ارتباط کاهش بیان ژن TINCR با اندازه تومور در بیماران مبتلا به سرطان پستان و متاستاز آن به غدد لنفاوی
دوره 12، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 146-153
https://doi.org/10.52547/JCT.12.3.146
زینب شقاقیترکداری، محمد خلجکندری، محمدعلی حسین پورفیضی
چکیده هدف: این مطالعه با هدف ارزیابی سطح بیان TINCR در بافتهای توموری و غیرتوموری مجاور 50 زن مبتلا به سرطان داکتال تهاجمی پستان انجام شد. ارتباط بیان TINCR و خصوصیات بالینی بیماران نیز مورد مطالعه قرار گرفته است.
مواد و روشها: RNA تام از بافت توموری و غیرتوموری مجاور بیماران مبتلا به سرطان پستان با استفاده از محلول RNX-Plus جدا شد. سپس، از معرف Prime Script TM RT برای تبدیل RNA تام به cDNA استفاده شد. سطح بیان TINCRتوسط qRT-PCR کمی شده و نتایج با آزمون تی زوجی تجزیه و تحلیل شد. علاوهبراین، برای ارزیابی قدرت بیومارکری TINCRاز تحلیل منحنی ROC در بافتهای توموری سرطان پستان استفاده شد.
نتایج: کاهش سطح TINCR در بافت توموری بیماران مبتلا به سرطان پستان در مقایسه با بافت غیرتوموری مجاور بهدست آمد (001/0p<). میزان بیان TINCR با اندازه تومور و متاستاز غدد لنفاوی در بافت توموری سرطان پستان ارتباط منفی داشت.
نتیجهگیری: کاهش سطح بیان TINCR در بافت توموری بیماران مبتلا به سرطان پستان نشان میدهد که سطح بیان آن میتواند بافت توموری و غیرتوموری مجاور را از یکدیگر متمایز سازد. علاوهبراین، TINCR دارای سطح بیان پایینتری در بیماران مبتلا به سرطان پستان با تومورهای بزرگ، متاستاز غدد لنفاوی و زیرگروه لومینال A و B دارد.
تاثیرعدم حضور هسته بر میزان آنزیم JNK از خانواده MAPK گلبولهای قرمز و مقایسه آن با گلبولهای سفید
دوره 15، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 146-154
https://doi.org/10.61186/JCT.15.2.146
نسیم کریم زاده شوشبلاغ، صابر نجاری، سپیده منصور کیایی، کمال الدین حمیدی
چکیده هدف: آنزیمهای MAPK، خانواده مهمی از پروتئین کینازها هستند که فسفوریلاسیون اسیدهای آمینه سرین، ترئونین و تیروزین را در آبشارهای کینازی اعضای خانواده و پروتئینهای هدف در مسیرهای متابولیکی سلولها را بر عهده داشته و در سلولهای هستهدار از تک سلولی تا پرسلولی یافت میشوند. این آنزیمها در تنظیم فرآیندهای مختلف سلولهای یوکاریوت از جمله تکثیر سلولی، تمایز، بقا و آپوپتوزیس حضور داشته و در انواع مسیرهای پیامرسانی و بیان ژن هم نقش ایفا میکنند. در این تحقیق، میزان آنزیم JNK در سلول بدون هسته مانند گلبولهای قرمز نسبت به میزان این آنزیم درگلبولهای سفید بررسی شد. مواد و روش ها: گلبولهای قرمز از خون تازه تهیه شد. و گلبولهای سفید از نوع تک هستهای بهکمک محلول جدا کننده فایکول از خون جدا شده و سوسپانسیون هر دو نوع سلول در محیط ایزوتونیک کلرور سدیم 9/0 درصد بهطور مجزا فراهم و بعد از شمارش تعداد آنها توسط دستگاه سل کانتر بهکمک امواج اولتراسوند لیز شدند و سپس میزان آنزیم JNK با استفاده از روش ایمونواسی ELISA در نمونههای لیز شده اندازه گیری شد. نتایج: با توجه به اینکه تعداد گلبولهای قرمز در نمونه خون، در واحد حجم، نسیت به تعداد گلبولهای سفید، 1000 برابر بیشتر بود، میزان آنزیم JNK در گلبولهای سفید بهازای هر سلول ng/ml 2- 10× 72/1 و در گلبولهای قرمز بهازای هر سلول ng/ml 6- 10 x 2/6 بدست آمد. با مقایسه میزان این آنزیم در هر گلبول سفید و مقایسه آن در هر گلبول قرمز، میزان آنزیم JNK در گلبولهای سفید درحدود2770بار بیشتر ازگلبول قرمز بود. نتیجهگیری: آنزیمهای خانواده MAPK در سلولهای یوکاریوت از تک سلولی تا پرسلولی یافت میشوند گلبولهای قرمز بهدلیل از دست دادن هسته شان در مسیر رشد و تمایز خود از سلولهای بنیادی مغز استخوان مسیرهایی مرتبط با آنزیم JNK را از دست دادهاند در حالیکه گلبولهای سفید بهدلیل حفظ هسته دارای میزان بالاتری از این آنزیم هستند. این یافته نشان دهنده نقش حضور هسته در پشتیبانی مسیر MAPK میباشد.
ارزیابی اثرات siRNA بر سطح بیان ژن Snail1 و miR143 در سلولهای متاستاتیک سرطان سینه
دوره 13، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 151-166
https://doi.org/10.52547/JCT/13.2.151
معصومه ستاری وند، رضا محمدزاده
چکیده هدف: در دهههای گذشته تلاش های زیادی با هدف جستجوی ابزارهای جدید جهت درمان سرطان صورت گرفته است. در این راستا، کشف، بررسی و کاربرد تکنیکهای مرتبط با RNA های مداخلهگر کوچک (siRNA) یکی از قابل توجهترین پیشرفتها در زمینه شناسایی و درمان سرطان بوده است. RNA مداخله گر کوچک که گاهی بهعنوان RNA مداخله گر کوتاه یا RNA خاموش کننده نیز شناخته میشود، معمولا 21 جفت باز طول دارد و با تجزیه mRNA پس از رونویسی، با بیان ژنهای خاص با توالیهای نوکلئوتیدی مکمل تداخل میکند و از ترجمه جلوگیری میکند. مطالعات بسیاری نشان دادهاند که siRNA ها بر تنظیم بیان برخی ژنها که در سرطانها نقش دارند تاثیرگذار میباشند. siRNA ها بر فاکتورهای رونویسی Snailکه در تهاجم و متاستاز سلولهای سرطانی و miR-143 که در پاتوژنز سرطانها نقش مهمی دارند موثر هستند. miRNA ها همراه با عوامل رونویسی میتوانند مسیرهای بیولوژیکی دخیل در سرطانزایی را مختل کنند. حال آنکه ، اثر دقیق ها siRNA بر بیان ژنهای snail1 و miRNA-143 در سلولهای سرطانی سینه کاملا روشن نیست. بر این اساس مطالعه حاضر به بررسی اثراتsiRNA بر snail1 و miRNA-143 بر سلولهای سرطان سینه پرداخته است.
