بررسی تمایل اتصال مشتق کومارین سنتز شده بر DNA تک رشتهای با روشهای اسپکتروسکوپی
دوره 13، شماره 1، بهار 1401، صفحه 23-33
https://doi.org/10.52547/JCT.13.1.23
جواد سرگلزائی، سهیلا خاقانینژاد
چکیده هدف: باتوجه به اهمیت مشتقات کومارین بهعنوان داروی موثر بر سلولهای سرطانی و اثرات درمانی متنوع دیگر، در این پژوهش بررسی تاثیر مشتق جدیدی از کومارین بهنام 3-(تترازول-5-ایل) کومارین به DNA تک رشته در محلول با استفاده از روشهای مختلف اسپکتروسکوپی مورد مطالعه قرار دادیم.
مواد و روشها: مطالعه حاضر بهبررسی اثر 3-(تترازول-5-ایل) کومارین بر DNA تک رشته در شرایط آزمایشگاهی پرداخته است. نتایج حاصل نشان میدهد که میزان روند جذب DNA تک رشته در اثر میانکنش با 3-(تترازول-5-ایل) کومارین در طول موجهای 210 و 260 نانومتر افزایش مییابد. طیف نشری DNA تک رشته در یک روند وابسته به غلظت 3-(تترازول-5-ایل) کومارین افزایش مییابد، که نشاندهنده اتصال 3-(تترازول-5-ایل) کومارین با کروموفورهای موجود در DNA تک رشته است.
نتایج: اتصال 3-(تترازول-5-ایل) کومارین به DNA تک رشتهای سبب افزایش قابل توجه ellipticity در دورنگ نمایی دورانی ملکول DNA در نواحی 220 و 275 نانومتر و مثبتتر شدن آن در 245 نانومتر میشود. نتایج حاکی از اتصال قوی تر داروی 3-(تترازول-5-ایل) کومارین به DNA تک رشته میباشد که میتواند بهایندلیل باشد که احتمالا DNA تک رشته در هنگام همانندسازی بیشتر در دسترس است.
نتیجهگیری: نتایج بهدست آمده از اثر کومارین 3-(تترازول-5-ایل) برروی DNA تک رشتهای میتواند اطلاعات مفیدی در زمینه طراحی داروهایی با مشتقات کومارینی با اثر ضدتوموری بیشتر و عوارض جانبی کمتری در اختیار قرار دهد.
اثر نانو ذرات اکسیدآهن بر رشد و فیزیولوژی گیاه یونجه (Medicago sativa L) تلقیح یافته با Rhizobium meliloti
دوره 11، شماره 1، بهار 1399، صفحه 25-43
https://doi.org/10.52547/JCT.11.1.25
مهری عسکری، سید مهدی طالبی، معصومه شفیعی گواری
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثر برهمکنش تلقیح باکتریایی و تیمار آهن (نانو و کلاتآهن) بر خصوصیات فیزیولوژیکی یونجه میباشد.
مواد و روشها: در این مطالعه اثرات تلقیح Rhizobium melilotiسویه استاندارد، غلظتهای مختلف آهن (کلات آهن، ٠، ٥، ۱٠، ٢٠ و ٢٥ میکرومولار نانو ذرات اکسیدآهن) و اثر متقابل تلقیح باکتریایی و تیمار آهن بهمدت ٤٥ روز بر گیاه یونجه در قالب آزمایشات فاکتوریل در یک طرح کاملا تصادفی در سه تکرار مطالعه شده است. صفات مورد ارزیابی شامل شاخصهای رشد، مقدار رنگیزههای فتوسنتزی، پروتئین، پرولین، فعالیت آنتیاکسیدانتها، درصد فعالیت بازدارندگی رادیکال دیفنیلپیکریلهیدرازیل (DPPH) و مقدار عناصر بودند.
نتایج: تلقیح ریزوبیومی بهتنهایی اثرات سودمندی بر رشد یونجه نشان داد و باعث افزایش پارامترهای رشد، رنگیزهها، میزان پروتئین و جذب پتاسیم و فسفر شد اما بر مقدار پرولین و آنتیاکسیدانتها اثری نداشت. تیمار آهن بر پارامترهای رشد، رنگیزهها، میزان پروتئین و جذب عناصر اثر مثبت داشت. بیشترین شاخصهای رشد در غلظت 25 میکرومولار نانوآهن مشاهده شد. بیشترین مقدار پرولین و فعالیت آنتیاکسیدانتی در شاهد (μM 0 نانوآهن) سنجش شد. از اینرو این غلظت برای گیاه یونجه تنش محسوب میشود. اثرات منفی ناشی از تیمار 0 میکرومولار نانوآهن بر گیاه یونجه تلقیحیافته با ریزوبیوم ملیلوتی کاهش یافت. در واقع ریزوبیوم با کاهش شرایط تنش باعث افزایش مقاومت گیاهان تلقیحیافته میشود.
نتیجهگیری: همزیستی ریزوبیوم-یونجه همراه با نانوکود آهن علاوه بر افزایش رشد گیاه میتواند باعث افزایش مقاومت گیاه نسبت به تنشها شود. بیشترین مقدار پارامترهای رشد، رنگیزهها و پروتئین در گیاهان تلقیحیافته با ریزوبیوم ملیلوتی و 10 میکرومولار نانوآهن اندازهگیری شد.
اثر اسانس Artemisia herba alba بر بیان ژن های ADA و ODC1 در سلولهای سرطان پستان انسانی رده MCF-7
دوره 12، شماره 1، بهار 1400، صفحه 29-40
https://doi.org/10.52547/JCT.12.1.29
هما هراتی، فاطمه سعید نعمتپور
چکیده هدف: هدف از این پژوهش اثر اسانس گیاه Artemisia herba alba بر درصد زندهمانی و بیان ژنهای ODC1 و ADA در رده سلولهای سرطان پستان انسانی MCF-7 است.
مواد و روشها: اسانس گیاه A. herba alba با استفاده از کلونجرگرفته شد. اجزا اسانس توسط دستگاه GC-Mass آنالیز شد. رده سلولی MCF-7 تحت تاثیر غلظتهای افزایشی اسانس از 01/0 تا 03/0 میکروگرم بر میلیلیتر قرار گرفت. سپس سمیت سلولی اسانس بهروش رنگسنجی MTT بررسی و بیان ژنهای ODC1 و ADA با روش Real-time PCR سنجیده شد.
نتایج: بیشترین ترکیبات اسانس شامل Comphor، Chrysanthenyl Acetate و Davanone بودند. نتایج نشان داد که با افزایش غلظت اسانس سمیت سلولی بهطور قابل توجه افزایش پیدا میکند و پارامتر IC50 در زمانهای 24، 48 و 72 ساعت 02104/0، 01858/0، 01751/0 میکروگرم بر میلیلیتر محاسبه شد. بهعلاوه در غلظت 02/0 میکروگرم بر میلیلیتر اسانس بیان ژن ODC1 و ADA بهترتیب 2 و 5/1 برابر نمونه کنترل کاهش یافت.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد سمیت سلولی اسانس گیاه A. herba alba که در این تحقیق مشاهده شد نتیجه کاهش بیان ژنهای ODC1 و ADA در سلولهای سرطان پستانی رده سلولی MCF-7 باشد.
بررسی اثر آلفاکتوگلوتارات بر زیستایی و تکثیر سلولهای رده SKOV3 سرطان تخمدان
دوره 15، شماره 1، بهار 1403، صفحه 31-44
https://doi.org/10.61186/JCT.15.1.31
ادرین هایراپتیان، حسین بیرانوند، منیره محمودی، قمرتاج حسین، محمود تلخابی
چکیده هدف: سرطان همچنان یک چالش بهداشت جهانی است و سرطان تخمدان رتبه پنجم را در میان سرطانهایی که سلامت زنان را تحتتاثیر میگذارند قرار داشته و عامل اصلی مرگ و میر ناشی از سرطان در زنان است. آلفاکتوگلوتارات (AKG) یک متابولیت حیاتی در چرخه کربس است که اخیرا بهعنوان یک عامل ضدسرطان موردتوجه قرار گرفته است. این مطالعه، تأثیر AKG را بر سلولهای سرطان تخمدان در شرایط آزمایشگاهی بررسی میکند. مواد و روشها: سلولهای رده SKOV3 در محیط کشت کامل (RPMI1640 - سرم جنین گاوی (FBS) ۱۰ درصد) کشت داده شدند و با غلظتهای AKG از ۲۰ تا ۲۲۰ میکرومولار تیمار شدند. بهمنظور بررسی زیستایی سلولها از تکنیک MTT استفاده شد. همچنین، زمان دوبرابر شدن جمعیت سلولی، کلونیزایی و مهاجرت سلولها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: بر اساس نتایج بررسی زیستایی با استفاده از روش MTT، غلظت ۲۰۰ میکرومولار برای ادامه مطالعه انتخاب شد. بررسی شکلگیری کلونی، کاهش تعداد و اندازه کلنی را در گروه تحت درمان با غلظت ۲۰۰ میکرومولار نشان داد (p<0.05). همچنین زمان دوبرابر شدن جمعیت سلولی در گروه تیمار افزایش یافت که نشاندهنده کندشدن رشد سلولها است (p<0.05). بررسی منحنی رشد نشاندهنده کاهش رشد سلول در گروه تیمار بود. بررسی پروفایل چرخه سلولی نشان داد که در گروه تیمار سلولهای بیشتری در فازهای S و G1 متوقف میشوند. تست ترمیم خراش، مهاجرت سلولی کند را در حضور غلظت ۲۰۰ میکرومولار نشان داد. نتیجهگیری: نتایج ما نشان داد که AKG اثرات مهاری بر تکثیر، زیستایی و مهاجرت سلولهای سرطان تخمدان دارد و پتانسیل آن را بهعنوان یک درمان کمکی در کنار درمانهای موجود برجسته کرد. تحقیقات بیشتر برای بررسی کاملتر تاثیر درمانی AKG در سرطان تخمدان ضروری است.
