: علمی - پژوهشی

یافته‌های نوین در ارزیابی غیر تهاجمی کیفیت جنین

دوره 12، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 206-219

https://doi.org/10.52547/JCT.12.3.206

ام‌البنین بدری صیقل‌دهی، هما محسنی کوچصفهانی، ناهید نصیری، مریم شاهوردی، مریم هزاوه‌ای، عبدالحسین شاهوردی

چکیده هدف: در روش‌های کمک باروری انتخاب یک جنین با کیفیت بسیار مهم و مستلزم دسترسی به‌ یک روش استاندارد است. امروزه روشهای مختلفی جهت ارزیابی جنین­های آزمایشگاهی وجود دارد. در روز سوم و پنجم تکوین، ارزیابی ریخت شناسی براساس میزان کلیواژ، شکل و تقارن بلاستومرها انجام می‌شود، هم‌چنین در روش تشخیص ژنتیکی پیش از لانه‌گزینی، جنین‌ها از نظر وجود بیماری‌های ژنتیکی مورد ارزیابی قرار می‌گیرند، تا در نهایت جنین مناسب برای انتقال به‌رحم مادر انتخاب ‌شود. از آن‌جایی‌که دستیابی به‌ یک روش کم خطر و با دقت بالا برای انتخاب جنین با کیفیت از اهمیت به‌سزایی برخوردار است، اخیرا ارزیابی متابولیسم جنین با تجزیه و تحلیل مواد جذب و ترشح شده توسط جنین‌ها در محیط کشت، به‌عنوان یک روش غیرتهاجمی مطرح شده است که می‌تواند همراه با ارزیابی مورفولوژیکی، چگونگی رشد و نمو جنین را بادقت بیش‌تری پیش‌بینی کند. بر این ‌اساس در این مطالعه مروری روایتی، ارزیابی جنین‌ها براساس ارتباط متابولیسم جنین و کیفیت آن به‌عنوان یک روی‌کرد نوین مورد بحث قرار گرفته است.
 

طراحی و ساخت ناقل نوترکیب CRISPR حاوی ژن LRRK2 بیماری پارکینسون

دوره 10، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 214-225

https://doi.org/10.52547/JCT.10.4.214

آزاده ثمره غلامی، حسینعلی ساسان، محمد هاشم آبادی، هادی روان

چکیده هدف: هدف از این مطالعه تخریب ژن کیناز غنی از لوسین شماره 2 LRRK2))، مهم‌ترین ژن درگیر در بیماری پارکینسون با استفاده از تکنولوژی CRISPR-Cas بود.
مواد و روش‏ها: مراحل همسانه سازی قطعات راهنما در این پژوهش با استفاده از کیت کلونینگ  gRNAسیستم کریسپر (شماره کاتالوگ C8324K شرکت زاور زیست آزما) انجام شد. ابتدا 4 الیگونوکلئوتید برای توالی اگزون 41 ژن LRRK2 توسط نرم افزارساختRNA  راهنمای CRISPR با عنوان  CHOCHOPطراحی شدند. این دو  RNA) gRNAsراهنما) در دو طرف اگزون فوق در نظر گرفته شدند. مولکول‌های دو رشته‏ای DNA بر اساس دستورالعمل استاندارد در آزمایشگاه ساخته شدند. قطعات دو رشته ای 20 جفت بازی راهنما که برای تشکیل کمپلکس Cas9-gRNA استفاده می‌شوند، با استفاده از آنزیم DNA لیگاز به وکتور بیانی یوکاریوتی کریسپر Px459 متصل و پلاسمیدهای نوترکیب به درون باکتری E.Coli DH5aمیزبان با روش شوک حرارتی منتقل شدند. نتایج آزمایشها به‏وسیله روش‏های RCP و تعیین ردیف AND ارزیابی شدند.
نتایج: آزمایشهای چندگانه PCR با استفاده از پلاسمیدهای نوترکیب به‏عنوان AND الگو و توالی‏یابی AND، همسانه سازی قطعه‏های کوچک راهنما در پلاسمید بیانی کریسپر را نشان داد.
نتیجه‏گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد، سیستم CRISPR می‌تواند به‏عنوان یک ابزار قوی فراگیر برای ویرایش و تنظیم بسیاری از ژن‏‌های موثر در بیماری‏ها از جمله بیماری پارکینسون استفاده شود.

مهار آپوپتوزیس ناشی از استرس اکسیداتیو در نورون‏های حرکتی قطعات کشت ‏شده نخاع‏ موش بالغ؛ اثرات محافظتی و آنتی اکسیدانتی کوئرستین

دوره 15، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 215-230

https://doi.org/10.61186/JCT.15.3.215

حمیدرضا مومنی، طاهره اعتمادی، حمیدرضا نقلی، نیلوفر دربندی

چکیده هدف: این پژوهش با این هدف انجام شد تا مشخص نماید که آیا کوئرستین به‏عنوان یک آنتی‏اکسیدانت قوی، قادر است با کاهش استرس اکسیداتیو، آپوپتوزیس را در نورون‏های حرکتی قطعات کشت شده نخاع به‏تاخیر بیاندازد. مواد و روش‏ها: قطعات ناحیه سینه‏ای نخاع موش‏های بالغ به سه‏گروه تقسیم شد: 1- لحظه صفر، 2- کنترل و 3- کوئرستین. برای بررسی قابلیت حیات قطعات نخاع از سنجش MTT و بررسی مشخصه‏های مورفولوژیکی آپوپتوزیس و تعداد نورو‏ن‏های حرکتی از رنگ‏آمیزی هوخست و پروپیدیوم آیوداید استفاده شد. در قطعات نخاع سنجش میزان پراکسیداسیون لیپیدی از روش مالون‏دی‏آلدهید و ظرفیت آنتی‏اکسیدانتیِ کل، از روش FRAP  استفاده گردید. نتایج: پس از 6 ساعت (گروه کنترل)، قابلیت حیات قطعات نخاع، قطر و تعداد نورون‏های حرکتی سالم در مقایسه با گروه لحظه صفر به‏طور معنی­داری کاهش یافت. هم­چنین، نورون‏های حرکتی مشخصه‏های مورفولوژیکی آپوپتوزیس را نشان دادند. افزایش میزان مالون دی آلدهید و کاهش ظرفیت آنتی‏اکسیدانتی کل، به­طور معنی دار نسبت به گروه لحظه صفر نیز مشاهده شد. کوئرستین نه تنها توانست قابلیت حیات و تعداد نورون‏های حرکتی سالم قطعات نخاع را افزایش دهد، بلکه مشخصه‏های مورفولوژیکی آپوپتوزیس را کاهش داد. همچنین، این آنتی‏اکسیدانت نسبت به گروه کنترل، به‏طور معنی‏داری میزان مالون دی آلدهید را کاهش و قدرت آنتی‏اکسیدانتی کل را افزایش داد. نتیجه‏گیری: استرس اکسیداتیو می­تواند یکی از مکانیسم‏های دخیل در آپوپتوزیس نورون‏های حرکتی قطعات کشت شده نخاع باشد و کوئرستین، به‏عنوان یک آنتی‏اکسیدانت قوی، توانست با کاهش پراکسیداسیون لیپیدی و افزایش ظرفیت آنتی‏اکسیدانتی کل، قابلیت حیات قطعات را افزایش و مشخصه‏های مورفولوژیکی آپوپتوزیس را در نخاع به‏تاخیر بیاندازد.

