بررسی تنوع درون گونه ای گیاه (L.) Druce Artemisia incana در استان آذربایجان شرقی
دوره 2، پاییز 90، پاییز 1390، صفحه 245-256
https://doi.org/10.52547/JCT.2.3.245
چکیده هدف: با توجه به اهمیت جنس Artemisia از جنبه اقتصادی، دارویی، خوراکی و زینتی، این بررسی به منظور تعیین و تشخیص تنوع درون گونهای در جمعیت های گونهArtemisia incana در استان آذربایجان شرقی انجام گرفت.
مواد و روشها: برای بررسی تنوع درون گونهای گونه A. incana در استان آذربایجان شرقی از روش تعیین زیستگاه ویژه (D.S.S.) استفاده شد. بر اساس این روش، از بین زیستگاههای مورد بررسی، شش زیستگاه ویژه برای این گیاه تعیین و دادههای فلوریستیک- اکولوژیک به همراه بذر جمعیتهای این گونه از هر زیستگاه جمع آوری گردید. پروتئینهای ذخیرهای بذر استخراج و با روش الکتروفورز مطالعه شد.
نتایج: در بررسی زیستگاههای ویژه، 54 گونه گیاهی برای A. incana بهعنوان گونههای همباش شناسایی شدند. نتایج حاصل از آنالیز دادههای فلوریستیک منجر به تشخیص 4 گروه متمایز شد که نشان دهنده وجود تنوع درون گونهای در این گیاه است. آنالیز دادههای اکولوژیک نیز 4 گروه فوق را تایید نمود. الگوی الکتروفورزی پروتئینهای ذخیره بذر در همه جمعیتها مورد بررسی قرار گرفت و 3 گروه پروتئینی کاملا بارز برای جمعیتهای مورد بررسی به دست آمد.
نتیجه گیری: در بررسی الگوی الکتروفورزی، وجود تفاوت در تعداد و نوع باندهای پروتئینی در جمعیتهای مورد بررسی نشان دهنده وجود تنوع درون گونهای در گونه A. incanaاست. بنابراین در گونه مورد بررسی، گروههای جمعیتی معرفی شده با مارکر فلوریستیکی، توسط مارکرهای اکولوژیکی و الگوی الکتروفورزی پروتئینهای ذخیرهای بذر نیز تایید گردید که نشان میدهد گروه بندی فلوریستیکی میتواند به عنوان یک روش کم هزینه و کارآمد برای بررسی تنوع زیستی به کار رود.
اثرات تلقیح باکتریایی ریزوبیوم ملیلوتی (Rhizobium meliloti) بومی و استاندارد بر رشد گیاه یونجه (Medicago sativa) تحت آلودگی SO2 هوا
دوره 3، پاییز 91، پاییز 1391، صفحه 259-270
https://doi.org/10.52547/JCT.3.3.259
چکیده هدف: در این مطالعه اثرات ریزوبیوم بر رشد گیاه یونجه تحت شرایط آلودگی SO2 هوا ارزیابی شده است.
مواد و روشها: گیاهان 35 روزه (تلقیح نشده، تلقیح شده با ریزوبیوم بومی و استاندارد) به مدت 6 روز متوالی، هر روز 2 ساعت تحت تیمار غلظتهای مختلف گاز SO2 (0، 5/0، 1، 5/1 و 2ppm) قرار گرفتند.
نتایج: نتایج کاهش معنیدار سطح برگ، طول ساقه، عمق ریشه و وزن تر و خشک برگ، ساقه و ریشه گیاهان تحت غلظتهای بالای گاز را نشان داد. تعداد برگ در تمام غلظتها، تغییر معنیداری را نشان نداد. تلقیح گیاه یونجه با باکتری ریزوبیوم اثرات منفی غلظتهای بالای گاز دیاکسیدگوگرد را بهطور معنیداری کاهش داد. در این بررسی اثرات مثبت باکتری بومی چشمگیرتر بود.
نتیجهگیری: نتایج حاصله بیانگر اثرات مخرب غلظتهای بالای آلودگی SO2 هوا روی رشد گیاهان و اثرات مثبت تلقیح باکتریایی در مقاومت نسبت به تنش آلودگی دیاکسیدگوگرد هوا میباشد.
بررسی اثر کوئرستین بر بافت تخمدان موش های صحرایی ماده نژاد ویستار تحت درمان با سیکلوفسفامید و شاخص های رشد نوزادان آن ها
دوره 8، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 285-293
https://doi.org/10.52547/JCT.8.3.285
دینا ظهرابی، کاظم پریور، محمد حسین صنعتی، نسیم حیاتی رودباری
چکیده هدف: در این مطالعه اثر حفاظتی کوئرستین بهعنوان یک آنتی اکسیدانت روی بافت تخمدان و باروری موشهای صحرایی ماده در معرض سیکلوفسفامید بررسی شد.
مواد و روشها: 24 موش صحرایی ماده نژاد ویستار به 4 گروه 6 تایی تقسیم شدند. گروه اول سیکلوفسفامید با دوز 30 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن، گروه دوم محلول توئین 80 و گروههای سوم و چهارم کوئرستین با دوز 50 و 100 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن بههمراه سیکلوفسفامید را بهصورت درون صفاقی طی 30 روز دریافت کردند. تخمدان چپ موشها خارج و پس از برش و رنگ آمیزی هماتوکسیلین-ائوزین توسط میکروسکوپ نوری بررسی شدند. همچنین 16 موش در 4 گروه (در هر گروه یک موش نر و سه موش ماده) به شیوه قبل تیمار شدند و موشها جفت گیری کردند. پس از تولد نوزادان، شاخصهای رشدی مورد مطالعه قرار گرفتند. دادهها با روش آنالیز واریانس یکطرفه تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: هر دو دوز کوئرستین باعث افزایش تعداد فولیکولهای بدوی، افزایش قطر فولیکولهای اولیه، کاهش تعداد فولیکولهای گراف آترتیک، افزایش تعداد عروق خونی و افزایش تعداد فرزندان و شاخصهای رشد آنها بهصورت معنیدار و کوئرستین با دوز 100 میلیگرم بر کیلوگرم باعث افزایش معنیدار قطر فولیکولهای بدوی نسبت به گروه دریافت کننده سیکلوفسفامید شد.
نتیجه گیری: کوئرستین میتواند باعث کاهش عوارض داروی سیکلوفسفامید بر روی بافت تخمدان و بهبود شاخصهای باروری شود.
ساخت نانوذرات آلبومین بارگذاری شده با مهارکننده GSK3β و بررسی اثر آن بر زیستایی سللاین سرطان سینه MCF-7
دوره 9، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 292-309
https://doi.org/10.52547/JCT.9.3.292
معصومه محمدیان نامقی، آزیتاپروانه تفرشی پروانه تفرشی، شاه صنم عباسی
چکیده هدف: در این مطالعه به سنتز نانوذرات آلبومینی بهعنوان حامل7-بروموایندیروبین 3 مونوگزیم (7-BIO) که یک مهارکنندهی قوی آنزیم گلیکوژن سنتاز کیناز (GSK-3β) و دارای اثرات ضدتوموری است و بهدلیل حلالیت و جذب پایین و سمت گوارشی، امکان استفاده بالینی با محدودیت رو بهرو خواهد بود، مبادرت شد.
