یافتههای نوین در ارزیابی غیر تهاجمی کیفیت جنین
دوره 12، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 206-219
https://doi.org/10.52547/JCT.12.3.206
امالبنین بدری صیقلدهی، هما محسنی کوچصفهانی، ناهید نصیری، مریم شاهوردی، مریم هزاوهای، عبدالحسین شاهوردی
چکیده هدف: در روشهای کمک باروری انتخاب یک جنین با کیفیت بسیار مهم و مستلزم دسترسی به یک روش استاندارد است. امروزه روشهای مختلفی جهت ارزیابی جنینهای آزمایشگاهی وجود دارد. در روز سوم و پنجم تکوین، ارزیابی ریخت شناسی براساس میزان کلیواژ، شکل و تقارن بلاستومرها انجام میشود، همچنین در روش تشخیص ژنتیکی پیش از لانهگزینی، جنینها از نظر وجود بیماریهای ژنتیکی مورد ارزیابی قرار میگیرند، تا در نهایت جنین مناسب برای انتقال بهرحم مادر انتخاب شود. از آنجاییکه دستیابی به یک روش کم خطر و با دقت بالا برای انتخاب جنین با کیفیت از اهمیت بهسزایی برخوردار است، اخیرا ارزیابی متابولیسم جنین با تجزیه و تحلیل مواد جذب و ترشح شده توسط جنینها در محیط کشت، بهعنوان یک روش غیرتهاجمی مطرح شده است که میتواند همراه با ارزیابی مورفولوژیکی، چگونگی رشد و نمو جنین را بادقت بیشتری پیشبینی کند. بر این اساس در این مطالعه مروری روایتی، ارزیابی جنینها براساس ارتباط متابولیسم جنین و کیفیت آن بهعنوان یک رویکرد نوین مورد بحث قرار گرفته است.
طراحی و ساخت ناقل نوترکیب CRISPR حاوی ژن LRRK2 بیماری پارکینسون
دوره 10، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 214-225
https://doi.org/10.52547/JCT.10.4.214
آزاده ثمره غلامی، حسینعلی ساسان، محمد هاشم آبادی، هادی روان
چکیده هدف: هدف از این مطالعه تخریب ژن کیناز غنی از لوسین شماره 2 LRRK2))، مهمترین ژن درگیر در بیماری پارکینسون با استفاده از تکنولوژی CRISPR-Cas بود.
مواد و روشها: مراحل همسانه سازی قطعات راهنما در این پژوهش با استفاده از کیت کلونینگ gRNAسیستم کریسپر (شماره کاتالوگ C8324K شرکت زاور زیست آزما) انجام شد. ابتدا 4 الیگونوکلئوتید برای توالی اگزون 41 ژن LRRK2 توسط نرم افزارساختRNA راهنمای CRISPR با عنوان CHOCHOPطراحی شدند. این دو RNA) gRNAsراهنما) در دو طرف اگزون فوق در نظر گرفته شدند. مولکولهای دو رشتهای DNA بر اساس دستورالعمل استاندارد در آزمایشگاه ساخته شدند. قطعات دو رشته ای 20 جفت بازی راهنما که برای تشکیل کمپلکس Cas9-gRNA استفاده میشوند، با استفاده از آنزیم DNA لیگاز به وکتور بیانی یوکاریوتی کریسپر Px459 متصل و پلاسمیدهای نوترکیب به درون باکتری E.Coli DH5aمیزبان با روش شوک حرارتی منتقل شدند. نتایج آزمایشها بهوسیله روشهای RCP و تعیین ردیف AND ارزیابی شدند.
نتایج: آزمایشهای چندگانه PCR با استفاده از پلاسمیدهای نوترکیب بهعنوان AND الگو و توالییابی AND، همسانه سازی قطعههای کوچک راهنما در پلاسمید بیانی کریسپر را نشان داد.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد، سیستم CRISPR میتواند بهعنوان یک ابزار قوی فراگیر برای ویرایش و تنظیم بسیاری از ژنهای موثر در بیماریها از جمله بیماری پارکینسون استفاده شود.
مهار آپوپتوزیس ناشی از استرس اکسیداتیو در نورونهای حرکتی قطعات کشت شده نخاع موش بالغ؛ اثرات محافظتی و آنتی اکسیدانتی کوئرستین
دوره 15، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 215-230
https://doi.org/10.61186/JCT.15.3.215
حمیدرضا مومنی، طاهره اعتمادی، حمیدرضا نقلی، نیلوفر دربندی
چکیده هدف: این پژوهش با این هدف انجام شد تا مشخص نماید که آیا کوئرستین بهعنوان یک آنتیاکسیدانت قوی، قادر است با کاهش استرس اکسیداتیو، آپوپتوزیس را در نورونهای حرکتی قطعات کشت شده نخاع بهتاخیر بیاندازد. مواد و روشها: قطعات ناحیه سینهای نخاع موشهای بالغ به سهگروه تقسیم شد: 1- لحظه صفر، 2- کنترل و 3- کوئرستین. برای بررسی قابلیت حیات قطعات نخاع از سنجش MTT و بررسی مشخصههای مورفولوژیکی آپوپتوزیس و تعداد نورونهای حرکتی از رنگآمیزی هوخست و پروپیدیوم آیوداید استفاده شد. در قطعات نخاع سنجش میزان پراکسیداسیون لیپیدی از روش مالوندیآلدهید و ظرفیت آنتیاکسیدانتیِ کل، از روش FRAP استفاده گردید. نتایج: پس از 6 ساعت (گروه کنترل)، قابلیت حیات قطعات نخاع، قطر و تعداد نورونهای حرکتی سالم در مقایسه با گروه لحظه صفر بهطور معنیداری کاهش یافت. همچنین، نورونهای حرکتی مشخصههای مورفولوژیکی آپوپتوزیس را نشان دادند. افزایش میزان مالون دی آلدهید و کاهش ظرفیت آنتیاکسیدانتی کل، بهطور معنی دار نسبت به گروه لحظه صفر نیز مشاهده شد. کوئرستین نه تنها توانست قابلیت حیات و تعداد نورونهای حرکتی سالم قطعات نخاع را افزایش دهد، بلکه مشخصههای مورفولوژیکی آپوپتوزیس را کاهش داد. همچنین، این آنتیاکسیدانت نسبت به گروه کنترل، بهطور معنیداری میزان مالون دی آلدهید را کاهش و قدرت آنتیاکسیدانتی کل را افزایش داد. نتیجهگیری: استرس اکسیداتیو میتواند یکی از مکانیسمهای دخیل در آپوپتوزیس نورونهای حرکتی قطعات کشت شده نخاع باشد و کوئرستین، بهعنوان یک آنتیاکسیدانت قوی، توانست با کاهش پراکسیداسیون لیپیدی و افزایش ظرفیت آنتیاکسیدانتی کل، قابلیت حیات قطعات را افزایش و مشخصههای مورفولوژیکی آپوپتوزیس را در نخاع بهتاخیر بیاندازد.