سنتز سبز نانوذرات طلا با استفاده از عصاره برگ و ساقه گیاه اناریجه و بررسی سمیت آن بر روی سلول‌های سرطان پستان انسانی در شرایط آزمایشگاهی

دوره 14، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 217-240

https://doi.org/10.61186/JCT.14.3.217

کوثر اسماعیل‌پور، مصطفی شوریان

چکیده هدف: فناوری­نانو تأثیر به­سزایی در درمان بیماری سرطان دارد. روش­های ساخت نانوذرات به کمک مواد زیستی که به­آن­ها سنتز سبز می­گویند به­دلیل ارزان­تر و غیر­سمی بودن نسبت به سایر روش­ها برای سنتز نانوذرات برتری دارند. مواد و روش­ها: در این مطالعه، پس از تیمار محلول HAuCl4 با غلظت­های مختلف عصاره­ی­ آبی برگ و ساقه­ی گیاه اناریجه با نام علمی Pimpinella affinis، نانوذرات طلا تشکیل شدند. برای مشخصه­یابی نانوذرات طلای سنتز شده از  طیف­سنجی UV-Visible، دستگاه DLS، SEM و FTIR و همچنین از دستگاه GC/MS برای تعیین ترکیبات عصاره استفاده­ شد. آثار سمیت سلولی نانوذرات طلا و عصاره­ی گیاهی با استفاده از رنگ­سنجیMTT بر روی رده­سلولی MCF-7 همراه با تیمارهای 24، 48 و 72 ساعت مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: نانوذرات طلای سنتز شده با استفاده از غلظت 1 mg/ml از عصاره به عنوان غلظت بهینه در نظر گرفته­ شد که دارای میانگین اندازه 20 نانومتر و پتانسیل­زتا 61- میلی­ولت بودند. نانوذرات طلا دارای شکل کروی همراه با چندپراکندگی برابر 7/0 بودند و ترکیبات فنولی و کربوکسیلی و ترپن­ها بیشترین نقش را در تشکیل و پایداری نانوذرات طلا ایفا نمودند. ترکیبات اساسی شناسایی ­شده در عصاره توسط روش GC/MS شامل ترکیبات فنولی، فلاونوئیدی و ترپن­ها بود. در روش MTT، برتری سمیت­سلولی نانوذرات طلا علیه سلول­های MCF-7 نسبت ­به عصاره و زمان تیمار ۴۸ ساعت، همراه با IC50 برابر با µg/ml 2/384 به­دست آمد. نتیجه­گیری: یافته­های فوق نشان می دهد که استفاده­ از گیاه اناریجه در ساخت نانوذرات طلا می­تواند برای درمان سرطان پستان مؤثر واقع شود.

بررسی میزان تجمع و اثرات بافتی نانوذرات آهن مغناطیسی بیولوژیک در پاسخ به میدان الکترومغناطیس به روش طیف سنجی پلاسمای جفت شده القایی و هیستوپاتولوژیک در بافت کبد موش‌های صحرایی نژاد ویستار

دوره 12، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 220-232

https://doi.org/10.52547/JCT.12.4.220

بهروز یحیایی، صارم‌الدین عباسی

چکیده هدف: هدف بررسی اثـرات نانوذرات مغناطیسی بر سلامت بافتی می‌باشد.
مواد و روش‏ها: نانوذرات آهن مغناطیسی با استفاده از قارچ Fusarium oxysporum تولید و پس از اثبات اندازه به‌منظور بررسی اثر آن‌ها بر بافت کبد 24 سر موش‌های صحرایی، به‌طور تصادفی انتخاب و به 4 گروه تقسیم شدند. براساس مداخله‌ها تزریق نانوذرات به‌صورت درون صفاقی انجام شد. در انتهای دوره آزمایش نمونه‌گیری بافتی انجام و نمونه‌ها جهت تهیه مقاطع هیستوپاتولوژیک و آنالیز روش طیف سنجی پلاسمای جفت شده القایی به آزمایشگاه ارسال شدند.
نتایج: نانوذرات آهن مغناطیسی توسط قارچ تولید و آزمون‌های اسپکتروفوتومتر نور مرئی، پراش اشعه ایکس حضور آن‌را تایید و میکروسکوپ الکترونی نیز نشان داد که متوسط اندازه آن‌ها 20 تا 30 نانومتر می‌باشد. آزمون سمیت سلولی نیز نشان داد که نانوذرات آهن مغناطیسی دارای سمیت کم بوده و آنالیز طیف سنجی پلاسمای جفت شده القایی مشخص نمود که با حضور میدان الکترومغناطیس میزان ورود نانوذرات آهن به‌داخل بافت بیش‌تر شده است. نتایج میکروسکوپی نیز نشان داد که بیش‌ترین تغییرات در سلول‌های هپاتوسیت، ورید مرکز لوبولی و فضای سینوزوییدی در گروه میدان الکترومغناطیس و گروه دوز غیرسمی نانوذرات با حضور میدان الکترومغناطیس می‌باشد.
 
واژگان کلیدی: نانوذرات آهن مغناطیسی، روش ICP، هیستوپاتولوژی، بافت کبد، Fusarium oxysporum

تاثیر تنظیم‌کننده‌های رشد در کالوس‌زایی و باززایی گیاه زینتی زامی‌فولیا

دوره 11، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 221-232

https://doi.org/10.52547/JCT.11.3.221

ابراهیم بیرامیزاده، علی آرمینیان، آرش فاضلی

چکیده هدف: هدف از این تحقیق، دسترسی به پروتکل تکثیر سریع و بهینه و زامی­فولیا با کشت بافت می­باشد.
مواد و روش‏ها: برای کالوس­زایی و باززایی، دو آزمایش به‏صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با 3 تکرار در آزمایشگاه کشت بافت پژوهشکده ملی گل و گیاهان زینتی درسال 1397 انجام شد. در آزمایش اول جهت کالوس­زایی فاکتورهای 2, 4-D (0، 1 ، 2 و 4 میلی‌گرم بر لیتر) و BA (0، 1 و 2 میلی‌گرم­ بر ­لیتر) اعمال شد. در آزمایش دوم یا باززایی ریزنمونه‌ها، فاکتور NAA (0و 5/0 میلی‌گرم ­بر لیتر) و BA (0، 5/0 و 1 میلی‌گرم­ بر لیتر) اعمال شد.
نتایج: نتایج کالوس­زایی نشان داد که محیط MS تغییریافته با غلظت 2 میلی­گرم­ بر لیترBA  و یک میلی­گرم برلیتر  2, 4-Dبهترین کالوس را با 85 درصد باززایی تولید نمود. در مرحله باززایی نیز غلظت 5/0 میلی­گرم ­بر لیتر  BAهمراه با 5/0 میلی­گرم­ بر لیتر NAA بیش‏ترین تعداد گیاهچه و غده (90 درصد) را تولید نمود. سپس، تک گیاه‏چه­های غده­دار با موفقیت90-80 درصد در بستر کوکوپیت و پرلیت سازگار شدند.
نتیجه‏گیری: نتایج موفقیت­آمیز بوده و می‏توان با فرمول‏هایی حاصله، کار کالوس­زایی و باززایی زامی­فولیا را انجام و به‏عنوان پروتکلی کاربردی جهت تکثیر تجاری این گیاه زینتی ارزش‏مند، پیشنهاد نمود.
 

اندازه‌گیری فعالیت و بیان ژن برخی از آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانت وصفات کیفی میوه‌های پرتقال تحت تیمارهای پوششی

