تولید داربست پلیکاپرولاکتون-ژلاتین بهمنظور تمایز سلوهای پروژنیتور قلبی
دوره 11، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 87-99
https://doi.org/10.52547/JCT.11.2.87
زهرا شمس، بابک اکبری، سارا رجبی، ناصر اقدمی
چکیده هدف: در این پژوهش، تهیه یک داربست ترکیبی با دارا بودن شرایط مورد نیاز جهت رشد، تکثیر و تمایز سلولهای پروژنیتور قلبی، مورد توجه قرار گرفت.
مواد و روشها: داربست ترکیبی با نانوفیبرهای موازی از پلیمرهای پلی کاپرولاکتون و ژلاتین با درصد ترکیبی 70 به 30 و با بیشترین شباهت از لحاظ ساختار موازی نانوفیبرها، قدرت الاستیسیته و همگونی نانوفیبرها با ماتریکس خارج سلولی قلب توسط روش الکتروریسی تهیه شد. با استفاده از تصاویر میکروسکوپ الکترونی و آزمونهای زاویه تماس و آنالیز استحکام مکانیکی در جهت نانوفیبرها، داربست ترکیبی ایجاد شده، بهمنظور دارا بودن بیشترین مشخصات مورد نیاز جهت داربست قلبی، مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت از آزمون Real time-PCR بهمنظور بررسی میزان بیان ژنهای مرتبط با تمایز سلولهای پروژنیتور قلبی (MYH-6, TTN and CX-43) استفاده شد.
نتایج: آزمونهای زاویه تماس و آنالیز استحکام مکانیکی نشان داد که داربست از نظر چسبندگی و استحکام شرایط مناسبی برای کشت سلولهای پروژنیتور قلبی را دارا بوده و آزمون Real time-PCR نیز نتایج خوبی از بیان ژنهای مرتبط با ضربان سلولهای کشت داده شده بر روی داربست را در برداشت.
نتیجهگیری: از آنجاکه مهمترین تفاوت سلول قلبی با سایر سلولهای بدن در داشتن ضربان است که ژنهای خاصی مسئول همزمانسازی آن هستند، نتایج این پژوهش نشان داد که داربست تولید شده میتواند گزینه مناسبی برای القای تمایز سلولهای پروژنیتور قلبی و مهندسی بافت قلب باشد.
اثر سینامیکاسید برمیزان فعالیت آنزیمهای فنیلآلانینآمونیالیاز(PAL) و تیروزینآمونیالیاز ( TAL) و برخی خصوصیات فیزیولوژیکی گیاه تنباکو Nicotiana rustica L. تحت شرایط تنش شوری کشت در شیشه
دوره 12، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 88-102
https://doi.org/10.52547/JCT.12.2.88
الهام محققیان، علیاکبر احسانپور
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثر سینامیکاسید (CA) بر برخی خصوصیات فیزیولوژیکی و میزان تحملبهشوری گیاهتنباکو (Nicotiana rustica L.) میباشد.
مواد و روشها: در این مطالعه قطعات جداکشت گیاه تنباکو رشدیافته در محیط MS به محیطهای کشت MS حاوی سینامیکاسید (غلظتهای 0، 5، 10 و 20 میلیگرمدرلیتر) و نمک NaCl (غلظتهای 0، 100 و 200 میلیمولار) منتقلگردید. پس از چهار هفته میزان فعالیت آنزیم فنیلآلانینآمونیالیاز (PAL) و تیروزینآمونیالیاز (TAL) ، میزان ترکیباتفنلیکل و پروتئینکل، میزان تجمع فلاونوئید، آنتوسیانین، ظرفیتآنتیاکسیدانیکل، هیدروژنپراکسید (H2O2)، میزان پتاسیم، سدیم و پرولین اندازه گیری شد..
نتایج: نتایج نشانداد در اثر تیمار گیاهان با CA میزان فعالیت آنزیم PAL (غلظتهای 5و10 میلیگرمدرلیتر CA به ترتیب 25 و 27 درصد افزایش در میزان فعالیت این آنزیم نسبت به گیاهان شوری 100 میلیمولار بدون CA نشان دادند) و TAL (در شوری 200 میلیمولار، غلظت 5 میلیگرمدرلیتر CA باعث افزایش 20درصدی میزان فعالیت آنزیمTAL نسبت به گیاهان شوری 200 میلیمولار بدون CA شدهاند)، میزان ترکیباتفنلیکل و پروتئینکل نیز نسبت به گیاهان شاهد افزایشیافت. تیمار CA باعث افزایش میزان تجمع فلاونوئید، آنتوسیانین و پرولین و نیز میزان پتاسیم و ظرفیتآنتیاکسیدانیکل نسبت به گیاهان شاهد گردید. اما میزان سدیم و H2O2 در نتیجه تیمار CA در مقایسه با گیاهان شاهد کاهشیافت.
نتیجهگیری: میتوان احتمال داد که CA با افزایش میزان ترکیباتفنلیکل و نیز پرولین در شرایط تنششوری موجب افزایش تحمل به شوری گیاه تنباکو می شود.
مقایسه اثر ضد سرطانی نانوذرات سریوم تولید شده بهروش سل-ژل و روش سنتز سبز با استفاده از عصاره آبی برگ گیاه زردینه (muiramurts muihtnaX) بر روی سلولهای سرطان پستان رده 132-BM-ADM
دوره 16، شماره 1، بهار 1404، صفحه 90-112
https://doi.org/10.61882/JCT.16.1.90
فاطمه طیبی خرمی، پریچهر حناچی، لیلا مامنی، ریحانه رمضانی، نسترن حیدری کهلی
چکیده هدف: بررسی اثر نانوذرات سریوم ساخته شده به دو روش سل - ژل و زیستی با استفاده از عصاره گیاه زردینه بر روی سلول سرطانی رده MDA-MB-231. مواد و روشها: از گیاه زردینه، با نام علمی Xanthium strumarium و در رده Strumarium با کد ALUH 38785، استفاده شد. برگ گیاه جدا و خشک شد سپس پودر شد و بهروش رفلاکس عصارهگیری و خالص شد. این عصاره برای کاهش یون فلزی سریوم نیترات استفاده شد. برای روش سل - ژل از نیترات سریوم و ستیل تری متیل آمونیوم بروماید استفاده شد. دستگاههای FTIR، EDAX،SEM و AFM برای بررسی ویژگیهای نانوذرات سنتز شده استفاده شدند. همچنین تست MTT برای بررسی و مقایسه میزان کشندگی نانوذرات سنتز شده بر روی سلول سرطانی 132-BM-ADM مورد استفاده قرار گرفت. نتایج: اندازه نانوذرات سبز در آنالیز AFM با میانگین 01 نانومتر و سل-ژل 31 بود و در آنالیز EDAX و SEM شکل نانوذرات سریوم سنتز شده در هر دو روش تقریبا کروی مشاهده شد. نتایج MTT نشان دادند که با افزایش زمان و افزایش غلظت، اثر کشندگی افزایش مییابد. علاوه بر این، مشخص شد که تاثیر کشندگی نانوذرات سنتز شده بهروش سبز بر روی سلولهای 132-BM-ADM بیشتر از تاثیر نانوذرات تهیه شده بهروش سل-ژل میباشد. نتیجهگیری: CeNPsها برای سلولهای سرطانی سمی هستند، از تهاجم جلوگیری میکنند و سلولهای سرطانی را به پرتودرمانی و شیمیدرمانی حساس مینمایند. سنتز سبز نانوذرات با استفاده از عصارههای گیاهی سودمندتر از استفاده از عوامل شیمیایی است، زیرا هزینه کمتری دارد، آلودگی را کاهش میدهد و ایمنی محیط زیست و سلامت انسان را بهبود میبخشد.