مواد و روشها: با استفاده از غلظتهای اولیهی متفاوت آلبومین سنتز نانوذراتی انجام و اندازه آنها با میکروسکوپ الکترونی آزمون شد. پس از کونژوگاسیون ذرات با 7-BIO و تیمار سلولهای سرطانی، زیستایی و وجود آپوپتوزیس سلولی با استفاده از آزمون MTT و آکریدین اورنج و اتیدیوم بروماید سنجش شدند. اثر بخشی و فعالیت 7-BIO نیز با بررسی میزان فسفریلاسیون GSK-3β بهروش وسترن بلاتینگ آنالیز شد. نتایج آزمایش توسط آنالیز آماری One-Way ANOVA مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: آزمون سنتز نانوذرات نشان داد که برای سنتز نانوذرات نشان داد که در غلظت اولیه 10 میلیگرم در میلیلیتر آلبومین، نانوذراتی هموژن با قطر 7±42/89 نانومتر بهدست میآیند. آزمون MTT نشان داد که نانوذرات بارگذاری شده با 7-BIO اثر سمیت بیشتری بر سلولهای رده سرطانی MCF-7 در مقایسه با 7-BIO آزاد اعمال کردهاند. رنگآمیزی آکریدین اورنج و اتیدیوم بروماید سلولهای تیمار شده با 7-BIO نیز حاکی از القای آپوپتوزیس بود. همچنین 7-BIO افزایش قابل رویتی در میزان فرم فسفریله GSK-3β در سلولهای سرطان سینه ایجاد میکند.
نتیجهگیری: بهاینترتیب نانوذرات آلبومین کونژوگهشده با مهارکننده GSK3β زیستایی سللاین سرطان سینه MCF-7 را بهطور قابل ملاحظهای کاهش میدهند که میتوانند بهعنوان یک راهکار درمانی در آینده مورد آزمون قرار گیرند.
اثرات تزریق ارکسینA به درون بطن سوم مغزی بر بیان ژن Translocator protein (TSPO) در تخمدان موش های آندروژنه بالغ
دوره 5، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 301-307
https://doi.org/10.52547/JCT.5.3.301
رضا فرتوت زاده، علی خراسانی، همایون خزعلی، فریبا محمودی
چکیده هدف: اثرات تزریق ارکسینA به درون بطن سوم مغز بر بیان ژن TSPO در تخمدان موشهای آندروژنه (AND) بالغ و تاثیر آن بر روی سنتز استروییدهای ضروری در تولید مثل بررسی شد. مواد و روشها: بیست و چهار سر موش صحرایی ماده سه روزه در گروههای ششتایی با تزریق زیر پوستی تستوسترون پروپیونات آندروژنه شدند و شش سر موش ماده دیگر بهعنوان گروه کنترل انتخاب شدند. بعد از بلوغ حیوانات در 5 گروه ششتایی بهترتیب تزریق مرکزی سالین یا مقادیر مختلف ارکسین A(2، 4 یا 8 میکروگرم) را دریافت کردند. تخمدانها بهصورت دو طرفه خارج و فریز شدند. میزان بیان ژن TSPO با استفاده از روش نیمه کمی RT-PCR تعیین شد. نتایج: سطح بیان mRNA TSPO در تخمدان موشهای صحرایی آندروژنه در مقایسه با گروه کنترل بهطور معنی داری افزایش یافت. مقادیر مختلف ارکسین A میزان بیان ژن TSPO را در مقایسه با گروه کنترل آندروژنه بهطور معنی داری کاهش دادند (05/0p <). نتیجهگیری: آندروژنها اثر تحریکی بر میزان بیان TSPO در تخمدان موشهای صحرایی ماده اعمال میکنند و ارکسین Aبا کاهش بیان ژنهای دخیل در استروئیدوژنز موجب کاهش فعالیت محور تولید مثلی در موشهای صحرایی آندروژنه میشود.
تمایز عصبی سلولهای بنیادی کارسینومای جنینی در سیستم کشت سهبعدی
دوره 7، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 301-311
https://doi.org/10.52547/JCT.7.3.301
فائزه عزیزی، حمیدرضا جلیل، سیدجمال مشتاقیان، علی دوستمحمدی، فریبا اسماعیلی
چکیده هدف: هدف از این مطالعه استفاده از داربست نانولوله کربنی ترکیب شده با پلیوینیلالکل/کیتوزان (CS/PVA/CNT)الکتروریسی شده به منظور تمایز عصبی سلولهای بنیادی برای کاربردهای بالقوه مهندسی بافت عصبی بود.
مواد و روشها: بهمنظور القای تمایز عصبی، سلولهای بنیادی کارسینومای جنینی P19 روی داربست CS/PVA/CNT کشت داده شدند. جهت بررسی فنوتیپ عصبی از رنگ آمیزی کرزیل ویوله و برای ارزیابی بیان نشانگر ویژه عصبی بتاتوبولین از روش ایمنوفلورسنس استفاده شد.
نتایج: شکل ظاهری عصبی سلولهای متمایز شده بهوسیله رنگآمیزی کرزیل ویوله تایید شد. سلولهای مذکور به نشانگر ویژه عصبی بتاتوبولین واکنش ایمنی دادند.
نتیجهگیری: این بررسی استفاده بالقوه از ترکیب مهندسی بافت و درمان با سلول بنیادی را بهمنظور بهبود بیماریهای زوال عصبی پیشنهاد میکند.
مطالعه بافت شناسی و میکروسکوپ الکترونی بافت روده قزل آلای رنگین کمان(Oncorhynchusmykiss) بهوسیله یک مدل آزمایشگاهی
دوره 4، پاییز 92، پاییز 1392، صفحه 313-322
https://doi.org/10.52547/JCT.4.3.313
چکیده هدف: در مطالعه حاضر، مدلی آزمایشگاهی با هدف مطالعه بافت شناسی و ریخت شناسی روده قزل آلای رنگین کمان طراحی شد. مواد و روش ها: تعداد 20 قطعه ماهی با میانگین وزن 750 گرم و میانگین طول 38 سانتیمتر تهیه شد و با محلول بنزوکائین بیهوش گردیدند. چهل دقیقه پس از بیهوشی، ماهیان کشته شده و قلب، سرخرگهای رودهای شکمی و پشتی توسط کالبد شکافی محوطه شکمی در معرض دید قرار گرفت. برای شروع آزمایش یک قسمت جدا شده از روده ماهی تهیه شد و سپس سرخرگ رودهای شکمی یا پشتی بهوسیله یک کاتتر داخل رگی باریک کانال گذاری و بعد روده بهصورت معلق در یک حمام حاوی محلول رینگر قرار داده شد. مایعات تزریقی گوناگون مانند رینگر، کورتلند، رینگر+ آدرنالین و کورتلند+ آدرنالین مورد آزمایش قرار گرفتند. روده تزریق نشده در محلول رینگر بهعنوان شاهد در نظر گرفته شد. بعد از انکوبه شدن (60 و 180 دقیقه)، نمونههای روده از نظر بافت شناسی و میکروسکوپ الکترونی روبشی ((SEM مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج: نتایج بافت شناسی و میکروسکوپ الکترونی نشان داد که محلولهای کورتلند و کورتلند+ آدرنالین، پس از گذشت 60 و 180 دقیقه، قادر به حفظ ساختار بافت روده ماهی بوده و تنها ادم خفیف و جدا شدگی ملایمی در اپیتلیوم مشاهده شد. نتیجه گیری: بهوسیله این روش میتوان بافت روده را برای مدتی به حالت سالم در خارج از بدن ماهی زنده نگهداشت و بدین طریق میتوان با دقت به مطالعه بافت شناسی و ریخت شناسی اپیتلیوم روده در شرایط کنترل شده آزمایشگاهی پرداخت.