مواد و روشها: در این تحقیق تجربی-آزمایشگاهی سلولهای سرطانی سینه رده MDA-MB-468 انستیتو پاستور ایران خریداری شدند. سلولها در محیط کشت RPMI-1640 حاوی 10% FBS کشت داده شدند. جهت تیمار سلولهای سرطانی با siRNA اختصاصی، کیت ژن Snail1(Santacruz biotechnology California, USA) مورد استفاده قرار گرفت. سلولها به دو گروه کنترل (عدم تیمار) و سلولهای تیمار شده (ترانسفکت شده با siRNA) تقسیمبندی شدند. بهمنظور مشخص کردن زمان موثر، سلول ها تحت تاثیر دوز 60پیکومول siRNA بهمدت 24، 48 و 72 ساعت قرار گرفتند. پس از بررسی بیان ژن و بهدست آمدن زمان موثر در ادامه بهمنظور بهدست آوردن دوز موثر سلولها با سه دوز 40، 60 و 80 پیکومول تیمار شدند. از ژن بتا اکتین بهعنوان ژن کنترل داخلی استفاده شد. مورفولوژی سلولهای متاستاتیک MDA-MB-468 با استفاده از میکروسکوپ نوری قبل و بعد از ترانسفکت ژن اختصاصی مورد بررسی قرار گرفتند. تکثیر سلولها با رنگ آمیزی تریپان بلو بررسی شد. سطح بیان ژن snail1 و miR-143 توسط qRT-PCR ارزیابی شد. دادهها با استفاده از آزمون تی – تست تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: در این مطالعه در سلولهای سرطانی سینه رده MDA-MB-468 سطح نسبی بیان ژن Snail1 در زمان موثر 48 ساعت و در مواجهه با دوز موثر 60 پیکومول دچار کاهش معنیداری شد (P <0.0001). اما ناک داون ژن Snail1 توسط siRNA اختصاصی در سلولهای سرطانی رده MDA-MB-468درمواجهه با دوز موثر60 پیکومول و زمان موثر 48 ساعت سبب افزایش سطح بیان نسبی ژن miR-143 در مقایسه با گروه کنترل شد (P <0.0001). همچنین میزان رشد سلولهای سرطانی MDA-MB-468با ناک داون ژن Snail1 کاهش پیدا کرد.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان دادند که ترانسفکت سلولهای سرطان سینه رده MDA-MB-468 توسط siRNA اختصاصی با اثرات کاهشی و افزایشی که بر سطح بیان ژن Snail1 و ژن miR-143 داشته است میتواند بهطور موفقیت آمیزی سبب کاهش تکثیر و تهاجم سلولهای سرطان سینه میشود.
تجزیه و تحلیل بیان ژن های PLZF و VASA و ارتباطات پروتئینی آن در سلولهای بنیادی اسپرم ساز موش طی روند تمایز به اسپرم
دوره 14، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 153-165
https://doi.org/10.61186/JCT.14.2.153
محمد باباتبار درزی، فرخنده نعمتی، حسین عزیزی، عباسعلی دهپور جویباری
چکیده هدف: در این تحقیق، ما به بیان PLZF و VASA در لولههای اسپرم ساز و سلولهای زایای in vivo و in vitro نگاه کردیم. مواد و روشها: جداسازی سلول های بنیادی اسپرماتوگونیال، ایمونوهیستوشیمی (IHC)، ایمونوسیتوشیمی (ICC) و واکنش زنجیره ای پلیمراز رونوشت معکوس Fluidigm (RT-PCR) برای تجزیه و تحلیل بیان PLZF و VASA در بافت بیضه موش استفاده شد. نتایج: در این مطالعه تجربی، در حالیکه سلولهای اسپرماتوگونیال تمایز نیافته به شدت PLZF را بیان میکنند، سایر سلولهای زاینده واقع در لوله لوله اسپرم ساز برای این نشانگر منفی بودند. از سوی دیگر، سلولهای زایا نزدیک غشای پایه لولههای اسپرم ساز بیان VASA را نشان دادند در حالیکه سلولهای زایای تمایز نیافته واقع در غشای پایه منفی بودند. تجزیه و تحلیل ICC بیانگر بیان بالاتر PLZF در سلولهای تمایز نیافته جدا شده در مقایسه با سلولهای زایای تمایز یافته بود. نتایج RT-PCR بلادرنگ Fluidigm بیان معنیداری (05/0<p) VASA را در سلولهای بنیادی اسپرماتوگونیال در مقایسه با سلولهای تمایز یافته نشان داد و همچنین بیان PLZF را در اسپرماتوگونی تمایز نیافته نشان داد. نتیجهگیری: این نتایج به وضوح نقش PLZF را بهعنوان یک نشانگر اختصاصی برای سلولهای بنیادی اسپرماتوگونیایی اثبات کرد و میتواند برای تحقیقات پیشرفته در مورد تمایز آزمایشگاهی SSCs به اسپرمهای عملکردی مفید باشد.
اثر جنستئین بر تکثیر و تمایز سلولهای بنیادی جدا شده از بافت چربی اسب ترکمن به سلولهای استخوانی
دوره 11، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 154-166
https://doi.org/10.52547/JCT.11.2.154
فرنوش آزادی، مهدی خدایی مطلق، عبدالله محمدی سنگچشمه، احسان سیدجعفری
چکیده هدف: هدف از مطالعهی حاضر بررسی اثر غلظتهای مختلف جنستئین بر تکثیر و تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمی جدا شده از بافت چربی اسب ترکمن به سلولهای استخوانی بود.
مواد و روشها: در این مطالعه، سلولهای مزانشیمی با غلظتهای متفاوت 0، 8-10، 7-10، 6-10، 5-10 میکرومولار جنستئین و محیط تمایزی استخوان کشت داده شدند. در طول 21 روز، برای ارزیابی تکثیر و زندهمانی از آزمونMTT و نقش غلظتهای مختلف جنستئین در تمایز استخوانی از آزمایشهای آلیزارینرد، سنجش آنزیم آلکالین فسفاتاز و میزان رسوب کلسیم استفاده شد. دادههای حاصل در قالب آنالیز واریانس یکطرفه ANOVA تجزیه شدند.
نتایج: نتایج نشان داد که جنستئین اثر منفی بر روی زندهمانی سلولهای مورد آزمایش نداشت (05/0<p). تفاوت معنیداری در فعالیت آنزیم الکالین فسفاتاز در روز ۲۱ در غلظت ۵-۱۰ و سایر گروهها مشاهده شد (05/0>p). میزان رسوبات کلسیمی در روزهای 14 و 21، بین غلظت بیشینهی جنستئین (5-10) و دیگر غلظتها دارای تفاوت معنیداری بود (05/0>p). نتیجهگیری: نتایج نشان داد که افزودن جنستئین بر تمایز سلولهای بنیادی جدا شده از بافت چربی، باعث بهبود روند تمایز استخوانی بدون اثر سمیت میشود.
تاثیر فاکتور رشد شبه انسولین (IGF-1) در حضور و عدم حضور سلولهای بنیادی مزانشیمی مونولایر بر تکوین فولیکولها ی تخمدانی موش سوری
دوره 12، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 154-164
https://doi.org/10.52547/JCT.12.3.154
علی محمدعینی، احمدعلی محمدپور، عباس پرهام
چکیده هدف: در این مطالعه تجربی تکوین فولیکولهای تخمدانی با استفاده از فاکتور رشد شبه انسولینی و سلولهای بنیادی مزانشیمی مورد مطالعه قرار گرفته است.
مواد و روشها: سلولهای بنیادی مزانشیمی از مغز استخوان ران 20 سر موش سوری استخراج و تعداد 100 جفت تخمدان موش سوری بهمدت هفت روز با همکشتی فاکتور رشد شبه انسولین (IGF-1) در غلظتهای مختلف (0، 1، 5 و 10 میکروگرم)، در حضور و عدم حضور سلولهای بنیادی مزانشیمی کشت شدند سپس بررسی و شمارش انواع فولیکولهای تخمدانی با رنگآمیزیهای هماتوکسیلین- ائوزین، ماسونتریکروم و پاس انجام شد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم افزارSPSS و آزمون Tجفت شده با 05/0 p<صورت گرفت.
نتایج: در مقایسه فولیکولهای تخمدانی گروه کنترل و گروههای مورد آزمایش در اغلب گروهها تفاوت معنیداری مشاهده شد بهطوریکه این تفاوت در تعداد فولیکولهای پریآنترال گروه تیمار همکشتی غلطتهای 5 و 10 میکروگرم بر میلیلیتر نسبت به گروه کنترل مشهودتر بود و تعداد فولیکولها در گروه کنترل از 03/1±25/1 بهترتیب به 71/2±75/13و 28/1±75/10 در غلظتهای 5 و 10 میکروگرم رسیده بود. لایههای تکا و گرانولوزا در گروه کنترل و تحت تیمار تفاوت معنیداری را نشان ندادند.
نتیجهگیری: این روش در رشد و تکوین فولیکولهای بالغ موثر میباشد و همچنین میزان آپوپتوزیس سلولی را بهحداقل میرساند. بدیهی است استفاده از کشت بافت تخمدان و متعاقب آن بهدست آوردن تخمکهای با کیفیت، بسیاری از مشکلات نازایی و ژنتیکی را در آینده برطرف خواهد کرد.
