جداسازی و تعیین توالی ژن چالکون سنتاز از گیاه استبرق (Calotropis procera)
دوره 6، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 461-470
https://doi.org/10.52547/JCT.6.4.461
حوا نژاد علیمرادی، محسن اسدی خانوکی، فرخنده رضانژاد
چکیده هدف: چالکون سنتاز (CHS) آنزیم کلیدی در مسیر بیوسنتزی فلاونوئید میباشد و نخستین مرحله بیوسنتز فلاونوئیدها را کاتالیز میکند. هدف این تحقیق شناسایی ژن چالکون سنتاز در گیاه استبرق بود.
مواد و روشها: DNA ژنومی از برگهای تازه استخراج و بهعنوان الگو جهت PCR استفاده شد. آغازگرها بر اساس نواحی حفاظت شده این ژن از سایر گیاهان طراحی شدند. فراورده حاصل از PCR تخلیص و توالییابی شد. نتایج تعیین توالی ابتدا همردیف و سپس با توالیهای برخی ژنهای CHS موجود در بانک ژن و با نرمافزار DNAMAN مقایسه شد. درخت فیلوژنتیکی مربوط به توالی CHS در استبرق و گونههای گیاهی دیگر با نرم افزار MEGA 6 و بهروش Neighbor-joining رسم شد.
نتایج: نتایج PCR بیانگر وجود ژن چالکون سنتاز و تکثیر قطعه 572 نوکلئوتیدی متعلق به اگزون شماره2 این ژن بود. این با نام CpCHS و شماره بازیابی (KM878672) در بانک ژن ثبت شد. مقایسه توالی CpCHS با سایر توالیهای ژن CHS نشان داد این ژن با توالی CHS درArabidopsis thaliana59 درصد، Nicotiana tabacum 63 درصد، Olea europaea 63 درصد و Petunia x hybrida 64 درصد یکسانی دارد. بیشترین یکسانی با توالی ژن CHS در Catharanthus roseus و برابر با 68 درصد بود. رسم درخت فیلوژنی نشان داد که CpCHS با ژن CHS گیاه Catharanthus roseus در یک شاخه قرار دارد.
نتیجه گیری: این نتایج نشان میدهد که به احتمال CpCHS نیز همانند سایر ژنهای CHS در تنظیم مسیر بیوسنتزی فلاونوئیدها نقش دارد و شناسایی این ژن در گیاه استبرق منجر به یافتن راهکاری کارآمد جهت افزایش تولید مواد مؤثره دارویی و ارزشمند این گیاه باشد.
بررسی تاثیر تغییرات اپی ژنتیکی بر فرآیند ترمیم پلاناریا با استفاده از تیمار بهوسیله کوچک مولکولها
دوره 6، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 471-480
https://doi.org/10.52547/JCT.6.4.471
مانا احمدراجی، عبدالحسین شیروی، سیده نفیسه حسنی، حسین بهاروند
چکیده هدف:هدف این تحقیق، بررسی تاثیر تغییرات اپی ژنتیک توسط تیمار با کوچک مولکولهای تغییردهنده سطح اپی ژنتیک سلول در حین فرآیند ترمیم پلاناریا است.
مواد و روشها:کرم های پلاناریا با استفاده از برش به سه قطعه سر، دم و تنه تقسیم و پس از انتقال به چاهکهای جداگانه با 6 نوع کوچک مولکول تغییر دهنده سطح اپی ژنتیک با غلظتهای مختلف تیمار شدند. برای بررسی تاثیر تیمارها بر روند فرآیند ترمیم، از ارزیابی خصوصیات ریختشناسی در طول ۲۰ روز پس از قطعه کردن استفاده شد.
نتایج:ارزیابی دقیق ریختشناسی نمونههای تیمار شده با کوچک مولکولها نشان داد که از بین شش کوچک مولکول بررسیشده، دو کوچک مولکول سدیم بوتیرات و والپوریک اسید (مهار کننده آنزیم هیستون داستیلاز) بهترتیب باعث تاخیر در ترمیم قطعات مختلف سر، تنه و دم و تاخیر در تشکیل چشم قطعات تنه و دم میشوند. همچنین چهار کوچک مولکول دیگر شامل BIX01294، RG108، SAHA و Tranylcypromin تاثیری در فرآیند ترمیمی نداشتند و کلیه نمونههای تیمار شده بهصورت طبیعی ترمیم شدند.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهند که اپی ژنتیک سلول دارای نقش کلیدی در فرآیند ترمیمی پلاناریا است و مهار فعالیت هیستون داستیلازها باعث اختلال در فرآیند ترمیم طبیعی میشود. با این وجود، تعیین دقیق مکانیسم عملکرد هیستون داستیلاز در فرآیند ترمیم پلاناریا نیاز به بررسی بیشتر دارد. امید میرود از طریق بررسی نتایج بهدستآمده بتوان به درک بهتری از مکانیسمهای مولکولی فعالسازی و ممانعت کنندگی ترمیم در پلاناریا و سایر موجودات دست یافت.
القای التهاب عصبی با فعالسازی سلولهای میکروگلیا و تاثیر آن بر بقای نورونهای دوپامینساز
دوره 6، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 481-490
https://doi.org/10.52547/JCT.6.4.481
چکیده هدف: هدف از این مطالعه جداسازی سلولهای میکروگلیا از مغز نوزاد موش صحرائی، فعال کردن آنها با لیپوپلیساکارید (LPS) و بررسی اثر فاکتورهای التهابی تولیدی توسط سلولهای مزبور، روی سلولهای نورونی دوپامینساز میباشد.
مواد و روشها: سلولهای مخلوط گلیال از مغز نوزادان موش صحرایی 1 تا 3 روزه، تهیه و سپس سلولهای میکروگلیا از آنها جدا شدند. پس از تیمار میکروگلیا با LPS محیط مشروط آنها جمعآوری شد. سلولهای نورونی دوپامینساز رده SH-SY5Yدر پلیتهای 96 خانهای کشت داده شدند تا با محیط مشروط مزبور تیمار گردند. میزان بقا و مرگ نورونها با تستهای MTT و آپوپتوزیس ارزیابی شد و دادهها آنالیز آماری شدند.
نتایج: سلولهای مخلوط گلیال پس از گذشت 10 الی 13 روز شامل مخلوطی از سه نوع سلول آستروگلیا، الیگودندروسیت و میکروگلیا بودند. میکروگلیاها بهصورت شناور و نیمه چسبیده در سطح قرار داشتند. این سلولها 24 ساعت پس از جداسازی و انتقال به ظرف جدید، فرمی دوکی و منشعب به خود گرفتند. در این زمان سلولهای مزبور با LPS تیمار شدند تا فعال شوند. فعالسازی آنها با این ماده، از طریق تغییر مورفولوژیک سلولها از فرم دوکی به آمیبی، مشاهده افزایش تولید NO با کمک تست گریس و القای بیان ژنهای التهابی (TNF-α , iNOS) به اثبات رسید. همچنین تیمار سلولهای نورونی دوپامینساز SH-SY5Yبا محیط مشروط میکروگلیای فعال شده، منجر به آپوپتوزیس و نکروزیس شد.
نتیجهگیری: فعالسازی میکروگلیا با LPS منجر به بیان و ترشح فاکتورهای التهابی میشود. میزان زیاد فاکتورهای مزبور با ایجاد التهاب عصبی، منجر به مرگ آپوپتوتیک و نکروتیک سلولهای دوپامینساز میشود.