بررسی اثرات محافظتی Ephedra pachyclada بر مدل حیوانی بیماری حاد کبدی القا شده با تتراکلرید کربن
دوره 3، زمستان 91، زمستان 1391، صفحه 351-362
https://doi.org/10.52547/JCT.3.4.351
چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثرات محافظتیEphedra pachycladaبر آسیب حاد کبدی ناشی از تتراکلریدکربن بود.
مواد و روشها: در این مطالعه ابتدا آزمایشی جهت دستیابی به مدل حیوانی استاندارد طراحی شد. در این آزمایش 30 سر موش به 3 گروه کنترل، شم و مدل تقسیم شدند. حیوانات گروه مدل 2 میلیلیتر بر کیلوگرم از تتراکلریدکربن50 درصد (1:1 در روغن زیتون استریل) را به صورت درون صفاقی دریافت کردند. 96 ساعت بعد نمونههای خون و کبد حیوانات جمع آوری و مورد بررسیهای بیوشیمیایی و بافتشناسی قرار گرفت. پس از اطمینان از صحت القای مدل در آزمایش دوم40 سر از موشها به 4 گروه تقسیم شدند، یک گروه به عنوان کنترل و 3 گروه دیگر به عنوان گروههای آزمایشی در نظر گرفته شدند. القای آسیب حاد کبدی به روش قبل در گروههای آزمایشی صورت گرفت با این تفاوت که دو گروه از آنها روزانه با عصاره (140 و 1400 میلیگرم بر کیلوگرم) تیمار شدند. نمونههای خون و کبد 96 ساعت بعد از تزریق تتراکلریدکربن جمع آوری شد. فعالیت سرمی آنزیمهای آلانین آمینوترانس فراز ALT)) و آسپارتات آمینوترانس فراز AST)) در سرم و میزان نکروز و التهاب در کبد مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج:تیمار با عصاره Ephedra pachyclada منجر به کاهش معنیداری در فعالیت سرمی ALT و AST ، نکروز و التهاب بافتی و افزایش درصد بقا در حیوانات دریافت کننده تتراکلریدکربن شده است.
نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاضر پیشنهاد میکند که Ephedra pachyclada بامهار استرساکسیداتیو و سرکوب التهاب بافتی، کبد را در برابر آسیب حاد ناشی از تتراکلرید کربن محافظت میکند.
بررسی خواص آنتی اکسیدانتی گیاه ریحان (Ocimum basilicum) و گل حنا(Impatiens walleriana) و اثر سیتوتوکسیک آنها بر روی سلولهای سرطانی معده رده AGS
دوره 9، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 378-387
https://doi.org/10.52547/JCT.9.4.378
پریچهر حناچی، شقایق صالحی زاده، ریحانه رمضانی، خدیجه کیارستمی
چکیده هدف:. این مطالعه برای بررسی اثر سایتوتوکسیکی عصاره آبی ریحان و گل حنا بر روی سرطان معده رده سلولی AGS انجام شد.
مواد و روشها: جهت سنجش فعالیت آنتی اکسیدانی عصاره ها از روش FRAP استفاده شد. پس از تهیه عصاره آبی ریحان و گل حنا، اثر ضد سرطانی آنها بر روی رشد سلولهای سرطانی AGS در زمانهای 24، 48 و 72 با روش MTT مورد سنجش قرار گرفت.
نتایج: بیشترین میزان فعالیت آنتی اکسیدانی اندازه گیری شده ریحان و گل حنا با روش FRAP مربوط به حلال آب و روش عصارهگیری خیساندن بود که در ریحان 11/0 ± 878/0 میلیمولار و در گل حنا 03/0 ± 30/1 میلیمولار اندازه گرفته شد. بر اساس دادههای بهدست آمده از تست MTT بیشترین سمیت عصاره 72 ساعت بعد از اضافه نمودن عصاره به سلولها اتفاق میافتد. کمترین میزان IC50 عصاره آبی گیاه ریحان برابر 002/0 ± 022/3 میلیگرم بر میلیلیتر و در گل حنا برابر 001/0 ± 87/2 میلیگرم بر میلیلیتر اندازه گرفته شد که در سطح احتمال 05/0˂ pدارای اختلاف معنیداری بود.
نتیجهگیری: نتایج مربوط به بررسی اثر ضد سرطانی عصاره آبی ریحان و گل حنا نشان دهندهی این امر است که این گیاهان در غلطتهای بالاتر دارای خاصیت کشندگی هستند و در مدت زمان طولانیتری اثر خود را میگذارند.
بررسی تغییرات بافت شناسی و سلولی در جمعیت های گونه Nepeta heliotropifolia در ایران
دوره 8، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 387-396
https://doi.org/10.52547/JCT.8.4.387
سید مهدی طالبی، مجید قربانی
چکیده هدف: در این بررسی ساختار تشریحی برگ چهار جمعیت از گونه Nepeta heliotropifolia مورد بررسی قرار گرفت. تفاوت هایی که در ساختار سلولها و بافت های جمعیتهای مختلف یک گونه گیاهی ضمن تطابق با شرایط زیستگاهی پیش می آید می توانند آغازگر تنوعات درون گونهای برای گونه زایی باشند.
مواد و روشها: از هر جمعیت سه فرد و از هر فرد یک برگ بالغ و سالم از ناحیه میانی ساقه انتخاب شد. برشگیری به روش دستی انجام شد. برشها رنگ آمیزی مضاعف شدند. نرم افزار های MVSP و SPSS برای بررسی های آماری مورد استفاده قرار گرفتند.
نتایج: در مجموع بیست و دو صفت کمی و کیفی ساختار تشریحی برگ مطالعه شدند. صفات کیفی در بین گونه های مورد مطالعه ثابت بودند ولی آزمون ANOVA تفاوت معنی داری را برای بیشتر صفات کمی مطالعه شده نشان داد. همبستگیهای معنی داری بین تعدادی از صفات تشریحی با یکدیگر و عوامل اکولوژیکی زیستگاهها مشاهده شد. جمعتهای در درخت و نمودارها از یکدیگر جدا شدند.
نتیجه گیری: عوامل محیطی می توانند بر ساختار سلولها و بافتهای جمعیتهای مختلف گیاهان اثر گذاشته و باعث ایجاد تنوعات درون گونهای می شوند. این تنوعات درصفات تشریحی کمی نمود بیشتری دارد. تفاوتهای ایجاد شده در صفات تشریحی جمعیتها ارتباطی به دوری یا نزدیکی زیستگاه آنها نداشته بلکه میزان شباهت یا تفاوت خصوصیات زیستگاهها عامل مهمی در ایجاد شباهت یا تفاوت بین جمعیتها می باشد.