بهینهسازی کالوسزایی و بررسی تغییرات مورفوفیزیولوژیکی، فیتوشیمیایی و بیوشیمیایی گل راعی در پاسخ به الیسیتور کیتوزان تحت شرایط کشت درون شیشهای
دوره 16، شماره 1، بهار 1404، صفحه 32-50
https://doi.org/10.61882/JCT.16.1.32
مژگان سلیمانی زاده، علیرضا یاوری، سمیه کریمی تکلو
چکیده هدف: گل راعی با نام علمی Hypericum perforatum L. یک گیاه دارویی مهم است که بهطور گسترده در درمان افسردگی مورد استفاده قرار میگیرد. ویژگیهای دارویی آن به ترکیبات متابولیت ثانویه موجود در عصاره (هایپریسین، هیپرفورین و غیره) مرتبط میباشد. گیاهان رشد کننده در مزرعه معمولا با چالشهایی مواجه هستند که ممکن است بر ترکیب فیتوشیمیایی آن تأثیر بگذارد. کشت بافتهای گیاهی میتوانند این مسائل را کاهش داده و بهعنوان یک جایگزین معرفی شوند. یکی از جنبههای بیوتکنولوژی در گل راعی بهبود محتوی متابولیتها با استفاده از رویکردهای مختلف از جمله الیسیتشن میباشد. هدف از این تحقیق، بهینهسازی کالوسزایی و بررسی تاثیر کیتوزان بر صفات مورفوفیزیولوژیکی و فیتوشیمیایی و بیوشیمیایی گل راعی تحت شرایط کشت درون شیشهای میباشد. مواد و روشها: پس از تهیه بذور گل راعی، تأثیر روشهای ضدعفونی بر درصد آلودگی بذور مورد آزمون قرار گرفت. سپس آزمایش فاکتوریلی در قالب طرح کاملا تصادفی جهت بهینهسازی کالوسزایی آن با تیمارهای هورمونی (H0 تا H3)، ریزنمونه (E1 و E2) و شرایط نوری مختلف (L1 و L2) انجام شد. پس از تهیه الیسیتور کیتوزان (صفر، 25 ، 50 و 75 میلیگرم)، آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی جهت اعمال الیسیتور روی بذور انجام شد. در نهایت تاثیر الیسیتور کیتوزان روی بهبود صفات مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی و متابولیتی و بیوشیمیایی بررسی شد. نتایج: نتایج مقایسه میانگین اثر روش ضدعفونی نشان داد که تیمارC (عدم ضدعفونی) و S2 بهترتیب کمترین و بالاترین میزان درصد آلودگی نشان دادند. نتایج مقایسه میانگین اثر متقابل تیمار هورمونی، نوع ریزنمونه و شرایط نوری نشان داد که بهترین ترکیب هورمونی جهت القا کالوس H1E1L1 میباشد. نتایج نشان دهنده افزایش معنیدار صفات وزن تر، خشک، حجم کالوس، فلاونوئید، فنل، فعالیت آنتیاکسیدانتی، آنتوسیانین، کاروتنوئید، کاتالاز، پراکسیداز، پرولین، کلرفیل a و b در همه غلظتهای کیتوزان در مقایسه با شاهد بود. برای صفت مالون دیآلدئید بالاترین و کمترین میزان به تیمار شاهد و کیتوزان 05 میلیگرم در لیتر تعلق داشت. نتیجهگیری: نتایج نشان داد که الیسیتور کیتوزان باعث بهبود ویژگیهای مورفوفیزیولوژیکی، متابولیتی و بیوشیمایی گل راعی شده و غلظت 05 میلیگرم در لیتر آن در بهبود این ویژگیها موثرتر بوده است.
طراحی نانوذرات ترانوستیک هدفمند برپایهی سیلیکای متخلخل مغناطیسی و بررسی اثرات ضدسرطانی آنها در محیط برونتنی
دوره 14، شماره 1، بهار 1402، صفحه 33-49
https://doi.org/10.61186/JCT.14.1.33
اسیل کامل محمدموسوی، احمدرضا بهرامی، امیر شکوهسلجوقی، مریم مقدم متین
چکیده هدف: سرطان کولورکتال (CRC)، دومین عامل مرگ و میر در دنیا محسوب میشود و نانوذرات ترانوستیک با قابلیت درمانی و تصویربرداری بهصورت همزمان بهعنوان بسترهای درمانی و تشخیصی در نظر گرفته میشوند. مواد و روشها: در این مطالعه، نانوذرات متخلخل مغناطیسی (SPION-MSNs) با یک طراحی ویژه، بهمنظور عدم آزادسازی داروی شیمیدرمانی 5-FU در مجاورت سلولهای سالم سنتز شده و توسط کنترلگرهای دریچهای طلا، رهایش دارو مهار شد. در گام بعد، بهکمک پلیمر دوسر عملکردی پلیاتیلنگلیکول (PEG) با هدف افزایش زیستسازگاری، سطح بیرونی نانوذرات پوشانده شده و نانوذرات غیر هدفمند سنتز شد. بهعلاوه، بهمنظور دستیابی به رویکرد درمانی فعال و تحویل انتخابی داروی 5-FU، سطح بیرونی نانوذرات مجهز به آپتامر EpCAM شد. در ادامه، خصوصیات فیزیکی و شیمیایی نانوذرات سنتزشده، ارزیابی شده و فعالیت ضدسرطانی آنها در محیط برونتنی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: SPION-MSNs ساختار کروی بههمراه توزیع یکنواخت را نشان دادند. داروی شیمیدرمانی 5-FU با موفقیت داخل منافذ باز نانوذرات سیلیکا بارگذاری شد و نتایج نشان داد که رهایش داروی 5-FU از نانوذره، وابسته به pH میباشد. نانوذرات هدفمند با اندازهی حدود nm 78 و بار سطحی منفی سنتز شدند. مطالعات برونتنی سمیت معنیدار نانوذرات هدفمند را در برابر سلولهای بیانکنندهی گیرندهی EpCAM نشان داد و این سمت بر روی سلولهای CHO بسیار ناچیز بود. این نتایج حاکی از کارآیی موثر اتصال آپتامر EpCAM در هدفگیری اختصاصی سلولهای سرطانی میباشد. نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که این نانوذرات هدفمند، میتوانند بهعنوان یک نانوبستر ترانوستیک امیدوارکننده جهت درمان CRC در نظر گرفته شوند.
انتقال هدفمند کورکومین به سلولهای Hs-578T به کمک نانوذرات چندمنظوره PLA-PEG-Fe3O4 اصلاحشده با فولیکاسید و گلوکز
دوره 17، شماره 1، بهار 1405، صفحه 33-58
https://doi.org/10.66224/JCT.17.1.33
هاشم یعقوبی
چکیده مقدمه و هدف
سرطان پستان سهگانه منفی با تهاجم بالا و مقاومت دارویی مواجه است. هدف این مطالعه طراحی و تولید نانوحامل هوشمند چندمنظوره مبتنی بر کوپلیمر PLA-PEG برای انتقال هدفمند کورکومین به سلولهای سرطانی پستان (Hs-578T) و بهبود اختصاصیت و کارایی درمانی بود.