بررسی کمّی بیان ژن سوکروز سینتاز1 در گیاه گندم تحت تنش شوری
دوره 6، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 491-500
https://doi.org/10.52547/JCT.6.4.491
علی اصغر چوبداری، اکبر صفی پور افشار، فاطمه سعید نعمت پور
چکیده هدف: در این تحقیق اثر تنش شوری بر میزان بیان کمّی ژن سوکروز سینتاز1(Sus1)، محتوای نسبی آب و نسبت جذب سدیم به پتاسیم برگهای گندم بررسی شد.
موادوروشها: دانهرستهای گندم رقم بم تحت تاثیر غلظتهای 100 و 200 میلی مولار کلریدسدیم قرار گرفتند و در زمانهای صفر، 6، 12، 24 و 36 ساعت پس از اعمال تنش، تغییرات محتوای نسبی آب، نسبت جذب سدیم به پتاسیم توسط برگها و همچنین بیان کمی ژن Sus بهروش QRT-PCR مورد مورد مطالعه قرار گرفت.
نتایج: نتایج حاکی از کاهش معنیدار محتوای نسبی آب، افزایش نسبت جذب سدیم به پتاسیم توسط برگها و بالا رفتن نسبی بیان ژن Sus1 در گیاهان تیمار شده نسبت به گروه شاهد بود.
نتیجهگیری: بهطور کلی افزایش بیان ژن سوکروز سینتاز1 میتواند یکی از مکانیسمهای احتمالی گیاه گندم در فرایند تحمل به تنش شوری باشد.
مطالعه آناتومیکی تاثیر آلودگی هوا بر برگ گیاهان اقاقیا و عرعردر محدوده کارخانه آلومینیوم ایران (ایرالکو)
دوره 6، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 501-511
https://doi.org/10.52547/JCT.6.4.501
فریبا امینی، نفیسه فتاح راوندی، مهری عسکری
چکیده هدف: بررسی تاثیر آلودگی هوای منطقه صنعتی کارخانه آلومینیوم اراک بر تغییرات آناتومیکی برگ گیاهان اقاقیا و عرعر هدف این تحقیق می باشد.
مواد و روشها: با استفاده از اطلاعات سازمان حفاظت محیط زیست استان مرکزی، پارک آلومینیم بهعنوان منطقه آلوده و منطقه هفتاد قله در فاصله 35 کیلومتری اراک بهعنوان منطقه پاک انتخاب شد. نمونه برگهای اقاقیا و عرعر در شهریورماه 1392 بهطور همزمان از دو منطقه برداشت شد. تراکم و طول کرک، تراکم و گشودگی دهانه روزنه، طول پارانشیم نردبانی و قطر پارانشیم اسفنجی برگ اندازهگیری شد. تجزیه و تحلیل دادهها با نرم افزار SPSS16 و Excel، مقایسه میانگینها بر اساس آزمون T انجام شد.
نتایج: تحت تاثیر آلودگی هوا تراکم کرک سطح زیرین و طول کرک هر دو سطح برگ اقاقیا افزایش معنیداری یافت همچنین تراکم کرک سطح زیرین برگ عرعر کاهش و طول کرک افزایش معنیداری نشان داد. تراکم روزنه سطح زیرین برگ اقاقیا و عرعر در معرض آلودگی هوا بهترتیب کاهش و افزایش یافت. گشودگی روزنه برگ اقاقیا و عرعر تغییر معنیداری نشان نداد. طول پارانشیم نردبانی برگ اقاقیا منطقه آلوده نسبت به منطقه پاک کاهش و در عرعر افزایش معنیداری نشان داد، قطر پارانشیم اسفنجی برگ اقاقیا تغییر معنیداری نداشت ولی در عرعر کاهش نشان داد.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از یافتهها تغییرات آناتومی را در هر دو گیاه برای سازش بیشتر با آلودگی هوای منطقه نشان میدهد.
بررسی اثر بیسفنولA بر قابلیت حیات، تغییرات مورفولوژیک و القای آپوپتوزیس در سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت بالغ
دوره 6، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 513-522
https://doi.org/10.52547/JCT.6.4.513
ملک سلیمانی مهرنجانی، مجید مهدیه، آتناسادات عظیمی، بیان لطفی
چکیده هدف: هدف از این پژوهش، بررسی اثر بیسفنول Aبر قابلیت حیات، تغییرات مورفولوژیک و القای آپوپتوزیس در سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت بالغ بود. مواد و روشها: سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان با استفاده از روش فلشینگ استخراج شدند. سلولهای پاساژ سوم به 11 گروه کنترل و آزمایشی تقسیم شدند. سلولهای گروههای آزمایشی با دوزهای مختلف بیسفنولA (1، 5، 10، 50، 100، 250، 500، 1000، 2000 و 4000 نانومولار) طی چهار دوره 5، 10، 15 و 21 روزه، در محیط استئوژنیک حاوی 10 درصد سرم جنین گاوی، جهت تعیین دوز موثر تیمار شدند. سپس قابلیت حیات، میزان آسیب DNA، تغییر در الگوی بیان ژنها و همچنین تغییرات مورفولوژیک سلولها، طی روند تمایز استئوژنیک بررسی شد. دادهها با روش آماری آنالیز واریانس یکطرفه و همچنین آنالیز t-testمورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و تفاوت میانگینها در سطح 05/0p < معنیدار در نظر گرفته شد. نتایج: کاهش معنیداری در قابلیت حیات سلولها، قطر هسته و سطح بیان ژن آنتیآپوپتیک Bcl-2 در سلولهای تیمار شده با بیسفنولA نسبت به گروه کنترل مشاهده شد )05/0p <). افزایش معنیداری نیز در میزان آسیب و شکستگی DNA و سطح بیان ژن آپوپتوتیک Bax در سلولهای تیمار شده با بیسفنولA نسبت به گروه کنترل، مشاهده شد (05/0p <). نتیجهگیری: نتایج حاصل از این پژوهش پیشنهاد میکند که بیسفنولA در رفتاری وابسته به دوز، باعث کاهش قابلیت حیات و القای آپوپتوزیس در سلولهای بنیادی مزانشیم مشتق از مغز استخوان میشود.
مقایسه پارامترهای اسپرمی و ویژگیهای عملکردی آن بین افراد بارور و نابارور مبتلا به واریکوسل
دوره 6، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 523-532
https://doi.org/10.52547/JCT.6.4.523
فروغ برکت، مرضیه تولایی، لیلا آزادی، محمد حسین نصراصفهانی
چکیده هدف: هدف از این مطالعه، مقایسه پارامترهای اسپرمی(غلظت، تحرک و مورفولوژی)، آسیب DNA، درصد و شدت ROS (Reactive Oxygen Species) و همچنین ارتباط بین این پارامترها، در افراد بارور و نابارور مبتلا به واریکوسل میباشد.
مواد و روشها: این مطالعه بر روی نمونه مایع منی 83 فرد مبتلا به واریکوسل و 32 فرد بارور میباشد. پارامترهای اسپرمی بر اساس معیار سازمان بهداشت جهانی (WHO: World Health Organization)، درصد کمبود پروتامین (رنگ آمیزی کرومایسین A3)، آسیب DNA اسپرم (روش TUNEL)، درصد و شدت ROS (رنگآمیزی H2DCFDA) در افراد بارور و نابارور مبتلا به واریکوسل مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج: نتایج این مطالعه نشان میدهد که غلظت، درصد تحرک و مورفولوژی طبیعی اسپرم در افراد مبتلا به واریکوسل نسبت به افراد بارور بهطور معنیداری کمتر است. علاوه بر این، درصد آسیبDNA ، کمبود پروتامین و درصد اسپرم های ROS مثبت بهطور معنیداری در افراد نابارور مبتلا به واریکوسل بالاتر میباشد.
