تهیه داربست زیستی مشتق از مثانه گوسفند و بررسی زیست سازگاری و ویژگی‮های مکانیکی داربست

نوع مقاله: علمی - پژوهشی

نویسندگان

دانشگاه محقق اردبیلی،دانشکده علوم پایه ،گروه زیست شناسی ، اردبیل ،ایران

چکیده

هدف: تهیه داربست زیستی مشتق از مثانه گوسفند با روش ترکیبی (فیزیکی وشیمیایی) و بررسی زیست سازگاری داربست
مواد و روش‏ها: سلول‏زدایی مثانه گوسفند به‏روش فیزیکی و شیمیایی انجام شد. قطعات مثانه به‏مدت 24 ساعت در فریزر 4- درجه سانتی گراد  قرار گرفته و هر 6 ساعت به‏مدت 10 دقیقه در محلول (1/0 درصد) سدیم‏ آزید گذاشته شد. بعد از 24 ساعت به‏مدت 2 و 1 ساعت به‏ترتیب در فریزر 20- و 40- درجه سانتی گراد  قرار داده شدند. سپس نمونه‏ها در 5 مرحله 2 دقیقه‏ایی توسط لوله سرد در ازت مایع قرارگرفته و توسط بافر فسفات نمکی حاوی (1/0 درصد) سدیم‏آزید شست‏وشو شدند. در سلول‏زدایی شیمیایی تمامی قطعات مثانه به‏مدت 24 ساعت در محلول سدیم‏ دودسیل سولفات همراه با همزدن آرام گرفته، پس از شست‏و‏شوی نمونه‏ها با آب مقطر، به‏وسیله اتانول 75 درصد و پراستیک اسید 2/0 درصد استریل شدند و در نهایت به‏مدت 24 ساعت در محلول نمک فسفات قرار گرفتند.
نتایج: مطالعات میکروسکوپی نوری و الکترونی نشان داد که سلول‏های بنیادی کشت شده بر روی داربست مثانه گوسفند، در روزهای 3، 5 و 7 با گذشت زمان سازگاری افزاینده داشته و در پایان روز 7 داربست مثانه بیشترین زیست سازگاری را نشان می دهد.
نتیجه‏گیری: مثانه گوسفند سلول‏زدایی شده، زیست سازگاری مناسبی را دارا بوده و به‏عنوان داربست زیست سازگار غیرسمی بالقوه در مهندسی بافت و پزشکی بازساختی می‏تواند مطرح شد.
 