اثر تمرین منظم ورزشی بر پروتئینهای مرتبط با آتوفاژی (5GTA) و (7GTA) در بافت چربی سفید موشهای دارای تغذیه پرچرب
دوره 13، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 95-106
https://doi.org/10.52547/JCT.13.2.95
سعید دانشیار، امیر خسروی، فاطمه امید علی، سعید شوکتی بصیر
چکیده هدف: مطالعات نشان دادهاند که آتوفاژی (فرایند خود تجزیهای وابسته به لیزوزوم) در بافت چربی افراد چاق دارای تغذیه پرچرب افزایش تنظیمی مییابد. پروتئینهای مرتبط به آتوفاژی یعنی ATG5و ATG7 در مراحل اولیه فرایند آتوفاژی نقش کلیدی ایفا میکنند. از طرف دیگر نشان داده شده است که تمرینات ورزشی ، بدعملکردی یا بدسازگاری بافت چربی، که در افراد چاق بروز مییابد، را از طریق سازوکارهای سلولی مختلف اصلاح میکنند. از این رو، این سوال مطرح میشود که آیا تمرینات ورزشی میتواند بیش تنظیمی آتوفاژی، که در بافت چربی افراد چاق و دارای تغذیه پرچرب بروز مییابد، را تعدیل نماید. بنابراین، هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر تمرین منظم ورزشی بر بیان ژنهای 5GTA و 7GTA در بافت چربی سفید موشهای دارای تغذیه پرچرب است. مواد و روشها: 12 سر موش سوری نر نژاد 6/LB57C با سن تقریبی چهار هفته و با وزن تقریبی 12 گرم از مرکز مطالعات تجربی و مقایسهای دانشگاه علوم پزشکی ایران خریداری شدند. این موشها به صورت تصادفی در سه گروه؛ کنترل (هفت سر)، تغذیه پرچرب (هفت سر) و تمرین ورزشی –تغذیه پرچرب (هفت سر) جای گرفتند. موشهای گروه تغذیه پرچرب، بهمدت 21 هفته رژیم غذایی پرچرب (24 درصد) دریافت کردند. موشهای گروه تمرین ورزشی-تغذیه پرچرب، علاوه بر اینکه رژیم غذایی پرچرب دریافت میکردند، بهمدت شش هفته، تحت تمرین استقامتی تداومی بر روی نوارگردان قرار گرفتند. پس از پایان مداخله پژوهش، موشها بیهوش شدند و بافت چربی احشائی منطقه اپیدیدیمال برای اندازهگیری آزمایشگاهی با جراحی خارج شد. برای اندازهگیری بیان نسبی ژن های یعنی 5GTA و 7GTA از روش RCP-emiT laeR استفاده شد. داده های پژوهش از طریق آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی تحلیل آماری شدند. نتایج: دادههای این پژوهش نشان داد که بیان mRNAی ژنهای ATG5 و ATG7 در بافت چربی گروه تغذیه پرچرب در مقایسه با گروه کنترل بیش از دو برابر بیشتر بود (p<0.05). همچنین بیان mRNA ی این ژنها در گروه تغذیه پرچرب-تمرین ورزشی در قیاس با گروه کنترل بیشتر بود (10.0>p). مهمتر اینکه بیان ژن 7GTA در گروه تغذیه پرچرب-تمرین ورزشی در قیاس با گروه تغذیه پرچرب 5/1 برابر بیشتر بود (50.0>p). با این حال، بیان ژن 5GTA در گروه تغذیه پرچرب-تمرین ورزشی در قیاس با گروه تغذیه پرچرب تفاوت معنی دار نداشت (50.0<p). نتیجهگیری: نتایج این پژوهش دلالت بر این دارد که تغذیه پرچرب در طولانی مدت موجب افزایش بیان ژنهای عوامل دخیل در مرحله اولیه فرایند آتوفاژی (یعنی 5GTA و 7GTA) در بافت چربی سفید میشود و تمرین منظم ورزشی، افزایش بیان ژن 7GTA ناشی از تغذیه پرچرب را تقویت میکند، اما این تمرین، میزان بیان افزایش یافته 5GTA ناشی از تغذیه پرچرب را تغییر نمیدهد. بر این اساس میتوان استدلال کرد که توام شدن تمرین ورزشی و تغذیه پرچرب موجب تحریک بیشتر سازوکار آتوفاژی در بافت چربی سفید میشود که احتمالاً سازگاری مثبتی در جهت نمو بافت چربی باشد.
تاثیر آنتیاکسیدانتی عصاره گیاه میخک (Syzygium aromaticum) بر کیفیت اسپرم قوچ عربی طی نگهداری منی به حالت مایع
دوره 14، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 96-106
https://doi.org/10.61186/JCT.14.2.96
صالح طباطبائی وکیلی، رقیه زیدی
چکیده هدف: ترکیبات لیپیدی غشای پلاسمایی اسپرم پستانداران، بهدلیل وجود مقادیر بالای اسیدهای چرب غیراشباع، بهشدت نسبت به تنش اکسیداتیو حساس هستند. در سالهای اخیر، در خصوص خواص آنتیاکسیدانتی برخی گیاهان و نقش حفاظتی آنها برای اسپرمهای حیوانات تحقیقاتی صورت گرفته است. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر برونتنی عصاره میخک بر فراسنجههای کیفی و حفظ حیات اسپرمها تحت شرایط نگهداری منی به حالت مایع انجام شد.
مواد و روشها: اسپرمگیری از 8 راس قوچ عربی بهطور هفتگی بهمدت 6 هفته انجام شد و منی مخلوط آنها پس از رقیقسازی، به 5 قسمت تقسیم شد. تیمارها شامل افزودن سطوح صفر، 25، 50، 75 و 100 میکروگرم در میلیلیتر عصاره جوانه میخک به منی رقیق شده قوچ عربی بود. در زمانهای صفر، 24، 48، 72 و 96 ساعت پس از نگهداری تیمارها در دمای 5 درجه سانتیگراد، فراسنجههای کیفی اسپرمها ارزیابی شدند.
نتایج: در زمان صفر، فراسنجههای کیفی اسپرمها تحت تاثیر تیمارها قرار نگرفتند. در زمان 24 ساعت، درصد تحرک، زندهمانی و سلامت غشای پلاسمایی اسپرمها در تیمار 100 میکروگرم عصاره میخک کاهش یافتند (05/0>P). با سپری شدن زمان تا 96 ساعت، غلظتهای 25 و 50 میکروگرم عصاره میخک سبب بهبود درصد تحرک، زندهمانی و سلامت غشای پلاسمایی اسپرمها شدند (05/0>P). تفاوت میزان ناهنجاریهای مورفولوژیکی اسپرمها در بین تیمارها معنیدار نشد.
نتیجهگیری: بهطور کلی، افزودن 25 میکروگرم عصاره میخک بههر میلیلیتر رقیق کننده منی قوچ عربی سبب بهبود تحرک، زندهمانی و سلامت غشای پلاسمایی اسپرمها طی نگهداری منی تحت دمای 5 درجه سانتیگراد شد.
تاثیر یک دوره تمرین استقامتی به همراه دریافت عصاره سماق بر شاخصهای التهابی و آپوپتوزیسی موشهای نر آلزایمری
دوره 15، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 97-112
https://doi.org/10.61186/JCT.15.2.97
اکبر یگانه هاشمی، عباس صارمی، محمدرضا آفرینش خاکی
چکیده هدف: آلزایمر یک اختلال عصبی است که با کاهش عملکرد شناختی، ازدستدادن نورون و در نهایت زوال عقل مشخص میشود. هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر یک دوره تمرین استقامتی بههمراه دریافت مکمل سماق بر شاخصهای التهابی و آپوپتوزیسی در موشهای نر آلزایمری بود. مواد و روشها: در این مطالعه تجربی ۳۵ سر موش بهصورت تصادفی به گروه کنترل، آلزایمری، آلزایمری با دریافت مکمل سماق، آلزایمری با تمرین استقامتی و آلزایمری با تمرین استقامتی و دریافت مکمل سماق تقسیم شدند. القای آلزایمر، توسط تزریق ۸ میلیگرم/کیلوگرم تری متیل تین کلراید بههمراه ۲۰۰ میکرولیتر نرمال سالین انجام شد. تمرینات استقامتی شنا، بهمدت ۱۲ هفته و ۵ روز در هفته انجام شد. سطوح IL-18، bax، bcl2 و cas3 با استفاده از روش الایزا مورد بررسی قرار گرفتند. دادهها با استفاده از آزمون آنوای یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی مورد تحلیل قرار گرفت (05/0<p). نتایج: نشان داد القای بیماری آلزایمر موجب افزایش پروتئینهای IL-18، bax، bcl2 و cas3 میشود (001/0=p). پس از 12 هفته مداخله، سطح پروتئینهای IL-18، bax، bcl2 و cas3 در گروه آلزایمری شده+تمرین استقامتی نسبت به گروه آلزایمری شده بهطور معنیدار کمتر بود (001/0=p). از سویی، تفاوت معنیداری بین گروههای آلزایمری شده+تمرین استقامتی و آلزایمری شده+تمرین استقامتی+سماق از نظر سطح پروتئینهای IL-18، bax، bcl2 و cas3 وجود نداشت (05/0> p). نتیجهگیری: یافتههای ما پیشنهاد میکند که تمرین استقامتی موجب بهبود سطح شاخصهای التهابی در موشهای آلزایمری میشود، هر چند اضافه کردن سماق به برنامه ورزشی احتمالا با بهبود بیشتر در شاخصهای آپوپتوزیسی و التهابی همراه نیست.
