فصلنامه
نوع مقاله: علمی - پژوهشی

ارتباط کاهش بیان ژن TINCR با اندازه تومور در بیماران مبتلا به سرطان پستان و متاستاز آن به ‌غدد لنفاوی

دوره 12، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 146-153

https://doi.org/10.52547/JCT.12.3.146

زینب شقاقی‌ترکداری، محمد خلج‌کندری، محمدعلی حسین‌ پورفیضی

چکیده هدف: این مطالعه با هدف ارزیابی سطح بیان TINCR در بافت‌های توموری و غیرتوموری مجاور 50 زن مبتلا به سرطان داکتال تهاجمی پستان انجام شد. ارتباط بیان TINCR و خصوصیات بالینی بیماران نیز مورد مطالعه قرار گرفته است.
مواد و روش‏ها: RNA تام از بافت توموری و غیرتوموری مجاور بیماران مبتلا به سرطان پستان با استفاده از محلول RNX-Plus جدا شد. سپس، از معرف Prime Script TM RT برای تبدیل RNA تام به cDNA استفاده شد. سطح بیان  TINCRتوسط qRT-PCR کمی شده و نتایج با آزمون تی زوجی تجزیه و تحلیل شد. علاوه‌براین، برای ارزیابی قدرت بیومارکری  TINCRاز تحلیل منحنی ROC  در بافت‌های توموری سرطان پستان استفاده شد.
نتایج: کاهش سطح TINCR در بافت توموری بیماران مبتلا به سرطان پستان در مقایسه با بافت غیرتوموری مجاور به‌دست آمد (001/0p<). میزان بیان TINCR با اندازه تومور و متاستاز غدد لنفاوی در بافت توموری سرطان پستان ارتباط منفی داشت.
نتیجه‏گیری: کاهش سطح بیان TINCR در بافت توموری بیماران مبتلا به سرطان پستان نشان می‌دهد که سطح بیان آن می‌تواند بافت توموری و غیرتوموری مجاور را از یک‌دیگر متمایز سازد. علاوه‌براین، TINCR دارای سطح بیان پایین‌تری در بیماران مبتلا به سرطان پستان با تومورهای بزرگ، متاستاز غدد لنفاوی و زیرگروه لومینال A و B دارد.
 

تاثیرعدم حضور هسته بر میزان آنزیم JNK از خانواده MAPK گلبول‫های قرمز و مقایسه آن با گلبول‫های سفید‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

دوره 15، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 146-154

https://doi.org/10.61186/JCT.15.2.146

نسیم کریم زاده شوشبلاغ، صابر نجاری، سپیده منصور کیایی، کمال الدین حمیدی

چکیده هدف: آنزیم‫های  MAPK، خانواده مهمی از پروتئین کینازها هستند که فسفوریلاسیون اسیدهای آمینه سرین، ترئونین و تیروزین را در آبشارهای کینازی اعضای خانواده و پروتئین‫های هدف در مسیرهای متابولیکی سلول‫ها را بر عهده داشته و در سلول‫های هسته‫دار از تک سلولی تا پرسلولی یافت می‫شوند. این آنزیم‫ها در تنظیم فرآیندهای مختلف سلول‫های یوکاریوت از جمله تکثیر سلولی، تمایز، بقا و آپوپتوزیس حضور داشته و در انواع مسیرهای پیام‫رسانی و بیان ژن هم نقش ایفا می‫کنند. در این تحقیق، میزان آنزیم JNK در سلول بدون هسته مانند گلبول‫های قرمز نسبت به میزان این آنزیم درگلبولهای سفید بررسی شد. مواد و روش ها:  گلبول‫های قرمز از خون تازه تهیه شد. و گلبول‫های سفید  از نوع تک هسته‫ای به‫کمک محلول جدا کننده فایکول  از خون جدا شده و  سوسپانسیون هر دو نوع سلول در محیط ایزوتونیک کلرور سدیم 9/0 درصد به‫طور مجزا فراهم  و بعد از شمارش تعداد آن‫ها توسط دستگاه سل کانتر به‫کمک امواج اولتراسوند لیز شدند و سپس میزان آنزیم JNK با استفاده از روش ایمونواسی ELISA در نمونه‫های لیز شده اندازه گیری شد. نتایج: با توجه به این‫که  تعداد گلبول‫های قرمز در نمونه خون، در واحد حجم، نسیت به  تعداد گلبول‫های سفید، 1000 برابر بیشتر بود، میزان آنزیم JNK در  گلبول‫های سفید به‫ازای هر سلول   ng/ml  2- 10× 72/1 و  در گلبول‫های قرمز به‫ازای هر سلول  ng/ml     6- 10 x 2/6   بدست آمد. با مقایسه میزان این آنزیم در هر گلبول سفید و مقایسه آن در هر گلبول قرمز،  میزان  آنزیم  JNK  در گلبول‫های سفید درحدود2770بار بیشتر ازگلبول قرمز بود. نتیجهگیری: آنزیم‫های خانواده MAPK در سلول‫های یوکاریوت از تک سلولی تا پرسلولی یافت می‫شوند گلبول‫های قرمز به‫دلیل از دست دادن هسته شان در مسیر رشد و تمایز خود از سلول‫های بنیادی مغز استخوان مسیرهایی مرتبط با آنزیم JNK را از دست داده‫اند در حالی‫که گلبول‫های سفید به‫دلیل حفظ هسته دارای میزان بالاتری از این آنزیم هستند. این یافته نشان دهنده نقش حضور هسته در پشتیبانی مسیر MAPK می‫باشد. 

ارزیابی اثرات siRNA بر سطح بیان ژن Snail1 و miR143 در سلول‫های متاستاتیک سرطان سینه‬‬‬‬‬

دوره 13، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 151-166

https://doi.org/10.52547/JCT/13.2.151

معصومه ستاری وند، رضا محمدزاده

چکیده هدف: در دهه‌های گذشته تلاش های زیادی با هدف جستجوی ابزارهای جدید جهت درمان سرطان صورت گرفته است. در این راستا، کشف، بررسی و کاربرد تکنیک‫های مرتبط با RNA های مداخله‌گر کوچک (siRNA) یکی از قابل توجه‌ترین پیشرفت‪ها در زمینه شناسایی و درمان سرطان  بوده است. RNA  مداخله گر کوچک که گاهی به‏‏عنوان RNA مداخله گر کوتاه یا RNA خاموش کننده نیز شناخته می‌شود، معمولا 21 جفت باز طول دارد و با تجزیه mRNA پس از رونویسی، با بیان ژن‌های خاص با توالی‌های نوکلئوتیدی مکمل تداخل می‌کند و از ترجمه جلوگیری می‌کند. مطالعات بسیاری نشان داده‌اند که siRNA ها بر تنظیم بیان برخی ژن‌ها که در سرطان‌ها نقش دارند تاثیرگذار می‌باشند. siRNA ها بر فاکتورهای رونویسی  Snailکه در تهاجم و متاستاز سلول‌های سرطانی و miR-143 که در پاتوژنز سرطان‌ها نقش مهمی دارند موثر هستند. miRNA‌ ها همراه با عوامل رونویسی می‌توانند مسیرهای بیولوژیکی دخیل در سرطان‌زایی را مختل ‌کنند. حال آنکه ، اثر دقیق ها siRNA بر بیان ژن‌های snail1 و miRNA-143 در سلول‌های سرطانی سینه کاملا روشن نیست. بر این اساس مطالعه حاضر به بررسی اثراتsiRNA  بر snail1 و miRNA-143  بر سلول‌های سرطان سینه پرداخته است.
مواد و روشها: در این تحقیق تجربی-آزمایشگاهی سلول‌های سرطانی سینه رده MDA-MB-468 انستیتو پاستور ایران خریداری شدند. سلول‌ها در محیط کشت RPMI-1640 حاوی 10% FBS کشت داده شدند. جهت تیمار سلول‌های سرطانی با siRNA  اختصاصی، کیت ژن  Snail1(Santacruz biotechnology California, USA) مورد استفاده قرار گرفت. سلول‌ها به دو گروه کنترل (عدم تیمار) و سلول‌های تیمار شده (ترانسفکت شده با siRNA) تقسیم‌بندی شدند. به‌منظور مشخص کردن زمان موثر، سلول ها تحت تاثیر دوز 60پیکومول  siRNA به‌مدت 24، 48 و 72 ساعت قرار گرفتند. پس از بررسی بیان ژن و به‌دست آمدن زمان موثر در ادامه به‌منظور به‌دست آوردن دوز موثر سلول‌ها با سه دوز 40، 60 و 80 پیکومول تیمار شدند. از ژن بتا اکتین به‌عنوان ژن کنترل داخلی استفاده شد. مورفولوژی سلول‌های متاستاتیک MDA-MB-468 با استفاده از میکروسکوپ نوری قبل و بعد از ترانسفکت ژن اختصاصی مورد بررسی قرار گرفتند. تکثیر سلول‌ها با رنگ آمیزی تریپان بلو بررسی شد. سطح بیان ژن snail1 و miR-143 توسط qRT-PCR ارزیابی شد. داده‌ها با استفاده از آزمون تی – تست تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: در این مطالعه در سلول‌های سرطانی سینه رده MDA-MB-468 سطح نسبی بیان ژن Snail1 در زمان موثر 48 ساعت و در مواجهه با دوز موثر 60 پیکومول دچار کاهش معنی‌داری شد (P <0.0001). اما ناک داون ژن Snail1 توسط siRNA اختصاصی در سلول‌های سرطانی رده  MDA-MB-468درمواجهه با دوز موثر60 پیکومول و زمان موثر 48 ساعت سبب افزایش سطح بیان نسبی ژن miR-143 در مقایسه با گروه کنترل شد (P <0.0001). همچنین میزان رشد سلول‌های سرطانی  MDA-MB-468با ناک داون ژن Snail1 کاهش پیدا کرد.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان دادند که ترانسفکت سلول‌های سرطان سینه رده                 MDA-MB-468 توسط siRNA اختصاصی با اثرات کاهشی و افزایشی که بر سطح بیان ژن Snail1 و ژن miR-143  داشته است می‌تواند به‌طور موفقیت آمیزی سبب کاهش تکثیر و تهاجم سلول‌های سرطان سینه می‌شود. 