مواد و روشها
نانوذرات PLA-PEG با لیگاندهای اسید فولیک (FA) و گلوکز (Glu) برای هدفگیری سلولی و با اکسید آهن (Fe3O4) برای هدایت مغناطیسی و ایجاد پتانسیل درمان ترکیبی سنتز شدند. ساختار نانوذرات PPF (PLA-PEG-FA-Fe3O4)، PPG (PLA-PEG-Glu-Fe3O4) و PPGF (PLA-PEG-Glu-FA-Fe3O4) با استفاده از 1H-NMR و FTIR تأیید شد. مورفولوژی و اندازه نانوذرات پس از بارگذاری کورکومین (CUR) با TEM، SEM و DLS بررسی گردید. سینتیک رهایش دارو در شرایط مختلف pH مورد ارزیابی قرار گرفت و سمیت سلولی با آزمون MTT و فلوسایتومتری سنجیده شد.
نتایج
نانوذرات کروی با اندازه ۱۵۰ الی ۲۰۰ نانومتر و بدون تجمع مشاهده شدند. رهایش کورکومین وابسته به pH بود و در محیط اسیدی (8/4pH=) که مشابه ریزمحیط تومور است، افزایش قابل توجهی داشت. نانوذرات بدون دارو سمیت قابل ملاحظهای نداشتند، در حالی که فرمولاسیونهای بارگذاری شده با کورکومین فعالیت ضدسرطانی معناداری نشان دادند. بیشترین اثر سیتوتوکسیک متعلق به نانوذرات دارای هر دو لیگاند و اکسید آهن (PPGFFe/CUR) با کمترین IC50 (µg/mL ۱۶۱/۵۶) بود. نتایج حاصل از فلوسایتومتری نشان داد که این نانوذرات عمدتاً آپوپتوز را القا کرده و از نکروز جلوگیری میکنند.
نتیجهگیری
نانوحامل طراحیشده، قابلیت رهایش pH-حساس، سمیت پایین نانوحامل و اثر ضدسرطانی مؤثر را نشان داد و پتانسیل بالایی برای درمان ترکیبی سرطان پستان سهگانه منفی دارد.
اثر تمایزی عصاره هیدرو الکلی ریشه گیاه زرشک زرافشان بر سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از بافت چربی رت نر نژاد ویستار
دوره 13، شماره 1، بهار 1401، صفحه 34-44
https://doi.org/10.52547/JCT.13.1.34
محمد نبیونی، مهسا قاسمی نظرآبادی، طیبه رمضانی فرزین
چکیده هدف: در مطالعه حاضر اثرات عصاره هیدرو الکلی ریشه گیاه زرشک زرافشان بر القای تمایز سلولهای بنیادی مزانشمی مشتق از بافت چربی رت نر نژاد ویستار بهسمت استئوبلاست بررسی شد. مواد و روشها: در این مطالعه سلولهای بنیادی مشتق از بافت رت نر نژاد ویستار جدا شد و برای تایید بنیادی بودن مارکرهای سطحی بهروش فلوسایتومتری انجام شد و سلولهای بنیادی با غلظتهای 10، 20 ، 40 و 80 میکروگرم بر میلیلیتر عصاره هیدرو الکلی ریشه گیاه زرشک زرافشان تیمار شدند. سمیت سلول عصاره مذکور بهروش MTT و اثرات تمایزی آن با رنگآمیزی الیزارین قرمز، سنجش فعالیت آنزیم آلکالین فسفاتاز و سنجش میزان رسوب کلسیم بررسی شد. نتایج با استفاده از آزمون واریانس یکطرفه در سطح معنیداری 05/0p< بررسی شد. نتایج: مارکرها بنیادی شامل CD105،CD44، CD73 در این سلولها بیان مثبت داشتند، و نسبت به مارکرهای سطحی CD45 وCD34 بیان منفی داشتند. نتایج حاصل از آزمون MTT نشان داد غلظتهای کمتر از 20 میکروگرم بر میلیلیتر اثرات سمی قابل توجهی بر سلولها ندارند. فعالیت آلکالین فسفاتازی بالاتر در گروه تیمار نسبت به گروه کنترل در روز 10 مشاهده شد. نتایج حاصل از رنگآمیزی آلیزارین قرمز و سنجش میزان کلسیم در مدت21 روز نشان داد که این عصاره بهصورت وابسته به غلظت منجر به تمایز سلولهای بنیادی به استئوبلاست میشد. نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان داد سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از بافت چربی رت نر نژاد ویستار تیمارشده با عصاره هیدروالکلی ریشه گیاه زرشک زرافشان در مسیر تمایز به استئوبلاست وارد میشوند.
بررسی خواص آنتی اکسیدانتی منابع تغذیهای سلنیوم بر کیفیت اسپرم پرندگان چالش یافته با استرس حاد
دوره 12، شماره 1، بهار 1400، صفحه 41-52
https://doi.org/10.52547/JCT.12.1.41
نامدار کامرانی، امیر کریمی، محمدرضا شیخلو
چکیده هدف: مطالعه حاضر، بهمنظور ارزیابی اثرات خوراکی منابع سلنیوم آلی و معدنی بر کیفیت منی خروس چالشیافته با دگزامتازون، انجام شد.
مواد و روشها: برای این منظور تعداد 24 قطعه خروس سویه راس 308 با سن 28 هفتگی در قالب طرح کاملا تصادفی با 4 تیمار و 6 پرنده در هر تکرار در قالب طرح کاملا تصادفی، تقسیم شدند. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از: 1) شاهد (Con)، 2) شاهد+دگزامتازون (Dex)، 3) سلنیوم آلی (3/0 میلیگرم بر کیلوگرم خوراک سلنومتیونین)+دگزامتازون (Ose+Dex) و 4) سلنیوم معدنی (3/0 میلیگرم بر کیلوگرم خوراک سدیم سلنیت)+دگزامتازون (Ise+Dex). جهت ایجاد استرس اکسیداتیو، مقدار 4 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن، دگزامتازون در 3 نوبت و بهصورت یک روز در میان بهمدت یک هفته، بههمه گروهها بهجز گروه شاهد تزریق شد.
نتایج: استفاده از سلنیوم بهویژه بهشکل آلی خوراکی در گروه Ose+Dex، سبب بهبود فرآسنجههای حرکتی اسپرم تحرک کل، (56/99 درصد) و تحرک پیشرونده (06/59 درصد)، زندهمانی (75/87 درصد)، یکپارچگی غشای پلاسمایی (97/88 درصد) نسبت بهگروه Con (بهترتیب: 4/79، 53/42، 33/78 و 78/80 درصد) و Dex (بهترتیب: 2/62، 03/27، 58/73 و 92/71 درصد) شد (05/0>p). همچنین پارامترهای بیوشیمیایی از قبیل ظرفیت کل آنتی اکسیدانتی، گلوتاتیون پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز نیز در تیمارهای Ose+Dex (U/ml 55/1، 91/85 و 50/146) و Ise+Dex (U/ml 37/1، 28/63 و 54/122) نسبت بهگروه Con (U/ml 26/1، 27/65 و 78/121) و Dex (05/1، 51/52 و 62/108) برتری داشت (05/0>p).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بهدست آمده میتوان نتیجه گرفت که سلنیوم آلی در مقایسه با سلنیوم معدنی سبب بهبود فرآسنجههای تولیدمثل در حیوانات تحت تنش حاد اکسیداتیو میشود.
بررسی بیان ژنهای گلوتاتیون پراکسیداز و گلوتاتیون ردوکتاز بر روی ردهی سلولی سرطان پستان (MCF-7) تیمار شده با نانو ذرات اکسید روی
دوره 11، شماره 1، بهار 1399، صفحه 44-54
https://doi.org/10.52547/JCT.11.1.44
ماهرخ افشاری، سید عطا اله سادات شاندیز، سید محمد مهدی حمدی
چکیده هدف: هدف از این تحقیق، ارزیابی اثرات ضدسرطانی نانو ذرات اکسید روی با کمک ارزیابی بیان ژنهای گلوتاتیون پراکسیداز و گلوتاتیون ردوکتاز در رده سلولی سرطان پستان میباشد.
مواد و روشها:در این مطالعه ردههای سلولی سرطانی پستان (MCF-7) و نرمال (HEK293) تحت تیمار نانو ذرات اکسید روی تحت غلظتهای مختلف طی زمان 24 ساعت قرار گرفتند. درصد زندهمانی نانو ذرات بر روی ردههای سلولی سرطانی و نرمال با کمک روش رنگ سنجی MTT(3-(4, 5-Dimethylthiazol-2-yl)-2,5-Diphenyltetrazolium Bromide) ارزیابی شد. بیان کمی ژنها نسبت به ژن کنترل داخلی GAPDH با کمک تکنیک real time PCR بررسی شد.