القا مرگ سلولی برنامه ریزی شده در سلولهای سرطان انسانی A549 به واسطه عصاره هیدروالکلی گیاه مریم گلی (Salvia officinalis)
دوره 11، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 100-112
https://doi.org/10.52547/JCT.11.2.100
الهام حویزی، فاطمه پورعطار، مهناز کسمتی، علی شهریاری
چکیده هدف: هدف از مطالعهی حاضر بررسی اثرات سمی و اکسیداتیو عصاره هیدروالکلی مریمگلی بر سلولهای سرطانی رده A549 میباشد.
مواد و روشها: برای بررسی غلظتهای عصاره مریمگلی، سلولها در ظروف مخصوص کشت و سنجش MTT برای تعیین IC50 و توان زیستی سلول در روزهای 1، 3، 5 و 7 انجام شد. همچنین برای بررسی اثرات تیمار غلظت IC50 بر القای آپوپتوزیس، از سنجش آنزیمهای سوپراکسید دیسموتاز و کاتالاز دخیل در مسیر استرس اکسیداتیو و رنگآمیزی اکریدین اورنج استفاده شد. بهعلاوه، از رنگآمیزی گیمسا و DAPI بهمنظور بررسی تغییرات مورفولوژیکی سلول و هسته استفاده شد.
نتایج: غلظت IC50 عصاره مریمگلی برای سلولهای A549 5 میلیگرم بر میلیلیتر بهدست آمد. براساس نتایج، عصاره مریمگلی بهصورت معنیداری تاثیر سیتوتوکسیک بیشتری بر رده سلولی A549 در مقایسه با نمونه کنترل داشت. سلولهای A549 تحت تیمار با عصاره، در زمانهای مختلف تفاوت بارز و وابسته به دوزی را نشان دادند. نتایج حاصل از رنگآمیزیها، تاییدی بر القای آپوپتوزیس در گروه تیمار بود. همچنین نتایج بیان آنزیمی نشان داد که فعالیت آنزیمهای سوپراکسید دیسموتاز و کاتالاز در گروه تیمار در مقایسه با گروه کنترل بهطور معنیداری افزایش یافت.
نتیجهگیری: براساس نتایج فوق، عصاره هیدروالکلی مریمگلی ضمن القا فعالیت آنتی اکسیدانتی، اثر آپوپتوتیک قابل ملاحظهای بهصورت وابسته به دوز و زمان بر سلولهای سرطانی ریه دارد.
اثر تزریق درون صفاقی بوپرهنورفین بر تغییر در بیان ژنهای اختصاصی در قطعهی کمری نخاع رتهای نر
دوره 12، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 103-113
https://doi.org/10.52547/JCT.12.2103
حمیرا حاتمی نعمتی، حاتم احمدی، رضا شهبازی ایلخچی، حافظ حسینی
چکیده هدف: بوپرهنورفین بهعنوان مشتقات الکالوئیدی مورفینی در درمان وابستگی به اوپیوئیدها اثربخش است. گزارشهای متعددی در مورد اثرات مفید و غیرمفید بوپرهنورفین در مطالعات قبلی آمده است.
مواد و روشها: تغییرات در ببان ژنهای اختصاصی پروتئین کیناز B (AKT)، آنزیم گلیکوژن سنتاز کیناز 3 (GSK3)، فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) و پروتئین اتصالی عنصر پاسخی CAMP (CREB)، در نتیجه تزریق درون صفاقی دوزهای 10 و 6 میلیگرم بر کیلوگرم بوپرهنورفین در طی دورهی 14 روزه در قطعهی کمری نخاع موشهای صحرایی نر بررسی شده است.
نتایج: تزریق درون صفاقی دوز 10 میلیگرم بر کیلوگرم بوپرهنورفین در طی دوره 14 روزه، موجب افزایش بیان ژنهای AKT و CREB در قطعهی کمری نخاع موشهای صحرایی نر شد(05/0>p)، در صورتیکه دوزهای اعمال شده این دارو، تغییری معنیدار در بیان ژنهای GSK3 وBDNF در این ناحیه ایجاد نکرد.
نتیجهگیری: با بررسی نتایج حاصل از این مطالعه با مکانیسمهای پیشنهادی ارائه شده توسط محققین قبلی، احتمال میرود که تجویز دوز بالای بوپرهنورفین در دورهی 14 روزه، از مسیر سیگنالینگ PI3/Akt/CREB/BDNF، موجب افزایش بیان ژنهای AKT و CREB در قطعهی کمری نخاع موش صحرایی شده و از افزایش بیان ژن نامطلوب GSK3 جلوگیری کرده است. همچنین دوزهای بهکار رفته دارو قادر بهتغییر در بیان ژن BDNF نشد.
اثر لوواستاتین بر تکثیر سلولی و بیان فاکتور نوروتروفیک سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان در شرایط آزمایشگاهی
دوره 13، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 107-120
https://doi.org/10.52547/JCT/13.2.107
افسانه باقری، محمدتقی قربانیان، ابوطالب کوشا
چکیده هدف: در سال های اخیر استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از مغز استخوان (BMSCs) در پزشکی بازساختی، مهندسی بافت و ژن درمانی بسیار مورد توجه محققان قرار گرفته است. دسترسی آسان، قابلیت تکثیر و ظرفیت تمایز BMSC بههمراه قابلیت چسبندگی به سطح پلاستیکی و رشد و گسترش در شرایط کشت آزمایشگاهی از ویژگی های این سلول ها به شمار می رود. سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان سلولهای بزرگسالی هستند که توانایی تمایز به دودمان مزودرمی دارند و در میان سایر سلولهای بزرگسال، میتوانند در مهندسی بافت استفاده شوند و کاندیدای مناسبی برای پیوند هستند. داروی لوواستاتین به عنوان یک عامل کاهشدهنده کلسترول و با اثرات آنتیاکسیدانت و به ویژه نوروتروفیک و ضدالتهابی میتواند در درمان اختلالات عصبی موثر واقع شود. هدف از این مطالعه بررسی بقا، تکثیر و بیان ژنهای GDNF و oct4 با دوزهای مختلف داروی لوواستاتین در سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان است. فرض بر این است که لواستاتین اثرات محافظت کننده عصبی خود را با القای بیان ژن فاکتور نوروتروفیک و ژن فاکتور نسخه برداری تکثیر سلولی اعمال می کند. مواد و روشها: در این مطالعه تجربی از موش صحرایی بالغ نژاد ویستار (wistar) استفاده گردید. در مطالعه حاضر سلولهای بنیادی مزانشیمی از استخوان ران و ساق موش صحرایی استخراج و در محیط α-MEM کشت شد. BMSCsپس از استخراج در محیط α-MEM (Gibco) غنی شده با 10 درصد سرم (Gibco) و پنی سیلین-استرپتومایسین (Gibco) یک درصد در فلاسک 25cm2 و تراکم 104×2 کشت داده شده و در شرایط دمایی 37 درجه سانتیگراد و CO2 5 درصد نگهداری شدند. سلولهای بنیادی مزانشیمی به مدت 24 ساعت در معرض 1 میکرومولار، 5 میکرومولار ، 10 میکرومولار و 15 میکرومولار لوواستاتین بهعنوان تیمار قرار داده شدند. میزان بقا و حیات با روش MTT و تکثیر سلولی با شمارش سلولی توسط رنگآمیزی با DAPI ارزیابی شد. همچنین با روش RT-PCR بیان فاکتور نسخهبرداری تکثیر سلولهای بنیادی Oct4 و فاکتور نوروتروفیکGDNF بررسی شد. نتایج: سلول های بنیادی مزانشیمی به کف ظرف کشت پلاستیکی چسبیدند و به سرعت تکثیر شدند. در ظرف کشت، این سلول ها معمولاً به سه شکل سلولهای کروی کوچک، دوکی شکل و فیبروبلاست مانند ظاهر شدند. نتایج این مطالعه نشان میدهد که میزان تکثیر در غلظتهای 5، 10 و 15 میکرومولار لوواستاتین نسبت به گروههای کنترل افزایش معنیداری را نشان میدهد(05/0p<). بیان نیمه کمی ژن فاکتورهای نوروتروفیک مشتق از گلیال(GDNF) و ژنهای oct4 نشان داد که بین گروههای تیمار سلولهای بنیادی مزانشیمی و گروه کنترل تفاوت معنیداری وجود دارد. بنابراین داروی لوواستاتین موجب افزایش حیات و تکثیر سلولی و همچنین بیان mRNA ژن Oct4 و GDNF در گروه لوواستاتین نسبت به گروه کنترل، گردید (05/0p<). نتیجهگیری: بنابراین استفاده از داروی لوواستاتین برای بهبود شرایط کشت سلولهای بنیادی مزانشیمی که برای پیوند و سلول درمانی بهکار میرود، پیشنهاد میشود. نتیجه دیگر این است که سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از مغز استخوان برای درمان بیماریهای تحلیل برنده مغز (نورودژنرتیو) مفید خواهند بود.