دوره 10، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 226-242

https://doi.org/10.52547/JCT.10.4.226

طیبه باران ‏زهی، جلال غلام‏ نژاد، مریم دهستانی، اعظم جعفری، فاطمه ناصری‏ نصب

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تاثیر عصاره آبی و  اتانولی گیاهان دارویی شامل چریش، میخک، آویشن و اسطوخودوس بر روی افزایش عمر انبارمانی پرتقال به‏وسیله کاهش اکسیژن­های فعال و متعاقب آن کاهش فعالیت آنزیم­های آنتی­اکسیدانت است.
مواد و روش‏ها: در این پژوهش ابتدا از چریش، میخک، آویشن و اسطوخودوس با استفاده از حلال­های آبی و اتانولی عصاره­گیری شد، سپس میوه‏های پرتقال با غلظت‏های مختلف عصاره­های گیاهی مذکور شامل 1000×2، 1000×4 و 1000×6، و همچنین کیتوزان و واکس، تیمار شدند. بعد از اعمال تیمار، میوه‏ها در سردخانه با دمای 7 درجه سانتی­گراد و رطوبت 80 تا 90 درصد نگه‏داری شدند. میوه­ها در ابتدای آزمایش و سپس هر بیست روز یک­بار از انبار خارج و فعالیت آنزیم­های کاتالاز و پراکسیداز و همچنین میزان بیان ژن این دو آنزیم در میوه­ها اندازه‏گیری شدند. در بخش دیگری از این مطالعه آزمون پنل انجام گرفت
نتایج: براساس نتایج، فعالیت هر دو آنزیم کاتالاز و پراکسیداز تحت تاثیر عصاره‏های گیاهی قرار گرفتند. در روز صدم، میوه­های تیمار شده با عصاره اسطوخودوس اتانولی با غلظت 1000×6 دارای کمترین میزان فعالیت آنزیم کاتالاز با مقدار 13/2، و کمترین میزان فعالیت آنزیم پراکسیداز مربوط به میوه‏های تیمار شده با غلطت 1000×6 عصاره آبی اسطوخودوس، به‏میزان 54/1 بودند. عصاره­های آبی و الکلی اسطوخودوس برروی میزان بیان هر دو ژن کاتالاز و پراکسیداز تاثیر داشتند به‏نحوی که کمترین میزان بیان ژن آنزیم­های کاتالاز و پراکسیداز در روز صدم، مربوط به تیمار 1000×6 عصاره اتانولی اسطوخودوس به‏ترتیب با مقادیر 66/6 و 28/5 بود.
نتیجه‏گیری: با توجه به نتایج این تحقیق مشخص شد که به‏طورکلی عصاره گیاهانچریش، میخک، آویشن و اسطوخودوس تاثیر بر روی فیزیولوژی میوه پرتقال داشته و با کاهش فعالیت فیزیولوژیکی باعث کاهش میزان فعالیت آنزیم­ها و همچنین بیان ژن­های متناظر آن­ها می­شوند.

بافت شناسی

بررسی تاثیر سمیت نانوذرات دی اکسید تیتانیوم بر قشر مغز جنین جوجه در دوران جنینی

دوره 16، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 228-244

https://doi.org/10.61882/JCT.16.3.228

ملیحه ریکی، احمدرضا راجی، امیر افخمی گلی، حسین نورانی

چکیده هدف: نانوذرات دی­اکسیدتیتانیوم (Tio2) در صنعت، پزشکی بهطور گسترده­ای استفاده می­شوند. نانوذرات برای محیط زیست و سلامت انسان بهویژه بر سیستم عصبی در حال رشد، مضر هستند. در این مطالعه سمیت جنینی غلظت­های مختلف نانوذرات Tio2 بر بافت قشر مغز جنین جوجه بررسی شد. مواد و روش‏ها: در این مطالعه 90 عدد تخم مرغ نطفه­دار به پنج گروه دسته بندی شدند: گروه شاهد (بدون تیمار) و چهار گروه درمانی که دوزهای، صفر (شم)، 5/12، 25 و 50 میکروگرم بر میلیلیتر از نانوذرات Tio2 دریافت نمودند. سپس در روزهای ۷، ۹ و ۱۳، بعد از ارزیابی مورفولوژی، وزن و طول، از مخ و مخچه جنین­ها نمونه بافتی تهیه و 48 ساعت در بافر فرمالین ۱۰ درصد ثابت شد. بعد از مراحل پاساژ بافتی از نمونه­ها برش تهیه و با هماتوکسیلین و ائوزین رنگ­آمیزی شد. سرانجام، مطالعات بافت­شناسی و آسیب­شناسی و هسیتومورفومتری انجام پذیرفت. نتایج: نانوذرات TiO2 باعث مرگ جنین در غلظت­های 25 و 50 میکروگرم بر میلی لیتر در تمام روزها می­شوند. در مطالعات مورفولوژیکی، کاهش وزن و طول جنین­های 13 روزه تیمار شده با غلظت 50 میکروگرم مشاهده شد. همچنین در بررسی­های میکروسکوپی، کاهش تعداد سلول‌های قشر مخ و سلو­های پورکنژ قشر مخچه را در جنین‌های 13 روزه تیمار شده با غلظت 50 میکروگرم  نشان داد. ارزیابی‌ها، پرخونی در قشر مخچه را نشان داد. نتیجه گیری: تزریق نانوذرات قبل از انکوباسیون اثرات نامطلوبی بر مغز جنین در حال رشد دارد. بهطوریکه آسیب­ها با سن جنینی بیشتر می­شوند و بالاترین آسیب در روز 13 انکوباسیون اتفاق افتاد.

اثر دوزهای مختلف نانواکسید روی بر میزان استرس اکسیداتیو و تغییرات هیستولوژی کلیه در رت

دوره 15، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 231-245

https://doi.org/10.61186/JCT.15.3.231

فاطمه میرزایی، امیر میرزایی، سارا سلیمانی اصل

چکیده هدف: نانواکسید دارای کاربردهای گسترده ای در صنایع، پزشکی و تغذیه است. این نانوذرات به‌راحتی جذب می‌شوند و می‌توانند بر بافت‌های مختلف تاثیر بگذارند. کلیه‌ها به‫دلیل جریان خون بالا ممکن است در برابر سموم آسیب‌پذیر باشند. هدف این مطالعه بررسی تاثیرات نانواکسید روی بر فعالیت آنتی‌اکسیدانتی و تغییرات بافت‌شناسی کلیه در رت‌ها است. مواد و روش‌ها: ۴۲ رت نر نژاد ویستار به‌طور تصادفی به شش گروه (هر گروه ۷) تقسیم شدند: گروه ۱ (نرمال)، گروه ۲ (۵ mg/kg نانواکسید روی)، گروه ۳ (۱۰ mg/kg نانواکسید روی)، گروه ۴ (۲۵ mg/kg نانواکسید روی)، گروه ۵ (۵۰ mg/kg نانواکسید روی) و گروه ۶ (۱۰۰ mg/kg نانواکسید روی). ظرفیت آنتی‌اکسیدانتی تام (TAC)، ظرفیت اکسیدانتی تام (TOS)، گلوتاتیون، مالون دی‌آلدئید (MDA)، آنزیم‌های کبدی و هیستوپاتولوژی کلیه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: دوزهای بالاتر از ۱۰ mg/kg نانواکسید روی به‌طور معنی‌داری TAC و گلوتاتیون را کاهش داد و آسیب بافتی و غلظت MDA و TOS را به‌طور قابل توجهی افزایش داد. دوز ۵ mg/kg نانواکسید روی تاثیر منفی بر تغییرات بافتی و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی نداشت. نتیجه‌گیری: مصرف نانواکسید روی، به‌ویژه در دوزهای بالا، موجب افزایش استرس اکسیداتیو و تغییرات بافتی می‌شود، در حالی‫که در غلظت‌های کم ممکن است اثرات مفیدی داشته باشد.

بررسی تاثیر سطوح مختلف عصاره سیر بر فراسنجه‌های کیفی اسپرم در قوچ عربی

دوره 11، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 233-242

https://doi.org/10.52547/JCT.11.3.233

شادان گل اندام، صالح طباطبایی وکیلی، خلیل میرزاده

چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر افزودن سطوح مختلف عصاره سیر به‏عنوان آنتی ­اکسیدانت به ‏رقیق‏کننده بر خصوصیات منی قوچ عربی تحت شرایط مایع در 5 درجه سانتیگراد بود.
مواد و روش‏ها: اسپرم­گیری از 12 راس قوچ عربی به‏طور هفتگی به‏مدت 8 هفته انجام و منی آن‏ها بلافاصله با هم مخلوط و رقیق­سازی شده و به تعداد تیمارهای آزمایشی تقسیم و سطوح مختلف عصاره سیر را دریافت نمودند. تیمارها شامل سطوح عصاره سیر (صفر، 50، 100 ، 150 و 200 میکرولیتر در میلی­لیتر) بود. در زمان­های مختلف نگه‏داری منی رقیق شده حاوی تیمارها (صفر، 24، 48 و 72 ساعت) به‏صورت مایع، فراسنجه­های کیفی منی بررسی شدند.
نتایج: در زمان صفر (بلافاصله پس از اسپرم­گیری و افزودن عصاره سیر)، فراسنجه­های کیفی اسپرم در تیمارهای آزمایشی نسبت به شاهد اختلاف آماری معنی­داری نداشتند. در زمان 24 ساعت، سطح 50 عصاره سیر باعث بهبود تحرک پیش‏رونده و جنبایی کل اسپرم شده، ولی سطح 200 عصاره میزان جنبایی کل اسپرم­ها را کاهش داد (05/0p <). در زمان 48 ساعت، بیش‏ترین درصد زنده­مانی اسپرم­ها مربوط به سطح 50 عصاره سیر بود (05/0p <). 72 ساعت پس از اسپرم­گیری، بیش‏ترین میزان تحرک پیش‏رونده اسپرم­ها در سطح 50 عصاره سیر مشاهده شد (05/0p <). غلظت مالون­دی­آلدئید پلاسمای منی به‏عنوان شاخص پراکسیداسیون تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت.
نتیجه‏گیری: بهطور­کلی، با افزودن 50 میکروگرم در میلی­لیتر عصاره سیر به رقیق‏کننده منی قوچ عربی و سپری شدن مدت زمان نگه‏داری منی به‏حالت مایع در 5 درجه سلسیوس، فراسنجه­های کیفی اسپرم بهبود یافتند.
 

