اثر عصاره آبی الکلی چای سبز بر بیان آکواپورین4 در کورتکس مغز: روشی بالقوه جهت کاهش علائم ادم مغزی
دوره 5، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 309-316
https://doi.org/10.52547/JCT.5.3.309
هما محسنی کوچصفهانی، محمد نبیونی، سیده سمیرا مرتضوی اصل، زهرا نظری، فاطمه امیری
چکیده هدف: آکواپورین4 اصلیترین کانال آبی موجود در مغز است که در انتقال آب توسط سد خونی- مغزی نقش عمدهای را بر عهده دارد. اثبات شده که میزان فشار داخل جمجمهای و همچنین بیان آکواپورین4 در برخی بیماریها نظیر هیدروسفالی هیپوناترمی، ادم سیتوتوکسیک و تومورهای مغزی افزایش مییابد و داروهایی که بتوانند بیان این پروتئینها را کاهش دهند، میتوانند به درمان این بیماریها کمک کنند. در این تحقیق فرض بر این بود که عصاره چای سبز بتواند سطح آکواپورین4 را در کورتکس مغز کاهش دهد.
مواد و روشها: این پژوهش از نوع مطالعه تجربی آزمایشگاهی میباشد. تعداد 40 سر رت نژاد ویستار (4 تا 6 هفتهای) بهطور تصادفی انتخاب شده و به 4 گروه تقسیم شدند. گروه شاهد بدون تیمار، گروه شاهد آزمایشگاهی200 میکرولیتر سالین (حلال GTE) و گروه تجربی 1و 2 بهترتیب میزان 200 میکرولیتر سالین محتوی عصاره چای سبز را با غلظت 100 میلیگرم بر کیلوگرم و 200 میلیگرم بر کیلوگرم بهصورت درون صفاقی دریافت کردند. پس از گذشت 6 ساعت بیان آکواپورین4 در هر چهار گروه به روشهای وسترنبلات و ایمیونوهیستوشیمی بررسی شد.
نتایج: نتایج حاصل از ایمیونوهیستوشیمی و وسترن بلات نشان داد که عصاره چای سبز میتواند به شیوهی وابسته به دوز بیان آکواپورین4 را در کورتکس مغز کاهش دهد.
نتیجه گیری: پیشنهاد میشود که عصاره چای سبز با کاهش سطح پروتئین آکواپورین 4 در کورتکس مغز بتواند بهعنوان یک داروی گیاهی برای کاهش دادن میزان فشار داخل جمجمهای در بیماریهایی نظیر هایپوناترمی، ادم سیتوتوکسیک، تومورهای مغزی و غیره مفید باشد.
بررسی اثرات ضد سرطانی نانوذرات نقره با پوشش کورمین بر سلولهای سرطانی تخمدان A2780
دوره 7، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 313-322
https://doi.org/10.52547/JCT.7.3.313
طیبه رمضانی، محمد نبیونی، جواد بهارآرا، کاظم پریور، فریده نامور
چکیده هدف: در مطالعه حاضر اثر، نانوذرات نقره پوشش دار شده با کورکومین بر القای مرگ سلولی بر رده سلولهای سرطان تخمدان A2780 بررسی شده است.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی سنتز سبز نانو ذرات نقره با استفاده ازکورکومین انجام شد. سپس سلولهای رده A2780 با غلظتهای مختلف نانو ذرات نقره تیمار شدند. اثرات سمی نانو ذرات نقره با روش MTT و اثرات آپوپتوزیس این نانو ذرات با روشهای رنگ آمیزی DAPI و اکردین اورنج-ﭘﺮوﭘوﺪﻳﻮم یداید و اندازه گیری فعالیت کاسپاز 3 و 9 بررسی شد. تغییرات بیان ژنهای Bax وBcl-2 با روش Real Time PCR آنالیز شد.
نتایج: نتایج نشان داد این نانو ذرات باعث مهار تکثیر سلولهای A2780 بهطور وابسته به غلظت شدهاند، غلظت 8 میکروگرم بر میلیلیتر منجر به مرگ پنجاه درصد سلولها در 24 ساعت شد. نتایج رنگ آمیزی DAPI و اکردین اورنج-ﭘﺮوﭘودﻳﻮم ﻳﺪاﻳﺪ نشان دهنده افزایش درصد سلولهای آپوپتوزیس در گروههای تیماری بود. مطابق نتایج حاصل از Real Time PCR بیان ژنBax در سلول تحت تیمار افزایش در حالیکه بیان ژن Bcl-2 در این سلولها کاهش نشان داد.
نتیجه گیری: نانوذرات نقره پوشش دار شده با کورکومین باعث القای آپوپتوزیس در سلولهای سرطانی A2780 میشود و استفاده از این نانو ذرات میتواند بهعنوان استراتژی امیدوارکننده در درمان سرطان تخمدان مورد توجه قرار گیرد.
بررسی وجود جهشهای FecB و FecGH در بزهای کاموری استان خوزستان
دوره 4، پاییز 92، پاییز 1392، صفحه 323-329
https://doi.org/10.52547/JCT.4.3.323
چکیده بزهای کاموری، FecB، FecGH، GDF9 هدف: هدف از این مطالعه تعیین وجود جهشهای FecB و FecGH در بزهای نژاد کاموری استان خوزستان بود. مواد و روشها: در این مطالعه پژوهشی، از 40 راس بز کاموری با حداقل یکبار سابقه دوقلوزایی خونگیری بهعمل آمد و DNA آنها با روش اصلاح شده نمکی استخراج گردید و جایگاه ژنهای FecB و GDF9 با استفاده از پرایمرهای اختصاصی تکثیر یافت. نتایج: پس از تکثیر جایگاه ژنها، محصولات 190 و 139 جفت بازی با استفاده از رنگ آمیزی اتیدیوم بروماید مشاهده گردید. سپس محصولات بهدست آمده بهترتیب در مجاورت آنزیمهای اختصاصی AvaII و DdeI تیمار گردیدند. پس از هضم محصولات، مشاهده گردید که جهشهای FecB و GDF9 در جمعیت مورد مطالعه وجود ندارد. نتیجه گیری: در این مطالعه مشاهده شد که جهشهای FecB و FecGH در بزهای نژاد کاموری استان خوزستان وجود ندارد و همه بزهای مورد مطالعه دارای ژنوتیپ نوع وحشی بودند. بنابراین این جهشها نمیتوانند از عوامل چندقلوزایی در این نژاد باشند و مطالعات بیشتری برای بررسی ژنهای موثر بر چندقلوزایی و تعیین ژنوتیپ در این بزها مورد نیاز است.
بررسی تغییرات ساختار تشریحی برگ در جمعیتهای مختلف گونهMarrobium anisodonC. Koch در ایران
دوره 9، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 388-395
https://doi.org/10.52547/JCT.9.4.388
سید مهدی طالبی، مسعود شیدایی، فاطمه آریانژاد
چکیده هدف: در این مطالعه ساختار تشریحی برگ و تغییرات بافت شناسی آن در سه جمعیت از گونهM. anisodon در ایران بررسی شد.