تازه های تحقیق

-

کلیدواژه‌ها


مقدمه

مهندسی بافت بر اساس سه ترکیب اصلی بافت‏های بیولوژیکی، یعنی ماتریکس خارج سلولی، مولکول‏های پیام‏رسان و سلول بنیان نهاده شده است که به‏ترتیب توسط داربست، فاکتورهای رشد و سلول شبیه‏ سازی می‏شود. یکی از ویژگی‏های مهم داربست‏های مهندسی بافت داشتن شبکه متخلخل مرتبط به‏هم جهت رساندن اکسیژن، غذا و متابولیت‏های مورد نیاز، دفع دی‏اکسید کربن و سایر مواد دفعی، تشکیل ماتریکس خارج سلولی و رگزایی است (1، 2). این داربست‏های بیولوژیکی تشکیل شده از ماتریکس خارج سلولی هستند که عموما برای تجدید بنای بافت‏های آسیب‏ دیده یا بافت‏های از دست رفته استفاده می‏شود (3). به‏طور خاص ماتریکس مثانه‏ی خوک به‏عنوان داربست زیستی شناخته شده مورد بررسی قرار گرفته است که اجزای ماتریکس خارج سلولی آن شامل کلاژن، فیبرونکتین، لامینین، گلیکوزآمینوگلیکان‏ها، عوامل رشد، کموکاین و سیتوکین می‏باشد (4). بسیاری از این مولکول‏ها نقش تاثیر گذاری در مکانیسم‏های پاسخ به بافت آسیب دیده دارند. علاوه‏براین چندین مولکول در ساختمان ماتریکس مثانه خوک یافت شده است که اثرات قابل ملاحظه‏ای بر روی رفتار سلول بعد از تخریب دارد. به‏عنوان مثال پپتید کوچک RDG که در فیبرونکتین یافت شده است در اتصال سلول‏ها با گیرنده‏ی اینتگرین درگیر است (5). داربست مثانه به‏طور موفقیت‏آمیز درترمیم بخش‏های مختلف بدن از جمله قلب (6) دستگاه ادراری تحتانی (7) بافت ریه (8) مری (9) به‏صورت موفقیت‏آمیز استفاده شده است. داربست‏های طبیعی عبارتند از داربست‏هایی که از مواد موجود در طبیعت، بدن انسان، گیاهان، حشرات یا حیوانات به‏دست می‏آیند. داربست‏های آلی شامل کلاژن، فیبرونکتین، کیتوزان، ژلاتین، فیبرین و آلژینات می‏باشند. این مواد اغلب سوبسترای طبیعی برای چسبندگی، تمایز و تکثیر سلول‏ها فراهم می‏کنند، اما این گروه از داربست‏ها خصوصیات مکانیکی ضعیف و غیرقابل کنترلی دارند (10). 
ماتریکس خارج سلولی شامل کمپلکس متفاوتی از ساختار و عملکرد پروتئین‏ها است که نقش مهمی در مورفوژنز و حفاظت از سلول و ساختار بافت بازی می‏کنند داربست‏های ماتریکس خارج سلولی شامل مولکول‏های ساختاری و عملکردی ترشح شده توسط سلول‏های هر بافت بوده و بنابراین ترکیب بندی و توزیع ترکیبات ماتریکس خارج سلولی به منبع بافت بستگی دارد. ماتریکس خارج سلولی تشکیل دهنده این داربست‏ها از انواعی بافت‏ها از جمله دریچه‏های قلبی، لایه زیر مخاطی روده کوچک و مثانه مشتق شده است. ساختار و عملکرد مولکول‏های ماتریکس خارج سلولی شرایط ارتباط سلول‏ها با سلول‏های مجاور و ارتباط سلول‏ها با محیط خارج را فراهم می‏کند (11). هدف از این پژوهش تولید داربست زیستی مشتق از مثانه و بررسی زیست سازگاری داربست سلول‏زدایی شده به‏وسیله سلول‏های بنیادی مزانشیمی جدا شده از مغز استخوان ران موش صحرایی می‏باشد. 

 

مواد و روش‌ها

مواد: 1- محیط کشت سلولی گلوکز پایین ((DMEM_LG تهیه شده از شرکت (GIBCO) 2- سرم جنین گاوی ((FBS  از شرکت (Biowest) 3- دی‏متیل سولفوکسید (DMSO) ( Merckآلمان) 4- تریپان بلو تهیه شده از شرکت (Merck آلمان) 5- اتیلن دی‏آمین تترا استیک اسید (EDTA) تهیه شده از شرکت (GIBCO) 6- پلیت 24 خانه (Nest) 7- فلاسک کشت T-25 (Nest) 8- دی‏متیل تیازول (MTT) از شرکت ( Atocel)

تهیه داربست مثانه: برای تهیه داربست سلول زدایی شده مثانه گوسفند، 8 عدد مثانه گوسفند از کشتارگاه اردبیل تهیه شده و در محلول نرمال سالین 9/0 قرار داده و به آزمایشگاه انتقال داده شد. مثانه به‏طور کامل با قیچی نوک تیز باز شده و به قطعات مساوی تقسیم و به‏داخل یک عدد لوله فالکون منتقل شدند. سپس سریعا مرحله سلول زدایی فیزیکی مثانه آغاز شد. با توجه به این‏که عوامل موثر زیادی برای سلول زدایی هر بافت و ارگان وجود دارد که این عوامل بستگی به‏چند فاکتور شامل تعداد سلول‏های بافت، چگالی، محتوای لیپید و ضخامت بافت دارد (12) از روش ترکیبی فیزیکی (13، 14) وشیمیایی (15، 16) برای سلول زدایی استفاده شد. به‏طوری‏که قطعات مثانه به‏مدت 24 ساعت در فریزر 4- درجه سانتی‏گراد قرار گرفتند و هر 6 ساعت یک‏بار به‏مدت 10 دقیقه در آب مقطر حاوی (1/0 درصد) سدیم آزید استریل قرار گرفتند. بعد از پایان 24 ساعت، به‏مدت 2 ساعت در فریزر 20- و 1 ساعت در 40-  درجه سانتی گراد قرار گرفته شد و سپس آماده قرارگیری در ازت مایع شدند، به‏طوری‏که مثانه‏ها در 5 مرحله 2 دقیقه‏ایی توسط کرایو تیوب در ازت مایع قرارگرفتند و سپس توسط فسفات بافر سالین حاوی (1/0 درصد) سدیم آزید شست‏و‏شو شدند. بدین ترتیب سلول زدایی به‏روش فیزیکی به پایان رسید. در روش سلول زدایی شیمیایی، تمامی قطعات مثانه به‏مدت 24 ساعت در محلول سدیم دودسیل سولفات (SDS) همراه با چرخش آرام قرار داده شدند سپس نمونه‏ها توسط آب مقطر استریل شست‏وشو شده و به‏وسیله اتانول 75 درصد و پراستیک اسید 2/0 درصد استریل شدند و در نهایت به‏مدت 24 ساعت درPBS   قرار گرفتند. بدین ترتیب داربست مثانه گوسفند تهیه شد. داربست‏ها در فریزر 20- درجه نگه‏داری شدند.

