فصلنامه
نوع مقاله: علمی - پژوهشی

بررسی تمایل اتصال مشتق کومارین سنتز شده بر DNA تک رشته‏ای با روش‏های اسپکتروسکوپی

دوره 13، شماره 1، بهار 1401، صفحه 23-33

https://doi.org/10.52547/JCT.13.1.23

جواد سرگلزائی، سهیلا خاقانی‌نژاد

چکیده هدف: باتوجه به اهمیت مشتقات کومارین به‏عنوان داروی موثر بر سلول‏های سرطانی و اثرات درمانی متنوع دیگر، در این پژوهش بررسی تاثیر مشتق جدیدی از کومارین به‏نام 3-(تترازول-5-ایل) کومارین به DNA تک رشته در محلول با استفاده از روش‏های مختلف اسپکتروسکوپی مورد مطالعه قرار دادیم.
مواد و روش‏ها: مطالعه حاضر به‏بررسی اثر 3-(تترازول-5-ایل) کومارین بر DNA تک رشته در شرایط آزمایشگاهی پرداخته است. نتایج حاصل نشان می‏دهد که میزان روند جذب DNA تک رشته در اثر میان‏کنش با 3-(تترازول-5-ایل) کومارین در طول موج‏های 210 و 260 نانومتر افزایش می‏یابد. طیف نشری DNA تک رشته در یک روند وابسته به غلظت 3-(تترازول-5-ایل) کومارین افزایش می‏یابد، که نشان‏دهنده اتصال 3-(تترازول-5-ایل) کومارین با کروموفورهای موجود در DNA تک رشته است.
نتایج: اتصال 3-(تترازول-5-ایل) کومارین به DNA تک رشته‏ای سبب افزایش قابل توجه ellipticity در دورنگ ‏نمایی دورانی ملکول DNA در نواحی 220 و 275 نانومتر و مثبت‏تر شدن آن در 245 نانومتر می‏شود. نتایج حاکی از اتصال قوی تر داروی 3-(تترازول-5-ایل) کومارین به DNA تک رشته می‏باشد که می‏تواند به‏این‏دلیل باشد که احتمالا DNA تک رشته در هنگام همانندسازی بیش‏تر در دسترس است.
نتیجه‏گیری: نتایج به‏دست آمده از اثر کومارین 3-(تترازول-5-ایل) برروی DNA تک رشته‏ای می‏تواند اطلاعات مفیدی در زمینه طراحی داروهایی با مشتقات کومارینی با اثر ضدتوموری بیش‏تر و عوارض جانبی کم‏تری در اختیار قرار دهد.

اثر نانو ذرات اکسیدآهن بر رشد و فیزیولوژی گیاه یونجه (Medicago sativa L) تلقیح یافته با Rhizobium meliloti

دوره 11، شماره 1، بهار 1399، صفحه 25-43

https://doi.org/10.52547/JCT.11.1.25

مهری عسکری، سید مهدی طالبی، معصومه شفیعی ‏گواری

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثر برهم‌کنش تلقیح باکتریایی و تیمار آهن (نانو و کلات‌آهن) بر خصوصیات فیزیولوژیکی یونجه می‌باشد.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه اثرات تلقیح Rhizobium melilotiسویه استاندارد، غلظت‌های مختلف آهن (کلات آهن، ٠، ٥، ۱٠، ٢٠ و ٢٥ میکرومولار نانو ذرات اکسیدآهن) و اثر متقابل تلقیح باکتریایی و تیمار آهن به‏مدت ٤٥ روز بر گیاه یونجه در قالب آزمایشات فاکتوریل در یک طرح کاملا تصادفی در سه تکرار مطالعه شده است. صفات مورد ارزیابی شامل شاخص‌های رشد، مقدار رنگیز‌ه‌های فتوسنتزی، پروتئین، پرولین، فعالیت آنتی‌اکسیدانت‏ها، درصد فعالیت بازدارندگی رادیکال دی‌فنیل‌پیکریل‌هیدرازیل (DPPH) و مقدار عناصر بودند.
نتایج: تلقیح ریزوبیومی به‏تنهایی اثرات سودمندی بر رشد یونجه نشان داد و باعث افزایش پارامترهای رشد، رنگیزه‌ها، میزان پروتئین و جذب پتاسیم و فسفر شد اما بر مقدار پرولین و آنتی‌اکسیدانت‌ها اثری نداشت. تیمار آهن بر پارامترهای رشد، رنگیزه‌ها، میزان پروتئین و جذب عناصر اثر مثبت داشت. بیشترین شاخص‌های رشد در غلظت 25 میکرومولار نانوآهن مشاهده شد. بیشترین مقدار پرولین و فعالیت آنتی‌اکسیدانتی در شاهد (μM 0 نانوآهن) سنجش شد. از این‌رو این غلظت برای گیاه یونجه تنش محسوب می‌شود. اثرات منفی ناشی از تیمار 0 میکرومولار نانوآهن بر گیاه یونجه تلقیح‌یافته با ریزوبیوم ملیلوتی کاهش یافت. در واقع ریزوبیوم با کاهش شرایط تنش باعث افزایش مقاومت گیاهان تلقیح‌یافته می‌شود.
نتیجه‏گیری: هم‏زیستی ریزوبیوم-یونجه همراه با نانوکود آهن علاوه بر افزایش رشد گیاه می‌تواند باعث افزایش مقاومت گیاه نسبت به تنش‌ها ‌شود. بیشترین مقدار پارامترهای رشد، رنگیزه‌ها و پروتئین در گیاهان تلقیح‌یافته با ریزوبیوم ملیلوتی و 10 میکرومولار نانوآهن اندازه‌گیری شد.
 

اثر اسانس Artemisia herba alba بر بیان ژن های ADA و ODC1 در سلول‌های سرطان پستان انسانی رده MCF-7

دوره 12، شماره 1، بهار 1400، صفحه 29-40

https://doi.org/10.52547/JCT.12.1.29

هما هراتی، فاطمه سعید نعمت‌پور

چکیده هدف: هدف از این پژوهش اثر اسانس گیاه Artemisia herba alba بر درصد زنده­مانی و بیان ژن­های ODC1 و ADA در رده سلول‌های سرطان پستان انسانی MCF-7 است.
مواد و روش‏ها: اسانس گیاه A. herba alba با استفاده از کلونجرگرفته شد. اجزا اسانس توسط دستگاه GC-Mass  آنالیز شد. رده سلولی MCF-7 تحت تاثیر غلظت­های افزایشی اسانس از 01/0 تا 03/0 میکروگرم بر میلی­لیتر قرار گرفت. سپس سمیت سلولی اسانس به‌روش رنگ‌سنجی MTT  بررسی و بیان ژن­های ODC1 و ADA با روش Real-time PCR سنجیده شد.
نتایج: بیش‌ترین ترکیبات اسانس شامل Comphor، Chrysanthenyl Acetate و Davanone بودند. نتایج نشان داد که با افزایش غلظت اسانس سمیت سلولی به‌طور قابل توجه افزایش پیدا می­کند و پارامتر IC50 در زمان­های 24، 48 و 72 ساعت 02104/0، 01858/0، 01751/0 میکروگرم بر میلی­لیتر محاسبه شد. به‌علاوه در غلظت ­02/0 میکروگرم بر میلی­لیتر اسانس بیان ژن ODC1 و ADA به‌ترتیب 2 و 5/1 برابر نمونه کنترل کاهش یافت.
نتیجه‏گیری: به‌نظر می­رسد سمیت سلولی اسانس گیاه A. herba alba که در این تحقیق مشاهده شد نتیجه کاهش بیان ژن­های ODC1 و ADA در سلول­های سرطان پستانی رده سلولی MCF-7 باشد.