مواد و روشها: از هر جمعیت دو فرد انتخاب شد. برگهای میانی ساقه بعد از تثبیت در محلول تثبیت کننده، تحت برش دستی قرار گرفته و برشهای نازکی از آنها تهیه شد. سپس نمونهها رنگ آمیزی مضاعف شده و توسط میکروسکوپ نوری مطالعه شدند. دادهها توسط نرم افزار های SPSS و MVSP تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: ساختار عرضی برگ در همه جمعیتها از نوع پشتی–شکمی بود، اما صفات کمی و کیفی ساختار تشریحی برگ در بین جمعیتها متفاوت بود. آزمون ANOVA تفاوت معنیدار بین اغلب صفات کمی مطالعه شده نشان نداد. افراد جمعیتها در درخت UPGMA و همچنین نمودارهای PCAو PCO از یکدیگر جدا شدند. نحوه استقرار جمعیتها با فاصله جغرافیایی آنها تطابق نداشت. هر یک از جمعیتها دارای ویژگی تشریحی خاصی بودند که موجب تمایز آنها از یکدیگر میشد.
نتیجهگیری: تشابه در شرایط اکولوژیکی زیستگاهها موجب تشابه ساختار تشریحی میشود و این مسئله با فاصله جغرافیایی مرتبط نیست. بنابراین، هرجا که شرایط اکولوژیکی یکسان باشد، تشابه ساختار تشریحی برگ بسیار محتمل خواهد بود.
بررسی تاثیر لپتین بر بلوغ، لقاح و تکوین رویانی تخمکهای نابالغ موش در شرایط آزمایشگاهی
دوره 5، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 409-416
https://doi.org/10.52547/JCT.5.4.409
روح اله ابراهیم پور ملکشاه، مجید ملک زاده شفارودی، هاتف قاسمی حمید آبادی، امیر اسماعیل نژاد مقدم، نوراله رضایی
چکیده هدف: هدف این مطالعه بررسی تاثیر لپتین بر میزان بلوغ، لقاح و تکوین رویانی تخمکهای نابالغ موش در شرایط آزمایشگاهی بود.
مواد و روشها: تخمکهای نا بالغ موش (GV) از موشهای ماده NMRI جدا شده و بهطور تصادفی درگروههای: کنترل (لپتین 0 نانوگرم بر میلیلیتر )، اول (لپتین 10 نانوگرم بر میلیلیتر)، دوم (لپتین50 نانوگرم بر میلیلیتر) و سوم (لپتین100 نانوگرم بر میلیلیتر ( قرارداده شدند. 24 ساعت بعد تخمکهای بالغ شده (MII) شناسایی و با اسپرم انکوبه شده لقاح داده شدند. تکوین رویانی هر 24 ساعت با استفاده از میکروسکوپ معکوس مورد بررسی قرارگرفت.
نتایج: از مجموع تخمکهای GV جدا شده 1/53 درصد در گروه کنترل 2/56 درصد در گروه اول، 4/42 درصددر گروه دوم و3/38 درصد در گروه سوم به مرحله متافاز II رسیدند. میزان GVBD، 27/31 درصد در گروه اول، 63/40 درصددر گروه دوم و39/36 درصد در گروه سوم بود که در مقایسه با گروه کنترل 05/22 درصد تفاوت معنیداری داشت (05/0p <). غلظت فیزیولوژیک لپتین (10 نانوگرم بر میلیلیتر) میزان MII را در مقایسه با غلظتهای بالاتر لپتین بهصورت معنیداری افزایش داد. درحالیکه میزان وقوع GVBD در غلظتهای بالای لپتین بیشتر از غلظت فیزیولوژیک لپتین بود.
نتیجهگیری: تفاوت معنیداری در میزان تاثیر غلظتهای مختلف لپتین بر مراحل مختلف تکوین رویانی بعد از IVF در بین گروههای تیمار در مقایسه با گروه کنترل مشاهده نگردید.
اثرمحافظتی ژل رویال و ویتامین C در برابر آسیب کلیوی ناشی از فنیلهیدرازین در موش: مطالعه بافتشناسی
دوره 7، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 417-428
https://doi.org/10.52547/JCT.7.4.417
حجت عنبرا، رسول شهروز، علی شالیزار جلالی، سید رشید تونی
چکیده هدف:. هدف مطالعه حاضر ارزیابی اثرات ژلرویال و ویتامین C در برابر آسیب کلیوی ناشی از فنیلهیدرازین در موش بود.
مواد و روشها: موشهای نر بالغ بهصورت تصادفی به هشت گروه هشتتایی تقسیم شدند. چهار گروه از موشها فنیلهیدرازین را بهمیزان 60 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن بهصورت داخلصفاقی هر 48 ساعت بهمدت 35 روز دریافت نمودند. به سه گروه از گروههای فوق چهار ساعت قبل از تزریق فنیلهیدرازین بهترتیب ویتامین C بهمیزان 250 میلیگرم بر کیلوگرم بهصورت داخلصفاقی، ژل رویال بهمیزان 100 میلیگرم بر کیلوگرم بهصورت خوراکی و نیز ژل رویال و ویتامین C بهصورت همزمان با دزهای مشابه تجویز شد. گروه شاهد دریافتکننده حلال و گروههایی که تنها ویتامین C، ژل رویال و ویتامین C و ژل رویال را بهصورت همزمان دریافت مینمودند، نیز در نظر گرفته شد. 24 ساعت پس از آخرین تیمار، نمونههای سرم و بافت کلیه جمعآوری شدند و بهترتیب جهت ارزیابیهای بیوشیمیایی و بافتشناسی مورد استفاده قرار گرفتند. دادههای این مطالعه با استفاده از آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه و تست تعقیبی دانکن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: فنیل هیدرازین بهشکل معنیداری موجب افزایش سطح سرمی مالوندیآلدئید و نیز کاهش ظرفیت آنتی اکسیدانت تام سرم شد (05/0p <). بهعلاوه، فنیلهیدرازین افزایش معنیداری (05/0p <) در قطر حفره میانی لولههای پیچیده نزدیک و نیز کاهش معنیداری (05/0p <) در ارتفاع سلولهای پوششی این لولهها ایجاد کرد. تجویز همزمان ویتامین C و ژل رویال بهطور قابلتوجهای تغییرات مشاهده شده در نتایج مذکور را بهبود بخشید.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد ژلرویال و ویتامین C بهواسطه مهار واکنشهای اکسیداتیو میتواند آسیب کلیوی ناشی از فنیل هیدرازین در موش را کاهش دهند.