اثرات مدت تنش القایی اکسیداتیو ملایم پیش از انجماد بر کیفیت اسپرم گاو بعد از فرآیند انجماد-ذوب
دوره 5، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 401-408
https://doi.org/10.52547/JCT.5.4.401
محسن شرفی، مهدی ژندی، عبدالحسین شاهوردی، ملک شاکری، الهه نجاتی امیری، اردشیر نجاتی جورامی
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثرات زمان تنش القایی اکسیداتیو ملایم با استفاده از نیتریک اکساید پیش از انجماد بر کیفیت اسپرم گاو پس از فرآیند انجماد- ذوب بود.
مواد و روشها: در این آزمایش، زمان تعادل پیش از انجماد 120 دقیقه در نظر گرفته شد. مقدار یک میکرومول نیتریک اکساید در زمان صفر (T0)، 45 دقیقه (T45)، 90 دقیقه (T90) و 120 دقیقه (T120) دوره سرد سازی پیش از انجماد به رقیقکننده اضافه شد. فراسنجههای جنبایی، یکپارچگی غشا پلاسمایی، زندهمانی، سلامت آکروزوم، وضعیت آپوپتوزیس و فعالیت میتوکندری اندازهگیری شدند.
نتایج: ایجاد تنش اکسیداتیو با نیتریک اکساید در گروههای T0 و T45 باعث بهبود معنیدار جنبایی کل (8/2± 4/88 و 8/2±7/84) و پیشرونده (5/2±4/50 و 5/2±5/49) در مقایسه با سایر گروهها شد (05/0p <). درصد یکپارچگی غشا و زندهمانی در گروههای T0 (9/2±4/74 و 3/2±6/85) و T45 (9/2±6/75و 3/2±6/84) اختلاف معنیداری با هم نداشتند (05/0<p)، در حالیکه در مقایسه با گروههای T90 (9/2±6/63 و 3/2±6/69) و T120 (5/61 و 54) بهطور معنیداری بالاتر بودند (05/0p <). درصد میتوکندری فعال در گروه T0 با میزان (1/3±5/82) بهطور معنیداری با گروههای 45، 90 و 120 (بهترتیب 1/3±7/65، 1/3±42، 1/3±43) اختلاف نشان دادند (05/0 p <). زمان تنش تاثیر معنیداری بر یکپارچگی آکروزوم و درصد خطی بودن اسپرمها نداشت (05/0< p).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد که با القای تنشهای اکسیداتیو ملایم با استفاده از غلظت یک میکرومول نیتریک اکساید در زمانهای صفر و 45 دقیقه سردسازی، باعث بهبود کیفیت اسپرم گاو پس از فرآیند انجماد-ذوب شد.
خاموش کردن بیان ژن کدئین رداکتاز بهروش خاموشسازی القایی با ویروس در گیاه دارویی شقایق (Papaver somniferum L.)
دوره 7، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 407-415
https://doi.org/10.52547/JCT.7.4.407
راضیه خواجوند، احمد اسماعیلی، فرهاد نظریان فیروزآبادی، علیمحمد لطیفی
چکیده هدف: گیاه دارویی شقایق (Papaver somniferum L.) تنها منبع تجاری از آلکالوئیدهای دارویی بنزوفنانترین از زیر گروه آلکالوئیدهای بنزیل ایزوکوئینولین است که شامل مسکنهای ضد درد مانند کدئین و داروهای نیمه مصنوعی اکسی کدون، باپرنورفین و نالتروکسون میباشد. اگرچه بیشتر ژنهای مسیر این آلکالوئیدها شناسایی شدهاند، ولی تنظیم پس از نسخهبرداری ژنهای مسیر آلکالوئیدهای آنها بهخوبی شناسایی نشده است. خاموش سازی القایی با ویروس (virus induced gene slencing) یکی از روشهای سریع برای خاموشی ژن است که در این تحقیق از این روش برای بررسی خاموشی یکی از ژنهای مهم مسیر آلکالوئیدهای این گیاه استفاده شد.
مواد و روشها: در این تحقیق بهمنظور کاهش سیستماتیک در سطوح بیان ژن آنزیمهای مسیر تولید آلکالوئیدهای بنزیل ایزوکوئینولین از VIGS استفاده شد. جهت خاموشی ژن کدئین رداکتاز (Codeinone Reductase) از ناقل pTRV جهت همسانهسازی استفاده شد. انتقال آگروباکتری حاوی سازه مورد نظر به برگهای 2 تا 3 هفتهای با استفاده از روش اگرواینفیلتراسیون انجام شد.
نتایج: نتایج همسانهسازی این ژن با استفاده از روشهای مختلف مولکولی همانند PCR و هضم آنزیمی مورد تایید قرار گرفت. ترا ریختگی گیاهان تلقیح شده با سازه ژنتیکی مورد نظر با استفاده از PCR اثبات شد. تعیین سطوح نسخهبرداری ژن هدف با استفاده از فن PCR نیمه کمی و PCR در زمان واقعی نشان داد که بیان ژن COR حدود 89 درصد کاهش یافته است.
نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نشان داد که با استفاده از روش تداخل RNA، بیان ژن کدئین رداکتاز بهصورت معنیداری در مقایسه با شاهد کاهش بیان داشت.
بررسی ویژگیها و قابلیتهای سلولهای درمی کشت شده بستر چنگال موش در ایجاد برهمکنش با اپیدرم هتروتوپیک
دوره 6، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 409-420
https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.409
احمد قارزی
چکیده هدف: در این تحقیق ویژگیهای مورفولوژیکی، کشت سلولی، ایمونوشیمیایی و القایی سلولهای درمی چنگال موش صحرایی مورد مطالعه قرار گرفت. مواد و روشها: ابتدا انگشتان موش از محل آخرین مفصل منتهی به چنگال قطع و بخشهای قطع شده برای مطالعات بافت شناسی آماده شد. همچنین بافت درمی زیر صفحه چنگال استخراج و در شرایط in vitro کشت داده شد. سلولهای کشت شده در پاساژ 2 و 3 بهروی لامل متتقل و با آنتی بادی α-smooth muscle actin (ASMA) واکنش داده شدند. در نهایت سلولهای کشت شده با DiI رنگ شده و به نیمه-فولیکولهای ویبرسا و گوش پیوند زده شدند. نتایج: سلولهای درمی چنگال از نظر ویژگیهای ریختشناسی، کشت سلولی، بیان پروتئین ASMA با پاپیلای درمی فولیکول مو شباهت نشان دادند. این سلولها یک مورفولوژی دو قطبی و دوکی شکل را به نمایش گذاشتند که در یک ماتریکس خارج سلولی غنی از گلیکوزآمینوگلیکان قرار داشتند. اکثریت سلولهای کشت شده پروتئین ASMA را در سیتوپلاسم خود بیان کردند و این پروتئین با شدت بیشتری در پاهای تیغهای مشاهده شد. با وجود این، برخلاف سلولهای درمی فولیکول مو این سلولها قادر نبودند اپیدرم اکتوپیک را برای ایجاد یک زائده پوستی القا کنند. نتیجهگیری: قابلیت القایی که در سلولهای پاپیلای درمی فولیکول مو مشاهده شده است قابل تعمیم به سلولهای درمی سایر ضمائم پوستی از جمله سلولهای درمی چنگال نیست. از شواهد چنین استنباط میشود که عامل القا کننده موجود در سلولهای پاپیلای درمی فولیکول مو در سلولهای درمی چنگال بیان نمیشود.