بررسی اثر آلفاکتوگلوتارات بر زیستایی و تکثیر سلول‌های رده SKOV3 سرطان تخمدان

دوره 15، شماره 1، بهار 1403، صفحه 31-44

https://doi.org/10.61186/JCT.15.1.31

ادرین هایراپتیان، حسین بیرانوند، منیره محمودی، قمرتاج حسین، محمود تلخابی

چکیده هدف: سرطان همچنان یک چالش بهداشت جهانی است و سرطان تخمدان رتبه پنجم را در میان سرطان‌هایی که  سلامت زنان را تحت‌تاثیر می‌گذارند قرار داشته و عامل اصلی مرگ ‌و میر ناشی از سرطان در زنان است. آلفاکتوگلوتارات (AKG) یک متابولیت حیاتی در چرخه کربس است که اخیرا به‌عنوان یک عامل ضدسرطان موردتوجه قرار گرفته است. این مطالعه، تأثیر AKG را بر سلول‌های سرطان تخمدان در شرایط آزمایشگاهی بررسی می‌کند. مواد و روش‌ها: سلول‌های رده SKOV3 در محیط کشت کامل (RPMI1640 - سرم جنین گاوی (FBS) ۱۰ درصد) کشت داده شدند و با غلظت‌های AKG از ۲۰ تا ۲۲۰ میکرومولار تیمار شدند. به‌منظور بررسی زیستایی سلول­ها از تکنیک MTT استفاده شد. همچنین، زمان دوبرابر شدن جمعیت سلولی، کلونی­زایی و مهاجرت سلول‌ها مورد بررسی قرار گرفت.  نتایج: بر اساس نتایج بررسی زیستایی با استفاده از روش MTT، غلظت ۲۰۰ میکرومولار برای ادامه مطالعه انتخاب شد. بررسی شکل‌گیری کلونی، کاهش تعداد و اندازه کلنی را در گروه تحت درمان با غلظت ۲۰۰ میکرومولار نشان داد (p<0.05). همچنین زمان دوبرابر شدن جمعیت سلولی در گروه تیمار افزایش یافت که نشان‌دهنده کندشدن رشد سلول‌ها است (p<0.05). بررسی منحنی رشد نشان‌دهنده کاهش رشد سلول در گروه تیمار بود. بررسی پروفایل چرخه سلولی نشان داد که در گروه تیمار سلول‌های بیشتری در فازهای S و G1  متوقف می‌شوند. تست ترمیم خراش، مهاجرت سلولی کند را در حضور غلظت ۲۰۰ میکرومولار نشان داد. نتیجه‌گیری: نتایج ما نشان داد که AKG اثرات مهاری بر تکثیر، زیستایی و مهاجرت سلول‌های سرطان تخمدان دارد و پتانسیل آن را به‌عنوان یک درمان کمکی در کنار درمان‌های موجود برجسته کرد. تحقیقات بیش‌تر برای بررسی کامل‌تر تاثیر درمانی AKG در سرطان تخمدان ضروری است.  

بهینه‌سازی کالوس‌زایی و بررسی تغییرات مورفوفیزیولوژیکی، فیتوشیمیایی و بیوشیمیایی گل راعی در پاسخ به الیسیتور کیتوزان تحت شرایط کشت درون شیشه‌ای

دوره 16، شماره 1، بهار 1404، صفحه 32-50

https://doi.org/10.61882/JCT.16.1.32

مژگان سلیمانی زاده، علیرضا یاوری، سمیه کریمی تکلو

چکیده هدف: گل راعی با نام علمی Hypericum perforatum L. یک گیاه دارویی مهم است که به‌طور گسترده در درمان افسردگی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ویژگی‌های دارویی آن به ترکیبات متابولیت ثانویه موجود در عصاره (هایپریسین‌، هیپرفورین و غیره) مرتبط می‎باشد. گیاهان رشد کننده در مزرعه معمولا با چالش‌هایی مواجه هستند که ممکن است بر ترکیب فیتوشیمیایی آن تأثیر بگذارد. کشت‌ بافت‌های گیاهی می‌توانند این مسائل را کاهش داده و به‌عنوان یک جایگزین معرفی شوند. یکی از جنبه‌های بیوتکنولوژی در گل راعی بهبود محتوی متابولیت‌ها با استفاده از رویکردهای مختلف از جمله الیسیتشن می‌باشد. هدف از این تحقیق، بهینه‌سازی کالوس‌زایی و بررسی تاثیر کیتوزان بر صفات مورفوفیزیولوژیکی و فیتوشیمیایی و بیوشیمیایی گل راعی تحت شرایط کشت درون شیشه‌ای می‌باشد. مواد و روش‌ها: پس از تهیه بذور گل راعی، تأثیر روش‌های ضدعفونی بر درصد آلودگی بذور مورد آزمون قرار گرفت. سپس آزمایش فاکتوریلی در قالب طرح کاملا تصادفی جهت بهینه‌سازی کالوس‌زایی آن با تیمارهای هورمونی (H0 تا H3)، ریزنمونه (E1 و E2) و شرایط نوری مختلف (L1 و L2) انجام شد. پس از تهیه الیسیتور کیتوزان (صفر، 25 ، 50 و 75 میلی‌گرم)، آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی جهت اعمال الیسیتور روی بذور انجام شد. در نهایت تاثیر الیسیتور کیتوزان روی بهبود صفات مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی و متابولیتی و بیوشیمیایی بررسی شد. نتایج: نتایج مقایسه میانگین اثر روش ضدعفونی نشان داد که تیمارC  (عدم ضدعفونی) و S2 به‌ترتیب کمترین و بالاترین میزان درصد آلودگی نشان دادند. نتایج مقایسه میانگین اثر متقابل تیمار هورمونی، نوع ریزنمونه و شرایط نوری نشان داد که بهترین ترکیب هورمونی جهت القا کالوس H1E1L1 می‌باشد. نتایج نشان دهنده افزایش معنی‌دار صفات وزن تر، خشک، حجم کالوس، فلاونوئید، فنل، فعالیت آنتی‌اکسیدانتی، آنتوسیانین، کاروتنوئید، کاتالاز، پراکسیداز، پرولین، کلرفیل a و b در همه غلظت‌های کیتوزان در مقایسه با شاهد بود. برای صفت مالون دی‌آلدئید بالاترین و کمترین میزان به تیمار شاهد و کیتوزان 05 میلی‌گرم در لیتر تعلق داشت. نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که الیسیتور کیتوزان باعث بهبود ویژگی‌های مورفوفیزیولوژیکی، متابولیتی و بیوشیمایی گل راعی شده و غلظت 05 میلی‌گرم در لیتر آن در بهبود این ویژگی‎ها موثرتر بوده است.

طراحی نانوذرات ترانوستیک هدفمند برپایه‌ی سیلیکای متخلخل مغناطیسی و بررسی اثرات ضدسرطانی آن‌ها در محیط برون‌تنی

دوره 14، شماره 1، بهار 1402، صفحه 33-49

https://doi.org/10.61186/JCT.14.1.33

اسیل کامل محمد‌موسوی، احمدرضا بهرامی، امیر شکوه‌سلجوقی، مریم مقدم متین

چکیده هدف: سرطان کولورکتال (CRC)، دومین عامل مرگ و میر در دنیا محسوب می­شود و نانوذرات ترانوستیک با قابلیت درمانی و تصویربرداری به­صورت هم‫زمان به­عنوان بسترهای درمانی و تشخیصی در نظر گرفته می­شوند.  مواد و روشها: در این مطالعه، نانوذرات متخلخل مغناطیسی (SPION-MSNs) با یک طراحی­ ویژه، به­منظور عدم آزادسازی داروی شیمی­درمانی 5-FU در مجاورت سلول­های سالم سنتز شده و توسط کنترل­گرهای دریچه­ای طلا، رهایش دارو مهار شد. در گام بعد، به‫کمک پلیمر دوسر عملکردی پلی­اتیلن­گلیکول (PEG) با هدف افزایش زیست‫سازگاری، سطح بیرونی نانوذرات پوشانده شده و نانوذرات غیر هدفمند سنتز شد. به­علاوه، به­منظور دستیابی به رویکرد درمانی فعال و تحویل انتخابی داروی 5-FU، سطح بیرونی نانوذرات مجهز به آپتامر EpCAM شد. در ادامه، خصوصیات فیزیکی و شیمیایی نانوذرات سنتز­شده، ارزیابی شده و فعالیت ضدسرطانی آن­ها در محیط برون­تنی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: SPION-MSNs ساختار کروی به‫همراه توزیع یکنواخت را نشان دادند. داروی شیمی‫درمانی 5-FU با موفقیت داخل منافذ باز نانوذرات سیلیکا بارگذاری شد و نتایج نشان داد که رهایش داروی 5-FU از نانوذره، وابسته به pH می­باشد. نانوذرات هدفمند با اندازه­ی حدود nm 78 و بار سطحی منفی سنتز شدند. مطالعات برون­تنی سمیت معنی‫دار نانوذرات هدفمند را در برابر سلول­های بیان­کننده­ی گیرنده­ی EpCAM نشان داد و این سمت بر روی سلول­های CHO بسیار ناچیز بود. این نتایج حاکی از کارآیی موثر اتصال آپتامر EpCAM در هدف­گیری اختصاصی سلول­ها­ی سرطانی می­باشد. نتیجه­گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که این نانوذرات هدفمند، می­توانند به­عنوان یک نانوبستر ترانوستیک امیدوارکننده جهت درمان CRC در نظر گرفته شوند.

بیوتکنولوژی

انتقال هدفمند کورکومین به سلول‌های Hs-578T به کمک نانوذرات چندمنظوره PLA-PEG-Fe3O4 اصلاح‌شده با فولیک‌اسید و گلوکز

دوره 17، شماره 1، بهار 1405، صفحه 33-58

https://doi.org/10.66224/JCT.17.1.33

هاشم یعقوبی

چکیده مقدمه و هدف

سرطان پستان سه‌گانه منفی با تهاجم بالا و مقاومت دارویی مواجه است. هدف این مطالعه طراحی و تولید نانوحامل هوشمند چندمنظوره مبتنی بر کوپلیمر PLA-PEG برای انتقال هدفمند کورکومین به سلول‌های سرطانی پستان (Hs-578T) و بهبود اختصاصیت و کارایی درمانی بود.