بهبود تولید ردههای سلولی پرتوان هاپلوئید از جنینهای پارتنوژنتیک موش به واسطه مهار همزمان مسیرهای پیامرسانی MEK و TGFβ
دوره 6، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 421-430
https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.421
سپیده ملامحمدی، عبدالحسین شیروی، سیده نفیسه حسنی، حسین بهاروند
چکیده هدف: در این طرح تولید سلولهای بنیادی جنینی هاپلوئید پارتنوژنتیک در حضور مهارکنندههای مسیرهای پیامرسانی ERK و TGF-β بررسی شده است. مواد و روشها: ابتدا بلاستوسیستهای پارتنوژنتیک حاصل از فعالسازی شیمیایی اووسیتها، در محیط R2i (حاوی PD0325901 و SB431542 که بهترتیب مسیرهای پیامرسانی ERK و TGF-β را مهار میکنند) کشت شدند. سپس ردههای سلولهای بنیادی جنینی پارتنوژنتیک در این محیط تکثیر و نگهداری شدند. با استفاده از رنگآمیزی ایمونوفلورسانس و qRT-PCR، بیان مارکرهای پرتوانی و با روش تمایز خودبهخودی و ایجاد تراتوما پتانسیل تمایزی این سلولها ارزیابی شدند. میزان هاپلوئیدی نیز با استفاده از روش فلوسایتومتری تعیین گردید. نتایج: در شرایط R2i، حدود 50 درصد از جنینهای پارتنوژنتیک، رده سلولی تولید کردند و 10 تا 13 درصد سلولهای هر رده بهصورت هاپلوئیدی بودند. سلولهای بنیادی پارتنوژنتیک تولید شده در محیط R2i ویژگیهای سلولهای بنیادی پرتوان مانند مورفولوژی، پاساژپذیری، بیان ژنهای ویژه پرتوانی در سطح mRNA و پروتئین را نشان دادند. همچنین این سلولها قادر به تمایز خودبهخودی به مشتقات سه لایه زاینده جنینی و ایجاد تراتوما بودند. نتیجهگیری: مهار مسیرهای پیامرسانی ERK و TGF-β میتواند شرایط مناسبی را برای تولید سلولهای بنیادی هاپلوئید از جنینهای پارتنوژنتیک فراهم کند.
بررسی اثر کورکومین بر سلولهای نوروپروژنیتور کورتکس جنین رت در شرایط in vitro
دوره 4، زمستان92، زمستان 1392، صفحه 435-443
https://doi.org/10.52547/JCT.4.4.435
چکیده < p>هدف: کورکومین یک رنگیزه زرد است که از زردچوبه به دست می آید. دارای خواص ضد سرطانی وآنتی اکسیدانی میباشد و احتمال میرود که نقش به سزایی در جلوگیری از بیماریهای تحلیل برنده مغز ایفا کند. اما تاکنون اثرات آن بر روی سیستم عصبی در دوران جنینی به خوبی مطالعه نشده است. در این مطالعه اثر کورکومین بر سلولهای پروژنیتور عصبی (NPC) کورتکس جنین رت درشرایط محیط کشت (in vitro) بررسی شده است.
مواد و روشها: کورتکس جنینهای 5/15 روزه رت نژاد ویستار در شرایط استریل جدا شده و بهروش آنزیمی به سوسپانسیون سلولی تبدیل شدند. سوسپانسیون سلولی در محیط کشت DMEM/F12 و N2 و1 درصد آنتی بیوتیک و میتوژن ها (EGF10ng/ml و20ng/ml FGF-b) کشت داده شد و سلولها با غلظتهای متفاوت کورکومین (1/0 ،5/0 ،1 میکرومولار) مورد تیمار قرار گرفتند. بقای سلولی با تست MTT سنجیده شد و بررسیهای ایمونوسیتوشیمیایی با استفاده از نشانگرآستروسیتی (GFAP) صورت گرفت. داده ها، با روش ANOVA یک طرفه و سنجش Tukey′s post hoc مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: این بررسی نشان داد که تیمار NPC های کورتکس جنین رت با غلظتهای مختلف کورکومین بهویژه غلظت 5/0 میکرومولار اثرات معنی داری بر تکثیر و تمایز این سلول به آستروسیتها دارد.
نتیجه گیری: کورکومین اثرات دوگانه بر کشت NPC ها دارد: غلظتهای پایین آن تکثیر وتمایز NPC ها را تحریک میکند در حالیکه غلظتهای بالای کورکومین سمی است. NPC در طی تکوین جنینی به نورونها و سلولهای گلیال تمایز مییابند که مهمترین آنها آستروسیت ها هستند.
بررسی مقایسهای برخی شاخصهای فیزیولوژیک (محتوای کلروفیلی، فعالیت فتوسنتزی ...) در گزینش سویههای جلبک Dunaliella sp. (جداسازی شده از آبهای ایران)
دوره 4، بهار 92، بهار 1392، صفحه 85-102
https://doi.org/10.52547/JCT.4.1.85
چکیده هدف: Dunaliella بهعنوان یک جلبک تکسلولی فیتوپلانکتونی در تغذیه جانوران آبزی (بهویژه آب شور) اهمیت دارد. به منظور گزینش سویههای برتر، محتوای کلروفیلی در ارتباط با سایر شاخصهای بیوماس جلبکی، در شرایط متفاوت محیط کشت مطالعه شد.
مواد و روشها: سویههای مختلف ایرانی و خارجی جلبک تحت تاثیر تیمارهای کمبود نیترات، افزایش نور، آهن و شوری قرار گرفتند. سپس برخی شاخصهای فیزیولوژیک مانند مقدار کلروفیلها، تعداد سلولها، وزن خشک، فتوسنتز و تنفس در نمونه های شاهد و تیمارها اندازهگیری شدند.
نتایج: تنشهای مختلف سبب کاهش تعداد سلولها، میزان کلروفیلها و تغییر نسبت chla/chlb از حدود 5 به 15 گردید. میزان کلروفیل a و کلروفیل کل در 6-10 سلول، در همه شرایط و مقدار کلروفیل aدر میلیلیتر تنها در نمونه شاهد، با وزن خشک سویهها همبستگی معنیدار مثبت نشان داد. میان کلروفیل a یا کلروفیل کل در سلول با تعداد سلولها در میلیلیتر در کلیه حالات همبستگی معنیدار منفی وجود داشت.
نتیجهگیری: بیوماس جلبکی غالبا از طریق مقدار کلروفیل aمورد ارزیابی قرار میگیرد، اما، همواره با تعداد سلول، یا وزن خشک و یا فعالیتهای فتوسنتزی، رابطه مستقیمی ندارد. بنابراین وزن خشک بیشتر، محتوای کلروفیلی بالاتر و سرعت تکثیر سلولی نسبی، ویژگیهای مناسبتری جهت انتخاب سویه فیتوپلانکتونی معرفی شدند. نمونههای 10 و 11 با وزن خشک بیشتر در هر دو شرایط شاهد و تیمار و محتوای کلروفیلی نسبتا بالا و سپس 4، 6 و 13 در این رابطه قابل معرفیاند.