تجزیه و تحلیل بیان ژن های PLZF و VASA و ارتباطات پروتئینی آن در سلول‫های بنیادی اسپرم ساز موش طی روند تمایز به اسپرم‬‬‬‬‬‬‬

دوره 14، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 153-165

https://doi.org/10.61186/JCT.14.2.153

محمد باباتبار درزی، فرخنده نعمتی، حسین عزیزی، عباسعلی دهپور جویباری

چکیده هدف: در این تحقیق، ما به بیان PLZF و VASA در لوله‌های اسپرم ساز و سلول‌های زایای in vivo و in vitro نگاه کردیم. مواد و روشها: جداسازی سلول های بنیادی اسپرماتوگونیال، ایمونوهیستوشیمی (IHC)، ایمونوسیتوشیمی (ICC) و واکنش زنجیره ای پلیمراز رونوشت معکوس Fluidigm (RT-PCR) برای تجزیه و تحلیل بیان PLZF و VASA در بافت بیضه موش استفاده شد. نتایج: در این مطالعه تجربی، در حالی‫که سلول‌های اسپرماتوگونیال تمایز نیافته به شدت PLZF را بیان می‌کنند، سایر سلول‌های زاینده واقع در لوله لوله اسپرم ساز برای این نشانگر منفی بودند. از سوی دیگر، سلول‌های زایا نزدیک غشای پایه لوله‫های اسپرم ساز بیان VASA را نشان دادند در حالی‫که سلول‌های زایای تمایز نیافته واقع در غشای پایه منفی بودند. تجزیه و تحلیل ICC بیانگر بیان بالاتر PLZF در سلول‫های تمایز نیافته جدا شده در مقایسه با سلول‫های زایای تمایز یافته بود. نتایج RT-PCR بلادرنگ Fluidigm بیان معنی‌داری (05/0<p) VASA را در سلول‌های بنیادی اسپرماتوگونیال در مقایسه با سلول‌های تمایز یافته نشان داد و همچنین بیان PLZF را در اسپرماتوگونی تمایز نیافته نشان داد. نتیجه‌گیری: این نتایج به وضوح نقش PLZF را به‌عنوان یک نشانگر اختصاصی برای سلول‌های بنیادی اسپرماتوگونیایی اثبات کرد و می‌تواند برای تحقیقات پیشرفته در مورد تمایز آزمایشگاهی SSCs به اسپرم‌های عملکردی مفید باشد.

اثر جنستئین بر تکثیر و تمایز سلول‌های بنیادی جدا شده از بافت چربی اسب ترکمن به سلول‏های استخوانی

دوره 11، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 154-166

https://doi.org/10.52547/JCT.11.2.154

فرنوش آزادی، مهدی خدایی‏ مطلق، عبدالله محمدی سنگ‌چشمه، احسان سیدجعفری

چکیده هدف: هدف از مطالعه‌ی حاضر بررسی اثر غلظت‌های مختلف جنستئین بر تکثیر و تمایز سلول‌های بنیادی مزانشیمی جدا شده از بافت چربی اسب ترکمن به سلول‌های استخوانی بود.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه، سلول­های مزانشیمی با غلظت‌های متفاوت 0، 8-10، 7-10، 6-10، 5-10 میکرومولار جنستئین و محیط تمایزی استخوان کشت داده شدند. در طول 21 روز، برای ارزیابی تکثیر و زنده‏مانی از آزمونMTT  و نقش غلظت­های مختلف جنستئین در تمایز استخوانی از آزمایش­های آلیزارین‏رد، سنجش آنزیم آلکالین فسفاتاز و میزان رسوب کلسیم استفاده شد. داده‌های حاصل در قالب آنالیز واریانس یک‏طرفه ANOVA تجزیه شدند.
نتایج: نتایج نشان داد که جنستئین اثر منفی بر روی زنده­مانی سلول‏های مورد آزمایش نداشت (05/0<p). تفاوت معنی­داری در فعالیت آنزیم الکالین فسفاتاز در روز ۲۱ در غلظت ۵-۱۰ و سایر گروه­ها مشاهده شد (05/0>p). میزان رسوبات کلسیمی در روزهای 14 و 21، بین غلظت بیشینه­ی جنستئین (5-10) و دیگر غلظت­ها دارای تفاوت معنی­داری بود (05/0>p). نتیجه‏گیری: نتایج نشان داد که افزودن جنستئین بر تمایز سلول­های بنیادی جدا شده از بافت چربی، باعث بهبود روند تمایز استخوانی بدون اثر سمیت می­شود.
 

تاثیر فاکتور رشد شبه انسولین (IGF-1) در حضور و عدم حضور سلول‌های بنیادی مزانشیمی مونولایر بر تکوین فولیکول‌ها ی تخمدانی موش سوری

دوره 12، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 154-164

https://doi.org/10.52547/JCT.12.3.154

علی محمدعینی، احمدعلی محمدپور، عباس پرهام

چکیده هدف: در این مطالعه تجربی تکوین فولیکول‌های تخمدانی با استفاده از فاکتور رشد شبه ‌انسولینی و سلول‌های بنیادی مزانشیمی مورد مطالعه قرار گرفته است.
مواد و روش‏ها: سلول‌های بنیادی مزانشیمی از مغز استخوان ران 20 سر موش سوری استخراج و تعداد 100 جفت تخمدان موش سوری به‌مدت هفت روز با هم‌کشتی فاکتور رشد شبه انسولین (IGF-1) در غلظت‌های مختلف (0، 1، 5 و 10 میکروگرم)، در حضور و عدم حضور سلول‌های بنیادی مزانشیمی کشت شدند سپس بررسی و شمارش انواع فولیکول‌های تخمدانی با رنگ‌آمیزی‌های هماتوکسیلین- ائوزین، ماسون‌تری‌کروم و پاس انجام شد. تجزیه و تحلیل آماری  با استفاده از نرم افزارSPSS  و آزمون  Tجفت شده با 05/0 p<صورت گرفت.
نتایج: در مقایسه فولیکول‌های تخمدانی گروه کنترل و گروه‌های مورد آزمایش در اغلب گروه‌ها تفاوت معنی‌داری مشاهده شد به‌طوری‌که این تفاوت در تعداد فولیکول‌های پری‌آنترال گروه تیمار هم‌کشتی غلطت‌های 5 و 10 میکروگرم بر میلی‌لیتر نسبت به گروه کنترل مشهودتر بود و تعداد فولیکول‌ها  در گروه کنترل از 03/1±25/1 به‌ترتیب به 71/2±75/13و 28/1±75/10 در غلظت‌های 5 و 10 میکروگرم رسیده بود. لایههای تکا و گرانولوزا در گروه کنترل و تحت تیمار تفاوت معنیداری را نشان ندادند.
نتیجه‏گیری: این روش در رشد و تکوین فولیکولهای بالغ موثر می‌باشد و هم‌‌چنین میزان آپوپتوزیس سلولی را به‌حداقل می‌رساند. بدیهی است استفاده از کشت بافت تخمدان و متعاقب آن به‌دست آوردن تخمک‌های با کیفیت، بسیاری از مشکلات نازایی و ژنتیکی را در آینده برطرف خواهد کرد.
 

