اثر مایع مغزی-نخاعی جنینی بر توانایی تکثیر و حفظ حالت بنیادی پروژنیتورهای عصبی رت نژاد ویستار
دوره 4، پاییز 92، پاییز 1392، صفحه 305-311
https://doi.org/10.52547/JCT.4.3.305
چکیده هدف: در سالهای اخیر شواهد چندی، نقش تکوینی برای مایع مغزی-نخاعی قایل شدهاند. در این مطالعه تاثیر مایع مغزی-نخاعی جنینی بر توانایی تکثیر و ویژگیهای بنیادی بودن سلولهای پروژنیتور عصبی بررسی شده است.
مواد و روشها: در این مطالعه کورتکس جنینهای 5/15 روزه رت نژاد ویستار در شرایط استریل جدا و بهروش آنزیمی به سوسپانسیون سلولی تبدیل گشت. سپس سلولها با تراکم 50 الی 100 سلول در هر میکرولیتر محیط کشت DMEM/F12 حاوی مکمل N2 و فاکتور رشد EGF وFGF-2 کشت داده شد. در گروه کنترل فقط از محیط کشت استاندارد استفاده شد در حالیکه گروههای آزمایشی با مایع مغزی-نخاعی روزهای مختلف جنینی (16، 18 و 20) به نسبت 10 به 100 (حجمی-حجمی) تیمارشدند. شمارش تعداد نوروسفیرها و بیان مارکر ویمنتین جهت بررسی توانایی تکثیر و حالت بنیادی مورد استفاده قرار گرفت. میزان بقای سلولی با استفاده از تست MTT سنجیده شد. نتایج بدست آمده از طریق آزمون آنالیز واریانس یک طرفه بررسی شد.
نتایج : مایع مغزی-نخاعی جنینی روزهای 16 و18 تعداد نووروسفیرها و همچنین میزان بقای سلولی را افزایش داد.
نتیجه گیری: مایع مغزی-نخاعی جنینی روزهای مختلف جنینی به صورت وابسته به زمان تاثیرات متفاوتی بر تکثیر و بقای سلولهای پروژنیتور عصبی میگذارند. همچنین این مایع حالت بنیادی سلولهای پروژنیتور عصبی را در حالت بنیادی تثبیت میکند.
مدل سازی سرطان پستان با استفاده از مواد شیمیایی و بررسی تاثیر رادیوداروی P32 بر سلولهای سرطان حاصل
دوره 3، زمستان 91، زمستان 1391، صفحه 345-350
https://doi.org/10.52547/JCT.3.4.345
چکیده هدف: توانایی داروی رادیواکتیو p 32 برای درمان و کنترل سرطان پستان و بررسی توزیع این رادیو دارو در موشهای مبتلا مورد بررسی این مقاله میباشد.
مواد و روشها: 10تا20 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن از کارسینوژن DMBA به رتهای نژاد SD تحت آزمایش خورانده شد. تومورهای به قطر 10 تا 15میلیمتر برای آزمایش انتخاب شدند. رادیو دارو بر اساس الگوی تهیه شده به تومورهای به فاصله 3 و 5 و 7 روز تزریق گردید. در این فاصله توزیع رادیودارو در بدن موش، توسط دستگاه دتکتوریدورسدیم مورد ارزیابی قرار گرفت. پس از پایان دورهی تیمار حیوان بیهوش و در شرایط استریل تومور را بطور کامل خارج و ودر فرمالین10 درصد قرار داده شد. برشهایی از تومورها با استفاده از دستگاه تیشو پروسسور مورد پردازش و تهیه قرار گرفتند. پس از مراحل پاساژ بافتی و برشگیری، نمونه ها از طریق رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: بررسی هیستولوژیک مقاطع تهیه شده از بافتهای توموری موید این مطلب بود که پاتولوژی تومورهای القایی ایجاد شده توسط DMBA در موشهای صحرائی مورد استفاده در این تحقیق، شباهت زیادی با تومورهای پستانی در انسان داشت. 5 روز بعد از تزریق رادیوفسفر مجاری و غدد تومورال توسط باقیماندههای سلولهای اپیتلیال پوشانیده شده بود. بسیاری از سلولها از غشای پایه جدا شده و به داخل حفرههای غددی ریزش پیدا کرده بودند. سلولهای باقیمانده دارای هسته کوچک و کروماتینی متراکم و سیتوپلاسم نیز حالت فشرده و متراکم داشت. مناطق اطراف محل تزریق دارو به شعاع حدود 7 تا 8 میلیمتر تمامی سلولها نکروزه شده و تشکیل حفره ای در داخل تومور داده بودند.
نتیجه گیری: این مشاهدات نفوذ و تاثیر بیشتر تشعشعات ساطع شده از فسفر 32 در بافت توموری را نشان میدهد و چنانچه نقاط تزریق با فاصله مناسب در تومور صورت گیرد توانایی نابودی تومور در زمان کوتاه تری را خواهد داشت.
بررسی تغییرات بیان ژن های دفاعی فنیلآلانینآمونیالیاز و پراکسیداز در برهمکنش با عصارۀ گیاه چریش در گیاه گوجه فرنگی آلوده به نماتد Meloidogyne javanica
دوره 9، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 360-377
https://doi.org/10.52547/JCT.9.4.360
فاطمه ناصری نسب، رامین حیدری، فروغ سنجریان، فرشاد رخشنده رو
چکیده هدف: هدف از انجام این پژوهش، بررسی تاثیر چند غلظت عصاره آبی میوه چریش بر روی میزان بیان ژنهای رمز کننده دو آنزیم فنیلآلانینآمونیالیاز و پراکسیداز در گیاه گوجه فرنگی (دو رقم متین و ارلی اوربانا) در برهمکنش با نماتد بیمارگر Meloidogynejavanica بود.
مواد و روشها: بهاینمنظور، گیاهچههای گوجهفرنگی در مرحله 4 تا 6 برگی با غلظتهای مختلف (غلظتهای 25، 50، 75 و 100 درصد) عصاره تلقیح و سپس توسط عامل بیمارگر مایهزنی شد. نمونهبرداری از این گیاهان در شش نقطه زمانی (0، 12، 24، 96، 192 و 288 ساعت) بعد از مایه زنی قارچ بیمارگر انجام شد. میزان بیان ژنهای رمزکننده این آنزیمها با روش Real Time-PCRمورد بررسی قرار گرفت و گیاه مایه زنی شده با عصاره بهعنوان شاهد در نظر گرفته شد.
نتایج: در هر دو رقم مورد بررسی، مقدار بیان ژن رمزکننده هر دو آنزیم در تیمار توام نماتد بیمارگر و عصاره آبی چریش از زمانهای اولیه پس از مایهزنی روند افزایشی داشت و دارای اختلاف معنیدار با شاهد بود. در رقم متین افزایش بیان ژن با میزان و سرعت بیشتری در مقایسه با رقم ارلی اوربانا اتفاق افتاد بهطوریکه بیان ژنهای PAL و POX در این رقم بهترتیب بهمیزان 2/18 و 5/14 برابر شاهد در گیاه تیمار شده با عصاره و نماتد مشاهده شد. در رقم ارلی اوربانا نیز بیشترین میزان افزایش بیان ژن PAL در زمان 192 ساعت و بهمیزان 5/7 برابر، و در مورد ژن POX در زمان 96 ساعت و بهمیزان 9/3 برابر شاهد مشاهده شد. همچنین در آزمایشهای گلخانهای شاخصهای بیماریزایی نماتد کاهش چشمگیری را در مقایسه با رقم ارلی اوربانا نشان دادند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این مطالعه برایاینکه گیاه بتواند در برابر تهاجم بیمارگرها مصون بماند باید بیان ژنهای دفاعی در زمانهای ابتدایی بعد از تلقیح بیمارگر افزایش پیدا کند. افزایش زود هنگام بیان ژنها در گیاهچههای تیمار شده با عصاره چریش پدیدهای قابل توجیه در مکانسیم مقاومت گیاه در برابر عامل بیمارگر بهنظر میرسد.