مواد و روش‌ها

نانوذرات PLA-PEG با لیگاندهای اسید فولیک (FA) و گلوکز (Glu) برای هدف‌گیری سلولی و با اکسید آهن (Fe3O4) برای هدایت مغناطیسی و ایجاد پتانسیل درمان ترکیبی سنتز شدند. ساختار نانوذرات PPF (PLA-PEG-FA-Fe3O4)، PPG (PLA-PEG-Glu-Fe3O4) و PPGF (PLA-PEG-Glu-FA-Fe3O4) با استفاده از 1H-NMR و FTIR تأیید شد. مورفولوژی و اندازه نانوذرات پس از بارگذاری کورکومین (CUR) با TEM، SEM و DLS بررسی گردید. سینتیک رهایش دارو در شرایط مختلف pH مورد ارزیابی قرار گرفت و سمیت سلولی با آزمون MTT و فلوسایتومتری سنجیده شد.

نتایج

نانوذرات کروی با اندازه ۱۵۰ الی ۲۰۰ نانومتر و بدون تجمع مشاهده شدند. رهایش کورکومین وابسته به pH بود و در محیط اسیدی (8/4pH=) که مشابه ریزمحیط تومور است، افزایش قابل توجهی داشت. نانوذرات بدون دارو سمیت قابل ملاحظه‌ای نداشتند، در حالی که فرمولاسیون‌های بارگذاری شده با کورکومین فعالیت ضدسرطانی معناداری نشان دادند. بیشترین اثر سیتوتوکسیک متعلق به نانوذرات دارای هر دو لیگاند و اکسید آهن (PPGFFe/CUR) با کمترین IC50 (µg/mL ۱۶۱/۵۶) بود. نتایج حاصل از فلوسایتومتری نشان داد که این نانوذرات عمدتاً آپوپتوز را القا کرده و از نکروز جلوگیری می‌کنند.

نتیجه‌گیری

نانوحامل طراحی‌شده، قابلیت رهایش pH-حساس، سمیت پایین نانوحامل و اثر ضدسرطانی مؤثر را نشان داد و پتانسیل بالایی برای درمان ترکیبی سرطان پستان سه‌گانه منفی دارد.

اثر تمایزی عصاره هیدرو الکلی ریشه گیاه زرشک زرافشان بر سلول‌های بنیادی مزانشیمی مشتق از بافت چربی رت نر نژاد ویستار

دوره 13، شماره 1، بهار 1401، صفحه 34-44

https://doi.org/10.52547/JCT.13.1.34

محمد نبیونی، مهسا قاسمی نظرآبادی، طیبه رمضانی فرزین

چکیده هدف: در مطالعه حاضر اثرات عصاره هیدرو الکلی ریشه گیاه زرشک زرافشان بر القای تمایز سلول‌های بنیادی مزانشمی مشتق از بافت چربی رت نر نژاد ویستار به‏سمت استئوبلاست بررسی شد. مواد و روش‏ها: در این مطالعه سلول‌های بنیادی مشتق از بافت رت نر نژاد ویستار جدا شد و  برای تایید بنیادی بودن مارکرهای سطحی به‏روش فلوسایتومتری انجام شد و سلول‌های بنیادی با غلظت‌های 10، 20 ، 40 و 80 میکروگرم بر میلی‌لیتر عصاره هیدرو الکلی ریشه گیاه زرشک زرافشان تیمار شدند. سمیت سلول عصاره مذکور به‏روش MTT و اثرات تمایزی آن با رنگ‌آمیزی الیزارین قرمز، سنجش فعالیت آنزیم آلکالین فسفاتاز و سنجش میزان رسوب کلسیم بررسی شد. نتایج با استفاده از آزمون واریانس یک‏طرفه در سطح معنی‌داری 05/0p< بررسی شد. نتایج: مارکرها بنیادی شامل CD105،CD44، CD73 در این سلول‌ها بیان مثبت داشتند، و نسبت به مارکرهای سطحی CD45 وCD34  بیان منفی داشتند. نتایج حاصل از آزمون MTT  نشان داد غلظت‏های کم‏تر از 20 میکروگرم بر میلی‏لیتر اثرات سمی قابل توجهی بر سلول‏ها ندارند. فعالیت آلکالین فسفاتازی بالاتر در گروه تیمار نسبت به گروه کنترل در روز 10 مشاهده شد. نتایج حاصل از رنگ‏آمیزی آلیزارین قرمز و سنجش میزان کلسیم در مدت21 روز نشان داد که این عصاره به‏صورت وابسته به غلظت منجر به تمایز سلول‌های بنیادی به استئوبلاست می‌شد. نتیجه‏گیری: یافته‌های این پژوهش نشان داد سلول‌های بنیادی مزانشیمی مشتق از بافت چربی رت نر نژاد ویستار تیمارشده با عصاره هیدروالکلی ریشه گیاه زرشک زرافشان در مسیر تمایز به استئوبلاست وارد می‌شوند.

بررسی خواص آنتی ‌اکسیدانتی منابع تغذیه‌ای سلنیوم بر کیفیت اسپرم پرندگان چالش یافته با استرس حاد

دوره 12، شماره 1، بهار 1400، صفحه 41-52

https://doi.org/10.52547/JCT.12.1.41

نامدار کامرانی، امیر کریمی، محمدرضا شیخ‏لو

چکیده هدف: مطالعه حاضر، به‏منظور ارزیابی اثرات خوراکی منابع سلنیوم آلی و معدنی بر کیفیت منی خروس­ چالش­یافته با دگزامتازون، انجام شد.
مواد و روش‏ها: برای این منظور تعداد 24 قطعه خروس سویه راس 308 با سن 28 هفتگی در قالب طرح کاملا تصادفی با 4 تیمار و 6 پرنده در هر تکرار در قالب طرح کاملا تصادفی، تقسیم شدند. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از: 1) شاهد (Con)، 2) شاهد+دگزامتازون (Dex)، 3) سلنیوم آلی (3/0 میلی­گرم بر کیلوگرم خوراک سلنومتیونین)+دگزامتازون (Ose+Dex) و 4) سلنیوم معدنی (3/0 میلی­گرم بر کیلوگرم خوراک سدیم سلنیت)+دگزامتازون (Ise+Dex). جهت ایجاد استرس اکسیداتیو، مقدار 4 میلی‏گرم بر کیلوگرم وزن بدن، دگزامتازون در 3 نوبت و به‏صورت یک روز در میان به‏مدت یک هفته، به‏همه گروه­ها به‏جز گروه شاهد تزریق شد.
نتایج: استفاده از سلنیوم به‏ویژه به‏شکل آلی خوراکی در گروه Ose+Dex، سبب بهبود فرآسنجه­های حرکتی اسپرم تحرک کل، (56/99 درصد) و تحرک پیشرونده (06/59­ درصد)، زنده­مانی (75/87 درصد)، یک‏پارچگی غشای پلاسمایی (97/88 درصد) نسبت به‏گروه Con (به‏ترتیب: 4/79، 53/42، 33/78 و 78/80 درصد) و Dex (به‏ترتیب: 2/62، 03/27، 58/73 و 92/71 درصد) شد (05/0>p). هم‏چنین پارامترهای بیوشیمیایی از قبیل ظرفیت کل آنتی ­اکسیدانتی، گلوتاتیون پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز نیز در تیمارهای Ose+Dex (U/ml 55/1، 91/85 و 50/146) و Ise+Dex (U/ml 37/1، 28/63 و 54/122) نسبت به‏گروه Con  (U/ml 26/1، 27/65 و 78/121) و Dex (05/1، 51/52 و 62/108) برتری داشت (05/0>p).
نتیجه‏گیری: با توجه به نتایج به‏دست آمده می‏توان نتیجه گرفت که سلنیوم آلی در مقایسه با سلنیوم معدنی سبب بهبود فرآسنجه­های تولیدمثل در حیوانات تحت تنش حاد اکسیداتیو ­می­شود.
 

بررسی بیان ژن‏های گلوتاتیون پراکسیداز و گلوتاتیون ردوکتاز بر روی رده‏ی سلولی سرطان پستان (MCF-7) تیمار شده با نانو ذرات اکسید روی

دوره 11، شماره 1، بهار 1399، صفحه 44-54

https://doi.org/10.52547/JCT.11.1.44

ماهرخ افشاری، سید عطا اله سادات شاندیز، سید محمد مهدی حمدی

چکیده هدف: هدف از این تحقیق، ارزیابی اثرات ضدسرطانی نانو ذرات اکسید روی با کمک ارزیابی بیان ژن‏های گلوتاتیون  پراکسیداز و گلوتاتیون ردوکتاز در رده سلولی سرطان پستان می‏باشد.
مواد و روش‏ها:در این مطالعه رده‏های سلولی سرطانی پستان (MCF-7) و نرمال (HEK293) تحت تیمار نانو ذرات اکسید روی تحت غلظت‏های مختلف طی زمان 24 ساعت قرار گرفتند. درصد زنده‏مانی نانو ذرات بر روی رده‏های سلولی سرطانی و نرمال با کمک روش رنگ سنجی MTT(3-(4, 5-Dimethylthiazol-2-yl)-2,5-Diphenyltetrazolium Bromide) ارزیابی شد. بیان کمی ژن‏ها نسبت به ژن کنترل داخلی GAPDH با کمک تکنیک real time PCR بررسی شد.
نتایج:نتایج تست MTT نشان داد که نانو ذرات اکسید روی میزان زنده مانی سلولهای سرطانی را نسبت به سلولهای نرمال به طور معنی داری کاهش می دهد. همچنین، بیان ژنهای گلوتاتیون پراکسیداز و گلوتاتیون ردوکتاز بعد از تیمار با نانو ذرات به ترتیب به میزان 70/0±13/2 (100/0p < ) و 05/0±22/1 (50/0p < ) برابر نسبت به ژن کنترل داخلی افزایش یافت.
نتیجه‏گیری:داده‏های این تحقیق نشان داد افزایش بیان ژن‏های گلوتاتیون پراکسیداز و گلوتاتیون ردوکتاز به ‏عنوان عوامل کلیدی سیستم گلوتاتیون علیه رده‏ی سلولی سرطانی پستان MCF-7 در حذف گونه‏های فعال اکسیژن با تیمار نانو ذرات اکسید روی افزایش می‏یابد.
 