بهبود کیفیت اسپرم اپیدیدیمی قوچ با افزون آنتیاکسیدان روتین طی نگهداری 48 ساعت بعد از سردسازی
دوره 14، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 107-115
https://doi.org/10.61186/JCT.14.2.107
حسین محمدی، ابوذر نجفی
چکیده هدف: غشای اسپرم سرشار از اسیدهای چرب غیراشباع است که نسبت به آسیب بهوجود آمده توسط ROS در نتیجه پراکسیداسیون چربیها بسیار حساس میباشد. استفاده از آنتیاکسیدان مناسب در رقیقکنندههای منی میتواند سطح ROS را کاهش دهد. پژوهش حاضر در جهت مقایسه غلظتهای مختلف آنتیاکسیدان روتین در فرآیند سردسازی اسپرم قوچ بود.
مواد و روشها: بعد از فراوری اسپرم اپیدیدمی پارامترهای جنبایی (CASA)، یکپارچگی غشا (HOST)، زندهمانی، پراکسیداسیون لیپیدی (MDA) در زمانهای 0، 24 و 48 ساعت بعد از سردسازی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج: دادههای حاصل از این آزمایش نشان دهنده آن است که در زمان 24 و 48 ساعت بعد از سردسازی افزون آنتیاکسیدان روتین در غلظت 75/0 و 1 میلی مولار باعث افزایش معنیدار جنبایی کل، جنبایی پیشرونده و سرعت در مسیر مستقیم میشود. نتایج پژوهش حاضر نشان دهنده آن است که تیمارهای آزمایشی در زمان صفر، 24 و 48 ساعت بعد از سردسازی تاثیری روی VAP، VCL و STR ندارد. نتایج حاصل از این آزمایش نشان دهنده آن است که در زمان 24 و 48 ساعت بعد از سردسازی افزون آنتیاکسیدان روتین در غلظت 75/0 و 1 میلی مولار باعث افزایش معنیدار زندهمانی، یکپارچگی غشا میشوند. همچنین نتایج نشان دهندهی آن است که تیمارهای آزمایشی باعث کاهش میزان MDA میشوند. نتایج گویای آن است که تیمارهای اعمال شده تاثیری در مورفولوژی اسپرم ندارد. نتیجهگیری: نتایج نشان دهندهی آن است که استفاده از آنتیاکسیدان روتین در غلظتهای 75/0 و 1 میلیمولار باعث بهبود کیفیت اسپرم قوچ میشود.
تاثیر فیزالین موجود در عصاره گیاه عروسک پشت پرده (Physalis alkekengi) بر تخمدان و رحم موشهای ماده بالغ نژاد Balb/c
دوره 11، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 113-126
https://doi.org/10.52547/JCT.11.2.113
سیما مشایخ، حسین جلالی، مهناز آذرنیا
چکیده هدف: هدف از انجام این پژوهش تجربی بررسی عوامل موثر ناباروری ترکیبات فیزالین بر روی دستگاه تناسلی موش ماده بالغ Balb/c است.
مواد و روشها:. آزمایش فوق با تهیه عصاره آبی گیاه و انتخاب سه دوز 5/7 گرم بر کیلوگرم، 9 گرم بر کیلوگرم و 15 گرم بر کیلوگرم انجام گرفت، همزمان با گروههای تجربی، بهگروه سم آب مقطر تزریق و گروه کنترل نیز بهشکل دست نخورده نگهداری شد. جهت بررسی مراحل مختلف سیکل استروس اسمیر واژن تهیه میشد. یک ساعت بعد از آخرین تزریق از موشها خونگیری و سپس بهوسیله کلروفرم کشته و رحم و تخمدان آنها جهت مطالعات بافتشناسی آماده شدند.
نتایج: بررسیهای آماری نشان داد که تزریق عصاره با دوز 5/7 گرم بر کیلوگرم موجب کاهش استروژن و برگشت 33 درصد باروری درموشها میشد. همچنین در دوز 9 گرم بر کیلوگرم ابتدا همه موشها نابارور ولی بعد از گذشت یک ماه از آخرین تزریق 5/16 درصد موشها برگشت باروری و افزایش معنیدار پروژسترون را نشان دادند.
نتیجهگیری: طبق نتایج بهدست آمده احتمالا بهعلت آنکه فیزالینها دارای ساختمان شبه استروئیدی هستند، گیرنده توسط فیزالین اشغال و میتواند موجب بینظمی در رشد و نمو اووسیت، سلولهای بافت رحم و تخمدان و ناباروری شود.
مطالعه ی استفاده از رنگ آمیزی های اختصاصی در مشاهده ی سلول های نروگلی و الیاف میلین مخچه در مراحل جنین قرقاول تا جوجه یک روزه
دوره 15، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 113-129
https://doi.org/10.61186/JCT.15.2.113
منصوره عزیزی، احمدعلی محمدپور
چکیده هدف: قرقاول پرندهای دلنشین است که دم بلند و باشکوهش آن را از سایر گونههای ماکیان متمایز میسازد. مخچه به شکل شاخ و برگ که پشت سر هم در محور سری- دمی مغز قرار دارد، سازماندهی شده است. میلین پیچ خوردگی غشای پلاسمایی سلول الیگودندروسیت و شوآن اطراف یک آکسون میباشد که موجب عایق شدن آن و افزایش سرعت هدایت جریان عصبی میشود. با توجه به اهمیت و نقش اساسی دستگاه عصبی، تاکنون مطالعات زیادی روی سیستم عصبی پستانداران و سایر پرندگان صورت گرفته، لیکن در مورد تکامل دستگاه عصبی قرقاول تحقیقاتی انجام نشده است بههمین دلیل، این تحقیق پیشنهاد شده است. مواد و روشها: در این مطالعه از 06 عدد تخم نطفه دار قرقاول استفاده شد. تخمهای سالم در دستگاه انکوباتور اتوماتیک قرار گرفتند و در روزهای مختلف فرد جنینی از روز 7 و جوجه یک روزه نمونه برداری سر جنین، انجام شد و در فرمالین 01 درصد فیکس شدند، سپس مراحل آماده سازی بافتی انجام شد و با رنگهای تخصصی لوکسال فاست بلو کرسیل اچت ویوله و فسفوتنگستیک اسید-هماتوکسیلین مالوری رنگآمیزی مقاطع انجام شد.در نهایت نمونهها جهت مطالعهی میکروسکوپی آماده شدند. نتایج: در مخچهی جنین 7 روزه قرقاول، الیاف میلین بهصورت رشتههای بسیار نازک کوتاه در بین سلولهای اولیه عصبی بهصورت نامنظم و پراکنده دیده شدند. با افزایش سن جنین تراکم، و احتمالا طول الیاف میلین و اندازهی سلولهای عصبی افزایش یافت و همچنین آرایش فضایی الیاف میلین بهصورت دستجات قطور منظم، دیده شد و تقریبا از جنین 71 روزه ی قرقاول به بعد، آرایش منظم این الیاف، باعث تشخیص ماده سفید و خاکستری مخچه شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که میلین و سلول های گلیال از سن 7 جنینی در مخچهی قرقاول شروع به تشکیل مینمایند و با افزایش سن جنین، این سلولها نیز بزرگتر شده و کاملا فضای بین نورونها را پر مینمایند. همچنین الیاف میلین ابتدا در سن 7 جنینی بهصورت رشتههای بسیار نازک و پراکنده مشاهده شدند و با افزایش سن جنین، این الیاف متراکم تر شده و در نهایت در مادهی سفید مخچهی جوجه یک روزه، بهصورت باندل های بسیار قطور و منظم، آرایش فضایی مییابند.