تاثیر نانو ذرات نقره بر پارامترهای اسپرم، گونههای فعال اکسیژن سرم و مایع سمینال موش
دوره 5، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 394-400
https://doi.org/10.52547/JCT.5.4.394
عاطفه رضی، علیرضا طالبی، فاطمه پوررجب، سعید رضایی زارچی، سیّد علیرضا رضوی ششده، حمید رضا شاهمرادی رضی
چکیده هدف: با توجه به نقش نانوذرات نقره در افزایش رادیکالهای آزاد اکسیژن و حساسیت بیش از حد سلولهای اسپرم نسبت به آنها، احتمال میرود که نانو ذرات نقره سبب کاهش کیفیت و توانایی بارورسازی اسپرم گردند. هدف از این مطالعه بررسی اثرات سمی نانو ذرات نقره بر پارامترهای اسپرم و غلظت رادیکالهای آزاد سرم ومایع سمینال موش نر میباشد.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی 24 سر موش نر بالغ بهصورت تصادفی به سه گروه تجربی ویک گروه کنترل تقسیم گردیدند. نانو ذره نقره به ابعاد 40 نانومتر با مقادیر 50، 100 و 200 میکرولیتر به ترتیب به گروه اول تا سوم مورد مطالعه بهصورت دهانی بهمدت پنج هفته داده شد. پس از خونگیری از قلب، سرم حاصل برای بررسی غلظت مالون دی آلدئید (MDA)، با دستگاه اسپکتروفتومتر مورد آمادهسازی قرار گرفت. برای آنالیز پارامترهای اسپرمی، پس از جداسازی دم اپیدیدیم، اسپرمهای بهدست آمده مورد مطالعه قرار گرفتند.
نتایج: گروه سوم تجربی (دوز بالا) دارای کمترین میانگین تعداد اسپرم (6/2 ± 00/16)، کمترین درصد اسپرمهای با حرکت پیش رونده سریع (45/5 ± 16/18)، بیشترین درصد اسپرمهای غیرطبیعی (40/4 ± 83/35) و بیشترین میزان غلظت MDA در سرم و مایع سمینال در مقایسه با سایر گروهها بودند.
نتیجه گیری: نانوذرات نقره بهعنوان یکی از عوامل تشدید کننده اثرات رادیکالهای آزاد و گونههای فعال اکسیژن در سرم و مایع سمینال، سبب کاهش پارامترهای اسپرم همراه می گردند.
افزایش تولید بتا-کاروتن و گلیسرول در کشت سلولی Dunaliella salina توسط امواج فراصوت
دوره 6، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 397-408
https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.397
رقیه مخبری، آیت ا... رضایی، علاءالدین کردناییج
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثر امواج فراصوت بر رشد و برخی شاخصهای فیزیولوژیکی در کشت جلبک تک سلولی Dunaliella salina بود. مواد و روشها: امواج فراصوت با فرکانس 40 کیلو هرتز و توان W/Cm35، به کشتهای سلولی در روز چهاردهم واکشت در قالب طرح کاملا تصادفی با 3 تکرار اعمال شد. مدت زمان تابش امواج فراصوت به سلولها 0، 5/2، 5 و 10 دقیقه بود. شاخصهای مورد اندازهگیری عبارت بود از: رشد سلولی، پروتئین کل، رنگیزههای فتوسنتزی، پتانسیل آنتیاکسیدانتی، میزان پراکسیداسیون لیپیدهای غشایی، مقدار ترکیبات فنلی، فلاونوئیدها، آنتوسیانینها، قندهای محلول، بتا-کاروتن و گلیسرول. نتایج: نتایج نشان داد که با افزایش مدت زمان تابش امواج فراصوت رشد سلولی و مقدار رنگیزههای فتوسنتزی کاهش یافت. در مقابل مقدار پروتئین کل، پتانسیل آنتیاکسیدانتی، پراکسیداسیون لیپیدهایغشایی، ترکیبات فنلی، فلاونوئیدها، آنتوسیانینها، بتا-کاروتن و گلیسرول افزایش یافت. بیشترین میزان بتا-کاروتن و گلیسرول بهعنوان متابولیتهای مهم در حالت تیمار 10 دقیقه تابش امواج فراصوت بهدست آمد که بهترتیب 3/12 و 5/13 میلیگرم در لیتر بود. نتیجهگیری: بهنظر میرسد امواج فراصوت با تحریک سلولها و القای پاسخهای دفاعی و متابولیت ثانوی، باعث افزایش مقدار بتا-کاروتن و گلیسرول در سلولها گردید.
کلون و بیان ژن نوترکیب هومون رشد با استفاده از برچسب تیوردوکسین
دوره 7، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 399-405
https://doi.org/10.52547/JCT.7.4.399
حمیده روحانی نژاد، ساناز یاری، علی اصغر دلدار، امیر اشکان حمیدی
چکیده هدف: در قرن حاضر، تولید داروهای نوترکیب افزایش یافته است. از جمله این داروها، هورمون رشد میباشد که بهعلت مشکلاتی که در پروسهی بیان نوع سیتوپلاسمی و پری پلاسمی این پروتئین وجود دارد، یافتن راه حلی که بتواند بیان را بهینه نماید ضروری بهنظر میرسد. لذا در این تحقیق با استفاده نمودن از trx-tag بیان هورمون رشد را بهصورت محلول بهینه شد که علاوه بر افزایش بیان پرتئین (حل مشکل پری پلاسمی) از تشکیل انکلوزیون بادی (مشکل سیتوپلاسمی) جلوگیری مینماید.
مواد و روشها: سنتز ژن و کاست ژنی بهمنظور بیان هورمون رشد در سیستم بیانی pET 32a صورت گرفت. کاست ژنی شاملtrx-tag برای محلول سازی پروتئین،His tag بهمنظور خالص سازی و انتروکیناز در ابتدای ژن rHgh بهمنظور جداسازی برچسب های قبلی از این پروتئین میباشد.
نتایج: بعد از کلون سازی این ژن در وکتور و بیان آن، تایید آن توسط وسترن بلات صورت گرفت. نتایج بهدست آمده با استفاده از نرم افزارهای آنالیز ژل درصد بیانی حدود از کل بیان را در سویه نوترکیب نشان میدهد.
نتیجه گیری: در این تحقیق، نشان داده شد که با استفاده از Trx-tag میتوان پروتئین را بهحالت محلول در آورد و میزان بیان را بالا برد در ادامه با انجام مراحل تخمیر و پایین دستی میتوان به نتایج بهتری دست یافت.