نتیجهگیری: افزایش استرس اکسیداتیو و دمای بیضه در افراد مبتلا به واریکوسل علاوه بر کاهش کیفیت پارامترهای اسپرمی، بر سلامت کروماتین اسپرم نیز تاثیر منفی داشته و در نتیجه، روند اسپرماتوژنز و میزان باروری را تحت تاثیر قرار میدهد.
بررسی اثر جانبی بوسولفان در بافت بیضه و اسپرم اپیدیدیمی موش بالغ بدنبال تیمار با دوز درمانگاهی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 533-542
https://doi.org/10.52547/JCT.6.4.533
پروا نسیمی، اکبر وحدتی، محمد رضا تابنده، سعید خاتم ساز
چکیده هدف: هدف از این تحقیق بررسی آثار جانبی دوز درمانگاهی بوسولفان بر بافت بیضه و اسپرم اپیدیدیمی موش نر بالغ است. مواد و روشها: موشهای نر بالغ نژاد NMRI (25 تا 35 گرم) به دو گروه شانزده تایی تقسیم شدند. کنترل و گروه تیمار با بوسولفان که بهترتیب 100 میکرولیتر DMSO(Dimethyl Sulfoxide) و 2/3 میلیگرم بر کیلوگرم بوسولفان بهمدت چهار روز دریافت کردند. حیوانات 35 روز بعد از آغاز درمان کشته شدند. تغییرات بافتی در لوله سمی نیفر، پارامترهای کیفی اسپرم (تعداد و مورفولوژی)، قابلیت حیات و شکست کروموزومی اسپرم بهترتیب بهوسیله میکروسکوپ نوری، CASA (Computer–aided Sperm Analyzer) ، سنجش MTT (3-[4, 5-Dimethylthiazol-2-yl]-2, 5 Diphenyltetrazolium Bromide) و سنجش تانل بررسی شدند. نتایج: بوسولفان بهطور معنیداری منجر به کاهش پارامترهای اسپرم (تعداد و مورفولوژی طبیعی) و افزایش تخریب دیواره لوله سمی نیفر شد. ناهنجاریهای سر، قطعه میانی و دم در اسپرم گروه درمان در مقایسه باکنترل بهطور معنیداری کاهش یافته بود. از سوی دیگر، سطوح پایینتر MTT در گروه درمان در مقایسه با کنترل معنیدار بود. افزایش تعداد اسپرمهای تانل مثبت در گروه درمان نشان دهنده افزایش شکست کروموزومی بهدنبال درمان با بوسولفان بود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که دوزهای درمانگاهی بوسولفان آثار ژنوتوکسیک، پرآپوپتوتیک و سیتوتوکسیک بر روند اسپرماتوژنز میگذارد. علاوه بر آن، بوسولفان سیتوتوکسیستی را در بافت بیضه افزایش میدهد.
اثر غلظتهای مختلف سرب بر برخی پارامترهای فیزیولوژیکی در دو جمعیت از گیاه اسپند (Peganum harmala L.)
دوره 6، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 543-555
https://doi.org/10.52547/JCT.6.4.543
کبری مهدویان، مجید قادریان، مسعود ترکزاده ماهانی
چکیده هدف: هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر غلظتهای سرب بر رشد و میزان آنتوسیانین، کلروفیل، کاروتنوئید، قندهای محلول، قندهای احیاء و آمینو اسیدهای آزاد در جمعیتهایی از گیاه اسپند میباشد.
مواد و روشها: گیاهانی از دو جمعیت مختلف اسپند (فلز دوست منطقه کوشک یزد و غیر فلز دوست منطقه کرمان) در شرایط هیدروپونیک کشت داده شدند. سپس گیاهان بهمدت 14 روز تحت تیمار غلظتهای 0، 5، 10، 25 و 50 میلیگرم در لیتر سرب قرار گرفتند. در پایان آزمایش میزان پارامترها توسط اسپکتروفتومتر اندازهگیری و محاسبه شد.
نتایج: نتایج نشان دادند که افزایش غلظت سرب در محلول غذایی باعث کاهش طول ریشه گیاهان میشود و بین دو جمعیت تفاوت معنیداری وجود دارد. بهطور کلی میزان رنگیزههای کلروفیل و کاروتنوئید تحت غلظتهای سرب، بهویژه تحت بالاترین تیمار سرب (50 میلیگرم در لیتر) در هر دو جمعیت کاهش یافتند. همچنین میزان آنتوسیانین، قندهای محلول و آمینواسیدهای آزاد در هر دو جمعیت افزایش یافتند.
نتیجه گیری: مقادیر بالاتر آنتوسیانین، قندهای محلول و آمینواسیدهای آزاد در جمعیت فلز دوست، نشان دهنده ظرفیت بهتر مقاومت به سرب در این جمعیت است.
اثرآنتیاکسیدانتی عصاره دانهی خرنوب بر فراسنجههای کیفی اسپرم قوچ فراهانی بعد از انجماد و یخگشایی
دوره 11، شماره 1، بهار 1399، صفحه 1-12
https://doi.org/10.52547/JCT.11.1.1
محسن عسگری، مهدی خدایی مطلق، مهدی کاظمی بنچناری، وحید واحدی
چکیده هدف: هدف از این پژوهش بررسی تاثیرعصارهی دانهی خرنوب بهعنوان آنتیاکسیدانت طبیعی بر کیفیت اسپرم قوچ نژاد فراهانی پس از یخگشایی بود.
مواد و روشها: در این تحقیق از پنج راس قوچ نژاد فراهانی (وزن: 5±60 کیلوگرم)، دو بار در هفته توسط واژن مصنوعی اسپرمگیری شد. بهمنظور از بین بردن اثرات فردی دامها انزال آنها بهنسبت مساوی باهم مخلوط شدند. سطوح مختلف عصارهی دانهی خرنوب (صفر، 05/0، 1/0، 15/0 و 2/0 میلیلیتر) به رقیق کننده بر پایه زرده تخممرغ-تریس افزوده شد. نمونهها بعد از طی مراحل سرد سازی و پر شدن در پایوتها، در بخار ازت منجمد شده و تا زمان ارزیابی در ازت مایع نگهداری شدند. پس از یخگشایی و 5 دقیقه انکوباسیون در دمای 37 درجه سانتیگراد فراسنجههای کیفی اسپرم نظیر جنبایی، جنبایی پیشرونده، زندهمانی (تست ائوزین- نگروزین)، سلامت غشا (تست هاست) و همچنین ریختشناسی اسپرمها (تست هانکوک) مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: نتایج نشان داد که سطح 05/0 میلیلیتر ازعصارهی دانهی خرنوب بهطورمعنیداری سبب بهبودی فراسنجههای اسپرم همچون تحرک، زندهمانی، یکپارچگی غشای پلاسمایی و ریختشناسی درمقایسه با گروه شاهد شد (01/0p <).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که افزودن 05/0 میلیلیتر از عصارهی دانهی خرنوب به رقیقکننده بر پایهی تریس- زردهی تخممرغ برای فریز و یخگشایی اسپرم در قوچ نژاد فراهانی احتمالا میتواند مفید باشد.