بررسی تغییرات مورفولوژیکی تخمدان و لوله‌های رحمی به‌دنبال تزریق هم‌زمان آنتی پروستروژن و استروژن در موش‌های تحریک تخمک‌گذاری شده

دوره 13، شماره 1، بهار 1401، صفحه 45-55

https://doi.org/10.52547/JCT.13.1.45

علی حسن‌پور، فاطمه افشاری، ایلیاد عیسی‌بیگلو

چکیده هدف: تخمدان یکی از بافت‌هایی است که بیان رسپتور پروژسترون در آن صورت می‌گیرد. هدف از این مطالعه بررسی اثرات هم‌زمان آنتی پروستروژن و استروژن بر تخمدان  و لوله‌های رحمی موش‌های تحریک تخمک‌گذاری شده می باشد.
مواد و روش‏ها: در این تحقیق موش‌ها پس از تحریک تخمک‌گذاری و ایجاد حاملگی به‌چهار گروه تقسیم شدند: 1) کنترل، 2) استروژن، 3) پروژسترون، 4) آنتی پروژسترون و استروژن. 5/4 روز بعد از حاملگی، موش‌ها با روش جابه‌جایی مهـره‌هـای گردنـی کشته شدند و ازتخمدان و لوله‌های رحمی نمونه‌برداری شد و با رنگ‌آمیزی‌های هماتوکسیلین و ائوزین (H&E) و روش پریودیک اسید شیف (PAS) جهت بررسی تغییرات هیستومورفومتری آماده شدند.
نتایج: بررسی‌های انجام شده نشان داد که در گروه کنترل انواع فولیکول‌ها و جسم زرد وجود دارد. در گروه پروژسترون تعداد اجسام زرد در مقایسه با گروه کنترل افزایش یافته بود. در گروه استروژن تعداد اجسام زرد کاهش و اکثریت فولیکول‌ها از نوع بدوی یا اولیه در حال رشد بود. در گروه آنتی پروژسترون همراه با استروژن میزان فولیکول‌های آترتیک بیش‌تر بود. نتایج به‌‌دست‌آمده از لوله‌های رحمی بیان‌گر آن است که تزریق پروژسترون، باعث کاهش ارتفاع اپی‌تلیوم لومینال و تعداد سلول‌های مژه‌دار می‌شد. درحالی‌که در گروه‌های حاوی استروژن، افزایش سلول‌های مژه‌دار و ارتفاع اپی‌تلیوم مشاهده شد.
نتیجه‏گیری: نتایج به‌دست آمده از این مطالعه نشان داد که پروژسترون به‌تنهایی نمی‌تواند شرایط بهتری را جهت لقاح فراهم کند و افزودن استروژن به پروژسترون ممکن است این وضعیت را بهبود ببخشد.

کشت بساک ارقام خیار (Cucumis sativus L.) گلخانه‌ای جهت القای کالوس

دوره 15، شماره 1، بهار 1403، صفحه 45-57

https://doi.org/10.61186/JCT.15.1.45

فاطمه رشتبر آستمال، رحیم حداد، قاسمعلی گروسی

چکیده هدف: هدف این تحقیق، اثر مختلف تنظیم‌کننده‌های رشد گیاهی و همچنین محیط کشت MS روی صفات وزن کالوس، درصد کالوس‌زایی و جنین‌زایی در کشت بساک دو رقم خیار سینا و نگین (Cucumis sativus L.)، مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روش‌ها: آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. در آزمایش القای کالوس، فاکتورها شامل دو رقم خیار (سینا و نگین)، ترکیب غلظت‌های مختلف BAP (0، 7/0، 9/0و 1/1 میلی‌گرم در لیتر) و 2,4-D (0، 75/0، 1 و 25/1 میلی‌گرم در لیتر) بود.
نتایج: ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺣﺎﺻﻞ از ﮐﺸﺖ ﺑﺴﺎک و اﻟﻘﺎی ﮐﺎﻟﻮس ﻧﺸﺎن داد ﮐﻪ ﺗﻔﺎوت ﻣﻌﻨﯽداری بین دو ژﻧﻮﺗﯿﭗ وﺟﻮد دارد. بساک‌های کشت شده در محیط پایه MS و محیط‌های تهیه شده با غلظت‌های مختلف BAP پاسخی نشان ندادند و بعد از یک ماه از کشت از بین رفتند. بیشترین درصد کالوس‌زایی در هر دو رقم فاقد اختلاف معنی‌دار بودند. با بررسی اثر متقابل رقم، اکسین و سیتوکنین مشخص شد که بیشترین درصد کالوس‌زایی 100% در هر دو رقم در محیط‌ها با ترکیب BAP (7/0 و 9/0 میلی‌گرم در لیتر) با 2,4-D (75/0، 1 و25/1 میلی‌گرم در لیتر) و در رقم سینا BAP (1/1 میلی‌گرم در لیتر) با 2,4-D (75/0، 1 و25/1 میلی‌گرم در لیتر) بوده است. ولیکن کمترین درصد کالوس‌زایی در رقم نگین در حضور هورمون 2,4-D با غلظت 1 میلی‌گرم در لیتر با میانگین 333/33 درصد مشاهده شد. نتیجه‌گیری: به‌طور کلی استفاده از تنظیم‌کننده رشد  BAPو 2,4-D در محیط کشت  MSباعث القای کالوس در کشت بساک هر دو رقم خیار شد.

تأثیر محلول‌پاشی نانوذره ‌دی‌اکسیدتیتانیوم بر عملکرد فیزیولوژیکی و آنتی‫ اکسیدانتی دو گونه مرزنجوش

دوره 14، شماره 1، بهار 1402، صفحه 50-65

https://doi.org/10.61186/JCT.14.1.50

آمنه اسدی، منیره چنیانی، مهرداد لاهوتی

چکیده هدف: نانوذرات به دلیل ویژگی­های فیزیکوشیمیایی ویژه خود که آن­ها را قادر می­سازد به­عنوان محرک رشد گیاه عمل کنند، نسبت به اشکال معمولی عنصر برتر می­سازد. تحقیقات اخیر بر روی نانوذرات بیانگر هم اثرات مثبت و هم اثرات منفی این ذرات است. نانوذرات دی­اکسیدتیتانیوم (TiO2 NPs ) در مقادیر زیاد در سراسر جهان برای اهداف مختلف بررسی می­شود. این پژوهش با هدف ارزیابی تأثیرنانوذرات دی­اکسیدتیتانیوم بر برخی صفات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی و القای سیستم آنتی­اکسیدانی دو گونه مرزنجوش مدیترانه­ای (Origanum vulgare L.) و مرزنجوش اروپایی (Origanum majorana L.)، درقالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار صورت گرفت.
 مواد و روش­ها: اندام­هوایی گیاهان دو ماهه پرورش داده شده در شرایط گلخانه، با غلظت­های 10، 60 و 120 میلی­گرم درلیتر نانوذرات دی­اکسیدتیتانیوم محلول­پاشی شدند. برای گیاهان شاهد، تیمار با آب­مقطر صورت گرفت. سنجش روند تغییرات رنگیزه­های فتوسنتزی، میزان مالون­دی­آلدئید، پرولین و فعالیت آنزیم­های آنتی­اکسیدانی در نمونه­های جمع­آوری شده انجام شد.
نتایج: مقایسة میانگین داده­ها نشان دادکه غظت 60 میلی­گرم درلیتر نانوذرات دی­اکسیدتیتانیوم، موجب بیشترین میزان کلروفیل a، کلروفیل کل و کاروتنوئیدهای هر دو گونه مرزنجوش شد. ولی بیشترین میزان کلروفیل b مرزنجوش اروپایی، در تیمار 120 میلی­گرم درلیتر نانوذرات­ مشاهده گردید. شایان ذکر است که تاثیر منفی غلظت120 میلی­گرم درلیتر نانوذرات دی­اکسیدتیتانیوم بر سیستم غشایی دو گونه از لحاظ آماری معنی­دار و قابل­توجه بود که می­تواند اشاره به نشت الکترولیت­ها داشته باشد. هر چند افزایش غلظت نانوذرات­دی­اکسیدتیتانیوم، موجب مقادیر پایین میزان مالون­دی­آلدئید گونه مدیترانه­ای در مقایسه با گونه اروپایی شد؛ اما سطح پرولین مرزنجوش مدیترانه­ای به شدت افزایش یافت. بیشترین میزان فعالیت اکثر آنزیم­های آنتی­اکسیدان (گایاکول­پراکسیداز،آسکوربات­پراکسیداز، پلی­فنل­اکسیداز، سوپراکسیددیسموتازوگلوتاتیون اس-ترانسفراز) نوع مدیترانه­ای، در غلظت 60 میلی­گرم درلیتر تیمار مشاهده شد؛ اما فعالیت کاتالاز گونه مدیترانه­ای نسبت به گونه اروپایی خود به­طور قابل­توجهی پایین بود.
نتیجه­گیری: مجموعه نتایج این تحقیق نشان می دهد که تیمار 60 میلی­گرم درلیتر نانوذرات دی­اکسیدتیتانیوم باعث بهبود ویژگی­های فیزیولوژیکی گیاه دارویی مرزنجوش از جمله افزایش رنگیزه­های فتوسنتزی و به­دنبال آن سرعت فتوسنتز و افزایش زیست­توده گیاه می­شود. قابل ذکر است که سطوح بالاتر از غلظت بهینه نانوذرات دی­اکسیدتیتانیوم می­تواند منجر به افزایش سطوح گونه­های­کنشگر­اکسیژن و انفجار اکسیداتیو شود که منجر به کاهش عملکرد گیاه می­شود. بنابراین، پاسخ گیاه به نانوذرات به طور قابل­توجهی به غلظت و زمان کاربرد، و همچنین اندازه، شکل و عملکرد سطحی ذرات وابسته است. در نهایت مرزنجوش مدیترانه­ای به­دلیل فعالیت بیشتر آنزیم­های آنتی­اکسیدانی در شرایط تیمار با نانوذرات دی­اکسیدتیتانیوم به­عنوان گونه گیاهی موفق­تر معرفی می­گردد.