افزایش شکستگی DNA اسپرم انسان بعد از دو ساعت انکوباسیون
دوره 4، زمستان92، زمستان 1392، صفحه 415-423
https://doi.org/10.52547/JCT.4.4.415
چکیده هدف: در این مطالعه میزان شکستگی DNA اسپرم انسانی بعد از آماده سازی بهروش Direct swim-up در زمانهای مختلف انکوباسیون بهوسیله تکنیک TUNEL مورد ارزیابی قرار گرفت تا بهترین زمان برای انکوباسیون اسپرمهای نرمال شسته شده برای استفاده در تکنیکهای کمک باروری (ART) بهدست آید.
مواد و روشها: در این مطالعه آینده نگر، 21 نمونهی اسپرم نرمال مورد مطالعه قرار گرفت. از لام Makler chamber برای مطالعه تعداد و قابلیت تحرک اسپرم استفاده شد. برای بررسی مورفولوژی اسپرم از رنگ آمیزی پاپانیکولا و قابلیت حیات اسپرم از رنگ آمیزی ائوزین-نیگروزین استفاده شد. نمونهها بعد از آماده سازی بهروش Direct swim-up در زمان های مختلف در دمای 37 درجه سانتیگراد انکوبه شدند. میزان شکستگی DNA اسپرم در فواصل زمانی مختلف (3،2،1،0 ساعت) با استفاده از تکنیک TUNEL مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج: میانگین درصد مورفولوژی طبیعی و حرکت سریع پیشرونده اسپرم بعد از آماده سازی نسبت به قبل از آماده سازی افزایش معنیداری 001/0>P داشتند. درصد میانگین قابلیت حیات اسپرم بعد از آماده سازی اسپرم نسبت به قبل از آمادهسازی بهطور معنیدار افزایش یافته بود (001/0>P). درصد شکستگی DNA اسپرم در زمان دو ساعت انکوباسیون نسبت به زمان صفر (01/0>P) و نیز زمان سه ساعت نسبت بهزمان صفر و یک ساعت انکوباسیون (001/0>P) بهطور معنیداری افزایش داشت.
نتیجه گیری: انکوباسیون اسپرم نرمال در دمای 37 درجه سانتیگراد که به روش Direct swim-up آماده شده برای استفاده در تکنیکهای کمک باروری باید زمان کمتر از دو ساعت باشد.
واژگان کلیدی:
تعیین غلظت آپوپتوزی زهر زنبورعسل بر روی سلول های سرطانی پرومیلوسیتی انسانی
دوره 2، زمستان 90، زمستان 1390، صفحه 425-433
https://doi.org/10.52547/JCT.2.4.425
چکیده هدف: اخیرا محققین گزارش کردند زهر زنبورعسل دارای اثر قوی ضد التهابی، ضد توموری و ضد سرطانی است. از طرفی از اهداف مهم درمان سرطان، راه اندازی آپوپتوزیس است. هدف این پژوهش، تعیین غلظت آپوپتوزی القا شونده توسط زهر زنبور (پاییزه، از منطقه سمنان) بر سلول های HL-60 می باشد. مواد و روش ها: در این پژوهش تجربی رده سلولی HL-60 از انستیتو پاستور تهیه و در محیط RPMI 1640 حاوی 10 درصد FBS و 1 درصد پنی سیلین- استرپتومایسین کشت شد. 2 ساعت بعد کشت، سلول ها تحت تاثیر غلظت های مختلف زهر 2.5، 5، 7.5، 12 و 15 میکروگرم بر میلی لیتر به مدت 72، 48، 24 ساعت قرار گرفتند. سپس مورفولوژی سلول ها توسط میکروسکوپ معکوس، درصد بقا توسط سنجش MTT و مرگ سلولی توسط رنگ آمیزی هوخست و فلوسیتومتری بررسی شدند. نتایج: آنالیز مورفولوژیکی و نتایج حاصل از رنگ آمیزی هوخست و داده های فلوسیتومتری آنتی بادی آنکسین 5 نشان داد مرگ القا شده توسط زهر آپوپتوزیس بوده و دوز 12 میکروگرم بر میلی لیتر موجب القا 50 درصد آپوپتوزیس می شود. نتیجه گیری: داده های این تحقیق نشان داد به کارگیری غلظت های پایین زهر زنبور طی دوره تیمار 48 ساعت اثر مهار تکثیر وابسته به دوز و زمان داشته و دوزهای بالاتر از 15 میکروگرم بر میلی لیتر باعث لیز شدن سلول ها و نکروزیس می شود. نتایج این پژوهش نشان داد که دوز 12 میکروگرم بر میلی لیتر القا کننده آپوپتوزیس بر سلول های HL-60 است.
مطالعه هیستولوژیکی اثر متقابل بافت بلاستمای لاله گوش خرگوش نژاد نیوزلندی و داربست سلول زدایی شده سه بعدی طبیعی الاستیک در شرایط in vitro
دوره 1، پاییز 89، پاییز 1389، صفحه 63-73
https://doi.org/10.52547/JCT.1.3.63
چکیده هدف: هدف از این پژوهش بررسی بر هم کنش و رفتارهای سلولی بافت بلاستما در مجاورت داربست آئورتی بود.
مواد و روشها: در این تحقیق آئورت گاو به عنوان داربست استفاده شد. ابتدا سلول ها و کلاژن بافت آئورت با استفاده از محلول برمید سیانوژن و فرمیک اسید حذف گردید تا داربستی بسیار متخلخل به دست آید. سپس داربست های تهیه شده درون حلقههایی از بافت بلاستمایی که تجمعی از سلولهای تمایز نیافته با قابلیت تقسیم و تمایز سلولی مشابه با سلولهای بنیادی جنینی میباشند، قرار داده شده و در محیط کشت به مدت 40 روز نگهداری شدند. سپس ارتباط بین بافت بلاستما و داربست الاستیک به فاصله هر 10 روز مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: مطالعات میکروسکوپی در مورد بلاستما و داربست همراه آن در روزهای مختلف کشت، علاوه بر تایید حذف سلولها و رشتههای کلاژن، نفوذ تدریجی سلولهای بلاستمایی به داخل داربست الاستیک و تغییراتی از قبیل رگزایی، شکلگیری بافت همبند و تمایز احتمالی سلولهای بلاستمایی به فیبروبلاست و میوسیت در اثر القاء داربست الاستیک را نشان داد.
نتیجه گیری: نتایج نشان دادند که امکان تهیه یک داربست طبیعی الاستیک از آئورت به وسیله تیمار با برمید سیانوژن وجود دارد. از طرف دیگر، این داربست میتواند دارای اثر القایی بر رفتارهای سلولی از قبیل مهاجرت، چسبندگی، تقسیم و احتمالا تمایز باشد. هرچند مطالعات بیشتری برای اثبات هویت سلولها و سایر ویژگیهای این داربست و همچنین امکان استفاده از آن در روشهای مهندسی بافت عروقی مورد نیاز است.
انتقال ژن به ذرت ( Zea mays L. ) با استفاده از آگروباکتریوم و مریستم رأسی ساقه
دوره 9، شماره 1، بهار 1397، صفحه 66-75
https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.66
خدیجه باقری، رؤیا تقی بیگلو، بهرام ملکی زنجانی
چکیده هدف: این تحقیق با هدف بررسی میزان کالوسزایی و باززایی ارقام مورد مطالعه ذرت و همچنین بررسی امکان انتقال ژن با استفاده از ریزنمونه جوانه کامل و مریستم راسی انجام شد.