مطالعه ارتباط بین ساختار کیسه بیضه با طول، قطر و وزن بدن در زالوی طبی Hirudo orientalis بر اساس مطالعات ریخت سنجی و بافت شناختی
دوره 4، زمستان92، زمستان 1392، صفحه 425-434
https://doi.org/10.52547/JCT.4.4.425
چکیده هدف: هدف از این مطالعه یافتن ارتباطی بین خصوصیات بدن زالوی طبی (Hirudo orientals)، با ساختار کیسه بیضه و خوشههای اسپرمی آن است تا بتوان ارتباطی بین این مشخصات و بلوغ جنسی به منظور اهداف پرورشی برقرار کرد.
مواد و روش ها: 30 نمونه از افراد جمعیت زالوی طبی از سه آب بند در شهرستان گنبدکاووس در ماههای اردیبهشت، تیر و آبان جمع آوری شدند. طول، عرض و وزن بدن، قطر کیسه بیضه، نسبت قطر کیسه بیضه به قطر بدن و تعداد خوشههای اسپرمی برای هر نمونه به دست آمد. 20 نمونه از زالوها برای مطالعه اثر گرسنگی بر کیسه بیضه، به مدت 120 روز گرسنه ماندند. دادهها توسط آنالیز واریانسANOVA) ) و نرم افزار SPSS16 تحلیل شدند.
نتایج: در اردیبهشت، طول، عرض و وزن بدن، قطر کیسه بیضه، نسبت قطر کیسه بیضه به قطر بدن و تعداد خوشههای اسپرمی کاهش معنیداری در مقایسه با نمونههای تیر و آبان نشان دادند (p <0.05). خوشههای اسپرمی بالغ در تیر و آبان، در نمونههای با وزن بیش از سه گرم، طول بیش از 3/10 و قطر بیش از 79/0 سانتیمتر مشاهده شد. در زالوهای گرسنه مانده تمامی صفات، به جز طول و نسبت قطر کیسه بیضه به قطر بدن، به صورت معنیداری کاهش یافتند (p <0.05).
نتیجه گیری: این مطالعه نشان میدهد که ساختار کیسه بیضه و خوشههای اسپرمی آن میتواند در زالوی طبی با وزن و قطر و نه طول بدن ارتباط مستقیمی داشته باشد.
ارزیابی گیاه پالایی اقاقیا در خاک های آلوده به نفت خام با تاکید بر برخی فلزات سنگین
دوره 2، زمستان 90، زمستان 1390، صفحه 437-442
https://doi.org/10.52547/JCT.2.4.437
چکیده هدف: نفت خام ترکیب پیچیده ای از هزاران ترکیب هیدروکربنی و غیرهیدروکربنی از جمله فلزات سنگین است که می توانند سرطان زا و جهش زا باشند. مشخص شده که گیاه پالایی جهت خروج و کاهش آلاینده های نفتی موثر و کارآمد است ولی انتخاب گیاهان جهت گیاه پالایی مشکل می باشد. مواد و روش ها: اثرات آلودگی نفتی خاک (0 درصد، 1 درصد، 2 درصد، 3 درصد و 4 درصد حجمی/ وزنی) بر مقدار پرولین (روش Bathes)، پروتئین کل (روش برادفورد) و مقادیر سرب، کادمیم و روی (جذب اتمی) موجود در برگ های اقاقیای 90 روزه مورد بررسی قرار گرفت. آنالیز آماری داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS11 و تست دانکن انجام شد. نتایج: نتایج نشان می دهد که مقدار پرولین و پروتئین به طور معنی داری (p£0.05) همراه با افزایش آلودگی، افزایش یافته است. بیشترین مقدار پرولین در گیاهان تیمار 4 درصد اندازه گیری شد. تجمع پرولین، یک پاسخ فیزیولوژیک عمومی بسیاری از گیاهان در پاسخ به محدوده وسیعی از تنش های زیستی و غیرزیستی است. نتایج نشان داد که روی و سرب در برگ های اقاقیا تجمع زیستی داشته اند. مقدار سرب برگ بطور قابل توجهی در گیاهان تحت تیمار 1 درصد افزایش داشته، بطوری که در تیمار 1 درصد غلظت سرب 20.8 برابر افزایش را نشان می دهد. هیچ اختلاف معنی داری در خصوص مقدار کادمیم بین تیمارها و گیاهان کنترل وجود نداشت. نتیجه گیری: بر اساس نتایج فوق، اقاقیا را می توان به عنوان یک انباشتگر در آلودگی نفتی استفاده نمود و در تحقیقات بعدی آن را برای گیاه پالایی خاک های آلوده به سرب انتخاب نمود.
تاثیر سیلیمارین و لیتیم کلراید بر تمامیت DNA اسپرم اپیدیدیمی قوچ نژاد فراهانی
دوره 9، شماره 1، بهار 1397، صفحه 76-85
https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.76
طاهره چوبینه، مهدی خدایی مطلق، حمیدرضا مومنی، نیلوفر دربندی
چکیده هدف: این مطالعه با هدف بررسی اثر لیتیوم کلراید و سیلیمارین بر تمامیتDNA و هسته اسپرم اپیدیدیمی قوچ نژاد فراهانی انجام شد.
مواد و روشها: در این مطالعه، بیضههای قوچ نژاد فراهانی پس از ذبح در کشتارگاه اراک بهصورت روزانه به آزمایشگاه منتقل و پس از چند برش در ناحیه اپیدیدیم بیضهها، با استفاده از محیط کشت Ham,s Flo داخل لولههای فالکون، اسپرم شسته و جمعآوری شد. سپس اسپرمهای جمعآوری شده به چهار گروه تقسیم شدند: 1- اسپرمهای لحظه در زمان صفر 2- اسپرمهای انکوبه شده بهمدت 180 دقیقه (کنترل) 3- اسپرمهای تیمار شده با لیتیوم کلراید بهمدت 180 دقیقه 4- اسپرم تیمار شده با کلرید لیتیم بههمراه سیلیمارین بهمدت 180 دقیقه. تمامیت DNA بهوسیله رنگآمیزی آکریدین اورنژ و تست Sperm chromatin dispersion (SCD) و ساختار مورفولوژیکی آپوپتوزیس در هسته اسپرم بهوسیله رنگآمیزی دیفکوییک مورد ارزیابی قرار گرفت. دادهها از طریق آنالیز واریانس یکطرفه بررسی و مقایسهی میانگینها با آزمون توکی انجام شد.
نتایج: آپوپتوزیس در هسته اسپرم و درصد شکست DNAدر گروه تیمار شده با لیتیوم کلراید نسبت به گروه کنترل کاهش معنیداری را نشان داد. در گروه سیلیمارین+لیتیوم کلراید، سیلیمارین توانست این تغییرات را بهطور معنیداری نسبت به گروه لیتیوم کلراید جبران نماید.
نتیجهگیری: استفاده از سلیمارین با آثار آنتی اکسیدانتی توانست سبب ممانعت از اثرات منفی لیتیوم بر شکست DNA و آپوپتوزیس هسته اسپرم شود.