اثرات محافظتی آلفالیپوئیک اسید بر اختلال‌های ناشی از استرس اکسیداتیو بر روی پارامترهای حیاتی اسپرم انسان القاشده توسط کادمیوم

دوره 16، شماره 1، بهار 1404، صفحه 51-69

https://doi.org/10.61882/JCT.16.1.51

فاطمه آشنا، حمیدرضا مومنی، طاهره اعتمادی

چکیده هدف: استرس اکسیداتیو به­عنوان یکی از عوامل مهم اختلال عملکرد اسپرم و ناباروری شناخته شده است. آلاینده­های زیست محیطی مانند کادمیوم می­توانند با القای استرس اکسیداتیو بر پارامترهای اسپرم تأثیر منفی بگذارند. در پژوهش حاضر اثر محافظتی آلفا لیپوئیک اسید به‌عنوان یک آنتی­اکسیدانت قوی بر پارامترهای حیاتی اسپرم‌های تیمار شده با کادمیوم کلراید بررسی ‌شد. مواد و روش‏ها: نمونه­های اسپرم انسان به پنج گروه تقسیم شدند: 1) اسپرم­های لحظه صفر، 2) اسپرم­های لحظه180 دقیقه (گروه کنترل)، 3) اسپرم­های تیمارشده با کادمیوم کلراید (10میکرومولار) به­مدت 180 دقیقه، 4) اسپرم­های تیمارشده با آلفالیپوئیک اسید (50 میکرومولار) + کادمیوم کلراید (10 میکرومولار) به­مدت 180 دقیقه و 5) اسپرم تیمار شده با آلفالیپوئیک اسید (50 میکرومولار) به­مدت 180 دقیقه. پارامتر‌های حیاتی اسپرم (قابلیت تحرک، قابلیت حیات، تمامیت غشای پلاسمایی، تمامیت آکروزوم، پتانسیل غشای میتوکندری، شکستگی DNA، و شاخص‌های استرس اکسیداتیو (قدرت آنتی­اکسیدانتی کل و میزان پراکسیداسیون لیپیدی) در گروه­های مختلف بررسی شد.  نتایج: کادمیوم کلراید با افزایش سطح مالون دی آلدئید و کاهش ظرفیت آنتی­اکسیدانتی کل باعث کاهش قابلیت تحرک، قابلیت حیات، یکپارچگی غشای پلاسمایی و آکروزوم، پتانسیل غشای میتوکندری و تمامیت DNA اسپرم شد، در حالی­که آلفالیپوئیک اسید توانست اثرات مخرب کادمیوم کلراید بر پارامترهای حیاتی اسپرم و شاخص­های استرس اکسیداتیو را جبران نماید. نتیجه‏گیری: استرس اکسیداتیو ناشی از کادمیوم کلراید بر پارامترهای اسپرم انسان اثرات مخربی القا می­کند. درحالی­که آلفالیپوئیک اسید با خواص آنتی­اکسیدانتی خود اثرات نامطلوب استرس اکسیداتیو بر اسپرم انسان را جبران می­کند، که نشان می­دهد آلفالیپوئیک اسید می­تواند به­عنوان یک درمان مکمل در ناباروری مردان که ناشی از استرس اکسیداتیو است استفاده شود.

اثر تیمار برگی کادمیوم بر ویژگی‌های ریخت‌شناختی، فیزیولوژیکی و تکوین گامتوفیت نر و ماده در درمنه خزری (Artemisia annua)

دوره 12، شماره 1، بهار 1400، صفحه 53-71

https://doi.org/10.52547/JCT.12.1.53

زهره شیرخانی، عبدالکریم چهرگانی‌راد، فریبا محسن زاده، منصور غلامی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تغییرات ریخت­شناختی، تنکارشناختی (فیزیولوژیک) و تکوین دانه­ی گرده و تخمک در شرایط تنش ناشی از تیمار کادمیوم در درمنه خزری است.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه انباشتگی کادمیوم در بافت­های گیاهی، فاکتورهای رشد، محتوای نسبی آب بافت، شاخص پایداری غشا، محتوای رنگیزه­های فتوسنتزی، محتوای کربوهیدرات­های محلول، محتوای پروتئین کل، فعالیت آنزیم­های آنتی­اکسیدانتی، الگوی پروتئینی بذر و مراحل تکوین دانه­ی گرده و تخمک در درمنه خزری تحت تیمار اسپری برگی کادمیوم (0، 75، 150 و 225 میلی­گرم در لیتر) مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که درمنه خزری می­تواند کادمیوم را در بافت­های خود انباشته سازد. کاهش در فاکتورهای رشد، محتوای نسبی آب بافت، شاخص پایداری غشا، محتوای رنگیزه­های فتوسنتزی، محتوای کربوهیدرات­های محلول و افزایش در محتوای پروتئین کل و فعالیت آنزیم­های آنتی­اکسیدانتی مشاهده شد. هم‌چنین تغییرات در الگوی پروتئینی بذر، تجزیه و تحلیل رفتن سلول­های کیسه رویانی، و افزایش ناهنجاری‌ها در میکروسپورها و دانه­های گرده ازجمله ناهنجاری­های مشاهده شده در گیاهان تحت تیمار بود.
نتیجه‏گیری: براساس نتایج این تحقیق درمنه خزری مقاومت بالایی نسبت به تنش کادمیوم دارد و می­تواند تحت غلظت­های بالای کادمیوم زنده بماند. نتایج بیان‌گر آن است که کادمیوم می­تواند مراحل نموی اندام­های زایشی را تحت تاثیر قرار داده و موجب بروز انواعی از ناهنجاری‌ها طی مراحل تکوین اندام­های زایشی نر و ماده شد اما به‌نظر می­رسد درمنه خزری با تغییر در ویژگی­های فیزیولوژیک و پروتئینی خود توانسته در برابر اثرات منفی کادمیوم مقاومت کند.
 