مواد و روشها: دو نوع ریزنمونه جوانه کامل و مریستم راسی ساقه 6 رقم ذرت، در محیط MS حاوی 2,4-D mg/l 5 کشت شدند. برای باززایی کالوسها، از محیط MS حاوی Kinetin mg/l 1وBAP mg/l10 استفاده شد. با توجه به نتایج آزمایش کشت بافت، دو رقم SC703 و SC704 برای انتقال ژن انتخاب و تراریزش ریزنمونهها با Agrobacterium tumefaciens سویه LBA4404 حاوی وکتور pBI121انجام شد. برای بررسی تراریختگی نمونهها از واکنش PCR و آزمون هیستوشیمیایی استفاده شد.
نتایج: کالوسها در مدت 30 تا 40 روز ایجاد شدند و فراوانی القای کالوس در هر شش رقم و هر دو ریزنمونه، 100 درصد و بیشترین میزان باززایی (90 درصد) مربوط به ریزنمونههای مریستم راسی ساقهی رقم SC 704 و جوانه کامل رقم SC 703 بود. نتایج PCR برای ژن NPTII و آزمون هیستوشیمیایی GUS نشان داد که انتقال ژنهای مدنظر به کالوسها صورت گرفته و ژن GUS نیز بیان میشود.
نتیجه گیری: نتایج، بهتر بودن رقم SC 704 را از نظر کالوسزایی، باززایی و انتقال ژن نشان داد.
بررسی هیستوشیمیایی اثرات عصاره گیاه گل ماهور (Verbascum speciocum) در ترمیم زخم رت
دوره 2، بهار 90، بهار 1390، صفحه 67-75
https://doi.org/10.52547/JCT.2.1.67
چکیده هدف: هدف از این تحقیق مطالعه تاثیر پماد عصاره الکلی برگهای یک ساله گیاه V. speciocumموجود در منطقه یزن بوئین زهرا در ترمیم زخم پوست آسیب دیده رتهای نر نژاد ویستار بود.
مواد و روشها: در این بررسی در شرایط In Vivo تعداد 36 سر رت نر بالغ در سه گروه کنترل (بدون هیچ نوع تیمار)، شم (تیمار با وازلین) و تجربی (تیمار با پماد عصاره گل ماهور در دوزهای مختلف) قرار گرفتند. روز جراحی روز صفر محسوب شده, بعد از انجام تیمار به مدت 10 روز، در روز 14 پس از جراحی رتها کشته شده و نمونهبرداری از بستر زخم هر رت جهت مطالعات هیستولوژیکی و رنگ آمیزی اختصاصی کلاژن، میانگین ضخامت اپیدرم و قطر فولیکول مو و عروق خونی انجام گرفت.
نتایج: نتایج بدست آمده از مطالعه برشهای بافتی پوست، افزایش معنا دار در قطر فولیکولهای مو در گروه تجربی تیمار با 3/1 دوز کشنده پماد عصاره نسبت به گروه کنترل و نیز افزایش معنیدار در ضخامت اپیدرم در گروههای تجربی تیمار شده با 4/1 دوز کشنده پماد عصاره نسبت به گروههای کنترل را نشان داد. علاوه بر آن افزایش معناداری در قطر عروق خونی گروه تجربی تیمار شده با پماد عصاره گیاه با 3/1 دوز کشنده نسبت به گروه کنترل مشاهده گردید.
نتیجه گیری نتایج حاصل از این بررسی نشان میدهد، مصرف خارجی عصاره الکلی برگهای یک ساله گیاه گل ماهور بر زخمهای پوستی در دوزهای بالا به دلیل ترکیبات سیتوتوکسیک در پماد عصاره گیاه باعث ایجاد مرگ سلول و بافتی در محل ترمیم میگردد، ولی در دوزهای پایینتر عصاره، ترمیم مشاهده میشود.
بررسی بیان اکتین آلفای ماهیچه صاف (α-SMA) در سلولهای درمی ضمائم پوستی به روش ایمونوهیستوشیمی
دوره 1، زمستان 89، زمستان 1389، صفحه 69-78
https://doi.org/10.52547/JCT.1.4.69
چکیده هدف: اکتین آلفای ماهیچۀ صاف (α-SMA) یک ایزوفرم اکتین است که در بسیاری از انواع سلولهای یوکاریوت وجود دارد. در این تحقیق نحوۀ بیان این پروتئین در ضمائم پوستی مورد مطالعه قرار گرفت.
مواد و روشها: در تحقیق حاضر بیان پروتئین آکتین آلفای ماهیچه صاف در سلولهای درمی سه نوع از ضمائم پوستی در شرایط in vitro و در یک مورد در شرایط in situ به روش ایمونوهیستوشیمی مورد مطالعه قرار گرفت.
نتایج: نتایج بدست آمده نشان داد که در شرایط in vitro این پروتئین تقریباً در تمام سلولهای پاپیلای درمی فولیکول موی ویبریسا بیان شد. سلولهای درمی بستر چنگال نیز با درصد بالایی این پروتئین را بیان نمودند، ولی فقط درصد کمی از سلولهای پاپیلای درمی فولیکول پر دارای این پروتئین مثبت بودند. در شرایط in situ این پروتئین بشدت در سلولهای پاپیلای درمی فولیکول پر و سایر بافتهای درمی قاعدۀ فولیکول بیان گردید.
نتیجه گیری: در این تحقیق برای اولین بار بیان α-SMAدر سلولهای درمی چنگال و پر، را در محیط کشت گزارش میشود. بعلاوه نتایج بدست آمده به همراه شواهد موجود توسط سایر محققین ثابت میکند که این پروتئین یک نقش اساسی در فعالیتهای طبیعی و ترمیمی پوست و ضمائم پوستی پستانداران و سایر مهرهداران بازی مینماید. همچنین بیان بسیار زیاد این پروتئین در فولیکول پر، موید نقش مهمتر این پروتئین در پرندگان نسبت به نقشی است که آن در فولیکول موی پستانداران برعهده دارد ولی تعیین دقیق این نقش به مطالعات بیشتری نیاز دارد.
بررسی استریولوژیک ساختار بافتی مری در بزهای بختیاری نر و ماده
دوره 4، بهار 92، بهار 1392، صفحه 71-76
https://doi.org/10.52547/JCT.4.1.71
چکیده هدف: هدف از این پژوهش ارزیابی ویژگیهای هیستومتری و استریولوژیک لایههای مختلف بافتی مری در دو جنس نر و ماده بز بود.
مواد و روشها: جهت بررسی ساختار میکروسکوپی مری بز بهوسیلهی روش استریولوژی، تعداد 8 رأس بز بالغ و سالم از دو جنس انتخاب و سپس ناحیهی گردنی دامها تشریح و مری خارج گردید. نمونههای بهدست آمده در محلول فرمالین بافر 10 درصد تثبیت شده و پس از تهیه مقاطع بافتی، با استفاده از رنگآمیزی هماتوکسیلین و ائوزین توسط میکروسکوپ نوری مطالعه شدند.