تمرین ورزشی زودهنگام پس از سکته قلبی سطح سیستاتین C و آنتی ژن کربوهیدراتی 125 را در موش صحرایی کاهش میدهد
دوره 12، شماره 1، بهار 1400، صفحه 1-10
https://doi.org/10.52547/JCT.12.1.1
بابک امیرسرداری، عباس صارمی، محمد ملکی پویا
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تاثیر تمرین هوازی بر تغییرات قلبی متابولیکی و التهابی ناشی از سکته قلبی در موش صحرایی انجام شد.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی، موشهای صحرایی نر نژاد ویستار دو ماهه سکته داده شدند و بهطور تصادفی بهدو گروه تقسیم شدند (هر گروه 11 سر): آنفارکتوس+بیتحرکی (MI+S) و آنفارکتوس+تمرین هوازی (MI+EX). پس از دوره سازگاری، ایزوپروترنول (85 میلیگرم در کیلوگرم) بهصورت زیرجلدی و در فواصل 24 ساعته بهمدت 2 روز بهموشها تزریق شد. آسیب میوکارد ناشی از ایزوپروترنول با افزایش سطح سرمی تروپونین I قلبی و افزایش قطعه ST نشان داده شد. موشهای MI+EX برای یک دوره 10 هفتهای در شرایط دویدن روی تردمیل قرار گرفتند. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، یک نمونه وریدی برای تعیین پارامترهای متابولیک ازجمله آنتیژن کربوهیدراتی 125 و سیستاتین C جمعآوری شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون تی مستقل استفاده شد (05/0>p).
نتایج: همانطور که پیش بینی میشد، در گروه MI+S غلظت آنتیژن کربوهیدراتی 125 (03/0=p)، سیستاتین C (01/0=p) و تروپونین I (002/0=p) بالا بود. برخلاف گروه MI+S، در گروه MI+EX سطح آنتی ژن کربوهیدراتی 125 (01/0=p)، سیستاتین C (04/0=p) و آزمون ورزشی بیشینه تردمیل (01/0=p) بهبود یافت.
نتیجهگیری: یافتههای ما نشان میدهد که تمرین هوازی زود هنگام ممکن است در جلوگیری از تغییرات منفی در پارامترهای عملکردی، التهابی و متابولیکی مربوط به MI مفید باشد.
مقایسه اثر داروی توپوتکان بر فعالیت آنزیم نیتریک اکساید سنتاز در رده سلولی توموری (Hela) و رده سلولی نرمال (Hek)
دوره 13، شماره 1، بهار 1401، صفحه 1-10
https://doi.org/10.52547/JCT/13.1.1
سمانه اعظمپور، طاهره ناجی، رحیم احمدی
چکیده هدف: منظور از انجام این پژوهش بررسی اثر داروی توپوتکان بر میزان فعالیت آنزیم نیتریک اکساید سنتاز سلولهای دهانه رحم (Hela) در مقایسه با سلولهای نرمال (Hek) بود. مواد و روشها: بدین منظور سلولهای سرطانی دهانه رحم (Hela) و سلول نرمالHek در گروههای کنترل و تیمار دستهبندی شدند. گروهها با غلظتهای 8/7 ،6/15، 25/31 ، 5/62 ، 125و250 میکرو گرم در هر میلیلیتر از داروی توپوتکان در مدت زمان 24، 48، 72 ساعت تحت تیمار قرار گرفتند. سپس دادههای حاصل از آنالیز سوپ رویی پلیتها برای بررسی میزان سلولهای زنده با استفاده از روش MTT، واکنش گریس و همچنین روش Real Time PCR بررسی و دادهها با استفاده از روش آماری واریانس یکطرفه بین گروهها مقایسه شد.نتایج: نتایج حاصل از تست MTT نشاندهنده این مورد است که داروی توپوتکان (در غلظتهای متفاوت از دارو) باعث مهار رشد و تقسیم سلولهای سرطانی دهانه رحم میشود (05/0p≤)، همچنین بیان ژن نیتریک اکساید در سلولهای تیمار شده با غلظت ۲۵۰ ماکروگرم در 1 میلیلیتر توپوتکان نسبت به سلولهای بدون تیمار ۱.۲ برابر افزایش یافته است.نتیجهگیری: بین اثرات سایتوتوکسیک توپوتکان و میزان نیتریک اکساید رابطه مستقیمی وجود دارد و با افزایش نیتریک اکساید در سلولهای سرطانی مرگ این سلولها افزایش مییابد.
مروری بر اثرات آنتیاکسیدانتی سیلیمارین و نقش آن در کاهش اثرات زیان بار برخی فلزات سنگین، پرتو درمانی و نیکوتین بر کیفیت اسپرم
دوره 14، شماره 1، بهار 1402، صفحه 1-16
https://doi.org/10.61186/JCT.14.1.1
مهدی خدایی مطلق
چکیده هدف: استرس اکسیداتیو عدم تعادل بین اکسیدانتها و آنتیاکسیدانتها در سطح سلولی است که منجر به ناباروری در مردان میشود. چندین دهه است که گونههای واکنشی اکسیژن بهعنوان عامل مخرب و آسیبرسان به سلولها و بافتها شناخته شده است، سلولها برای کنترل فعالیتهای فیزیولوژیک خود مقادیر کم و کنترل شده ROS را تولید میکنند در شرایط طبیعی، ROS تولید شده در مایع منی، بهطور پیوسته توسط آنتیاکسیدانتهای مایع منی غیرفعال میشود، زنجیرههای اسید چرب غیراشباع در غشای پلاسمایی اسپرم نسبت به شرایط استرس اکسیداتیو آسیبپذیر است و بدین ترتیب اسپرماتوزوآ برای غلبه بر شرایط استرس اکسیداتیو به سیستمهای آنتیاکسیدانی خارج سلولی وابسته است. یکی دیگر از دلایل ایجاد شرایط استرس اکسیداتیو برای اسپرماتوزوآ، علاوه بر پایین بودن سطح آنتیاکسیدانتها در مایع منی، تولید بیش از حد ROS توسط اسپرماتوزوآ با مورفولوژی غیرطبیعی است بنابراین یکی از دلایل ایجاد شرایط استرس اکسیداتیو در مایع منی ناشی از عدم تعادل بین تولید ROS و غیرفعال شدن آن توسط آنتیاکسیدانتها است. قرار گرفتن در معرض غلظتهای بالای ROS باعث اختلال در غشاء میتوکندری، غشای پلاسمایی و همچنین قطعه قطعه شدن کروموزومی میشود که این امر باعث کاهش تحرک و زنده ماندن اسپرم میشود. افزایش تشکیل ROS با کاهش تحرک اسپرم همراه است. این احتمال وجود دارد که افزایش تولید ROS در نهایت سبب کاهش فسفوریلاسیون پروتئینهای آکسونمی و عدم تحرک اسپرم شود. اینحالت منجر به کاهش سیالیت غشاء که به نوبه خود برای ادغام اسپرم- اووسیت لازم است، نیز میشود. استفاده از آنتیاکسیدانتهایی مانند سیلیمارین میتواند مانع اثرات تنش اکسیداتیو شود. خار مریم معروفترین نام رایج انگلیسی این گونه است و نام های دیگر عبارتند از: خار مریم، خار مریم، خار مریم، خار مریم، خار بانو، تاج مسیح، خار زهره، خار شفا، خار مریم، برگ خوک، خار شاهی، شیر مار، خار خار و کنگر وحشی. گیاه دارویی خار مریم در طب سنتی چین و اکثر کشورهای اروپایی بهطور گستردهای در درمان اختلالات کبدی و صفراوی استفاده میشود. عصاره بذر این گیاه دارویی که بهنام سیلیمارین معروف است کبد را در برابر انواع مسمومیتها محافظت مینماید. سیلیمارین شامل مجموعهای از فلاونوییدها و دیگر ترکیبات متعدد با خواص آنتیاکسیدانتی، ضدالتهابی و افزایشدهنده گلوتاتیون سلولی است از جمله ترکیبات فلاونوئیدی مختلف موجود در گیاه خار مریم یا مارتیغال (Silybum marianum)، سیلیبین، سیلیکریستین و سیلیدیانین است که در مجموع سیلیمارین نامیده میشوند. در بسیاری از موارد، خاصیت آنتی اکسیدانتی سیلیمارین مسئول اقدامات محافظتی آن است. آپوپتوزیس ناشی از استرس اکسیداتیو در اسپرمها ممکن است منجر به ناباروری شود. آلایندههای زیستمحیطی و فلزات سنگین از طریق القای استرس اکسیداتیو بر سیستم تولید مثل و فراسنجههای اسپرم اثرات مضر ایجاد میکنند. سیلیمارین، بهعنوان یک آنتیاکسیدانت قوی، قادر به جلوگیری از استرس اکسیداتیو است. سیلیمارین با خاصیت آنتیاکسیدانتی خود میتواند اثرات مضر ترکیباتی مانند؛ آلومینیوم، کادمیوم، لیتیوم، نیکل، بنزوپیرن، داکسی روبیسین، تتراکربن کلرید، نیکوتین، متوترکسات، آرسینیک و استات سرب را تا حدود زیادی خنثی کند و فراسنجههای آسیبدیده اسپرم ناشی از ترکیبات مذکور را بهبود دهد. همچنین سیلیمارین در کاهش اثرات زیانآور واریکوسل و پرتودرمانی بر فراسنجههای اسپرم موثر است.