ارزیابی میزان همزیستی، فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانتی و شاخص خطر و سلامت گشنیز تحت سمیت کادمیوم و کاربرد قارچ‌های مایکوریزا

دوره 11، شماره 1، بهار 1399، صفحه 55-72

https://doi.org/10.52547/JCT.11.1.55

فریبا محمدی‏ فر، محمد مقدم

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تلقیح دو گونه قارچ مایکوریزا بر برخی خصوصیات رشدی، درصد همزیستی،فعالیت آنزیم­های آنتی‏اکسیدانتی و شاخص خطر و سلامت گشنیز تحت تنش فلز سنگین کادمیوم است.
مواد و روش‏ها: این تحقیق به‏صورت گلدانی در گلخانه‌ تحقیقاتی گروه علوم باغبانی و مهندسی فضای سبز دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1397 به‏صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با 2 فاکتور و در 3 تکرار انجام شد. فاکتور اول نیترات کادمیوم در 4 سطح 0، 20، 40 و80 میلی­گرم در کیلوگرم خاک و فاکتور دوم قارچ مایکوریزا در 3 سطح عدم تلقیح باقارچ و تلقیح با قارچ‌هایGlomus mosseae  و Glomus intraradices بود.
نتایج: نتایج نشان داد که با افزایش غلظت کادمیوم مقادیر زیست ‌توده تر اندام هوایی، سطح برگ، تعداد بذر، وزن هزار دانه، درصد همزیستی، پروتئین محلول، فعالیت آنزیم‌های کاتالاز، آسکوربات پراکسیداز، گایکول پراکسیداز، پلی‏فنول ­اکسیداز در گیاه گشنیز به‏طور معنی‌داری کاهش پیدا کرد؛ ولی مقادیر مالون­دی‌آلدئید و شاخص خطر و سلامت افزایش یافت. درحالی‏که کاربرد قارچ­­های مایکوریزا توانست اثرات زیان‌بار کادمیوم را در گیاه کاهش دهد، به­­طوری‏که باعث کاهش 1/47 درصدی شاخص خطر و سلامت و 2/17 درصدی مالون‌دی‌آلدئید در گیاه شدند.
نتیجه‏گیری: براساس دست‏آوردهای این پژوهش در شرایط تنش فلز سنگین کادمیوم استفاده از قارچ‌های مایکوریزا تاثیر به‏سزایی در بهبود اثرات مضر کادمیوم در گیاه گشنیز داشت، به‌طوری‏که باعث اصلاح شاخص خطر و سلامت برای مصرف­کنندگان شد و استفاده از قارچ‌های مایکوریزا به‌عنوان راهکاری مدیریتی در مناطق آلوده به این فلز سنگین توصیه می‌شود.
 

اثر نانوذره اکسید روی بر ویژگی‌های فیزیولوژیکی، میزان تولید رزمارینیک‌اسید و بیان ژن‌های TAT و 4-Cl در گیاه بادرنجبویه (Melissa officinalis L.)

دوره 13، شماره 1، بهار 1401، صفحه 56-70

https://doi.org/10.52547/JCT.13.1.56

سمانه فرنوش، ناهید مسعودیان، اکبر صفی‌پور افشار، فاطمه سعید نعمت‌پور، بوستان رودی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تاثیر نانو­اکسید­ روی بر خصوصیات رشدی و فیزیولوژیکی، میزان تولید رزمارینیک­اسید و بیان ژن­های کلیدی در مسیر بیوسنتزی این ترکیب در گیاه بادرنجبویه است.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه، دانه ­رست­های 30 روزه بادرنجبویه با غلظت­های صفر، 06/0 و 12/0 میلی‌گرم بر لیتر نانوذره‌­اکسید­ روی تیمار شدند و سپس پارامترهای رشدی، میزان رنگیزه­های فتوسنتزی، پرولین، گلایسین بتائین، پروتئین، فعالیت آنزیم­های آنتی ­اکسیدانتی و میزان تولید رزمارینیک­اسید مورد بررسی قرار گرفت. هم‌چنین بیان ژن‌های کلیدی در مسیر بیوسنتزی رزمارینیک­اسید با روش Real-time PCR  بررسی شد.
نتایج: نتایج حاکی از این است که تیمار نانو­ذره ‌اکسید­روی باعث افزایش رنگیزه­های فتوسنتزی کلروفیلی، کاروتنوئیدها و فعالیت آنتی ­اکسیدانتی این گیاه شد. هم‌چنین بیش‌ترین میزان پرولین و گلایسین بتائین نیز تحت غلظت 12/0 میلی‌گرم بر لیتر این تیمار به‌دست آمد. هم‌چنین نانوذره‌اکسید­ روی باعث افزایش بیان ژن­های مسیر بیوسنتزی رزمارینیک­اسید (TAT و 4-Cl) و در نتیجه افزایش مقدار این ترکیب شد.
نتیجه‏گیری: براساس نتایج این تحقیق نانوذره‌ اکسیدروی می­تواند بر مراحل رشدی و فیزیولوژیکی گیاه بادرنجبویه اثر گذاشته و بنابراین می­توان از آن به‌منظور افزایش تولید رزمارینیک­اسید استفاده کرد.

تاثیر جلبک قرمز بر بافت شناسی معده، کبد و برخی فاکتورهای رشد تیلاپیای نیل (Oreochromis niloticus) طی جایگزینی در جیره غذایی

دوره 15، شماره 1، بهار 1403، صفحه 58-70

https://doi.org/10.61186/JCT.15.1.58

ساناز کرد، رحیم عبدی، اسحاق زمانی، رحیم پیغان

چکیده هدف: تحقیق حاضر با هدف تاثیر جایگزینی جلبک قرمز در جیره غذایی بر هیستومورفولوژی معده، کبد و برخی فاکتورهای رشد تیلاپیای نیل انجام گرفته است.  مواد و روشها: ماهیان تیلاپیای نیل پس از آماده سازی به‫مدت ۸ هفته با جیره های حاوی صفر، 3 ، 6 و 9 درصد وزن غذا به‫وسیله جلبک قرمز با سه تکرار در هر تیمار تغذیه شدند. پس از پایان دوره ماهیان بی‫هوش شده و پس از باز کردن محوطه شکمی ضمن اندازه‫گیری برخی فاکتورهای رشد، نمونه بافتی به اندازه 5/0 سانتی‌متر از قسمت میانی معده و کبد برداشت و در محلول ثبوتی فرمالین بافر ۱۰ درصد قرار داده شدند. مراحل معمول آماده سازی بافت شامل آبگیری با الکل، شفاف سازی با گزیلول، بلوک‌گیری با پارافین، برش‫گیری به ضخامت 4 تا 6 میکرون و رنگ‌آمیزی در نهایت مطالعه با میکروسکوپ نوری انجام گرفت. همچنین جهت آنالیز آماری داده‫ها از نرم افزار SPSS نسخه ۲۱ استفاده شد. نتایج: نتایج مطالعات میکروسکوپی و آناتومیکی معده، کبد و برخی فاکتورهای رشد دستگاه گوارش نشان از بهبود و افزایش فاکتورهای اندازه‫گیری شده مانند درصد افزایش وزن به‫ویژه در گروه دریافت کننده جیره غذایی حاوی 9 درصد جلبک قرمز بوده است.  نتیجه گیری: امکان استفاده از جلبک قرمز در جیره غذایی تیلاپیای نیل در سطح مذکور فاقد عوارض جانبی و نیز کاربرد آن باعث بهبود پارامترهای بافتی و رشد می‫شود. لذا استفاده از آن درجیره آبزیان یک راه‫کار ارزشمند جهت مدیریت هزینه تغذیه و بهبود عمل‫کرد مزارع آبزی پروری به‫ویژه در گونه های تجاری باشد.

نانو داربست پلی کاپرولاکتان/کتیرا غنی شده با سیلیمارین به‫عنوان محافظ سلول‫های پیش ساز عصبی در شرایط تنش اکسیداتیو‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

دوره 14، شماره 1، بهار 1402، صفحه 66-79

https://doi.org/10.61186/JCT.14.1.66

رضا نجفی، اسداله اسدی، صابر زهری، آرش عبدالملکی

چکیده هدف: مهندسی بافت به‫ روش‌هایی اطلاق می‌شود که مبتنی بر استفاده از داربست‌ها، سلول‫ها و مولکول‌های فعال بیولوژیکی برای تولید بافت‌های دارای عملکرد مشخص است. هدف آن قابلیت بازسازی، نگه‫داری و بهبود بافت آسیب‌دیده یا کل اندام است. هدف از این مطالعه تولید نانو داربست پلی کاپرولاکتان /کتیرا/سیلیمارین و بررسی زنده مانی سلول‫های PC12 بر روی داربست تحت تنش اکسیداتیو می باشد. مواد و روشها: به‫منظور تهیه نانو داربست، محلول پلی کاپرولاکتان 7 درصد (حل شده در استیک اسید)، محلول کتیرا 7/0 درصد وزنی (‫حل شده در استیک اسید‫) ومحلول سیلیمارین با غلظت 9/0 درصد وزنی مخلوط شد، سپس توسط دستگاه الکتروریسی داربست تهیه شد. مورفولوژی داربست توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی و ساختار شیمیایی داربست توسط طیف سنجی FTIR مورد ارزیابی قرار گرفت. برای بررسی خواص آنتی اکسیدانتی داربست از گلوگز 80 میلی‫گرم بر لیتر و H2O2 ،150 مایکرو‫لیتر استفاده شد. نتایج: بررسی مورفولوژی و ساختار شیمیایی داربست، نشان دهنده تخلخل مناسب داربست پلی کاپرولاکتان /کتیرا و بارگذاری موفق سیلیمارین بر روی داربست  بود. ارزیابی خواص اکسیدانتی داربست بعد از گذشت 24 ساعت از کشت سلول‫های PC12 بر روی آن نشان دهنده افزایش زنده‫مانی سلول‫ها بر روی داربست و خواص آنتی اکسیدانتی مناسب داربست بود. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که غنی سازی داربست پلی کاپرولاکتان/کتیرا با سیلیمارین باعث افزایش توان تکثیر و زنده مانی سلول‫های PC12  تحت تنش اکسیداتیو شد. از این رو این داربست می­تواند کاندیدی مناسب برای مهندسی بافت در شرایطی با تنش­های اکسیداتیو بالا باشد.