تاثیر IAA بر تحمل به تنش شوری گیاهچههای تنباکو ((Nicotiana plumbaginifolia در شرایط کشت در شیشه
دوره 9، شماره 1، بهار 1397، صفحه 86-101
https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.86
چکیده هدف: هدف این مطالعه بررسی ارتباط بین IAA و برخی از شاخصهای بیوشیمایی و فیزیولوژیکی بهمنظور تحمل به تنش شوری است.
مواد و روشها: بذرهای استریل تنباکو در محیط کشت MS کشت شدند. گیاهچههای تنباکو ((Nicotiana plumbaginifolia تکثیر شده در شرایط کشت بافت بهمدت 4 هفته تحت تیمار IAA (ا میلی گرم در لیتر) و شوری (0، 100 و 200 میلی مولار) قرار گرفتند و بعد از 4 هفته برخی از شاخصهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی نظیر کلروفیل، H2O2، پرولین، پروتئین، کربوهیدرات و آنتیاکسیدانتهای آنزیمی اندازه گیری شدند.
نتایج: در تنش شوری افزایش H2O2 ،پرولین، آنتی اکسیدانتهایی مانند کاتالاز، سوپراکسید دیسموتاز و آسکوربات پراکسیداز و بر عکس کاهش رنگیزههای فتوسنتزی،کربوهیدرات کربن و پروتئین کل مشاهده شد. در گیاهچههای تحت تنش شوری، تیمار اکسین باعث افزایش میزان پرولین و H2O2 شد. کاهش رنگیزههای فتوسنتزی و کربوهیدرات محلول و آنزیمهایی مانند سوپراکسیددیسموتاز و آسکوربات پراکسیداز و پروتئین کل شد. اما میزان کاتالاز در حضور تیمار اکسین افزایش یافت.
نتیجهگیری: تیمار اکسین در گیاهچههای تنباکو به تغییر برخی از شاخصهای فیزیولوژیکی بهبود تحمل تنش شوری را نشان میدهد.
مروری بر رگزایی (Angiogenesis) در تومور
دوره 5، شماره 1، بهار 1393، صفحه 89-100
https://doi.org/10.52547/JCT.5.1.89
طیبه رمضانی، جواد بهارآرا
چکیده آنزیوژنز در بسیاری از فرآیندهای فیزیولوژیک و پاتولوژیک از جمله رشد تومور دخالت دارد. بنابراین رگزایی درمانی میتواند روش کارآمدی برای درمان سرطان محسوب گردد. بدین منظور شناسایی جنبههای مختلف آنزیوژنز در تومور بسیار مهم است. تکوین رگهای عملکردی در درون تومورها برای رشد آن ضروری است، رگزایی در تومور با میانجیگری مولکولهای مختلف القا میشود. تعادل بین عوامل پیشبرنده و مهار کننده رگزایی این فرآیند را بهشدت کنترل میکند، این واقعیت منجربه طراحی عوامل درمانی بر علیه رگزایی در تومور شده است. اخیرا مهار کنندههای رگزایی بهصورت درونزاد (همچون اینترلوکین-8 ) و برونزاد (نظیرAvastin) طبقهبندی شدهاند. این عوامل با تشکیل رگها بهصورت نرمال در بسیاری از فرآیندهای پاتولوژیک تداخل میکنند. علاوه بر آن مشخص شده است که درمان تومور بهوسیله ترکیبی از عوامل ضد رگزایی و ضد سرطانی میتواند از کاربرد هر یک بهتنهایی موثرتر باشد. همچنین بهعلت عدم موتاژنیک بودن سلولهای اندوتلیالی طبیعی امکان مقاوم شدن این سلولها به عوامل ضد رگزایی بسیار اندک است و از آنجاییکه رشد و پیشرفت تومور وابسته به تکوین عروق خونی در آن است بنابراین مهار رگزایی روش مناسبی برای درمان تومور میباشد.
افزایش تولید هورمون رشد انسانی نوترکیب در سلولهای CHO از طریق کنترل شرایط کشت سلولی
دوره 6، شماره 1، بهار 1394، صفحه 97-106
https://doi.org/10.52547/JCT.6.1.97
زهرا سادات عقیلی، سید حمید زرکش اصفهانی
چکیده هدف: هدف این مطالعه افزایش تولید هورمون رشد انسانی توسط اضافه کردن ترکیبات شیمیایی به محیط کشت فاقد سرم سلولهای CHO و بررسی خواص hGH تولید شده میباشد.
مواد و روشها: در این مطالعه، تاثیر تیمارهای مختلف شامل غلظتهای مختلف گلیسرول،DMSO ، NaBu و ZnSO4 در سلولهای CHO مورد بررسی قرار گرفت و تولید GH بهروش الایزا سنجیده شد.سلولها به هر چاهک یک پلیت 12 خانه حاوی DMEM-F12 و FBS10 درصد اضافه شدند. پس از 24 ساعت محیط رویی دور ریخته شد و با محیط فاقد سرم جایگزین شد و با غلظتهای مختلف ترکیبات شیمیایی تیمار شدند وتولید rhGH با استفاده از الایزا، دات بلات و وسترن بلات ارزیابی شد.
نتایج: در این گزارش، در غلظتهای 1 درصد دیمتیل سولفوکساید، 5/0 درصد گلیسرول، در غلظت 1 میلیمولار سدیم بوتیرات و 50 میکرو مولارسولفات روی در سلولهای CHO افزایش بیان rhGH مشاهده شد.
نتیجهگیری: این نتایج نشان داد که کنترل شرایط کشت سلولی به توسعه یک فرآیند صنعتی و در مقیاس وسیع برای تولید rhGH کمک میکند.
بررسی ارتباط پلی مورفیسم ژن TNFR1 با ناباروری ایدیوپاتیک مردان
دوره 7، شماره 1، بهار 1395، صفحه 103-110
https://doi.org/10.52547/JCT.7.1.103
متین باقری ماتک، فرهاد مشایخی، محمدهادی بهادری
چکیده هدف: در مطالعه حاضر، ارتباط پلی مورفیسم TNFR1 36A/G با ناباروری ایدیوپاتیک مردان در جمعیت گیلان بررسی شد. مواد و روشها: این مطالعه شامل 106 مرد نابارور ایدیوپاتیک و 114 مرد بارور بهعنوان گروه کنترل می باشد. نمونه خون تهیه و DNA ژنومی استخراج شد. سپس ژنوتیپها و فراوانی آللی با استفاده از روش PCR-RFLP ارزیابی و آنالیز آماری با استفاده از نرم افزار MedCalc انجام شد. نتایج: فراوانی ژنوتیپهای AA, AG, GG بیماران بهترتیب برابر 9/50، 5/7 و 5/41 درصد و نمونههای کنترل بهترتیب برابر 1/21، 3/33 و 6/45 درصد بود. فراوانی نسبی آلل A و G بیماران بهترتیب برابر 45/0 و 55/0 بود و نمونههای کنترل بهترتیب برابر 62/0 و 38/0 بود. نتایج نشان داد در فراوانی ژنوتیپی(P=0.002) و آللی (P=0.0004) گروههای نابارور و کنترل ارتباط معنیدار دیده میشود. نتیجه گیری: در نتیجه، بهنظر میرسد در استان گیلان افراد با آلل G و ژنوتیپ GG بیشتر در معرض خطر ابتلا به ناباروری ایدیوپاتیک میباشند. مطالعات دیگری با تعداد بیشتری از بیماران جهت نشان دادن نقش پلی مورفیسم ژن TNFR1 در ناباروری مردان مورد نیاز است.