نقش میکروگلیاها در اثرات استرس بر یادگیری و حافظه

دوره 15، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 155-175

https://doi.org/10.61186/JCT.15.2.155

فرزانه نظری سرنجه، سعید محسنی ‏پور، زینب بابکی، زهرا قاسم ‏زاده

چکیده هدف از مقاله حاضر، ارائه یک مرور کلی از نقش میکروگلیاها در انعطاف‏پذیری سیناپسی و یادگیری و حافظه و امکان استفاده از هدف قراردادن میکروگلیاها به‫عنوان یک روش درمانی برای بهبود نقایص شناختی مرتبط با شرایط استرس‏زا است.  این مطالعه مروری با استفاده از بررسی سایت‏های مختلف علمی و پژوهشی و بدون محدودیت زمانی انجام گرفته است. میکروگلیا به‫عنوان یک تنظیم کننده کلیدی عمل‫کرد عصبی دارای گیرنده‏های NE و گلوکوکورتیکوئیدی است که نشان‫دهنده نقش حیاتی این سلول‏های مغزی در تعدیل اثرات استرس است. در پاسخ به آسیب مغزی یا التهاب عصبی، تعداد میکروگلیاها افزایش یافته و فعال می‏شوند. میکروگلیاهای فعال شده به‫محل التهاب مهاجرت و مولکول‫های متعددی مانند سیتوکین‏ها، کموکاین‏ها و گونه‏های اکسیژن واکنشی را ترشح می‏کنند. این مولکول‏ها بر روی شکل‏پذیری سیناپسی و یادگیری و حافظه در شرایط مختلف اثر می‫گذارند. میکروگلیاها به استرس و هورمون‫های استرس بسیار حساس هستند. بررسی اثر استرس حاد و استرس مزمن بر تغییرات در بیان ژن مرتبط با میکروگلیاها نشان می‏دهد که استرس بیان ژنی در میکروگلیاها از جمله سیتوکین‫ها را تحت تاثیر قرار می‏دهد. تغییرات میکروگلیا در اثر عوامل استرس زا ممکن است سیناپس ها را تحت تاثیر قرار دهد و در نتیجه باعث اختلال در یادگیری و حافظه شود. استرس طولانی مدت ممکن است مکانیسم‏های سیناپسی را از طریق تغییرات در میکروگلیاها تغییر دهد. بنابراین در سال‌های آینده، میکروگلیا ممکن است به یک هدف سلولی برای جلوگیری از اختلالات حافظه مرتبط با استرس تبدیل شود.

بررسی تاثیر هم افزایی صدمات کروموزومی ناشی از تیمار هم‫زمان وین بلاستین و آرسنیک بر رده سلولی HDF با استفاده از آزمون میکرونوکلئوس در سلول‫های دو هسته‫ای‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

دوره 16، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 156-169

https://doi.org/10.61882/JCT.16.2.156

خدیجه عبدی ولمی، فرهنگ حداد، مریم مقدم متین

چکیده هدف: آرسنیک یکی از فلزات سنگین موجود در محیط زندگی انسان است که تاثیرات خطرناک آن بر سلامت کروموزوم‫ها و همچنین القای سرطان مدت‫هاست که اثبات شده است. عمده صدمات آرسنیک به‫شکل شکستگی‫های کروموزومی می‫باشد. این صدمات ناشی از توان این فلز سنگین در ایجاد رادیکال‫های آزاد و به‫دنیال آن واکنش آن‫ها با مولکول DNA، است. به‫دلیل ارتباط نزدیک بین ناپایداری‫های تعدادی کروموزومی و سرطان، این سوال مطرح است که آیا القای سرطان توسط آرسنیک می‫تواند از طریق القای این نوع ناهنجاری‫ها نیز باشد؟ مواد و روش‏ها: در این مطالعه تاثیر کروموزومی هم‫زمان سه غلظت 100، 200 و 300 ng/ml از آرسنیک به‫همراه سه غلظت 75/0، 1 و 2 ng/ml از وین بلاستین، یک آنیوژن شناخته شده، بر القای صدمات کروموزومی در رده سلولی HDF با استفاده از آزمون میکرونوکلئوس در سلول‫های دو هسته‫ای مورد بررسی قرار گرفت.  نتایج: تیمار با آرسنیک ضمن کاهش قدرت زیستایی سلول، باعث ایجاد صدمات کروموزومی شد. همچنین تیمار هم‫زمان با وین بلاستین میزان صدمات کروموزومی را به شکل معنی‫داری بین حدود سه تا هفت برابر در مقایسه با تیمار با وین بلاستین به‫تنهایی، افزایش داد. نتیجه‏گیری: نتایج بیانگر این است که تیمار با آرسنیک زمینه مناسب ایجاد اختلالات کروموزومی القایی با وین بلاستین را فراهم می‫نماید. این تاثیر ممکن است از طریق تداخل مستقیم آرسنیک با مکانیسم‫های کنترل صحت تقسیم سلولی بوده یا با ایجاد جهش در ژن‫های دخیل در این فرآیندها باشد.

تاثیر سطوح مختلف ویتامین C در رقیق‌کننده منی بر فراسنجه‌های کیفی اسپرم بز نجدی بعد از انجماد و یخ‌گشایی

دوره 12، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 165-175

https://doi.org/10.52547/JCT.12.3.165

مرتضی ممویی، لیلا پاک‌نهاد، جمال فیاضی، حمیدرضا ایزدنیا، امین کاظمی‌زاده

چکیده هدف: هدف این پژوهش، مقایسه اثر افزودن سطوح مختلف ویتامین C (صفر، 5/1، 3، 5/4 و 6 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر) در رقیق‌کننده منی بر شاخص‌های کیفی اسپرم بز نجدی پس از انجماد-یخ‌گشایی‌ بود.
مواد و روش‏ها: نمونه‌های منی توسط دستگاه الکتروجاکولیتور از 4 راس بز نر با متوسط وزن 5±50 کیلوگرم، هفته‌ای دوبار جمع‌آوری شد. نمونه‌های اسپرم بعد از انجماد-یخ‌‍‌‌گشایی ازنظر تحرک باکمک سامانه آنالیز رایانه‌ای اسپرم (CASA)، درصد اسپرم‌های زنده و ناهنجار، سلامت غشا و ظرفیت آنتی‌اکسیدانتی نیز بعد از انجماد-یخ‌گشایی اندازه‌گیری شدند.
نتایج: نتایج حاصل از این آزمایش نشان داد که رقیق­کننده‌ی اسپرم بز حاوی سطوح 3 و 5/4 میلی‌گرم ویتامین C در مقایسه با گروه شاهد موجب بهبود تحرک کل، تحرک پیش‌رونده و درصد اسپرم‌های زنده شد (05/0>p). در سلامت غشای اسپرم سطح 3 میلی‌گرم ویتامین C تفاوت معنی‌داری با شاهد و سطح 5/1 میلی‌گرم ویتامین C داشت (05/0>p)؛ اما با سطوح 5/4 و 6 میلی‌گرم ویتامین C اختلاف معنی‌داری نداشت. درصد اسپرم‌های ناهنجار تحت تاثیر سطوح مختلف ویتامین C قرار نگرفت (05/0<p). ظرفیت آنتی‌اکسیدانتی اسپرم در سطوح 5/4 و 6 میلی‌گرم ویتامین C، بیش‌ترین مقدار را به‌خود اختصاص داد و تفاوت معنی‌داری نسبت به‌ شاهد داشتند (05/0>p).
نتیجه‏گیری: مطابق با نتایج این پژوهش افزودن سطوح 3 و 5/4 میلی‌گرم ویتامین C به ‌رقیق‌کننده تریس بعد از انجماد اسپرم بز نجدی باعث بهبود فراسنجه‌های کیفی و ظرفیت آنتی‌اکسیدانتی  اسپرم می‌شود.
 