اثر کوارستین بر تغییرات هیستولوژیک بافت رحم در موش های صحرایی اواریکتومی شده
دوره 4، بهار 92، بهار 1392، صفحه 77-83
https://doi.org/10.52547/JCT.4.1.77
چکیده هدف: برداشتن تخمدان، ضخامت بافت پوششی مخاط آندومتر، تعداد سلولها و غدد موکوسی را کاهش داده و لایههای دیگر رحم را تغییر می دهد. کوئرستین به عنوان یک فلاونوئید دارای خواصی از جمله جمع آوری کننده رادیکال های آزاد و آنتی اکسیدانتی است. این مطالعه به منظور بررسی اثر کوئرستین بر بافت رحم در موشهای اوارکتومی انجام شد.
مواد و روشها: در این مطالعه 25 سر موش صحرایی ماده نژاد ویستار در 5 گروه (5 نمونه در هر گروه) شامل: شاهد، اوارکتومی، اوارکتومی تیمار شده با کوئرستین، سالم تیمار شده با کوئرستین و شم تقسیم شدند. 15 میلیگرم کوارستین به ازای هر کیلوگرم وزن بدن به مدت 15 روز به صورت داخل صفاقی تزریق شد. در پایان دوره، موشها با اتر آسان کشی شده و بافت های رحم پس از خارج شدن، در فرمالین سالین 10 درصد تثبیت گردیدند. سپس مقاطع بافتی تهیه شد و با استفاده از میکروسکوپ نوری پس از رنگ آمیزی با هماتوکسیلین- ائوزین بررسی شدند.
نتایج: در رحم موشهای اواریکتومی شده، ضخامت لایه آندومتر به طور معنی داری کاهش یافت و بافت پوششی آن به صورت مکعبی در آمده بود. تعداد سلولها و غدد در مقایسه با شاهد کاهش پیدا کرد. در گروه اوارکتومی تحت تیمار کوئرستین، ضخامت لایه آندومتر، تعداد سلولها و غدد به طور معنی داری افزایش یافت.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که کوئرستین بهعنوان آنتی اکسیدانت می تواند تغییرات حاصل از اوارکتومی را در بافت رحم در غیاب هورمونهای تخمدانی بهبود بخشد.
تاثیر ضد باکتریایی اسانس سیر و رزماری بر برخی از پاتوژنهای اصلی ورم پستان در گاو شیری
دوره 5، شماره 1، بهار 1393، صفحه 79-88
https://doi.org/10.52547/JCT.5.1.79
مهدی خدایی مطلق
چکیده هدف: در این پژوهش خواص ضد باکتریایی اسانس 2 گیاه رزماری و سیر بر روی باکتریهای استافیلوکوکوس آرئوس، اشرشیاکلی و استافیلوکوکوس آگالاکتیه در درصد غلظتهای مختلف مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روشها: اسانسها از گروه گیاهان دارویی و معطر دانشگاه اراک تهیه گردید. با غلظتهای 10، 30 و 50 درصد از اسانسهای سیر و رزماری خاصیت ضد باکتریایی بهروش انتشار در آگار بهکمک دیسک بررسی شد. حداقل غلظت مهاری و حداقل غلظت کشندگی نیز با استفاده از درصد غلظتهای مختلف اسانسها تعیین شد. برای تعیین فعالیت ضد باکتریایی آنتی بیوتیکهای پنیسیلین، باسیتراسین و اریترومایسین از دیسکهای آماده که آغشته با این آنتی بیوتیکها بودند بر روی محیط کشت باکتریها استفاده شد.
نتایج: تمام غلظتهای این اسانسها (10، 30 و 50 درصد) دارای اثر ضد میکروبی بودند و تاثیر اسانسها با کم شدن غلظت آنها در دیسک کم شد. حداقل غلظت مهاری و کشندگی بین دو اسانس سیر و رزماری تفاوت چشمگیری وجود نداشت. همچنین مقایسه میانگین هاله عدم رشد بین آنتی بیوتیکهای مورد بررسی (پنیسیلین، باسیتراسین و استرپتومایسین) و اسانسها در غلظت 10 درصد نشان داد بین آنتی بیوتیکها و اسانسها تفاوت معنیدار وجود داشت.
نتیجهگیری: اسانسهای سیر و رزماری با توجه به دارا بودن اثرات آنتی باکتریایی بر علیه باکتریهای اصلی مولد ورم پستان میتوانند کاندیداهای مناسبی بهمنظور جایگزین آنتی بیوتیکها در درمان ورم پستان در گاو باشند.
اثر حفاظتی روغن سیاه دانه بر سمیت القاء شده توسط بیس فنول آ بر بافت بیضه موش بالغ NMRI
دوره 6، شماره 1، بهار 1394، صفحه 87-96
https://doi.org/10.52547/JCT.6.1.87
ملک سلیمانی مهرنجانی، سیدمحمد علی شریعت زاده، مهدی آزادپور
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثر حفاظتی روغن سیاه دانه بهعنوان یک آنتی اکسیدانت بر بافت بیضه موشهای تیمار شده با بیس فنول A بود.
مواد و روشها: در این مطالعه 24 سر موش نر بالغ NMRI به چهار گروه (6=n) : کنترل، بیس فنول A (mg/kg/day 200)، روغن سیاه دانه (ml/kg/day 5) و بیس فنول A + روغن سیاه دانه تقسیم شدند. 34 روز پس از تیمار دهانی با اندازهگیری وزن موش، بیضه راست خارج و فیکس شد. پارامترهای مورفومتریک بافت بیضه پس از انجام برش گیری، پاساژ بافتی و رنگ آمیزی Heidenhain's Azan ، توسط روش استریولوژی مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج : میانگین حجم لولههای منیساز، ارتفاع اپیتلیوم زایشی، قطر و ضخامت غشا پایه لولههای منیساز، تعداد سلولهای اسپرماتوسیت، اسپرماتید گرد و دراز، اسپرماتوگونی و سلولهای سرتولی در گروه بیس فنول A نسبت به گروه کنترل کاهش معنیداری نشان داد (05/0 p <). افزایش میانگین حجم لولههای منیساز و تعداد سلولهای سرتولی در گروه بیس فنول A + روغن سیاه دانه در حد گروه کنترل بود اما میانگین تعداد سلولهای اسپرماتوسیت و اسپرماتید گرد و دراز در این گروه نسبت به گروه بیس فنول A دارای افزایش معنیداری شد (05/0p <).
نتیجه گیری: مصرف همزمان روغن سیاه دانه و بیس فنول A از اثرات نامطلوب بیس فنول A بر بافت بیضه موش بالغ جلوگیری نمود.
بررسی اثر دو فاکتور Nurr1 و GDNF بر حفاظت نورونهای دوپامین ساز SH-SY5Y در مقابل التهاب عصبی و مسمومیت ناشی از 6-OHDA
دوره 8، شماره 1، بهار 1396، صفحه 87-108
https://doi.org/10.52547/JCT.8.1.87
مینا رسول نژاد، موسی گردانه، فرزانه صابونی
چکیده هدف: در این تحقیق از بیشبیان فاکتورهایNurr1 و GDNF، بهدلیل پتانسیل ضدالتهابی و ترمیمی آنها و نیز نقش Nurr1در تنظیم بیان ژن گیرنده GDNF(Ret)، با هدف حفاظت سلولهای دوپامینسازSH-SY5Y در مقابل التهاب عصبی و نیز مسمومیت 6-OHDA استفاده شد.