توپوگرافیهای الهام گرفتهشده از طبیعت در کاربردهای دارویی: مروری بر اثرات توپوگرافیهای مختلف در انتقال و کارایی دارو
دوره 15، شماره 1، بهار 1403، صفحه 1-16
https://doi.org/10.61186/JCT.15.1.1
ستاره حسین زاده مقدم، مریمالسادات سالم، سیدمحسن دهنوی
چکیده هدف: در تحویل هدفمند دارو، افزایش غلظت دارو در محل مورد نظر و کاهش غلظت آن در محل نامطلوب منجر به بهبود فعالیت دارویی شده و با به حداقل رساندن در معرض قرار گرفتن بافتها و اندامهای سالم، عوارض جانبی دارو کاهش مییابد. از اینرو، دوز تجویز شده دارو نیز بهطور معکوس با افزایش فراهمی زیستی و اثربخشی دارو، کاهش مییابد که این امر به عبارتی منجر به کاهش هزینه و دفعات تجویز دارو میشود. تحویل هدفمند دارو با استفاده از حاملها و مکانیسمهای مختلف، کنترل بهتری بر سرعت و مدت انتشار دارو دارد. هنگامیکه نانوتوپوگرافی (ویژگیهای سطحی در مقیاس نانومتر) الهام گرفتهشده از پدیدههای طبیعی در سطوح حاملین دارو شبیهسازی میشود، بهعنوان یک محرک فیزیکی منجر به تنظیم برهمکنش بین حامل دارویی و سیستم زیستی هدف میشود. هدف از این مقاله، مروری بر اصلاح سطح حاملهای دارویی و روشهای ساخت توپوگرافی در مقیاس نانو و نقش رابطهای زیستی نانوتوپوگرافی در تنظیم عملکردهای زیستی از جمله چسبندگی زیستی، بازآرایی سدها، رابطهای ضد میکروبی و جذب دارو میباشد.
اثرات تجویز اسیدفولیک مادر بر بیان mmu-miR-103-1-5p و Mtr در قشرمغز نوزادان موش
دوره 16، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-17
https://doi.org/10.61882/JCT.16.1.1
زهرا خوشکارچالکسرائی، فرهاد مشایخی
چکیده هدف: با توجه به نقش مهم اسیدفولیک در سنتز و ترمیم DNA و تکثیر سلولی و تکوین مغز، در این پروژه به بررسی تاثیر اسیدفولیک (FA) در دوران بارداری بر بیان mmu-miR-103-1-5p و Mtr در قشر مغز نوزادان موش بود. مواد و روش: در مجموع 45 موش باردار به سه گروه با پانزده موش در هر گروه تقسیم شدند. گروه اول و دوم به ترتیب FA با دوزهای 2 و 40 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن روزانه از طریق گاواژ در تمام دوران بارداری دریافت کردند. گروه سوم FA دریافت نکردند (کنترل). متعاقبا، قشر مغز نوزادان بلافاصله پس از تولد برای آنالیز بیان mmu-miR-103-1-5p و Mtr جمع آوری شد. نتایج: نتایج نشان داد که کاهش معنیداری در بیان mmu-miR-103-1-5p در دوزهای 2 و 40 نسبت به گروه کنترل وجود دارد. ضمنا، کاهش معنیداری در بیان mmu-miR-103-1-5p بین گروههای تحت تیمار با FA مشاهده شد. همچنین افزایش معنیداری در بیان Mtr در دوز 2 نسبت به گروه کنترل وکاهش معنیدار در دوز 40 نسبت به گروه کنترل نشان داد. بهعلاوه کاهش معنیداری در بیان Mtr بین گروههای تحت تیمار با FA مشاهده شد. نتیجهگیری: دوز طبیعی FA بیان mmu-miR-103-1-5p را کاهش و بیان Mtr را در مقایسه با گروه کنترل افزایش میدهد. دوز بالای FA بیان هر دو ژن را در مقایسه با گروه کنترل کاهش میدهد. در نتیجه FA بیان mmu-miR-103-1-5p و Mtr را تغییر میدهد و بهطور بالقوه بر رشد مغز تاثیر میگذارد، در حالی که مقادیر بیش از حد ممکن است تاثیر نامطلوبی داشته باشد.
کلون و بیان سطحی آنزیم زایلوزدهیدروژناز از کلوباکتر ویبریوئیدس متصل به پروتئین عرض غشایی Yia Tدر باکتری اشریشیا کلی
دوره 17، شماره 1، بهار 1405، صفحه 1-16
https://doi.org/10.66224/JCT.17.1.1
هانیه کرمی پور، محمد جواد دهقان عصمت آبادی، علی اصغر دلدار، فاطمه بزرگمهر
چکیده هدف: ماده D-1,2,4 بوتان تریول یک ماده شیمیایی ارزشمند با کاربردهای گسترده در زمینه های مختلف است. هدف از انجام این مطالعه کلونسازی و بیان سطحی ژن آنزیم زایلوزدهیدروژناز از کلوباکتر ویبریوئیدس در ای. کلی میباشد. مواد و روشها: برای دسترسی به باکتری ابتدا ژنوم باکتری مورد نظر استخراج شد. به منظور ساخت سویهی بیان کننده آنزیم زایلوز دهیدروژناز ژن این پروتئین از باکتری کلوباکترویبریوئیدسCB1 تکثیر و به باکتری ای. کلی انتقال یافت. سپس ژن مورد نظربا استفاده از پرایمرهای طراحی شده به روش PCR تکثیر و ابتدا در وکتور کلونینگ pTZ57و سپس در وکتور بیانی pET 26 کلون شد. سپس بیان این آنزیم به وسیلهی SDS-PAGE و عملکرد آن با تغییر در جذب طول موج 340 نانومتر توسط NADH تولید شده مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: با انجام آزمایش های تاییدی و اطمینان از وجود ژن در وکتورها(با استفاده از آنزیمهای محدودالاثر و تکثیر ژن به کمک واکنش زنجیرهای پلیمراز (Colony PCR) و فرآیند کلونینگ)، بیان و عملکرد این آنزیم مورد بررسی قرار گرفت. وجود پروتئین نوترکیب توسط SDS-PAGE برای ژن زایلوز دهیدروژناز با وزن مولکولی 52.2 کیلودالتون بررسی و میزان بیان پروتئین نوترکیب با نرم افزار ImageJ ، تقریبا 25 درصد تخمین زده شد. نتیجه گیری:هدف از این تحقیق تنها ایجاد مسیر متابولیسمی تولید زایلونات در سویه ای. کلی به وسیله ی سطحی کردن اولین آنزیم این مسیر(زایلوزدهیدروژناز) بود که نتایج بدست آمده در این تحقیق موید فعال بودن این آنزیم در سطح سلول میباشد و برای تعیین میزان دقیق تولید و تکمیل کردن مسیرنیازمند بررسی های دیگرمیباشد.