 

فعالیت گیرنده کلسیتونین (Calcitonin receptor) در سلول‫های HEK-293T باعث افزایش بیان ژن‫های هدف پروتئین -Catenin می‫شود

دوره 14، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 166-179

https://doi.org/10.61186/JCT.14.3.166

حدیثه آزادمنش، سید محمود عرب نجفی

چکیده هدف: پروتئین b-Catenin در سلول‫های حیوانی حداقل دارای دو عمل ویژه است. این پروتئین از یک طرف نقش مهمی در تشکیل و پایداری اتصالات سلول به سلول خصوصا در بافت‫های پوششی (اپی‫تلیال) دارد و از طرف دیگر به‫عنوان عضوی از مسیر پیام رسانی متعارف Wnt در کنترل بیان عده ای از ژن‫های مهم سلولی عمل می‫کند. مسیرهای پیام رسانی از طریق پروتئین‫های G سه زیرواحدی (trimeric G proteins) در تنظیم فعالیت پروتئین b-Catenin نقش مهمی دارند. گیرنده هورمون کلسیتونین (calcitonin receptor) یکی از این گیرنده‫ها است و در این پژوهش اثر بیان و فعالیت این گیرنده بر عملکرد ژنتیکی پروتئین b-Catenin مورد مطالعه قرار گرفته است. مواد و روشها: در این مطالعه از آزمایشات کشت سلو‫ل‫های HEK-293T و ترنسفکشن آنها با روش فسفات کلسیم استفاده شد. اندازه گیری بیان ژنتیکی در سطح رونویسی توسط روش های Reverse Transcriptase-PCR کمی و real-time PCR انجام گردید. از ژن لوسیفراز تحت کنترل نواحی قابل شناسایی پروتئین b-Catenin به‫عنوان ژن گزارش‫گر و ژن های c-MYC، FGF20 و CCND1 به عنوان ژن‫های سلولی مورد هدف پروتئین b-Catenin استفاده شد. نتایج: نتایج این مطالعه نشان دادند  که بیان گیرنده کلسیتونین در سلو‫ل‫های HEK-293T و نیز در معرض قرار دادن این سلو‫ل‫ها با هورمون کلسیتونین باعث افزایش بیان ژن گزارشگر لوسیفراز و نیز ژن های انتخابی بومی سلول که تحت کنترل پروتئین b-Catenin هستند می‫شود. نتیجه گیری: با توجه به نقش انکوژنیک b-Catenin در بسیاری از سرطان‫های انسانی می‫توان گیرنده کلسیتونین و مسیر پیام‫رسانی وابسته به آن را در مطالعات کلینیکی در نظر داشت. 

اثر میدان‏های الکترومغناطیس فرکانس پایین بر فعالیت حرکتی و هیستومورفومتری ناحیه حرکتی قشر پیشانی مغز در موش صحرایی نر بالغ

دوره 11، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 167-177

https://doi.org/10.52547/JCT.11.3.167

مهدی نظری، محمود مفید، سید همایون صدرایی، غلامرضا کاکا

چکیده هدف: اثر امواج الکترومغناطیسی فرکانس پایین بر فعالیت حرکتی و بافت ناحیه حرکتی مغز در موش صحرایی بررسی شد.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه تجربی، 20 سر موش صحرایی به‏صورت تصادفی به‏چهار گروه تقسیم شدند. گروه اول کنترل، گروه دوم امواج MHz900، گروه سوم امواج MHz 1800 و گروه چهارم امواج MHz 2450، به‏ترتیب با شدت 1، 2 و 20 وات بر کیلوگرم، به‏مدت یک ماه و روزانه 4 ساعت دریافت کردند. در بررسی رفتاری از آزمون زمینه باز و در بررسی هیستومورفومتری اندازه‏گیری ضخامت ناحیه حرکتی قشر پیشانی و شمارش تعداد سلول‏های لایه هرمی داخلی مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج: امواج الکترومغناطیسی فرکانس پایین باعث کاهش معنی‏دار میانگین مسافت طی شده و زمان سپری شده در ناحیه مرکزی آزمون زمینه باز درگروه‏های تجربی، نسبت به گروه کنترل شد (05/0p˂). هم‏چنین، در گروه‏های تجربی نسبت به گروه کنترل  تعداد نورون‏های لایه هرمی داخلی و ضخامت قشرناحیه حرکتی لوب پیشانی مغز کاهش معنی‏دار نشان داد (05/0p˂).
نتیجه‏گیری: امواج الکترومغناطیسی فرکانس پایین باعث افزایش اضطراب وکاهش فعالیت حرکتی در آزمون‏های رفتاری و تغییرات هیستومورفومتری قشر پیشانی گروه‏های تجربی شد.
 

بررسی اثر عصاره هیدروالکلی هلیله سیاه روی بقا و القای آپوپتوزیس در سلول‌های سرطانی کولورکتال کشت شده بر داربست نانوفیبر PCL/Gelatin

دوره 16، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 170-184

https://doi.org/10.61882/JCT.16.2.170

علی بهنود، طیبه محمدی، مهرداد پویانمهر

چکیده هدف: هلیله سیاه  گیاهی با خاصیت ضد سرطانی است.  هدف از این مطالعه، برررسی اثر عصاره آن روی سلول­های سرطانی در محیط کشت دو بعدی و سه­بعدی است. مواد و روش­ها: عصاره هیدروالکلی هلیله سیاه با غلظت­های 0، 10، 100، 200 و 500 میکروگرم در میلی­لیتر  تهیه و اثر آن بر سلول‌های سرطانی روده بزرگ با روش کشت مرسوم (محیط کشت دوبعدی) و کشت بر داربست نانوفیبر PCL/Gelatin (محیط کشت سه بعدی) با کمک آزمون سنجش بقای سلولی (MTT) بعد از 24 ساعت تیمار بررسی شد. همچنین برای تعیین نوع مرگ سلولی تحت اثر عصاره، رنگ آمیزی­ آکریدین اورنج/اتیدیوم بروماید انجام شد. نتایج: عصاره در هر دو محیط کشت باعث مهار تکثیر سلول­ها شد. غلظت IC50 عصاره در محیط کشت دو بعدی 500 میکروگرم در میلی­لیتر و در محیط کشت سه بعدی، 200 میکروگرم در میلی­لیتر تعیین شد. عصاره باعث مرگ سلولی شد که بر اساس تغییرات مورفولوژیک سلول، آپوپتوزیس تشخیص داده شد. نتیجه­گیری: عصاره هیدروالکلی هلیله سیاه توانست روی سلول­های سرطانی به‫صورت وابسته به غلظت اثر کشندگی داشته باشد و این اثر در شرایط کشت سه بعدی با استفاده از داربست نانوفیبر بیشتر از شرایط کشت دو بعدی مرسوم بود. کشت سلول­های سرطانی روی داربست نانوفیبری می­تواند مدلی مناسب برای بررسی تاثیر عوامل ضد سرطان روی سلول­ها در شرایطی شبیه درون بدن فراهم ­کند.

تاثیرات استرس دمایی بر ترمیم بافتی بازوی ستاره شکننده Ophiocoma scolopendrina (Lamarck, 1816)

دوره 12، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 176-188

https://doi.org/10.52547/JCT.12.3.176

نسیم نوروزی، نرگس امراللهی بیوکی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تاثیرات استرس دمایی بر روند بازسازی بازوی ستاره­ی شکننده Ophiocoma scolopendrina و مقایسه­ی آن با روند بازسازی در دمای طبیعی بود.
مواد و روش‏ها: در این پژوهش، ستاره­های شکننده O. scolopendrina جمع آوری شده از جزیره قشم به‌کمک محلول 5/3 درصد MgCl2.6(H2O)  بی­حس شدند و دو بازو از هر نمونه ستاره قطع شد. نمونه­ها به 6 دسته تقسیم شدند: سه آکواریوم برای نمونه­های شاهد (دمای 25 درجه سانتی­گراد) و سه آکواریوم برای نمونه­های تیمار استرس دمایی (دمای 32 درجه سانتی­گراد). سپس مجددا در بازه­های زمانی 24 و 72 ساعت، 14 و 21 روز پس از نخستین برش بازو، نمونه­گیری انجام شد. نمونه­ها پس از فیکس و دکلسیفای شدن، رنگ­آمیزی و توسط میکروسکوپ نوری بررسی شدند.
نتایج: بررسی­های بافتی روند بازسازی در نمونه­های تیمار استرس دمایی نشان داد که سرعت بازسازی در آن­ها تا روز چهاردهم، بیش‌تر از نمونه­های شاهد می­باشد اما ازاین بازه زمانی به‌بعد تحمل دما خارج از توان آن­ها بود و منجر به آتوتومی و تخریب دیسک این ستاره­های شکننده شد. ازطرفی یکی از نتایج جالب، آن بود که ستاره­های شکننده­ی تحت استرس دمایی، بازوی مینیاتوری خود را در زیر اپیدرم پوشاننده­ی محل جراحت بازسازی کردند که شاید مکانیسمی برای حفاظت از بازوی بازسازی شده ظریف و حساس این گونه بوده باشد.
نتیجه‏گیری: نمونه­های تیمار استرس دمایی، به‌علت افزایش سرعت متابولیسمی، سرعت بیش‌تری در فرآیندهای ترمیم و بازسازی از خود نشان دادند اما با طولانی شدن بازه زمانی، ستاره­ها دچار اتوتومی شده و از بین رفتند.
 

