فصلنامه
نوع مقاله: علمی - پژوهشی

اثر عصاره آبی الکلی چای سبز بر بیان آکواپورین4 در کورتکس مغز: روشی بالقوه جهت کاهش علائم ادم مغزی

دوره 5، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 309-316

https://doi.org/10.52547/JCT.5.3.309

هما محسنی کوچصفهانی، محمد نبیونی، سیده سمیرا مرتضوی اصل، زهرا نظری، فاطمه امیری

چکیده هدف: آکواپورین4 اصلی‏ترین کانال آبی موجود در مغز است که در انتقال آب توسط سد خونی- مغزی نقش عمده‏ای را بر عهده دارد. اثبات شده که میزان فشار داخل جمجمه‏ای و همچنین بیان آکواپورین4 در برخی بیماری‌ها نظیر هیدروسفالی هیپوناترمی، ادم سیتوتوکسیک و تومورهای مغزی افزایش می‌یابد و داروهایی که بتوانند بیان این پروتئین‌ها را کاهش دهند، می‏توانند به درمان این بیماری‌ها کمک کنند. در این تحقیق فرض بر این بود که عصاره چای سبز بتواند سطح آکواپورین4 را در کورتکس مغز کاهش دهد.
مواد و روش‏ها: این پژوهش از نوع مطالعه تجربی آزمایشگاهی می‏باشد. تعداد 40 سر رت نژاد ویستار (4 تا 6 هفته‏ای) به‏طور تصادفی انتخاب شده و به 4 گروه تقسیم شدند. گروه شاهد بدون تیمار، گروه شاهد آزمایشگاهی200 میکرولیتر سالین (حلال GTE) و گروه تجربی 1و 2 به‏ترتیب میزان 200 میکرولیتر سالین محتوی عصاره چای سبز را با غلظت 100 میلی‏گرم بر کیلوگرم و 200 میلی‏گرم بر کیلوگرم به‏صورت درون صفاقی دریافت کردند. پس از گذشت 6 ساعت بیان آکواپورین4 در هر چهار گروه به روش‌های وسترن‌بلات و ایمیونوهیستوشیمی بررسی شد.
نتایج: نتایج حاصل از ایمیونوهیستوشیمی و وسترن بلات نشان داد که عصاره چای سبز می‌تواند به شیوه‌ی وابسته به دوز بیان آکواپورین4 را در کورتکس مغز کاهش دهد.
نتیجه گیری: پیشنهاد می‌شود که عصاره چای سبز با کاهش سطح پروتئین‌ آکواپورین 4 در کورتکس مغز بتواند به‏عنوان یک داروی گیاهی برای کاهش دادن میزان فشار داخل جمجمه‏ای در بیماری‌هایی نظیر  هایپوناترمی، ادم سیتوتوکسیک، تومورهای مغزی و غیره مفید باشد.

بررسی اثرات ضد سرطانی نانوذرات نقره با پوشش کورمین بر سلول‏های سرطانی تخمدان A2780

دوره 7، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 313-322

https://doi.org/10.52547/JCT.7.3.313

طیبه رمضانی، محمد نبیونی، جواد بهارآرا، کاظم پریور، فریده نامور

چکیده هدف: در مطالعه حاضر اثر، نانوذرات نقره پوشش دار شده با کورکومین بر القای مرگ سلولی  بر رده سلول‏های سرطان تخمدان A2780 بررسی شده است.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی سنتز سبز نانو ذرات نقره با استفاده ازکورکومین انجام شد. سپس سلول‏های رده A2780 با غلظت‏های مختلف نانو ذرات نقره تیمار شدند. اثرات سمی نانو ذرات نقره با روش MTT و اثرات آپوپتوزیس این نانو ذرات با روش‏های رنگ آمیزی DAPI و اکردین اورنج-ﭘﺮوﭘوﺪﻳﻮم یداید و اندازه گیری فعالیت کاسپاز 3 و 9 بررسی شد. تغییرات بیان ژن‏های Bax  وBcl-2 با روش Real Time PCR آنالیز شد.
نتایج: نتایج نشان داد این نانو ذرات باعث مهار تکثیر سلول‏های A2780 به‏طور وابسته به غلظت شده‏اند، غلظت 8 میکروگرم بر میلی‏لیتر منجر به مرگ پنجاه درصد سلول‏ها در 24 ساعت شد. نتایج رنگ آمیزی DAPI و اکردین اورنج-ﭘﺮوﭘودﻳﻮم ﻳﺪاﻳﺪ نشان دهنده افزایش درصد سلول‏های آپوپتوزیس در گروه‏های تیماری بود. مطابق نتایج حاصل از Real Time PCR بیان ژنBax  در سلول تحت تیمار افزایش در حالی‏که بیان ژن Bcl-2 در این سلول‏ها کاهش نشان داد.
نتیجه گیری: نانوذرات نقره پوشش دار شده با کورکومین باعث القای آپوپتوزیس در سلول‏های سرطانی A2780 می‏شود و استفاده از این نانو ذرات می‏تواند به‏عنوان استراتژی امیدوارکننده در درمان سرطان تخمدان مورد توجه قرار گیرد.

بررسی وجود جهش‌های FecB و FecGH در بزهای کاموری استان خوزستان

دوره 4، پاییز 92، پاییز 1392، صفحه 323-329

https://doi.org/10.52547/JCT.4.3.323

چکیده بزهای کاموری، FecB، FecGH، GDF9 هدف: هدف از این مطالعه تعیین وجود جهش‏های FecB و FecGH در بزهای نژاد کاموری استان خوزستان بود.  مواد و روش‏ها: در این مطالعه پژوهشی، از 40 راس بز کاموری با حداقل یک‏بار سابقه دوقلوزایی خون‏گیری به‏عمل آمد و DNA آن‏ها با روش اصلاح شده نمکی استخراج گردید و جایگاه ژن‏های FecB و GDF9 با استفاده از پرایمرهای اختصاصی تکثیر یافت. نتایج: پس از تکثیر جایگاه ژن‏ها، محصولات 190 و 139 جفت بازی با استفاده از رنگ آمیزی اتیدیوم بروماید مشاهده گردید. سپس محصولات به‏دست آمده به‏ترتیب در مجاورت آنزیم‏های اختصاصی AvaII و DdeI تیمار گردیدند. پس از هضم محصولات، مشاهده گردید که جهش‌های FecB و GDF9 در جمعیت مورد مطالعه وجود ندارد. نتیجه گیری: در این مطالعه مشاهده شد که جهش‌های FecB و FecGH در بزهای نژاد کاموری استان خوزستان وجود ندارد و همه بزهای مورد مطالعه دارای ژنوتیپ نوع وحشی بودند. بنابراین این جهش‌ها نمی‌توانند از عوامل چندقلوزایی در این نژاد باشند و مطالعات بیشتری برای بررسی ژن‏های موثر بر چندقلوزایی و تعیین ژنوتیپ در این بزها مورد نیاز است.