نتایج:نتایج تست MTT نشان داد که نانو ذرات اکسید روی میزان زنده مانی سلولهای سرطانی را نسبت به سلولهای نرمال به طور معنی داری کاهش می دهد. همچنین، بیان ژنهای گلوتاتیون پراکسیداز و گلوتاتیون ردوکتاز بعد از تیمار با نانو ذرات به ترتیب به میزان 70/0±13/2 (100/0p < ) و 05/0±22/1 (50/0p < ) برابر نسبت به ژن کنترل داخلی افزایش یافت.
نتیجهگیری:دادههای این تحقیق نشان داد افزایش بیان ژنهای گلوتاتیون پراکسیداز و گلوتاتیون ردوکتاز به عنوان عوامل کلیدی سیستم گلوتاتیون علیه ردهی سلولی سرطانی پستان MCF-7 در حذف گونههای فعال اکسیژن با تیمار نانو ذرات اکسید روی افزایش مییابد.
بررسی تغییرات مورفولوژیکی تخمدان و لولههای رحمی بهدنبال تزریق همزمان آنتی پروستروژن و استروژن در موشهای تحریک تخمکگذاری شده
دوره 13، شماره 1، بهار 1401، صفحه 45-55
https://doi.org/10.52547/JCT.13.1.45
علی حسنپور، فاطمه افشاری، ایلیاد عیسیبیگلو
چکیده هدف: تخمدان یکی از بافتهایی است که بیان رسپتور پروژسترون در آن صورت میگیرد. هدف از این مطالعه بررسی اثرات همزمان آنتی پروستروژن و استروژن بر تخمدان و لولههای رحمی موشهای تحریک تخمکگذاری شده می باشد.
مواد و روشها: در این تحقیق موشها پس از تحریک تخمکگذاری و ایجاد حاملگی بهچهار گروه تقسیم شدند: 1) کنترل، 2) استروژن، 3) پروژسترون، 4) آنتی پروژسترون و استروژن. 5/4 روز بعد از حاملگی، موشها با روش جابهجایی مهـرههـای گردنـی کشته شدند و ازتخمدان و لولههای رحمی نمونهبرداری شد و با رنگآمیزیهای هماتوکسیلین و ائوزین (H&E) و روش پریودیک اسید شیف (PAS) جهت بررسی تغییرات هیستومورفومتری آماده شدند.
نتایج: بررسیهای انجام شده نشان داد که در گروه کنترل انواع فولیکولها و جسم زرد وجود دارد. در گروه پروژسترون تعداد اجسام زرد در مقایسه با گروه کنترل افزایش یافته بود. در گروه استروژن تعداد اجسام زرد کاهش و اکثریت فولیکولها از نوع بدوی یا اولیه در حال رشد بود. در گروه آنتی پروژسترون همراه با استروژن میزان فولیکولهای آترتیک بیشتر بود. نتایج بهدستآمده از لولههای رحمی بیانگر آن است که تزریق پروژسترون، باعث کاهش ارتفاع اپیتلیوم لومینال و تعداد سلولهای مژهدار میشد. درحالیکه در گروههای حاوی استروژن، افزایش سلولهای مژهدار و ارتفاع اپیتلیوم مشاهده شد.
نتیجهگیری: نتایج بهدست آمده از این مطالعه نشان داد که پروژسترون بهتنهایی نمیتواند شرایط بهتری را جهت لقاح فراهم کند و افزودن استروژن به پروژسترون ممکن است این وضعیت را بهبود ببخشد.
کشت بساک ارقام خیار (Cucumis sativus L.) گلخانهای جهت القای کالوس
دوره 15، شماره 1، بهار 1403، صفحه 45-57
https://doi.org/10.61186/JCT.15.1.45
فاطمه رشتبر آستمال، رحیم حداد، قاسمعلی گروسی
چکیده هدف: هدف این تحقیق، اثر مختلف تنظیمکنندههای رشد گیاهی و همچنین محیط کشت MS روی صفات وزن کالوس، درصد کالوسزایی و جنینزایی در کشت بساک دو رقم خیار سینا و نگین (Cucumis sativus L.)، مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روشها: آزمایش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. در آزمایش القای کالوس، فاکتورها شامل دو رقم خیار (سینا و نگین)، ترکیب غلظتهای مختلف BAP (0، 7/0، 9/0و 1/1 میلیگرم در لیتر) و 2,4-D (0، 75/0، 1 و 25/1 میلیگرم در لیتر) بود.
نتایج: ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺣﺎﺻﻞ از ﮐﺸﺖ ﺑﺴﺎک و اﻟﻘﺎی ﮐﺎﻟﻮس ﻧﺸﺎن داد ﮐﻪ ﺗﻔﺎوت ﻣﻌﻨﯽداری بین دو ژﻧﻮﺗﯿﭗ وﺟﻮد دارد. بساکهای کشت شده در محیط پایه MS و محیطهای تهیه شده با غلظتهای مختلف BAP پاسخی نشان ندادند و بعد از یک ماه از کشت از بین رفتند. بیشترین درصد کالوسزایی در هر دو رقم فاقد اختلاف معنیدار بودند. با بررسی اثر متقابل رقم، اکسین و سیتوکنین مشخص شد که بیشترین درصد کالوسزایی 100% در هر دو رقم در محیطها با ترکیب BAP (7/0 و 9/0 میلیگرم در لیتر) با 2,4-D (75/0، 1 و25/1 میلیگرم در لیتر) و در رقم سینا BAP (1/1 میلیگرم در لیتر) با 2,4-D (75/0، 1 و25/1 میلیگرم در لیتر) بوده است. ولیکن کمترین درصد کالوسزایی در رقم نگین در حضور هورمون 2,4-D با غلظت 1 میلیگرم در لیتر با میانگین 333/33 درصد مشاهده شد. نتیجهگیری: بهطور کلی استفاده از تنظیمکننده رشد BAPو 2,4-D در محیط کشت MSباعث القای کالوس در کشت بساک هر دو رقم خیار شد.
تأثیر محلولپاشی نانوذره دیاکسیدتیتانیوم بر عملکرد فیزیولوژیکی و آنتی اکسیدانتی دو گونه مرزنجوش
دوره 14، شماره 1، بهار 1402، صفحه 50-65
https://doi.org/10.61186/JCT.14.1.50
آمنه اسدی، منیره چنیانی، مهرداد لاهوتی
چکیده هدف: نانوذرات به دلیل ویژگیهای فیزیکوشیمیایی ویژه خود که آنها را قادر میسازد بهعنوان محرک رشد گیاه عمل کنند، نسبت به اشکال معمولی عنصر برتر میسازد. تحقیقات اخیر بر روی نانوذرات بیانگر هم اثرات مثبت و هم اثرات منفی این ذرات است. نانوذرات دیاکسیدتیتانیوم (TiO2 NPs ) در مقادیر زیاد در سراسر جهان برای اهداف مختلف بررسی میشود. این پژوهش با هدف ارزیابی تأثیرنانوذرات دیاکسیدتیتانیوم بر برخی صفات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی و القای سیستم آنتیاکسیدانی دو گونه مرزنجوش مدیترانهای (Origanum vulgare L.) و مرزنجوش اروپایی (Origanum majorana L.)، درقالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار صورت گرفت.
مواد و روشها: اندامهوایی گیاهان دو ماهه پرورش داده شده در شرایط گلخانه، با غلظتهای 10، 60 و 120 میلیگرم درلیتر نانوذرات دیاکسیدتیتانیوم محلولپاشی شدند. برای گیاهان شاهد، تیمار با آبمقطر صورت گرفت. سنجش روند تغییرات رنگیزههای فتوسنتزی، میزان مالوندیآلدئید، پرولین و فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی در نمونههای جمعآوری شده انجام شد.
نتایج: مقایسة میانگین دادهها نشان دادکه غظت 60 میلیگرم درلیتر نانوذرات دیاکسیدتیتانیوم، موجب بیشترین میزان کلروفیل a، کلروفیل کل و کاروتنوئیدهای هر دو گونه مرزنجوش شد. ولی بیشترین میزان کلروفیل b مرزنجوش اروپایی، در تیمار 120 میلیگرم درلیتر نانوذرات مشاهده گردید. شایان ذکر است که تاثیر منفی غلظت120 میلیگرم درلیتر نانوذرات دیاکسیدتیتانیوم بر سیستم غشایی دو گونه از لحاظ آماری معنیدار و قابلتوجه بود که میتواند اشاره به نشت الکترولیتها داشته باشد. هر چند افزایش غلظت نانوذراتدیاکسیدتیتانیوم، موجب مقادیر پایین میزان مالوندیآلدئید گونه مدیترانهای در مقایسه با گونه اروپایی شد؛ اما سطح پرولین مرزنجوش مدیترانهای به شدت افزایش یافت. بیشترین میزان فعالیت اکثر آنزیمهای آنتیاکسیدان (گایاکولپراکسیداز،آسکورباتپراکسیداز، پلیفنلاکسیداز، سوپراکسیددیسموتازوگلوتاتیون اس-ترانسفراز) نوع مدیترانهای، در غلظت 60 میلیگرم درلیتر تیمار مشاهده شد؛ اما فعالیت کاتالاز گونه مدیترانهای نسبت به گونه اروپایی خود بهطور قابلتوجهی پایین بود.