بیان ژن آنزیم بنزیل فورمات دکربوکسیلاز در باکتری E.coli
دوره 16، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 113-131
https://doi.org/10.61882/JCT.16.2.113
مولود خیری، علی اصغر دلدار، محمدجواد دهقانعصمت آبادی، نفیسه پورمهدی
چکیده هدف: 1،2،4-بوتان تریول (BT)، یک ماده شیمیایی غیرطبیعی با کاربردهای دارویی و نظامی، از ویژگیهای این ماده است. تولید زیستی BT هدف این تحقیق است، زیرا روش شیمیایی بهدلیل محدودیتهای کاتالیزوری و بازده پایین، اقتصادی نیست. تولید آنزیم بنزیل فورمات دکربوکسیلازبا هدف تکمیل مسیر آنزیمی سنتز زیستی BT میباشد که از زایلوز طی چهار واکنش آنزیمی انجام میشود و E. coli با دارا بودن دو آنزیم از این مسیر، با افزودن دو ژن دیگر، قادر به تکمیل آن خواهد بود. مواد و روشها: بهمنظور ساخت سویه E. coli بیانکننده آنزیم بنزوئیل فرمات دکربوکسیلاز، ژن mdlC از P. putida تکثیر و در وکتورهای pBAD و pET28 کلون شد. پس از تایید کلونینگ با آزمایشهای تاییدی، بیان پروتئین با ژل SDS-PAGE و عملکرد آنزیم مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: پس از انتقال سازواره بیانی به سویه مناسب، حضور باند پروتئینی 56 کیلودالتونی در ژل SDS-PAGE، بیان ژن mdlC را تایید کرد. برای ارزیابی عملکرد آنزیم، وکتور نوترکیب pBAD.mdlC به سویه TOP10 ترنسفرم و تولید BT در محیط کشت با روش HPLC آنالیز شد. نتیجهگیری: بنزوئیل فرمات دکربوکسیلاز (BFD)، آنزیمی کلیدی در مسیر تولید بوتان تریول (BT) درE. coli است. در این مطالعه، ژن mdlC کد کننده BFD از P. putida تکثیر و در وکتورهای pBAD و pET28 کلون شد. سیستم بیانی pET28 بهدلیل سهولت استفاده انتخاب شد و وکتور pBAD نیز بهدلیل قابلیت القا مورد استفاده قرار گرفت. بیان پروتئین 56 کیلودالتونی با SDS-PAGE تایید و عملکرد آنزیم در تولید BT با HPLC بررسی شد.
بررسی میزان انتقال پذیری و سمیت شکلهای مختلف پلاسمید در سلول HEK293 بهعنوان میزبان
دوره 12، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 114-121
https://doi.org/10.52547/JCT.12.2.114
محمد هاشمآبادی، حسینعلی ساسان، مژده اماندادی، مهیار انصاری، آزاده ثمرغلامی
چکیده هدف: در پژوهش حاضر، تاثیر شکلهای ساختاری مختلف پلاسمید برکارایی انتقال بهدرون میزبان مورد بررسی قرار گرفت و میزان سمیت حاصل از شکلهای مختلف پلاسمید برسلولهای میزبان بررسی شد.
مواد و روشها: فرمهای ﺳﻮﭘﺮﮐﻮﯾﻞ، ﺣﻠﻘﻮی، نیمهبرش خورده و ﺧﻄﯽ پلاسمید از ژل آگارز تفکیک شد. این ساختارها بهسلولهای HEK293 انتقال داده شد و کارایی انتقال و سمیت حاصل از هر یک از این اشکال با استفاده از تکنیک MTT مورد سنجش قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که میزان ورود شکل سوپرکویل پلاسمید pcDNA3.1+ بهدرون میزبان، بسیار بیشتر از بقیه اشکال است و میزان سمیت پلاسمیدها برای میزبان در حالت خطی بسیار بیشتر از سایر اشکال است. بنابراین نتایج نشاندهنده مناسب بودن فرم سوپرکویل برای افزایش کارایی انتقال و کاهش مرگ سلولی میباشد.
نتیجهگیری: محققان میتوانند با استفاده از فرم سوپرکویل پلاسمید در فرایندهای انتقال ژن کارایی این فرایند را بهطور چشمگیری افزایش دهند.
مطالعه تاثیر شوریهای کوتاه مدت بر فعالیت سلولهای کلراید ماهی کپور معمولی (Cyprinus carpio) بهروش ایمونوهیستوشیمی و میکروسکوپ الکترونی روبشی
دوره 14، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 117-127
https://doi.org/10.61186/JCT.14.2.117
راضیه ایروانی، رحیم عبدی، رحیم پیغان، بیتا ارچنگی
چکیده هدف: هدف اصلی ارزیابی سلولهای کلرید آبشش ماهی کپور معمولی در طول سازگاری با شوریهای مختلف محیطی در یک دوره کوتاه مدت بوده است.
مواد و روشها: ماهیها با وزن میانگین 1±4/41 گرم و طول 1±9/16 سانتیمتر در چهار گروه با سه تکرار استفاده شد. گروه شاهد در آب شیرین و سه گروه در شوری ppt4، ppt8 و ppt12 با شرایط یکسان نگهداری شدند. در ساعات صفر، 6، 12، 24، 48، 72 و 96 از کمان آبششی دوم نمونههایی با ضخامت نیم سانتیمتر تهیه و در فرمالین بافر 10 درصد و محلول گلوتارآلدئید 5/2 درصد با 4/7=pH قرار داده شدند. روش استاندارد تهیه مقاطع بافتی انجام و برشهای پارافینی به ضخامت 6-4 میکرون با روشهای هماتوکسیلین - ائوزین رنگ آمیزی شدند. همچنین تغییر ساختار، تعداد سلولهای غنی از میتوکندری، توزیع و پراکندگی آنزیم Na+/K+-ATPase بهکمک میکروسکوپ الکترونی روبشی و تکنیک ایمونوهیستوشیمی مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: تغییرات آشکار در تعداد و توزیع سلولهای کلرید در دو موقعیت لاملایی و فیلامنتی در زمانهای مختلف نمونهبرداری نشان داد. بیشترین تعداد سلولهای کلراید در فیلامنت و لاملا 33/1±28/26، 27/1±11/19 در شوری ppt12 و کمترین مربوط به گروه کنترل بود. بزرگترین اندازه سلولهای کلراید در فیلامنت و لاملا، 46/1±51/22، 23/1±72/12 در شوری ppt12 و کمترین مربوط به گروه کنترل بود.
نتیجه گیری: سلولهای کلراید آبشش ماهی کپور معمولی در مواجهه با شوریهای مختلف در مدت زمان کوتاه میتوانند تعداد و اندازه خود را تغییر داده و با شرایط جدید سازگار شوند.