بررسی تغییرات ساختار تشریحی برگ در جمعیت‏های مختلف گونهMarrobium anisodonC. Koch در ایران

دوره 9، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 388-395

https://doi.org/10.52547/JCT.9.4.388

سید مهدی طالبی، مسعود شیدایی، فاطمه آریانژاد

چکیده هدف: در این مطالعه ساختار تشریحی برگ و تغییرات بافت شناسی آن در سه جمعیت از گونهM. anisodon  در ایران بررسی شد.
مواد و روش‏ها: از هر جمعیت دو فرد انتخاب شد. برگ‏های میانی ساقه بعد از تثبیت در محلول تثبیت کننده، تحت برش دستی قرار گرفته و برش‏های نازکی از آن‏ها تهیه شد. سپس نمونه‏ها رنگ آمیزی مضاعف شده و توسط میکروسکوپ نوری مطالعه شدند. داده‏ها توسط نرم افزار های SPSS و MVSP تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: ساختار عرضی برگ در همه جمعیت‏ها از نوع پشتی–شکمی بود، اما صفات کمی و کیفی ساختار تشریحی برگ در بین جمعیت‏ها متفاوت بود. آزمون ANOVA تفاوت معنی‫دار بین اغلب صفات کمی مطالعه شده نشان نداد. افراد جمعیت‏ها در درخت UPGMA و همچنین نمودارهای  PCAو PCO از یکدیگر جدا شدند. نحوه استقرار جمعیت‏ها با فاصله جغرافیایی آن‏ها تطابق نداشت. هر یک از جمعیت‏ها دارای ویژگی تشریحی خاصی بودند که موجب تمایز آن‫ها از یکدیگر می‏شد.
نتیجه‏گیری: تشابه در شرایط اکولوژیکی زیستگاه‏ها موجب تشابه ساختار تشریحی می‏شود و این مسئله با فاصله جغرافیایی مرتبط نیست. بنابراین، هرجا که شرایط اکولوژیکی یکسان باشد، تشابه ساختار تشریحی برگ بسیار محتمل خواهد بود.
 

بررسی تاثیر لپتین بر بلوغ، لقاح و تکوین رویانی تخمک‏های نابالغ موش در شرایط آزمایشگاهی

دوره 5، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 409-416

https://doi.org/10.52547/JCT.5.4.409

روح اله ابراهیم پور ملکشاه، مجید ملک زاده شفارودی، هاتف قاسمی حمید آبادی، امیر اسماعیل نژاد مقدم، نوراله رضایی

چکیده هدف: هدف این مطالعه بررسی تاثیر لپتین بر میزان بلوغ، لقاح  و تکوین رویانی تخمک‏های نابالغ موش در شرایط آزمایشگاهی بود.
مواد و روش‏ها: تخمک‏های نا بالغ موش (GV) از موش‏های ماده NMRI جدا شده و  به‏طور تصادفی درگروه‏های: کنترل (لپتین               0 نانوگرم بر میلی‏لیتر )، اول (لپتین 10 نانوگرم بر میلی‏لیتر)، دوم (لپتین50 نانوگرم بر میلی‏لیتر) و سوم (لپتین100 نانوگرم بر میلی‏لیتر ( قرارداده شدند. 24 ساعت بعد تخمک‏های بالغ شده (MII) شناسایی و با اسپرم انکوبه شده لقاح داده شدند. تکوین رویانی هر 24 ساعت با استفاده از میکروسکوپ معکوس مورد بررسی قرارگرفت.
نتایج: از مجموع  تخمک‏های GV جدا شده 1/53 درصد در گروه کنترل 2/56 درصد در گروه اول، 4/42  درصددر گروه دوم  و3/38 درصد در گروه سوم به مرحله متافاز II رسیدند. میزان  GVBD، 27/31 درصد در گروه اول، 63/40 درصددر گروه دوم و39/36 درصد در گروه سوم بود که در مقایسه با گروه کنترل 05/22 درصد تفاوت معنی‏داری داشت (05/0p <). غلظت فیزیولوژیک لپتین (10 نانوگرم بر میلی‏لیتر)  میزان MII را در مقایسه با غلظت‏های بالاتر لپتین به‏صورت معنی‏داری افزایش داد. درحالی‏که میزان وقوع GVBD در غلظت‏های بالای لپتین بیشتر از غلظت فیزیولوژیک لپتین بود.
نتیجه‏گیری: تفاوت معنی‏داری در میزان تاثیر غلظت‏های مختلف لپتین بر مراحل مختلف تکوین رویانی بعد از IVF در بین گروه‏های تیمار در مقایسه با گروه کنترل مشاهده نگردید.
 

اثرمحافظتی ژل رویال و ویتامین C در برابر آسیب کلیوی ناشی از فنیل‌هیدرازین در موش: مطالعه بافت‌شناسی

دوره 7، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 417-428

https://doi.org/10.52547/JCT.7.4.417

حجت عنبرا، رسول شهروز، علی شالیزار جلالی، سید رشید تونی

چکیده هدف:. هدف مطالعه حاضر ارزیابی اثرات ژل­رویال و ویتامین C در برابر آسیب کلیوی ناشی از فنیل­هیدرازین در موش بود.
مواد و روش­ها: موش­های نر بالغ به‏صورت تصادفی به هشت گروه هشت­تایی تقسیم شدند. چهار گروه از موش­ها فنیل­هیدرازین را به‏میزان 60 میلی­گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن به­صورت داخل­صفاقی هر 48 ساعت به­مدت 35 روز دریافت نمودند. به سه گروه از گروه­های فوق چهار ساعت قبل از تزریق فنیل­هیدرازین به‏ترتیب ویتامین C به‏میزان 250 میلی­گرم بر کیلوگرم به­صورت داخل­­صفاقی، ژل رویال به‏میزان 100 میلی­گرم بر کیلوگرم به­صورت خوراکی و نیز ژل رویال و ویتامین C به‏صورت هم‏زمان با دزهای مشابه تجویز شد. گروه شاهد دریافت­کننده حلال و گروه­هایی که تنها ویتامین C، ژل رویال و ویتامین C و ژل رویال را به‏صورت هم‏زمان دریافت می‏نمودند، نیز در نظر گرفته شد. 24 ساعت پس از آخرین تیمار، نمونه­های سرم و بافت کلیه جمع­آوری شدند و به‏ترتیب جهت ارزیابی‏های بیوشیمیایی و بافت­شناسی مورد استفاده قرار گرفتند. داده­های این مطالعه با استفاده از آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه و تست تعقیبی دانکن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: فنیل هیدرازین به‏شکل معنی­داری موجب افزایش سطح سرمی مالون­دی­آلدئید و نیز کاهش ظرفیت آنتی اکسیدانت تام سرم شد (05/0p <). به‏علاوه، فنیل­هیدرازین افزایش معنی­داری (05/0p <) در قطر حفره میانی لوله­های پیچیده نزدیک و نیز کاهش معنی­داری (05/0p <) در ارتفاع سلول­های پوششی این لوله­ها ایجاد کرد. تجویز هم‏زمان ویتامین C و ژل رویال به‏طور قابل­توجه­ای تغییرات مشاهده شده در نتایج مذکور را بهبود بخشید.
نتیجه­گیری: به‏نظر می­رسد ژل­رویال و ویتامین C به‏واسطه مهار­ واکنش­های­ اکسیداتیو می‏تواند آسیب کلیوی ناشی از فنیل هیدرازین در موش را کاهش دهند.
 