نتیجهگیری: مجموعه نتایج این تحقیق نشان می دهد که تیمار 60 میلیگرم درلیتر نانوذرات دیاکسیدتیتانیوم باعث بهبود ویژگیهای فیزیولوژیکی گیاه دارویی مرزنجوش از جمله افزایش رنگیزههای فتوسنتزی و بهدنبال آن سرعت فتوسنتز و افزایش زیستتوده گیاه میشود. قابل ذکر است که سطوح بالاتر از غلظت بهینه نانوذرات دیاکسیدتیتانیوم میتواند منجر به افزایش سطوح گونههایکنشگراکسیژن و انفجار اکسیداتیو شود که منجر به کاهش عملکرد گیاه میشود. بنابراین، پاسخ گیاه به نانوذرات به طور قابلتوجهی به غلظت و زمان کاربرد، و همچنین اندازه، شکل و عملکرد سطحی ذرات وابسته است. در نهایت مرزنجوش مدیترانهای بهدلیل فعالیت بیشتر آنزیمهای آنتیاکسیدانی در شرایط تیمار با نانوذرات دیاکسیدتیتانیوم بهعنوان گونه گیاهی موفقتر معرفی میگردد.
اثرات محافظتی آلفالیپوئیک اسید بر اختلالهای ناشی از استرس اکسیداتیو بر روی پارامترهای حیاتی اسپرم انسان القاشده توسط کادمیوم
دوره 16، شماره 1، بهار 1404، صفحه 51-69
https://doi.org/10.61882/JCT.16.1.51
فاطمه آشنا، حمیدرضا مومنی، طاهره اعتمادی
چکیده هدف: استرس اکسیداتیو بهعنوان یکی از عوامل مهم اختلال عملکرد اسپرم و ناباروری شناخته شده است. آلایندههای زیست محیطی مانند کادمیوم میتوانند با القای استرس اکسیداتیو بر پارامترهای اسپرم تأثیر منفی بگذارند. در پژوهش حاضر اثر محافظتی آلفا لیپوئیک اسید بهعنوان یک آنتیاکسیدانت قوی بر پارامترهای حیاتی اسپرمهای تیمار شده با کادمیوم کلراید بررسی شد. مواد و روشها: نمونههای اسپرم انسان به پنج گروه تقسیم شدند: 1) اسپرمهای لحظه صفر، 2) اسپرمهای لحظه180 دقیقه (گروه کنترل)، 3) اسپرمهای تیمارشده با کادمیوم کلراید (10میکرومولار) بهمدت 180 دقیقه، 4) اسپرمهای تیمارشده با آلفالیپوئیک اسید (50 میکرومولار) + کادمیوم کلراید (10 میکرومولار) بهمدت 180 دقیقه و 5) اسپرم تیمار شده با آلفالیپوئیک اسید (50 میکرومولار) بهمدت 180 دقیقه. پارامترهای حیاتی اسپرم (قابلیت تحرک، قابلیت حیات، تمامیت غشای پلاسمایی، تمامیت آکروزوم، پتانسیل غشای میتوکندری، شکستگی DNA، و شاخصهای استرس اکسیداتیو (قدرت آنتیاکسیدانتی کل و میزان پراکسیداسیون لیپیدی) در گروههای مختلف بررسی شد. نتایج: کادمیوم کلراید با افزایش سطح مالون دی آلدئید و کاهش ظرفیت آنتیاکسیدانتی کل باعث کاهش قابلیت تحرک، قابلیت حیات، یکپارچگی غشای پلاسمایی و آکروزوم، پتانسیل غشای میتوکندری و تمامیت DNA اسپرم شد، در حالیکه آلفالیپوئیک اسید توانست اثرات مخرب کادمیوم کلراید بر پارامترهای حیاتی اسپرم و شاخصهای استرس اکسیداتیو را جبران نماید. نتیجهگیری: استرس اکسیداتیو ناشی از کادمیوم کلراید بر پارامترهای اسپرم انسان اثرات مخربی القا میکند. درحالیکه آلفالیپوئیک اسید با خواص آنتیاکسیدانتی خود اثرات نامطلوب استرس اکسیداتیو بر اسپرم انسان را جبران میکند، که نشان میدهد آلفالیپوئیک اسید میتواند بهعنوان یک درمان مکمل در ناباروری مردان که ناشی از استرس اکسیداتیو است استفاده شود.
اثر تیمار برگی کادمیوم بر ویژگیهای ریختشناختی، فیزیولوژیکی و تکوین گامتوفیت نر و ماده در درمنه خزری (Artemisia annua)
دوره 12، شماره 1، بهار 1400، صفحه 53-71
https://doi.org/10.52547/JCT.12.1.53
زهره شیرخانی، عبدالکریم چهرگانیراد، فریبا محسن زاده، منصور غلامی
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تغییرات ریختشناختی، تنکارشناختی (فیزیولوژیک) و تکوین دانهی گرده و تخمک در شرایط تنش ناشی از تیمار کادمیوم در درمنه خزری است.
مواد و روشها: در این مطالعه انباشتگی کادمیوم در بافتهای گیاهی، فاکتورهای رشد، محتوای نسبی آب بافت، شاخص پایداری غشا، محتوای رنگیزههای فتوسنتزی، محتوای کربوهیدراتهای محلول، محتوای پروتئین کل، فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانتی، الگوی پروتئینی بذر و مراحل تکوین دانهی گرده و تخمک در درمنه خزری تحت تیمار اسپری برگی کادمیوم (0، 75، 150 و 225 میلیگرم در لیتر) مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که درمنه خزری میتواند کادمیوم را در بافتهای خود انباشته سازد. کاهش در فاکتورهای رشد، محتوای نسبی آب بافت، شاخص پایداری غشا، محتوای رنگیزههای فتوسنتزی، محتوای کربوهیدراتهای محلول و افزایش در محتوای پروتئین کل و فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانتی مشاهده شد. همچنین تغییرات در الگوی پروتئینی بذر، تجزیه و تحلیل رفتن سلولهای کیسه رویانی، و افزایش ناهنجاریها در میکروسپورها و دانههای گرده ازجمله ناهنجاریهای مشاهده شده در گیاهان تحت تیمار بود.
نتیجهگیری: براساس نتایج این تحقیق درمنه خزری مقاومت بالایی نسبت به تنش کادمیوم دارد و میتواند تحت غلظتهای بالای کادمیوم زنده بماند. نتایج بیانگر آن است که کادمیوم میتواند مراحل نموی اندامهای زایشی را تحت تاثیر قرار داده و موجب بروز انواعی از ناهنجاریها طی مراحل تکوین اندامهای زایشی نر و ماده شد اما بهنظر میرسد درمنه خزری با تغییر در ویژگیهای فیزیولوژیک و پروتئینی خود توانسته در برابر اثرات منفی کادمیوم مقاومت کند.
ارزیابی میزان همزیستی، فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانتی و شاخص خطر و سلامت گشنیز تحت سمیت کادمیوم و کاربرد قارچهای مایکوریزا
دوره 11، شماره 1، بهار 1399، صفحه 55-72
https://doi.org/10.52547/JCT.11.1.55
فریبا محمدی فر، محمد مقدم
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تلقیح دو گونه قارچ مایکوریزا بر برخی خصوصیات رشدی، درصد همزیستی،فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانتی و شاخص خطر و سلامت گشنیز تحت تنش فلز سنگین کادمیوم است.
مواد و روشها: این تحقیق بهصورت گلدانی در گلخانه تحقیقاتی گروه علوم باغبانی و مهندسی فضای سبز دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1397 بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با 2 فاکتور و در 3 تکرار انجام شد. فاکتور اول نیترات کادمیوم در 4 سطح 0، 20، 40 و80 میلیگرم در کیلوگرم خاک و فاکتور دوم قارچ مایکوریزا در 3 سطح عدم تلقیح باقارچ و تلقیح با قارچهایGlomus mosseae و Glomus intraradices بود.