مواد و روشها: ابتدا لنتیویروسهای نوترکیب حامل ژنهایNurr1 وGDNF تهیه و بهترتیب به سلولهای SH-SY5Y و آستروسیتوما ترانسداکت شدند. همچنین برای تولید بهینه فاکتور GDNF، سلولهای HEK-293T با ناقل پلاسمیدی مربوطه ترانسفکت و محیط مشروط آنها و نیزسلولهای آستروسیتوما، حاوی فاکتور GDNF، جمعآوری شد. بیشبیان ژنهای مزبور با RT-PCR به اثبات رسید. از سوی دیگرسلولهای میکروگلیا از مغز نوزاد رت جداسازی و متعاقبا با لیپوپلی ساکارید (LPS) فعال و نهایتا بیان فاکتورهایTNF-α و iNOS در آنها با تستگریسوRT-PCR اثبات شد؛ محیط مشروط میکروگلیا جمعآوری و بههمراه محیط مشروط سلولهای آستروسیتوما/HEK-293T به سلولهای SH-SY5Yافزوده شد. ردهیSH-SY5Y بهصورت جداگانه نیز با محیط مشروط آستروسیتوما / HEK- 293T و توکسین 6-OHDA تیمار شد.
نتایج: آنالیز MTT نشان داد سلولهای SH-SY5Y با بیان فزایندهNurr1 و یا در حضور GDNF، مقاومت بیشتری در برابر التهاب عصبی و توکسین6-OHDA نشان میدهند. همچنین GDNF و Nurr1 با هم اثر سینرژیک داشته و مقاومت بیشتری را به سلولهای دوپامینساز عطا میکنند.
نتیجهگیری: فاکتورهایNurr1 و GDNF به تنهایی و نیز بهصورت توام و سینرژیک، اثر حفاظتی بر نورونهای دوپامینساز در مقابل عوامل التهابی و توکسین 6-OHDA دارند.
بررسی اثر Chir99021 بر تکثیر سلولهای بنیادی مزانشیمی جدا شده از مغز استخوان جنین گوسفند
دوره 7، شماره 1، بهار 1395، صفحه 91-101
https://doi.org/10.52547/JCT.10.1.91
لیلا سلطانی، حمیدرضا رحمانی، مرتضی دلیری جوپاری، حوری قانعی الوار، امیرحسین مهدوی، مهدی شمسآرا، ناصر امیریزاده
چکیده هدف: هدف از مطالعهی حاضر بررسی اثر غلظتهای متفاوت Chir99021 بر تکثیر آزمایشگاهی سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان (Bone-Marrow Mesenchymal Stem Cells; BM-MSCs) جنین گوسفند است. مواد و روشها: MSCs از مغز استخوان جنین گوسفند جداسازی و کشت داده شد. پتانسیل تمایز این سلولها به سلولهای استخوان و چربی، در پاساژ سوم بررسی شد. در این مطالعه، BM-MSCsی جنین گوسفند با غلظتهای متفاوت 0، 5/0، 1، 5/1، 3، 5 میکرومولار Chir99021 کشت داده شدند. در طول دورهی کشت، سلولها از نظر تعداد کلونی، دوبرابر شدن جمعیت سلولی و زمان دو برابر شدن، زندهمانی سلولی مورد بررسی قرار گرفتند، علاوه بر این، بیان ژن بتا-کاتنین مورد ارزیابی قرار گرفت. کشت بدون Chir99021 بهعنوان گروه شاهد در نظر گرفته شد. نتایج: یافتههای ما نشان داد که افزودن غلظتهای 5/0 و 1 میکرومولار Chir99021 به محیط کشت در مقایسه با دوزهای 5 میکرومولار Chir99021 و گروه شاهد بهصورت معنیداری تکثیر را افزایش داده بودند )05/0 p <). علاوهبراین، پنج روز بعد از تیمار با این ریز مولکول، نتایج نشان دادکه تیمارهای 5/0 و 1 تعداد کلونی بیشتری در مقایسه با تیمارهای کنترل و 5 میکرومولار Chir99021 تشکیل دادهاند. بیان بتا-کاتنین در گروه مکمل شده با 1 میکرومولار در مقایسه با گروههای دریافتکنندهی غلظتهای 5/0 و 5/1 بهصورت معنیداری بالاتر بود )05/0 p <). نتیجهگیری: نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد، بهکارگیری غلظت 1 میکرومولارChir99021 سبب افزایش تکثیر آزمایشگاهی BM-MSCهای جنین گوسفند شده است اما بهکارگیری غلظتهای بالای این ترکیب اثرات سمی بر تکثیر این سلولها دارد.
مقایسه توالی ژن DBAT، در سطح نوکلئوتیدی و آمینواسیدی، در گونههای سرخدار و قارچ های اندوفیت
دوره 4، تابستان 92، تابستان 1392، صفحه 197-203
https://doi.org/10.52547/JCT.4.2.197
چکیده هدف: هدف از این تحقیق، بررسی حضور ژن DBAT، یکی از ژنهای کلیدی در مسیر بیوسنتزی تاکسول، در سرخدار (Taxus baccata) و قارچ اندوفیت مولد تاکسول آن و نیز بررسی میزان شباهت این توالیها با توالیهای موجود در بانک ژن بود.
مواد و روشها: در این تحقیق، قارچهای اندوفیت از پوست درخت سرخدار جداسازی و به روش نوک هیف خالصسازی شدند. DNA ژنومی درخت سرخدار و یکی از قارچهای مولد تاکسول (ایزوله T9) استخراج گردید. حضور ژن DBAT بهوسیله واکنش زنجیرهای پلیمراز بررسی گردید. پس از توالییابی، میزان شباهت توالیهای بهدست آمده از سرخدار و ایزوله T9 با توالیهای سایر گونههای سرخدار و قارچهای اندوفیت، موجود در پایگاه بانک ژن، مقایسه شدند.
نتایج: با استفاده از پرایمرهای اختصاصی، یک قطعه bp 125 از ژن DBAT سرخدار و ایزوله T9 تکثیر گردید. همردیفی توالی نوکلئوتیدی و آمینواسیدی قارچ و گیاه میزبان نشان داد که این توالیها دارای شباهت بسیار بالایی (بیش از 98درصد) بودند. نتایج همردیفی این توالیها با توالیهای گونههای دیگر سرخدار و قارچهای اندوفیت، نیز شباهت بسیار بالایی (98 تا100 درصد) را نشان داد. همچنین، شباهت نسبتا بالایی در توالی نوکلئوتیدی و آمینواسیدی آنزیم DBAT و سایر آنزیمهای آسیل و آروئیل ترانسفراز درگیر در مسیر بیوسنتزی تاکسول مشاهده شد.