بهبود تولید رده‌های سلولی پرتوان هاپلوئید از جنین‏‌های پارتنوژنتیک موش به واسطه مهار هم‏زمان مسیرهای پیام‌رسانی MEK و TGFβ

دوره 6، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 421-430

https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.421

سپیده ملامحمدی، عبدالحسین شیروی، سیده نفیسه حسنی، حسین بهاروند

چکیده هدف: در این طرح تولید سلول‌های بنیادی جنینی هاپلوئید پارتنوژنتیک در حضور مهارکننده‌های مسیرهای پیام‌رسانی ERK و TGF-β بررسی شده است. مواد و روش‌ها: ابتدا بلاستوسیست‌های پارتنوژنتیک حاصل از فعال‌سازی شیمیایی اووسیت‌ها، در محیط R2i (حاوی PD0325901 و SB431542 که به‏ترتیب مسیرهای پیام‌رسانی ERK و TGF-β را مهار می‌کنند) کشت شدند. سپس رده‌های سلول‌های بنیادی جنینی پارتنوژنتیک در این محیط تکثیر و نگه‏داری شدند. با استفاده از رنگ‌آمیزی ایمونوفلورسانس و qRT-PCR، بیان مارکرهای‌ پرتوانی و با روش تمایز خودبه‏خودی و ایجاد تراتوما پتانسیل تمایزی این سلول‌ها ارزیابی شدند. میزان هاپلوئیدی نیز با استفاده از روش فلوسایتومتری تعیین گردید. نتایج: در شرایط R2i، حدود 50 درصد از جنین‌های پارتنوژنتیک، رده سلولی تولید کردند و 10 تا 13 درصد سلول‌های هر رده به‌صورت هاپلوئیدی بودند. سلول‌های بنیادی پارتنوژنتیک تولید شده در محیط R2i ویژگی‌های سلول‌های بنیادی پرتوان مانند مورفولوژی، پاساژپذیری، بیان ژن‌های ویژه پرتوانی در سطح mRNA و پروتئین را نشان دادند. همچنین این سلول‌ها قادر به تمایز خودبه‏خودی به مشتقات سه لایه زاینده جنینی و ایجاد تراتوما بودند. نتیجه‌گیری: مهار مسیرهای پیام‌رسانی ERK و TGF-β می‌تواند شرایط مناسبی را برای تولید سلول‌های بنیادی هاپلوئید از جنین‌های پارتنوژنتیک فراهم کند. 

بررسی اثر کورکومین بر سلول‏های نوروپروژنیتور کورتکس جنین رت در شرایط in vitro

دوره 4، زمستان92، زمستان 1392، صفحه 435-443

https://doi.org/10.52547/JCT.4.4.435

چکیده < p>هدف: کورکومین یک رنگیزه زرد است که از زردچوبه به دست می آید. دارای خواص ضد سرطانی وآنتی اکسیدانی می‏باشد و احتمال می‏رود که نقش به سزایی در جلوگیری از بیماری‏های تحلیل برنده مغز ایفا کند. اما تاکنون اثرات آن بر روی سیستم عصبی در دوران جنینی به خوبی مطالعه نشده است. در این مطالعه اثر کورکومین بر سلول‏های پروژنیتور عصبی (NPC) کورتکس جنین رت درشرایط محیط کشت (in vitro) بررسی شده است.
مواد و روش‏ها: کورتکس جنین‏های 5/15 روزه رت نژاد ویستار در شرایط استریل جدا شده و به‏روش آنزیمی به سوسپانسیون سلولی تبدیل شدند. سوسپانسیون سلولی در محیط کشت DMEM/F12  و N2 و1 درصد آنتی بیوتیک  و میتوژن ها (EGF10ng/ml  و20ng/ml FGF-b)  کشت داده شد و سلول‏ها با غلظت‏های متفاوت کورکومین (1/0 ،5/0 ،1 میکرومولار) مورد تیمار قرار گرفتند. بقای سلولی با تست MTT سنجیده شد و بررسی‏های ایمونوسیتوشیمیایی با استفاده از نشانگرآستروسیتی (GFAP) صورت گرفت. داده ها، با روش ANOVA یک طرفه و سنجش Tukey′s post hoc مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: این بررسی نشان داد که تیمار NPC های کورتکس جنین رت با غلظت‏های مختلف کورکومین به‏ویژه غلظت 5/0 میکرومولار اثرات معنی داری بر تکثیر و تمایز این سلول‏ به آستروسیت‏ها دارد.
نتیجه گیری: کورکومین اثرات دوگانه بر کشت NPC ها دارد: غلظت‏های پایین آن تکثیر وتمایز NPC ها را تحریک می‏کند در حالی‏که غلظت‏های بالای کورکومین سمی است. NPC در طی تکوین جنینی به نورون‏ها و سلول‏های گلیال تمایز می‏یابند که مهم‏ترین آنها آستروسیت ها هستند.

بررسی مقایسه‎ای برخی شاخص‎های فیزیولوژیک (محتوای کلروفیلی، فعالیت‎ فتوسنتزی ...) در گزینش سویه‎های جلبک Dunaliella sp. (جداسازی شده از آب‎های ایران)

دوره 4، بهار 92، بهار 1392، صفحه 85-102

https://doi.org/10.52547/JCT.4.1.85

چکیده هدف: Dunaliella به‎عنوان یک جلبک تک‎سلولی فیتوپلانکتونی در تغذیه جانوران آبزی (به‏ویژه آب شور) اهمیت دارد. به منظور گزینش سویه‎های برتر، محتوای کلروفیلی در ارتباط با سایر شاخص‎های بیوماس جلبکی، در شرایط متفاوت محیط کشت مطالعه شد.
مواد و روش‎ها: سویه‎های مختلف ایرانی و خارجی جلبک تحت تاثیر تیمارهای کمبود نیترات، افزایش نور، آهن و شوری قرار گرفتند. سپس برخی شاخص‎های فیزیولوژیک مانند مقدار کلروفیل‎ها، تعداد سلول‎ها، وزن خشک، فتوسنتز و تنفس در نمونه های شاهد و تیمارها اندازه‎گیری شدند.
نتایج: تنش‎های مختلف سبب کاهش تعداد سلول‎ها، میزان کلروفیل‎ها و تغییر نسبت chla/chlb از حدود 5 به 15 گردید. میزان کلروفیل a و کلروفیل کل در 6-10 سلول، در همه شرایط و مقدار کلروفیل  aدر میلی‎لیتر تنها در نمونه شاهد، با وزن خشک سویه‎ها همبستگی معنی‎دار مثبت نشان داد. میان کلروفیل a یا کلروفیل کل در سلول با تعداد سلول‎ها در میلی‎لیتر در کلیه حالات همبستگی معنی‎دار منفی وجود داشت.
نتیجه‎گیری: بیوماس جلبکی غالبا از طریق مقدار کلروفیل  aمورد ارزیابی قرار می‎گیرد، اما، همواره با تعداد سلول، یا وزن خشک و یا فعالیت‎های فتوسنتزی، رابطه مستقیمی ندارد. بنابراین وزن خشک بیشتر، محتوای کلروفیلی بالاتر و سرعت تکثیر سلولی نسبی، ویژگی‎های مناسب‎تری جهت انتخاب سویه فیتوپلانکتونی معرفی شدند. نمونه‎های 10 و 11 با وزن خشک بیشتر در هر دو شرایط شاهد و تیمار و محتوای کلروفیلی نسبتا بالا و سپس 4، 6 و 13 در این رابطه قابل معرفی‎اند.
 