نتایج: نتایج نشان داد که با افزایش غلظت کادمیوم مقادیر زیست توده تر اندام هوایی، سطح برگ، تعداد بذر، وزن هزار دانه، درصد همزیستی، پروتئین محلول، فعالیت آنزیمهای کاتالاز، آسکوربات پراکسیداز، گایکول پراکسیداز، پلیفنول اکسیداز در گیاه گشنیز بهطور معنیداری کاهش پیدا کرد؛ ولی مقادیر مالوندیآلدئید و شاخص خطر و سلامت افزایش یافت. درحالیکه کاربرد قارچهای مایکوریزا توانست اثرات زیانبار کادمیوم را در گیاه کاهش دهد، بهطوریکه باعث کاهش 1/47 درصدی شاخص خطر و سلامت و 2/17 درصدی مالوندیآلدئید در گیاه شدند.
نتیجهگیری: براساس دستآوردهای این پژوهش در شرایط تنش فلز سنگین کادمیوم استفاده از قارچهای مایکوریزا تاثیر بهسزایی در بهبود اثرات مضر کادمیوم در گیاه گشنیز داشت، بهطوریکه باعث اصلاح شاخص خطر و سلامت برای مصرفکنندگان شد و استفاده از قارچهای مایکوریزا بهعنوان راهکاری مدیریتی در مناطق آلوده به این فلز سنگین توصیه میشود.
اثر نانوذره اکسید روی بر ویژگیهای فیزیولوژیکی، میزان تولید رزمارینیکاسید و بیان ژنهای TAT و 4-Cl در گیاه بادرنجبویه (Melissa officinalis L.)
دوره 13، شماره 1، بهار 1401، صفحه 56-70
https://doi.org/10.52547/JCT.13.1.56
سمانه فرنوش، ناهید مسعودیان، اکبر صفیپور افشار، فاطمه سعید نعمتپور، بوستان رودی
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تاثیر نانواکسید روی بر خصوصیات رشدی و فیزیولوژیکی، میزان تولید رزمارینیکاسید و بیان ژنهای کلیدی در مسیر بیوسنتزی این ترکیب در گیاه بادرنجبویه است.
مواد و روشها: در این مطالعه، دانه رستهای 30 روزه بادرنجبویه با غلظتهای صفر، 06/0 و 12/0 میلیگرم بر لیتر نانوذرهاکسید روی تیمار شدند و سپس پارامترهای رشدی، میزان رنگیزههای فتوسنتزی، پرولین، گلایسین بتائین، پروتئین، فعالیت آنزیمهای آنتی اکسیدانتی و میزان تولید رزمارینیکاسید مورد بررسی قرار گرفت. همچنین بیان ژنهای کلیدی در مسیر بیوسنتزی رزمارینیکاسید با روش Real-time PCR بررسی شد.
نتایج: نتایج حاکی از این است که تیمار نانوذره اکسیدروی باعث افزایش رنگیزههای فتوسنتزی کلروفیلی، کاروتنوئیدها و فعالیت آنتی اکسیدانتی این گیاه شد. همچنین بیشترین میزان پرولین و گلایسین بتائین نیز تحت غلظت 12/0 میلیگرم بر لیتر این تیمار بهدست آمد. همچنین نانوذرهاکسید روی باعث افزایش بیان ژنهای مسیر بیوسنتزی رزمارینیکاسید (TAT و 4-Cl) و در نتیجه افزایش مقدار این ترکیب شد.
نتیجهگیری: براساس نتایج این تحقیق نانوذره اکسیدروی میتواند بر مراحل رشدی و فیزیولوژیکی گیاه بادرنجبویه اثر گذاشته و بنابراین میتوان از آن بهمنظور افزایش تولید رزمارینیکاسید استفاده کرد.
تاثیر جلبک قرمز بر بافت شناسی معده، کبد و برخی فاکتورهای رشد تیلاپیای نیل (Oreochromis niloticus) طی جایگزینی در جیره غذایی
دوره 15، شماره 1، بهار 1403، صفحه 58-70
https://doi.org/10.61186/JCT.15.1.58
ساناز کرد، رحیم عبدی، اسحاق زمانی، رحیم پیغان
چکیده هدف: تحقیق حاضر با هدف تاثیر جایگزینی جلبک قرمز در جیره غذایی بر هیستومورفولوژی معده، کبد و برخی فاکتورهای رشد تیلاپیای نیل انجام گرفته است. مواد و روشها: ماهیان تیلاپیای نیل پس از آماده سازی بهمدت ۸ هفته با جیره های حاوی صفر، 3 ، 6 و 9 درصد وزن غذا بهوسیله جلبک قرمز با سه تکرار در هر تیمار تغذیه شدند. پس از پایان دوره ماهیان بیهوش شده و پس از باز کردن محوطه شکمی ضمن اندازهگیری برخی فاکتورهای رشد، نمونه بافتی به اندازه 5/0 سانتیمتر از قسمت میانی معده و کبد برداشت و در محلول ثبوتی فرمالین بافر ۱۰ درصد قرار داده شدند. مراحل معمول آماده سازی بافت شامل آبگیری با الکل، شفاف سازی با گزیلول، بلوکگیری با پارافین، برشگیری به ضخامت 4 تا 6 میکرون و رنگآمیزی در نهایت مطالعه با میکروسکوپ نوری انجام گرفت. همچنین جهت آنالیز آماری دادهها از نرم افزار SPSS نسخه ۲۱ استفاده شد. نتایج: نتایج مطالعات میکروسکوپی و آناتومیکی معده، کبد و برخی فاکتورهای رشد دستگاه گوارش نشان از بهبود و افزایش فاکتورهای اندازهگیری شده مانند درصد افزایش وزن بهویژه در گروه دریافت کننده جیره غذایی حاوی 9 درصد جلبک قرمز بوده است. نتیجه گیری: امکان استفاده از جلبک قرمز در جیره غذایی تیلاپیای نیل در سطح مذکور فاقد عوارض جانبی و نیز کاربرد آن باعث بهبود پارامترهای بافتی و رشد میشود. لذا استفاده از آن درجیره آبزیان یک راهکار ارزشمند جهت مدیریت هزینه تغذیه و بهبود عملکرد مزارع آبزی پروری بهویژه در گونه های تجاری باشد.
نانو داربست پلی کاپرولاکتان/کتیرا غنی شده با سیلیمارین بهعنوان محافظ سلولهای پیش ساز عصبی در شرایط تنش اکسیداتیو
دوره 14، شماره 1، بهار 1402، صفحه 66-79
https://doi.org/10.61186/JCT.14.1.66
رضا نجفی، اسداله اسدی، صابر زهری، آرش عبدالملکی
چکیده هدف: مهندسی بافت به روشهایی اطلاق میشود که مبتنی بر استفاده از داربستها، سلولها و مولکولهای فعال بیولوژیکی برای تولید بافتهای دارای عملکرد مشخص است. هدف آن قابلیت بازسازی، نگهداری و بهبود بافت آسیبدیده یا کل اندام است. هدف از این مطالعه تولید نانو داربست پلی کاپرولاکتان /کتیرا/سیلیمارین و بررسی زنده مانی سلولهای PC12 بر روی داربست تحت تنش اکسیداتیو می باشد. مواد و روشها: بهمنظور تهیه نانو داربست، محلول پلی کاپرولاکتان 7 درصد (حل شده در استیک اسید)، محلول کتیرا 7/0 درصد وزنی (حل شده در استیک اسید) ومحلول سیلیمارین با غلظت 9/0 درصد وزنی مخلوط شد، سپس توسط دستگاه الکتروریسی داربست تهیه شد. مورفولوژی داربست توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی و ساختار شیمیایی داربست توسط طیف سنجی FTIR مورد ارزیابی قرار گرفت. برای بررسی خواص آنتی اکسیدانتی داربست از گلوگز 80 میلیگرم بر لیتر و H2O2 ،150 مایکرولیتر استفاده شد. نتایج: بررسی مورفولوژی و ساختار شیمیایی داربست، نشان دهنده تخلخل مناسب داربست پلی کاپرولاکتان /کتیرا و بارگذاری موفق سیلیمارین بر روی داربست بود. ارزیابی خواص اکسیدانتی داربست بعد از گذشت 24 ساعت از کشت سلولهای PC12 بر روی آن نشان دهنده افزایش زندهمانی سلولها بر روی داربست و خواص آنتی اکسیدانتی مناسب داربست بود. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که غنی سازی داربست پلی کاپرولاکتان/کتیرا با سیلیمارین باعث افزایش توان تکثیر و زنده مانی سلولهای PC12 تحت تنش اکسیداتیو شد. از این رو این داربست میتواند کاندیدی مناسب برای مهندسی بافت در شرایطی با تنشهای اکسیداتیو بالا باشد.