کرونا ویروس، سلول‌درمانی توسط سلول‌های بنیادی مزانشیمی و اگزوزوم‌ها: دریچه‌ای برای استراتژی‌های درمانی موثر

دوره 12، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 233-259

https://doi.org/10.52547/JCT.12.4.233

الهه امینی، پریا محمدی، کیمیا اسلامی، علی‌رضا شفیع‌زاده، زهرا سادات موسوی بفروئی، عاطفه اله قلی، سحر فلاح

چکیده هدف: هدف از مطالعه حاضر، ضمن معرفی سویه­های مختلف کرونا ویروس، بررسی علت بیماری SARS-CoV-2 و روش‌های سلول درمانی با به‌کارگیری سلول‌های بنیادی و وزیکول‌های خارج سلولی مشتق از این سلول‌ها است. این پژوهش براساس هدف از نوع بنیادی و براساس روش در زمره تحقیقات توصیفی تحلیلی به‌شمار می‌رود. در این مطالعه از کلمات کلیدی کرونا، سلول‌درمانی، سلول­های بنیادی مزانشیمی، اگزوزوم استفاده شد. جستجو به‌صورت کتابخانه‌ای از مقالات در پایگاه داده ای Google scholar, PubMed, SCOPUS, ISI Web of Knowledge صورت گرفت. بازه زمانی مدنظر نیز از دسامبر 2019 لغایت ژوئن 2021 درنظر گرفته شد. تاکنون 7 گونه از خانواده کرونا ویروس که توانایی انتقال به‌انسان را دارند شناسایی شده‌اند. در گزارش اخیر برای بررسی بیش‌تر در مورد شکل نوظهور بتا کرونا ویروس یعنی SARS-CoV-2 پژوهش‌گران به ‌مطالعه روی سیستم­های مشتق از سلول­های بنیادی روی آوردند. سلول درمانی بااستفاده از سلول‌های بنیادی گزینه مطلوب‌تری است، چراکه این سلول‌ها با ایجاد ارگانوئیدها در محیط کشت و با حفظ قطبیت سیگنال‌دهی، ایمنی عمل‌کردی دارند. در مدل کشت دو یا سه بعدی، استفاده از سلول‌های بنیادی به ‌یک مدل کاربردی، جهت مطالعه و بررسی بیماری­زایی ویروس­ تبدیل شده ‌است. درنهایت، اگزوزوم­های مشتق از سلول‌های بنیادی با دارا بودن پتانسیل ترمیمی ریه آسیب دیده گزینه دیگری هستند که اخیرا در درمان این بیماری مورد توجه قرار گرفته اند.

فناوری‌های ویرایش ژنوم و کاربرد آن در پزشکی: یافته‌ها، چالش‌ها و چشم‌انداز

دوره 14، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 241-263

https://doi.org/10.61186/JCT.14.3.241

ریحانه لهراسبی، امیر امیری‌یکتا

چکیده مقدمه: بسیاری از بیماری‌های ویرانگر انسانی در اثر ایجاد جهش در ژنوم و بروز اختلال عمل‫کرد در سلول، تغییرات ژنتیکی حاصل از بیماری‌های عفونی و یا تغییرات سلولی رخ می‌دهند. از زمان شناسایی ژن به‫عنوان واحد اصلی وراثت، توانایی ایجاد تغییر در محل به­خصوصی از ژنوم انسان به‫منظور درمان و درک بهتر عملکرد بیماری‌­ها، هدفی مهم در علوم پزشکی و زیست‌­شناسی بوده است. نتیجه‌گیری: اصلاح ژن به‫صورت هدفمند از طریق ابزار­هایی مانند ZFN، TALEN و CRISPR/Cas یک تکنیک قدرتمند جهت ارزیابی عملکرد ژن و همچنین دستکاری دقیق رفتار و بازده‌ی سلول بوده و امروزه با توسعه­ و پیشرفت چشمگیر ابزارهای ویرایش ژنوم، تعداد بسیاری کارآزمایی بالینی مبتنی بر این روش با هدف درمان انواع بیماری‌­ها در حال انجام است. هدف: در این مقاله به‫طور خلاصه پیشینه­، مراحل پیشرفت ابزارهای ویرایش ژنوم و همچنین کاربردهای این روش نوظهور را در پزشکی بازگو کرده و چالش‌های پیش روی آن را بیان می‌­کنیم.

بررسی اثر عصاره الکلی گیاه سیاه‏دانه (Nigella sativa L) بر القای مرگ برنامه‏ریزی شده در سلول‌های سرطانی رده HL-60

دوره 10، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 243-251

https://doi.org/10.52547/JCT.10.4.243

مریم رحیمی، آرش بابایی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثر آپوپتوتیک عصاره الکلی سیاه‏دانه بر روی سلول‌های سرطانی HL-60 بود..
مواد و روش‏ها: دراین مطالعه تجربی غلظت‏های350، 650، 950 و 1250 میکروگرم/میلی‏لیتر عصاره الکلی سیاه‏دانه در محیط کشت، روی سلول‌های سرطانی HL-60 به‏مدت 24 ساعت اثر داده شد. برای بررسی درصد سلول‌های زنده از آزمون MTT استفاده شد. همچنین برای تعیین این‏که آیا عصاره الکلی سیاه دانه  تکثیر سلول‏های HL-60 را از طریق تنظیم پیشرفت چرخه سلولی و آپوپتوزیس مهار می‌کند، ابتدا با استفاده از رنگ‏آمیزی PI فلوسایتومتری انجام شد، سپس رنگ‏آمیزی AO/EB سلول‏های HL-60 برای تشخیص الگوهای آپوپتوزیس و نکروزیس انجام شد.
نتایج: آزمون MTT نشان داد که در مقایسه با گروه کنترل، عصاره الکلی سیاه دانه در غلظت 650 میکروگرم/میلی‏لیتر باعث مرگ50 درصد سلول‌های HL-60 شد و در غلظت‌های بالاتر وابسته به غلظت باعث مرگ بیشتر سلول‌ها شد، همچنین افزایش معنی‏داری در سلول‌های فاز G0/G1 از 2/15 درصد در گروه کنترل به 65/51 درصد در گروه تیمار شده با غلظت 650 میکروگرم/میلی‏لیتر باعث مشاهده شد. به‏علاوه مشخص شد که غلظت 650 میکروگرم/میلی‏لیترباعث القا آپوپتوزیس در سلول‏های HL-60 شد در حالی که در غلظت‌های بالاتر باعث نکروزیس سلول‌های HL-60 نسبت به گروه کنترل شدند.
نتیجه‏گیری: با توجه به نتایج به‏دست آمده می‏توان نتیجه گرفت که داروی تاموکسیفن از طریق افزایش بیان ژن CTNNBIP1 بر روی مسیر سیگنالی Wnt و پروتئین بتا کاتنین اثر مهاری دارد.
 

تاثیر کیتوزان بر میزان ترکیبات فنلی، اسیدرزمارینیک و بیان ژن‌های کلیدی بیوسنتز اسید رزمارینیک در کشت تعلیقی بادرنجبویه (Melissa officinalis L.)