تاثیر IAA بر تحمل به تنش شوری گیاه‫چه‌های تنباکو ((Nicotiana plumbaginifolia در شرایط کشت در شیشه‬‬‬‬‬‬‬

دوره 9، شماره 1، بهار 1397، صفحه 86-101

https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.86

چکیده هدف: هدف این مطالعه بررسی ارتباط بین IAA و برخی از شاخص‫های بیوشیمایی و فیزیولوژیکی به‫منظور تحمل به تنش شوری است.
مواد و روش‌ها: بذرها‫ی استریل تنباکو در محیط کشت MS کشت شدند. گیاه‫چه‌های تنباکو ((Nicotiana plumbaginifolia تکثیر شده در شرایط کشت بافت به‫مدت 4 هفته تحت تیمار  IAA  (ا میلی گرم در لیتر) و شوری (0، 100 و 200 میلی مولار) قرار گرفتند و بعد از 4 هفته برخی از شاخص‫های فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی نظیر کلروفیل، H2O2، پرولین، پروتئین، کربوهیدرات و آنتی‫اکسیدانت‫های آنزیمی اندازه گیری شدند.
نتایج: در تنش شوری افزایش H2O2 ،پرولین، آنتی اکسیدانت‌هایی مانند کاتالاز، سوپراکسید دیسموتاز و آسکوربات پراکسیداز  و بر عکس کاهش رنگیزه‌های فتوسنتزی‫،کربوهیدرات کربن و پروتئین کل مشاهده شد. در گیاه‫چه‌های تحت تنش شوری، تیمار اکسین باعث افزایش میزان پرولین و  H2O2 شد. کاهش رنگیزه‌های فتوسنتزی و کربوهیدرات محلول و آنزیم‌هایی مانند سوپراکسیددیسموتاز و آسکوربات پراکسیداز و پروتئین کل شد. اما میزان کاتالاز در حضور تیمار اکسین افزایش یافت. 
 نتیجه‌گیری: تیمار اکسین در گیاه‫چه‌های تنباکو به تغییر برخی از شاخص‫های فیزیولوژیکی بهبود تحمل تنش شوری را نشان می‫دهد.  
 

مروری بر رگ‏زایی (Angiogenesis) در تومور

دوره 5، شماره 1، بهار 1393، صفحه 89-100

https://doi.org/10.52547/JCT.5.1.89

طیبه رمضانی، جواد بهارآرا

چکیده آنزیوژنز در بسیاری از فرآیندهای فیزیولوژیک و پاتولوژیک از جمله رشد تومور دخالت دارد. بنابراین رگ‏زایی درمانی می‏تواند روش کارآمدی برای درمان سرطان محسوب گردد. بدین منظور شناسایی جنبه‏های مختلف آنزیوژنز در تومور بسیار مهم است. تکوین رگ‏های عمل‏کردی در درون تومورها برای رشد آن ضروری است، رگ‏زایی در تومور با میانجی‏گری مولکول‏های مختلف القا می‏شود. تعادل بین عوامل پیش‏برنده و مهار کننده رگ‏زایی این فرآیند را به‏شدت کنترل می‏کند، این واقعیت منجر‏به طراحی عوامل درمانی بر علیه رگ‏زایی در تومور شده است. اخیرا مهار کننده‏های رگ‏زایی به‏صورت درون‏زاد (همچون اینترلوکین-8 ) و برون‏زاد (‏نظیر‏Avastin) طبقه‏بندی شده‏اند. این عوامل با تشکیل رگ‏ها به‏صورت نرمال در بسیاری از فرآیندهای پاتولوژیک تداخل می‏‏کنند. علاوه بر آن مشخص شده است که درمان تومور به‏وسیله ترکیبی از عوامل ضد رگ‏زایی و ضد سرطانی می‏تواند از کاربرد هر یک به‏تنهایی موثرتر باشد. همچنین به‏علت عدم موتاژنیک بودن سلول‏های اندوتلیالی طبیعی امکان مقاوم شدن این سلول‏ها به عوامل ضد رگ‏زایی بسیار اندک است و از آن‏جایی‏که رشد و پیشرفت تومور وابسته به تکوین عروق خونی در آن است  بنابراین مهار رگ‏زایی روش مناسبی برای درمان تومور می‏باشد.
 

افزایش تولید هورمون رشد انسانی نوترکیب در سلول‌های CHO از طریق کنترل شرایط کشت سلولی

دوره 6، شماره 1، بهار 1394، صفحه 97-106

https://doi.org/10.52547/JCT.6.1.97

زهرا سادات عقیلی، سید حمید زرکش اصفهانی

چکیده هدف: هدف این مطالعه افزایش تولید هورمون رشد انسانی توسط اضافه کردن ترکیبات شیمیایی به محیط کشت فاقد سرم سلول‌های CHO و بررسی خواص hGH تولید شده می‌باشد.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه، تاثیر تیمارهای مختلف شامل غلظت‌های مختلف گلیسرول،DMSO ، NaBu و ZnSO4 در سلول‌های CHO مورد بررسی قرار گرفت و تولید GH به‏روش الایزا سنجیده شد.سلول‌ها به هر چاهک یک پلیت 12 خانه حاوی DMEM-F12 و FBS10 درصد اضافه شدند. پس از 24 ساعت محیط رویی دور ریخته شد و با محیط فاقد سرم جایگزین شد و با غلظت‌های مختلف ترکیبات شیمیایی تیمار شدند وتولید rhGH با استفاده از الایزا، دات بلات و وسترن بلات ارزیابی شد.
نتایج: در این گزارش، در غلظت‌های 1 درصد دی‌متیل سولفوکساید، 5/0 درصد گلیسرول، در غلظت 1 میلی‏مولار سدیم بوتیرات و 50  میکرو مولارسولفات روی در سلول‌های CHO افزایش بیان rhGH مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: این نتایج نشان داد که کنترل شرایط کشت سلولی به توسعه یک فرآیند صنعتی و در مقیاس وسیع برای تولید rhGH کمک می‌کند.
 

بررسی ارتباط پلی مورفیسم ژن TNFR1 با ناباروری ایدیوپاتیک مردان

دوره 7، شماره 1، بهار 1395، صفحه 103-110

https://doi.org/10.52547/JCT.7.1.103

متین باقری ماتک، فرهاد مشایخی، محمدهادی بهادری

چکیده هدف: در مطالعه حاضر، ارتباط پلی مورفیسم TNFR1 36A/G با ناباروری ایدیوپاتیک مردان در جمعیت گیلان بررسی شد. مواد و روش‏ها: این مطالعه شامل 106 مرد نابارور ایدیوپاتیک و 114 مرد بارور به‏عنوان گروه کنترل می باشد. نمونه خون تهیه و DNA ژنومی استخراج شد. سپس ژنوتیپ‏ها و فراوانی آللی با استفاده از روش PCR-RFLP ارزیابی و آنالیز آماری با استفاده از نرم افزار  MedCalc  انجام شد. نتایج: فراوانی ژنوتیپ‏های AA, AG, GG بیماران به‏ترتیب برابر 9/50، 5/7 و 5/41 درصد و نمونه‏های کنترل به‏ترتیب برابر 1/21، 3/33 و 6/45 درصد بود. فراوانی نسبی آلل A و G بیماران به‏ترتیب برابر 45/0 و 55/0 بود و نمونه‏های کنترل به‏ترتیب برابر 62/0 و 38/0 بود. نتایج نشان داد در فراوانی ژنوتیپی(P=0.002)  و آللی (P=0.0004) گروه‏های نابارور و کنترل ارتباط معنی‏دار دیده می‏شود.  نتیجه گیری: در نتیجه، به‏نظر می‏رسد در استان گیلان افراد با آلل G و ژنوتیپ GG بیشتر در معرض خطر ابتلا به ناباروری ایدیوپاتیک می‏باشند. مطالعات دیگری با تعداد بیشتری از بیماران جهت نشان دادن نقش پلی مورفیسم ژن TNFR1 در ناباروری مردان مورد نیاز است.  