سنتز سبز نانوذرات طلا با استفاده از عصاره برگ و ساقه گیاه اناریجه و بررسی سمیت آن بر روی سلولهای سرطان پستان انسانی در شرایط آزمایشگاهی
دوره 14، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 217-240
https://doi.org/10.61186/JCT.14.3.217
کوثر اسماعیلپور، مصطفی شوریان
چکیده هدف: فناورینانو تأثیر بهسزایی در درمان بیماری سرطان دارد. روشهای ساخت نانوذرات به کمک مواد زیستی که بهآنها سنتز سبز میگویند بهدلیل ارزانتر و غیرسمی بودن نسبت به سایر روشها برای سنتز نانوذرات برتری دارند. مواد و روشها: در این مطالعه، پس از تیمار محلول HAuCl4 با غلظتهای مختلف عصارهی آبی برگ و ساقهی گیاه اناریجه با نام علمی Pimpinella affinis، نانوذرات طلا تشکیل شدند. برای مشخصهیابی نانوذرات طلای سنتز شده از طیفسنجی UV-Visible، دستگاه DLS، SEM و FTIR و همچنین از دستگاه GC/MS برای تعیین ترکیبات عصاره استفاده شد. آثار سمیت سلولی نانوذرات طلا و عصارهی گیاهی با استفاده از رنگسنجیMTT بر روی ردهسلولی MCF-7 همراه با تیمارهای 24، 48 و 72 ساعت مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: نانوذرات طلای سنتز شده با استفاده از غلظت 1 mg/ml از عصاره به عنوان غلظت بهینه در نظر گرفته شد که دارای میانگین اندازه 20 نانومتر و پتانسیلزتا 61- میلیولت بودند. نانوذرات طلا دارای شکل کروی همراه با چندپراکندگی برابر 7/0 بودند و ترکیبات فنولی و کربوکسیلی و ترپنها بیشترین نقش را در تشکیل و پایداری نانوذرات طلا ایفا نمودند. ترکیبات اساسی شناسایی شده در عصاره توسط روش GC/MS شامل ترکیبات فنولی، فلاونوئیدی و ترپنها بود. در روش MTT، برتری سمیتسلولی نانوذرات طلا علیه سلولهای MCF-7 نسبت به عصاره و زمان تیمار ۴۸ ساعت، همراه با IC50 برابر با µg/ml 2/384 بهدست آمد. نتیجهگیری: یافتههای فوق نشان می دهد که استفاده از گیاه اناریجه در ساخت نانوذرات طلا میتواند برای درمان سرطان پستان مؤثر واقع شود.
بررسی میزان تجمع و اثرات بافتی نانوذرات آهن مغناطیسی بیولوژیک در پاسخ به میدان الکترومغناطیس به روش طیف سنجی پلاسمای جفت شده القایی و هیستوپاتولوژیک در بافت کبد موشهای صحرایی نژاد ویستار
دوره 12، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 220-232
https://doi.org/10.52547/JCT.12.4.220
بهروز یحیایی، صارمالدین عباسی
چکیده هدف: هدف بررسی اثـرات نانوذرات مغناطیسی بر سلامت بافتی میباشد.
مواد و روشها: نانوذرات آهن مغناطیسی با استفاده از قارچ Fusarium oxysporum تولید و پس از اثبات اندازه بهمنظور بررسی اثر آنها بر بافت کبد 24 سر موشهای صحرایی، بهطور تصادفی انتخاب و به 4 گروه تقسیم شدند. براساس مداخلهها تزریق نانوذرات بهصورت درون صفاقی انجام شد. در انتهای دوره آزمایش نمونهگیری بافتی انجام و نمونهها جهت تهیه مقاطع هیستوپاتولوژیک و آنالیز روش طیف سنجی پلاسمای جفت شده القایی به آزمایشگاه ارسال شدند.
نتایج: نانوذرات آهن مغناطیسی توسط قارچ تولید و آزمونهای اسپکتروفوتومتر نور مرئی، پراش اشعه ایکس حضور آنرا تایید و میکروسکوپ الکترونی نیز نشان داد که متوسط اندازه آنها 20 تا 30 نانومتر میباشد. آزمون سمیت سلولی نیز نشان داد که نانوذرات آهن مغناطیسی دارای سمیت کم بوده و آنالیز طیف سنجی پلاسمای جفت شده القایی مشخص نمود که با حضور میدان الکترومغناطیس میزان ورود نانوذرات آهن بهداخل بافت بیشتر شده است. نتایج میکروسکوپی نیز نشان داد که بیشترین تغییرات در سلولهای هپاتوسیت، ورید مرکز لوبولی و فضای سینوزوییدی در گروه میدان الکترومغناطیس و گروه دوز غیرسمی نانوذرات با حضور میدان الکترومغناطیس میباشد.
واژگان کلیدی: نانوذرات آهن مغناطیسی، روش ICP، هیستوپاتولوژی، بافت کبد، Fusarium oxysporum
تاثیر تنظیمکنندههای رشد در کالوسزایی و باززایی گیاه زینتی زامیفولیا
دوره 11، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 221-232
https://doi.org/10.52547/JCT.11.3.221
ابراهیم بیرامیزاده، علی آرمینیان، آرش فاضلی
چکیده هدف: هدف از این تحقیق، دسترسی به پروتکل تکثیر سریع و بهینه و زامیفولیا با کشت بافت میباشد.
مواد و روشها: برای کالوسزایی و باززایی، دو آزمایش بهصورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با 3 تکرار در آزمایشگاه کشت بافت پژوهشکده ملی گل و گیاهان زینتی درسال 1397 انجام شد. در آزمایش اول جهت کالوسزایی فاکتورهای 2, 4-D (0، 1 ، 2 و 4 میلیگرم بر لیتر) و BA (0، 1 و 2 میلیگرم بر لیتر) اعمال شد. در آزمایش دوم یا باززایی ریزنمونهها، فاکتور NAA (0و 5/0 میلیگرم بر لیتر) و BA (0، 5/0 و 1 میلیگرم بر لیتر) اعمال شد.
نتایج: نتایج کالوسزایی نشان داد که محیط MS تغییریافته با غلظت 2 میلیگرم بر لیترBA و یک میلیگرم برلیتر 2, 4-Dبهترین کالوس را با 85 درصد باززایی تولید نمود. در مرحله باززایی نیز غلظت 5/0 میلیگرم بر لیتر BAهمراه با 5/0 میلیگرم بر لیتر NAA بیشترین تعداد گیاهچه و غده (90 درصد) را تولید نمود. سپس، تک گیاهچههای غدهدار با موفقیت90-80 درصد در بستر کوکوپیت و پرلیت سازگار شدند.
نتیجهگیری: نتایج موفقیتآمیز بوده و میتوان با فرمولهایی حاصله، کار کالوسزایی و باززایی زامیفولیا را انجام و بهعنوان پروتکلی کاربردی جهت تکثیر تجاری این گیاه زینتی ارزشمند، پیشنهاد نمود.
اندازهگیری فعالیت و بیان ژن برخی از آنزیمهای آنتیاکسیدانت وصفات کیفی میوههای پرتقال تحت تیمارهای پوششی
دوره 10، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 226-242
https://doi.org/10.52547/JCT.10.4.226
طیبه باران زهی، جلال غلام نژاد، مریم دهستانی، اعظم جعفری، فاطمه ناصری نصب
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تاثیر عصاره آبی و اتانولی گیاهان دارویی شامل چریش، میخک، آویشن و اسطوخودوس بر روی افزایش عمر انبارمانی پرتقال بهوسیله کاهش اکسیژنهای فعال و متعاقب آن کاهش فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانت است.