بررسی فرایندهای پایین‌دستی در تولید پروتئین‌های نوترکیب دارویی: تمرکز بر افزایش بازده تولید هورمون محرک فولیکولی انسانی با استفاده از کروماتوگرافی تمایلی مبتنی بر آنتی‌بادی‌های VHHs

دوره 16، شماره 1، بهار 1404، صفحه 70-89

https://doi.org/10.61882/JCT.16.1.70

سمیه ابوالقاسمی دهاقانی

چکیده هدف:  بررسی و مقایسه فرآیندهای پایین‌دستی در پروتئین‌های دارویی، با تمرکز بر توسعه روش‌های خالص‌سازی مؤثر و کارآمد، به‌خصوص در مورد هورمون محرک فولیکولی انسانی، و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین مانند آنتی‌بادی‌های VHH و کروماتوگرافی تمایلی. مواد و روش‏ها: استفاده از فنون خالص‌سازی چندمرحله‌ای و کروماتوگرافی تمایلی مبتنی بر آنتی‌بادی‌های VHH، تولید هورمون محرک فولیکولی انسانی به‌صورت نوترکیب، و به‌کارگیری رزین‌های کروماتوگرافی مخصوص برای جداسازی سریع و با بهره‌وری بالا. مقایسه بازده و زمان انجام فرآیندهای مختلف صورت گرفت. نتایج: استفاده از کروماتوگرافی تمایلی مبتنی بر آنتی‌بادی‌های VHH منجر به استخراج پروتئین در یک مرحله و با بازده حدود 60% شد، در حالی‌که روش‌های چند مرحله‌ای بازده تقریبی 40% داشتند. این روش زمان کم‫تری صرف کرده و هزینه‌های تولید را کاهش داد. نتیجه‏گیری: به‌کارگیری فناوری‌های نوین مانند آنتی‌بادی‌های VHH و کروماتوگرافی تمایلی، فرآیندهای پایین‌دستی را بهبود می‌بخشد، باعث افزایش بهره‌وری، کاهش هزینه‌ها، و حفظ ساختار و عملکرد پروتئین‌های دارویی می‌شود، که در نهایت به ارتقای کیفیت و کارایی تولید داروهای بیولوژیک منجر می‌شود.

مکانیسمهای ساختاری ،سلولی و مولکولی در گذر از حالت اپیتلیال به مزانشیمال‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ در سرطان

دوره 13، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 71-94

https://doi.org/10.52547/JCT/13.2.71

سولماز منیری جوادحصاری، هلاله واعظی هریس

چکیده مقدمه: سرطان به­عنوان یکی از رایج­ترین بیماری­های ژنتیکی و مهم­ترین عامل مرگ و میر افراد در سراسر جهان به شمار می­رود. سلول­های سرطانی جهت گسترش و حفظ بقای خود دچار تغییرات ژنتیکی و فنوتیپی مختلفی می­شوند که در مراحل ابتدایی منجر به پیشرفت تومور و در مراحل پیشرفته منجر به فرآهم آمدن ریز­محیط پیش­متاستازی مناسب می­گردد. در چنین محیطی وقایع کنترل نشده نظیر تکثیر سلول­ها و مهار آپوپتوز، حرکت از طریق ماتریکس خارج سلولی و عبور از موانع ورود به جریان خون رخ می­دهند. تغییرات خارج سلولی در این ریز­محیط با القای تغییرات درونی سلول­های آغازین سرطان به پایداری و تقویت آن­ها کمک نموده و ارتباطات پیچیده بین عوامل خارجی و داخلی باعث برقراری شبکه­های تنظیمی پیچیده بین انواع فاکتورهای پیش­برنده­ی سرطان­زایی می­شود. شناسایی این تغییرات در درک مکانیسم­های پیشرفت بیماری، پیش آگهی و کنترل سرطان نقش اساسی ایفا می­کند. متن: جهش­های ژنی مختلف و تغییرات بیان ژن­ها باعث شروع متاستاز از طریق تغییر شکل از حالت اپی­تلیالی به مزانشیمی(EMT) سلول­های سرطانی می­گردد که دراین­میان، نقش تغییرات ساختاری کروماتین، مسیرهای مختلف پیام­رسانی داخل سلول، تنظیم چرخه­ی سلولی، میکروRNAها و ناپایداری ژنومی تا حدی شناسایی شده است. تغییرات بیانی ژن­های موثر در این مسیرها پیچیدگی­های تنظیمی بالقوه­ای را سبب می­شوند که کنترل پیشرفت بیماری و پاسخ به درمان آن را با مشکل مواجه می­سازد.  سلول­های سرطانی نیازمندی­های خود را از طریق بی­اثر کردن موانع طبیعی، تغییر در کنترل فرآیندهای بازدارنده­ی پیشرفت سرطان، برقراری مکانیسم­های نوظهور درون­زاد و ایجاد مارکرهای مولکولی و ساختاری تخصص­یافته فرآهم می­کنند که مجموعه­های مختلفی از این رویدادها در انواع مختلف سرطان­ها شناسایی شده­اند. ارتباط متقابل میان EMT و سلول­های بنیادی سرطانی (CSCs) نیز وجود دارد که حضور هر یک از آن­ها رخداد دیگری را تقویت می­نماید. افزایش بیان فاکتورهای رونویسی اصلی مانند snail، slug، Foxc2، Twist و ZEB1/2، به­کارگیری مکانیسم­های حفاظت طول تلومرها، تولید بیومارکرهای CD133، CD44 و BMI1، جهش­های ژن­ کد کننده­ی P53، عدم کسب فنوتیپ پیری، جهش در باقی­مانده­ی S115 از ژن SIM2S، افزایش ناپایداری ژنومی، افزایش فعالیت مسیرهای پیام­رسانی نظیر NF-κB، TGF-β، Wnt، Notch و Hh، فرآیند گرد شدن میتوزی، تسهیل تقسیم سلول­های توموری، تغییرات اپی­ژنتیکی مثل استیلاسیون و متیلاسیون هیستون­ها، و تغییرات بیانی میکرو RNAها مثال­هایی از روش­های به­کار رفته توسط سلول­های سرطانی هستند.  نتیجه­گیری: تغییر از حالت اپی­تلیال به مزانشیمال نقش کلیدی در پیشرفت سرطان، گذر سلول­ها از موانع بیولوژیکی و سدهای بدن و متاستاز ایفا می­کنند که معمولا با پیش­آگهی وخیم در بیماران سرطانی همراه است. تغییرات مولکولی و سلولی در مسیرهای اصلی تکوین سلول­ها از عوامل پیش­برنده­ی EMT به شمار می­روند که در اثر بیان متمایز ژن­ها در EMT نسبت به شرایط نرمال سلول­ها ایجاد می­گردند. پیشرفت در شناسایی این تغییرات و نقش هر یک از آنها در پیشرفت سرطان می­تواند تاثیر قابل توجهی در تشخیص زودهنگام، درمان و مدیریت سرطان داشته باشد.  هدف: در این مقاله­ی مروری، عوامل مولکولی و سلولی مختلف درگیر در مسیرهای پیام­رسانی، تغییرات ساختاری کروماتین و تلومرها، تغییرات بیانی RNAهای غیر کدکننده­ی کوچک مثل miRNAها، تغییرات چرخه­ی سلولی و ناپایداری ژنومی که منجر به تنظیم پیشرفت EMT و سرطان می­شوند، مورد بررسی قرار گرفته است.

بررسی اثر آنتاگونیست‌های سیستم رنین - آنژیوتانسین بر سمیت سلولی دوکسوروبیسین بر رده‌ها‌ی سلولی MDA-MB-231 و MCF-7

دوره 15، شماره 1، بهار 1403، صفحه 71-96

https://doi.org/10.61186/JCT.15.1.71

آمنه اندایشگر، راحله شاکری، فاطمه قمری

چکیده هدف: سیستم رنین آنژیوتانسین یک سیستم غدد درون‌ریز است. اجزا این سیستم در تعدادی از سلول­های بدن و همچنین در سرطان پستان بیان می­شوند. مهارکننده­های آنزیم مبدل آنژیوتانسین ((ACE به‌طور گسترده به‌عنوان عوامل ضد فشارخون مورد استفاده قرار می­گیرند. پیشنهادشده است که آن‌ها خطر ابتلا به برخی سرطان­ها را کاهش می­دهند. دوکسوروبیسین از داروهای متداول شیمی‌درمانی است که برای درمان سرطان پستان نیز از آن استفاده می­کنند. یکی از عوارض جانبی دوکسوروبیسین، سمیت آن برای سلول­های قلبی است. هدف این پژوهش بررسی اثر متقابل آنتاگونیست­های رنین-آنژیوتانسین بر سمیت سلولی دوکسوروبیسین است. مواد و روشها: اثر مهارکننده­های سیستم رنین آنژیوتانسین شامل انالاپریل، کاپتوپریل، والسارتان و لوزارتان بر روی بقای سلول­های سرطانی پستان در حضور و غیاب دوکسوروبیسین با تست MTT بررسی شد. القای آپوپتوزیس در سلول­های MDA-MB-231 با کیت سنجش فعالیت کاسپاز-7/3 بررسی شد. نتایج: انالاپریل سمیت زیادی برای سلول­های سرطانی نداشت اما کاپتوپریل و لوزارتان اثر سیتوتوکسیک داشتند. والسارتان نه‌تنها بر سلول­ها اثر سیتوتوکسیک نداشت بلکه با افزایش زمان، تکثیر سلول­ها را افزایش داد. بررسی فعالیت کاسپاز-7/3 در سلول­های MDA-MB-231 تحت تیمار با کاپتوپریل و لوزارتان نشان داد که سلول­های تیمارشده فعالیت کاسپاز-7/3 بالاتری در مقایسه با کنترل دارند که نشانگر القای آپوپتوزیس است. بررسی درصد بقای سلول­ها در حضور دوکسوروبیسین و هر کدام از داروها در غلظت­های کمتر از IC50، نشان داد که انالاپریل، کاپتوپریل، والسارتان و لوزارتان بسته به غلظت و زمان قادر به حفاظت از سلول­های سرطانی در برابر اثر سیتوتوکسیک دوکسوروبیسین هستند.
نتیجه­گیری: مهارکننده­های سیستم رنین-آنژیوتانسین بسته به غلظت و زمان می­توانند در اثر سیتوتوکسیک دوکسوروبیسین تداخل ایجاد کنند.