نتایج: نتایج نشان داد که ضخامت میکرومتری لایههای زیرمخاطی و ماهیچهای در ناحیهی سینهای و گردنی مری دارای اختلاف معنی دار هستند (05/0p <). نتایج استریولوژیک نشان داد که میانگین حجم در طبقهی ماهیچهای مری در جنس نر، افزایش معنی داری نسبت به جنس ماده دارد، ولی در طبقات دیگر اختلاف آماری معنی داری بین دو جنس مشاهده نشد (05/0p >).
نتیجه گیری: هر چند نتایج مورفومتری نشان داد که لایههای مختلف بافت مری دارای اختلاف معنی دار هستند اما نتایج استریولوژی هیچ گونه اختلاف معنی داری را نشان نداد.
تمایز اسکلروتومی سلولهای سومایتی همکشتی داده شده با نوتوکورد جنین جوجه
دوره 5، شماره 1، بهار 1393، صفحه 71-77
https://doi.org/10.52547/JCT.5.1.71
رزگار رهبری، محمد ماذنی، محمدقاسم گل محمدی، محسن سقا
چکیده هدف: سومایتها تودههای اپیتلیالی از سلولهای مزودرمی هستند که به اسکلروتوم و درمومیوتوم تمایز مییابند و نوتوکورد یا مزودرم محوری در تمایز سلولهای سومایتی به اسکلروتوم نقش دارد. هدف از این مطالعه بررسی نقش نوتوکورد در تمایز اسکلروتومی سومایتها در محیط آزمایشگاهی بود. مواد و روشها : در این مطالعه تجربی، پس از جدا سازی سومایتها و نوتوکورد از جنین جوجه و قرار دادن نوتوکورد ها در قطرات آلژینات، آنها با سومایتها بهمدت شش روز در محیط آزمایشگاهی همکشتی داده شدند. در گروه بدون هم کشتی نیز سومایتها بدون حضور نوتوکورد کشت داده شدند. سومایتهای تازه جدا شده وکشت داده نشده نیز بهعنوان سومایتهای روز صفر در نظر گرفته شدند. در نهایت مورفولوژی سلولهای سومایتی کشت داده شده با میکروسکوپ اینورت مورد ارزیابی قرار گرفت و سپس با روش RT-PCR بیان ژنهای تمایزی اسکلروتومی و درمومیوتومی در سلولهای سومایتی کشت داده شده بررسی شد. نتایج : در مقایسه با گروه کنترل، سلولهای سومایتی بهدنبال هم کشتی با نوتوکورد پتانسیل تمایز بهتری داشتند و مورفولوژی سلولهای مزانشیمی با زوائد متعدد و باریک را نشان دادند. پروفایل بیان ژنی نیز حاکی از بیان ژنهای Pax1 و BMP4 و بیان ضعیف MyoD در سلولهای سومایتی بهدنبال هم کشتی با نوتوکورد بود که از ویژگیهای تمایز به سلولهای اسکلروتومی محسوب میشود. نتیجه گیری: نوتوکورد رویانی در محیط آزمایشگاهی بهدنبال افزایش بیان ژنهای دخیل در تمایز اسکلروتوم سبب القای این تمایز در سومایتها میگردد.
مطالعه اثر کادمیوم بر مراحل تکوین و الگوی پروتئینی بساک و دانههای گرده گل اطلسی ( Petunia hybirda Juss.)
دوره 6، شماره 1، بهار 1394، صفحه 71-86
https://doi.org/10.52547/JCT.6.1.71
عبدالکریم چهرگانی راد، حسن رمضانی، فریبا محسن زاده، زهرا بقایی فر، حسن باب الحوائجی
چکیده هدف: کادمیوم یکی از آلایندههای جوی و بخشی از ذرات خروجی خودروهای دیزل است و هدف پژوهش حاضر تعیین اثرات کادمیوم بر روند تکوین و الگوی پروتئینی بساک و دانههای گرده گل اطلسی که بهطور متداول در فضای سبز اکثر شهرهای بزرگ کشت میشوند، میباشد.
مواد و روشها: گیاهان اطلسی در گلدانهای آزمایشگاهی کشت داده شده و با غلظتهای مختلفی از CdCl2 بهصورت اسپری تیمار شدند. گلها در مراحل مختلف تکوین برداشت شده و در فیکساتور FAA70 (فرمالین: استیک اسید: اتانول، 17:1:2) تثبیت و در مطالعات تکوینی به کار برده شدند. دانههای گردهی گروههای مختلف نیز جمعآوری شده و پس از استخراج پروتئین با روش الکتروفورز مطالعه شد. تجزیه تحلیلهای آماری با استفاده از نرمافزار آماری SAS(نسخه 1/9) و با روش آنالیز واریانس یک طرفه انجام شد.
نتایج: فرآیند تکوین بساک و دانههای گرده در گیاهان شاهد از الگوی کلی گیاهان دو لپه پیروی میکند اما در گیاهان تحت تیمار با کادمیوم، تغییرات و ناهنجاریهایی مشاهده گردید. بی نظمی در دیواره بساک، تشکیل دانههای گرده چروکیده و واکوئله، کاهش توان زیستی، آسیب دیواره اگزین و تشکیل باندهای پروتئینی جدید از اثرات تیمار با کادمیوم میباشد.
نتیجهگیری: کادمیوم (بهعنوان یک آلایندهی جوی) مراحل نموی بساک و دانههای گرده را تحت تاثیر قرار داده و موجب بروز انواعی از ناهنجاریها و کاهش توان زیستی گردهها میگردد. تولید پروتئینهای جدید (پروتئینهای سم زدا) یکی از پاسخهای گیاه به استرس آلودگی است.
هیستومورفولوژی و هیستومتری پوست ناحیه سر در ماهی شیر بت (Barbus grypus)
دوره 3، بهار 91، بهار 1391، صفحه 73-81
https://doi.org/10.52547/JCT.3.1.73
چکیده هدف: از آنجاییکه در خصوص موفولوژی پوست گونه ( (Barbus grypusمطالعه ای انجام نشده است، تحقیق حاضر انجام گرفته تا امکان استفاده از آن در سایر مطالعات تخصصی مانند هیستوپاتولوژی و سایر علوم مربوطه فراهم گردد.
مواد و روشها: از پوست نواحی مختلف سر 20 قطعه ماهی نمونههایی به ضخامت 5 میلی متر تهیه و در محلول تثبیت کننده بوئن قرار گرفته و سپس به روش استاندارد تهیه لامهای بافت شناسی انجام پذیرفت. برای مطالعات میکروسکوپ الکترونی پس از ثبوت اولیه و ثانویه و آبگیری در داخل رزین آغشته گردیده و پس از تهیه برشهای فوق نازک 50 نانومتر در داخل یورانیل استات رنگ آمیزی گردیدند.
نتایج: بر اساس نتایج پوست نواحی سر، لب و سبیلک علی رغم وجود اختلاف ساختاری از دو طبقه شامل اپیدرم و درم که بر روی بافت همبند سست بهنام هیپودرم قرار گرفته تشکیل شده است. همچنین پوست این نواحی را از لحاظ پراکنش سلولهای مورد مطالعه به نواحی مختلف میتوان تقسیم بندی کرد. در مطالعات میکروسکوپ الکترونی سلولهای جامی شکل حاوی گرانول های متعدد موکوسی و سلولهای خاردار و هشدار دهنده توسط یک هسته هیپر کروماتین در بر گرفته که در مورد سلولهای هشدار دهنده نمود بیشتری داشت.