مواد و روشها: در این پژوهش ابتدا از چریش، میخک، آویشن و اسطوخودوس با استفاده از حلالهای آبی و اتانولی عصارهگیری شد، سپس میوههای پرتقال با غلظتهای مختلف عصارههای گیاهی مذکور شامل 1000×2، 1000×4 و 1000×6، و همچنین کیتوزان و واکس، تیمار شدند. بعد از اعمال تیمار، میوهها در سردخانه با دمای 7 درجه سانتیگراد و رطوبت 80 تا 90 درصد نگهداری شدند. میوهها در ابتدای آزمایش و سپس هر بیست روز یکبار از انبار خارج و فعالیت آنزیمهای کاتالاز و پراکسیداز و همچنین میزان بیان ژن این دو آنزیم در میوهها اندازهگیری شدند. در بخش دیگری از این مطالعه آزمون پنل انجام گرفت
نتایج: براساس نتایج، فعالیت هر دو آنزیم کاتالاز و پراکسیداز تحت تاثیر عصارههای گیاهی قرار گرفتند. در روز صدم، میوههای تیمار شده با عصاره اسطوخودوس اتانولی با غلظت 1000×6 دارای کمترین میزان فعالیت آنزیم کاتالاز با مقدار 13/2، و کمترین میزان فعالیت آنزیم پراکسیداز مربوط به میوههای تیمار شده با غلطت 1000×6 عصاره آبی اسطوخودوس، بهمیزان 54/1 بودند. عصارههای آبی و الکلی اسطوخودوس برروی میزان بیان هر دو ژن کاتالاز و پراکسیداز تاثیر داشتند بهنحوی که کمترین میزان بیان ژن آنزیمهای کاتالاز و پراکسیداز در روز صدم، مربوط به تیمار 1000×6 عصاره اتانولی اسطوخودوس بهترتیب با مقادیر 66/6 و 28/5 بود.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج این تحقیق مشخص شد که بهطورکلی عصاره گیاهانچریش، میخک، آویشن و اسطوخودوس تاثیر بر روی فیزیولوژی میوه پرتقال داشته و با کاهش فعالیت فیزیولوژیکی باعث کاهش میزان فعالیت آنزیمها و همچنین بیان ژنهای متناظر آنها میشوند.
بررسی تاثیر سمیت نانوذرات دی اکسید تیتانیوم بر قشر مغز جنین جوجه در دوران جنینی
دوره 16، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 228-244
https://doi.org/10.61882/JCT.16.3.228
ملیحه ریکی، احمدرضا راجی، امیر افخمی گلی، حسین نورانی
چکیده هدف: نانوذرات دیاکسیدتیتانیوم (Tio2) در صنعت، پزشکی بهطور گستردهای استفاده میشوند. نانوذرات برای محیط زیست و سلامت انسان بهویژه بر سیستم عصبی در حال رشد، مضر هستند. در این مطالعه سمیت جنینی غلظتهای مختلف نانوذرات Tio2 بر بافت قشر مغز جنین جوجه بررسی شد. مواد و روشها: در این مطالعه 90 عدد تخم مرغ نطفهدار به پنج گروه دسته بندی شدند: گروه شاهد (بدون تیمار) و چهار گروه درمانی که دوزهای، صفر (شم)، 5/12، 25 و 50 میکروگرم بر میلیلیتر از نانوذرات Tio2 دریافت نمودند. سپس در روزهای ۷، ۹ و ۱۳، بعد از ارزیابی مورفولوژی، وزن و طول، از مخ و مخچه جنینها نمونه بافتی تهیه و 48 ساعت در بافر فرمالین ۱۰ درصد ثابت شد. بعد از مراحل پاساژ بافتی از نمونهها برش تهیه و با هماتوکسیلین و ائوزین رنگآمیزی شد. سرانجام، مطالعات بافتشناسی و آسیبشناسی و هسیتومورفومتری انجام پذیرفت. نتایج: نانوذرات TiO2 باعث مرگ جنین در غلظتهای 25 و 50 میکروگرم بر میلی لیتر در تمام روزها میشوند. در مطالعات مورفولوژیکی، کاهش وزن و طول جنینهای 13 روزه تیمار شده با غلظت 50 میکروگرم مشاهده شد. همچنین در بررسیهای میکروسکوپی، کاهش تعداد سلولهای قشر مخ و سلوهای پورکنژ قشر مخچه را در جنینهای 13 روزه تیمار شده با غلظت 50 میکروگرم نشان داد. ارزیابیها، پرخونی در قشر مخچه را نشان داد. نتیجه گیری: تزریق نانوذرات قبل از انکوباسیون اثرات نامطلوبی بر مغز جنین در حال رشد دارد. بهطوریکه آسیبها با سن جنینی بیشتر میشوند و بالاترین آسیب در روز 13 انکوباسیون اتفاق افتاد.
اثر دوزهای مختلف نانواکسید روی بر میزان استرس اکسیداتیو و تغییرات هیستولوژی کلیه در رت
دوره 15، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 231-245
https://doi.org/10.61186/JCT.15.3.231
فاطمه میرزایی، امیر میرزایی، سارا سلیمانی اصل
چکیده هدف: نانواکسید دارای کاربردهای گسترده ای در صنایع، پزشکی و تغذیه است. این نانوذرات بهراحتی جذب میشوند و میتوانند بر بافتهای مختلف تاثیر بگذارند. کلیهها بهدلیل جریان خون بالا ممکن است در برابر سموم آسیبپذیر باشند. هدف این مطالعه بررسی تاثیرات نانواکسید روی بر فعالیت آنتیاکسیدانتی و تغییرات بافتشناسی کلیه در رتها است. مواد و روشها: ۴۲ رت نر نژاد ویستار بهطور تصادفی به شش گروه (هر گروه ۷) تقسیم شدند: گروه ۱ (نرمال)، گروه ۲ (۵ mg/kg نانواکسید روی)، گروه ۳ (۱۰ mg/kg نانواکسید روی)، گروه ۴ (۲۵ mg/kg نانواکسید روی)، گروه ۵ (۵۰ mg/kg نانواکسید روی) و گروه ۶ (۱۰۰ mg/kg نانواکسید روی). ظرفیت آنتیاکسیدانتی تام (TAC)، ظرفیت اکسیدانتی تام (TOS)، گلوتاتیون، مالون دیآلدئید (MDA)، آنزیمهای کبدی و هیستوپاتولوژی کلیه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: دوزهای بالاتر از ۱۰ mg/kg نانواکسید روی بهطور معنیداری TAC و گلوتاتیون را کاهش داد و آسیب بافتی و غلظت MDA و TOS را بهطور قابل توجهی افزایش داد. دوز ۵ mg/kg نانواکسید روی تاثیر منفی بر تغییرات بافتی و ظرفیت آنتیاکسیدانی نداشت. نتیجهگیری: مصرف نانواکسید روی، بهویژه در دوزهای بالا، موجب افزایش استرس اکسیداتیو و تغییرات بافتی میشود، در حالیکه در غلظتهای کم ممکن است اثرات مفیدی داشته باشد.
بررسی تاثیر سطوح مختلف عصاره سیر بر فراسنجههای کیفی اسپرم در قوچ عربی
دوره 11، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 233-242
https://doi.org/10.52547/JCT.11.3.233
شادان گل اندام، صالح طباطبایی وکیلی، خلیل میرزاده
چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر افزودن سطوح مختلف عصاره سیر بهعنوان آنتی اکسیدانت به رقیقکننده بر خصوصیات منی قوچ عربی تحت شرایط مایع در 5 درجه سانتیگراد بود.
مواد و روشها: اسپرمگیری از 12 راس قوچ عربی بهطور هفتگی بهمدت 8 هفته انجام و منی آنها بلافاصله با هم مخلوط و رقیقسازی شده و به تعداد تیمارهای آزمایشی تقسیم و سطوح مختلف عصاره سیر را دریافت نمودند. تیمارها شامل سطوح عصاره سیر (صفر، 50، 100 ، 150 و 200 میکرولیتر در میلیلیتر) بود. در زمانهای مختلف نگهداری منی رقیق شده حاوی تیمارها (صفر، 24، 48 و 72 ساعت) بهصورت مایع، فراسنجههای کیفی منی بررسی شدند.