اثرات بلند مدت نانوپلاستیک‌های پلی‌اتیلن ترفتالات در بافت قلب در موش‌های صحرایی نر نژاد ویستار

دوره 15، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 176-189

https://doi.org/10.61186/JCT.15.2.176

میلاد بابایی، سید سپهر ارومیهء، کیانوش کرمی، اکرم رنجبر

چکیده هدف: با رها کردن پلاستیک‌های یکبار مصرف در محیط زیست، این پلاستیک‌ها فرسوده شده و در اثر عوامل مختلف در اندازه‫های کوچک‫تر می‌شکنند و تحت عنوان میکرو و نانوپلاستیک‌ها وارد اکوسیستم آبی و خاکی شده و ممکن است توسط موجودات آبزی بلعیده شوند و در بدن آن‌ها تجمع یابند. همچنین می‌توانند توسط ریشه‌ی گیاهان جذب شوند و وارد زنجیره غذایی ما انسان‫ها شوند. در نتیجه بررسی اثرات سمی آن‫ها در بافت‫های حیاتی از قبیل بافت قلب مهم به‫نظر می‫رسد. مواد و روش‌ها: در این پژوهش تجربی 12 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با سن  4 هفته ای (250 گرم) به‫طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. حیوانات گروه آزمایش به‫مدت 90 روز و روزانه ppm 200 نانوپلاستیک‌های پلی‌اتیلن ترفتالات به‫صورت گاواژ دریافت کردند و به‫شکل هم‫زمان گروه کنترل نیز محلول نمکی بافر فسفات  (pH=7.4) دریافت کردند. بعد از این مدت موش‫ها بی‫هوش شدند و پس از جداسازی سرم، سطوح لاکتات دهیدروژناز و کراتین کیناز سنجیده شد. میزان پراکسیداسیون لیپیدی، ظرفیت آنتی اکسیدانتی کل و فعالیت آنزیم کاتالاز نیز در بافت قلب سنجیده شد، نتایج با گروه کنترل مقایسه شد. مطالعات آسیب شناسی بافتی نیز با میکروسکوپ نوری بررسی شد. نتایج: نتایج نشان داد نانوپلاستیک‌های پلی‌اتیلن ترفتالات باعث افایش معنی‫داری در سطوح لاکتات دهیدروژناز و کراتین‌کیناز می‌شوند. همچنین افزایش پراکسیداسیون لیپیدی، کاهش ظرفیت آنتی‫اکسیدانتی کل و کاهش فعالیت کاتالاز در بافت قلب حیوانات گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل مشاهده شد. در مطالعات بافت شناسی، ادم بین عضلانی و انحطاط میوفیبریل ها در گروهی که نانوپلاستیک دریافت کرده بودند مشهود بود. نتیجه گیری: به‫نظر می رسد نانوپلاستیک‌های پلی‌اتیلن ترفتالات در بلند مدت توانایی آسیب زدن به بافت قلب را دارند.

بررسی ارتباط بیان ژن آنتی اکسیدانتی NRF2 و کیفیت اسپرم در مردان نابارور آستنوتراتوزواسپرمی

دوره 11، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 178-187

https://doi.org/10.52547/JCT.11.3.178

راحیل جنتی فر، لیلا ناصرپور، سیده سعیده صحرایی، حمید پیروزمنش

چکیده هدف: هدف این مطالعه، بررسی ارتباط بیان ژن آنتی اکسیدانتی فاکتور هسته­ای اریتروئید 2 مرتبط با فاکتور 2 ((NRF2 و کیفیت اسپرم در مردان نابارور آستنوتراتوزو اسپرمی می­باشد.
مواد و روش‏ها: این مطالعه در مرکز درمان ناباروری جهاد دانشگاهی قم، ایران انجام شد. در این مطالعه 50 فرد نابارور آستنوتر اتوزواسپرمی و 50 فرد بارور به‏عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. پارامترهای اسپرمی مطابقWHO  (2010) مورد بررسی قرار گرفت. قطعه قطعه شدن  DNA  اسپرم، بیان ژن NRF2 و سطح آنزیم­های آنتی اکسیدانتی به‏ترتیب با کیتTUNEL ، Real Time PCR  و ELISA بررسی شد. سطح معنی­داری به‏صورت 05/0>p در نظر گرفته شد.
نتایج: نتایج نشان داد که سطح بیان ژن NRF2 در بیماران آستنوتراتوزو اسپرمی نسبت به گروه بارور کمتر بود (05/0p <).کیفیت پارامترهای اسپرمی و سطح آنزیم­های آنتی اکسیدانتی نیز نسبت به گروه بارور پایین­تر بود (05/0>p). ارتباط معنی­داری بین بیان ژن NRF2، پارامترهای اسپرم و سطح آنزیم‏­های آنتی اکسیدانتی مشاهده شد (05/0>p).
نتیجه‏گیری: یافته­های ما نشان داد که میزان بیان ژن NRF2 در مردان آستنوتراتوز اسپرمی با پارامترهای اسپرم ارتباط معنی­داری دارد. این نشان می­دهد که NRF2 برای اسپرماتوژنز مهم است و می­تواند به‏عنوان یک نشانگر مفید در تشخیص ناباروری مردان باشد.
 

فوق‌بیان ژن گلوتامات سمی‌آلدهیدآمینوترانسفراز گیاه یونجه در گیاه تنباکو و تحلیل نتایج فیزیولوژیک آن

دوره 14، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 180-202

https://doi.org/10.61186/JCT.14.1.180

مریم قاسم زاده، حمزه امیری، مهدی خزاعی، احمد اسماعیلی

چکیده هدف: مسیر بیوسنتز کلروفیل یکی از اهداف مهم ایجاد تغییرات ژنتیکی به‫منظور تغییر سرعت فتوسنتز و رشد گیاهان برای تامین افزایش تقاضای غذا در جمعیت رو به رشد جهان است. در این مطالعه تاثیر فوق بیان ژن GSA یکی از ژن‌های مسیر بیوسنتز کلروفیل بر شرایط فیزیولوژیکی گیاه تنباکو مورد بررسی قرار گرفت. 5-آمینولوولینیک اسید (ALA) محصول ژن GSA است. ALA پیش‌ساز ساخت تتراپیرول‌ها است. این ترکیب نقش بسیار مهمی در سلول‌های زنده دارد مثلا به‫عنوان رنگدانه‌ها، گیرنده نور (فیتوکروم)، گروه پروستاتیک بسیاری از پروتئین‌ها (مثل سیتوکروم‌ها، هموگلوبین، میوگلوبین و لگ هموگلوبین) و آنزیم‌ها (مثل کاتالاز، آسکوربات، پراکسیداز و غیره) نقش دارند. امروزه ALA به‫دلیل استفاده گسترده از آن در کشاورزی، جنگلداری و داروسازی مورد توجه زیادی قرار گرفته است. ALA در غلظت‌های پایین فتوسنتز، رشد و نمو، عملکرد و بهره‌وری را افزایش می‌دهد. همچنین ظاهر، رنگ میوه ، کیفیت و طعم محصولات را در گیاهان تیمار شده در شرایط عادی و استرس‌زا افزایش می‌دهد. ALA همچنین ویژگی‌های آنتی اکسیدانی، جذب مواد مغذی، راندمان مصرف آب و تعادل اسمزی را در گیاهان بهبود می‌بخشد. مواد و روش‌‌ها: در این تحقیق با توجه به مطالعات بیوانفورماتیکی cDNA ژن MsGSA گیاه یونجه رقم اصفهانی برای انتقال به گیاه تنباکو رقم Xanthi انتخاب گردید. از ناقل بیانی دوگانه گیاهی ‏pBI121‎‏ که دارای ژن مقاومت آنتی‌بیوتیک کانامایسین برای انتخاب در باکتری‌ها و گیاهان، محل‌های برش برای آنزیم‌های SacI و BamHI، پروموتر CaMV35S (پرموتور ویروس موزاییک گل کلم)، توالی خاتمه دهنده­ی نسخه‌برداری nos و ژن گزارشگر β-گلوکورونیداز (GUS) استفاده شد. پس از ساخت سازه ژنی
 pBI121-GSA و تایید انتقال سازه با استفاده از سه روش کلون PCR، هضم آنزیمی و ترادف‌یابی سازه مربوطه به اگروباکتریوم تومفسینس سویه  LB4404انتقال داده شد. با استفاده از اگروباکتریوم واجد سازه ژنی، ژن مربوطه به ژنوم گیاه تنباکو منتقل و گیاهان تراریخته روی محیط گزینشی انتخاب شدند و وجود ژن با انجام PCR در گیاهان باززایی شده تایید شد. جوانه‌های تراریخته ریشه‌دار شده به خاک منتقل شدند. میزان بیان ژن GSA در گیاهان تراریخته حاصل با RT-PCR مورد ارزیابی قرار گرفت و میزان رشد و محتوای بیوشیمیایی آن‌ها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: نتایج نشان داد که رشد گیاهان تراریخته به‫صورت معنی‌داری بسته به میزان بیان ژن GSA افزایش یافت همچنین محتوای ALA (آمینولوولینیک اسید)، کلروفیل a، b و کلروفیل کل که محصول بیان ژن مربوطه می‌باشد. همچنین نتایج نشان می‌دهد که محتوای آنتوسیانین‌ها، فلاونوئیدها و ترکیبات فنل گیاهان تراریخته متناسب با میزان افزایش بیان ژن GSA به‫طور معنی‌داری نسبت به گیاهان تیپ وحشی افزایش پیدا کرده است.
نتیجه‌گیری: افزایش میزان رشد، محتوای کلروفیل a،b ، کلروفیل کل،  ALA، آنتوسیانین، فلاونوئیدها و فنل گیاهان تراریخته متناسب با میزان افزایش بیان ژن GSA است و این بیانگر افزایش توان رشدی و افزایش پتانسیل مقاومت در گیاهان تراریخته تحت تاثیر ژن انتقالی GSA و افزایش محتوایALA  است