بررسی تغییرات بیان BAX، Caspase 9، Caspase-3، miR-34a در سلول های سرطانی پانکراس رده PANC-1 تیمار شده با نانوذرات نقره سنتز شده توسط گیاه افسنطین (Artemisia absinthium)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 فروردین 1405
https://doi.org/10.61882/jct.2026.2076231.2117
سید مرتضی مرتضوی، خدیجه نژاد شاهرخ آبادی، جواد بهارآرا، مریم لطفی
چکیده هدف: سرطان پانکراس چهارمین سرطان کشنده است و معمولاً دیر و در مراحل پیشرفته تشخیص داده میشود. نانوپزشکی با طراحی ذرات در ابعاد مولکولی، راهکارهای نوینی برای مقابله با این بیماری ارائه میدهد. نانوذرات نقره به دلیل خواص منحصر به فردشان، به عنوان ابزاری امیدوارکننده برای درمان هدفمند سرطان مورد بررسی قرار گرفتهاند.
مواد و روشها: در این مطالعه، نانوذرات نقره به روش سبز با استفاده از گیاه افسنطین سنتز و سپس با تکنیکهای UV-VIS, DLS, XRD, TEM و FT-IR مشخصیابی شدند. در ادامه، اثرات سیتوتوکسیسیته و القای آپوپتوز این نانوذرات به ترتیب با آزمون MTT و رنگآمیزی Annexin V مورد ارزیابی قرار گرفت و مکانیسم عمل در سطح مولکولی نیز از طریق بررسی بیان ژنهای مرتبط تحلیل شد.
نتایج: بر اساس نتایج حاصل از آزمون MTT، نانوذرات سنتز شده دارای اثر سمیت وابسته به غلظت بر روی رده سلولی سرطانی PANC-1 بودند که میزان IC50 آن ۳۰ میکروگرم بر میلیلیتر محاسبه گردید. تأیید مکانیسم مرگ سلولی از طریق رنگآمیزی Annexin V و بررسی بیان ژنهای مرتبط انجام پذیرفت که همگی وقوع آپوپتوز را به عنوان مکانیسم اصلی مرگ سلولی تأیید کردند.
نتیجهگیری : بر اساس یافته های این مطالعه نانوذرات نقره ، اثربخشی ضدسرطانی قابل توجهی در برابر سلولهای سرطان پانکراس (PANC-1) نشان دادند. نتایج نشان داد که سمیت سلولی عمدتاً از طریق فعالسازی مسیر آپوپتوز انجام میشود و این نانوذرات را به عنوان گزینهای امیدوارکننده برای درمان سرطان پانکراس تثبیت میکند.
بررسی تغییرات تشریحی گیاهچههای رازیانه متعاقب تابش پلاسمای سرد
دوره 12، شماره 1، بهار 1400، صفحه 11-19
https://doi.org/10.52547/JCT.12.1.11
اعظم اسناوندی، گیتی برزین، تانیا داوری مهابادی، ملیحه انتظاری، لیلا پیشکار
چکیده هدف: این مطالعه بهمنظور تعیین تاثیر پرایمینگ بذر با پلاسمای سرد بر رشد و ویژگیهای تشریحی گیاه رازیانه (Foeniculum vulgare L.) انجام شده است.
مواد و روشها: بذور گیاه رازیانه پس از تهیه، در معرض تابش پلاسمای سرد بهمدت ۰، 5، 10 و 20 دقیقه قرار گرفتند. پس از جوانهزنی و رشد اولیه گیاهچهها، ویژگیهای تشریحی ریشه، ساقه و برگ رشد یافته از بذرهای تیمار شده با پلاسمای سرد با استفاده از رنگآمیزی کارمن زاجی مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که پلاسمای سرد توانست در الگوی تمایز سیستم آوندی چوب گیاه رازیانه نیز تغییراتی ایجاد کند که عمدتا وابسته به زمان پلاسمای سرد بود. ازجمله این تغییرات میتوان بهافزایش اندازه سلولهای آوند چوبی و تغییر در الگوی پراکنش سیستم آوندی در برگ، ساقه و ریشه اشاره کرد.
نتیجهگیری: تیمار پلاسمای سرد باعث ایجاد تغییرات در ویژگیهای تشریحی برگ، ساقه و ریشه میشد، که میتواند مسئولی برای اثرات مفید پلاسما بر شاخصهای جوانهزنی بذور و رشد اولیه گیاه باشد.
مطالعه اثر عصاره تمرهندی روی بقا، تکثیر و القای آپوپتوزیس در سلولهای سرطانی پروستات، روده بزرگ و سلول طبیعی فیبروبلاست انسان
دوره 13، شماره 1، بهار 1401، صفحه 11-22
https://doi.org/10.52547/JCT.13.1.11
مسعود پورعلی، محمدمهدی یعقوبی
چکیده هدف: سرطان یکی از دلایل اصلی مرگ و میر در سراسر جهان است که درمان آن با عوارضی همچون مقاومت دارویی همراه است. طبیعت همواره یکی از منابع دارویی برای بشر بوده است. لذا تمایل زیادی به شناسایی ترکیبات ضدسرطانی جدید در گیاهان وجود دارد. مواد و روشها: در این تحقیق هفت غلظت (5/0 تا 12 میکروگرم بر میلیلیتر) از عصاره هیدروالکلی هسته تمرهندی (Tamarindus indica) و داروی فلورواوراسیل روی سه رده سلولی سرطان پروستات (LNCaP)، سرطان روده بزرگ (HT-29) و سلول طبیعی فیبروبلاست (HSkMC) بهمدت 24 ساعت اثر داده شد. اثر کشندگی عصارهها با استفاده از روش MTT و اثر عصارهها بر میزان ساخت DNA با استفاده از روش BrdU و میزان مرگ آپوپتوزی نیز بهروش TUNEL اندازهگیری شد. نتایج: زندهمانی سلولهای سرطان پروستات، روده بزرگ و فیبروبلاست در حضور بیشترین مقدار از عصاره بهترتیب به 8/24، 1/65 و 5/60 درصد کاهش یافت. شاخص IC50 برای سه رده سلولی فوق بهترتیب 60/4، 0/17 و 79/13 محاسبه شد. عصاره میزان ساخت DNA را نیز بهترتیب بهمیزان 32 و 37 و 15 درصد در سلولهای سرطان پروستات، روده و فیبروبلاست کاهش داد. مرگ آپوپتوزی پس از تیمار با عصاره در سلولهای سرطانی پروستات و روده بزرگ نیز بهترتیب 31 و 4 درصد مشاهده شد. نتیجهگیری: درمجموع، سمیت عصاره و مهار ساخت DNA و القای مرگ آپوپتوزی برای سلول سرطان پروستات نسبت به دو سلول دیگر بیشتر بود (01/0p value˂). تجزیه ترکیبات موجود در گیاه تمرهندی و مطالعات بیشتر در موجود زنده میتواند به شناسایی ترکیبات ضدسرطان از این گیاه منجر شود.