نتایج: در زمان صفر (بلافاصله پس از اسپرمگیری و افزودن عصاره سیر)، فراسنجههای کیفی اسپرم در تیمارهای آزمایشی نسبت به شاهد اختلاف آماری معنیداری نداشتند. در زمان 24 ساعت، سطح 50 عصاره سیر باعث بهبود تحرک پیشرونده و جنبایی کل اسپرم شده، ولی سطح 200 عصاره میزان جنبایی کل اسپرمها را کاهش داد (05/0p <). در زمان 48 ساعت، بیشترین درصد زندهمانی اسپرمها مربوط به سطح 50 عصاره سیر بود (05/0p <). 72 ساعت پس از اسپرمگیری، بیشترین میزان تحرک پیشرونده اسپرمها در سطح 50 عصاره سیر مشاهده شد (05/0p <). غلظت مالوندیآلدئید پلاسمای منی بهعنوان شاخص پراکسیداسیون تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت.
نتیجهگیری: بهطورکلی، با افزودن 50 میکروگرم در میلیلیتر عصاره سیر به رقیقکننده منی قوچ عربی و سپری شدن مدت زمان نگهداری منی بهحالت مایع در 5 درجه سلسیوس، فراسنجههای کیفی اسپرم بهبود یافتند.
کرونا ویروس، سلولدرمانی توسط سلولهای بنیادی مزانشیمی و اگزوزومها: دریچهای برای استراتژیهای درمانی موثر
دوره 12، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 233-259
https://doi.org/10.52547/JCT.12.4.233
الهه امینی، پریا محمدی، کیمیا اسلامی، علیرضا شفیعزاده، زهرا سادات موسوی بفروئی، عاطفه اله قلی، سحر فلاح
چکیده هدف: هدف از مطالعه حاضر، ضمن معرفی سویههای مختلف کرونا ویروس، بررسی علت بیماری SARS-CoV-2 و روشهای سلول درمانی با بهکارگیری سلولهای بنیادی و وزیکولهای خارج سلولی مشتق از این سلولها است. این پژوهش براساس هدف از نوع بنیادی و براساس روش در زمره تحقیقات توصیفی تحلیلی بهشمار میرود. در این مطالعه از کلمات کلیدی کرونا، سلولدرمانی، سلولهای بنیادی مزانشیمی، اگزوزوم استفاده شد. جستجو بهصورت کتابخانهای از مقالات در پایگاه داده ای Google scholar, PubMed, SCOPUS, ISI Web of Knowledge صورت گرفت. بازه زمانی مدنظر نیز از دسامبر 2019 لغایت ژوئن 2021 درنظر گرفته شد. تاکنون 7 گونه از خانواده کرونا ویروس که توانایی انتقال بهانسان را دارند شناسایی شدهاند. در گزارش اخیر برای بررسی بیشتر در مورد شکل نوظهور بتا کرونا ویروس یعنی SARS-CoV-2 پژوهشگران به مطالعه روی سیستمهای مشتق از سلولهای بنیادی روی آوردند. سلول درمانی بااستفاده از سلولهای بنیادی گزینه مطلوبتری است، چراکه این سلولها با ایجاد ارگانوئیدها در محیط کشت و با حفظ قطبیت سیگنالدهی، ایمنی عملکردی دارند. در مدل کشت دو یا سه بعدی، استفاده از سلولهای بنیادی به یک مدل کاربردی، جهت مطالعه و بررسی بیماریزایی ویروس تبدیل شده است. درنهایت، اگزوزومهای مشتق از سلولهای بنیادی با دارا بودن پتانسیل ترمیمی ریه آسیب دیده گزینه دیگری هستند که اخیرا در درمان این بیماری مورد توجه قرار گرفته اند.
فناوریهای ویرایش ژنوم و کاربرد آن در پزشکی: یافتهها، چالشها و چشمانداز
دوره 14، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 241-263
https://doi.org/10.61186/JCT.14.3.241
ریحانه لهراسبی، امیر امیرییکتا
چکیده مقدمه: بسیاری از بیماریهای ویرانگر انسانی در اثر ایجاد جهش در ژنوم و بروز اختلال عملکرد در سلول، تغییرات ژنتیکی حاصل از بیماریهای عفونی و یا تغییرات سلولی رخ میدهند. از زمان شناسایی ژن بهعنوان واحد اصلی وراثت، توانایی ایجاد تغییر در محل بهخصوصی از ژنوم انسان بهمنظور درمان و درک بهتر عملکرد بیماریها، هدفی مهم در علوم پزشکی و زیستشناسی بوده است. نتیجهگیری: اصلاح ژن بهصورت هدفمند از طریق ابزارهایی مانند ZFN، TALEN و CRISPR/Cas یک تکنیک قدرتمند جهت ارزیابی عملکرد ژن و همچنین دستکاری دقیق رفتار و بازدهی سلول بوده و امروزه با توسعه و پیشرفت چشمگیر ابزارهای ویرایش ژنوم، تعداد بسیاری کارآزمایی بالینی مبتنی بر این روش با هدف درمان انواع بیماریها در حال انجام است. هدف: در این مقاله بهطور خلاصه پیشینه، مراحل پیشرفت ابزارهای ویرایش ژنوم و همچنین کاربردهای این روش نوظهور را در پزشکی بازگو کرده و چالشهای پیش روی آن را بیان میکنیم.
بررسی اثر عصاره الکلی گیاه سیاهدانه (Nigella sativa L) بر القای مرگ برنامهریزی شده در سلولهای سرطانی رده HL-60
دوره 10، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 243-251
https://doi.org/10.52547/JCT.10.4.243
مریم رحیمی، آرش بابایی
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثر آپوپتوتیک عصاره الکلی سیاهدانه بر روی سلولهای سرطانی HL-60 بود..
مواد و روشها: دراین مطالعه تجربی غلظتهای350، 650، 950 و 1250 میکروگرم/میلیلیتر عصاره الکلی سیاهدانه در محیط کشت، روی سلولهای سرطانی HL-60 بهمدت 24 ساعت اثر داده شد. برای بررسی درصد سلولهای زنده از آزمون MTT استفاده شد. همچنین برای تعیین اینکه آیا عصاره الکلی سیاه دانه تکثیر سلولهای HL-60 را از طریق تنظیم پیشرفت چرخه سلولی و آپوپتوزیس مهار میکند، ابتدا با استفاده از رنگآمیزی PI فلوسایتومتری انجام شد، سپس رنگآمیزی AO/EB سلولهای HL-60 برای تشخیص الگوهای آپوپتوزیس و نکروزیس انجام شد.
نتایج: آزمون MTT نشان داد که در مقایسه با گروه کنترل، عصاره الکلی سیاه دانه در غلظت 650 میکروگرم/میلیلیتر باعث مرگ50 درصد سلولهای HL-60 شد و در غلظتهای بالاتر وابسته به غلظت باعث مرگ بیشتر سلولها شد، همچنین افزایش معنیداری در سلولهای فاز G0/G1 از 2/15 درصد در گروه کنترل به 65/51 درصد در گروه تیمار شده با غلظت 650 میکروگرم/میلیلیتر باعث مشاهده شد. بهعلاوه مشخص شد که غلظت 650 میکروگرم/میلیلیترباعث القا آپوپتوزیس در سلولهای HL-60 شد در حالی که در غلظتهای بالاتر باعث نکروزیس سلولهای HL-60 نسبت به گروه کنترل شدند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بهدست آمده میتوان نتیجه گرفت که داروی تاموکسیفن از طریق افزایش بیان ژن CTNNBIP1 بر روی مسیر سیگنالی Wnt و پروتئین بتا کاتنین اثر مهاری دارد.
تاثیر کیتوزان بر میزان ترکیبات فنلی، اسیدرزمارینیک و بیان ژنهای کلیدی بیوسنتز اسید رزمارینیک در کشت تعلیقی بادرنجبویه (Melissa officinalis L.)