اثر پیش‌برنده آپوپتوزیس آگرین‫بی (Augerin B) در رده سلولی سرطان کولورکتال HT29‬‬‬‬‬‬‬

دوره 16، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 185-199

https://doi.org/10.61882/JCT.16.2.185

الهه امینی، ابوالفضل شاکری، آذر شیخ الاسلامی

چکیده هدف: در سال­های اخیر فراورده­های طبیعی اثرات ضد سرطان ارزشمندی ارائه کرده‫اند. جهت درک مکانیسم مولکولی اثر آگرین‫بی (Aguerin B) در سرطان کولورکتال، هدف این پژوهش بررسی نوع مرگ سلولی القا شده توسط آگرین‫بی و بیان فاکتور سرکوب‫گر تومور p53  در سلول‫های سرطان کلورکتال HT29 است. مواد و روش‏ها: سلول‫های سرطان کلورکتال در محیط کشت DMEM غنی شده با 10 درصد سرم جنین گاوی و 1 درصد آنتی بیوتیک پنی سیلین-استرپتومایسین درون پلیت 96 خانه کشت شد. پس از گذشت 24 ساعت، سلول‫ها توسط آگرین‫بی (غلظت‫های 1 تا 8 میکروگرم بر میلی‫لیتر) به‫مدت 24 و 48 ساعت تیمار شدند. آزمون MTT جهت ارزیابی بقای سلول‫ها، رنگ‫آمیزی اکریدین-اورنج-پروپودیوم-یداید، کیت کاسپاز 3، 9 و کیت DCF-DA جهت تعیین نوع مرگ سلولی القا شده توسط آگرین‫بی و از qRT-PCR جهت ارزیابی بیان p53  در سطح رونویسی استفاده شد. نتایج: یافته­ها نشان داد آگرین‫بی به‫صورت وابسته به دوز و زمان موجب القای اثرات سیتوتوکسیک در سلول‫های سرطان کولورکتال می‫شود. غلظت 6/4 میکروگرم بر میلی­لیتر به‫عنوان غلظت میانه مهاری (IC50) مشخص شد. رنگ آمیزی اکریدین-اورنج-پروپودیوم-یداید نشان­دهنده القای آپوپتوزیس تحت تیمار با غلظت میانه مهاری آگرین‫بی بود. افزایش فعالیت کاسپاز 3 و 9 و افزایش میزان ROS، نشان‫دهنده القای آپوپتوزیس از طریق مسیر میتوکندری تحت تیمار با آگرین‫بی بود. به‫علاوه، افزایش بیان p53  نشان‫دهنده اثر سرکوب­گر تومور تحت تیمار با آگرین‫بی بود. نتیجه‏گیری: با توجه به اعمال سمیت موثر و اثر القاکننده آپوپتوزیس، آگرین‫بی به‫عنوان یک ترکیب موثر در مهار سلول‫های سرطان کولورکتال انسانی HT29 در مطالعات پیش بالینی و بالینی پیشنهاد می­شود. 

مطالعه اثر نانوذرات دی‌اکسید تیتانیوم بر ویژگی‌های فیزیولوژیکی و تشریحی گیاه گل‮ناز یخی ‬‬‬‬‬‬ (Aptenia cordifolia)

دوره 11، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 188-203

https://doi.org/10.52547/JCT.11.3.203

لاله احمدی، مریم کلاهی، هانیه محجل شجاء، الهام محجل کاظمی

چکیده هدف: در این بررسی اثر نانو ذرات دی‌اکسید تیتانیوم به‌عنوان نانوذره­ای که گسترده­ترین مصرف جهانی را در صنایع دارد برروی ویژگیهای ریخت‌شناسی، تشریحی و فیزیولوژیکی گیاه گل­ناز یخی بانام علمی ailofidroc ainepA در شیوه محلول‌پاشی با چهار غلظت مختلف، موردمطالعه قرار گرفت.
مواد و روش‏ها: تیمار نانو ذرات دی‌اکسید تیتانیوم به‌صورت محلول‌پاشی برروی گیاه گل‏ناز یخی دوبار در هفته انجام گرفت. پارامترهای رشدی، محتوای کلروفیل، فنل و فلاونوئید اندازه‌گیری شد. برای بررسی ساختار تشریحی گیاه؛ برش‏گیری دستی، رنگ‌آمیزی مرکب و شمارش روزنه‌ها انجام شد. آنالیز داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS و آزمون دانکن انجام گرفت.
نتایج: تیمار نانو ذرات دی‌اکسید تیتانیوم موجب افزایش رنگیزه­های فتوسنتزی کلروفیل a و b به‌طور معنی‌دار در گیاهان تحت تیمار شد. بیش‏ترین مقدار فنل و فلاونوئید در برگ چهارم گیاه تحت تیمار غلظت 05/0 درصد نانو ذرات دی‌اکسید تیتانیوم مربوط بود. هم‏چنین تیمار نانو ذرات دی‌اکسید تیتانیوم باعث افزایش قطر دهانه‌ی آوندی در ریشه و کاهش قطر دهانه­ی آوندی در ساقه­ی بعضی از تیمارها شد.
نتیجه‏گیری: پاسخ‌های فیزیولوژیکی و تشریحی گل‏ناز یخی بیان‏گر پتانسیل و توان ژنتیکی این گیاه برای رشد در محیط آلوده به نانو ذرات دی‌اکسید تیتانیوم است.
 

ساخت نانوکامپوزیت فیبروئین ابریشم حاوی یون مس برای القای رگ‌زایی توسط سلول‌های اندوتلیال

دوره 12، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 189-205

https://doi.org/10.52547/JCT.12.3.189

زهرا افضلی، اکبر کارخانه، فاطمه متقی‌طلب، مهدی فرخی

چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر ساخت نانوکامپوزیت فریزدرای بر پایهی ابریشم و نانوذرات ابریشم حاوی مس برای رهایش کنترل شدهی یون مس برای بهبود رگ زایی میباشد.
مواد و روش‏ها: در این پژوهش، از داربست نانوکامپوریتی فیبروئین ابریشم حاوی یون مس برای تحریک رگ‌زایی توسط سلول اندوتلیال استفاده شد. ابتدا مقادیر مشخص مس سولفات به‌محلول فیبروئین افزوده شده و با روش حلال­پوشی نانوذرات حاوی مس ساخته شدند. سپس با استفاده از روش خشک کن انجمادی، داربست های ابریشم حاوی نانوذرات ساخته شدند. اندازه و بار سطحی نانوذرات با استفاده از آزمون (DLS) dynamic light scattering، مورفولوژی داربست و نانوذرات با آزمون(SEM) scanning electron microscopy، ترکیب شیمیایی نانوذرات با آزمونfourier transform infrared spectroscopy (FTIR)، اندازه­گیری رهایش یون مس با آزمون atomic absorption spectroscopy (AAS) و مطالعات سلولی با آزمون­های MTT و SEM مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: با افزودن غلظت‌های مختلف یون مس، اندازه­ی نانوذرات از 128 نانومتر به 185، 220 و 282 تغییر کرد. هم‌چنین، با استفاده از داربست­های تهیه شده، میزان تکثیر و حیات سلول­های اندوتلیالHUVEC  تا 140 درصد نسبت به نمونه­ی کنترل افزایش پیدا کرد.
نتیجه‏گیری: نتایج حاصل از این مطالعه بیان‌گر تاثیر مثبت استفاده از یون مس بارگذاری شده در نانوذرات ابریشم برای القای رشد سلول‌های اندوتلیال و متعاقبا رگ‌زایی می‌باشند.
 