نتیجهگیری: براساس نتایج، حضور ژن DBAT در قارچ اندوفیت مولد تاکسول جداشده از سرخدار و همچنین شباهت بسیار بالا آن، در سطح نوکلئوتیدی و آمینواسیدی، با توالی بدست آمده از ژن DBAT میزبان (Taxus baccata) و توالی گونههای دیگر سرخدار و نیز قارچهای اندوفیت به اثبات رسید
اثر کاربرد توام عصاره الکلی پای Chiton lamyi و بافت سلول زدایی شده مغز موش صحرایی بر رگزایی در پرده کوریوآلانتوئیک جنین مرغ خانگی
دوره 6، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 205-212
https://doi.org/10.52547/JCT.6.2.205
جواد بهارآرا، ناصر مهدوی شهری، فریده نامور، سعیده طالبی
چکیده هدف: در این مطالعه اثر کاربرد توام عصاره پای کیتونChiton lamyi و بافت سلول زدایی شده مغز موش صحرایی بر رگزایی در پرده کوریوالانتوئیک جنین مرغ بررسی شده است. مواد و روشها: در این مطالعه، 70 عدد تخم مرغ نطفه دار نژاد راس در هفت گروه در ده تکرار شامل: 1. کنترل، 2. تیمار DMSO، 3. تیمار با بافت مغز سلول زدایی شده، 4. تیمار با غلظت 10 میکروگرم بر میلیلیتر عصاره الکلی پای کیتون، 5. 20 میکروگرم بر میلیلیتر عصاره الکلی پای کیتون، 6. تیمار توام با بافت سلول زدایی شده مغز و غلظت10 میکروگرم بر میلیلیتر عصاره، و 7. تیمار توام با بافت سلول زدایی شده مغز و غلظت20 میکروگرم بر میلیلیتر عصاره تقسیم شدند. همه تخم مرغها بهمدت هشت روز در دستگاه جوجهکشی قرار داده شدند و در روز هشتم تیمار انجام شد. سپس در روز دوازدهم با فتواستریو میکروسکوپ عکسبرداری شدند. تعداد و طول انشعابات عروقی در محل تیمار روی پرده کوریوآلانتوئیک با نرم افزار Image J بررسی شد. دادهها توسط نرم افزار SPSS با آزمون ANOVA صورت گرفت (05/0(Pنتایج: نتایج نشان داد کهتیمار با عصاره پای کیتون و همچنین تیمارهای 10 و 20 میلی گرم بر میلی لیتر عصاره پای کیتون و بافت سلول زدایی شده مغز رت موجب کاهش معنیدار تعداد و طول انشعابات عروقی در مقایسه با گروههای کنترل و تیمار DMSO گردیدند (05/0 .(p < نتیجه گیری: استفاده توام بافت سلول زدایی شده مغز رت و عصاره پای کیتون دارای اثر مهاری بر رگزایی در پرده کوریوآلانتوئیک جنین جوجه میباشد.
بررسی فعالیت ضد باکتریایی نانوذرات نقره سنتز شده از عصاره میوه گیاه تشنهداری (Scrophularia striata)
دوره 8، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 206-213
https://doi.org/10.52547/JCT.8.2.206
حدیث طلوعی تبار، علی اصغر حاتم نیا
چکیده هدف: در این تحقیق از یک روش ساده و سریع جهت سنتز نانوذرات نقره با استفاده از عصاره میوه گیاه تشنهداری استفاده شد، بهطوریکه متابولیتهای موجود در عصاره میوه تشنهداری سبب کاهش یونهای نقره به نانوذرات نقره طی فرآیند سنتز سبز شدند.
مواد و روشها: جهت شناسایی نانوذرات سنتز شده از عصاره گیاه تشنهداری از روشهای اسپکتروسکوپی UV و میکروسکوپ الکترونیاسکنینگ استفاده شد. فعالیت ضدباکتریایی نانوذرات نقره سنتز شده از عصاره میوه گیاه تشنهداری بر علیه باکتریهای گرم منفی (اشریشیاکلای بالینی، اشریشیاکلایATCC، سالمونلا تایفیATCC و کلبسیلا پنمونیه) و گرم مثبت (استافیلوکوکوس اورئوس و باسیلوس سرئوس) مورد بررسی قرار گرفت. حداقل غلظت بازدارندگی (MIC) و حداقل غلظت کشندگی (MBC) با استفاده از تکنیک میکرودایلوشن تعیین شد. فعالیت ضدباکتریایی بهوسیله روش انتشار چاهک در آگار تعیین شد.
نتایج: نتایج نشان داد که با افزایش غلظت نانوذرات نقره فعالیت ضدباکتریایی افزایش یافته و در غلظت 5 میلیمولار نانوذرات نقره، فعالیت ضدباکتریایی در برابر همه باکتریها مشاهده شد، با اینحال بیشترین فعالیت ضدباکتریایی نانوذرات نقره در غلظت 5 میلیمولار و بر علیه باکتری استافیلوکوکوس اورئوس (با قطر هاله عدم رشد 32 میلیمتری) مشاهده شد. همچنین در غلظتهای پایین 312/0 و 625/0 میلیمولار نانوذرات نقره اثرات مهارکنندگی روی باکترهای کلبسیلا پنمونیه و سالمونلا تایفی ATCC مشاهده نشد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج این پیشنهاد ارائه میشود که نانوذرات نقره سنتز شده از عصاره میوه تشنهداری میتواند بهعنوان یک عامل ضدباکتریایی مناسب در برابر پاتوژنهای بالینی استفاده شود.
بررسی سمیت سلولی نانوذره اکسید سریم (CeO2) روی رده سلولی سرطان کولون ( HT29 )و آنالیز بیان ژن های آپوپتوزی کاسپاز 3 و 9 با استفاده از روش Real Time PCR و فلوسیتومتری
دوره 8، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 294-302
https://doi.org/10.52547/JCT.8.3.294
رها نصیری، شهره زارع کاریزی، نسیم حیاتی رودباری، نازنین فرهادیار
چکیده هدف: هدف از مطالعه حاضر بررسی اثرات سمیت سلولی نانو ذره اکسید سریم روی رده سلولی سرطانی کلون HT29 و آنالیز بیان ژنهای آپوپتوزیسی کاسپاز 3 و 9 میباشد.
مواد و روشها: در این مطالعه سلولهای HT 29 در فواصل زمانی 24، 48 و 72 ساعت تحت تاثیر غلظتهای 78/0، 56/1، 12/3، 25/6، 5/12، 25،50، 100 میلیگرم بر میلیلیتر از نانوذره اکسید سریم قرار گرفته و میزان بقای سلولها توسط روش MTT (3-(4,5-dimethylthiazol-2-yl)-2,5-diphenyltetrazolium bromide) اندازه گیری شد. سپس میزان بیان ژنهای کاسپاز 3 و 9 با روش Real Time PCR در سلولهای HT29 تیمار شده با غلظت IC50 نانوذره در مدت زمان 24 ساعت و القای آپوپتوزیس توسط روش فلوسایتومتری مشخص شد.
نتایج: نتایج تست MTT نشان داد که نانو ذره در مدت زمان 72 ساعت و در غلظتهای 25، 50 و 100 میلیگرم بر میلیلیتر بیشترین سمیت سلولی را روی رده سلولی HT29 داشته است. همچنین نتایج Real Time PCR نشان داد که بیان نسبی ژنهای کاسپاز 3 و 9 در رده سلولی سرطانی HT-29 تیمار شده با نانوذره بهترتیب بهمیزان (05/0p>) 76/0±36/2، (05/0p>) 95/0±4/3 طی 24 ساعت افزایش داشته و نتایج فلوسایتومتری میزان آپوپتوزیس 16 درصد درصدی را نشان داد.
نتیجهگیری: سمیت سلولی نانو ذره اکسید سریم برای سلولهای سرطانی HT-29 وابسته به دوز و زمان است. که در آینده با مطالعات بیشتر و با هدفمند کردن این نانوذره بهعنوان یک ترکیب دارویی کاندید جهت اهداف درمانی میتوان استفاده کرد.