دوره 11، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 243-261

https://doi.org/10.52547/JCT.11.4.243

افسانه مهدویان‏ فرد، مریم دهجی‏ پور حیدرآبادی، خلیل ملک‏ زاده، سیدرسول صحافی

چکیده هدف: هدف از این پژوهش بررسی تاثیر کیتوزان بر تولید ترکیبات فنلی، اسید رزمارینیک و بیان ژن­های کلیدی در بیوسنتز این ترکیبات در کشت تعلیقی بادرنجبویه بود.
مواد و روش‏ها: جهت تهیه کالوس از ترکیب نفتالن استیک اسید (1 میلی­گرم بر لیتر)، توفوردی (1 میلی­گرم بر لیتر) و کینتین (5/0 میلی­گرم بر لیتر) و ریزنمونه ساقه استفاده شد. پس از راه‌اندازی کشت تعلیقی، تیمار کیتوزان با سه سطح (0، 50 و 100 میلی­گرم بر لیتر) به مدت یک، سه و پنج روز در قالب آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. فعالیت آنزیم فنیل‌آلانین­ آمونیالیاز، میزان پروتئین محلول، میزان ترکیبات فنلی و میزان اسیدرزمارینیک اندازه­گیری شد. هم­چنین بیان ژن­های فنیل‌آلانین­ آمونیالیاز و رزمارینیک ‌اسید سینتاز با روش Real-time PCR بررسی شد.
نتایج: فعالیت آنزیم فنیل­آلانین آمونیالیاز در غلظت 50 میلی­گرم بر لیتر کیتوزان پس ازگذشت سه روز از شروع تیمار بیش‏ترین افزایش را نشان داد که با افزایش میزان ترکیبات فنلی همراه بود. بیان نسبی ژن فنیل‌آلانین ­آمونیالیاز در غلظت 50 میلی­گرم بر لیتر کیتوزان در زمان سه روز پس از اعمال تیمار نسبت به شاهد 5/2 برابر افزایش نشان داد. این افزایش بیان ژن، افزایش فعالیت آنزیم فنیل­آلانین آمونیالیاز را به‏دنبال داشت. بیش‏ترین افزایش بیان ژن رزمارینیک‌اسید سینتاز در غلظت 100 میلی­گرم بر لیتر کیتوزان پنج روز پس از اعمال تیمار مشاهده شد که به افزایش میزان اسیدرزمارینیک منجر شد.
نتیجه‏گیری: با توجه به نتایج به‏دست آمده تیمار کیتوزان به‏مدت پنج روز جهت افزایش میزان اسید­ رزمارینیک در کشت سلولی بادرنجبویه توصیه می­شود.
 

گیاهان دارویی

تاثیر نانوذرات نقره بر صفات فیزیکوبیوشیمیایی و عملکرد اسانس گیاه نعناع فلفلی (Mentha pipireta L.)

دوره 16، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 245-262

https://doi.org/10.61882/JCT.16.3.245

محمد آبیاری

چکیده هدف: نعناع فلفلی (Mentha piperita L.) یکی از گیاهان مهم از نظر اقتصادی و دارویی است که بهواسطه پتانسیل خود در حوزه دارو و درمان، سبب جلب توجه محققان به استفاده از الیسیتورها برای افزایش اسانس و زیست­توده آن شده است. بنابراین، این مطالعه با هدف تعیین اثر نانوذرات نقره بر صفات فیزیکوبیوشیمیایی و عملکرد اسانس گیاه نعناع فلفلی انجام شد. مواد و روش‏ها: تعداد پنج ریزوم در در عمق 5 سانتی‌متری گلدان­های پلاستیکی کاشته شدند. با استقرار کامل گیاه در مرحله ده برگی، محلول­پاشی با غلظت­های صفر (شاهد)، 1 و 2 میلی­مولار نانوذرات نقره انجام شد. تاثیر نانوذرات نقره بر صفات فیزیکوبیوشیمیایی و عملکرد اسانس در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار تجزیه و تحلیل شد. نتایج: نتایج نشان داد که نانوذرات نقره، بهویژه با افزایش غلظت از 1 به 2 میلی­مولار، باعث افزایش صفات فیزیکوبیوشیمیایی و عملکرد اسانس نعناع فلفلی نسبت به شاهد شدند. غلظت 2 میلی­مولار نانوذره نقره بهعنوان موثرین تیمار سبب افزایش محتوای H2O2، پروتئین، فنول، فلاونوئیدها، فعالیت آنزیم­های آنتیاکسیدانت SOD، CAT، و APX شد. در محتوای رنگیزه­های کلروفیل و کارتنوئیدها و عملکرد اسانس نیز  چنین افزایشی مشاهده شد. نتیجه‏گیری: با توجه به آثار نانوذرات نقره بر صفات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی نعناع فلفلی، استفاده از غلظت 2 میلی­مولار نانوذره نقره می­تواند باعث افزایش رنگیزه­های فتوسنتزی، بهبود محتوای اسانس و تقویت سیستم آنتی­اکسیدانتی آنزیمی و غیرآنزیمی گیاه شود.

ارزیابی تاثیرات تنظیم‌کننده‌های مسیر PI3K بر جنین‌های متوقف‌شده انسانی نوع یک در آزمایشگاه

دوره 15، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 246-256

https://doi.org/10.61186/JCT.15.3.246

نرگس کرامی، فاطمه حسنی، پوپک افتخاری یزدی، عادله طائی، سیده نفیسه حسنی

چکیده هدف: یکی از چالش‌های لقاح آزمایشگاهی، توقف تکوین جنین پیش از لانه‌گزینی است. هدف از این مطالعه ارزیابی تاثیرات تنظیم کننده‌های مسیر PI3K  بر از سرگیری تکوین جنین‌های متوقف‌شده انسانی نوع یک در شرایط آزمایشگاهی است. مواد و روش‌ها: در این مطالعه، با رضایت آگاهانه بیماران، از جنین‌های 2 تا 3 سلولی متوقف‌شده‌ی ۷۲ ساعته انسانی بخش جنین‌شناسی پژوهشگاه رویان، استفاده شد. گروه‌های مطالعه، شامل کنترل، CHIR99021 (1 میکرومولار)، ITS (5/0 درصد) و E8 (1/0 درصد + 10 درصد سرم) بود. محیطهای کشت، بهمدت 4 ساعت انکوبه شدند و سپس جنین‌ها بهطور تصادفی به گروه‌ها منتقل و بهمدت 48 تا 72 ساعت کشت داده شدند. درنهایت مورفولوژی جنین‌ها توسط میکروسکوپ اینورت ارزیابی شد. دادهها با نرم‌افزار SPSS ارزیابی و آستانه معنیداری p<0.05 اتخاذ ‌شد. نتایج: نرخ توقف در گروه‌های CHIR99021 و ITS، نسبت به گروه کنترل، کاهش معنیداری پیدا کرد. همچنین نرخ تکوین تا مرحله پیش از مورولا در هر سه گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل، افزایش معنیداری یافت. در حالیکه در گروه کنترل هیچ یک از جنین‌ها به مرحله بلاستوسیست نرسیدند، در هر یک از گروه‌های CHIR99021 و ITS، دو جنین تا مرحله بلاستوسیست پیشرفت کردند. نتیجه‌گیری: یافته‌های ما نشان داد که ITS و CHIR99021 با تنظیم مسیر PI3K در القای چرخه‌سلولی جنین‌های متوقف‌شده نوع یک، تاثیر به‫سزایی دارند.