بررسی فرایندهای پاییندستی در تولید پروتئینهای نوترکیب دارویی: تمرکز بر افزایش بازده تولید هورمون محرک فولیکولی انسانی با استفاده از کروماتوگرافی تمایلی مبتنی بر آنتیبادیهای VHHs
دوره 16، شماره 1، بهار 1404، صفحه 70-89
https://doi.org/10.61882/JCT.16.1.70
سمیه ابوالقاسمی دهاقانی
چکیده هدف: بررسی و مقایسه فرآیندهای پاییندستی در پروتئینهای دارویی، با تمرکز بر توسعه روشهای خالصسازی مؤثر و کارآمد، بهخصوص در مورد هورمون محرک فولیکولی انسانی، و بهرهگیری از فناوریهای نوین مانند آنتیبادیهای VHH و کروماتوگرافی تمایلی. مواد و روشها: استفاده از فنون خالصسازی چندمرحلهای و کروماتوگرافی تمایلی مبتنی بر آنتیبادیهای VHH، تولید هورمون محرک فولیکولی انسانی بهصورت نوترکیب، و بهکارگیری رزینهای کروماتوگرافی مخصوص برای جداسازی سریع و با بهرهوری بالا. مقایسه بازده و زمان انجام فرآیندهای مختلف صورت گرفت. نتایج: استفاده از کروماتوگرافی تمایلی مبتنی بر آنتیبادیهای VHH منجر به استخراج پروتئین در یک مرحله و با بازده حدود 60% شد، در حالیکه روشهای چند مرحلهای بازده تقریبی 40% داشتند. این روش زمان کمتری صرف کرده و هزینههای تولید را کاهش داد. نتیجهگیری: بهکارگیری فناوریهای نوین مانند آنتیبادیهای VHH و کروماتوگرافی تمایلی، فرآیندهای پاییندستی را بهبود میبخشد، باعث افزایش بهرهوری، کاهش هزینهها، و حفظ ساختار و عملکرد پروتئینهای دارویی میشود، که در نهایت به ارتقای کیفیت و کارایی تولید داروهای بیولوژیک منجر میشود.
مکانیسمهای ساختاری ،سلولی و مولکولی در گذر از حالت اپیتلیال به مزانشیمال در سرطان
دوره 13، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 71-94
https://doi.org/10.52547/JCT/13.2.71
سولماز منیری جوادحصاری، هلاله واعظی هریس
چکیده مقدمه: سرطان بهعنوان یکی از رایجترین بیماریهای ژنتیکی و مهمترین عامل مرگ و میر افراد در سراسر جهان به شمار میرود. سلولهای سرطانی جهت گسترش و حفظ بقای خود دچار تغییرات ژنتیکی و فنوتیپی مختلفی میشوند که در مراحل ابتدایی منجر به پیشرفت تومور و در مراحل پیشرفته منجر به فرآهم آمدن ریزمحیط پیشمتاستازی مناسب میگردد. در چنین محیطی وقایع کنترل نشده نظیر تکثیر سلولها و مهار آپوپتوز، حرکت از طریق ماتریکس خارج سلولی و عبور از موانع ورود به جریان خون رخ میدهند. تغییرات خارج سلولی در این ریزمحیط با القای تغییرات درونی سلولهای آغازین سرطان به پایداری و تقویت آنها کمک نموده و ارتباطات پیچیده بین عوامل خارجی و داخلی باعث برقراری شبکههای تنظیمی پیچیده بین انواع فاکتورهای پیشبرندهی سرطانزایی میشود. شناسایی این تغییرات در درک مکانیسمهای پیشرفت بیماری، پیش آگهی و کنترل سرطان نقش اساسی ایفا میکند. متن: جهشهای ژنی مختلف و تغییرات بیان ژنها باعث شروع متاستاز از طریق تغییر شکل از حالت اپیتلیالی به مزانشیمی(EMT) سلولهای سرطانی میگردد که دراینمیان، نقش تغییرات ساختاری کروماتین، مسیرهای مختلف پیامرسانی داخل سلول، تنظیم چرخهی سلولی، میکروRNAها و ناپایداری ژنومی تا حدی شناسایی شده است. تغییرات بیانی ژنهای موثر در این مسیرها پیچیدگیهای تنظیمی بالقوهای را سبب میشوند که کنترل پیشرفت بیماری و پاسخ به درمان آن را با مشکل مواجه میسازد. سلولهای سرطانی نیازمندیهای خود را از طریق بیاثر کردن موانع طبیعی، تغییر در کنترل فرآیندهای بازدارندهی پیشرفت سرطان، برقراری مکانیسمهای نوظهور درونزاد و ایجاد مارکرهای مولکولی و ساختاری تخصصیافته فرآهم میکنند که مجموعههای مختلفی از این رویدادها در انواع مختلف سرطانها شناسایی شدهاند. ارتباط متقابل میان EMT و سلولهای بنیادی سرطانی (CSCs) نیز وجود دارد که حضور هر یک از آنها رخداد دیگری را تقویت مینماید. افزایش بیان فاکتورهای رونویسی اصلی مانند snail، slug، Foxc2، Twist و ZEB1/2، بهکارگیری مکانیسمهای حفاظت طول تلومرها، تولید بیومارکرهای CD133، CD44 و BMI1، جهشهای ژن کد کنندهی P53، عدم کسب فنوتیپ پیری، جهش در باقیماندهی S115 از ژن SIM2S، افزایش ناپایداری ژنومی، افزایش فعالیت مسیرهای پیامرسانی نظیر NF-κB، TGF-β، Wnt، Notch و Hh، فرآیند گرد شدن میتوزی، تسهیل تقسیم سلولهای توموری، تغییرات اپیژنتیکی مثل استیلاسیون و متیلاسیون هیستونها، و تغییرات بیانی میکرو RNAها مثالهایی از روشهای بهکار رفته توسط سلولهای سرطانی هستند. نتیجهگیری: تغییر از حالت اپیتلیال به مزانشیمال نقش کلیدی در پیشرفت سرطان، گذر سلولها از موانع بیولوژیکی و سدهای بدن و متاستاز ایفا میکنند که معمولا با پیشآگهی وخیم در بیماران سرطانی همراه است. تغییرات مولکولی و سلولی در مسیرهای اصلی تکوین سلولها از عوامل پیشبرندهی EMT به شمار میروند که در اثر بیان متمایز ژنها در EMT نسبت به شرایط نرمال سلولها ایجاد میگردند. پیشرفت در شناسایی این تغییرات و نقش هر یک از آنها در پیشرفت سرطان میتواند تاثیر قابل توجهی در تشخیص زودهنگام، درمان و مدیریت سرطان داشته باشد. هدف: در این مقالهی مروری، عوامل مولکولی و سلولی مختلف درگیر در مسیرهای پیامرسانی، تغییرات ساختاری کروماتین و تلومرها، تغییرات بیانی RNAهای غیر کدکنندهی کوچک مثل miRNAها، تغییرات چرخهی سلولی و ناپایداری ژنومی که منجر به تنظیم پیشرفت EMT و سرطان میشوند، مورد بررسی قرار گرفته است.
بررسی اثر آنتاگونیستهای سیستم رنین - آنژیوتانسین بر سمیت سلولی دوکسوروبیسین بر ردههای سلولی MDA-MB-231 و MCF-7
دوره 15، شماره 1، بهار 1403، صفحه 71-96
https://doi.org/10.61186/JCT.15.1.71
آمنه اندایشگر، راحله شاکری، فاطمه قمری
چکیده هدف: سیستم رنین آنژیوتانسین یک سیستم غدد درونریز است. اجزا این سیستم در تعدادی از سلولهای بدن و همچنین در سرطان پستان بیان میشوند. مهارکنندههای آنزیم مبدل آنژیوتانسین ((ACE بهطور گسترده بهعنوان عوامل ضد فشارخون مورد استفاده قرار میگیرند. پیشنهادشده است که آنها خطر ابتلا به برخی سرطانها را کاهش میدهند. دوکسوروبیسین از داروهای متداول شیمیدرمانی است که برای درمان سرطان پستان نیز از آن استفاده میکنند. یکی از عوارض جانبی دوکسوروبیسین، سمیت آن برای سلولهای قلبی است. هدف این پژوهش بررسی اثر متقابل آنتاگونیستهای رنین-آنژیوتانسین بر سمیت سلولی دوکسوروبیسین است. مواد و روشها: اثر مهارکنندههای سیستم رنین آنژیوتانسین شامل انالاپریل، کاپتوپریل، والسارتان و لوزارتان بر روی بقای سلولهای سرطانی پستان در حضور و غیاب دوکسوروبیسین با تست MTT بررسی شد. القای آپوپتوزیس در سلولهای MDA-MB-231 با کیت سنجش فعالیت کاسپاز-7/3 بررسی شد. نتایج: انالاپریل سمیت زیادی برای سلولهای سرطانی نداشت اما کاپتوپریل و لوزارتان اثر سیتوتوکسیک داشتند. والسارتان نهتنها بر سلولها اثر سیتوتوکسیک نداشت بلکه با افزایش زمان، تکثیر سلولها را افزایش داد. بررسی فعالیت کاسپاز-7/3 در سلولهای MDA-MB-231 تحت تیمار با کاپتوپریل و لوزارتان نشان داد که سلولهای تیمارشده فعالیت کاسپاز-7/3 بالاتری در مقایسه با کنترل دارند که نشانگر القای آپوپتوزیس است. بررسی درصد بقای سلولها در حضور دوکسوروبیسین و هر کدام از داروها در غلظتهای کمتر از IC50، نشان داد که انالاپریل، کاپتوپریل، والسارتان و لوزارتان بسته به غلظت و زمان قادر به حفاظت از سلولهای سرطانی در برابر اثر سیتوتوکسیک دوکسوروبیسین هستند.