بررسی ویژگی‏های فیزیک و شیمیایی داربست توسط طیف سنجی FTIR: به‏منظور بررسی ساختار ترکیبات داربست مثانه از طیف سنجیFTIR  استفاده شد. برای این کار ابتدا داربست مثانه به قطعات کوچک تقسیم شده و بعد از خشک شدن توسط خشک کن انجمادی (فریز درایر)، به‏وسیله طیف سنجی FTIR مورد بررسی قرار گرفت. (شکل1) و (جدول 1)

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


شکل1 :  طیف سنجی (FTIR) طیف مربوط به داربست مثانه دارای سلول

 


جدول 1: موقعیت پیک های (FTIR) برای داربست مثانه

 

 

 

 

 

 

 


 

مطالعه مورفولوژی داربست مثانه به‏وسیله‏ی میکروسکوپ نوری و الکترونی: ابتدا داربست‏ها به‏منظور بررسی توسط میکروسکوپ نوری، پس از خشک کردن در خشک کن انجمادی در قالب پارافینی قرار داده و برش داده شد و پس از رنگ‏آمیزی در زیر میکروسکوپ نوری بررسی شد . برای بررسی ویژگی‏های مورفولوژیکی

 

 

داربست توسط میکروسکوپ الکترونی SEM تصاویر سه بعدی تهیه شد. برای تهیه‏ی این تصاویر ابتدا داربست‏ها به قطعات کوچک‏تر تقسیم شده سپس داربست‏ها با الکل، آب‏گیری شده و داخل خشک‏کن انجمادی قرار گرفت و داربست‏ها پس از خشک شدن توسط میکروسکوپ عکس‏برداری شدند (شکل 2).

 


A

B

شکل 2 : تصویر SEM اتصال سلول‏های بنیادی بر روی داربست مثانه. A) تصویر نشان دهنده‏ی اتصال سلول‏ها روی سطح داربست می‏باشد B) داربست فاقد سلول

 


کشت سلول بر روی داربست‏ها: داربست‏ها به‏مدت 24 ساعت در اتانول70 درصد قرار داده شدند و پس از خشک شدن داربست‏ها دو طرف آن تحت اشعه فرابنفش قرار گرفت و سلول‏ها به‏وسیله روش چکاندن روی داربست قرار داده شد (17). مورفولوژی و نحوه اتصال سلول‏ها بر روی سطح داربست‏ها به‏وسیله تصاویر حاصل از میکروسکوپ الکترونی مورد مطالعه  قرارگرفت.

زیست سازگاری داربست‏ها: میزان زیست سازگاری سلول‏ها در این سنجش برمبنای کاهش فعالیت آنزیم میتوکندریایی در سلول‏های بنیادی مزانشیمی مشتق از مغز استخوان کشت شده بر روی داربست‏ها، با استفاده از

روشMTT  تعیین شد. همان‏گونه که در ( نمودار 1) مشخص است، میزان زیست سازگاری این سلول‏ها روی داربست در روزهای 3، 5 و 7 مورد بررسی قرار گرفت .