بررسی تاثیر اتورواستاتین بر میزان آپوپتوزیس در تخمک‫های موش‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

دوره 13، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 248-256

https://doi.org/10.52547/JCT/13.4.248

مرتضی صادقی، راضیه چگینی، فاطمه صباغ زیارانی، پوریا سلیمانی، محمدرضا اشتری ماجلان، فریبا ظفری

چکیده هدف: بهینه سازی شرایط کشت سلول برای بهبود رشد و بلوغ تخمک در IVM (In Vitro Maturation)  در شرایط کشت داخل آزمایشگاهی IVF(In Vitro Fertilization) امروزه مورد توجه بسیاری از محققین قرار گرفته است، اما مکانیسم بهبود کیفیت کاملاً درک نشده است. آپوپتوزیس یا مرگ سلولی برنامه ریزی شده فرایندی برای حذف سلول‫های پیر و آسیب دیده از بافت‫ها است و در حیات فولیکول‫ها و تخمک‫های نارس نقش عمده‫ای دارد، اکثر سلول‫های زایشی معیوب و همچنین سلول‫های اضافی از طریق آپوپتوزیس از تخمدان‫ها حذف می‫شوند. یکی از راه‏های کاهش تنش اکسیداتیو در محیط کشت آزمایشگاهی بلوغ تخمک، استفاده از آنتی اکسیدان‏ها می‏باشد. استاتین ها داروهای درمان کلسترول بالا هستند که خواص آنتی اکسیدانتی و آنتی آپوپتوتیک برای آن گزارش شده است، آتورواستاتین در غلطت‫های بالای دارای عوارض جانبی برای قلب و کلیه‫ها است ولی در غلظت پایین دارای اثرات آنتی اکسیدانتی و ضد التهابی برای سلول‫ها است و عوارض جانبی برای آن گزارش نشده است. در مطالعه ای مشابه که توسط همین گروه انجام شد در محیط حاوی دوز پائین از آتورواستاتین(2 میکرومولار)  میزان بلوغ و رشد تخمک ها به طور معنی داری افزایش داشت بنابراین در این مطالعه بر آن شدیم که به بررسی تاثیر این دوز آتورواستاتین بر میزان آپوپتوزیس در تخمک‫های موش صحرایی بپردازیم. مواد و روش ها: 200 عدد تخمک 24 ساعت بعد از تزریق 5/7 واحد PMSG (Pregnant Mare Serum Gonadotropin)، از تخمدان‫های موش‫های صحرایی ماده بالغ نژاد ویستار در محدوده وزنی 4 تا 5 هفته، خارج و در 2 گروه 100 تائی شامل گروه کنترل (محیط کشت MEM:Minimum Essential Medium + فاکتور رشدGrowth factor ) وگروه آتورواستاتین (محیط کشت MEM + mg/kg 2 آتورواستاتین+ فاکتور رشد Growth factor ) تقسیم بندی و داخل انکوباتور(با دمای 35 درجه و   5%CO2) کشت داده شدند. بعد از گذشت 24 ساعت از کشت، تخمک های بالغ شده که دارای استانداردهای یک تخمک بالغ و سالم بودند (تخمک‌هایی که میوز اول را طی کرده و دارای جسم قطبی اول و بالغ شده بودند) جدا شده و میزان آپوپتوزیس در هر گروه با استفاده از رنگ آمیزی تانل  بررسی و سپس با میکروسکوپ فلورسنت مشاهده و عکسبرداری شد، داده‫ها توسط آزمون آنالیز واریانس تجزیه و تحلیل شد. نتایج: بعد از گذشت 24 ساعت از کشت تخمک‫ها میزان آپوپتوزیس در گروه دریافت کننده آتورواستاتین در محیط کشت و گروه کنترل مورد بررسی قرار گرفتند.  میزان آپوپتوزیس در گروه کنترل و گروه آتورواستاتین به‫ترتیب برابر 22 و 24 درصد بود که نشان می‫داد آتورواستاتین با غلطت 2 میکروگرم بر کیلوگرم باعث افزایش 2 درصدی میزان آپوپتوزیس در تخمک‫های موش می‫شود که این افزایش در مقایسه با گروه کنترل از لحاظ آماری معنی‫دار نبود (11/0p=). بحث: طبق یافته‫های این مطالعه آتورواستاتین در دوزهای پائین می‫تواند به‫صورت پروآپوپتوتیک اثر کند و  باعث القای جزئی آپوپتوزیس در تخمک‫های موش در محیط آزمایشگاهی شود.  اگرچه این مطالعه بروی دوزهای دیگر آتورواستاتین انجام نشد ولی پیشنهاد می شود اثر سایر دوزهای این دارو بروی میزان القای آپوپتوزیس مورد بررسی قرار گرفته تا در خصوص نحوه تجویز و استفاده از آن تصمیم گیری مبتنی بر شواهد انجام شود. 

بررسی اثر سیتوتوکسیک عصاره هیدروالکلی گیاه درمنه (Artemisia sieberi) بر سلول‏های سرطانی پستان رده سلولی SKBr3

دوره 10، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 252-260

https://doi.org/10.52547/JCT.10.4.252

شیوا معلم زاده، الهام رجب ‏بیگی، مریم منتظری

چکیده هدف: در این مطالعه اثرات سمیت سلولی عصاره هیدروالکلی درمنه (Artemisia sieberi) و تاثیرگذاری آن بر چرخه سلولی در رده سلولی سرطان پستان ‌‌SkBr3‌‌ بررسی شد.
مواد و روش‏ها: در این پژوهش، عصاره هیدروالکلی گیاه درمنه استخراج شد و سلول‏های SkBr3  با غلظتهای مختلف عصاره (1، 10، 100و 1000 میکروگرم بر میلی‏لیتر) به‏مدت 24 و 48 ساعت تیمار شدند. سپس توسط روش TTM و دستگاه فلوسایتومتری، به‏ترتیب اثر ضدسرطانی و تاثیر عصاره بر چرخه سلولی ‌مورد سنجش قرارگرفت.
نتایج: براساس داده‏های به‏دست آمده از تست MTT بیش‏ترین سمیت عصاره برای سلول‏ها تعیین شد. میزان IC50 مربوط به عصاره هیدروالکلی در 24 و 48 ساعت به‏ترتیب برابر با 150 و 50 میکروگرم بر میلی‏لیتر اندازه‏گیری شد. از طرف‏دیگر، نتایج حاصل از دستگاه فلوسایتومتری نشان داد این عصاره قابلیت توقف چرخه سلولی در گروه‏های تیمار 24 و‌‌ 48 ساعت را نیز دارد.
نتیجه‏گیری: عصاره هیدروالکلی گیاه درمنه دارای خاصیت ضدسرطانی علیه سلول‏های رده سلولی SkBr3 می‏باشد.
 

تنظیم بیان CD44/miRNA-302 در سلول‫های سرطانی گلیوما توسط RNA غیرکدکننده بلند MIAT ‬‬‬‬‬‬

دوره 13، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 257-267

https://doi.org/10.52547/JCT.13.4.257

فرزانه امیرماهانی، صادق ولیان، ملک حسین اسدی

چکیده هدف: RNA های غیرکدکننده از جمله مولکول های تنظیم شناخته شده در سلول می باشند که فرایندهای مختلفی را کنترل می کنند. از جمله فرایندهای مرتبط با مولکول های مزبور، تنظیم رشد و نمو و تمایز سلولی می باشد. از این رو نقش آنها در بروز و رشد تومور در سرطان های مختلف در دست بررسی می باشد. در این خصوص ارتباط مستقیمی بین ملکول های مزبور و سرطان های مختلف دیده شده است. انواع مختلفی از RNA های غیر کد کننده شناخته شده است. از جمله این مولکول ها، RNA های غیرکدکننده بلند (Long non-coding RNAs)  می باشند. این گروه از RNAها به‫عنوان تنظیم کننده‌های کلیدی در سرطان شناخته شده‫اند. ازجمله این مولکول ها، LncRNA MIAT یکRNA  بلند غیرکدکننده می‌باشد که تقش انکوژنی آن در بسیاری از سرطان‌ها شناخته شده است. نقش این مولکول در سرطان مغز به خوبی شناخته نشده است. با توجه به نقش شناخته شده آن در سایر سرطان ها، پیش بینی می شود در سرطان مغز نیز نقش مهمی خصوصا" در رشد و نمو سلولی بازی کند. هدف از این مطالعه بررسی نقش LncRNA MIAT در گلیوما و شناسایی مکانیسم تنظیمی‌آن می‌باشد. مواد و روش‌ها: در این مطالعه، ابتدا بیان LncRNA MIAT در سلول‌های سرطانی گلیومای   U8-MGو A172 با روش Quantitative Real-Time PCR (qRT-PCR) ارزیابی شد. سپس بیان آن با روش RNA interference  سرکوب شد و  بیان ژن‌های هدف CD44 و miRNA-302 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: نتایج نشان داد که LncRNA MIAT به میزان زیادی در سلول‌های سرطانی گلیوما بیان می‌شود. همچنین کاهش بیان آن منجر به کاهش بیان CD44  و miRNA-302 مشاهده می‌شود. نتیجه گیری: یافته‌های حاصل نقش انکوژنی lncRNA MIAT را در سلول‌های سرطانی گلیوما از طریق تنظیم بیان CD44/miRNA-302 نشان می‌دهد. در نتیجه lncRNA MIAT می‌تواند به عنوان یک بیومارکر جدید در پیش آگهی و تشخیص گلیوما مورد ارزیابی قرار گیرد.