دوره 11، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 243-261
https://doi.org/10.52547/JCT.11.4.243
افسانه مهدویان فرد، مریم دهجی پور حیدرآبادی، خلیل ملک زاده، سیدرسول صحافی
چکیده هدف: هدف از این پژوهش بررسی تاثیر کیتوزان بر تولید ترکیبات فنلی، اسید رزمارینیک و بیان ژنهای کلیدی در بیوسنتز این ترکیبات در کشت تعلیقی بادرنجبویه بود.
مواد و روشها: جهت تهیه کالوس از ترکیب نفتالن استیک اسید (1 میلیگرم بر لیتر)، توفوردی (1 میلیگرم بر لیتر) و کینتین (5/0 میلیگرم بر لیتر) و ریزنمونه ساقه استفاده شد. پس از راهاندازی کشت تعلیقی، تیمار کیتوزان با سه سطح (0، 50 و 100 میلیگرم بر لیتر) به مدت یک، سه و پنج روز در قالب آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. فعالیت آنزیم فنیلآلانین آمونیالیاز، میزان پروتئین محلول، میزان ترکیبات فنلی و میزان اسیدرزمارینیک اندازهگیری شد. همچنین بیان ژنهای فنیلآلانین آمونیالیاز و رزمارینیک اسید سینتاز با روش Real-time PCR بررسی شد.
نتایج: فعالیت آنزیم فنیلآلانین آمونیالیاز در غلظت 50 میلیگرم بر لیتر کیتوزان پس ازگذشت سه روز از شروع تیمار بیشترین افزایش را نشان داد که با افزایش میزان ترکیبات فنلی همراه بود. بیان نسبی ژن فنیلآلانین آمونیالیاز در غلظت 50 میلیگرم بر لیتر کیتوزان در زمان سه روز پس از اعمال تیمار نسبت به شاهد 5/2 برابر افزایش نشان داد. این افزایش بیان ژن، افزایش فعالیت آنزیم فنیلآلانین آمونیالیاز را بهدنبال داشت. بیشترین افزایش بیان ژن رزمارینیکاسید سینتاز در غلظت 100 میلیگرم بر لیتر کیتوزان پنج روز پس از اعمال تیمار مشاهده شد که به افزایش میزان اسیدرزمارینیک منجر شد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بهدست آمده تیمار کیتوزان بهمدت پنج روز جهت افزایش میزان اسید رزمارینیک در کشت سلولی بادرنجبویه توصیه میشود.
تاثیر نانوذرات نقره بر صفات فیزیکوبیوشیمیایی و عملکرد اسانس گیاه نعناع فلفلی (Mentha pipireta L.)
دوره 16، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 245-262
https://doi.org/10.61882/JCT.16.3.245
محمد آبیاری
چکیده هدف: نعناع فلفلی (Mentha piperita L.) یکی از گیاهان مهم از نظر اقتصادی و دارویی است که بهواسطه پتانسیل خود در حوزه دارو و درمان، سبب جلب توجه محققان به استفاده از الیسیتورها برای افزایش اسانس و زیستتوده آن شده است. بنابراین، این مطالعه با هدف تعیین اثر نانوذرات نقره بر صفات فیزیکوبیوشیمیایی و عملکرد اسانس گیاه نعناع فلفلی انجام شد. مواد و روشها: تعداد پنج ریزوم در در عمق 5 سانتیمتری گلدانهای پلاستیکی کاشته شدند. با استقرار کامل گیاه در مرحله ده برگی، محلولپاشی با غلظتهای صفر (شاهد)، 1 و 2 میلیمولار نانوذرات نقره انجام شد. تاثیر نانوذرات نقره بر صفات فیزیکوبیوشیمیایی و عملکرد اسانس در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار تجزیه و تحلیل شد. نتایج: نتایج نشان داد که نانوذرات نقره، بهویژه با افزایش غلظت از 1 به 2 میلیمولار، باعث افزایش صفات فیزیکوبیوشیمیایی و عملکرد اسانس نعناع فلفلی نسبت به شاهد شدند. غلظت 2 میلیمولار نانوذره نقره بهعنوان موثرین تیمار سبب افزایش محتوای H2O2، پروتئین، فنول، فلاونوئیدها، فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانت SOD، CAT، و APX شد. در محتوای رنگیزههای کلروفیل و کارتنوئیدها و عملکرد اسانس نیز چنین افزایشی مشاهده شد. نتیجهگیری: با توجه به آثار نانوذرات نقره بر صفات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی نعناع فلفلی، استفاده از غلظت 2 میلیمولار نانوذره نقره میتواند باعث افزایش رنگیزههای فتوسنتزی، بهبود محتوای اسانس و تقویت سیستم آنتیاکسیدانتی آنزیمی و غیرآنزیمی گیاه شود.
ارزیابی تاثیرات تنظیمکنندههای مسیر PI3K بر جنینهای متوقفشده انسانی نوع یک در آزمایشگاه
دوره 15، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 246-256
https://doi.org/10.61186/JCT.15.3.246
نرگس کرامی، فاطمه حسنی، پوپک افتخاری یزدی، عادله طائی، سیده نفیسه حسنی
چکیده هدف: یکی از چالشهای لقاح آزمایشگاهی، توقف تکوین جنین پیش از لانهگزینی است. هدف از این مطالعه ارزیابی تاثیرات تنظیم کنندههای مسیر PI3K بر از سرگیری تکوین جنینهای متوقفشده انسانی نوع یک در شرایط آزمایشگاهی است. مواد و روشها: در این مطالعه، با رضایت آگاهانه بیماران، از جنینهای 2 تا 3 سلولی متوقفشدهی ۷۲ ساعته انسانی بخش جنینشناسی پژوهشگاه رویان، استفاده شد. گروههای مطالعه، شامل کنترل، CHIR99021 (1 میکرومولار)، ITS (5/0 درصد) و E8 (1/0 درصد + 10 درصد سرم) بود. محیطهای کشت، بهمدت 4 ساعت انکوبه شدند و سپس جنینها بهطور تصادفی به گروهها منتقل و بهمدت 48 تا 72 ساعت کشت داده شدند. درنهایت مورفولوژی جنینها توسط میکروسکوپ اینورت ارزیابی شد. دادهها با نرمافزار SPSS ارزیابی و آستانه معنیداری p<0.05 اتخاذ شد. نتایج: نرخ توقف در گروههای CHIR99021 و ITS، نسبت به گروه کنترل، کاهش معنیداری پیدا کرد. همچنین نرخ تکوین تا مرحله پیش از مورولا در هر سه گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل، افزایش معنیداری یافت. در حالیکه در گروه کنترل هیچ یک از جنینها به مرحله بلاستوسیست نرسیدند، در هر یک از گروههای CHIR99021 و ITS، دو جنین تا مرحله بلاستوسیست پیشرفت کردند. نتیجهگیری: یافتههای ما نشان داد که ITS و CHIR99021 با تنظیم مسیر PI3K در القای چرخهسلولی جنینهای متوقفشده نوع یک، تاثیر بهسزایی دارند.