مقایسه ویژگی‏های ساختاری، کشت سلولی و القایی اجزا فولیکول پر و مو

دوره 4، تابستان 92، تابستان 1392، صفحه 205-216

https://doi.org/10.52547/JCT.4.2.205

چکیده هدف: با توجه به این‏که فولیکول‏های مو و پر در جریان تکوین جنینی طی یک الگوی مشابه شکل می‌گیرند هدف تحقیق حاضر این بود که ساختار بافت‏شناسی، قابلیت رشد سلول‏های درمی آن‏ها در محیط کشت و قابلیت القایی این سلول‏های کشت شده برای شروع برهم‏کنش‏های درمی- اپیدرمی مورد مقایسه قرار گیرد.
مواد و روش‎ها: فولیکول‏های پر و مو به‏ترتیب از کبوتر و موش صحرایی تهیه شد. از یک طرف، برخی از فولیکول‏ها برای کارهای بافت‏شناسی آماده شدند و از طرف دیگر فولیکول‏های باقی‏مانده برای خارج کردن پاپیلای درمی از آن‏ها مورد استفاده قرار گرفتند. پاپیلاهای خارج شده در محیط کشت رشد داده شدند. سلول‏های کشت شده سپس به داخل نیمه-فولیکول‏های موی بدون پاپپلا حاصل از موش بدون تیموس پیوند زده شدند. بعد از 28 روز فولیکول‏های دریافت کننده پیوند مورد ارزیابی بافت‏شناسی قرار گرفتند.
 نتایج: مطالعات بافت‏شناسی آشکار کرد که دو فولیکول (پر و مو) علی‏رغم داشتن تفات‏های مشخص بطور کلی دارای ساختار مشابهی هستند. سلول‏های پاپیلای درمی فولیکول مو در محیط کشت نسبت به سلول‏های پاپیلای پر از سرعت رشد بیشتری برخوردار بوده و تجمعات سلولی بزرگتر و متراکم‏تری را ایجاد نمودند. بر خلاف سلول‏های پاپیلای مو، سلول‏های پاپیلای پر نتوانستند در فولیکول‏های تیمار شده سبب القا رشد مو گردند.
نتیجه گیری: علی‏رغم شباهت در الگوی رشد جنینی، ساختار بافتی و رشد در محیط کشت، بنظر می‌رسد که در حالت بلوغ پیام‏های ارسالی از سلول‏های کشت شده پاپیلای درمی فولیکول پر بوسیله سلول‏های اپیدرمی فولیکول مو برای شروع برهم‌کنش درمی-اپیدرمی قابل شناسایی و پاسخ‏گویی نیست.

ﺑﺮرﺳﯽ ﺧﺼﻮﺻﯿﺎت ژﻧﻮﺗﯿﭙﯽ و فنوتیپی ﻫﯿﺒﺮﯾﺪﻫﺎی آﻣﯿﺰش ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﻣﺎﺑﯿﻦ در ﺷﺮاﯾﻂ آزﻣﺎﯾﺸﮕﺎﻫﯽ urmiana A. و A. sinica

دوره 7، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 209-217

https://doi.org/10.52547/JCT.7.2.209

رامین مناف‌فر، فرح فرخی، شکوفه اسحاقی، فاطمه حیدریان، سمیه غلامی، راضیه پاک ترمنی

چکیده هدف: با توجه به اهمیت علمی و تجاری شناسایی گونه‌های آرتمیا خصوصا جمعیت‏های هیبرید، برخی ویژگی‌های فنوتیپی و ژنوتیپی هیبریدهای متقابل Artemia sinica و A. urmiana در شرایط آزمایشگاهی مطالعه شدند.
مواد روش‏ها: پرورش دو گونه آرتمیا از زمان تفریخ سیست تا بلوغ در شرایط آزمایشگاهی استاندارد صورت گرفت. سپس به تعداد 64 عدد نر و ماده از هر گونه جدا و در تیوب‏های 50 میلی‏لیتری هیبرید‌گیری متقابل انجام شد. لاروها روزانه جدا و مستقلا پرورش داده شدند. بررسی پروفایل اسیدهای چرب و الگوی برش آنزیمی ناحیه 12S-16S ژنوم mtDNA با آنزیم HpaII و مقایسه نتایج در والدین خالص و هیبریدهای نسل اول صورت گرفت.
نتایج: مقایسه پروفایل اسیدهای چرب تیمارهای هیبرید نسبت به والدین خالص نشان داد که میزان تعدادی از اسیدهای چرب به‏شدت وابسته به منشاء والدینی می‌باشد. در برخی نمونه‌ها نیز الگوی برش آنزیمی مشابهی بین والدین پدری و هیبریدهای نسل اول مشاهده شد که دور از انتظار بود.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد پروفایل اسیدهای چرب به‏شدت تحت تاثیر منشاء مادری و یا پدری ژن‌های به ارث رسیده هستند. لذا با انتخاب جهت‌دار والدین تولید آرتمیاهایی با ویژگی‌های فنوتیپی خاص امکان پذیر است. مقایسه الگوهای برش آنزیمی شاخص گونه‌ها و مقایسه آن با الگوی برش آنزیمی نسل اول هیبرید نیز نشان داد که احتمالاً ژنوم میتوکندریایی (یا همان میتوکندری) از والد پدری نیز به ارث می‏رسد.