اثر اپیوم بر مارکرهای استرس اکسیداتیو در رده سلولی HepG2

دوره 15، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 257-268

https://doi.org/10.61186/JCT.15.3.257

ابراهیم عباسی، مونا پورجعفر، فاطمه میرزایی، علی قلعه ئی ‫ها، مهرداد احمدی، سید سمیه میرزاجانی‬‬‬‬

چکیده هدف: بررسی‌ها نشان می‌دهد که تریاک پس از تنباکو پرمصرف‌ترین ماده مخدر در بسیاری از کشورها، به‌ویژه ایران می باشد. قسمت اعظم مواد مخدر توسط کبد متابولیزه می شود. لذا، مصرف تریاک می تواند به‫طور مستقیم سبب آسیب سلول‫های کبدی شود. لذا در این مطالعه اثر تریاک بر سیستم آنتی اکسیدانتی بافت کبد بررسی شد.  مواد و روش‌ها: در این تحقیق از رده‌ سلولی سرطانی کبد انسان (HepG2) استفاده شد. در ابتدا زنده بودن سـلول‫ها با استفاده از روش MTT مورد ارزیـابی قـرار گرفـت. سپس IC50  تعیین شد و همان غلطت و یک غلظت پایین‫تر و یک غلظت بالاتر (در مجموع سه غلظت) برای مطالعات بعدی استفاده شد. سپس پراکسیداسیون لیپیدی، میزان اکسیدانتی تام، و آنتی اکسیدانت تام اندازه گرفته شد. فعالیت آنزیم‫های کاتالاز، گلوتاتیون پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز با استفاده از کیت انجام شد. نتایج:  نتایج آنالیز آماری حاکی از اختلاف معنی‫داری در میزان مارکر های استرس اکسیداتیو بود (p< 0.001).  در گروه دریافت کننده اپیوم با دوز 60 و 70 میکرو گرم در میلی لیتر در مقایسه با گروه کنترل میزان TOS و MDA  افزایش معنی‫داری داشت (p< 0.001)، در حالی‫که میزان TAC  کاهش یافت(p< 0.001).  همچنین فعالیت آنزیم های کاتالاز، گلوتاتیون پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز در گروه‫های درمان شده با تریاک کاهش نشان داد (p< 0.001).  نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که تریاک می‫تواند سبب افزایش تولید رادیکال‫های آزاد در کبد شده و فعالیت آنزیم‫های آنتی اکسیدانتی را کاهش دهد.   

بررسی نحوه زنده ماندن اسپرم در اویداکت جهت حصول روشی برای ذخیره اسپرم بدون نیاز به انجماد

دوره 12، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 260-272

https://doi.org/10.52547/JCT.12.4.260

مهدی نظری، حسین دقیق‌کیا

چکیده هدف: در زمینه­ی انجماد و نگه‌داری طولانی مدت اسپرم در گونه­های مختلف پیشرفت­های شایان توجهی صورت گرفته است. اما این فرایند آسیب­های قابل توجهی به سلول اسپرم وارد می­کند.
در مقاله حاضر سعی شده است مروری بر مطالعات مربوط به مخازن نگه‌داری اسپرم­ها در طیور و نقش آن­ها در عمل‌کرد اسپرم داشته باشد.
مطالعات انجام شده بر چگونگی دخیره­ی طولانی مدت اسپرم در برخی از گونه­ها بدون نیاز به مواد افزودنی خاصی توجه محققین را به‌خود جلب کرده است. محققین به‌این نتیجه رسیدند که با درک درست از چگونگی ذخیره­ی اسپرم­ها در اویداکت می­توان اسپرم­ها را برای مدت زمان بیش‌تری بدون منجمد کردن نگه‌داری کرد. این به‌نفع گونه­هایی است که اسپرم آن­ها پس از انجماد زنده­مانی کم‌تری داشته و فقط برای مدت چند روز در شرایط مایع می­توان نگه‌داری کرد. در این میان بیش‌تر به ترکیباتی تحت عنوان گلیکان­ها در اپی‌تلیوم اویدوکت و پروتئین­های اتصالی اسپرم به ‌این گلیکان­ها اشاره شده است.
با بررسی­های انجام شده و با توجه به‌این‌که در برخی از گونه­ها اسپرم­ها برای مدت طولانی در دستگاه تناسلی ماده ذخیره شده و حتی بدون حضور جنس نر نیز امکان تولید نتاج دارند، می­توان امیدوار بود با مطالعه مکانیسم­های دخیل و بدون منجمد کردن، در حفظ ذخایر ژنتیکی برتر و نگه‌داری اسپرم گونه­های در حال انقراض، افق­های روشن­تری گشوده شود.
 

تغییرات مورفولوژیک بافت ریه در پی دریافت نانوذره نقره تولید شده با روش سنتز زیستی در موش‏های صحرایی نر ویستار تمرین کرده

دوره 11، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 262-274

https://doi.org/10.52547/JCT.11.4.262

فاطمه پورمند، سیدجواد ضیا الحق، سحر ملزمی

چکیده هدف: هدف از این پژوهش بررسی میزان آسیب بافت ریه موش‏های صحرایی تمرین کرده، ناشی از دریافت دوز بالای نانوذره بیولوژیک نقره است.
مواد و روش‏ها: 30 سر موش صحرایی نر در 6 گروه کنترل سالم، نانونقره، تمرین هوازی، تمرین بی‌هوازی، نانونقره + تمرین هوازی، نانونقره+ تمرین بی‌هوازی به‏صورت تصادفی ساده تقسیم شدند. ابتدا گروه‌های تمرین به‏مدت 10 هفته با پروتکل هوازی و بی‏هوازی به ‏تمرین پرداختند. سپس تزریق درون صفاقی نانوذرات نقره تولید شده توسط قارچ فوزاریوم، به‏ازای10 درصد وزن بدن هر رت در 5 نوبت انجام گرفت و پس از 48 ساعت از آخرین تزریق، رت‏ها بی‌هوش شده و نمونه‌گیری صورت پذیرفت. نمونه‌ها با رنگ‏آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین و توسط میکروسکوپ نوری عکس‏برداری و مورد مطالعه قرار گرفتند.
نتایج: نتایج نشان داد تمرین بی­هوازی درکاهش وزن رت‏ها به‏صورت معنی‏داری موثر بود (045/0=p). هم‏چنین اکسیژن مصرفی در تمامی گروه‏ها به‏جز گروه دریافت کننده نانونقره، نسبت به گروه کنترل افزایش داشت (000/0=p).  هم‏چنین تزریق نانونقره بیولوژیک موجب التهاب و پرخونی در بافت ریه رت‏های بدون تمرین شد. اما در گروه تمرین بی‏هوازی التهاب و پرخونی نسبت به گروه ‌هوازی کمتر بود.
نتیجه‏گیری: به‏نظر می‏رسد تزریق نانوذره نقره تولید شده به‏روش زیستی موجب عارضه‏های ساختاری بافت ریه رت‏های نر ویستار شود. هم‏چنین نتایج پژوهش حاضر نشان داد پیش آمادگی بدنی بی‏هوازی نسبت به هوازی در کاهش این اثرات سودمندتر است.
 