نتیجه گیری: براساس مطالعه انجام شده، بافت پوست در نقاط مورد مطالعه در ماهی شیر بت از نظر ساختار میکروسکوپ نوری و الکترونی تفاوتهایی به بافت پوست در سایر گونهها داشته اما دارای شباهتهایی بوده که قابل گزارش می باشد.
اثرات فیزیولوژیکی رقیقکننده انجماد مغناطیسی شده بر پارامترهای سلولی، شیمیایی و باروری اسپرم خروس پس از انجماد
دوره 8، شماره 1، بهار 1396، صفحه 77-87
https://doi.org/10.52547/JCT.8.1.77
محسن شرفی، زهرا عسگریان زاده، محمد امیر کریمی ترشیزی
چکیده هدف: این مطالعه بهمنظور بررسی اعمال شدتهای مختلف میدان مغناطیسی بر محیط انجمادی اسپرم انجام شد.
مواد و روشها: در این آزمایش از القای میدان مغناطیسی با شدتهای 0، 2000، 4000 و 6000 گوس، بهمنظور تعیین شدت بهینه در طی فرآیند انجماد-ذوب استفاده شد. نمونههای منیاز 10قطعهخروسگلهمرغمادرگوشتی24هفتهنژادراس308بااستفادهازروشماساژشکمی جمعآوریشد. در این پژوهش تیمارهای آزمایش شامل: 1) رقیقکننده معمولی، 2) رقیقکننده مغناطیسی شده با شدت G2000، 3) رقیقکننده مغناطیسی شده با شدت G4000 و رقیقکننده مغناطیسی شده با شدتG 6000 بود. رقیقکننده مورداستفاده در این تحقیق، رقیقکننده Lake بود. این رقیقکننده با سطح 1 درصد لسیتین سویا و 5 درصد گلیسرول ترکیب و سپس بر اساس تیمارهای آزمایشی ذکر شده، با شدتهای مختلف امواج مغناطیسی روبرو شد. اسپرم رقیقشده بر اساس هر تیمار، پسازسردسازیدرپایوتهای 25/0 میلیلیتریمنجمدشد.پسازانجماد،فراسنجههاییهمچونتحرک کل،تحرکپیشرونده، مورفولوژیاسپرم،یکپارچگیغشایاسپرم،یکپارچگیآکروزوم،میزانتولیدمالوندیآلدهید، آپوپتوزیس و پتانسیلغشایمیتوکندری اسپرماندازهگیریشدند.
نتایج: نتایج نشان داد شدتهای مختلف میدان مغناطیسی هیچ تاثیر معنیداری بر جنبایی کل، جنبایی پیشرونده، یکپارچگی غشاء، مورفولوژی، پراکسیداسیون لیپیدی، یکپارچگی آکروزوم و سازوکارهای آپوپتوزیس اسپرم خروس ندارد. فقط پتانسیل غشا میتوکندری در گروه کنترل از سایر گروهها بیشتر بود (5/60 درصد، 05/0p <)
نتیجه گیری: ندارد باید اضافه شود
اثر حفاظتی ویتامین E بر شاخصهای اسپرماتوژنز در رتهای تیمار شده با Bisphenol A
دوره 7، شماره 1، بهار 1395، صفحه 81-89
https://doi.org/10.52547/JCT.7.1.81
ملک سلیمانی مهرنجانی، سمیرا نادری نورعینی
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی نقش بازدارندگی ویتامین E (VE) بر شاخصهای اسپرماتوژنز رتها بهدنبال تیمار با Bisphenol A بود. مواد و روشها: رتهای نر بالغ نژاد ویستار با میانگین وزنی10±231 گرم بهطور تصادفی به 4 گروه (6=n): کنترل، BPA (mg/kg/day250)، VE (mg/kg/day150) و BPA+ VE تقسیم شد. تیمار دهانی تا 56 روز و سه بار در هفته انجام گرفت. در پایان دوره تیمار، موشها کشته شد و بیضه چپ آنها توزین، فیکس و با روش Heidenhain's Azan رنگآمیزی شد. بررسیهای هیستولوژیک و مورفومتریک اسپرماتوژنز مورد ارزیابی قرار گرفت. دادهها با روش آماری One-Way ANOVA آنالیز و تفاوت میانگینها در حد (05/0(p < معنیدار در نظرگرفته شد. نتایج: وزن بیضه )01/0 (p <در گروه BPA نسبت به گروه کنترل کاهش معنیداری یافت. کاهش معنیداری (001/0p <) در میانگین قطر لولههای منیساز و ضخامت اپیتلیوم زایشی و شاخصهای ضریب تمایز لولهای، ضریب اسپرمیوژنز و ضریب میوزی در بافت بیضه رتهای تیمار شده با BPA در مقایسه با گروه کنترل مشاهده شد. در گروه BPA+VE، پارامترهای ذکر شده بهطور معنیداری تا حد گروه کنترل افزایش یافت )04/0.(p < نتیجهگیری: ویتامین E میتواند اثرات نامطلوب Bisphenol A را بر اسپرماتوژنز جبران کند و بنابراین میتواند بهعنوان یک مکمل درمانی در مورد سمیت Bisphenol A درنظر گرفته شود.
مطالعه هیستوپاتولوژیک و فراساختار اثرات آتنولل، پروپرانولل و دیلتیازم بر هپاتوسیتهای موش سفید کوچک آزمایشگاهی
دوره 2، تابستان 90، تابستان 1390، صفحه 157-164
https://doi.org/10.52547/JCT.2.2.157
چکیده هدف: در این مطالعه اثر سمیت زایی سه داروی ضد فشار خون (پروپرانولل، آتنولل و دیلتیازم) بر سلولهای کبد با یکدیگر مقایسه شده است.
مواد و روشها: داروها به مدت یک ماه همراه با غذا به موش های نر بالغ 8 هفته ای از نژاد NMRI داده شد. موشهای گروههای تجربی1، 2 و 3 روزانه به ترتیب 50 میلی گرم بر کیلوگرم آتنولل، 80 میلیگرم بر کیلوگرم پروپرانولل و 180 میلیگرم بر کیلوگرم دیلتیازم دریافت کردند. 12 تا 15 ساعت قبل از کشتن حیوانات غذای موشها قطع شد و پس از جراحی نمونههای بافت کبد مورد بررسی میکروسکوپی نوری و الکترونی قرار گرفتند. شاخص فعالیت هپاتیت نیز محاسبه شد.
نتایج: در گروه کنترل بافت ها طبیعی و بدون علائم پاتولوژیک بودند. تغییرات اصلی بافتی در گروه های تجربی شامل انفیلتراسیون پورتال لنفوسیتها و نکروز لقمه ای در هر سه گروه تجربی، و فیبروز وسیع در گروه پروپرانولل بود. تصاویر میکروسکوپ الکترونی نشان دهنده افزایش میزان ریبوزومها و انکلوزیونها در سلولهای کبدی در هر سه گروه تجربی بود. در موشهای دریافت کننده پروپرانولل تخریب میتوکندری و گسستگی غشاء مشاهده شد. در موشهای دریافت کننده دیلتیازم، شبکه آندوپلاسمی در هپاتوسیتها کاملاً تکه تکه شده و تمامی کریستاهای میتوکندریها آسیب دیده بودند.