القای تنش‌های ملایم اسموتیک در محیط انجماد اسپرم و اثر آن‏ها بر کیفیت اسپرم گاو

دوره 6، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 213-220

https://doi.org/10.52547/JCT.6.2.213

سهراب طوسی، مهدی امین افشار، سمانه قره الیاسی پور

چکیده هدف: هدف از این پژوهش، بررسی اثر ایجاد تنش‌های ناشی از تنش‏های اسمزی زیر حد کشنده (325، 350، 375 و 400 میلی اسمولار) در رقیق‌کننده تجاری بیوکسل بر شاخص‏های کیفی اسپرم گاو نر هلشتاین پس از فرایند انجماد-ذوب بود. مواد و روش‏ها: اسپرم گیری از چهار راس گاو نر هلشتاین با استفاده از واژن مصنوعی دو بار در هفته نجام شد. کل اسپرم‏های به‏دست آمده با یکدیگر مخلوط و سپس به پنچ بخش مساوی تقسیم شدند. هر بخش مطابق با تیمارهای آزمایشی حاوی تنش‏های اسمزی متفاوت، منجمد-ذوب شدند. تیمار با تنش اسمزی 300 میلی اسمولار نیز به‏عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. تحرک و تحرک پیش‌رونده اسپرم ها با کمک سیستم آنالیز رایانه‌ای اسپرم اندازه‌گیری شدند. همچنین ویژگی‌های توان زیستی، یکپارچگی غشا، مورفولوژی، فعالیت میتوکندریایی و پراکسیداسیون لپید غشایی اسپرم‏های منجمد-ذوب شده نیز به‏ترتیب با روش‌های ائوزین-نگروزین، هاست، هانکوک، رودامین و تیوباربیتوریک اسید اندازه‌گیری شدند. نتایج: نتایج نشان داد که تیمار حاوی تنش اسمزی 375 میلی اسمولار بیشترین بهبود معنی‌داری را در درصد تحرک، تحرک پیش‌رونده و توان زیستی در مقایسه با سایر تیمارها دارا بود. فعالیت میتوکندریایی نیز در تیمارهای آزمایشی حاوی تنش اسمزی 350 و 375 میلی اسمولار در مقایسه با سایر تیمارهای آزمایشی به‌طور معنی‌داری (05/0p <) بالاتر بود. تیمارهای با فشار اسمزی متفاوت تاثیر معنی‌داری بر ویژگی‌های مورفولوژی اسپرم و پراکسیداسیون لیپید غشایی نشان ندادند. نتیجه گیری: به‏نظر می‌رسد که القای تنش‌های اسمزی ملایم و زیر حد کشنده در رقیق‌کننده‌های انجماد اسپرم گاو بتواند سبب بهبود معنی‌دار برخی ازخصوصیات کیفی اسپرم‏ها ازجمله تحرک و توان زیستی آنها گردد.

تاثیر همزمان -Azacytidin5 و DMSO در القای تمایز کاردیومیوسیت ها از سلول های کارسینومای جنینی P19 در شرایط آزمایشگاهی

دوره 5، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 317-324

https://doi.org/10.52547/JCT.5.3.317

هاتف قاسمی حمیدآبادی، نورا... رضایی، رها سترگ، سعید عابدیان کناری، مصطفی لطیف‏پور، مجید ملک زاده شفارودی

چکیده

محتوای فنل و فلاونوئید کل در عصاره‌ گونه Meristotropis xanthioides Vassilcz. و اثر حفاظتی آن بر مسمومیت کبدی القا شده با اتانول

دوره 7، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 323-332

https://doi.org/10.52547/JCT.7.3.323

سیامک یاری، رویا کرمیان، مصطفی اسدبگی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی نفش حفاظتی عصاره گونه M. xanthioidesدر برابر مسمومیت کبدی القا شده با اتانول می­باشد.
مواد و روش­ها: محتوای فنل و فلاونوئید کل به‏ترتیب به‏روش­های فولن-سیوکالتو و کلرید آلومینیوم اندازه­گیری شدند. در جهت سنجش اثر حفاظتی عصاره گونه مورد نظر، رَت­های نر نژاد ویستار به سه گروه 6 تایی تقسیم شدند: گروه 1(گروه کنترل)، گروه 2 با اتانول تیمار شدند و گروه 3 به‏طور همزمان با اتانول و عصاره گیاه M. xanthioides، تیمار شدند. رَت­ها همه تیمارها را از طریق دهان دریافت کردند. در این تحقیق سیلی‏مارین به‏عنوان کنترل مثبت استفاده شد. در پایان پارامترهای بیوشیمیایی، هیستولوژیکی و مورفولوژیکی در گروه­های مختلف مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان دادند که گونه مورد مطالعه دارای محتوای بالای فنل و فلاونوئید می­باشد. بررسی­های مورفولوژیکی و بیوشیمیایی مشخص نمود که نسبت وزن کبد به وزن بدن، مقادیر مالون دی آلدئید (MDA) و پراکسید هیدروژن بافتی و همچنین آنزیم­های کبدی موجود در سرم خون رَت­های تیمار شده با اتانول به‏طور معنی­داری نسبت به گروه­های دیگر، افزایش می­یابد. همچنین نتایج حاصل از مطالعات هیستولوژیکی مشخص کرد که بافت کبدی رَت­های تیمار شده با اتانول، در مقایسه با رَت­های گروه کنترل، دچار آسیب­های شدیدی شدند. فعالیت­های بیوشیمیایی و آسیب­های بافتی بوسیله تیمار با عصاره و سیلی‏مارین کاهش یافت.
نتیجه گیری: این مطالعه اثبات کرد که عصاره M. xanthioides می­تواند نقش حفاظتی بر علیه سمیت کبدی القا شده با الکل داشته باشد و به‏عنوان یک منبع طبیعی برای مکمل­ها غذایی و دارویی به‏شمار آید.
 

مطالعه بیومارکرهای هیستوپاتولوژیکی و روند زمانی ظهور آن‏ها در اندام‌های آبشش، غده هاضمه و پا در دوکفه-ای آب شیرین Anodonta cygnea در معرض با غلظت‌ تحت‌کشنده فلز سنگین کروم (Cr)

دوره 4، پاییز 92، پاییز 1392، صفحه 331-338

https://doi.org/10.52547/JCT.4.3.331

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تغییرات هیستوپاتولوژیک و روند زمانی وقوع آن‏ها در معرض با فلز سنگین کروم در اندامهای آبشش، غده هاضمه و پا در دوکفه ای آب شیرین Anodonta cygnea بود.
مواد و روش‏ها: 24 عدد دوکفه ای با دامنه طولی (7/12 تا 3/13سانتی‏متر) از منطقه سمسکنده ساری برداشت گردید. در آزمایشگاه دوکفه ایها با غلظتµg l-1  125 برای مدت 18 روز در معرض فلز کروم قرار گرفتند. در روزهای 4، 9 و 18 از دوکفه‏ایها جهت بهدست آوردن توده‏های بافتی از اندام‏های مورد مطالعه، نمونه‏برداری شد. برش‏های بافتی از نمونه‏های در معرض فلز و شاهد تهیه گردید و با روش هماتوکسیلین- ائوزین (H&E) رنگ آمیزی شدند.
نتایج: وضعیت هیستولوژیک در هر سه اندام مورد مطالعه در مقایسه با نمونه‏های شاهد، تغییرات قابل توجهی را نشان داد. در آبشش هیپوپلازی، تغییرات شکلی و اندازه‏ای تیغه‏های آبششی، گرانولوما، هیپرپلازی و آتروفی کانال‏های همولنفی مشاهده گردید. در غده هاضمه آتروفی توبول‏های گوارشی، ریزش سلول‏های گوارشی و بازوفیل به درون توبول‏ها و همچنین تجمع هموسیت‏ها و گرانولوما در بافت پیوندی مشاهده گردید. در پا هیپوپلازی اپی‏تلیوم بیرونی، افزایش تعداد سلول‏های موکوسی و تورم و گسستگی بافتی در ساختار دسته های میوسیت مشاهده گردید. اولین علائم تغییر در روز چهارم ثبت و با افزایش مدت زمان معرض، ظهور علائم جدیدتر و افزایش گستره تغییرات هیستوپاتولوژیک در هر سه اندام دیده شد.
نتیجه‌گیری: تغییرات هیستوپاتولوژیکی در اندام‏های دوکفه‏ای A. cygnea به عنوان بیومارکرهای هیستوپاتولوژیکی بسیار مناسبی جهت پایش اثرات این فلز در محیط آبی پیشنهاد می‏شود و روند زمانی ظهور تغییرات، دقت این شاخص‏ها را افزایش می‏دهد.