نتیجهگیری: مهارکنندههای سیستم رنین-آنژیوتانسین بسته به غلظت و زمان میتوانند در اثر سیتوتوکسیک دوکسوروبیسین تداخل ایجاد کنند.
بررسی اثرات همافزایی سمیت سلولی داروی بواسیزومب و نانوذرات نقره بر روی رده سلولی سرطان تخمدان (A2780) و بیان ژنهای آپوپتوزی Bcl-2 و کاسپاز 3
دوره 12، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 72-87
https://doi.org/10.52547/JCT.12.2.72
امیر میرزایی، هدیه دیباه، فریبا خسروینژاد، هدی جوانمردی
چکیده هدف: هدف از این مطالعه، بررسی اثرات همافزایی سمیت سلولی نانوذرات نقره و داروی بواسیزومب علیه رده سلولی سرطانی تخمدان (A2780) و آنالیز بیان ژنهای آپوپتوزی کاسپاز 3 و Bcl-2 میباشد.
مواد و روشها: ابتدا میزان سمیت سلولی نانوذرات نقره و داروی بواسیزومب بهترتیب در غلظتهای 5/62 تا 1000 میکروگرم در میلیلیتر و 1000 تا 3000 میکروگرم در میلیلیتر علیه رده سلولی A2780 توسط روش رنگ سنجی MTT بهصورت تکدارویی و ترکیبی انجام گرفت. سپس میزان بیان ژنهای آپوپتوزی کاسپاز 3 و Bcl2 با استفاده از روش Real Time PCR مورد مطالعه قرار گرفت.
نتایج: یافتههای حاصل از این مطالعه نشان داد نانوذرات نقره و دارو بواسیزومب دارای سمیت سلولی وابسته به دوز میباشد و میزان سمیت سلولی در حالت استفاده همزمان نسبت بهحالت تک دارویی معنیدار بوده است (05/0p<). همچنین میزان IC50 نانوذرات نقره و بواسیزومب بهترتیب برابر با 56/0± 72/12 و 21/1± 72/22 میکروگرم در میلیلیتر بود. همچنین استفاده همزمان نانوذره نقره-دارو بواسیزومب بهترتیب باعث تغییر بیان ژنهای کاسپاز 3 و Bcl2 شد که نسبت به گروه کنترل معنیدار بود (05/0p<).
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد نانوذرات نقره و بواسیزومب بهصورت الگو وابسته بهدوز با اثرات سمیت سلولی همافزایی داشته و باتوجه به القا آپوپتوزیس با مطالعات بیشتر میتوان از ترکیب نانوذرات نقره و بواسیزومب بهعنوان کاندید دارویی استفاده شود.
مقایسهی اثرات ضدتکثیری و مرگ برنامه ریزی شده سلولی عصارههای گیاهان متفاوت در غلظتهای مختلف بر ردهی سلولهای سرطان سینه
دوره 11، شماره 1، بهار 1399، صفحه 73-86
https://doi.org/10.52547/JCT.11.1.73
لیلا سلطانی، مریم درب امامیه
چکیده هدف: هدف از این مطالعه مقایسهی خواص ضدتکثیری و مرگ برنامهریزی شده سلولی عصارههای هیدروالکلی گیاهان مختلف (بومادران، سرخارگل، دانهی خارمریم، پرسیاوش و هستهی زردآلو) بر علیه سلولهای سرطان سینه (Mcf-7) بود.
مواد و روشها: برای این منظور گیاهان مربوطه خشک و آسیاب شدند. پس از خیساندن آنها در اتانول 70 درصد برای مدت 72 ساعت، عصارههای آنها با کمک دستگاه روتاری استحصال شد. مقادیر متفاوت از آنها (5/12، 25، 50 و 100 میلیگرم/میلیلیتر) به محیط کشت سلولهای سرطانی اضافه شد و خواص سمیت سلولی آنها و مرگ برنامهریزی شده سلولی بهترتیب بعد از گذشت 24 ساعت با کمک آزمون MTT و رنگآمیزی با آکریدیننارنجی-اتیدیومبروماید مورد بررسی قرار گرفت. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS، مقایسه میانگین دانکن در سطح معنیداری 5 درصد مورد آنالیز قرار گرفتند.
نتایج: افزودن حداکثر غلظت در تمامی عصارهها به محیط کشت نسبت به سایر غلظتهای همان عصاره بیشترین تاثیر معنیداری ضدتکثیری و مرگ برنامهریزی شده را نشان داد (05/0>p). همچنین در بین حداکثر غلظتها (100 میکروگرم/میلیلیتر) بیشترین اثر سمیت سلولی مربوط به عصارههای پرسیاوش و سرخارگل بود (05/0>p).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که افزودن غلظتهای بالای عصارههای پرسیاوش و سرخارگل به محیط کشت بیشترین تاثیر معنیدار ضدتکثیری و مرگ برنامه ریزی شده سلولی بر سلولهای سرطان سینه در مقایسه با سایر عصارههای گیاهی و غلظتهای مختلف بر جای گذاشته است.
اثر دی-2-اتیل هگزیل فتالات بر کاهش فعالیت آنزیم آلکالین فسفاتاز بهدلیل کاهش بیان ژنهای دخیل در تمایز استئوژنیک بود
دوره 14، شماره 1، بهار 1402، صفحه 80-95
https://doi.org/10.61186/JCT.14.1.80
زهرا شایگان فر، محمد حسین آبنوسی، جواد سرگلزائی
چکیده هدف: دی-2-اتیل هگزیل فتالات(DEHP) بهعنوان نرم کننده پلاستیک در صنایع غذایی و پزشکی استفاده شده و انسانها با روشهای متفاوت مانند تزریقات پزشکی در معرض این آلاینده قرار میگیرند. قبلا اثر غلظتهای مختلف این آلاینده بر توانایی حیات، تکثیر و تمایز سلولهای بنیادی مزانشیم مغزاستخوان رت ویستار (BMSCs) بررسی شده است. در این پژوهش مکانیسم اثر DEHP بر ژنهای دخیل در تمایز BMSCs به استئوبلاست بررسی شد. مواد و روش ها: در این مطالعهی تجربی BMSCs در محیط استئوژنیک با غلظتهای 0 و100 میکرومولار از DEHP برای مدت 21 روز تیمار و از آزمون MTT جهت بررسی توانایی حیات و از آزمون آلیزارین رد، اندازه گیری فعالیت آلکالین فسفاتاز و تعیین غلظت کلسیم ماتریکس برای بررسی معدنی شدن استفاده شد. بیان ژنهای دخیل در تمایز با تکنیک RT-PCR ارزیابی شد. نتایج: آنالیز آماری نشان داد که توانایی زیستی نیز با کاهش معنیدار (42 %) مواجه شد. همچنین کاهش تولید ماتریکس بر اساس کاهش میزان آلیزارین رد، غلظت کلسیم و فعالیت آنزیم آلکالین فسفاتاز نشان داد که تمایز BMSCs به استئوبلاست در حضور DEHP کاهش معنیدار داشته است. ضمنا کاهش بیان ژنهای ضروری مشاهده شد. نتیجهگیری: DEHP در مدت طولانی باعث کاهش معدنی ماتریکس تولید شده توسط سلولها شده است و در نتیجه کاهش تمایز BMSCs به استئوبلاست میشود. از آنجا که DEHP در تهیه وسایل پزشکی و ظروف غذایی استفاده میشود، پیشنهاد میشود در مصرف این ترکیب محدودیتهای قانونی اعمال شود.