مقایسه ویژگیهای ساختاری، کشت سلولی و القایی اجزا فولیکول پر و مو
دوره 4، تابستان 92، تابستان 1392، صفحه 205-216
https://doi.org/10.52547/JCT.4.2.205
چکیده هدف: با توجه به اینکه فولیکولهای مو و پر در جریان تکوین جنینی طی یک الگوی مشابه شکل میگیرند هدف تحقیق حاضر این بود که ساختار بافتشناسی، قابلیت رشد سلولهای درمی آنها در محیط کشت و قابلیت القایی این سلولهای کشت شده برای شروع برهمکنشهای درمی- اپیدرمی مورد مقایسه قرار گیرد.
مواد و روشها: فولیکولهای پر و مو بهترتیب از کبوتر و موش صحرایی تهیه شد. از یک طرف، برخی از فولیکولها برای کارهای بافتشناسی آماده شدند و از طرف دیگر فولیکولهای باقیمانده برای خارج کردن پاپیلای درمی از آنها مورد استفاده قرار گرفتند. پاپیلاهای خارج شده در محیط کشت رشد داده شدند. سلولهای کشت شده سپس به داخل نیمه-فولیکولهای موی بدون پاپپلا حاصل از موش بدون تیموس پیوند زده شدند. بعد از 28 روز فولیکولهای دریافت کننده پیوند مورد ارزیابی بافتشناسی قرار گرفتند.
نتایج: مطالعات بافتشناسی آشکار کرد که دو فولیکول (پر و مو) علیرغم داشتن تفاتهای مشخص بطور کلی دارای ساختار مشابهی هستند. سلولهای پاپیلای درمی فولیکول مو در محیط کشت نسبت به سلولهای پاپیلای پر از سرعت رشد بیشتری برخوردار بوده و تجمعات سلولی بزرگتر و متراکمتری را ایجاد نمودند. بر خلاف سلولهای پاپیلای مو، سلولهای پاپیلای پر نتوانستند در فولیکولهای تیمار شده سبب القا رشد مو گردند.
نتیجه گیری: علیرغم شباهت در الگوی رشد جنینی، ساختار بافتی و رشد در محیط کشت، بنظر میرسد که در حالت بلوغ پیامهای ارسالی از سلولهای کشت شده پاپیلای درمی فولیکول پر بوسیله سلولهای اپیدرمی فولیکول مو برای شروع برهمکنش درمی-اپیدرمی قابل شناسایی و پاسخگویی نیست.
ﺑﺮرﺳﯽ ﺧﺼﻮﺻﯿﺎت ژﻧﻮﺗﯿﭙﯽ و فنوتیپی ﻫﯿﺒﺮﯾﺪﻫﺎی آﻣﯿﺰش ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﻣﺎﺑﯿﻦ در ﺷﺮاﯾﻂ آزﻣﺎﯾﺸﮕﺎﻫﯽ urmiana A. و A. sinica
دوره 7، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 209-217
https://doi.org/10.52547/JCT.7.2.209
رامین مناففر، فرح فرخی، شکوفه اسحاقی، فاطمه حیدریان، سمیه غلامی، راضیه پاک ترمنی
چکیده هدف: با توجه به اهمیت علمی و تجاری شناسایی گونههای آرتمیا خصوصا جمعیتهای هیبرید، برخی ویژگیهای فنوتیپی و ژنوتیپی هیبریدهای متقابل Artemia sinica و A. urmiana در شرایط آزمایشگاهی مطالعه شدند.
مواد روشها: پرورش دو گونه آرتمیا از زمان تفریخ سیست تا بلوغ در شرایط آزمایشگاهی استاندارد صورت گرفت. سپس به تعداد 64 عدد نر و ماده از هر گونه جدا و در تیوبهای 50 میلیلیتری هیبریدگیری متقابل انجام شد. لاروها روزانه جدا و مستقلا پرورش داده شدند. بررسی پروفایل اسیدهای چرب و الگوی برش آنزیمی ناحیه 12S-16S ژنوم mtDNA با آنزیم HpaII و مقایسه نتایج در والدین خالص و هیبریدهای نسل اول صورت گرفت.
نتایج: مقایسه پروفایل اسیدهای چرب تیمارهای هیبرید نسبت به والدین خالص نشان داد که میزان تعدادی از اسیدهای چرب بهشدت وابسته به منشاء والدینی میباشد. در برخی نمونهها نیز الگوی برش آنزیمی مشابهی بین والدین پدری و هیبریدهای نسل اول مشاهده شد که دور از انتظار بود.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد پروفایل اسیدهای چرب بهشدت تحت تاثیر منشاء مادری و یا پدری ژنهای به ارث رسیده هستند. لذا با انتخاب جهتدار والدین تولید آرتمیاهایی با ویژگیهای فنوتیپی خاص امکان پذیر است. مقایسه الگوهای برش آنزیمی شاخص گونهها و مقایسه آن با الگوی برش آنزیمی نسل اول هیبرید نیز نشان داد که احتمالاً ژنوم میتوکندریایی (یا همان میتوکندری) از والد پدری نیز به ارث میرسد.