بررسی تاثیر اتورواستاتین بر میزان آپوپتوزیس در تخمکهای موش
دوره 13، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 248-256
https://doi.org/10.52547/JCT/13.4.248
مرتضی صادقی، راضیه چگینی، فاطمه صباغ زیارانی، پوریا سلیمانی، محمدرضا اشتری ماجلان، فریبا ظفری
چکیده هدف: بهینه سازی شرایط کشت سلول برای بهبود رشد و بلوغ تخمک در IVM (In Vitro Maturation) در شرایط کشت داخل آزمایشگاهی IVF(In Vitro Fertilization) امروزه مورد توجه بسیاری از محققین قرار گرفته است، اما مکانیسم بهبود کیفیت کاملاً درک نشده است. آپوپتوزیس یا مرگ سلولی برنامه ریزی شده فرایندی برای حذف سلولهای پیر و آسیب دیده از بافتها است و در حیات فولیکولها و تخمکهای نارس نقش عمدهای دارد، اکثر سلولهای زایشی معیوب و همچنین سلولهای اضافی از طریق آپوپتوزیس از تخمدانها حذف میشوند. یکی از راههای کاهش تنش اکسیداتیو در محیط کشت آزمایشگاهی بلوغ تخمک، استفاده از آنتی اکسیدانها میباشد. استاتین ها داروهای درمان کلسترول بالا هستند که خواص آنتی اکسیدانتی و آنتی آپوپتوتیک برای آن گزارش شده است، آتورواستاتین در غلطتهای بالای دارای عوارض جانبی برای قلب و کلیهها است ولی در غلظت پایین دارای اثرات آنتی اکسیدانتی و ضد التهابی برای سلولها است و عوارض جانبی برای آن گزارش نشده است. در مطالعه ای مشابه که توسط همین گروه انجام شد در محیط حاوی دوز پائین از آتورواستاتین(2 میکرومولار) میزان بلوغ و رشد تخمک ها به طور معنی داری افزایش داشت بنابراین در این مطالعه بر آن شدیم که به بررسی تاثیر این دوز آتورواستاتین بر میزان آپوپتوزیس در تخمکهای موش صحرایی بپردازیم. مواد و روش ها: 200 عدد تخمک 24 ساعت بعد از تزریق 5/7 واحد PMSG (Pregnant Mare Serum Gonadotropin)، از تخمدانهای موشهای صحرایی ماده بالغ نژاد ویستار در محدوده وزنی 4 تا 5 هفته، خارج و در 2 گروه 100 تائی شامل گروه کنترل (محیط کشت MEM:Minimum Essential Medium + فاکتور رشدGrowth factor ) وگروه آتورواستاتین (محیط کشت MEM + mg/kg 2 آتورواستاتین+ فاکتور رشد Growth factor ) تقسیم بندی و داخل انکوباتور(با دمای 35 درجه و 5%CO2) کشت داده شدند. بعد از گذشت 24 ساعت از کشت، تخمک های بالغ شده که دارای استانداردهای یک تخمک بالغ و سالم بودند (تخمکهایی که میوز اول را طی کرده و دارای جسم قطبی اول و بالغ شده بودند) جدا شده و میزان آپوپتوزیس در هر گروه با استفاده از رنگ آمیزی تانل بررسی و سپس با میکروسکوپ فلورسنت مشاهده و عکسبرداری شد، دادهها توسط آزمون آنالیز واریانس تجزیه و تحلیل شد. نتایج: بعد از گذشت 24 ساعت از کشت تخمکها میزان آپوپتوزیس در گروه دریافت کننده آتورواستاتین در محیط کشت و گروه کنترل مورد بررسی قرار گرفتند. میزان آپوپتوزیس در گروه کنترل و گروه آتورواستاتین بهترتیب برابر 22 و 24 درصد بود که نشان میداد آتورواستاتین با غلطت 2 میکروگرم بر کیلوگرم باعث افزایش 2 درصدی میزان آپوپتوزیس در تخمکهای موش میشود که این افزایش در مقایسه با گروه کنترل از لحاظ آماری معنیدار نبود (11/0p=). بحث: طبق یافتههای این مطالعه آتورواستاتین در دوزهای پائین میتواند بهصورت پروآپوپتوتیک اثر کند و باعث القای جزئی آپوپتوزیس در تخمکهای موش در محیط آزمایشگاهی شود. اگرچه این مطالعه بروی دوزهای دیگر آتورواستاتین انجام نشد ولی پیشنهاد می شود اثر سایر دوزهای این دارو بروی میزان القای آپوپتوزیس مورد بررسی قرار گرفته تا در خصوص نحوه تجویز و استفاده از آن تصمیم گیری مبتنی بر شواهد انجام شود.
بررسی اثر سیتوتوکسیک عصاره هیدروالکلی گیاه درمنه (Artemisia sieberi) بر سلولهای سرطانی پستان رده سلولی SKBr3
دوره 10، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 252-260
https://doi.org/10.52547/JCT.10.4.252
شیوا معلم زاده، الهام رجب بیگی، مریم منتظری
چکیده هدف: در این مطالعه اثرات سمیت سلولی عصاره هیدروالکلی درمنه (Artemisia sieberi) و تاثیرگذاری آن بر چرخه سلولی در رده سلولی سرطان پستان SkBr3 بررسی شد.
مواد و روشها: در این پژوهش، عصاره هیدروالکلی گیاه درمنه استخراج شد و سلولهای SkBr3 با غلظتهای مختلف عصاره (1، 10، 100و 1000 میکروگرم بر میلیلیتر) بهمدت 24 و 48 ساعت تیمار شدند. سپس توسط روش TTM و دستگاه فلوسایتومتری، بهترتیب اثر ضدسرطانی و تاثیر عصاره بر چرخه سلولی مورد سنجش قرارگرفت.
نتایج: براساس دادههای بهدست آمده از تست MTT بیشترین سمیت عصاره برای سلولها تعیین شد. میزان IC50 مربوط به عصاره هیدروالکلی در 24 و 48 ساعت بهترتیب برابر با 150 و 50 میکروگرم بر میلیلیتر اندازهگیری شد. از طرفدیگر، نتایج حاصل از دستگاه فلوسایتومتری نشان داد این عصاره قابلیت توقف چرخه سلولی در گروههای تیمار 24 و 48 ساعت را نیز دارد.
نتیجهگیری: عصاره هیدروالکلی گیاه درمنه دارای خاصیت ضدسرطانی علیه سلولهای رده سلولی SkBr3 میباشد.
تنظیم بیان CD44/miRNA-302 در سلولهای سرطانی گلیوما توسط RNA غیرکدکننده بلند MIAT
دوره 13، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 257-267
https://doi.org/10.52547/JCT.13.4.257
فرزانه امیرماهانی، صادق ولیان، ملک حسین اسدی
چکیده هدف: RNA های غیرکدکننده از جمله مولکول های تنظیم شناخته شده در سلول می باشند که فرایندهای مختلفی را کنترل می کنند. از جمله فرایندهای مرتبط با مولکول های مزبور، تنظیم رشد و نمو و تمایز سلولی می باشد. از این رو نقش آنها در بروز و رشد تومور در سرطان های مختلف در دست بررسی می باشد. در این خصوص ارتباط مستقیمی بین ملکول های مزبور و سرطان های مختلف دیده شده است. انواع مختلفی از RNA های غیر کد کننده شناخته شده است. از جمله این مولکول ها، RNA های غیرکدکننده بلند (Long non-coding RNAs) می باشند. این گروه از RNAها بهعنوان تنظیم کنندههای کلیدی در سرطان شناخته شدهاند. ازجمله این مولکول ها، LncRNA MIAT یکRNA بلند غیرکدکننده میباشد که تقش انکوژنی آن در بسیاری از سرطانها شناخته شده است. نقش این مولکول در سرطان مغز به خوبی شناخته نشده است. با توجه به نقش شناخته شده آن در سایر سرطان ها، پیش بینی می شود در سرطان مغز نیز نقش مهمی خصوصا" در رشد و نمو سلولی بازی کند. هدف از این مطالعه بررسی نقش LncRNA MIAT در گلیوما و شناسایی مکانیسم تنظیمیآن میباشد. مواد و روشها: در این مطالعه، ابتدا بیان LncRNA MIAT در سلولهای سرطانی گلیومای U8-MGو A172 با روش Quantitative Real-Time PCR (qRT-PCR) ارزیابی شد. سپس بیان آن با روش RNA interference سرکوب شد و بیان ژنهای هدف CD44 و miRNA-302 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: نتایج نشان داد که LncRNA MIAT به میزان زیادی در سلولهای سرطانی گلیوما بیان میشود. همچنین کاهش بیان آن منجر به کاهش بیان CD44 و miRNA-302 مشاهده میشود. نتیجه گیری: یافتههای حاصل نقش انکوژنی lncRNA MIAT را در سلولهای سرطانی گلیوما از طریق تنظیم بیان CD44/miRNA-302 نشان میدهد. در نتیجه lncRNA MIAT میتواند به عنوان یک بیومارکر جدید در پیش آگهی و تشخیص گلیوما مورد ارزیابی قرار گیرد.