نقش میکروگلیاها در اثرات استرس بر یادگیری و حافظه
دوره 15، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 155-175
https://doi.org/10.61186/JCT.15.2.155
فرزانه نظری سرنجه، سعید محسنی پور، زینب بابکی، زهرا قاسم زاده
چکیده هدف از مقاله حاضر، ارائه یک مرور کلی از نقش میکروگلیاها در انعطافپذیری سیناپسی و یادگیری و حافظه و امکان استفاده از هدف قراردادن میکروگلیاها بهعنوان یک روش درمانی برای بهبود نقایص شناختی مرتبط با شرایط استرسزا است. این مطالعه مروری با استفاده از بررسی سایتهای مختلف علمی و پژوهشی و بدون محدودیت زمانی انجام گرفته است. میکروگلیا بهعنوان یک تنظیم کننده کلیدی عملکرد عصبی دارای گیرندههای NE و گلوکوکورتیکوئیدی است که نشاندهنده نقش حیاتی این سلولهای مغزی در تعدیل اثرات استرس است. در پاسخ به آسیب مغزی یا التهاب عصبی، تعداد میکروگلیاها افزایش یافته و فعال میشوند. میکروگلیاهای فعال شده بهمحل التهاب مهاجرت و مولکولهای متعددی مانند سیتوکینها، کموکاینها و گونههای اکسیژن واکنشی را ترشح میکنند. این مولکولها بر روی شکلپذیری سیناپسی و یادگیری و حافظه در شرایط مختلف اثر میگذارند. میکروگلیاها به استرس و هورمونهای استرس بسیار حساس هستند. بررسی اثر استرس حاد و استرس مزمن بر تغییرات در بیان ژن مرتبط با میکروگلیاها نشان میدهد که استرس بیان ژنی در میکروگلیاها از جمله سیتوکینها را تحت تاثیر قرار میدهد. تغییرات میکروگلیا در اثر عوامل استرس زا ممکن است سیناپس ها را تحت تاثیر قرار دهد و در نتیجه باعث اختلال در یادگیری و حافظه شود. استرس طولانی مدت ممکن است مکانیسمهای سیناپسی را از طریق تغییرات در میکروگلیاها تغییر دهد. بنابراین در سالهای آینده، میکروگلیا ممکن است به یک هدف سلولی برای جلوگیری از اختلالات حافظه مرتبط با استرس تبدیل شود.
بررسی تاثیر هم افزایی صدمات کروموزومی ناشی از تیمار همزمان وین بلاستین و آرسنیک بر رده سلولی HDF با استفاده از آزمون میکرونوکلئوس در سلولهای دو هستهای
دوره 16، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 156-169
https://doi.org/10.61882/JCT.16.2.156
خدیجه عبدی ولمی، فرهنگ حداد، مریم مقدم متین
چکیده هدف: آرسنیک یکی از فلزات سنگین موجود در محیط زندگی انسان است که تاثیرات خطرناک آن بر سلامت کروموزومها و همچنین القای سرطان مدتهاست که اثبات شده است. عمده صدمات آرسنیک بهشکل شکستگیهای کروموزومی میباشد. این صدمات ناشی از توان این فلز سنگین در ایجاد رادیکالهای آزاد و بهدنیال آن واکنش آنها با مولکول DNA، است. بهدلیل ارتباط نزدیک بین ناپایداریهای تعدادی کروموزومی و سرطان، این سوال مطرح است که آیا القای سرطان توسط آرسنیک میتواند از طریق القای این نوع ناهنجاریها نیز باشد؟ مواد و روشها: در این مطالعه تاثیر کروموزومی همزمان سه غلظت 100، 200 و 300 ng/ml از آرسنیک بههمراه سه غلظت 75/0، 1 و 2 ng/ml از وین بلاستین، یک آنیوژن شناخته شده، بر القای صدمات کروموزومی در رده سلولی HDF با استفاده از آزمون میکرونوکلئوس در سلولهای دو هستهای مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: تیمار با آرسنیک ضمن کاهش قدرت زیستایی سلول، باعث ایجاد صدمات کروموزومی شد. همچنین تیمار همزمان با وین بلاستین میزان صدمات کروموزومی را به شکل معنیداری بین حدود سه تا هفت برابر در مقایسه با تیمار با وین بلاستین بهتنهایی، افزایش داد. نتیجهگیری: نتایج بیانگر این است که تیمار با آرسنیک زمینه مناسب ایجاد اختلالات کروموزومی القایی با وین بلاستین را فراهم مینماید. این تاثیر ممکن است از طریق تداخل مستقیم آرسنیک با مکانیسمهای کنترل صحت تقسیم سلولی بوده یا با ایجاد جهش در ژنهای دخیل در این فرآیندها باشد.
تاثیر سطوح مختلف ویتامین C در رقیقکننده منی بر فراسنجههای کیفی اسپرم بز نجدی بعد از انجماد و یخگشایی
دوره 12، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 165-175
https://doi.org/10.52547/JCT.12.3.165
مرتضی ممویی، لیلا پاکنهاد، جمال فیاضی، حمیدرضا ایزدنیا، امین کاظمیزاده
چکیده هدف: هدف این پژوهش، مقایسه اثر افزودن سطوح مختلف ویتامین C (صفر، 5/1، 3، 5/4 و 6 میلیگرم بر میلیلیتر) در رقیقکننده منی بر شاخصهای کیفی اسپرم بز نجدی پس از انجماد-یخگشایی بود.
مواد و روشها: نمونههای منی توسط دستگاه الکتروجاکولیتور از 4 راس بز نر با متوسط وزن 5±50 کیلوگرم، هفتهای دوبار جمعآوری شد. نمونههای اسپرم بعد از انجماد-یخگشایی ازنظر تحرک باکمک سامانه آنالیز رایانهای اسپرم (CASA)، درصد اسپرمهای زنده و ناهنجار، سلامت غشا و ظرفیت آنتیاکسیدانتی نیز بعد از انجماد-یخگشایی اندازهگیری شدند.
نتایج: نتایج حاصل از این آزمایش نشان داد که رقیقکنندهی اسپرم بز حاوی سطوح 3 و 5/4 میلیگرم ویتامین C در مقایسه با گروه شاهد موجب بهبود تحرک کل، تحرک پیشرونده و درصد اسپرمهای زنده شد (05/0>p). در سلامت غشای اسپرم سطح 3 میلیگرم ویتامین C تفاوت معنیداری با شاهد و سطح 5/1 میلیگرم ویتامین C داشت (05/0>p)؛ اما با سطوح 5/4 و 6 میلیگرم ویتامین C اختلاف معنیداری نداشت. درصد اسپرمهای ناهنجار تحت تاثیر سطوح مختلف ویتامین C قرار نگرفت (05/0<p). ظرفیت آنتیاکسیدانتی اسپرم در سطوح 5/4 و 6 میلیگرم ویتامین C، بیشترین مقدار را بهخود اختصاص داد و تفاوت معنیداری نسبت به شاهد داشتند (05/0>p).
نتیجهگیری: مطابق با نتایج این پژوهش افزودن سطوح 3 و 5/4 میلیگرم ویتامین C به رقیقکننده تریس بعد از انجماد اسپرم بز نجدی باعث بهبود فراسنجههای کیفی و ظرفیت آنتیاکسیدانتی اسپرم میشود.