نتیجه گیری: هر سه دارو از نظر کمی در موشهای نر باعث ایجاد مسمومیت کبد شدند. از لحاظ کیفی تصاویر میکروسکوپ الکترونی در دو گروه تیمار شده با پروپرانولل و دیلتیازم حکایت از سمیت شدید این دو داروست. از سه داروی مورد بررسی به نظر میرسد که دیلتیازم سمیت بیشتری برای کبد داشته باشند.
مقایسه پارامترهای اسپرمی و سلامت DNAاسپرم بین افراد بارور و واریکوسل
دوره 3، تابستان 91، تابستان 1391، صفحه 171-177
https://doi.org/10.52547/JCT.3.2.171
چکیده هدف: واریکوسل از جمله شایعترین علل ناباروری مردان می باشد که در آن عملکرد بیضه بطور پیشرونده آسیب می بیند. در این مطالعه پارامترهای اسپرمی و همچنین سلامت DNA بین بیماران واریکوسل و افراد بارور مقایسه شد.
مواد و روشها: این مطالعه بر روی 55 بیمار مبتلا به واریکوسل با درجه ПوIII و 25 فرد بارور انجام شد.پارامترهای اسپرمی (تعداد، تحرک و مورفولوژی اسپرم) و سلامت DNAاسپرم بر روی نمونهمایع منی بیماران ارزیابی گردید. جهت ارزیابی میزان شکستگی DNA از روش TUNEL (terminal deoxynucleotidyl transferase dUTP nick end labeling) استفاده گردید. داده ها با استفاده از آزمون t-test تحلیل شد.
نتایج: پارامترهای اسپرمی شامل تعداد، تحرک و مورفولوژی اسپرم به طور معنی داری در بیماران واریکوسل کیفیت پایین تری نسبت به افراد بارور داشتند. همچنین درصد اسپرمهای دارای آسیب DNA در این بیماران 43/1±34/14 نسبت به افراد بارور 36/1±2/9 افزایش معنی دار داشت. ارتباط پارامترهای اسپرمی و آسیب DNA اسپرم نشان داد که بین درصد آسیب DNA با غلظت اسپرم رابطهی معکوس و با اسپرمهای دارای مورفولوژی غیرطبیعی رابطهی مثبت و معنی داری وجود داشت.
نتیجه گیری: افزایش دمای بیضه افراد واریکوسل علاوه بر اینکه سبب کاهش کیفیت پارامترهای اسپرمی میگردد، DNA اسپرمها را نیز تحت تاثیر قرار داده و بنابراین این افراد با نقص در روند اسپرماتوژنز مواجه هستند.
بررسی تغییر در فعالیت آنزیمهای نوکلئاز ترجیح دهنده DNAی تک رشتهای، میزان پروتئین و کلروفیل طی تنش شوری در دو رقم حساس و متحمل گیاه جو (L. Hordeum vulgare)
دوره 4، تابستان 92، تابستان 1392، صفحه 187-195
https://doi.org/10.52547/JCT.4.2.187
چکیده هدف: این پژوهش به منظور بررسی تغییر در فعالیت آنزیمهای نوکلئازی ترجیح دهنده DNAی تک رشته ای (single stranded DNA preferring nuclease, SSPN)، میزان پروتئین و کلروفیل در گیاه جو در شرایط تنش شوری انجام شد.
مواد و روشها: یک رقم متحمل (صحرا) و یک رقم حساس جو (ریحان) در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار تحت تیمار شوری در دو غلظت صفر و 120 میلی مولار NaCl قرار گرفتند. آزمایش فعالیت نوکلئازی در دو pH6/5 و 7 در حضور محلول یک میلیمولار از کاتیونهای دو ظرفیتی Cu2+، Zn2+، Mg2+،Ca2+ و ماده کلات کننده EDTA روی DNAی تک رشته ای با استفاده از روش اسپکتروفوتومتری و ژل native-PAGE صورت گرفت.
نتایج: بیشترین فعالیت آنزیمی مربوط به یون Ca2+ در تیمار 120 میلیمولار نمک و در7 =pH و کمترین میزان فعالیت نیز مربوط به یون Cu2+ در تیمار صفر میلیمولار نمک و 6/5pH= بود.EDTA نیز باعث توقف، یا کاهش شدید فعالیت آنزیمهای نوکلئازی SSPN شد. در بررسی نتایج ژل، پنج آنزیم آشکار شدند که در میان آنها آنزیمهای 59، 47 و kD43 در هر دو pH6/5 و7 و آنزیمهای 41 و kD 34 تنها در 7PH= آشکار شدند. غلظت یون Na+در اثر تیمار شوری بهطور معنیداری در هر دو رقم افزایش نشان داد. غلظت K+ و نسبت K+/Na+، میزان کلروفیل و پروتئین در اثر تنش شوری در هر دو ژنوتیپ به طور معنی داری کاهش یافت.
نتیجه گیری: تنش شوری باعث افزایش فعایت نوکلئازی، کاهش میزان پروتئین و کلروفیل در هر دو رقم جو شد؛ اما این تغییرات در رقم متحمل نسبت به رقم حساس به طور معنیداری پایینتر بودند
ارزیابی برون تنی میزان مانایی سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از بافت چربی بر روی داربست سلولزدایی شده عصب سیاتیک متعلق به موشهای صحرایی نر هیپرگلیسمیک تیمار شده با بنفوتیامین
دوره 9، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 187-195
https://doi.org/10.52547/JCT.9.2.187
لیلا وفادارقاسمی، مرتضی بهنام رسولی، مریم مقدم متین، ناصر مهدوی شهری
چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر تیمار موشهای صحرایی هیپرگلیسمیک با بنفوتیامین بر میزان مانایی سلولهای بنیادی مشتق از بافت چربی بر روی داربستهای سلولزدایی شده عصب سیاتیک بوده است.
مواد و روشها: بعد از القای هیپرگلیسمی (STZ) و تیمار 4 و 8 هفتهای با بنفوتیامین از یکسوم میانی عصب سیاتیک، بهروش ساندل، داربستهای سلولزدایی شده تهیه شد. بهموازات آن، از بافت چربی سلولهای بنیادی استخراج، تکثیر و سپس در مرحله پاساژ 4 بر روی داربستها پیوند زده شدند. در روز هشتم پس از پیوند، ماتایی سلولها در محیط کشت توسط تست MTT و همچنین میزان چسبندگی سلولها بر روی داربست توسط میکروسکوپ الکترونی نگاره (SEM) مورد ارزیابی قرار گرفتند.
نتایج: در مقایسه با گروه سالم، میزان مانایی سلولها در محیط کشت محتوی داربستهای متعلق به موشهای صحرایی هیپرگلیسمیک تیمار نشده بهطور معنیداری کاهش یافت ولی بین گروه تیمارشده با بنفوتیامین و گروه سالم تفاوت معنیداری دیده نشد. بررسی SEM داربستها چسبندگی سلولها بر روی داربست را تایید کرد.