اثرات سمیت سلولی و آپوپتوزیسی نانوذرات سلنیوم بر روی رده سلولی سرطان کولون (HT29)

دوره 15، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 190-202

https://doi.org/10.61186/JCT.15.3.190

سیده سارا حسنی، سید عطا اله سادات شاندیز، بهاره پاکپور

چکیده هدف: امروزه نانوذرات اهمیت کاربردی بالایی را در تشخیص و درمان سرطان پیدا کرده‫اند. هدف از این مطالعه ارزیابی اثرات سایتوتوکسیک و ضد سرطانی نانوذرات سلنیوم بر روی رده سلولی سرطان کولون و آنالیز بیان ژن  CAD  Caspase-activated Dnaseمی‫باشد. مواد و روشها: در این مطالعه، ابتدا اثرات سمیت سلولی نانوذرات سلنیوم در مدت زمان 24 ساعت بر روی رده سلولی سرطان کولون HT-29 و نرمال HEK293 توسط روش MTT مورد بررسی قرار گرفت. به‫دنبال آن، پس از تیمار سلول‫ها با غلظت 50 درصد کشندگی،RNA  سلول استخراج شده و به cDNA تبدیل شد. میزان بیان ژن CAD با استفاده از روش Real Time PCR مطالعه شد. در نهایت، مطالعه آپوپتوزیس و نکروزیس با کمک روش فلوسایتومتری مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج: نتایج نشان داد که نانوذره سلنیوم در غلظت‫های µg/mL25/31 تا µg/mL500 بیشترین مهار تکثیر سلولی را داشته که از لحاظ آماری معنی‫دار بوده است (p<0.001). میزان IC50 برای نانوذرات سلنیوم در مدت زمان 24 ساعت µg/mL 75 محاسبه شد. بیان ژن CAD نسبت به ژن مرجع در رده سلولی HT29 تیمار شده با نانوذرات سلنیوم طی 24ساعت به‫میزان 125/0±04/4  برابر افزایش یافت. همچنین داده‫های فلوسایتومتری بیانگر افزایش به‫میزان 71/34 درصدی مرگ آپوپتوزیسی در رده سلولی سرطانی کولون بود. نتیجه گیری: با توجه به داده‫های افزایش بیان ژنی درگیردر آپوپتوزیس (CAD) و فعال نمودن آپوپتوزیس می توان از نانوذرات سلنیوم به‫عنوان کاندیدای دارویی در درمان سرطان کولون استفاده نمود، که نیاز به مطالعات بیشتری در خصوص اهمیت دارویی نانوذرات دارد.

بررسی ثبات ژنتیکی کلون‌های حاصل از ریزازدیادی جوانه‌های جانبی هندوانه در شرایط کشت درون‌شیشه‌‌

دوره 16، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 200-227

https://doi.org/10.61882/JCT.16.2.200

شبنم مازندرانی، قاسمعلی گروسی، رحیم حداد

چکیده هدف: هدف این پژوهش ریزازدیادی رقم جابانی هندوانه از طریق کشت جوانه جانبی و بررسی تغییرات ژنتیکی احتمالی گیاه‫چه‌ها پس از چهار نسل باززایی است. مواد و روش‌ها: در این تحقیق، جوانه‌های جانبی پس از رشد گیاه مادری، در محیط کشت MS با غلظت‌های مختلف IAA، BAP و TDZ منتقل و ریزازدیادی به‫مدت چهار نسل ادامه یافت. در ادامه تاثیر غلظت‌های منتخب هورمونی و نسل‌های مختلف واکشت روی شباهت/تفاوت ژنتیکی گیاه‫چه‌های انتخابی با گیاه شاهد (مادری) توسط نشانگر ISSR موردبررسی قرار گرفت. نتایج: نتایج حاصل از بررسی تاثیر هورمون­ها روی افزایش تعداد جوانه جانبی در نسل‌های مختلف نشان داد که به‌طورکلی سه غلظت 0 mg/L IAA و 1 mg/L BAP، 1 mg/L IAA و 2 mg/L BAP و 2 mg/L IAA و 2 mg/L BAP به‫ترتیب با 33/2، 83/3 و 17/2 نوساقه در هر ریزنمونه بیشترین تاثیر را روی ازدیاد تعداد جوانه‌های جانبی بعد از چهار نسل داشتند. در بررسی تغییرات ژنتیکی با استفاده از 5 نشانگر ISSR، 60 باند تولید شد که 3/43 درصد آن‌ها چندشکلی بودند. بیشترین تعداد باند (17 باند) مربوط به آغازگر UBC-864 و کمترین (9 باند) مربوط به P2 بود. بیشترین جایگاه‌های چندشکلی در آغازگر UBC-808 مشاهده شد. در میان تیمارها مورد بررسی، تیمار 1 mg/L IAA و 2 mg/L BAP در نسل 3 ریزازدیادی با 9 جایگاه چندشکلی بیشترین و تیمار 0 mg/L IAA با 1 mg/L BAP در نسل 1 ریزازدیادی با 2 جایگاه چندشکلی کمترین تعداد چندشکلی را نشان دادند. نتیجه­گیری: یافته‌های مطالعه کنونی نشان داد که نشانگرهای ISSR به‌طور موثری می‌توانند برای بررسی ثبات یا تنوع ژنتیکی ایجادشده در هندوانه پس از چند نسل واکشت در شرایط درون شیشه استفاده شوند.

بررسی اثرات ضد سرطانی نانوذرات ساماریوم سنتز شده به‮ کمک عصاره گیاه زنجبیل روی سلول‏های سرطانی کولورکتال HCT116‬‬‬‬

دوره 10، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 202-213

https://doi.org/10.52547/JCT.10.4.202

زهرا قدرتی، عادله دیوسالار، سعید آیریان، مریم سعیدی ‏فر

چکیده هدف: با توجه به پیشرفت و شیوع سرطان، تلاش بر این است که ترکیب‏های جدید در جهت سرکوب تومور و همراه با سمیت کمتر باشند. طی دهه‏های گذشته به‏منظور توسعه سیستم انتقال دارو برای غلبه برمحدودیت‏های داروهای رایج مورد استفاده در درمان بیماری‏ها، نانو تکنولوژی بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
مواد و روش‏ها: لذا در این مطالعه برای اولین بار نانوذرات ساماریوم با استفاده از روش شیمی سبز و به کمک عصاره زنجبیل سنتز شدند. سپس خصوصیات فیزیکوشیمیایی نانوذرات سنتزی با استفاده از تکنیک پراکنش نور دینامیکی (DLS)، طیف سنجی مادون قرمز (FT-IR) و میکروسکوپ الکترونی روبشی  FE-SEM بررسی شد. در نهایت خواص ضدسرطانی و سمیت سلولی نانوذرات ساماریم در مقابل سلول‏های سرطانی کولون رده سلولی HCT116 پس از  24 و 48 ساعت تیمار توسط آزمون رنگ سنجی تترازولیوم (MTT Assay) بررسی شد.
نتایج: نتایج مطالعات پراکنش دینامکی نور و همچنین مطالعات مورفولوژیکی به کمک میکروسکوپ الکترونی روبشی بیان‏گر سنتز ناانوذرات کروی و همگن با ابعاد حدود 70 نانومتر می‏باشد. آزمون بقای سلولی میزان Cc50 (غلظتی از ترکیب که 50 درصد مرگ را در سلول‏های سرطانی القا می‏کند) نانوذرات ساماریوم بر روی رده سلولی HCT116 در مدت زمان 24 و 48 ساعت به‏ترتیب  90 (1/23 میکروگرم بر میلی‏لیتر) و 81 میکرومولار  (7/20 میکروگرم بر میلی‏لیتر) نشان داده است.
نتیجه‏گیری: با توجه به یافته‏های به‏دست آمده، به‏نظر می‏رسد نانوذرات ساماریوم سنتز شده به کمک عصاره گیاه زنجبیل می‏توانند به‏عنوان دارویی جدید در درمان سرطان کلورکتال در آینده‏ای نزدیک استفاده شوند.