مطالعه اثر محافظتی کروسین بر ماستسلها و عروق خونی و تغییرات بیوشیمیایی تخمدان و سرم موشهای سوری متعاقب استرس اکسیداتیو ناشی از بوسولفان
دوره 11، شماره 1، بهار 1399، صفحه 13-24
https://doi.org/10.52547/JCT.11.1.13
حمیدرضا حسن زاده خانمیری، رسول شهروز، شاپور حسن زاده، غلامرضا نجفی
چکیده هدف: هدف این مطالعه ارزیابی اثرات محافظتی کروسین بر ماستسلها و عروق خونی و تغییرات بیوشیمیایی تخمدان و سرم در موشهای درمان شده با بوسولفان میباشد.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی30 سر موش نژاد NMRI در6 گروه مساوی در یک دوره 21 روزه مورد مطالعه قرار گرفتند. گروه کنترل سالم، حلال بوسولفان به حجم 1/0 میلی لیتر و گروه بوسولفان، فقط بوسولفان با دوز 10 میلیگرم بر کیلوگرم تک دوز دریافت کردند. گروههای تجربی شماره 1،2،3 کروسین را بهترتیب با دوزهای 100،200،400 میلیگرم بر کیلوگرم روزانه بههمراه بوسولفان با دوز 10 میلیگرم بر کیلوگرم تک دوز دریافت نمودند. گروه کنترل مثبت، کروسین با دوز 400 میلیگرم برکیلوگرم روزانه دریافت نمود. پایان دوره تخمدان چپ موشها جهت مطالعه ماستسلها و عروق خونی و تخمدان راست و سرم خونشان جهت ارزیابیهای بیوشیمیایی مورد استفاده قرار گرفتند. دادههای حاصله با استفاده از نرم افزار SSPS و روش آماری AVONA یک طرفه و تست تعقیبی yekuT مورد مقایسه قرار گرفتند و اختلاف در سطح 5/0>p معنیدار توصیف شد.
نتایج: نتایج نشان داد بوسولفان باعث افزایش معنیدار ماستسلها (011/0p=) و کاهش معنیدار عروق خونی (009/0p=) و افزایش معنیدار مالوندیآلدئید (000/0p=) و کاهش معنیدار آنزیم سوپراکسید دیسموتاز (000/0p=) نسبت به گروه کنترل شد، در حالیکه کروسین در تمامی دوزهای مورد استفاده در مطالعه حاضر بهخصوص در دوز 200 میلیگرم بر کیلوگرم بهطور قابل توجهی آثار نامطلوب بوسولفان را تعدیل نمود.
نتیجهگیری: متعاقب این تحقیق مشخص شدکه کروسین بهعلت خاصیت آنتیاکسیدانتی میتواند بهطور قابل توجهی عوارض سوء بوسولفان را کاهش دهد.
بررسی نقش آنتی اکسیدانتتی ملاتونین بر ریشه ی گیاه یونجه (Medicago sativa L.) تحت تنش شوری در شرایط کشت بافت
دوره 14، شماره 1، بهار 1402، صفحه 17-32
https://doi.org/10.61186/JCT.14.1.17
شبنم جلیلی، علی اکبر احسانپور
چکیده هدف: از آن جهت که تنش شوری سبب تجمع گونه های فعال اکسیژن که منجر به تنش اکسیداتیو و مانع رشد و عملکرد گیاه میشود در این مطالعه به بررسی عملکرد ملاتونین بهعنوان یک مولکول آنتی اکسیدانت بسیار قوی در پاکسازی انواع گونه های فعال اکسیژن و درنتیجه فعال شدن سیستم دفاعی گیاه در برابر تنش شوری پرداختیم.
مواد و روشها: در این مطالعه پس از جوانه زنی بذرهای یونجه به محیط کشت MS که حاوی غلظتهای 0، 1/0، 10 و 15 میکرومولار ملاتونین و غلظتهای 0، 150 و 200 میلی مولار نمک منتقل شد. پس از 10 روز رشد ظرفیت آنتی اکسیدانتی کل، میزان فعالیت آنزیم های کاتالاز، آسکوربات پراکسیداز، سوپراکسید دیسموتاز، گایاکول پراکسیداز و گلوتاتیون ردوکتاز، میزان آسکوربات و گلوتاتیون در ریشه یونجه اندازه گیری شد.
نتایج: تیمار ملاتونین سبب افزایش معنیدار و چشمگیر در میزان قدرت آنتی اکسیدانتی کل، میزان فعالیت آنزیم هایCAT،APX ، POD، SOD، GR و ترکیبات آنتی اکسیدانت در چرخه گلوتاتیون- آسکوربات شامل DHA، ASC/DHA، GSH و GSH/GSSG همراه با افزایش غلظت شوری شد. از طرف دیگر تنش شوری موجب افزایش ترکیبات اکسید شده شامل DHA و GSSG در ریشه یونجه شد.
نتیجهگیری: ملاتونین علاوه بر نقش مستقیم در پاکسازی رادیکال های آزاد موجب فعال سازی سیستم دفاعی آنتی اکسیدانتی ریشه یعنی آنزیم های آنتی اکسیدانت و نیز ترکیبات آنتی اکسیدانت در چرخه آسکوربات- گلوتاتیون گردید، که این امر سبب افزایش مقاومت در برابر آسیبهای اکسیداتیو ناشی از تنش شوری در ریشه یونجه شد.
بررسی بافت شناختی میوه خرما (Phoenix dactylifera L.) رقم مضافتی طی مراحل نموی
دوره 15، شماره 1، بهار 1403، صفحه 17-30
https://doi.org/10.61186/JCT.15.1.17
نفیسه شیخ بهائی، فرخنده رضانژاد، سید محمد جواد آروین
چکیده هدف: خرما دومین محصول زراعی مهم ایران پس از پسته است که سازگاریهای مختلف ساختاری و بافتی را نسبت به خشکی و دمای بالا نشان میدهد. کسب دانش لازم در مورد تغییرات مختلف ساختاری و فیزیولوژیکی از زمان گلدهی تا رسیدن میوه، در بهدست آوردن میوه با کیفیت بالا و بازارپسند، نقش بسزایی دارد. مضافتی یکی از مهمترین ارقام تجاری خرمای ایران و بویژه، شهرستان بم است. در پژوهش حاضر، ریخت شناسی و بافت شناسی میوه خرما)Phoenix dactylifera L(رقم مضافتی )Mozafati( طی مراحل نموی بررسی شد. مواد و روشها: جمعآوری نمونه از یک باغ تجاری واقع در شهرستان بم انجام شد و برشهای دستی تهیه شده از نمونههای تازه در هر مرحله نموی، پس از رنگآمیزی با میکروسکوپ نوری مطالعه و سپس عکسبرداری شدند. نتایج: تمایز ساختاری فرابر در مراحل اولیه نموی (بلافاصله بعد از گردهافشانی) شروع میشود، برونبر (اگزوکارپ) در همه مراحل نموی حاوی چهار لایه تمایزیافته میباشد و میانبر (مزوکارپ) توسط لایهی ایدیوبلاستهای تاننی، به دو ناحیه بیرونی و درونی تقسیم میشود. درونبر، تک لایه است و تنها در مراحل نموی اولیه، قابل تشخیص میباشد. نتیجه گیری: مکانیزمهای حفاظتی و دفاعی سازمان یافته شامل وجود کوتیکول ضخیم، لایه سنگی و لایه تاننی ویژه شده (ایدیوبلاستهای تاننی) در همه مراحل نموی فرابر (پریکارپ)، از ویژگیهای بافت شناختی جالب توجه این رقم بود که نقش سازشی و تکاملی آن را در زیستگاههای خاص، نشان میدهد.