مطالعه مقایسهای رشد و پاسخ دارویی سلولهای MCF-7 و MDA-MB231 سرطان پستان انسانی در کشت دو- و سه بعدی
دوره 13، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 121-134
https://doi.org/10.52547/JCT/13.2.121
عرفان سفیدگر، شیوا اکبری بیرگانی
چکیده هدف: کشت سه بعدی سلولهای سرطانی، روشی است که در آن سلولها فرصت رشد و ارتباط همه جانبه در یک فضای سه بعدی داشته و توده های سلولی با نام توموسفر ایجاد میکنند. در سالهای اخیر، توسعه مدل های توموری از سلول های سرطانی با بهکارگیری روش های کشت سه بعدی به عنوان استراتژی دقیق و قابل اعتماد جهت مطالعه سلول های بنیادی سرطانی و شناسایی رویکردهای درمانی مبتنی بر سلول بنیادی سرطانی شناخته می شود. مدلهای سهبعدی در مقایسه با روش مرسوم کشت تک لایه، شباهت بیشتری به شراط درون تنی دارند. زیرا در مدلهای توموری، ریزمحیط توموری، تعاملات سلول-سلول و سلول-ماتریکس خارج سلولی و شرایط هیپوکسی که لازمه بقا سلول های بنیادی سرطان است به خوبی بازتولید می شود. مدلهای توموری از طریق بکارگیری چندین گونه سلولی از جمله سلولهای سرطانی و استرومایی در ساخت، به خوبی قابلیت توسعه و بازتاب پیچیدگی بافتی را دارند که در چنین حالتی، حتی مدلی دقیقتر در بازتاب شرایط وقعی بدن محسوب می شوند. ازینرو در مطالعه حاضر، ساخت مدل سه بعدی سرطان پستان با هدف بررسی ارتباط رفتار سلولی با شرایط کشت (دوبعدی و سه بعدی)، مطالعه مقایسهای رشد و پاسخ دارویی دو رده سلول سرطان پستان انسانی انجام شده است. مواد و روشها: دو رده سلولی MCF-7 و MDA-MB-231 به صورت دو بعدی و سه بعدی (به دو شیوه کشت در سطح و کشت غوطه ور) بر روی داربست ماتریژل کشت داده شدند. فنوتیپ مولکولی سلولها بر حسب مارکرهای سطحی با استفاده از روش فلوسایتومتری بررسی شد. رشد ماموسفرها در 12 روز دنبال و کنتیک رشد آنها مشخص شد. برای بررسی پاسخ دارویی دو داروی ضدسرطان اکتینومایسین دی و پکلی تاکسل مورد استفاده قرار گرفت. ابتدا مقادیر IC50 دو دارو برای رده های سلولی مورد مطالعه تعیین شد، سپس ماموسفرهای تولید شده با دوز مشخص دارو تیمار و اثر آنها بر رشد ماموسفرها دنبال شد. نتایج: دو رده سلولی MCF-7 و MDA-MB-231 که بهصورت دو بعدی و سه بعدی کشت داده شدند تفاوت معنیداری در فنوتیپ مولکولی نشان میدهند. به گونه ای که بنظر میرسد پس از کشت سه بعدی بیان مارکر سطحی CD44 بطور قابل توجهی کاهش داشته است. از طرفی ویژگیهای رشدی سلولهای مورد مطالعه در دو حالت مختلف کشت سه بعدی اختلاف قابل توجهی نشان میدهند. مطالعات پاسخ دارویی نیز بهطور مشابه گویای اختلاف پاسخ دارویی در شرایط کشت دو بعدی و سه بعدی است به گونه ای که اثر مهارکنندگی داروی پکلیتاکسل در مقایسه با داروی اکتینومایسین دی، در شرایط کشت سه بعدی کاهش داشته است. علاوه بر آن نتایج نشان میدهند که دو رده MCF-7 و MDA-MB231 نیز پاسخ دارویی متفاوتی دارند که میتواند متاثر از فنوتیپ مولکولی متفاوت آنها باشد. نتیجهگیری: در مجموع نتایج حاصل از پژوهش انجام شده, موید این نکته است که فنوتیپ مولکولی سلولهای سرطانی، ویژگیهای رشدی و پاسخ دارویی آنها بهشدت متاثر از نوع رده سلولی مورد مطالعه، شیوه کشت آنها و نوع داروی بهکار رفته است. بنابراین انجام هرچه دقیقتر مطالعات سرطانی مستلزم دستیابی به مدلی است که بیشترین شباهت را با تومور مربوطه در بدن داشته باشد.
اثر متیلجاسمونات و سالیسیلیکاسید بر فعالیت آنتیاکسیدانتی، ترکیبات فنلی و فلاونوئیدی در کشت سلولی سیاهدانه (Nigella sativa)
دوره 12، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 122-133
https://doi.org/10.52547/JCT.12.2.122
سحر ابراهیمزاده، فروغ سنجریان
چکیده هدف: هدف این مطالعه القای کالوس و تولید سوسپانسیون سلولی از گیاه دارویی شناخته شده سیاهدانه Nigella sativa)) و بهدنبال آن تاثیر الیسیتورهای سالیسیلیکاسید و متیلجاسمونات برروی مقدار و توان آنتی اکسیدانتهای آن بود.
مواد و روشها: از برگهای لپهای گیاه، کالوس تهیه شد. سپس استقرار کشت سوسپانسیون سلولی با استفاده از کالوس مناسب، انجام شد. سلولها تحت تیمار با الیسیتورهای سالیسیلیکاسید و متیلجاسمونات قرار گرفتند و محتوی فنل کل و کارتنوئیدها در آنها سنجش شد. توان آنتیاکسیدانتی باروش FRAP اندازهگیری شد.
نتایج: نتایج نشان داد که تیمارها تاثیر معنیداری بر وزنتر کالوس ندارند اما وزن خشک کالوس تیمارشده با سالیسیلیکاسید بهطور معنیداری کاهش مییابد. بیشترین مقدار محتوی فنل کل در کشت کالوس و سوسپانسیون سلولی در تیمار با سالیسیلیکاسید مشاهده شد. تیمار سوسپانسیون سلولی با هر دو الیسیتور باعث افزایش معنیدار مقدار فلاونوئیدها شد. توان آنتیاکسیدانتی سوسپانسیون سلولی نیز در تیمارها افزایش معنیداری یافت که این افزایش در تیمار متیلجاسمونات کمتر بود.
نتیجهگیری: باتوجه بهنتایج بهدست آمده بهنظر میرسد الیسیتور سالیسیلیکاسید در سوسپانسیون سلولی سیاهدانه باعث القای بیشتر پاسخ نسبت به الیسیتور متیلجاسمونات شده و در نتیجه باعث القای بیشتر خاصیت آنتیاکسیدانتی میشود.
بررسی سلامت کروماتین اسپرم در مدل رت واریکوسلی
دوره 11، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 127-138
https://doi.org/10.52547/JCT.11.2.127
عرفانه شایگان نیا، محمدحسین نصراصفهانی، فتاح ستوده نژاد نعمت الهی، کاظم پریور
چکیده هدف: هدف از مطالعه حاضر آن است که با استفاده از مزیت کار با حیوانات آزمایشگاهی، تاثیر القا واریکوسل بهصورت تجربی در رتهای نر، بر روی سلامت DNA بررسی گردد.
مواد و روشها: 66 رت نر نژاد ویستار در سه گروه کنترل، شم و واریکوسل تقسیم گردیدند. دو ماه پس از القا واریکوسل، تمامی رتها آسانکشی شده و پارامترهای اسپرمی، آسیب DNA اسپرم، میزان هیستونهای پایدار، جایگزینی هیستون با پروتامین و نیز درصد لیپید پراکسیداسیون مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: اندازهگیری وزن حیوانات و طول اپیدیدیم در بین گروهها تغییر معنیداری نشان نمیدهد، اما حجم بیضه و پارامترهای اسپرمی میان گروهها تفاوت معنیداری دارد. افزایش معنیدار میزان پراکسیداسیون لیپیدی، درصد جایگزینی هیستون با پروتامین، درصد هیستونهای پایدار و درصد شکست DNA، در گروه واریکوسل مشاهده شد.
نتیجهگیری: بر اساس مطالعات قبلیو نتایج مطالعه حاضر، به نظر میرسد افزایش استرس اکسیداتیو در پی القا واریکوسل موجب پراکسیداسیون لیپیدی، ایجاد آسیب DNA در اسپرم، و بهدنبال آن کاهش پارامترهای اسپرمی میشود. در مطالعه حاضر، با استفاده از مزیت ژنتیک یکسان موشهای صحرایی و تعداد بالا آنها نشان دادیم که واریکوسل بر روی سلامت کروماتین و DNA اثر دارد و باید قبل از اقدام برای باروری در انسانها درمان گردد.
تاثیر 8 هفته تمرین استقامتی بر سطوح پروتئین فاکتور رشد اندوتلیال عروقی (VEGF) و اندوستاتین (ES) در بافت قلب موشهای صحرایی دیابتی همراه با سندروم ترک مورفین
دوره 14، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 128-139
https://doi.org/10.61186/JCT.14.2.128
کتایون صحرانشین، عباس صارمی، محمد ملکی پویا
چکیده هدف: دیابت و مورفین از عوامل خطر اصلی بیماریهای قلبی عروقی هستند که منجر به اختلال در عملکرد اندوتلیال و رگزایی معیوب میشوند. در این مطالعه، تاثیر هشت هفته تمرین استقامتی بر سطوح پروتئین فاکتور رشد اندوتلیال عروقی (VEGF) و اندوستاتین (ES) در بافت قلب موشهای صحرایی نر ویستار دیابتی همراه با سندروم ترک مورفین مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی، 32 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار بهصورت تصادفی به 4 گروه 8 تایی شامل: کنترل دیابت (D)، دیابت مورفین (D.M)، دیابت+تمرین استقامتی (D.ET)، دیابت مورفین+تمرین استقامتی (D.M.ET)، تقسیم شدند. سپس القای دیابت و مورفین انجام شد. گروههای تمرین 8 هفته برنامه تمرین استقامتی اجرا نمودند. در پایان مطالعه همه موشهای صحرایی قربانی شدند و بافت قلبی آنها جدا شد. سطوح پروتئین VEGF وES بهروش الایزا اندازهگیری شدند. دادهها با استفاده از آزمون آنوای یکطرفه در سطح معنیداری 05/0≥p مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت.
نتایج: ما دریافتیم در موشهای دیابتی و مورفینی سطحVEGF و ES بهترتیب و بهطور معنیدار کمتر و بیشتر از سایر گروهها است (05/0≥p). همچنین فعالیت استقامتی با بهبود مقادیر VEGF و ES در گروههای D.ET و D.M.ET همراه است (05/0≥p).