القای تنشهای ملایم اسموتیک در محیط انجماد اسپرم و اثر آنها بر کیفیت اسپرم گاو
دوره 6، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 213-220
https://doi.org/10.52547/JCT.6.2.213
سهراب طوسی، مهدی امین افشار، سمانه قره الیاسی پور
چکیده هدف: هدف از این پژوهش، بررسی اثر ایجاد تنشهای ناشی از تنشهای اسمزی زیر حد کشنده (325، 350، 375 و 400 میلی اسمولار) در رقیقکننده تجاری بیوکسل بر شاخصهای کیفی اسپرم گاو نر هلشتاین پس از فرایند انجماد-ذوب بود. مواد و روشها: اسپرم گیری از چهار راس گاو نر هلشتاین با استفاده از واژن مصنوعی دو بار در هفته نجام شد. کل اسپرمهای بهدست آمده با یکدیگر مخلوط و سپس به پنچ بخش مساوی تقسیم شدند. هر بخش مطابق با تیمارهای آزمایشی حاوی تنشهای اسمزی متفاوت، منجمد-ذوب شدند. تیمار با تنش اسمزی 300 میلی اسمولار نیز بهعنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. تحرک و تحرک پیشرونده اسپرم ها با کمک سیستم آنالیز رایانهای اسپرم اندازهگیری شدند. همچنین ویژگیهای توان زیستی، یکپارچگی غشا، مورفولوژی، فعالیت میتوکندریایی و پراکسیداسیون لپید غشایی اسپرمهای منجمد-ذوب شده نیز بهترتیب با روشهای ائوزین-نگروزین، هاست، هانکوک، رودامین و تیوباربیتوریک اسید اندازهگیری شدند. نتایج: نتایج نشان داد که تیمار حاوی تنش اسمزی 375 میلی اسمولار بیشترین بهبود معنیداری را در درصد تحرک، تحرک پیشرونده و توان زیستی در مقایسه با سایر تیمارها دارا بود. فعالیت میتوکندریایی نیز در تیمارهای آزمایشی حاوی تنش اسمزی 350 و 375 میلی اسمولار در مقایسه با سایر تیمارهای آزمایشی بهطور معنیداری (05/0p <) بالاتر بود. تیمارهای با فشار اسمزی متفاوت تاثیر معنیداری بر ویژگیهای مورفولوژی اسپرم و پراکسیداسیون لیپید غشایی نشان ندادند. نتیجه گیری: بهنظر میرسد که القای تنشهای اسمزی ملایم و زیر حد کشنده در رقیقکنندههای انجماد اسپرم گاو بتواند سبب بهبود معنیدار برخی ازخصوصیات کیفی اسپرمها ازجمله تحرک و توان زیستی آنها گردد.
تاثیر همزمان -Azacytidin5 و DMSO در القای تمایز کاردیومیوسیت ها از سلول های کارسینومای جنینی P19 در شرایط آزمایشگاهی
دوره 5، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 317-324
https://doi.org/10.52547/JCT.5.3.317
هاتف قاسمی حمیدآبادی، نورا... رضایی، رها سترگ، سعید عابدیان کناری، مصطفی لطیفپور، مجید ملک زاده شفارودی
چکیده
محتوای فنل و فلاونوئید کل در عصاره گونه Meristotropis xanthioides Vassilcz. و اثر حفاظتی آن بر مسمومیت کبدی القا شده با اتانول
دوره 7، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 323-332
https://doi.org/10.52547/JCT.7.3.323
سیامک یاری، رویا کرمیان، مصطفی اسدبگی
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی نفش حفاظتی عصاره گونه M. xanthioidesدر برابر مسمومیت کبدی القا شده با اتانول میباشد.
مواد و روشها: محتوای فنل و فلاونوئید کل بهترتیب بهروشهای فولن-سیوکالتو و کلرید آلومینیوم اندازهگیری شدند. در جهت سنجش اثر حفاظتی عصاره گونه مورد نظر، رَتهای نر نژاد ویستار به سه گروه 6 تایی تقسیم شدند: گروه 1(گروه کنترل)، گروه 2 با اتانول تیمار شدند و گروه 3 بهطور همزمان با اتانول و عصاره گیاه M. xanthioides، تیمار شدند. رَتها همه تیمارها را از طریق دهان دریافت کردند. در این تحقیق سیلیمارین بهعنوان کنترل مثبت استفاده شد. در پایان پارامترهای بیوشیمیایی، هیستولوژیکی و مورفولوژیکی در گروههای مختلف مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان دادند که گونه مورد مطالعه دارای محتوای بالای فنل و فلاونوئید میباشد. بررسیهای مورفولوژیکی و بیوشیمیایی مشخص نمود که نسبت وزن کبد به وزن بدن، مقادیر مالون دی آلدئید (MDA) و پراکسید هیدروژن بافتی و همچنین آنزیمهای کبدی موجود در سرم خون رَتهای تیمار شده با اتانول بهطور معنیداری نسبت به گروههای دیگر، افزایش مییابد. همچنین نتایج حاصل از مطالعات هیستولوژیکی مشخص کرد که بافت کبدی رَتهای تیمار شده با اتانول، در مقایسه با رَتهای گروه کنترل، دچار آسیبهای شدیدی شدند. فعالیتهای بیوشیمیایی و آسیبهای بافتی بوسیله تیمار با عصاره و سیلیمارین کاهش یافت.
نتیجه گیری: این مطالعه اثبات کرد که عصاره M. xanthioides میتواند نقش حفاظتی بر علیه سمیت کبدی القا شده با الکل داشته باشد و بهعنوان یک منبع طبیعی برای مکملها غذایی و دارویی بهشمار آید.
مطالعه بیومارکرهای هیستوپاتولوژیکی و روند زمانی ظهور آنها در اندامهای آبشش، غده هاضمه و پا در دوکفه-ای آب شیرین Anodonta cygnea در معرض با غلظت تحتکشنده فلز سنگین کروم (Cr)
دوره 4، پاییز 92، پاییز 1392، صفحه 331-338
https://doi.org/10.52547/JCT.4.3.331
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تغییرات هیستوپاتولوژیک و روند زمانی وقوع آنها در معرض با فلز سنگین کروم در اندامهای آبشش، غده هاضمه و پا در دوکفه ای آب شیرین Anodonta cygnea بود.
مواد و روشها: 24 عدد دوکفه ای با دامنه طولی (7/12 تا 3/13سانتیمتر) از منطقه سمسکنده ساری برداشت گردید. در آزمایشگاه دوکفه ایها با غلظتµg l-1 125 برای مدت 18 روز در معرض فلز کروم قرار گرفتند. در روزهای 4، 9 و 18 از دوکفهایها جهت بهدست آوردن تودههای بافتی از اندامهای مورد مطالعه، نمونهبرداری شد. برشهای بافتی از نمونههای در معرض فلز و شاهد تهیه گردید و با روش هماتوکسیلین- ائوزین (H&E) رنگ آمیزی شدند.
نتایج: وضعیت هیستولوژیک در هر سه اندام مورد مطالعه در مقایسه با نمونههای شاهد، تغییرات قابل توجهی را نشان داد. در آبشش هیپوپلازی، تغییرات شکلی و اندازهای تیغههای آبششی، گرانولوما، هیپرپلازی و آتروفی کانالهای همولنفی مشاهده گردید. در غده هاضمه آتروفی توبولهای گوارشی، ریزش سلولهای گوارشی و بازوفیل به درون توبولها و همچنین تجمع هموسیتها و گرانولوما در بافت پیوندی مشاهده گردید. در پا هیپوپلازی اپیتلیوم بیرونی، افزایش تعداد سلولهای موکوسی و تورم و گسستگی بافتی در ساختار دسته های میوسیت مشاهده گردید. اولین علائم تغییر در روز چهارم ثبت و با افزایش مدت زمان معرض، ظهور علائم جدیدتر و افزایش گستره تغییرات هیستوپاتولوژیک در هر سه اندام دیده شد.