مطالعه کالوس‌زایی و باززایی اُرس یا سرو کوهی (Juniperus seravschanica) در محیط کشت‌های مختلف در شرایط در شیشه (in vitro)

دوره 14، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 203-216

https://doi.org/10.61186/JCT.14.3.203

فرزانه فرزان، فرخنده رضانژاد، الهه زمانی

چکیده هدف: اُرس (Juniperus. L)  یکی از پیچیده‌ترین جنس‌های مخروطیان است که پس از کاج‌ها، با حدود 75 گونه رایج‌ترین درختچه‌ها و درختان همیشه سبز را تشکیل می‌دهد. مطالعات متعددی به اهمیت این جنس در تثبیت خاک، استفاده زینتی، دارویی و صنعتی آن اشاره کرده‌اند. ارس یا سرو کوهی (Juniperus seravschanica)، در استان کرمان پراکنش وسیعی دارد، بهرحال، در اغلب مناطق دانه‌رست‌ها یا گیاهان جوان، به مقدار خیلی کم مشاهده می‌شوند که اشاره به رویش سخت دانه‌ها به دلایل مختلف دارد. همچنین ریشه‌دهی سخت آن‫ها در شرایط کشت در شیشه گزارش شده است. بنابراین، برای غلبه بر این مشکلات، نیاز به یافتن یک روش بهینه، برای تشکیل و تکثیر ساقه و تحریک ریشه‌زایی و رشد ریشه در شرایط آزمایشگاهی می‌باشد. بنابراین، تکثیر از طریق کشت در شیشه، در صورت موفقیت می‌تواند گزینه‌ خوبی برای تکثیر آن باشد. هدف از این مطالعه، کشت در شیشه سرشاخه‌ها به منظور باززایی و تکثیر آن‫ها، و نیز کشت در شیشه بذر، به منظور تولید کالوس و باززایی کالوس‌ها و ریشه‌زایی آن‫ها در جمعیت رشد یافته در ذخیره‌گاه گلوچار (رابر، استان کرمان) J. seravschanica، بود. مواد و روش‌ها: شاخسارهای جوان، از ذخیره‌گاه گلوچار شهرستان رابر (استان کرمان) جمع‌آوری و به‌مدت حدود 7-3 روز در دمای 4 درجه سانتی‫گراد نگه‫داری شدند. سرشاخه‌های انتهایی با اندازه 1 تا 5/1 سانتی‌متری جدا و پس از سترون سازی، در محیط گیاهان چوبی (WPM) و محیط کشت موراشیگ و اسکوگ (MS) بدون هورمون، برای استقرار نمونه‌ها، کشت شدند. به منظور پرآوری یا شاخسارزایی، همه کشت‌ها به محیط دارای هورمون منتقل و غلظت‌های مناسب هورمونی بهینه‌سازی شد. شاخسارهای جوان به محیط ریشه‌زایی WPM، MS و ½MS  دارای سطوح مختلف هورمونی IBA، منتقل شدند. دانه‌های دارای رویان از مخروط‌های ماده بالغ جدا، و پس از جمع‌آوری دانه‌های پر، دانه‌ها به‫مدت 2-1 هفته تحت تیمار سرما قرار گرفتند. سپس، ضدعفونی شده و در محیط  MS(هورمون‌دار) برای بررسی رویش دانه و نیز کالوس‌زایی از رویان، کشت شدند. باززایی کالوس‌ها و تشکیل شاخساره و ریشه‌زایی آن‫ها تحت غلظت‌های مناسب هورمونی بررسی شد.  نتایج: در محیط WPM، بالاترین درصد شاخسار‌زایی یا پرآوری (40 درصد)، در تیمار توام 3 میلی‌گرم در لیتر BAP و 2 میلی‌گرم در لیتر NAA بدست آمد. در محیط MS، بالاترین درصد پرآوری (57%) در محیط همراه 2/0 و 3 میلی‌گرم در لیتر بترتیب BAP و NAA مشاهده شد. در هر دو محیط، ساخسار‌های پرآوری شده، تا حدود 4 ماه پس از کشت، در محیط ریشه‌زایی، هیچ ریشه‌ای تولید نکردند. بالاترین درصد رویش دانه در محیط MS، در غلظت 5 میلی‌گرم در لیتر BAP و 2/0 میلی‌گرم در لیتر NAA، 33 درصد بود. بالاترین مقدار کالوس‌زایی از رویان (40%) در محیط کشت MS، و در غلظت 2/0 و 3 میلی‌گرم در لیتر بi‫ترتیب BAP و NAA به‫دست آمد. کالوس‌ها در محیط شاخسارزایی WPM، شاخساره تولید کردند. تشکیل ریشه تا شش ماه مشاهده نشد اما پس از هشت ماه، حدود 10 درصد شاخسار‌ها، ریشه ایجاد کردند. نتیجه‌گیری: بنظر می‌رسد عوامل مختلفی از جمله ژنوتیپ، پلی‌پلوئیدی یا تشکیل هیبرید، رشد کند گیاه که در بازدانگان معمول است، یا ترکیبات ثانویه، دلیل  کم باززایی بویژه ریشه‌زایی باشد. همچنین مدت زمان کشت، می‌تواند در ریشه‌زایی موثر باشد.

کلون سازی و بیان ژن آنزیم زایلونات دهیدراتاز از کلوباکتر ویبریوئیدس

دوره 15، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 203-214

https://doi.org/10.61186/JCT.15.3.203

فاطمه مرتمی، محمدجواد دهقان عصمت آبادی، علی اصغر دلدار، رضا محمدی، نفیسه پورمهدی، فاطمه بزرگمهر

چکیده کلون سازی و بیان ژن آنزیم زایلونات دهیدراتاز از کلوباکتر ویبریوئیدس

تاثیر محلول‌پاشی پوترسین بر القا مقاومت به خشکی در گیاه جعفری مکزیکی(Tagetes minuta L.)

دوره 11، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 204-220

https://doi.org/10.52547/JCT.11.3.204

فائزه آراسته، محمد مقدم، عبدالله قاسمی پیربلوطی

چکیده هدف: در این مطالعه تاثیر محلول‌پاشی سطوح مختلف پوترسین بر صفات فیزیولوژیکی، بیوشیمیایی و میزان اسانس گیاه جعفری مکزیکی (Tagetes minuta L.) تحت تنش خشکی مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش‏ها: آزمایش به­صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار و در شرایط گل‏خانه‌ای اجرا شد. فاکتور اول تنش خشکی در سه سطح (75، 50 و 25 درصد ظرفیت زراعی) و فاکتور دوم محلول‌پاشی پوترسین در چهار سطح (0، 5/0، 1 و 2 میلی‌مولار) بود. تعداد 4 نشا در هر گلدان کاشته شد. اعمال تنش در موقعی­که ارتفاع گیاهان به‏حدود 25 سانتی­متر رسید انجام شد. محلول‌پاشی پوترسین یک هفته قبل از گلدهی و با‌ فاصله زمانی هر 7 روز یک‌بار تا مرحله 80 درصد گل‏دهی ‌انجام شد.
نتایج: نتایج نشان داد محلول‌پاشی 2 میلی‌مولار پوترسین از سایر غلظت‌ها موثرتر واقع شد و توانست اثرات مضر تنش خشکی را تا حد زیادی در این گیاه کاهش دهد. با افزایش خشکی هم‏چنین فعالیت آنتی ‎‏اکسیدانتی، فنل کل، پرولین و نشت الکترولیت افزایش یافت و در مقابل از محتوای نسبی آب برگ، رنگیزه‏های فتوسنتزی و پروتئین محلول کاسته شد. خشکی هم‏چنین باعث افزایش فعالیت آنزیم‌های آنتی ‌اکسیدانتی گایاکول پراکسیداز (GPX) و پلی‌فنل‌اکسیداز (PPO) و میزان مالون­دی‏آلدئید در این گیاه شد. با افزایش تنش خشکی تا سطح 50 درصد ظرفیت زراعی و محلول‌پاشی 1 میلی‌مولار پوترسین میزان اسانس جعفری مکزیکی افزایش یافت، در صورتی‏که در شرایط تنش شدید (25 درصد ظرفیت زراعی) از میزان آن کاسته شد. پوترسین از طریق القا مقاومت به خشکی باعث کاهش فعالیت آنزیم‌های آنتی ‌اکسیدانتی و میزان مالون‌دی‌آلدئید شد.
نتیجه‏گیری: استفاده از پوترسین موجب القا مقاومت به تنش خشکی در گیاه جعفری مکزیکی شد و به‌کارگیری غلطت 2 میلی‌مولار آن می‌تواند موثر و قابل توصیه می‌باشد.