نتیجهگیری: مطالعه ما نشان میدهد که مورفین و دیابت سطوح VEGF و ES را برهم میزند و از طرف دیگر بهنظر میرسد تمرینات استقامتی بر روند رگزایی بافت قلب در موشهای دیابتی و مبتلا به سندرم ترک مورفین اثر محافظتی دارد.
اثر پیرازینامید و نیترات نقره به عنوان مهارکننده های اتیلن بر برخی شاخص های بیوشیمیایی و رشد گیاه سیب زمینی (L.musorebut munaloS) در شرایط کشت در شیشه
دوره 15، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 130-145
https://doi.org/10.61186/JCT.15.2.130
مژده دلاوری، علی اکبر احسانپور، سید حامد معظمی فریدا
چکیده هدف: سیب زمینی (Solanum tuberosum. L) بهعنوان چهارمین محصول مهم غذایی و اولین محصول غیرغلات تولید شده در جهان است. غدههای آن حاوی مقادیر قابل توجهی از نشاسته، ویتامینها، پروتئینها، فلاوونوئید و مواد معدنی هستند. بنابراین سیب زمینی پتانسیل بالایی در مبارزه با سوء تغذیه در جهان دارد. کشت در شیشه یکی از روشهای جایگزین تکثیر رویشی گیاهان است. در شرایط کشت درون شیشهای، اتیلن بهدلایل مختلفی تولید میشود که اغلب آثار زیان بار و ناهنجاریهای زیستی متفاوتی از قبیل کاهش رشد را ایجاد میکند. مواد و روشها: در پژوهش حاضر، اثر غلظتهای مختلف پیرازینامید (PZA)، بهعنوان بازدارنده بیان ژن ACC اکسیداز، و نیترات نقره بر روی برخی شاخصهای بیوشیمیایی و رشد گیاه سیب زمینی رقم وایت دزیره مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج: دادههای حاصل نشان داد که PZA از تشکیل ریشههای هوایی و نابجا جلوگیری کرده و سبب افزایش سطح برگ شد. همچنین محتوای رنگیزههای فتوسنتزی، فنل کل، پرولین و ظرفیت آنتیاکسیدانتی کل تغییر یافت. علاوهبر این، غلظتهای بالاتر PZA منجر به افزایش سطح H2O2 و ROS کل در گیاهان تحت تیمار شد. نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد غلظت mg L-1 PZA 2 بهعنوان غلظت بهینه در بازدارندگی اتیلن بود. رشد گیاهچههای سیب زمینی در کشت بافت بهبود یافت.
بررسی تاثیر مسدودکنندههای کانال کلسیم بر سمیت سلولی دوکسوروبیسین در ردههای سلولی سرطان پستان MDA-MB-231 و MCF-7
دوره 16، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 132-155
https://doi.org/10.61882/JCT.16.2.132
الهام قادری، راحله شاکری
چکیده هدف: هدف این مطالعه ارزیابی تاثیر ترکیبی دو داروی مسدودکنندهی کانال کلسیمی شامل آملودیپین و دیلتیازم بر سمیت دوکسوروبیسین در ردههای سلولی سرطان پستان است. مواد و روشها: سلولهای MDA-MB-231 و MCF-7 با غلظتهای مختلف آملودیپین، دیلتیازم بهصورت تکی و در ترکیب با دوکسوروبیسین بهمدت 48 و 72 ساعت تیمار شدند. بقای سلولی با تست MTT بررسی شد. مقادیر IC50 از منحنی دوز-پاسخ، محاسبه شد. اثر ترکیبی داروها با محاسبه شاخص ترکیبی (CI) مورد بررسی قرار گرفت. فعالیت کاسپاز-3/7 بهعنوان نشانگر القای آپوپتوزیس با روش سنجش آنزیمی مبتنی بر سوبسترای رنگزا (Ac-DEVE-pNA) در لیز سلولهای تیمارشده اندازهگیری شد. نتایج: نتایج نشان داد که آملودیپین و دیلتیازم با برابر با اثر مهاری بر تکثیر سلولهای سرطانی MDA-MB-231 و MCF-7 بهصورت وابسته به غلظت و زمان دارند. ارزیابی فعالیت کاسپاز-3/7 در لیز سلولهای تیمارشده با داروها نشان داد که آملودیپین باعث افزایش فعالیت کاسپاز-3/7 در هر ردهی سلولی میشود که نشاندهنده القای آپوپتوزیس است. در سلولهای تیمارشده با دیلتیازم، فعالیت کاسپاز-3/7 تنها در سلولهای MCF-7 مشاهده شد، در حالیکه فعالیت کاسپاز-3/7 در سلولهای MDA-MB-231 کمتر از کنترل بود که نتیجهگیری در این خصوص نیازمند مطالعات بیشتر است. مقدار CI ، در اکثر غلظتها بزرگتر از یک بود که نشاندهنده تداخل آملودیپین و دیلتیازم با اثر سیتوتوکسیک دوکسوروبیسین در طیف وسیعی از غلظتها است. نتیجهگیری: آملودیپین و دیلتیازم نه تنها قادر به القای مرگ سلولی در سلولهای سرطانی هستند، بلکه در غلظتهای پائین در اثر سیتوتوکسیک دوکسوروبیسین تداخل ایجاد میکنند. این نتایج اهمیت بررسی تعاملات دارویی مسدودکنندههای کانال کلسیمی با شیمیدرمانی را برجسته میسازد.
بررسی اثر افزودن سطوح مختلف ویتامین A در افزایش کیفیت اسپرم قوچ قزل طی سردسازی، انجماد و یخگشایی
دوره 12، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 134-145
https://doi.org/10.52547/JCT.12.2.134
مهدی نظری، حسین دقیقکیا، ابوذر نجفی
چکیده هدف: این پژوهش بهمنظوره بررسی اثرات حفاظتی افزودن سطوح مختلف ویتامین A بهرقیقکننده اسپرم قوچ طی نگهداری اسپرم تا زمان تعادل و قبل از انجماد در دمای سردسازی و انجماد و یخگشایی بود.
مواد و روشها: در این مطالعه، نمونههای اسپرم از 4 راس قوچ، بهوسیله واژن مصنوعی جمعآوری شد، پس از ارزیابی اولیه، نمونهها در صورت نرمال بودن باهم مخلوط شده و پس از رقیقسازی سطوح 5، 10، 15 و 20 میکرومول ویتامین A به نمونهها افزوده شده و نمونهها پس از 2 ساعت سردسازی، منجمد شدند. فرآسنجههای تحرک، زندهمانی، سلامت غشای پلاسمایی و ریختشناسی اسپرم در دو مرحله (قبل از انجماد و بعد از انجماد) و همچنین میزان مالوندیآلدهید بعد از انجماد و یخگشایی اندازهگیری شد.
نتایج: نتایج بهدست آمده نشان داد که افزودن سطوح مختلف ویتامین A بهمحیط رقیق کننده طی سردسازی تاثیر معنیداری روی فراسنجههای مورد ارزیابی نداشت (05/0>p)، نتایج بعد از انجماد نشان داد افزودن سطح 15 میکرومول باعث افزایش تحرککل (TM)، تحرک پیشرونده (PM)، سرعت اسپرم در خط مستقیم (VAP) و سرعت در مسیر مستقیم اسپرم (VSL) شد (05/0>p). در رابطه با سلامت غشا، و زندهمانی، سطح 15 میکرومول سبب افزایش معنیدار شد و در همین سطح کاهش میزان اسپرمهایی با ریختشناسی ناسالم و میزان مالوندیآلدهید نسبت به گروه کنترل مشاهده شد (05/0>p).
نتیجهگیری: باتوجه بهنتایج حاصل، افزودن سطوح مختلف ویتامین A، سطح 15 میکرومول توانست بهترین عملکرد را در بهبود فراسنجههای مورد ارزیابی داشته باشد و تنشهای اکسیداتیو را طی انجماد و یخگشایی کاهش بدهد.