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار1 : بررسی میزان بقا MSC برروی داربست مثانه بر طبق سنجش MTT (3n= ،maen±SE (standard error) ، 05/0>p)

 


سنجش تخریب‏پذیری داربست‏ها:  مطالعه تخریب پذیری داربست مثانه در محلول بافر فسفات در محیط آزمایشگاهی و در 4/7 pH= انجام شد.24  عدد از داربست در ابعاد cm2 1×1 توزین شد. سپس به‏منظور استریل کردن، نمونه‏ها به‏مدت یک شب در اتانول غوطه‏ور شده و سپس به‏مدت یک ساعت در معرض اشعه فرابنفش قرار گرفتند. داربست‏ها در 8 عدد لوله فالکون حاوی 10 میلی‏لیتر محلول نمکیPBS  قرار داده شدند. و در دمای 37 درجه سانتی‏گراد انکوبه شدند. طول دوره انکوباسیون 30 روز در نظر گرفته شد و هر 5 روز سه تا از نمونه‏ها از بافر خارج شده و پس از اندازه‏گیری pH بافر آب سطح نمونه‏ها توسط کاغذ صافی گرفته شد و سپس نمونه‏ها وزن شدند(Wa)  به‏منظور خارج کردن نمک‏های معدنی محلول، همان نمونه‏ها با مقدار زیادی آب دوبار تقطیر شسته و در دمای اتاق خشک شدند. نمونه‏های خشک شده نیز توزین شده و وزن آن‏ها ثبت شد. (Wt) با استفاده از رابطه‏های زیر، درصد جذب آب (WA)، کاهش وزن (WL) داربست‏ها و نیز تغییرات pH بافرها محاسبه و نمودارهای مربوط به آن‏ها رسم شد (نمودار2).

WA%=(Wa-W0)/W0×100

WL%=(Wt-W0)/W0×100

 توزیع اندازه‏ی منافذ داربست‏ها:چگونگی توزیع منافذ در سطح داربست‏های مثانه با استفاده از نرم افزار Image j انجام شد و نتایج به‏دست آمده مورد بررسی قرار گرفت (شکل 3)

 


 


 

A

 

B


نمودار2: (A  نمودار کاهش وزن داربست مثانه (bladder) در تست تخریب پذیری  (B نمودار جذب آب داربست مثانه ((bladder در تست تخریب پذیری

 


 


A

B

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

شکل 3 : تصویر چگونگی توزیع منافذ داربست مثانه: A )تصویر SEM  B)تصویر گرافیکی از موقعیت منافذ  C)نمودار توضیع منافذ

 


نتایج


مطالعات میکروسکوپ الکترونی نگاره

تصاویر میکروسکوپ الکترونی حاصل از سطح داربست نشان دهنده‏ی ساختمان متخلخل داربست می‏باشد. بررسی تصاویر SEM از سطح داربست نشان دهنده‏ی پراکندگی یکسان منافذ در سطح داربست می‏باشد که از نظر فیزیکی سطح بزرگ‏تری را برای اتصال بهینه سلول‏ها فراهم می‏کند (شکل 3). استفاده از سدیم دودسیل سولفات و پراستیک اسید در تهیه داربست باعث ایجاد منافذ بزرگ در سطح داربست می‏شود. نتایج نشان می‏دهد که استفاده از روش ترکیبی (فیزیکی، شیمیایی) موجب ایجاد منافذ بزرگ و منظم می‏شود.

 

توزیع اندازه‏ی منافذ داربست‏ها

چگونگی توزیع منافذ در سطح داربست‏های مثانه با استفاده از نرم افزار Image j انجام شد و نتایج به‏دست آمده در نمودارها نشان داد که اندازه بزرگ‏ترین منفذ در داربست 107×4 نانومتر مربع می‏باشد (جدول 2).

 

 

جدول 2: تعداد و درصد منافذ موجود در سطح داربست

 

 

تعداد منافذ

مساحت اندازه گیری شده

مجموع مساحت کل منافذ

میانگین مساحت منافذ

درصد منافذ

30

7853892145 nm2

 376986823 nm2

12566227 nm2

8/4%

 


طیف سنجی FTIR                                          

به‏منظور بررسی ساختار ترکیبات داربست مثانه از طیف سنجیFTIR  استفاده شد. نتایج حاصل در شکل 1 نشان داده شده است.

زیست سازگاری داربست‏ها

میزان سازگاری سلول‏ها در این سنجش بر مبنای کاهش فعالیت آنزیم میتوکندریایی در سلول‏های بنیادی مزانشیمی مشتق از مغز استخوان موش صحرایی کشت شده بر روی داربست تعیین شد. همان‏گونه‏که در نمودار 1 مشخص است میزان زیست سازگاری این سلول‏ها روی داربست از روز سوم تا روز هفتم در حال افزایش است. بررسی زیست سازگاری داربست نشان می‏دهد که در پایان روز 7 بیشترین زیست سازگاری را داشت که نشان دهنده غیرسمی بودن داربست و مناسب بودن داربست برای رشد سلول بود و  سلول‏های بنیادی روی داربست مثانه زیست‏پذیر هستند .