بررسی استریولوژیکی اثر حفاظتی عصاره‌ هیدروالکلی چای سبز بر بافت بیضه‌ موش‌های تیمار شده با سدیم‌ارسنیت

دوره 5، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 429-437

https://doi.org/10.52547/JCT.5.4.429

ملک سلیمانی مهرنجانی، محمد حسین شکوهنده

چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر ارزیابی استریولوژیک از اثر حفاظتی عصاره چای سبز بر تغییرات مورفولوژیک ایجاد شده در لوله‌های منی‌ساز بیضه رت به‏دنبال تیمار با سدیم ارسنیت می‌باشد.
مواد و روش‌ها: 24 عدد موش نر بالغ از نژاد NMRI به‏طور تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند: کنترل، سدیم ارسنیت (mg/kg/day 5)، عصاره‌‌‌ چای سبز (mg/kg/day 100) و سدیم‌ ارسنیت + عصاره چای سبز. موش‌ها برای 34 روز تحت تیمار دهانی  قرار گرفتند. در پایان موش‌ها کشته شده، بیضه راست آن‏ها بیرون آورده، فیکس ، پردازش و با روش هایدن هاین آزان رنگ‌آمیزی شد. تغییرات مورفولوژیک بافت بیضه با روش‌های استریولوژی بررسی شد. داده‌ها با کمک آزمون واریانس یک‌طرفه آنالیز و تفاوت میانگین‌ها در سطح 05/0>P معنی‌دار در نظر گرفته شد.
نتایج: تیمار با سدیم ارسنیت موجب کاهش معنی‌داری در میانگین قطر لوله‌های منی‌ساز (008/0>P)، ارتفاع اپی‌تلیوم زایشی (001/0>P) و ضخامت غشای پایه (011/0>P)  و همچنین در تعداد سلول‌های اسپرماتوسیت‌ (003/0>P)، اسپرماتید گرد (028/0>P)، اسپرماتید دراز (011/0>P) و سرتولی (03/0>p) نسبت به گروه کنترل شد. میانگین این تغییرات در گروه چای سبز+ سدیم ارسنیت در حد گروه کنترل افزایش یافت.
نتیجه گیری: یافته‌ها نشان داد که عصاره چای سبز می‌تواند در کاهش اثرات سمی القا شده توسط سدیم ‌‌ارسنیت سودمند باشد.

تاثیر سیلیمارین بر تمامیتDNA و هسته اسپرم قوچ تیمار شده با سدیم آرسنیت

دوره 7، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 429-436

https://doi.org/10.52547/JCT.7.4.429

فرزانه اسکندری، حمیدرضا مؤمنی

چکیده هدف: این مطالعه با این هدف انجام شد تا مشخص شود که آیا سیلیمارین قادر است اثرات مخرب سدیم ارسنیت را بر روی تمامیت DNA و هسته اسپرم قوچ محافظت کند.
مواد و روش‌ها: اسپرم‌های گرفته شده از اپی‌دیدیم قوچ فراهانی (Ovis aries)، پس از Swim upبه پنج گروه تقسیم شدند: 1- اسپرم‌های لحظه صفر، 2- اسپرم‌های لحظه 180 دقیقه (کنترل)، 3- اسپرم‌های تیمار شده با سدیم آرسنیت (Mµ10) به‌مدت 180 دقیقه، 4- اسپرم‌های تیمار توام سیلیمارین (Mµ20) + سدیم آرسنیت (Mµ10) به‌‌مدت 180 دقیقه و 5- اسپرم‌های تیمار شده با سیلیمارین (Mµ20) به‌مدت 180 دقیقه. تمامیت  DNAاسپرم قوچ با استفاده از تستSperm Chromatin Dispersion (SCD)، به‌منظور بررسی شکستگیDNA  و رنگ‌آمیزی آکریدین‌اورنژ، جهت بررسی دناتوره شدن ساختمان دو رشته‌ایDNA مورد ارزیابی قرار گرفت. به‌منظور بررسی تمامیت هسته اسپرم، پس از رنگ‌آمیزی با دیف-کوئیک، قطر هسته اسپرم اندازه‌گیری شد.
نتایج: در گروه تیمار شده با سدیم آرسنیت، درصد شکستگی DNAنسبت به گروه کنترل به‌طور معنی‌داری افزایش و قطر هسته  به‌طور معنی‌داری کاهش یافت. در‌حالی‌که  این آلاینده زیست محیطی تاثیری بر دناتوره شدن ساختمان دو رشته‌ای  DNAاسپرم نداشت. کاربرد مشترک سیلیمارین+ سدیم آرسنیت توانست شکستگی DNA و کاهش قطر هسته را نسبت به گروه تیمار شده با سدیم آرسنیت به‌طور معنی داری جبران کند.
نتیجه گیری: سیلیمارین به‌عنوان یک آنتی اکسیدانت قوی قادر است اثرات مخرب سدیم آرسنیت را بر شکستگی DNA و قطر هسته اسپرم قوچ جبران نماید.
 

تاثیر ایجاد تغییرات اپی‌ژنتیکی با کوچک ‌مولکول‌ها بر بیش‌بیان ژن به‏روش لنتی‌ویروسی در سلول‌های بنیادی جنینی

دوره 6، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 431-441

https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.431

محسن بصیری، مهرداد بهمنش، یاسر تهمتنی، آزاده مرادمند، حسین بهاروند

چکیده هدف: در این مطالعه کارایی روش انتقال ژن به روش لنتی‌ویروسی و بیش‌بیان ژن با پروموتر سایتومگالوویروس (CMV) بررسی و تاثیر کوچک‌‌مولکول (small molecules)‌ های مهارکننده مسیرهای اپی‌ژنتیکی بر بیش‌بیان ژن ارزیابی شده‌است. مواد و روش‌ها: سلول‌های ES  موشی با مقادیر مختلف لنتی‌ویروس بیان کننده پروتئین فلورسنت سبز (green fluorescent protein; GFP) تراریخت شده و درصد سلول‌های بیان‌کننده GFP با روش فلوسایتومتری اندازه‌گیری شد. ماندگاری بیان GFP در مدت هشت روز بررسی گردید. به‌کمک لنتی‌ویروس بیان‌کننده ژن فاکتور رونویسی پانکراسی و دئودنومی 1 (Pdx1)، تاثیر تیمار کوچک‌مولکول‌های 5-آزاسایتادین (5-AZA)، DZNep و BIX01294  بر سیستم بیانی ارزیابی شد. نتایج: انتقال لنتی‌ویروسی ژن به سلول‌های ES با استفاده از ضریب آلوده‌سازی (Multiplicity of infection; MOI) 10 و 20 موجب تراریخت شدن بیش از 90 درصد این سلول‌ها شد. با این‌حال، بیان ژن انتقال‌یافته در طول هشت روز کاهش چشم‏گیر داشت. کوچک‌‌مولکول 5-AZA در محیط کشت تسهیل‌کننده تمایز (permissive)، بیان ژن از سیستم لنتی‌ویروسی را 5/2 برابر افزایش داد. همچنین DZNep در محیط‌های پر توانی (pluripotency) و تسهیل‌کننده تمایز موجب افزایش به‏ترتیب 5/26 و 9/5 برابری بیان ژن شد. بیان ژن Pdx1 داخلی خود سلول نیز در تیمار با DZNep افزایش یافت. نتیجه‌گیری: انتقال لنتی‌ویروسی ژن با MOI بیش از 10، روشی کارآمد برای انتقال ژن به سلول‌های ES موشی است، اما این روش به‌همراه استفاده از پروموتر CMV موجب خاموش شدن بیان ژن در درازمدت می‌شود. تیمار با DZNep موجب فعال شدن این سیستم بیانی می‌شود. اما می‌تواند با تاثیراتی بر بیان سایر ژن‌های سلول نیز همراه باشد.  