نتیجهگیری: تغییرات هیستوپاتولوژیکی در اندامهای دوکفهای A. cygnea به عنوان بیومارکرهای هیستوپاتولوژیکی بسیار مناسبی جهت پایش اثرات این فلز در محیط آبی پیشنهاد میشود و روند زمانی ظهور تغییرات، دقت این شاخصها را افزایش میدهد.
بررسی استریولوژیکی اثر حفاظتی عصاره هیدروالکلی چای سبز بر بافت بیضه موشهای تیمار شده با سدیمارسنیت
دوره 5، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 429-437
https://doi.org/10.52547/JCT.5.4.429
ملک سلیمانی مهرنجانی، محمد حسین شکوهنده
چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر ارزیابی استریولوژیک از اثر حفاظتی عصاره چای سبز بر تغییرات مورفولوژیک ایجاد شده در لولههای منیساز بیضه رت بهدنبال تیمار با سدیم ارسنیت میباشد.
مواد و روشها: 24 عدد موش نر بالغ از نژاد NMRI بهطور تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند: کنترل، سدیم ارسنیت (mg/kg/day 5)، عصاره چای سبز (mg/kg/day 100) و سدیم ارسنیت + عصاره چای سبز. موشها برای 34 روز تحت تیمار دهانی قرار گرفتند. در پایان موشها کشته شده، بیضه راست آنها بیرون آورده، فیکس ، پردازش و با روش هایدن هاین آزان رنگآمیزی شد. تغییرات مورفولوژیک بافت بیضه با روشهای استریولوژی بررسی شد. دادهها با کمک آزمون واریانس یکطرفه آنالیز و تفاوت میانگینها در سطح 05/0>P معنیدار در نظر گرفته شد.
نتایج: تیمار با سدیم ارسنیت موجب کاهش معنیداری در میانگین قطر لولههای منیساز (008/0>P)، ارتفاع اپیتلیوم زایشی (001/0>P) و ضخامت غشای پایه (011/0>P) و همچنین در تعداد سلولهای اسپرماتوسیت (003/0>P)، اسپرماتید گرد (028/0>P)، اسپرماتید دراز (011/0>P) و سرتولی (03/0>p) نسبت به گروه کنترل شد. میانگین این تغییرات در گروه چای سبز+ سدیم ارسنیت در حد گروه کنترل افزایش یافت.
نتیجه گیری: یافتهها نشان داد که عصاره چای سبز میتواند در کاهش اثرات سمی القا شده توسط سدیم ارسنیت سودمند باشد.
تاثیر سیلیمارین بر تمامیتDNA و هسته اسپرم قوچ تیمار شده با سدیم آرسنیت
دوره 7، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 429-436
https://doi.org/10.52547/JCT.7.4.429
فرزانه اسکندری، حمیدرضا مؤمنی
چکیده هدف: این مطالعه با این هدف انجام شد تا مشخص شود که آیا سیلیمارین قادر است اثرات مخرب سدیم ارسنیت را بر روی تمامیت DNA و هسته اسپرم قوچ محافظت کند.
مواد و روشها: اسپرمهای گرفته شده از اپیدیدیم قوچ فراهانی (Ovis aries)، پس از Swim upبه پنج گروه تقسیم شدند: 1- اسپرمهای لحظه صفر، 2- اسپرمهای لحظه 180 دقیقه (کنترل)، 3- اسپرمهای تیمار شده با سدیم آرسنیت (Mµ10) بهمدت 180 دقیقه، 4- اسپرمهای تیمار توام سیلیمارین (Mµ20) + سدیم آرسنیت (Mµ10) بهمدت 180 دقیقه و 5- اسپرمهای تیمار شده با سیلیمارین (Mµ20) بهمدت 180 دقیقه. تمامیت DNAاسپرم قوچ با استفاده از تستSperm Chromatin Dispersion (SCD)، بهمنظور بررسی شکستگیDNA و رنگآمیزی آکریدیناورنژ، جهت بررسی دناتوره شدن ساختمان دو رشتهایDNA مورد ارزیابی قرار گرفت. بهمنظور بررسی تمامیت هسته اسپرم، پس از رنگآمیزی با دیف-کوئیک، قطر هسته اسپرم اندازهگیری شد.
نتایج: در گروه تیمار شده با سدیم آرسنیت، درصد شکستگی DNAنسبت به گروه کنترل بهطور معنیداری افزایش و قطر هسته بهطور معنیداری کاهش یافت. درحالیکه این آلاینده زیست محیطی تاثیری بر دناتوره شدن ساختمان دو رشتهای DNAاسپرم نداشت. کاربرد مشترک سیلیمارین+ سدیم آرسنیت توانست شکستگی DNA و کاهش قطر هسته را نسبت به گروه تیمار شده با سدیم آرسنیت بهطور معنی داری جبران کند.
نتیجه گیری: سیلیمارین بهعنوان یک آنتی اکسیدانت قوی قادر است اثرات مخرب سدیم آرسنیت را بر شکستگی DNA و قطر هسته اسپرم قوچ جبران نماید.
تاثیر ایجاد تغییرات اپیژنتیکی با کوچک مولکولها بر بیشبیان ژن بهروش لنتیویروسی در سلولهای بنیادی جنینی
دوره 6، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 431-441
https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.431
محسن بصیری، مهرداد بهمنش، یاسر تهمتنی، آزاده مرادمند، حسین بهاروند
چکیده هدف: در این مطالعه کارایی روش انتقال ژن به روش لنتیویروسی و بیشبیان ژن با پروموتر سایتومگالوویروس (CMV) بررسی و تاثیر کوچکمولکول (small molecules) های مهارکننده مسیرهای اپیژنتیکی بر بیشبیان ژن ارزیابی شدهاست. مواد و روشها: سلولهای ES موشی با مقادیر مختلف لنتیویروس بیان کننده پروتئین فلورسنت سبز (green fluorescent protein; GFP) تراریخت شده و درصد سلولهای بیانکننده GFP با روش فلوسایتومتری اندازهگیری شد. ماندگاری بیان GFP در مدت هشت روز بررسی گردید. بهکمک لنتیویروس بیانکننده ژن فاکتور رونویسی پانکراسی و دئودنومی 1 (Pdx1)، تاثیر تیمار کوچکمولکولهای 5-آزاسایتادین (5-AZA)، DZNep و BIX01294 بر سیستم بیانی ارزیابی شد. نتایج: انتقال لنتیویروسی ژن به سلولهای ES با استفاده از ضریب آلودهسازی (Multiplicity of infection; MOI) 10 و 20 موجب تراریخت شدن بیش از 90 درصد این سلولها شد. با اینحال، بیان ژن انتقالیافته در طول هشت روز کاهش چشمگیر داشت. کوچکمولکول 5-AZA در محیط کشت تسهیلکننده تمایز (permissive)، بیان ژن از سیستم لنتیویروسی را 5/2 برابر افزایش داد. همچنین DZNep در محیطهای پر توانی (pluripotency) و تسهیلکننده تمایز موجب افزایش بهترتیب 5/26 و 9/5 برابری بیان ژن شد. بیان ژن Pdx1 داخلی خود سلول نیز در تیمار با DZNep افزایش یافت. نتیجهگیری: انتقال لنتیویروسی ژن با MOI بیش از 10، روشی کارآمد برای انتقال ژن به سلولهای ES موشی است، اما این روش بههمراه استفاده از پروموتر CMV موجب خاموش شدن بیان ژن در درازمدت میشود. تیمار با DZNep موجب فعال شدن این سیستم بیانی میشود. اما میتواند با تاثیراتی بر بیان سایر ژنهای سلول نیز همراه باشد.