سنجش تخریب پذیری داربست

جذب آب داربست: بررسی میزان جذب آب در طی 5 روز اول در داربست نشان دهنده‏ی افزایش جذب در روزهای اول بود. این افزایش جذب تا روز پنجم ادامه یافت از روز پنجم تا روز 30 با تخریب داربست، میزان جذب روند کاهشی داشت. داده‏ها نشان می‏دهد تخریب پذیری و جذب آب از روز 15 تا 25 ثابت باقی مانده است.

کاهش وزن داربست: درصد کاهش وزن در روزهای پنجم و دهم در حد صفر بود ولی از روز دهم تا پایان روز 30 نرخ تخریب افزایش یافت. در روز دهم با ورود کامل PBS درون بافت مثانه، تخریب داربست افزایش یافت. بررسی داده‏ها نشان داد که حد اکثر 16 درصد از وزن داربست پس از 30 روز کاهش می‏یابد (نمودار2).    

      ارزیابی داربست سلول‏زدایی شده از مثانه گوسفند

بافت مثانه ی گوسفند با روش ترکیبی (شیمیایی و فیزیکی) سلول‏زدایی شد و و قطعات داربست سلول‏زدایی شده بعد از مرحله خشک کردن در قالب های پارفین قرار گرفت و برای اثبات درست بودن روش سلول‏زدایی رنگ آمیزی ائوزین-هماتوکسیلین شد و مورد ارزیابی قرار گرفت که سلول و هسته در سطح داربست وجود نداشت (شکل 4).

 

A

B

شکل 4: تصویر میکروسکوپ نوری از داربست مثانه: A)داربست سلول زدایی شده بافت مثانهB ) مثانه قبل از سلول زدایی

 

 