اثر اپیوم بر مارکرهای استرس اکسیداتیو در رده سلولی HepG2
دوره 15، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 257-268
https://doi.org/10.61186/JCT.15.3.257
ابراهیم عباسی، مونا پورجعفر، فاطمه میرزایی، علی قلعه ئی ها، مهرداد احمدی، سید سمیه میرزاجانی
چکیده هدف: بررسیها نشان میدهد که تریاک پس از تنباکو پرمصرفترین ماده مخدر در بسیاری از کشورها، بهویژه ایران می باشد. قسمت اعظم مواد مخدر توسط کبد متابولیزه می شود. لذا، مصرف تریاک می تواند بهطور مستقیم سبب آسیب سلولهای کبدی شود. لذا در این مطالعه اثر تریاک بر سیستم آنتی اکسیدانتی بافت کبد بررسی شد. مواد و روشها: در این تحقیق از رده سلولی سرطانی کبد انسان (HepG2) استفاده شد. در ابتدا زنده بودن سـلولها با استفاده از روش MTT مورد ارزیـابی قـرار گرفـت. سپس IC50 تعیین شد و همان غلطت و یک غلظت پایینتر و یک غلظت بالاتر (در مجموع سه غلظت) برای مطالعات بعدی استفاده شد. سپس پراکسیداسیون لیپیدی، میزان اکسیدانتی تام، و آنتی اکسیدانت تام اندازه گرفته شد. فعالیت آنزیمهای کاتالاز، گلوتاتیون پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز با استفاده از کیت انجام شد. نتایج: نتایج آنالیز آماری حاکی از اختلاف معنیداری در میزان مارکر های استرس اکسیداتیو بود (p< 0.001). در گروه دریافت کننده اپیوم با دوز 60 و 70 میکرو گرم در میلی لیتر در مقایسه با گروه کنترل میزان TOS و MDA افزایش معنیداری داشت (p< 0.001)، در حالیکه میزان TAC کاهش یافت(p< 0.001). همچنین فعالیت آنزیم های کاتالاز، گلوتاتیون پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز در گروههای درمان شده با تریاک کاهش نشان داد (p< 0.001). نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که تریاک میتواند سبب افزایش تولید رادیکالهای آزاد در کبد شده و فعالیت آنزیمهای آنتی اکسیدانتی را کاهش دهد.
بررسی نحوه زنده ماندن اسپرم در اویداکت جهت حصول روشی برای ذخیره اسپرم بدون نیاز به انجماد
دوره 12، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 260-272
https://doi.org/10.52547/JCT.12.4.260
مهدی نظری، حسین دقیقکیا
چکیده هدف: در زمینهی انجماد و نگهداری طولانی مدت اسپرم در گونههای مختلف پیشرفتهای شایان توجهی صورت گرفته است. اما این فرایند آسیبهای قابل توجهی به سلول اسپرم وارد میکند.
در مقاله حاضر سعی شده است مروری بر مطالعات مربوط به مخازن نگهداری اسپرمها در طیور و نقش آنها در عملکرد اسپرم داشته باشد.
مطالعات انجام شده بر چگونگی دخیرهی طولانی مدت اسپرم در برخی از گونهها بدون نیاز به مواد افزودنی خاصی توجه محققین را بهخود جلب کرده است. محققین بهاین نتیجه رسیدند که با درک درست از چگونگی ذخیرهی اسپرمها در اویداکت میتوان اسپرمها را برای مدت زمان بیشتری بدون منجمد کردن نگهداری کرد. این بهنفع گونههایی است که اسپرم آنها پس از انجماد زندهمانی کمتری داشته و فقط برای مدت چند روز در شرایط مایع میتوان نگهداری کرد. در این میان بیشتر به ترکیباتی تحت عنوان گلیکانها در اپیتلیوم اویدوکت و پروتئینهای اتصالی اسپرم به این گلیکانها اشاره شده است.
با بررسیهای انجام شده و با توجه بهاینکه در برخی از گونهها اسپرمها برای مدت طولانی در دستگاه تناسلی ماده ذخیره شده و حتی بدون حضور جنس نر نیز امکان تولید نتاج دارند، میتوان امیدوار بود با مطالعه مکانیسمهای دخیل و بدون منجمد کردن، در حفظ ذخایر ژنتیکی برتر و نگهداری اسپرم گونههای در حال انقراض، افقهای روشنتری گشوده شود.
تغییرات مورفولوژیک بافت ریه در پی دریافت نانوذره نقره تولید شده با روش سنتز زیستی در موشهای صحرایی نر ویستار تمرین کرده
دوره 11، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 262-274
https://doi.org/10.52547/JCT.11.4.262
فاطمه پورمند، سیدجواد ضیا الحق، سحر ملزمی
چکیده هدف: هدف از این پژوهش بررسی میزان آسیب بافت ریه موشهای صحرایی تمرین کرده، ناشی از دریافت دوز بالای نانوذره بیولوژیک نقره است.
مواد و روشها: 30 سر موش صحرایی نر در 6 گروه کنترل سالم، نانونقره، تمرین هوازی، تمرین بیهوازی، نانونقره + تمرین هوازی، نانونقره+ تمرین بیهوازی بهصورت تصادفی ساده تقسیم شدند. ابتدا گروههای تمرین بهمدت 10 هفته با پروتکل هوازی و بیهوازی به تمرین پرداختند. سپس تزریق درون صفاقی نانوذرات نقره تولید شده توسط قارچ فوزاریوم، بهازای10 درصد وزن بدن هر رت در 5 نوبت انجام گرفت و پس از 48 ساعت از آخرین تزریق، رتها بیهوش شده و نمونهگیری صورت پذیرفت. نمونهها با رنگآمیزی هماتوکسیلین- ائوزین و توسط میکروسکوپ نوری عکسبرداری و مورد مطالعه قرار گرفتند.
نتایج: نتایج نشان داد تمرین بیهوازی درکاهش وزن رتها بهصورت معنیداری موثر بود (045/0=p). همچنین اکسیژن مصرفی در تمامی گروهها بهجز گروه دریافت کننده نانونقره، نسبت به گروه کنترل افزایش داشت (000/0=p). همچنین تزریق نانونقره بیولوژیک موجب التهاب و پرخونی در بافت ریه رتهای بدون تمرین شد. اما در گروه تمرین بیهوازی التهاب و پرخونی نسبت به گروه هوازی کمتر بود.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد تزریق نانوذره نقره تولید شده بهروش زیستی موجب عارضههای ساختاری بافت ریه رتهای نر ویستار شود. همچنین نتایج پژوهش حاضر نشان داد پیش آمادگی بدنی بیهوازی نسبت به هوازی در کاهش این اثرات سودمندتر است.