فعالیت گیرنده کلسیتونین (Calcitonin receptor) در سلولهای HEK-293T باعث افزایش بیان ژنهای هدف پروتئین -Catenin میشود
دوره 14، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 166-179
https://doi.org/10.61186/JCT.14.3.166
حدیثه آزادمنش، سید محمود عرب نجفی
چکیده هدف: پروتئین b-Catenin در سلولهای حیوانی حداقل دارای دو عمل ویژه است. این پروتئین از یک طرف نقش مهمی در تشکیل و پایداری اتصالات سلول به سلول خصوصا در بافتهای پوششی (اپیتلیال) دارد و از طرف دیگر بهعنوان عضوی از مسیر پیام رسانی متعارف Wnt در کنترل بیان عده ای از ژنهای مهم سلولی عمل میکند. مسیرهای پیام رسانی از طریق پروتئینهای G سه زیرواحدی (trimeric G proteins) در تنظیم فعالیت پروتئین b-Catenin نقش مهمی دارند. گیرنده هورمون کلسیتونین (calcitonin receptor) یکی از این گیرندهها است و در این پژوهش اثر بیان و فعالیت این گیرنده بر عملکرد ژنتیکی پروتئین b-Catenin مورد مطالعه قرار گرفته است. مواد و روشها: در این مطالعه از آزمایشات کشت سلولهای HEK-293T و ترنسفکشن آنها با روش فسفات کلسیم استفاده شد. اندازه گیری بیان ژنتیکی در سطح رونویسی توسط روش های Reverse Transcriptase-PCR کمی و real-time PCR انجام گردید. از ژن لوسیفراز تحت کنترل نواحی قابل شناسایی پروتئین b-Catenin بهعنوان ژن گزارشگر و ژن های c-MYC، FGF20 و CCND1 به عنوان ژنهای سلولی مورد هدف پروتئین b-Catenin استفاده شد. نتایج: نتایج این مطالعه نشان دادند که بیان گیرنده کلسیتونین در سلولهای HEK-293T و نیز در معرض قرار دادن این سلولها با هورمون کلسیتونین باعث افزایش بیان ژن گزارشگر لوسیفراز و نیز ژن های انتخابی بومی سلول که تحت کنترل پروتئین b-Catenin هستند میشود. نتیجه گیری: با توجه به نقش انکوژنیک b-Catenin در بسیاری از سرطانهای انسانی میتوان گیرنده کلسیتونین و مسیر پیامرسانی وابسته به آن را در مطالعات کلینیکی در نظر داشت.
اثر میدانهای الکترومغناطیس فرکانس پایین بر فعالیت حرکتی و هیستومورفومتری ناحیه حرکتی قشر پیشانی مغز در موش صحرایی نر بالغ
دوره 11، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 167-177
https://doi.org/10.52547/JCT.11.3.167
مهدی نظری، محمود مفید، سید همایون صدرایی، غلامرضا کاکا
چکیده هدف: اثر امواج الکترومغناطیسی فرکانس پایین بر فعالیت حرکتی و بافت ناحیه حرکتی مغز در موش صحرایی بررسی شد.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی، 20 سر موش صحرایی بهصورت تصادفی بهچهار گروه تقسیم شدند. گروه اول کنترل، گروه دوم امواج MHz900، گروه سوم امواج MHz 1800 و گروه چهارم امواج MHz 2450، بهترتیب با شدت 1، 2 و 20 وات بر کیلوگرم، بهمدت یک ماه و روزانه 4 ساعت دریافت کردند. در بررسی رفتاری از آزمون زمینه باز و در بررسی هیستومورفومتری اندازهگیری ضخامت ناحیه حرکتی قشر پیشانی و شمارش تعداد سلولهای لایه هرمی داخلی مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج: امواج الکترومغناطیسی فرکانس پایین باعث کاهش معنیدار میانگین مسافت طی شده و زمان سپری شده در ناحیه مرکزی آزمون زمینه باز درگروههای تجربی، نسبت به گروه کنترل شد (05/0p˂). همچنین، در گروههای تجربی نسبت به گروه کنترل تعداد نورونهای لایه هرمی داخلی و ضخامت قشرناحیه حرکتی لوب پیشانی مغز کاهش معنیدار نشان داد (05/0p˂).
نتیجهگیری: امواج الکترومغناطیسی فرکانس پایین باعث افزایش اضطراب وکاهش فعالیت حرکتی در آزمونهای رفتاری و تغییرات هیستومورفومتری قشر پیشانی گروههای تجربی شد.
بررسی اثر عصاره هیدروالکلی هلیله سیاه روی بقا و القای آپوپتوزیس در سلولهای سرطانی کولورکتال کشت شده بر داربست نانوفیبر PCL/Gelatin
دوره 16، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 170-184
https://doi.org/10.61882/JCT.16.2.170
علی بهنود، طیبه محمدی، مهرداد پویانمهر
چکیده هدف: هلیله سیاه گیاهی با خاصیت ضد سرطانی است. هدف از این مطالعه، برررسی اثر عصاره آن روی سلولهای سرطانی در محیط کشت دو بعدی و سهبعدی است. مواد و روشها: عصاره هیدروالکلی هلیله سیاه با غلظتهای 0، 10، 100، 200 و 500 میکروگرم در میلیلیتر تهیه و اثر آن بر سلولهای سرطانی روده بزرگ با روش کشت مرسوم (محیط کشت دوبعدی) و کشت بر داربست نانوفیبر PCL/Gelatin (محیط کشت سه بعدی) با کمک آزمون سنجش بقای سلولی (MTT) بعد از 24 ساعت تیمار بررسی شد. همچنین برای تعیین نوع مرگ سلولی تحت اثر عصاره، رنگ آمیزی آکریدین اورنج/اتیدیوم بروماید انجام شد. نتایج: عصاره در هر دو محیط کشت باعث مهار تکثیر سلولها شد. غلظت IC50 عصاره در محیط کشت دو بعدی 500 میکروگرم در میلیلیتر و در محیط کشت سه بعدی، 200 میکروگرم در میلیلیتر تعیین شد. عصاره باعث مرگ سلولی شد که بر اساس تغییرات مورفولوژیک سلول، آپوپتوزیس تشخیص داده شد. نتیجهگیری: عصاره هیدروالکلی هلیله سیاه توانست روی سلولهای سرطانی بهصورت وابسته به غلظت اثر کشندگی داشته باشد و این اثر در شرایط کشت سه بعدی با استفاده از داربست نانوفیبر بیشتر از شرایط کشت دو بعدی مرسوم بود. کشت سلولهای سرطانی روی داربست نانوفیبری میتواند مدلی مناسب برای بررسی تاثیر عوامل ضد سرطان روی سلولها در شرایطی شبیه درون بدن فراهم کند.
تاثیرات استرس دمایی بر ترمیم بافتی بازوی ستاره شکننده Ophiocoma scolopendrina (Lamarck, 1816)
دوره 12، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 176-188
https://doi.org/10.52547/JCT.12.3.176
نسیم نوروزی، نرگس امراللهی بیوکی
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تاثیرات استرس دمایی بر روند بازسازی بازوی ستارهی شکننده Ophiocoma scolopendrina و مقایسهی آن با روند بازسازی در دمای طبیعی بود.
مواد و روشها: در این پژوهش، ستارههای شکننده O. scolopendrina جمع آوری شده از جزیره قشم بهکمک محلول 5/3 درصد MgCl2.6(H2O) بیحس شدند و دو بازو از هر نمونه ستاره قطع شد. نمونهها به 6 دسته تقسیم شدند: سه آکواریوم برای نمونههای شاهد (دمای 25 درجه سانتیگراد) و سه آکواریوم برای نمونههای تیمار استرس دمایی (دمای 32 درجه سانتیگراد). سپس مجددا در بازههای زمانی 24 و 72 ساعت، 14 و 21 روز پس از نخستین برش بازو، نمونهگیری انجام شد. نمونهها پس از فیکس و دکلسیفای شدن، رنگآمیزی و توسط میکروسکوپ نوری بررسی شدند.
نتایج: بررسیهای بافتی روند بازسازی در نمونههای تیمار استرس دمایی نشان داد که سرعت بازسازی در آنها تا روز چهاردهم، بیشتر از نمونههای شاهد میباشد اما ازاین بازه زمانی بهبعد تحمل دما خارج از توان آنها بود و منجر به آتوتومی و تخریب دیسک این ستارههای شکننده شد. ازطرفی یکی از نتایج جالب، آن بود که ستارههای شکنندهی تحت استرس دمایی، بازوی مینیاتوری خود را در زیر اپیدرم پوشانندهی محل جراحت بازسازی کردند که شاید مکانیسمی برای حفاظت از بازوی بازسازی شده ظریف و حساس این گونه بوده باشد.