بحث

مهم‏ترین گام در مهندسی بافت ، انتخاب بیومواد مناسب برای ساخت داربست است (18). داربست مطلوب الگویی برای بازسازی بافت است و نقش کلیدی در شکل‏گیری ساختار نهایی بافت مهندسی شده و عمل‏کرد نهایی آن برعهده دارد (19). بیومواد مورد استفاده در داربست باید از چسبندگی، رشد وتکثیر سلولی، هم در In vivo و هم در شرایط Invitroحمایت به‏عمل آورند (20). Ami go Nو همکاران در مطالعه‏ای نشان دادند، داربست‏های ماتریکس مثانه خوک برای ترمیم پریکارد ، ویژگی‏های مناسبی دارد و همچنین باعث بازگرداندن خصوصیات بافتی می‏شود که می‏تواند به کاهش چسبندگی بعد از عمل و جلوگیری از عوارض مرتبط با آن کمک کند (21).Sabetkish S  و همکاران در مطالعه‏ای توانستند با حفظ ساختار ماتریکس سلولی و حذف سلول در مثانه خرگوش، سلول‏زدایی را انجام دهند (22) داربست‏ها باید چندین ویژگی ضروری نظیر زیست سازگاری، زیست تخریب‏پذیری و فعالیت زیستی را داشته باشند. در این مطالعه تهیه داربست مثانه با روش ترکیبی (فیزیکی، شیمیایی) و بررسی ویژگی‏های مکانیکی آن و زیست سازگاری سلول بنیادی بر روی آن مورد ارزیابی قرار گرفت. تصاویر حاصل از سلول‏های کشت شده بر روی داربست نشان دهنده‏ی این است که داربست مثانه دارای منافذ مناسب و چسبندگی خوب برای اتصال و رشد سلول در سطح آن می‏باشد. نمودارهای حاصل از تست MTT در روزهای مختلف هم اشاره به شرایط زیستی مناسب سلول‏ها در سطح داربست‏ها را دارد به‏طوری‏که از روز سوم تا روز هفتم رشد سلول‏ها در حال افزایش می‏باشد. 1/0 درصد SDS ثابت یک عامل بسیار موثر سلول‏زدایی بافت مثانه با حداقل اثرات بر سفتی، به‏وسیله مدول یانگ نشان داده شد تعدادی از تکنیک‏ها برای استریلاسیون ترمینال از جمله اشعه گاما، اکسید اتیلن، گلیسیرین وPAA  مورد بررسی قرار گرفته است. راه حل  PAA 1/0 درصد یک عامل موثر برای استریل کردن به‏اندازه کافی ماتریکس مثانه گوسفند سلول‏زدایی شده است، بدون داشتن یک اثر مضر بر روی خواص مکانیکی داربست تجربه ما در این مطالعه و سایر مطالعات ما نشان می‏دهد که ضخامت بافت، تراکم و سلول‏زدایی ناقص احتمالا مانع نفوذ PAA به شکاف‏های ماتریس، و در نتیجه استریلاسیون ناکافی است بنابراین، این روش تنها برای ماتریس نسبتا نازک است که در آن آرایش کلاژن بیش از حد جمع و جور نیست، مناسب است. داربست ماتریکس مثانه گوسفند به‏دست آمده در اثر پردازش با 1/0 درصد SDS به‏دنبال sterilization با پراستیک اسید قادر به پشتیبانی از رشد سلول‏های مثانه انسان بود. هیچ شواهدی از سمیت سلولی در آزمایش پیدا نشده است. در واقع تکثیر سلول‏های بنیادی مغز استخوان نشان دهنده حضور فاکتورهای رشد می‏باشد. مورفولوژی داربست بدون سلول و دارای سلول به‏وسیله میکروسکوپ الکترونی مورد بررسی قرار گرفت. داربست مثانه بعد از سلول‏زدایی به‏روش ترکیبی (فیزیکی، شیمیایی) و قرارگرفتن در (1/0 درصد) سدیم دودسیل سولفات و پراستیک اسید (1/0 درصد) مورد بررسی قرار گرفت که نشان دهنده‏ی سطوح متخلخل با منافذ مرتبط به‏هم بود. بنابراین می‏توان نتیجه گرفت روش ترکیبی (فیزیکی، شیمیایی) و سترون‏سازی با سدیم دودسیل سولفات و پراستیک اسید مطلوب بوده و منجر به رشد و تکثیر سلول‏ها شده است. دست‏یابی به چنین مقدار از تخلخل در بحث مهندسی بافت ضروری است زیرا این مقدار تخلخل باعث می‏شود که سلول‏ها به‏طور یکنواخت در سراسر سطح داربست پخش شود. در بررسی طیف سنجی FTIR داربست مثانه فاقد سلول و حاوی سلول تمایز یافته، سهم اصلی پیک‏های جذبی مربوط به پروتئین‏ها در حدود 3000، 2930، 2925، 2850، 1740 و 1450 cm-1 می باشد. و پیک‏های جذبی در حدود 1236 و 1080 مربوط به فسفات‏های متقارن و نامتقارن می‏باشد. پیک‏های جذبی مشاهده شده در حدود 1030 و 1200 cm-1 مربوط به کشش ارتعاشات C-OH کربو هیدارت کلاژن و CN ستون فقرات کلاژن و  CH2تکان ارتعاشات زنجیره‏های جانبی کلاژن می باشد. پیک جذبی در 1236 و1080 مربوط به PO2 (اسید نوکلئیک) و پیک‏های جذبی در 2925 و2850 مربوط به کشش ارتعاشات (CH2 ,CH3) فسفو لیپیدها می‏باشد. پیک‏های جذبی مربوط به (3000 تا 3500) مربوط به N-H و پیک جذبی (1650تا 1660 ) مربوط به آمید 1 و پیک (1540 تا 1550) مربوط به آمید 2 می‏باشد.پیک جذبی نزدیک به 1745 مربوط به C=O و پیک جذبی در محدوده (570-1100) مربوط به (PO4) می‏باشد.

 

نتیجه­گیری

از یافته‏های مطالعه حاضر می‏توان نتیجه گرفت که داربست تهیه شده از مثانه گوسفند فاقد سلول دارای شرایط لازم برای پذیرش و سپس رشد و تکثیر سلول‏های بنیادی مزانشیم به‏دست آمده از مغز استخوان موش صحرایی می‏باشد. با توجه به این‏که داربست مثانه یک داربست طبیعی است امید می‏رود که در آینده ‏بتوان در کاربردهای پزشکی از آن استفاده کرد.

 

تشکر و قدردانی

نویسندگان این مقاله از حمایت مالی دانشگاه محقق اردبیلی و دانشگاه علوم پزشکی آزاد اردبیل قدردانی می‏کنند.