نتیجهگیری: هیپرگلیسمی احتمالا از طریق افزایش گلیکوزیلاسیون و تولید AGEs موجب کاهش اثرات القایی پروتئینهای ECM بر میزان مانایی و همچنین چسبندگی سلولها به داربست سلولزدایی شده میشود. چنین بهنظر میرسد که تیمار موشهای صحرایی هیپرگلیسمیک با بنفوتیامین با ممانعت از تغییرات متابولیک پیشرفته در پروتئینهای ECM از تغییرات ساختاری ECM جلوگیری میکند.
بررسی ارتباط بین ژنوتیپ آنزیم مبدل آنژیوتانسین (ACE) و عوارض دیررس ناشی از گاز خردل در مواجهیافتگان شیمیایی روستای زرده کرمانشاه
دوره 7، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 191-200
https://doi.org/10.52547/JCT.7.2.191
احمد همتا، حسنا فولادی منصوری
چکیده هدف: گاز خردل (SM) یک عامل آلکیلهکننده است که به پوست، چشم و سیستم تنفسی آسیب میرساند. همچنین پلیمورفیسم درجشدگی/حذفشدگی(I/D) ژن آنزیم مبدل آنژیوتانسین (ACE) در رابطه با بیماریهای قلبیعروقی و فیبروز ریوی مطالعه شده است. فراوانی الل D در بیماران با فیبروز ریوی نسبت به گروه کنترل بالاتر است. پس هدف از این پژوهش بررسی ارتباط بین ژنوتیپ آنزیم مبدل آنژیوتانسین (ACE) و عوارض دیررس ناشی از گاز خردل در مواجهیافتگان شیمیایی روستای زرده کرمانشاه است.
مواد و روشها: نمونه های خون از 34 نفر از مردم مواجه یافته با گاز خردل در روستای زرده استان کرمانشاه بهعنوان گروه مورد مطالعه و از 30 نفر از مردم شهرستان اسلام آباد غرب واقع در همین استان بهعنوان گروه کنترل گرفته شد. اطلاعات بیشتر درباره وجود سه عارضهی دیررس تنفسی، پوستی و چشمی ناشی از مواجهه با این گاز، از طریق پرسشنامه جمعآوری شد. ژنوتیپ ACE با استفاده از PCR و ژلالکتروفورز پیرو آن تعیین گردید.
نتایج: میزان بروز سه عارضه تنفسی، پوستی و چشمی بهترتیب 9/52، 50 و 1/44 درصد بود. فراوانی ژنوتیپی برای سه ژنوتیپ DD، ID و II در گروه مورد مطالعه، در افراد دارای عارضه تنفسی بهترتیب 5/0، 44/0و 06/0، در افراد بدون عارضه نیز به ترتیب 12/0، 69/0 و19/0 و در گروه کنترل این فراوانیها بهترتیب 3/0 و 53/0 و17/0 بودند. مشخص گردید که فراوانی ژنوتیپ DD در افراد دارای عارضه تنفسی بهشکل معنیداری نسبت به افراد بدون عارضه بالاتر است (22/6 = ، 045/0=P و 2 df=).
نتیجهگیری: این نتایج نشان داد که ژنوتیپ DD ژن ACE، خطر ابتلا به عوارض تنفسی گاز خردل را افزایش میدهد.
اثر نیتریک اکساید بر میزان رشد و برخی شاخصهای فیزیولوژیک گیاهچههای بادرنجبویه کشت شده در شرایط In vitro
دوره 6، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 195-203
https://doi.org/10.52547/JCT.6.2.195
صدیقه اسمعیل زاده بهابادی، آیت اله رضایی نودهی، شهلا نجفی
چکیده هدف: در این تحقیق، اثر سدیم نیتروپروساید بهعنوان عامل تولید کننده NO بر رشد، فعالیت آنزیمهای آنتی اکسیدانت و برخی شاخصهای فیزیولوژیک در کشت گیاهچههای بادرنجبویه مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روشها: پس از راه اندازی کشت گیاهچههای بادرنجبویه، گیاهچهها با غلظتهای مختلف نیتروپروساید (0، 25، 50 و 100 میکرو مولار) تیمارشدند. آنها بعد از 10 روز جهت بررسی رشد، میزان پروتئین، متابولیتهای ثانوی، میزان پراکسیداسیون لیپیدی و فعالیت آنزیمهای آنتی اکسیدانت برداشت شدند.
نتایج: نتایج نشان داد با افزایش غلظت سدیم نیترو پروساید رشد و میزان پروتئین کاهش یافت. میزان ترکیبات فنولی ، فلاونوئید کل و آنتوسیانین تحت تاثیر سدیم نیترو پروساید افزایش نشان داد. همچنین میزان مالون دی آلدئید بهعنوان محصول پراکسیداسیون لیپیدی نیز بهطور معنیدار افزایش یافت. فعالیت آنزیمهای کاتالاز و پراکسیداز در پاسخ به تنش اکسیداتیو بهترتیب در غلظتهای 50 و 25 میکرو مولار سدیم نیترو پروساید افزایش یافت در حالیکه فعالیت آنزیمها در غلظت 100 میکرو مولار کاهش نشان داد.
نتیجه گیری: بهطور کلی نتایج این تحقیق نشان داد سدیم نیترو پروساید بهعنوان مولد NO به آسیب غشا سلولی آسیب میرساند. بنابراین رشد را در گیاهچههای بادرنجبویه کاهش داده و سبب تنش اکسیداتیو در آنها میشود. برای مقابله با رادیکال آزاد تولید شده، میزان متابولیتهای ثانوی و فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانتی افزایش یافت.
بررسی اثر حفاظت نورونی عصاره هیدروالکلی گیاه نعناع Mentha pulegiumبر دژنراسیون نورون های حرکتی نخاع پس از کمپرسیون عصب سیاتیک در رت های نر نژاد ویستار
دوره 8، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 196-205
https://doi.org/10.52547/JCT.8.2.196
نگار مرتضی نیا، مریم طهرانی پور، جواد بهارآرا
چکیده هدف: این پژوهش بهمنظور بررسی اثرات محافظت نورونی عصاره هیدروالکلی گیاه نعناع بر دژنراسیون نورونهای حرکتی آلفای شاخ قدامی نخاع، پس از کمپرسیون عصب سیاتیک در رت انجام شد.
مواد و روشها: در این مطالعه 30 سر رت نر نژاد ویستار با وزن 200 تا 250 گرم بهصورت تصادفی به 5 گروه کنترل، کمپرسیون و گروههای تیمار با دوز های 50، 70 و 100 میلیگرم عصاره هیدروالکلی نعناع تقسیم شدند. بهمنظور ایجاد کمپرسیون، عصب سیاتیک با استفاده از قیچی قفل دار بهمدت 60 ثانیه در معرض کمپرسیون قرار گرفت. عصاره هیدروالکلی گیاه نعناع بهصورت تزریق درون صفاقی طی هفتههای اول و دوم پس از کمپرسیون صورت گرفت، پس از 28 روز از زمان کمپرسیون رتها تحت متد پرفیوژن از نخاع کمری ناحیه L4 تحت نمونه برداری قرار گرفتند و پس از نمونه برداری نخاع ناحیه کمری، دانسیته نورونها با روش دایسکتور و متد استریولوژی محاسبه و نتایج گروه ها با هم مقایسه شدند.
نتایج : دانسیته نورونی در گروه کمپرسیون نسبت به کنترل کاهش معنیدار و در گروه های تیمار نسبت به کمپرسیون افزایش معنیدار نشان داد (001/0p