نتیجهگیری: نمونههای تیمار استرس دمایی، بهعلت افزایش سرعت متابولیسمی، سرعت بیشتری در فرآیندهای ترمیم و بازسازی از خود نشان دادند اما با طولانی شدن بازه زمانی، ستارهها دچار اتوتومی شده و از بین رفتند.
اثرات بلند مدت نانوپلاستیکهای پلیاتیلن ترفتالات در بافت قلب در موشهای صحرایی نر نژاد ویستار
دوره 15، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 176-189
https://doi.org/10.61186/JCT.15.2.176
میلاد بابایی، سید سپهر ارومیهء، کیانوش کرمی، اکرم رنجبر
چکیده هدف: با رها کردن پلاستیکهای یکبار مصرف در محیط زیست، این پلاستیکها فرسوده شده و در اثر عوامل مختلف در اندازههای کوچکتر میشکنند و تحت عنوان میکرو و نانوپلاستیکها وارد اکوسیستم آبی و خاکی شده و ممکن است توسط موجودات آبزی بلعیده شوند و در بدن آنها تجمع یابند. همچنین میتوانند توسط ریشهی گیاهان جذب شوند و وارد زنجیره غذایی ما انسانها شوند. در نتیجه بررسی اثرات سمی آنها در بافتهای حیاتی از قبیل بافت قلب مهم بهنظر میرسد. مواد و روشها: در این پژوهش تجربی 12 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با سن 4 هفته ای (250 گرم) بهطور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. حیوانات گروه آزمایش بهمدت 90 روز و روزانه ppm 200 نانوپلاستیکهای پلیاتیلن ترفتالات بهصورت گاواژ دریافت کردند و بهشکل همزمان گروه کنترل نیز محلول نمکی بافر فسفات (pH=7.4) دریافت کردند. بعد از این مدت موشها بیهوش شدند و پس از جداسازی سرم، سطوح لاکتات دهیدروژناز و کراتین کیناز سنجیده شد. میزان پراکسیداسیون لیپیدی، ظرفیت آنتی اکسیدانتی کل و فعالیت آنزیم کاتالاز نیز در بافت قلب سنجیده شد، نتایج با گروه کنترل مقایسه شد. مطالعات آسیب شناسی بافتی نیز با میکروسکوپ نوری بررسی شد. نتایج: نتایج نشان داد نانوپلاستیکهای پلیاتیلن ترفتالات باعث افایش معنیداری در سطوح لاکتات دهیدروژناز و کراتینکیناز میشوند. همچنین افزایش پراکسیداسیون لیپیدی، کاهش ظرفیت آنتیاکسیدانتی کل و کاهش فعالیت کاتالاز در بافت قلب حیوانات گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل مشاهده شد. در مطالعات بافت شناسی، ادم بین عضلانی و انحطاط میوفیبریل ها در گروهی که نانوپلاستیک دریافت کرده بودند مشهود بود. نتیجه گیری: بهنظر می رسد نانوپلاستیکهای پلیاتیلن ترفتالات در بلند مدت توانایی آسیب زدن به بافت قلب را دارند.
بررسی ارتباط بیان ژن آنتی اکسیدانتی NRF2 و کیفیت اسپرم در مردان نابارور آستنوتراتوزواسپرمی
دوره 11، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 178-187
https://doi.org/10.52547/JCT.11.3.178
راحیل جنتی فر، لیلا ناصرپور، سیده سعیده صحرایی، حمید پیروزمنش
چکیده هدف: هدف این مطالعه، بررسی ارتباط بیان ژن آنتی اکسیدانتی فاکتور هستهای اریتروئید 2 مرتبط با فاکتور 2 ((NRF2 و کیفیت اسپرم در مردان نابارور آستنوتراتوزو اسپرمی میباشد.
مواد و روشها: این مطالعه در مرکز درمان ناباروری جهاد دانشگاهی قم، ایران انجام شد. در این مطالعه 50 فرد نابارور آستنوتر اتوزواسپرمی و 50 فرد بارور بهعنوان گروه کنترل انتخاب شدند. پارامترهای اسپرمی مطابقWHO (2010) مورد بررسی قرار گرفت. قطعه قطعه شدن DNA اسپرم، بیان ژن NRF2 و سطح آنزیمهای آنتی اکسیدانتی بهترتیب با کیتTUNEL ، Real Time PCR و ELISA بررسی شد. سطح معنیداری بهصورت 05/0>p در نظر گرفته شد.
نتایج: نتایج نشان داد که سطح بیان ژن NRF2 در بیماران آستنوتراتوزو اسپرمی نسبت به گروه بارور کمتر بود (05/0p <).کیفیت پارامترهای اسپرمی و سطح آنزیمهای آنتی اکسیدانتی نیز نسبت به گروه بارور پایینتر بود (05/0>p). ارتباط معنیداری بین بیان ژن NRF2، پارامترهای اسپرم و سطح آنزیمهای آنتی اکسیدانتی مشاهده شد (05/0>p).
نتیجهگیری: یافتههای ما نشان داد که میزان بیان ژن NRF2 در مردان آستنوتراتوز اسپرمی با پارامترهای اسپرم ارتباط معنیداری دارد. این نشان میدهد که NRF2 برای اسپرماتوژنز مهم است و میتواند بهعنوان یک نشانگر مفید در تشخیص ناباروری مردان باشد.
فوقبیان ژن گلوتامات سمیآلدهیدآمینوترانسفراز گیاه یونجه در گیاه تنباکو و تحلیل نتایج فیزیولوژیک آن
دوره 14، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 180-202
https://doi.org/10.61186/JCT.14.1.180
مریم قاسم زاده، حمزه امیری، مهدی خزاعی، احمد اسماعیلی
چکیده هدف: مسیر بیوسنتز کلروفیل یکی از اهداف مهم ایجاد تغییرات ژنتیکی بهمنظور تغییر سرعت فتوسنتز و رشد گیاهان برای تامین افزایش تقاضای غذا در جمعیت رو به رشد جهان است. در این مطالعه تاثیر فوق بیان ژن GSA یکی از ژنهای مسیر بیوسنتز کلروفیل بر شرایط فیزیولوژیکی گیاه تنباکو مورد بررسی قرار گرفت. 5-آمینولوولینیک اسید (ALA) محصول ژن GSA است. ALA پیشساز ساخت تتراپیرولها است. این ترکیب نقش بسیار مهمی در سلولهای زنده دارد مثلا بهعنوان رنگدانهها، گیرنده نور (فیتوکروم)، گروه پروستاتیک بسیاری از پروتئینها (مثل سیتوکرومها، هموگلوبین، میوگلوبین و لگ هموگلوبین) و آنزیمها (مثل کاتالاز، آسکوربات، پراکسیداز و غیره) نقش دارند. امروزه ALA بهدلیل استفاده گسترده از آن در کشاورزی، جنگلداری و داروسازی مورد توجه زیادی قرار گرفته است. ALA در غلظتهای پایین فتوسنتز، رشد و نمو، عملکرد و بهرهوری را افزایش میدهد. همچنین ظاهر، رنگ میوه ، کیفیت و طعم محصولات را در گیاهان تیمار شده در شرایط عادی و استرسزا افزایش میدهد. ALA همچنین ویژگیهای آنتی اکسیدانی، جذب مواد مغذی، راندمان مصرف آب و تعادل اسمزی را در گیاهان بهبود میبخشد. مواد و روشها: در این تحقیق با توجه به مطالعات بیوانفورماتیکی cDNA ژن MsGSA گیاه یونجه رقم اصفهانی برای انتقال به گیاه تنباکو رقم Xanthi انتخاب گردید. از ناقل بیانی دوگانه گیاهی pBI121 که دارای ژن مقاومت آنتیبیوتیک کانامایسین برای انتخاب در باکتریها و گیاهان، محلهای برش برای آنزیمهای SacI و BamHI، پروموتر CaMV35S (پرموتور ویروس موزاییک گل کلم)، توالی خاتمه دهندهی نسخهبرداری nos و ژن گزارشگر β-گلوکورونیداز (GUS) استفاده شد. پس از ساخت سازه ژنی
pBI121-GSA و تایید انتقال سازه با استفاده از سه روش کلون PCR، هضم آنزیمی و ترادفیابی سازه مربوطه به اگروباکتریوم تومفسینس سویه LB4404انتقال داده شد. با استفاده از اگروباکتریوم واجد سازه ژنی، ژن مربوطه به ژنوم گیاه تنباکو منتقل و گیاهان تراریخته روی محیط گزینشی انتخاب شدند و وجود ژن با انجام PCR در گیاهان باززایی شده تایید شد. جوانههای تراریخته ریشهدار شده به خاک منتقل شدند. میزان بیان ژن GSA در گیاهان تراریخته حاصل با RT-PCR مورد ارزیابی قرار گرفت و میزان رشد و محتوای بیوشیمیایی آنها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: نتایج نشان داد که رشد گیاهان تراریخته بهصورت معنیداری بسته به میزان بیان ژن GSA افزایش یافت همچنین محتوای ALA (آمینولوولینیک اسید)، کلروفیل a، b و کلروفیل کل که محصول بیان ژن مربوطه میباشد. همچنین نتایج نشان میدهد که محتوای آنتوسیانینها، فلاونوئیدها و ترکیبات فنل گیاهان تراریخته متناسب با میزان افزایش بیان ژن GSA بهطور معنیداری نسبت به گیاهان تیپ وحشی افزایش پیدا کرده است.