تولید و انتقال ذرات لنتیویروسی نوترکیب حامل ژن PDX1 به سلولهای جنین جوجه
دوره 17، شماره 1، بهار 1405، صفحه 17-32
https://doi.org/10.66224/JCT.17.1.17
عظیمه اخلاق پور، سیده نفیسه حسنی
چکیده هدف: هدف این پژوهش، تولید ذرات لنتیویروسی نوترکیب حامل ژن PDX1 در سلولهای HEK293T-LentiX و ارزیابی کارایی انتقال آنها به سلولهای جنینی جوجه بود. مواد و روشها: برای تولید ویروس، سلولهای HEK293T-LentiX با سامانه سهپلاسمیدی ترانسفکت شدند و بیان GFP با میکروسکوپ فلورسانس بررسی شد. تیتر ویروس بهصورت کمی با فلوسایتومتری در سلولهای HT1080 اندازهگیری شد. ذرات لنتیویروسی به سلولهای فیبروبلاست و سلولهای زایای اولیه جنین جوجه منتقل شدند و بیان سازه نوترکیب بهکمک تصویربرداری فلورسانس ارزیابی شد. نتایج: ذرات لنتی ویروسی با تیتر بالایی در سلولهای HEK293T تولید شدند و با استفاده از روش فلوسایتومتری میزان تیتر ویروس ارزیابی و تایید شد. این ویروس نوترکیب با قدرت بالایی بهدرون سلولهای جنینی جوجه انتقال یافتند. این تیتر ویروسی در سلولهای HT1080 با استفاده از فلوسایتومتری ارزیابی و تایید شد. وجود ویروس در سلولهای فیبروبلاست و پانکراسی جنین جوجه مشاهده شد. نتیجهگیری: ناقلهای لنتیویروسی حامل ژن PDX1 که با بهرهگیری از سامانه CRISPR/Cas9 طراحی شدهاند، توانایی مناسبی برای انتقال ژن به سلولهای جنینی جوجه نشان دادند. این سامانه میتواند بهعنوان ابزار کارآمدی برای انتقال ژنهای هدف به سلولهای زایای اولیه و توسعه مدلهای حیوانی اصلاحشده ژنتیکی با کاربردهای پژوهشی و زیستفناورانه مورد استفاده قرار گیرد.
بررسی اثر سمیت سلولی نانوذره اکسید روی کنژوگه با جینجرول روی رده سلولی سرطان پستان
دوره 16، شماره 1، بهار 1404، صفحه 18-31
https://doi.org/10.61882/JCT.16.1.18
فاطمه سادات موسوی، علی صالح زاده
چکیده هدف: سرطان پستان مهمترین و فراگیرترین نوع سرطان در جمعیتهای زنان بهشمار میآید. این مطالعه با هدف سنتز نانوذره اکسید روی کنژوگه با جینجرول (ZnO@CPTMS-Gingerol) و ارزیابی اثرات ضدسرطانی آن بر روی سلولهای رده سرطان پستان انجام پذیرفت. مواد و روشها: ویژگیهای فیزیکی شیمیایی نانوذره ZnO@CPTMS-Gingerol با آنالیزهای FT-IR، XRD، DLS، EDS، سنجش پتانسیل زتا و عکسبرداری میکروسکوپ الکترونی مورد مطالعه قرار گرفت. اثرات مهاری غلظتهای مختلف نانوذره ZnO@CPTMS-Gingerol بر روی سلولهای رده سرطان پستان MCF-7 با آزمایش MTT ارزیابی شد. بهمنظور تعیین جمعیت سلولهای آپوپتوزیس/نکروزیس شده از آزمایش فلوسیتومتری استفاده شد. نتایج: بر اساس نتایج، نانوذرات سنتز شده دارای مورفولوژی کروی و با اندازه حدودی 10 تا 50 نانومتر بودند. بار سطحی ذرات در محیط آبی 4/30- میلی ولت بود. نانوذرات فاقد ناخالصی عنصری بودند و سنتز صحیح آنها با آزمایشهای FT-IR و XRD تائید شد. تیمار نانوذرات با سلولهای سرطان پستان نشان داد که نانوذره ZnO@CPTMS-Gingerol دارای اثرات مهاری وابسته به دوز و غلظت نیمه مهاری (IC50) 117 میکروگرم/میلیلیتر بود. مواجهه سلولهای سرطان پستان با نانوذره ZnO@CPTMS-Gingerol سبب افزایش جمعیت سلولهای دچار آپوپتوز اولیه و تاخیری و سلولهای نکروزی شد. نتیجهگیری: : این مطالعه نشان داد که نانوذره ZnO@CPTMS-Gingerol میتواند با القای آپوپتوزیس و نکروزیس سلولی سبب مهار تکثیر سلولهای سرطان پستان شود و این قابلیت میتواند در طراحی نانو داروهای مؤثر در درمان سرطان پستان مد نظر قرار گیرد.
بررسی اثر منتول بر القای آپوپتوزیس و بیان ژنهای Bax و Bcl2 در سلولهای سرطانی کولون رده CT-26
دوره 12، شماره 1، بهار 1400، صفحه 20-28
https://doi.org/10.52547/JCT.12.1.20
سمیه خضری، جواد بهارآرا، الهه امینی
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثرات آپوپتوتیکی منتول بر سلولهای سرطان کولون ردهی CT-26 میباشد.
مواد و روشها: در این پژوهش تجربی آزمایشگاهی سلولهای سرطانی کولون ردهی CT-26 با غلظتهای 1 تا 5 میلیمول از منتول بهمدت 24 و 48 ساعت تیمار شدند. میزان زیستپذیری سلولهای سرطانی با آزمون MTT محاسبه شد. رنگآمیزی DAPI جهت بررسی القای آپوپتوزیس استفاده شد و میزان بیان ژنهای Bax و Bcl2 توسط تکنیک Real Time-PCR بررسی شد.
نتایج: دادههای تست MTTنشان داد منتول بهصورت وابسته بهدوز و زمان باعث مهار تکثیر سلولهای سرطانی میشود. رنگآمیزی DAPI نشان داد که منتول منجر بهتراکم و شکست در کروماتین میشد. نتایج بررسی Real Time- PCR نشان داد بیان ژن Bax در غلظت 3 میلیمول از منتول و بیان ژن Bcl2 در غلظت 2 میلیمول از منتول نسبت به کنترل افزایش مییابد.
نتیجه گیری: یافتهها نشان داد منتول سبب القای آپوپتوزیس در سلولهای سرطانی کولون CT-26 میشد. بنابراین استفاده از این مونوترپن میتواند بهعنوان یک استراتژی امیدوار کننده در مطالعات کلینیکی سرطان کولون مورد توجه قرار گیرد.