اثر محیط کشت شرطی شده با رده سلولی میلومایی بر میزان تکثیر و تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان
دوره 16، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 263-276
https://doi.org/10.61882/JCT.16.3.263
فاطمه کوسهاو، ندا یساری، صدف وحدت، فاطمه باقری
چکیده بیان مسأله: سلولهای بنیادی مزانشیمی (MSCها) از اجزای سلولی مهم در ریزمحیط انواع مختلف سرطانها، ازجمله مالتیپل میلوما، هستند؛ بنابراین، به منظور کاربرد آنها در مطالعات شبیهسازی بیماریها و غربالگری دارویی، بهینهسازی شرایط کشت و مواجهه آنها با ترشحات مشتق از سلولهای سرطانی، به ایجاد شرایطی شبیهتر به ریزمحیط بیماری کمک میکند. به همین دلیل، در این مطالعه تلاش شد تا تأثیر ترشحات رده سلولی میلومایی U266 بر تکثیر و تمایز MSCهای مشتق از مغز استخوان ارزیابی گردد.
روشها: سلولهای رده U266 کشت، و محیط شرطی شده با آنها (U266-CM)، پس از دو روز کشت، جمعآوری و ذخیرهسازی شد. از آنجایی که محیط کشت پایه رده سلولی U266 با محیط کشت پایه MSCها متفاوت بود، ابتدا تأثیر تغییر محیط کشت از DMEM به RPMI، بر تکثیر و زندهمانی MSCها ارزیابی گردید. در مرحله بعد، اثر تیمار با U266-CM بر تکثیر، چرخه سلولی و تمایز MSCها به استئوبلاستها و سلولهای چربی بررسی شد.
یافتهها: تغییر محیط کشت از محیط کامل DMEM به محیط کامل RPMI بر میزان زندهمانی و تکثیر MSCها تأثیر گذاشت، بااینوجود، تا 48 ساعت، میزان زندهمانی و تکثیر سلولهای کشتشده در هر دو محیط کشت حفظ شد. به علاوه، تیمار با U266-CM سرعت تکثیر MSCها را کاهش داد و تمایز به رده استخوانی و تمایل چربیزایی آنها را حفظ نمود.
نتیجهگیری: نتایج ما نشان داد که محیط کشت شرطی شده مشتقشده از رده سلولی U266 بر میزان تکثیر و پتانسیل تمایز MSCها تأثیر میگذارد، و در نتیجه، اهمیت شبیهسازی شرایط کشت MSCها با ریزمحیط تومور را برجسته میکند.
بهینهسازی القای ریشه مویین و تولید کلونهای ریشه مویین با میزان بالای ویندولین و کاتارانتین در گیاه Catharanthus roseus از طریق تراریختی توسط Agrobacterium rhizogenes
دوره 14، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 264-276
https://doi.org/10.61186/JCT.14.3.564
وجیهه کاردوست پاریزی، محسن محمودنیا میمند
چکیده هدف: هدف از این تحقیق بررسی اثر عوامل تاثیرگذار بر القای ریشه مویین و بررسی میزان تولید آلکالوئیدهای ایندولی در ریشههای مویین تولید شده در اثر تلقیح گیاه پروانش با Agrobacterium rhizogenes بود.
مواد و روشها: از گیاهچه استریل پروانش جهت تهیه ریزنمونه استفاده شد. اثر نوع محیط کشت، ریزنمونه، سویه باکتری و ژنوتیپ گیاه بر میزان القای ریشه مویین بررسی شد. میزان آلکالوئیدهای ایندولی با استفاده از دستگاه HPLC اندازهگیری شد. ماهیت تراریختگی ریشههای مویین با استفاده از روش PCR و پرایمرهای اختصاصی تایید گردید.
نتایج: سویه A4 بهعنوان بهترین سویه A. rhizogenes جهت القای ریشه مویین و محیط کشت MS بهعنوان بهترین محیط کشت برای توسعه و استقرار کشت ریشه مویین در ژنوتیپ سفید پروانش تعیین شدند. نتایج حاصل از تکثیر اختصاصی ژنهای rolB و virD نشان دهنده ماهیت تراریختی ریشههای مویین بود. بهطور کلی مقدار ویندولین و کاتارانتین ریشههای مویین بیشتر از ریشه معمولی و اندام هوایی گیاه پروانش بـود. از طرفـی، مقـدار این آلکالوئیـدها در اندام هوایی گیاه از ریشه معمولی بـالاتر بـود.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد با ورود ژنهای rol از باکتری به ژنوم گیاه و ایجاد ریشه مویین و در نتیجه تغییر در میزان تولید هورمونهای درونزا و پاسخهای سلول گیاهی به ورود ژنهای باکتری، میزان و پروفایل تولید متابولیتهای ثاتویه گیاه تغییر پیدا میکند و در نتیجه میتوان با گرینش کلونهایی با افزایش تولید آلکالوئیدهای مهم دارویی و بهینه سازی شرایط تولید انبوه متابولیتها در بیوراکتورها، به سمت تولید تجاری این ترکیبات از طریق کشت سلول و بافت گیاهی حرکت کرد.
تاثیر نسبتهای مختلف کندروسیت و سلولهای بنیادی مزانشیمی بر پتانسیل تمایز به غضروف در وزیکولهای خارج سلولی استخراج شده از همکشتی کندروسیت و سلولهای بنیادی مزانشیمی
دوره 13، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 268-284
https://doi.org/10.52547/JCT.13.4.268
مریم حسینزاده، سمانه حسینی، محمدرضا باغبان اسلامینژاد
چکیده هدف: عدم توانایی ترمیم خود بهخودی بافت غضروف بهدنبال ایجاد آسیب مفصلی، نیازمند یک رویکرد درمانی موثر است. اخیرا نقش وزیکولهای خارج سلولی (EV) در ارتباطات سلولی و ترمیم بافت از طریق تنظیم فرایندهای سلولی مورد توجه قرار گرفته است. هدف این مطالعه، مقایسه توانایی غضروفزایی EVهای مشتق از همکشتی کندروسیت/سلول بنیادی مزانشیمی با نسبتهای 1 به 2 و 1 به 4 در شرایط برونتنی است. مواد و روشها: در این راستا، سلولها جداسازی و مشخصهیابی شدند. محیطهای رویی سلولهای مورد نظر جمعآوری و EV با استفاده از دستگاه اولتراسانتریفیوژ استخراج شد. EVها از لحاظ اندازه، مورفولوژی و بیان مارکرهای سطحی بررسی شدند. توانایی تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمی به کندروسیت در حضور غلظتهای مختلف EVهای (۵۰، ۱۰۰ و۱۵۰ میکروگرمبرمیلیلیتر) در ۲۱ روز بررسی شد و بیان مارکرهای غضروفی با استفاده از qRT-PCR و مطالعات بافتی ارزیابی شد. نتایج: CHO/MSC-EV 1/2 و CHO/MSC-EV 1/4 کرویشکل و به ترتیب با اندازه ۱۵/۸ ±۶۶/۵۱ و ۰۳/۶ ±۱۱/۱۹ نانومتر بوده و مارکرهای سطحی ویژهی EVها شامل CD9 و CD81 در دو گروه بیان شد. افزایش بیان بالاتر مارکرهای ویژهی غضروفی بهویژه Col II وهمچنین ترشح آمینوگلیکان وپروتئوگلیکان در غلظتهای 100 و150 میکروگرم بر میلیلیتر CHO/MSC-EV 1/2 نسبت به CHO/MSC-EV 1/4مشاهده شد. نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه پتانسیل تمایز به غضروف EVها را بهویژه در وزیکولهای مشتق از CHO/MSC-EV 1/2 نشان داد. استفاده از EVها که توانایی غضروفزایی بالا دارند، بهدلیل عدم ایمنیزایی و خطر تومورزایی میتواند در ترمیم بافت غضروف، موفقیتآمیز باشد.