نتیجهگیری: افزایش میزان رشد، محتوای کلروفیل a،b ، کلروفیل کل، ALA، آنتوسیانین، فلاونوئیدها و فنل گیاهان تراریخته متناسب با میزان افزایش بیان ژن GSA است و این بیانگر افزایش توان رشدی و افزایش پتانسیل مقاومت در گیاهان تراریخته تحت تاثیر ژن انتقالی GSA و افزایش محتوایALA است
اثر پیشبرنده آپوپتوزیس آگرینبی (Augerin B) در رده سلولی سرطان کولورکتال HT29
دوره 16، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 185-199
https://doi.org/10.61882/JCT.16.2.185
الهه امینی، ابوالفضل شاکری، آذر شیخ الاسلامی
چکیده هدف: در سالهای اخیر فراوردههای طبیعی اثرات ضد سرطان ارزشمندی ارائه کردهاند. جهت درک مکانیسم مولکولی اثر آگرینبی (Aguerin B) در سرطان کولورکتال، هدف این پژوهش بررسی نوع مرگ سلولی القا شده توسط آگرینبی و بیان فاکتور سرکوبگر تومور p53 در سلولهای سرطان کلورکتال HT29 است. مواد و روشها: سلولهای سرطان کلورکتال در محیط کشت DMEM غنی شده با 10 درصد سرم جنین گاوی و 1 درصد آنتی بیوتیک پنی سیلین-استرپتومایسین درون پلیت 96 خانه کشت شد. پس از گذشت 24 ساعت، سلولها توسط آگرینبی (غلظتهای 1 تا 8 میکروگرم بر میلیلیتر) بهمدت 24 و 48 ساعت تیمار شدند. آزمون MTT جهت ارزیابی بقای سلولها، رنگآمیزی اکریدین-اورنج-پروپودیوم-یداید، کیت کاسپاز 3، 9 و کیت DCF-DA جهت تعیین نوع مرگ سلولی القا شده توسط آگرینبی و از qRT-PCR جهت ارزیابی بیان p53 در سطح رونویسی استفاده شد. نتایج: یافتهها نشان داد آگرینبی بهصورت وابسته به دوز و زمان موجب القای اثرات سیتوتوکسیک در سلولهای سرطان کولورکتال میشود. غلظت 6/4 میکروگرم بر میلیلیتر بهعنوان غلظت میانه مهاری (IC50) مشخص شد. رنگ آمیزی اکریدین-اورنج-پروپودیوم-یداید نشاندهنده القای آپوپتوزیس تحت تیمار با غلظت میانه مهاری آگرینبی بود. افزایش فعالیت کاسپاز 3 و 9 و افزایش میزان ROS، نشاندهنده القای آپوپتوزیس از طریق مسیر میتوکندری تحت تیمار با آگرینبی بود. بهعلاوه، افزایش بیان p53 نشاندهنده اثر سرکوبگر تومور تحت تیمار با آگرینبی بود. نتیجهگیری: با توجه به اعمال سمیت موثر و اثر القاکننده آپوپتوزیس، آگرینبی بهعنوان یک ترکیب موثر در مهار سلولهای سرطان کولورکتال انسانی HT29 در مطالعات پیش بالینی و بالینی پیشنهاد میشود.
مطالعه اثر نانوذرات دیاکسید تیتانیوم بر ویژگیهای فیزیولوژیکی و تشریحی گیاه گلناز یخی (Aptenia cordifolia)
دوره 11، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 188-203
https://doi.org/10.52547/JCT.11.3.203
لاله احمدی، مریم کلاهی، هانیه محجل شجاء، الهام محجل کاظمی
چکیده هدف: در این بررسی اثر نانو ذرات دیاکسید تیتانیوم بهعنوان نانوذرهای که گستردهترین مصرف جهانی را در صنایع دارد برروی ویژگیهای ریختشناسی، تشریحی و فیزیولوژیکی گیاه گلناز یخی بانام علمی ailofidroc ainepA در شیوه محلولپاشی با چهار غلظت مختلف، موردمطالعه قرار گرفت.
مواد و روشها: تیمار نانو ذرات دیاکسید تیتانیوم بهصورت محلولپاشی برروی گیاه گلناز یخی دوبار در هفته انجام گرفت. پارامترهای رشدی، محتوای کلروفیل، فنل و فلاونوئید اندازهگیری شد. برای بررسی ساختار تشریحی گیاه؛ برشگیری دستی، رنگآمیزی مرکب و شمارش روزنهها انجام شد. آنالیز دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و آزمون دانکن انجام گرفت.
نتایج: تیمار نانو ذرات دیاکسید تیتانیوم موجب افزایش رنگیزههای فتوسنتزی کلروفیل a و b بهطور معنیدار در گیاهان تحت تیمار شد. بیشترین مقدار فنل و فلاونوئید در برگ چهارم گیاه تحت تیمار غلظت 05/0 درصد نانو ذرات دیاکسید تیتانیوم مربوط بود. همچنین تیمار نانو ذرات دیاکسید تیتانیوم باعث افزایش قطر دهانهی آوندی در ریشه و کاهش قطر دهانهی آوندی در ساقهی بعضی از تیمارها شد.
نتیجهگیری: پاسخهای فیزیولوژیکی و تشریحی گلناز یخی بیانگر پتانسیل و توان ژنتیکی این گیاه برای رشد در محیط آلوده به نانو ذرات دیاکسید تیتانیوم است.
ساخت نانوکامپوزیت فیبروئین ابریشم حاوی یون مس برای القای رگزایی توسط سلولهای اندوتلیال
دوره 12، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 189-205
https://doi.org/10.52547/JCT.12.3.189
زهرا افضلی، اکبر کارخانه، فاطمه متقیطلب، مهدی فرخی
چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر ساخت نانوکامپوزیت فریزدرای بر پایهی ابریشم و نانوذرات ابریشم حاوی مس برای رهایش کنترل شدهی یون مس برای بهبود رگ زایی میباشد.
مواد و روشها: در این پژوهش، از داربست نانوکامپوریتی فیبروئین ابریشم حاوی یون مس برای تحریک رگزایی توسط سلول اندوتلیال استفاده شد. ابتدا مقادیر مشخص مس سولفات بهمحلول فیبروئین افزوده شده و با روش حلالپوشی نانوذرات حاوی مس ساخته شدند. سپس با استفاده از روش خشک کن انجمادی، داربست های ابریشم حاوی نانوذرات ساخته شدند. اندازه و بار سطحی نانوذرات با استفاده از آزمون (DLS) dynamic light scattering، مورفولوژی داربست و نانوذرات با آزمون(SEM) scanning electron microscopy، ترکیب شیمیایی نانوذرات با آزمونfourier transform infrared spectroscopy (FTIR)، اندازهگیری رهایش یون مس با آزمون atomic absorption spectroscopy (AAS) و مطالعات سلولی با آزمونهای MTT و SEM مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: با افزودن غلظتهای مختلف یون مس، اندازهی نانوذرات از 128 نانومتر به 185، 220 و 282 تغییر کرد. همچنین، با استفاده از داربستهای تهیه شده، میزان تکثیر و حیات سلولهای اندوتلیالHUVEC تا 140 درصد نسبت به نمونهی کنترل افزایش پیدا کرد.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه بیانگر تاثیر مثبت استفاده از یون مس بارگذاری شده در نانوذرات ابریشم برای القای رشد سلولهای اندوتلیال و متعاقبا رگزایی میباشند.