1. Polak JM, Bishop AE. Stem cells and tissue engineering: past, present and future. Ann N Y Acad Sci. 2006; 1068:352-366.
2. Cao Y, Lees J. Scaffolds, stem cells and tissue engineering: A potent combination. Aust J Chem.  2005; 58(10): 691-703.
3. Tottey S, Johnson SA , Badylak SF, Crapo PM, et al.  The effect of source animal age upon extracellular matrix scaffold properties. Biomaterials. 2011; 32(1):128-36.
4. Ruoslahti E. RGD and other recognition sequences for integrins. Ann Rev Cell Dev Biol. 1996; 12: 697–715.
5. Robinson K, Li J, Mathison M, Redkar A, et al. Extracellular matrix scaffold for cardiac repair. Circulation. 2005; 112:135–143.
6. Badylak SF, Freytes DO, Gilbert TW. Extracellular matrix as abiological scaffold material: structure and function. Acta Biomater. 2009; 5(1): 1–13.
7. Petersen TH, Calle EA, Zhao L et al. Tissue-engineered lungs for in vivo implantation. Science. 2010; 329(5991): 538–41.
8. Stankus JJ, Freytes DO, Badylak SF, Wagner WR. Hybrid nanofibrous scaffolds from electrospinning of a synthetic biodegradable elastomer and urinary bladder matrix. J Biomater  Sci Polym Ed. 2008; 19(5):635–652 .
9.Parastoo Barati Dowom, Kambiz Roshanaei, Sajad Sahab Negah, Hadi Aligholi, et al.Functional Role of Natural and Synthetic Scaffolds in Tissue Engineering of Central Nervous  System. neurosci J shefaye khatam. 2016; 2(1):1-16.
10. Brown AL, Brook-Allred TT, Waddell JE, White J, et al. Bladder acellular matrix as a substrate for studying in vitro bladder smooth muscle-urothelial cell interactions. Biomaterials. 2005; 26(5): 529-543.
11. Crapo PM, Gilbert TW, Badylak SF. An overview of tissue and whole organ decellularization processes. Biomaterials. 2011; 32(12): 3233-3243.
12. Omae H, Zhao C, Sun YL, An KN, et al. Multilayer tendon slices seeded with bone marrow stromal cells: a novel composite for tendon engineering. J Orthop Res. 2009; 27(7): 937-942.
13. Gilbert TW, Sellaro TL, Badylak SF. Decellularization of tissue and organ. Biomaterials. 2006; 27(19): 3675-3683.
14. Abousleiman RI, Reyes Y, McFetridge P, Sikavitsas V. The Human Umbilical Vein: A Novel Scaffold for Musculoskeletal SoftTissue Regeneration. J Artif Organs 2008; 32(9): 735-742.
15. Barnes CA, Brison J, Michel R, Brown BN, et al. The surface molecular functionality of decellularized extracellular matrices. J Biomaterials. 2011; 32(1):137-143.
16. Mansourizadeh F, Asadi A, Oryan S, Nematollahzadeh A, et al. M. PLLA/HA Nano composite scaffolds for stem cell proliferation and differentiation in tissue engineering. Mol Biol Res Commun. 2013;2(1):1-10.
17. Jennifer CJ Chen, David J Goldhamer: Skeletal muscle stem cells. Reproduc Biol Endocrin. 2003; 1(1):1-7
18. Holzwarth JM, Ma PX. Biomimetic nanofibrous scaffolds for bone tissue engineeringBiomaterials.2011;32(36):9622-9629.
19. Ma PX. Biomimetic materials for tissue engineering. Adv Drug Deliv Rev. 2008; 60(2):184-198.
20. Marolt D, Campos IM, Bhumiratana S, Koren A, et al. Engineering bone tissue
 
from human embryonic stem cells. Proc Natl Acad Sci. 2012; 109(22): 8705-8709.
 
 
 
21. Amigo N1, Riganti JM2, Ramirez M2, Andrea L2, et al. Urinary Bladder Matrix Scaffolds Promote Pericardium Repair in a Porcine Model. 2020; 249:216-224.
22. Sabetkish S1, Sabetkish N1, Kajbafzadeh. AM2. In-vivo regeneration of bladder muscular wall with whole decellularized bladder matrix: A novel hourglass technique for duplication of bladder volume in rabbit model. 2019 Dec 27. pii: S0022-3468(19)30883-8.