بررسی اثرات هم‌افزایی سمیت سلولی داروی بواسیزومب و نانوذرات نقره بر روی رده سلولی سرطان تخمدان (A2780) و بیان ژن‌های آپوپتوزی Bcl-2 و کاسپاز 3

دوره 12، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 72-87

https://doi.org/10.52547/JCT.12.2.72

امیر میرزایی، هدیه دیباه، فریبا خسروی‌نژاد، هدی جوانمردی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه، بررسی اثرات هم‌افزایی سمیت سلولی نانوذرات نقره و داروی بواسیزومب علیه رده سلولی سرطانی تخمدان (A2780) و آنالیز بیان ژن­های آپوپتوزی کاسپاز 3 و Bcl-2 می­باشد.
مواد و روش‏ها: ابتدا میزان سمیت سلولی نانوذرات نقره و داروی بواسیزومب به‌ترتیب در غلظت­های 5/62 تا 1000 میکروگرم در میلی‌لیتر و 1000 تا 3000 میکروگرم در میلی‌لیتر علیه رده سلولی A2780 توسط روش رنگ سنجی MTT به‌صورت تک­دارویی و ترکیبی انجام گرفت. سپس میزان بیان ژن‌های آپوپتوزی کاسپاز 3 و Bcl2 با استفاده از روش Real Time PCR مورد مطالعه قرار گرفت.
نتایج: یافته­های حاصل از این مطالعه نشان داد نانوذرات نقره و دارو بواسیزومب دارای سمیت سلولی وابسته به‌ دوز می­باشد و میزان سمیت سلولی در حالت استفاده هم‌زمان نسبت به‌حالت تک دارویی معنی‌دار بوده است (05/0p<). هم­چنین میزان IC50 نانوذرات نقره و بواسیزومب به‌ترتیب برابر با 56/0± 72/12 و 21/1± 72/22 میکروگرم در میلی‌لیتر بود. هم­چنین استفاده هم‌زمان نانوذره نقره-دارو بواسیزومب به‌ترتیب باعث تغییر بیان ژن‌های کاسپاز 3 و Bcl2 شد که نسبت به ‌‌گروه کنترل معنی‌دار بود (05/0p<).
نتیجه‏گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد نانوذرات نقره و بواسیزومب به‌صورت الگو وابسته به‌دوز با اثرات سمیت سلولی هم‌افزایی داشته و باتوجه به ‌‌القا آپوپتوزیس با مطالعات بیش‎تر می­توان از ترکیب نانوذرات نقره و بواسیزومب به‌عنوان کاندید دارویی استفاده شود.
 

مقایسه‌ی اثرات ضدتکثیری و مرگ برنامه ریزی شده سلولی عصاره‌های گیاهان متفاوت در غلظت‮های مختلف بر رده‌ی سلول‮های سرطان سینه‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

دوره 11، شماره 1، بهار 1399، صفحه 73-86

https://doi.org/10.52547/JCT.11.1.73

لیلا سلطانی، مریم درب امامیه

چکیده هدف: هدف از این مطالعه مقایسه­ی خواص ضدتکثیری و مرگ برنامه‏ریزی شده سلولی عصاره­های هیدروالکلی گیاهان مختلف (بومادران، سرخارگل، دانه­ی خارمریم، پرسیاوش و هسته­ی زردآلو) بر علیه سلول­های سرطان سینه (Mcf-7) بود.
مواد و روش‏ها: برای این منظور گیاهان مربوطه خشک و آسیاب شدند. پس از خیساندن آن‏ها در اتانول 70 درصد برای مدت 72 ساعت، عصاره­های آن‏ها با کمک دستگاه روتاری استحصال شد. مقادیر متفاوت از آن‏ها (5/12، 25، 50 و 100 میلی­گرم/میلی­لیتر) به ‏محیط کشت سلول­های سرطانی اضافه شد و خواص سمیت سلولی آن‏ها و مرگ برنامه‏ریزی شده سلولی به‏ترتیب بعد از گذشت 24 ساعت با کمک آزمون MTT و رنگ­آمیزی با آکریدین­نارنجی-اتیدیوم­بروماید مورد بررسی قرار گرفت. داده­ها با استفاده از نرم­افزار SPSS، مقایسه میانگین دانکن در سطح معنی­داری 5 درصد مورد آنالیز قرار گرفتند.
نتایج: افزودن حداکثر غلظت­ در تمامی عصاره­ها به محیط کشت نسبت به سایر غلظت­های همان عصاره بیشترین تاثیر معنی­داری ضدتکثیری و مرگ برنامه­ریزی شده را نشان داد (05/0>p). همچنین در بین حداکثر غلظت­ها (100 میکروگرم/میلی­لیتر) بیش‏ترین اثر سمیت سلولی مربوط به عصاره­های پرسیاوش و سرخارگل بود (05/0>p).
نتیجه‏گیری: نتایج این مطالعه نشان می­دهد که افزودن غلظت­های بالای عصاره­های پرسیاوش و سرخارگل به محیط کشت بیش‏ترین تاثیر معنی­دار ضدتکثیری و مرگ برنامه ریزی شده سلولی بر سلول­های سرطان سینه در مقایسه با سایر عصاره­های گیاهی و غلظت­های مختلف بر جای گذاشته است.
 

اثر دی-2-اتیل هگزیل فتالات بر کاهش فعالیت آنزیم آلکالین فسفاتاز به‫دلیل کاهش بیان ژن‫های دخیل در تمایز استئوژنیک بود‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

دوره 14، شماره 1، بهار 1402، صفحه 80-95

https://doi.org/10.61186/JCT.14.1.80

زهرا شایگان فر، محمد حسین آبنوسی، جواد سرگلزائی

چکیده هدف: دی-2-اتیل هگزیل فتالات(DEHP) به‫عنوان نرم کننده پلاستیک در صنایع غذایی و پزشکی استفاده شده و انسان‫ها با روش‫های متفاوت مانند تزریقات پزشکی در معرض این آلاینده قرار می­گیرند. قبلا اثر غلظت‫های مختلف این آلاینده بر توانایی حیات، تکثیر و تمایز سلول‫های بنیادی مزانشیم مغزاستخوان رت ویستار (BMSCs) بررسی شده است. در این پژوهش مکانیسم اثر DEHP بر ژن‫های دخیل در تمایز BMSCs به استئوبلاست بررسی شد. مواد و روش ها: در این مطالعه­ی تجربی  BMSCs در محیط استئوژنیک با غلظت‫های 0 و100 میکرومولار از DEHP  برای مدت 21 روز تیمار و از آزمون MTT جهت بررسی توانایی حیات و از آزمون آلیزارین رد، اندازه گیری فعالیت آلکالین فسفاتاز و تعیین غلظت کلسیم ماتریکس برای بررسی معدنی شدن استفاده شد. بیان ژن­های دخیل در تمایز با تکنیک RT-PCR ارزیابی شد. نتایج:  آنالیز آماری نشان داد که توانایی زیستی نیز  با کاهش معنی‫دار (42 %) مواجه شد. همچنین کاهش تولید ماتریکس بر اساس کاهش میزان آلیزارین رد، غلظت کلسیم و فعالیت آنزیم آلکالین فسفاتاز نشان داد که تمایز BMSCs به استئوبلاست در حضور DEHP کاهش معنی‫دار داشته است.  ضمنا کاهش بیان ژن­های ضروری مشاهده  شد. نتیجه­گیری:  DEHP در مدت طولانی باعث کاهش معدنی ماتریکس تولید  شده توسط  سلول‫ها شده است و در نتیجه کاهش تمایز BMSCs به استئوبلاست می‫شود. از آن‫جا که DEHP در تهیه وسایل پزشکی و ظروف غذایی استفاده می‫شود، پیشنهاد می‫شود در مصرف این ترکیب محدودیت­های قانونی اعمال شود.