اثرات سمیت سلولی و آپوپتوزیسی نانوذرات سلنیوم بر روی رده سلولی سرطان کولون (HT29)
دوره 15، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 190-202
https://doi.org/10.61186/JCT.15.3.190
سیده سارا حسنی، سید عطا اله سادات شاندیز، بهاره پاکپور
چکیده هدف: امروزه نانوذرات اهمیت کاربردی بالایی را در تشخیص و درمان سرطان پیدا کردهاند. هدف از این مطالعه ارزیابی اثرات سایتوتوکسیک و ضد سرطانی نانوذرات سلنیوم بر روی رده سلولی سرطان کولون و آنالیز بیان ژن CAD Caspase-activated Dnaseمیباشد. مواد و روشها: در این مطالعه، ابتدا اثرات سمیت سلولی نانوذرات سلنیوم در مدت زمان 24 ساعت بر روی رده سلولی سرطان کولون HT-29 و نرمال HEK293 توسط روش MTT مورد بررسی قرار گرفت. بهدنبال آن، پس از تیمار سلولها با غلظت 50 درصد کشندگی،RNA سلول استخراج شده و به cDNA تبدیل شد. میزان بیان ژن CAD با استفاده از روش Real Time PCR مطالعه شد. در نهایت، مطالعه آپوپتوزیس و نکروزیس با کمک روش فلوسایتومتری مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج: نتایج نشان داد که نانوذره سلنیوم در غلظتهای µg/mL25/31 تا µg/mL500 بیشترین مهار تکثیر سلولی را داشته که از لحاظ آماری معنیدار بوده است (p<0.001). میزان IC50 برای نانوذرات سلنیوم در مدت زمان 24 ساعت µg/mL 75 محاسبه شد. بیان ژن CAD نسبت به ژن مرجع در رده سلولی HT29 تیمار شده با نانوذرات سلنیوم طی 24ساعت بهمیزان 125/0±04/4 برابر افزایش یافت. همچنین دادههای فلوسایتومتری بیانگر افزایش بهمیزان 71/34 درصدی مرگ آپوپتوزیسی در رده سلولی سرطانی کولون بود. نتیجه گیری: با توجه به دادههای افزایش بیان ژنی درگیردر آپوپتوزیس (CAD) و فعال نمودن آپوپتوزیس می توان از نانوذرات سلنیوم بهعنوان کاندیدای دارویی در درمان سرطان کولون استفاده نمود، که نیاز به مطالعات بیشتری در خصوص اهمیت دارویی نانوذرات دارد.
بررسی ثبات ژنتیکی کلونهای حاصل از ریزازدیادی جوانههای جانبی هندوانه در شرایط کشت درونشیشه
دوره 16، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 200-227
https://doi.org/10.61882/JCT.16.2.200
شبنم مازندرانی، قاسمعلی گروسی، رحیم حداد
چکیده هدف: هدف این پژوهش ریزازدیادی رقم جابانی هندوانه از طریق کشت جوانه جانبی و بررسی تغییرات ژنتیکی احتمالی گیاهچهها پس از چهار نسل باززایی است. مواد و روشها: در این تحقیق، جوانههای جانبی پس از رشد گیاه مادری، در محیط کشت MS با غلظتهای مختلف IAA، BAP و TDZ منتقل و ریزازدیادی بهمدت چهار نسل ادامه یافت. در ادامه تاثیر غلظتهای منتخب هورمونی و نسلهای مختلف واکشت روی شباهت/تفاوت ژنتیکی گیاهچههای انتخابی با گیاه شاهد (مادری) توسط نشانگر ISSR موردبررسی قرار گرفت. نتایج: نتایج حاصل از بررسی تاثیر هورمونها روی افزایش تعداد جوانه جانبی در نسلهای مختلف نشان داد که بهطورکلی سه غلظت 0 mg/L IAA و 1 mg/L BAP، 1 mg/L IAA و 2 mg/L BAP و 2 mg/L IAA و 2 mg/L BAP بهترتیب با 33/2، 83/3 و 17/2 نوساقه در هر ریزنمونه بیشترین تاثیر را روی ازدیاد تعداد جوانههای جانبی بعد از چهار نسل داشتند. در بررسی تغییرات ژنتیکی با استفاده از 5 نشانگر ISSR، 60 باند تولید شد که 3/43 درصد آنها چندشکلی بودند. بیشترین تعداد باند (17 باند) مربوط به آغازگر UBC-864 و کمترین (9 باند) مربوط به P2 بود. بیشترین جایگاههای چندشکلی در آغازگر UBC-808 مشاهده شد. در میان تیمارها مورد بررسی، تیمار 1 mg/L IAA و 2 mg/L BAP در نسل 3 ریزازدیادی با 9 جایگاه چندشکلی بیشترین و تیمار 0 mg/L IAA با 1 mg/L BAP در نسل 1 ریزازدیادی با 2 جایگاه چندشکلی کمترین تعداد چندشکلی را نشان دادند. نتیجهگیری: یافتههای مطالعه کنونی نشان داد که نشانگرهای ISSR بهطور موثری میتوانند برای بررسی ثبات یا تنوع ژنتیکی ایجادشده در هندوانه پس از چند نسل واکشت در شرایط درون شیشه استفاده شوند.
بررسی اثرات ضد سرطانی نانوذرات ساماریوم سنتز شده به کمک عصاره گیاه زنجبیل روی سلولهای سرطانی کولورکتال HCT116
دوره 10، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 202-213
https://doi.org/10.52547/JCT.10.4.202
زهرا قدرتی، عادله دیوسالار، سعید آیریان، مریم سعیدی فر
چکیده هدف: با توجه به پیشرفت و شیوع سرطان، تلاش بر این است که ترکیبهای جدید در جهت سرکوب تومور و همراه با سمیت کمتر باشند. طی دهههای گذشته بهمنظور توسعه سیستم انتقال دارو برای غلبه برمحدودیتهای داروهای رایج مورد استفاده در درمان بیماریها، نانو تکنولوژی بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
مواد و روشها: لذا در این مطالعه برای اولین بار نانوذرات ساماریوم با استفاده از روش شیمی سبز و به کمک عصاره زنجبیل سنتز شدند. سپس خصوصیات فیزیکوشیمیایی نانوذرات سنتزی با استفاده از تکنیک پراکنش نور دینامیکی (DLS)، طیف سنجی مادون قرمز (FT-IR) و میکروسکوپ الکترونی روبشی FE-SEM بررسی شد. در نهایت خواص ضدسرطانی و سمیت سلولی نانوذرات ساماریم در مقابل سلولهای سرطانی کولون رده سلولی HCT116 پس از 24 و 48 ساعت تیمار توسط آزمون رنگ سنجی تترازولیوم (MTT Assay) بررسی شد.
نتایج: نتایج مطالعات پراکنش دینامکی نور و همچنین مطالعات مورفولوژیکی به کمک میکروسکوپ الکترونی روبشی بیانگر سنتز ناانوذرات کروی و همگن با ابعاد حدود 70 نانومتر میباشد. آزمون بقای سلولی میزان Cc50 (غلظتی از ترکیب که 50 درصد مرگ را در سلولهای سرطانی القا میکند) نانوذرات ساماریوم بر روی رده سلولی HCT116 در مدت زمان 24 و 48 ساعت بهترتیب 90 (1/23 میکروگرم بر میلیلیتر) و 81 میکرومولار (7/20 میکروگرم بر میلیلیتر) نشان داده است.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای بهدست آمده، بهنظر میرسد نانوذرات ساماریوم سنتز شده به کمک عصاره گیاه زنجبیل میتوانند بهعنوان دارویی جدید در درمان سرطان کلورکتال در آیندهای نزدیک استفاده شوند.