مطالعه برخی اثرات تراتوژنیک داروی گاباپنتین بر جنین موش نژاد NMRI
دوره 4، زمستان92، زمستان 1392، صفحه 445-450
https://doi.org/10.52547/JCT.4.4.445
چکیده هدف: این مطالعه با هدف تعیین ناهنجاری های ماکروسکوپی ایجاد شده توسط داروی گاباپنتین در زمان لانه گزینی و اندام سازی جنین طراحی گردید.
مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی از 40 موش ماده نژاد NMRI استفاده شد. موشهای ماده باردار در 4 گروه ١٠ تایی، شامل سه گروه تجربی (I، II، III ) و یک گروه شاهد (دریافت کننده سرم فیزویوژی) دستهبندی شدند. سه گروه تجربی به ترتیب مقادیر 15، 30 و 45 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن در روز از داروی گاباپنتین را از روز شش و نیم (GD6/5 ) لغایت روز چهارده و نیم (GD14/5) دوره بارداری به صورت تزریق داخل صفاقی دریافت نمودند. موشها در روز 5/18 حاملگی تشریح شده و جنینهای آنها از نظر ناهنجاریهای ماکروسکوپی توسط استریومیکروسکوپ مورد بررسی قرار گرفت. وزن و قد جنینها بر اساس طول سری-دمی اندازهگیری و ثبت گردید. اطلاعات با استفاده از آزمون T-test، Tukey و ANOVA به کمک نرمافزار SPSS آنالیز گردید.
نتایج: در هر سه گروه تجربی (I،II ، III ) میانگین وزن و طول سری-دمی در سه گروه تجربی به صورت معنیداری در مقایسه با گروه شاهد کاهش یافته بود (001/0>p ). همچنین افزایش معنی دار در میزان بروز ناهنجاریهایی مانند جذب جنینی، خونریزی در اندام های مختلف و تیروئید فولیکولار در مقایسه با شاهد مشاهده شد.
نتیجهگیری: داروی گاباپنتین در موش در طی مراحل ارگانوژنز سبب جذب جنین، کاهش وزن و طول سری-دمی رویان می شود. همچنین ناهنجاریهایی مانند هموراژی و تیروئید فولیکولار را نیز در دورة جنینی القا می نماید.
مطالعه اثر دو نوع سرم هترولوگوس بر قابلیت بلوغ و لقاح برونتنی اووسیت های گوسفند
دوره 4، تابستان 92، تابستان 1392، صفحه 217-223
https://doi.org/10.52547/JCT.4.2.217
چکیده هدف: در این مطالعه اثر سرم مادیان و سرم جنین گاوی بر بلوغ و لقاح برونتنی اووسیت گوسفند مورد مقایسه قرار گرفت.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی مجموعه اووسیت – کومولوس های پس از استحصال از تخمدانهای جمع آوری شده از کشتارگاه بر اساس مورفولوژی انتخاب و در محیط کشت فاقد سرم شستشو شدند. اووسیتها به طور تصادفی به 3 گروه تقسیم شدند، گروه اول اووسیت ها (170عدد) در محیط TCM199بدون سرم کشت شدند. اووسیتهای گروه دوم (169 عدد) و سوم (167 عدد) بهترتیب در محیطهای حاوی 10 درصد سرم مادیان و 10 درصد سرم جنین گاوی کشت شدند. بخشی از اووسیتها پس از بلوغ جهت ارزیابی قابلیت بلوغ رنگ آمیزی شدند و بخشی دیگر جهت بررسی قابیلت لقاح بارور شدند
نتایج: میزان بلوغ اووسیتها در محیط بدون سرم، سرم مادیان و سرم جنین گاوی بهترتیب 82/59، 55/77 و 27/89 درصد بود (01/0>P). میزان باروری در این محیطها به ترتیب 91/19، 64/39 و 50 درصد بود که در بین شاهد و سرم مادیان و سرم جنین گاوی تفاوت معنی داری وجود داشت (05/0>P).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که محیط کشت حاوی ده درصد سرم جنین گاوی دارای نرخ بلوغ و باروری بالاتری برای تخمک گوسفند نسبت به محیط کشت حاوی سرم مادیان است.
تاثیر سیلیکون بر میزان بیان ژن پراکسیداز و صفات ریختشناسی گیاه جو تحت تنش خشکی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 451-460
https://doi.org/10.52547/JCT.6.4.451
رحیم حداد، صبا مخلصیان
چکیده هدف: هدف از این پژوهش بررسی تاثیر سیلیکون بر شدت بیان ژن پراکسیداز و برخی صفات ریخت شناسی آن در دو لاین مقاوم و حساس گیاه جو تحت تنش خشکی بود. مواد و روشها: میزان پروتئین محلول کل، رنگدانههای فتوسنتزی، RNA کل از برگهای تیمارهای مختلف استخراج شد. ژن هدف پس از ساخت cDNA با استفاده از RT-PCR بهصورت نیمهکمی بررسی شد. همچنین مقدار فعالیت آنزیم پراکسیداز با روش Chance و پرولین نیز با روش Bates تحت تنش خشکی مورد ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور، آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تیمار شاهد، خشکی و سیلیکون –خشکی (2میلیمولار سیلیکاتسدیم/ کیلوگرم خاک) با سه تکرار در گلخانه اجرا شد. نتایج: کاربرد سیلیکون در هر دو لاین، میزان پروتئین محلول کل و رنگدانههای فتوسنتزی را تحت شرایط تنش خشکی افزایش داد. آنالیز نیمهکمی RT-PCR اختلاف معنیداری را بین تیمارها نشان داد. بیشترین میزان بیان ژن پراکسیداز در تیمار سیلیکون-خشکی مشاهده شد. افزایش فعالیت آنزیمهای ضداکسنده و بررسی الگوی باندی این آنزیمها بر روی ژل آکریلآمید نشان داد که شدت باندها در تیمار سیلیکون بیشتر بود. میزان پرولین در شرایط تنش در مقایسه با تیمار شاهد افزایش یافت و با کاربرد سیلیکون افزایش بیشتری مشاهده شد. نتیجهگیری: سیلیکون به تاثیر کاهش خسارت اکسیداتیو ناشی از گونههای فعال اکسیژن کمک میکند و با افزایش در فعالیت آنزیمهای ضداکسنده، موجب حفاظت گیاه در برابر تنشهای محیطی میشود.