مطالعه برخی اثرات تراتوژنیک داروی گاباپنتین بر جنین‌ موش نژاد NMRI

دوره 4، زمستان92، زمستان 1392، صفحه 445-450

https://doi.org/10.52547/JCT.4.4.445

چکیده هدف: این مطالعه با هدف تعیین ناهنجاری های ماکروسکوپی ایجاد شده توسط داروی گاباپنتین  در زمان لانه گزینی و اندام سازی جنین طراحی گردید.
مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی از 40 موش ماده نژاد NMRI استفاده شد. موش‌های ماده  باردار در 4 گروه ١٠ تایی، شامل سه گروه تجربی (I، II، III ) و یک گروه شاهد (دریافت کننده سرم فیزویوژی) دسته‌بندی شدند. سه گروه تجربی به ترتیب مقادیر 15، 30 و 45 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن در روز از داروی گاباپنتین را از روز شش و نیم (GD6/5 ) لغایت روز چهارده و نیم (GD14/5) دوره بارداری به صورت تزریق داخل صفاقی دریافت نمودند. موش‌ها در روز 5/18 حاملگی تشریح شده و جنین‌های آنها از نظر ناهنجاری‌های ماکروسکوپی توسط استریومیکروسکوپ مورد بررسی قرار گرفت. وزن و قد جنین‌ها بر اساس طول سری-دمی اندازه‌گیری و ثبت گردید. اطلاعات با استفاده از آزمون T-test، Tukey و ANOVA  به کمک نرم‌افزار SPSS آنالیز گردید.
نتایج: در هر سه گروه تجربی (I،II ، III ) میانگین وزن و طول سری-دمی در سه گروه تجربی به صورت معنی‌داری در مقایسه با گروه شاهد کاهش یافته بود (001/0>p ). همچنین افزایش معنی دار در میزان بروز ناهنجاری‌هایی مانند جذب جنینی، خونریزی در اندام های مختلف و تیروئید فولیکولار در مقایسه با شاهد مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: داروی گاباپنتین در موش در طی مراحل ارگانوژنز سبب جذب جنین، کاهش وزن و طول سری-دمی رویان می شود. همچنین ناهنجاری‌هایی مانند هموراژی و تیروئید فولیکولار را نیز در دورة جنینی القا می نماید.

مطالعه اثر دو نوع سرم هترولوگوس بر قابلیت بلوغ و لقاح برون‏تنی اووسیت های گوسفند

دوره 4، تابستان 92، تابستان 1392، صفحه 217-223

https://doi.org/10.52547/JCT.4.2.217

چکیده هدف: در این مطالعه اثر سرم مادیان و سرم جنین گاوی بر بلوغ و لقاح برون‏تنی اووسیت گوسفند مورد مقایسه قرار گرفت.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی مجموعه اووسیت – کومولوس های پس از استحصال از تخمدان‏های جمع آوری شده از کشتارگاه بر اساس مورفولوژی انتخاب و در محیط کشت فاقد سرم شستشو شدند. اووسیت‏ها به طور تصادفی به 3 گروه تقسیم شدند، گروه اول اووسیت ها (170عدد) در محیط  TCM199بدون سرم کشت شدند. اووسیت‏های گروه دوم (169 عدد) و سوم (167 عدد) به‏ترتیب در محیط‏های حاوی 10 درصد سرم مادیان و 10 درصد سرم جنین گاوی کشت شدند. بخشی از اووسیت‏ها پس از بلوغ جهت ارزیابی قابلیت بلوغ رنگ آمیزی شدند و بخشی دیگر جهت بررسی قابیلت لقاح بارور شدند
نتایج: میزان بلوغ اووسیت‏ها در محیط بدون سرم، سرم مادیان و سرم جنین گاوی به‏ترتیب 82/59، 55/77 و 27/89 درصد بود (01/0>P). میزان باروری در این محیط‏ها به ترتیب 91/19، 64/39 و 50 درصد بود که در بین شاهد و سرم مادیان و سرم جنین گاوی تفاوت معنی داری وجود داشت (05/0>P).
نتیجه‏گیری: نتایج این مطالعه نشان می‏دهد که محیط کشت حاوی ده درصد سرم جنین گاوی دارای نرخ بلوغ و باروری بالاتری برای تخمک گوسفند نسبت به محیط کشت حاوی سرم مادیان است.

تاثیر سیلیکون بر میزان بیان ژن پراکسیداز و صفات ریخت‌شناسی گیاه جو تحت تنش خشکی

دوره 6، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 451-460

https://doi.org/10.52547/JCT.6.4.451

رحیم حداد، صبا مخلصیان

چکیده هدف: هدف از این پژوهش بررسی تاثیر سیلیکون بر شدت بیان ژن پراکسیداز و برخی صفات ریخت‌ شناسی آن در دو لاین مقاوم و حساس گیاه جو تحت تنش خشکی بود. مواد و روش‌ها: میزان پروتئین محلول کل، رنگدانه‌های فتوسنتزی، RNA کل از برگ‌های تیمارهای مختلف استخراج شد. ژن  هدف پس از ساخت cDNA با استفاده از RT-PCR به‌صورت نیمه‌کمی بررسی شد. همچنین مقدار فعالیت آنزیم پراکسیداز  با روش Chance و پرولین نیز با روش Bates تحت تنش خشکی مورد ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور، آزمایشی به‏صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تیمار شاهد، خشکی و سیلیکون –خشکی (2میلی‌مولار سیلیکات‌سدیم/ کیلوگرم خاک) با سه تکرار در گلخانه اجرا شد. نتایج: کاربرد سیلیکون در هر دو لاین، میزان پروتئین محلول کل و رنگدانه‌های فتوسنتزی را تحت شرایط تنش خشکی افزایش داد.  آنالیز نیمه‌کمی RT-PCR اختلاف معنی‌داری را بین تیمارها نشان داد. بیشترین میزان بیان ژن پراکسیداز در تیمار سیلیکون-خشکی مشاهده شد. افزایش فعالیت آنزیم‌های ضد‌اکسنده و بررسی الگوی باندی این آنزیم‌ها بر روی ژل آکریل‌آمید نشان داد که شدت باندها در تیمار سیلیکون بیشتر بود. میزان پرولین در شرایط تنش در مقایسه با تیمار شاهد افزایش یافت و با کاربرد سیلیکون افزایش بیشتری مشاهده شد. نتیجه‌گیری: سیلیکون به تاثیر کاهش خسارت اکسیداتیو ناشی از گونه‌های فعال اکسیژن کمک می‌کند و با افزایش در فعالیت آنزیم‌های ضداکسنده، موجب حفاظت گیاه در برابر تنش‌های محیطی می‌شود.