مطالعه کالوسزایی و باززایی اُرس یا سرو کوهی (Juniperus seravschanica) در محیط کشتهای مختلف در شرایط در شیشه (in vitro)
دوره 14، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 203-216
https://doi.org/10.61186/JCT.14.3.203
فرزانه فرزان، فرخنده رضانژاد، الهه زمانی
چکیده هدف: اُرس (Juniperus. L) یکی از پیچیدهترین جنسهای مخروطیان است که پس از کاجها، با حدود 75 گونه رایجترین درختچهها و درختان همیشه سبز را تشکیل میدهد. مطالعات متعددی به اهمیت این جنس در تثبیت خاک، استفاده زینتی، دارویی و صنعتی آن اشاره کردهاند. ارس یا سرو کوهی (Juniperus seravschanica)، در استان کرمان پراکنش وسیعی دارد، بهرحال، در اغلب مناطق دانهرستها یا گیاهان جوان، به مقدار خیلی کم مشاهده میشوند که اشاره به رویش سخت دانهها به دلایل مختلف دارد. همچنین ریشهدهی سخت آنها در شرایط کشت در شیشه گزارش شده است. بنابراین، برای غلبه بر این مشکلات، نیاز به یافتن یک روش بهینه، برای تشکیل و تکثیر ساقه و تحریک ریشهزایی و رشد ریشه در شرایط آزمایشگاهی میباشد. بنابراین، تکثیر از طریق کشت در شیشه، در صورت موفقیت میتواند گزینه خوبی برای تکثیر آن باشد. هدف از این مطالعه، کشت در شیشه سرشاخهها به منظور باززایی و تکثیر آنها، و نیز کشت در شیشه بذر، به منظور تولید کالوس و باززایی کالوسها و ریشهزایی آنها در جمعیت رشد یافته در ذخیرهگاه گلوچار (رابر، استان کرمان) J. seravschanica، بود. مواد و روشها: شاخسارهای جوان، از ذخیرهگاه گلوچار شهرستان رابر (استان کرمان) جمعآوری و بهمدت حدود 7-3 روز در دمای 4 درجه سانتیگراد نگهداری شدند. سرشاخههای انتهایی با اندازه 1 تا 5/1 سانتیمتری جدا و پس از سترون سازی، در محیط گیاهان چوبی (WPM) و محیط کشت موراشیگ و اسکوگ (MS) بدون هورمون، برای استقرار نمونهها، کشت شدند. به منظور پرآوری یا شاخسارزایی، همه کشتها به محیط دارای هورمون منتقل و غلظتهای مناسب هورمونی بهینهسازی شد. شاخسارهای جوان به محیط ریشهزایی WPM، MS و ½MS دارای سطوح مختلف هورمونی IBA، منتقل شدند. دانههای دارای رویان از مخروطهای ماده بالغ جدا، و پس از جمعآوری دانههای پر، دانهها بهمدت 2-1 هفته تحت تیمار سرما قرار گرفتند. سپس، ضدعفونی شده و در محیط MS(هورموندار) برای بررسی رویش دانه و نیز کالوسزایی از رویان، کشت شدند. باززایی کالوسها و تشکیل شاخساره و ریشهزایی آنها تحت غلظتهای مناسب هورمونی بررسی شد. نتایج: در محیط WPM، بالاترین درصد شاخسارزایی یا پرآوری (40 درصد)، در تیمار توام 3 میلیگرم در لیتر BAP و 2 میلیگرم در لیتر NAA بدست آمد. در محیط MS، بالاترین درصد پرآوری (57%) در محیط همراه 2/0 و 3 میلیگرم در لیتر بترتیب BAP و NAA مشاهده شد. در هر دو محیط، ساخسارهای پرآوری شده، تا حدود 4 ماه پس از کشت، در محیط ریشهزایی، هیچ ریشهای تولید نکردند. بالاترین درصد رویش دانه در محیط MS، در غلظت 5 میلیگرم در لیتر BAP و 2/0 میلیگرم در لیتر NAA، 33 درصد بود. بالاترین مقدار کالوسزایی از رویان (40%) در محیط کشت MS، و در غلظت 2/0 و 3 میلیگرم در لیتر بiترتیب BAP و NAA بهدست آمد. کالوسها در محیط شاخسارزایی WPM، شاخساره تولید کردند. تشکیل ریشه تا شش ماه مشاهده نشد اما پس از هشت ماه، حدود 10 درصد شاخسارها، ریشه ایجاد کردند. نتیجهگیری: بنظر میرسد عوامل مختلفی از جمله ژنوتیپ، پلیپلوئیدی یا تشکیل هیبرید، رشد کند گیاه که در بازدانگان معمول است، یا ترکیبات ثانویه، دلیل کم باززایی بویژه ریشهزایی باشد. همچنین مدت زمان کشت، میتواند در ریشهزایی موثر باشد.
کلون سازی و بیان ژن آنزیم زایلونات دهیدراتاز از کلوباکتر ویبریوئیدس
دوره 15، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 203-214
https://doi.org/10.61186/JCT.15.3.203
فاطمه مرتمی، محمدجواد دهقان عصمت آبادی، علی اصغر دلدار، رضا محمدی، نفیسه پورمهدی، فاطمه بزرگمهر
چکیده کلون سازی و بیان ژن آنزیم زایلونات دهیدراتاز از کلوباکتر ویبریوئیدس
تاثیر محلولپاشی پوترسین بر القا مقاومت به خشکی در گیاه جعفری مکزیکی(Tagetes minuta L.)
دوره 11، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 204-220
https://doi.org/10.52547/JCT.11.3.204
فائزه آراسته، محمد مقدم، عبدالله قاسمی پیربلوطی
چکیده هدف: در این مطالعه تاثیر محلولپاشی سطوح مختلف پوترسین بر صفات فیزیولوژیکی، بیوشیمیایی و میزان اسانس گیاه جعفری مکزیکی (Tagetes minuta L.) تحت تنش خشکی مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روشها: آزمایش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار و در شرایط گلخانهای اجرا شد. فاکتور اول تنش خشکی در سه سطح (75، 50 و 25 درصد ظرفیت زراعی) و فاکتور دوم محلولپاشی پوترسین در چهار سطح (0، 5/0، 1 و 2 میلیمولار) بود. تعداد 4 نشا در هر گلدان کاشته شد. اعمال تنش در موقعیکه ارتفاع گیاهان بهحدود 25 سانتیمتر رسید انجام شد. محلولپاشی پوترسین یک هفته قبل از گلدهی و با فاصله زمانی هر 7 روز یکبار تا مرحله 80 درصد گلدهی انجام شد.
نتایج: نتایج نشان داد محلولپاشی 2 میلیمولار پوترسین از سایر غلظتها موثرتر واقع شد و توانست اثرات مضر تنش خشکی را تا حد زیادی در این گیاه کاهش دهد. با افزایش خشکی همچنین فعالیت آنتی اکسیدانتی، فنل کل، پرولین و نشت الکترولیت افزایش یافت و در مقابل از محتوای نسبی آب برگ، رنگیزههای فتوسنتزی و پروتئین محلول کاسته شد. خشکی همچنین باعث افزایش فعالیت آنزیمهای آنتی اکسیدانتی گایاکول پراکسیداز (GPX) و پلیفنلاکسیداز (PPO) و میزان مالوندیآلدئید در این گیاه شد. با افزایش تنش خشکی تا سطح 50 درصد ظرفیت زراعی و محلولپاشی 1 میلیمولار پوترسین میزان اسانس جعفری مکزیکی افزایش یافت، در صورتیکه در شرایط تنش شدید (25 درصد ظرفیت زراعی) از میزان آن کاسته شد. پوترسین از طریق القا مقاومت به خشکی باعث کاهش فعالیت آنزیمهای آنتی اکسیدانتی و میزان مالوندیآلدئید شد.
نتیجهگیری: استفاده از پوترسین موجب القا مقاومت به تنش خشکی در گیاه جعفری مکزیکی شد و بهکارگیری غلطت 2 میلیمولار آن میتواند موثر و قابل توصیه میباشد.