اثرات سیلیمارین روی تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از مغز استخوان جنین گوسفند به دودمان استخوانساز
دوره 13، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 135-150
https://doi.org/10.52547/JCT/13.2.135
اسحاق مروتی، طیبه محمدی، مهرداد پویانمهر، لیلا سلطانی
چکیده هدف: سلول درمانی با استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمی (MSCs) می تواند ابزاری امیدوار کننده به عنوان طب بازساختی باشد. یکی از غنی ترین منابع سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان جنین است. سیلیمارین دارای فعالیت های آنتی اکسیدانی و ضد التهابی قوی با تأثیر مثبت بر تکثیر برخی از سلول ها و همچنین خاصیت ضد پوکی استخوان است. این مطالعه با هدف نشان دادن اثر سیلیمارین بر تمایز سلول های بنیادی مزانشیمی مشتق از مغز استخوان جنین گوسفند به رده استئوژنیک انجام شد. مواد و روشها: سلولهای بنیادی مزانشیمی از مغز استخوان جنین گوسفند جدا شدند. آزمون MTT جهت بررسی سمیت سلولی سیلیمارین روی سلولها درغلظت های مختلف در زمانهای 24 و 72 ساعت انجام شد. سپس، سلولها در یکی از 8 گروه 1: شاهد منفی؛ 2: تیمار شده با 10 میکرومول بر لیتر سیلیمارین در محیط معمول، 3: تیمار شده با 20 میکرومول بر لیتر سیلیمارین در محیط معمول، 4: تیمار شده با 100 میکرومول بر لیتر استرادیول در محیط معمول، 5: شاهد مثبت، 6: تیمار شده با 10 میکرومول بر لیتر سیلیمارین در محیط تمایزی، 7: تیمار شده با 20 میکرومول بر لیتر سیلیمارین در محیط تمایزی، 8: تیمار شده با 100 میکرومول بر لیتر در محیط تمایزی، بهمدت 21 روز کشت شدند.جهت تعیین تمایز استئوژنیک سلولها، با استفاده از رنگ آمیزی آلیزارین رد رسوب یون هیدروکسی آپاتیت بررسی شد و همچنین میزان ترشح آنزیم ALP در گروه های مورد مطالعه اندازه گیری شد. نتایج: مقایسه میانگین جذب نوری سلولها در غلظتهای مختلف بین زمانهای 24 و 72 ساعت پس از تیمار نشان داد که میانگین جذب نوری سلولها در غلظت صفر سیلیمارین، 72 ساعت پس از تیمار نسبت به زمان 24 ساعت پس از تیمار کاهش نشان داد(05/0P<) اما در سایر غلظتها تفاوت معنی دار مشاهده نشد(05/0P>). بررسی میزان ترشح آنزیم ALP ، 21 روز پس از تیمار در گروههای مورد مطالعه نشان داد که در مجموع بیشترین میزان ترشح آنزیم در گروه 8 بود (05/0P≤). کمترین میزان ترشح آنزیم در گروه 1 (کنترل منفی) و پس از آن به ترتیب در گروه 2 و گروه 3 مشاهد شد(05/0P<). بین گروههای 4، 5 و 6 تفاوت معنی دار مشاهده نشد(P>0.05). بر اساس نتایج حاصل از رنگ آمیزی آلیزارین رد، رسوب املاح کلسیم در تمام گروههای مربوط به محیط کشت تمایزی مشاهده شد که به ترتیب در گروههای 8، 7، 6 و 5 افزایش یافت. در گروههای کشت شده در محیط معمول، در گروه 1 رسوبی مشاهده نشد و میزان رسوب به ترتیب در گروههای 2، 3 و 4 افزایش نشان داد. در مجموع میزان رسوب در گروههای محیط تمایزی بیشتر از محیط معمول بود. نتیجه گیری: سیلیمارین در غلظتهای مورد بررسی روی سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از مغز استخوان جنین گوسفند، اثر سمیت ندارد و همچنین در غلظتهای مورد بررسی باعث افزایش تمایز سلولها به رده ی استخوانساز می شود که این افزایش وابسته به غلظت است. از این رو، به نظر می رسد با مطالعات بیشتر و شناسایی مسیرهای مولکولی اثر گذاری سیلیمارین، میتوان از آن در سلول درمانی جهت ترمیم ضایعات استخوانی استفاده کرد.
مروری بر تاثیر تحریک الکتریکی بر سرنوشت سلولهای بنیادی و کاربرد آن در پزشکی بازساختی و درمان سرطان
دوره 11، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 139-153
https://doi.org/10.52547/JCT.11.2.139
احمدرضا فرمانی، مائده محمدصالحی، فروغ مهدوی نژاد، مهسا کوهستانی، صادق محمدی، جعفر آی
چکیده وجود عملکرد الکتریکی در اعضای بدن مانند دستگاه عصبی، قلب و استخوان سبب شده است که یکی از روشهای درمانی پرکاربرد به نام الکتروتراپی به ویژه در تسکین دردهای مضمن کاربرد فراوان داشته باشد. از طرفی پیشرفت علوم پزشکی در حوزه سلولهای بنیادی و پزشکی بازساختی نویدهای بسیاری را در درمان ایجاد کرده است. همچنین اخیرا درمانهای بر پایه میدان الکتریکی کاربرد وسیعی در درمان سرطان یافتهاند. مسائل اصلی در پزشکی بازساختی، تکثیر سلولهای بنیادی بهمیزان مورد نیاز و هدایت آنها بهسمت تمایز به بافت هدف است. تحریک با میدان الکتریکی (EF) میتواند نقش مهمی در ایجاد پاسخهای مناسب سلولهای بنیادی و هدایت تمایز سلولهای بنیادی بهسمت استخوانزایی/ نورونزایی/ کاردیومیوژنز ایفا کند. میدان الکتریکی با پالس نانو ثانیه و همچنین میدان الکتریکی درمانی تومور امروزه توجه بسیار زیادی را جهت درمان سرطان بهخود جلب کردهاند. مسیرهای اصلی سیگنالینگ و پاسخهای سلولی که با تحریک الکتریکی حاصل میشوند، شامل گونههای اکسیژن فعال و پروتئینهای شوک حرارتی، نوسان غلظت یون کلسیم داخل سلولی، تولیدATP ، خوشهبندی یا تجمع مجدد گیرندههای سطح سلول، بازسازی اسکلت سلولی میباشند که بر سرنوشت سلول بنیادی موثر هستند. همچنین عدم دردناکی، سهولت و نیز قیمت مناسب سبب شده است تا درمان سرطان با میدان الکتریکی کاربرد روزافزونی داشته باشد. در این پژوهش تلاش شده تا مرور مختصری بر تاثیرات سیگنال الکتریکی بر رفتار سلول های بنیادی و همچنین نمونههایی از آثار درمانی آنها در درمان ضایعات بافتی و نیز سرطان انجام گیرد.
بررسی علل توقف جنینهای پیش از لانهگزینی و راهکارهای غلبه بر آن
دوره 14، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 141-159
https://doi.org/10.611867/JCT.14.2.141
نرگس کرامی، فاطمه حسنی، پوپک افتخاری یزدی، عادله طائی، سیده نفیسه حسنی
چکیده هدف: در این مطالعه به بررسی عوامل محرک توقف تکوین جنین و راههای مقابله با آن در راستای هموار ساختن راه برای تحقیقات در این زمینه و افزایش بازدهی روش IVF، پرداخته میشود.
مقدمه: لازمه داشتن یک جنین سالم، طی شدن صحیح مراحل تکوینی آن است. هر گونه اختلال در این مراحل میتواند باعث توقف تکوین پیش از لانهگزینی و ناباروری شود.
یکی از تکنیکهای رایج کمک باروری، لقاح آزمایشگاهی (IVF) است که کاربرد فراوانی دارد؛ اما نزدیک به 50 درصد از جنینهای حاصل به مرحله بلاستوسیست نرسیده و دچار توقف میشوند که این توقف با عدم تقسیم سلولی بهمدت حداقل 24 ساعت مشخص میشود. جنینهای متوقف شده را میتوان به سه دسته تقسیم کرد: دسته اول، با اختلال در فعال شدن ژنوم جنینی؛ دسته دوم و سوم با سطوح پایین گلیکولیز و سطوح متغیر فسفریلاسیون اکسیداتیو شناخته میشوند.
نتیجهگیری: توقف تکوین پیش از لانهگزینی به دلایل مختلفی ایجاد میشود که ممکن است دارای منشا جنینی یا والدینی باشد. ازجمله راهکارهای غلبه بر این مشکل میتوان به انتقال دوک مادری/ انتقال هستهای، بهبود محیط کشت و استفاده از آنتیاکسیدانتها، سنتز complementary RNA (cRNA) /Small interfering RNA (siRNA) اشاره کرد. علاوه بر این، تاثیر عوامل بیرونی ازجمله شرایط آزمایشگاه، روش انجام فرایندهای کمک باروری (ART) و نقش پزشک باید در نظر گرفته شود. شناسایی کامل دلایل ایجاد کننده توقف تکوین جنینی و راهکارهای غلبه بر آنها، میتواند باعث بهبود فناوریهای مورد استفاده در درمان و افزایش بازدهی روش IVF شوند.