هماتولوژیست

اثر محیط کشت شرطی شده با رده سلولی میلومایی بر میزان تکثیر و تمایز سلول‌های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان

دوره 16، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 263-276

https://doi.org/10.61882/JCT.16.3.263

فاطمه کوسه‌او، ندا یساری، صدف وحدت، فاطمه باقری

چکیده بیان مسأله: سلول‌های بنیادی مزانشیمی (MSCها) از اجزای سلولی مهم در ریزمحیط انواع مختلف سرطان‌ها، ازجمله مالتیپل میلوما، هستند؛ بنابراین، به منظور کاربرد آن‌ها در مطالعات شبیه‌سازی بیماری‌ها و غربالگری دارویی، بهینه‌سازی شرایط کشت و مواجهه آن‌ها با ترشحات مشتق از سلول‌های سرطانی، به ایجاد شرایطی شبیه‌تر به ریزمحیط بیماری کمک می‌کند. به همین دلیل، در این مطالعه تلاش شد تا تأثیر ترشحات رده سلولی میلومایی U266 بر تکثیر و تمایز MSCهای مشتق از مغز استخوان ارزیابی گردد.

روش‌ها: سلول‌های رده U266 کشت، و محیط شرطی شده با آن‌ها (U266-CM)، پس از دو روز کشت، جمع‌آوری و ذخیره‌سازی شد. از آنجایی که محیط کشت پایه رده سلولی U266 با محیط کشت پایه MSCها متفاوت بود، ابتدا تأثیر تغییر محیط کشت از DMEM به RPMI، بر تکثیر و زنده‌مانی MSCها ارزیابی گردید. در مرحله بعد، اثر تیمار با U266-CM بر تکثیر، چرخه سلولی و تمایز MSCها به استئوبلاست‌ها و سلول‌های چربی بررسی شد.

یافته‌ها: تغییر محیط کشت از محیط کامل DMEM به محیط کامل RPMI بر میزان زنده‌مانی و تکثیر MSCها تأثیر گذاشت، بااین‌وجود، تا 48 ساعت، میزان زنده‌مانی و تکثیر سلول‌های کشت‌شده در هر دو محیط کشت حفظ شد. به علاوه، تیمار با U266-CM سرعت تکثیر MSCها را کاهش داد و تمایز به رده استخوانی و تمایل چربی‌زایی آن‌ها را حفظ نمود.

نتیجه‌گیری: نتایج ما نشان داد که محیط کشت شرطی شده مشتق‌شده از رده سلولی U266 بر میزان تکثیر و پتانسیل تمایز MSCها تأثیر می‌گذارد، و در نتیجه، اهمیت شبیه‌سازی شرایط کشت MSCها با ریزمحیط تومور را برجسته می‌کند.

بهینه‌سازی القای ریشه‌ مویین و تولید کلون‌های ریشه مویین با میزان بالای وین‌دولین و کاتارانتین در گیاه Catharanthus roseus از طریق تراریختی توسط Agrobacterium rhizogenes

دوره 14، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 264-276

https://doi.org/10.61186/JCT.14.3.564

وجیهه کاردوست پاریزی، محسن محمودنیا میمند

چکیده هدف: هدف از این تحقیق بررسی اثر عوامل تاثیرگذار بر القای ریشه مویین و بررسی میزان تولید آلکالوئیدهای ایندولی در ریشه­های مویین تولید شده در اثر تلقیح گیاه پروانش با Agrobacterium rhizogenes بود.
مواد و روش­ها: از گیاهچه استریل پروانش جهت تهیه ریزنمونه استفاده شد. اثر نوع محیط کشت، ریزنمونه، سویه باکتری و ژنوتیپ گیاه بر میزان القای ریشه مویین بررسی شد. میزان آلکالوئیدهای ایندولی با استفاده از دستگاه HPLC اندازه­گیری شد. ماهیت تراریختگی ریشه­های مویین با استفاده از روش PCR و پرایمرهای اختصاصی تایید گردید.
نتایج: سویه A4 به‫عنوان بهترین سویه A. rhizogenes جهت القای ریشه مویین و محیط کشت MS به‫عنوان بهترین محیط کشت برای توسعه و استقرار کشت ریشه مویین در ژنوتیپ سفید پروانش تعیین شدند. نتایج حاصل از تکثیر اختصاصی ژن‌های rolB و virD نشان دهنده ماهیت تراریختی ریشه‌های مویین بود. به‫طور کلی مقدار وین­دولین و کاتارانتین ریشه­های مویین بیشتر از ریشه معمولی و اندام‌ هوایی گیاه پروانش بـود. از طرفـی، مقـدار این آلکالوئیـدها در اندام هوایی گیاه از ریشه معمولی بـالاتر بـود.
نتیجه­گیری: به‫نظر می­رسد با ورود ژن­های rol از باکتری به ژنوم گیاه و ایجاد ریشه مویین و در نتیجه تغییر در میزان تولید هورمون­های درونزا و پاسخ­های سلول گیاهی به ورود ژن­های باکتری، میزان و پروفایل تولید متابولیت­های ثاتویه گیاه تغییر پیدا می­کند و در نتیجه می­توان با گرینش کلون­هایی با افزایش تولید آلکالوئیدهای مهم دارویی و بهینه سازی شرایط تولید انبوه متابولیت­ها در بیوراکتورها، به سمت تولید تجاری این ترکیبات از طریق کشت سلول و بافت گیاهی حرکت کرد.

تاثیر نسبت‌های مختلف کندروسیت و سلول‌های بنیادی مزانشیمی بر پتانسیل تمایز به غضروف در وزیکول‌های خارج سلولی استخراج شده از هم‌کشتی کندروسیت و سلول‌های بنیادی مزانشیمی

دوره 13، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 268-284

https://doi.org/10.52547/JCT.13.4.268

مریم حسین‌زاده، سمانه حسینی، محمدرضا باغبان اسلامی‌نژاد

چکیده هدف: عدم توانایی ترمیم خود به‫خودی بافت غضروف به‫دنبال ایجاد آسیب‌ مفصلی، نیازمند یک رویکرد درمانی موثر است. اخیرا نقش وزیکول‌های خارج سلولی (EV) در ارتباطات سلولی و ترمیم بافت از طریق تنظیم فرایندهای سلولی مورد توجه قرار گرفته است. هدف این مطالعه، مقایسه توانایی غضروف­زایی EVهای مشتق از هم‌کشتی کندروسیت/سلول بنیادی مزانشیمی با نسبت‌های 1 به 2 و 1 به 4 در شرایط برون‌تنی است. مواد و روش‌ها: در این راستا، سلول‌ها جداسازی و مشخصه­یابی شدند. محیط‌های رویی سلول‌های مورد نظر جمع­آوری و EV با استفاده از دستگاه اولتراسانتریفیوژ استخراج شد. EVها از لحاظ اندازه، مورفولوژی و بیان مارکرهای سطحی بررسی شدند. توانایی تمایز سلول‌های بنیادی مزانشیمی به کندروسیت در حضور غلظت‌های مختلف EVهای (۵۰، ۱۰۰ و۱۵۰ میکروگرم‌بر‌میلی‌لیتر) در ۲۱ روز بررسی شد و بیان مارکرهای غضروفی با استفاده از qRT-PCR و مطالعات بافتی ارزیابی شد. نتایج: CHO/MSC-EV 1/2 و CHO/MSC-EV 1/4 کروی‌شکل و به ترتیب با اندازه ۱۵/۸ ±۶۶/۵۱ و ۰۳/۶ ±۱۱/۱۹ نانومتر بوده و مارکرهای سطحی ویژه‌ی EVها شامل CD9 و CD81 در دو گروه بیان شد. افزایش بیان بالاتر مارکرهای ویژه­ی غضروفی به‫ویژه Col II وهمچنین ترشح آمینوگلیکان وپروتئوگلیکان در غلظت‌های 100 و150 میکروگرم بر میلی‌لیتر CHO/MSC-EV 1/2 نسبت به  CHO/MSC-EV 1/4مشاهده شد. نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از این مطالعه پتانسیل تمایز به غضروف EVها را به‫ویژه در وزیکول‌های مشتق از CHO/MSC-EV 1/2 نشان داد. استفاده از EVها که توانایی غضروف‌زایی بالا دارند، به‫دلیل عدم ایمنی‌زایی و خطر تومورزایی می‌تواند در ترمیم بافت غضروف، موفقیت‌آمیز باشد.